وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ ﴿حجرات/11516

اى اهل ایمان ! نباید گروهى گروه دیگر را مسخره كنند ، شاید مسخره شده‏ها از مسخره كنندگان بهتر باشند ، ونباید زنانى زنان دیگر را [مسخره كنند] شاید مسخره شده‏ها از مسخره كنندگان بهتر باشند ، و از یكدیگر عیب‏جویى نكنید و یكدیگر را با لقب هاى ناپسند صدا نزنید ؛ بد نشانه و علامتى است اینكه انسانى را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت علامت‏گذارى كنند . و كسانى كه [از این امور ناهنجار و زشت] توبه نكنند ستمكارند.


عقوبت مسخره كردن بندگان خدا

مسخره كردن مردم چه نسبت به قیافه و شكل ، یا به خاطر فقر و تهی دستی ، و یا به علّت دین داری و ایمان ، و یا به سبب شغل و كار ، و یا به خاطر هر موقعیت و وضعی ، گناهی بزرگ و معصیت و خطایی است كه عقوبت و مكافات دنیایی و آخرتی به دنبال دارد .

مسخره كردن مردم در حقیقت توهین به شخصیت ایشان و تحقیر و خوار شمردن آنهاست .

قرآن مجید از مسخره كنندگان به عنوان منافق ، ستمكار و مفسد یاد می كند و آنان را مستحق عذاب دردناك می داند . 

وَإِذا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنوا قَالوا آمَنّا وَإِذا خَلَوا إِلَی شَیَاطِینِهِمْ قَالوا إِنّا مَعَكُم إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ ﴿بقره/143

«اینان هنگامی كه با اهل ایمان دیدار كنند میگویند ایمان آوردیم و چون با شیاطین شان كه سردمداران كفر و شركند» خلوت كنند می گویند با شماییم و هدف ما از برخورد با مؤمنان مسخره كردن آنان است»


رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند که خدای تبارك و تعالی فرموده :

مَن أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَد أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی (2)

«هركه به دوستی از دوستان من اهانت كند، یقیناً به جنگ با من كمین كرده!!»

  

امام صادق (علیه السلام) فرمودند :

هنگامی كه قیامت شود ، یك منادی ندا كند : روگردانان از دوستان من كجایند؟

پس گروهی كه صورتشان گوشت ندارد برخیزند.

در آن وقت گفته شود : اینان كسانی هستند كه اهل ایمان را آزردند و با آنان به دشمنی برخاستند و نسبت به آنها عناد ورزیدند و آنان را با درشتی و سرسختی در دینشان سرزنش كردند .

سپس فرمان رسد كه آنها را به دوزخ برند .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : خدای عز و جل فرموده :

قَد نَابَذَنِی مَن أَذَلَّ عَبدِی المُؤْمِنَ (3)

«كسی كه بنده ی مؤمن مرا خوار كند ، آشكارا به جنگ با من برخاسته!! »

آری ، به ریشخند گرفتن مردم و مسخره كردن آنان ، در حقیقت توهین كردن به آنان و آزار دادن روحی و كوچك شمردن آنهاست .

قرآن مجید به شدت مردان و زنان را از این كه به مسخره كردن یكدیگر اقدام كنند نهی می كند و مسخره كنندگانی كه از این كار زشت خود توبه نمی كنند ستمكار می داند. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2 ـ 3 ـ كافی : 2 / 351 ، باب من آذی المسلمین . . .  ، حدیث 2 و 6 .

4- حجرات : 11.






نوع مطلب : 01-06، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 49-حـجـرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399



34/52/107/117/168

189/198/366/465/515


یـاد مـرگ


حبط اعمال


و تبدیل سیّئات به حسنات


حجت الاسلام عالی












نوع مطلب : 31-36، 49-54، 103-108، 115-120، 163-168، 187-192، 193-198، 361-366، 463-468، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 39-سوره زمـر، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 14 دی 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/97﴾ 62  

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************





علّت بوسیدن حجر الاسود و سبب اخراج آن از بهشت چه 

بوده و اینکه وجه  میثاق بندگان است چیست؟


 ‏چرا حجر الاسود در این رکن قرار داده شده، 

نه در ارکان دیگر؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 164-مطلب شماره 360


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد از موسى، از عمر، از ابن سنان از ابو سعید قمّاط، از بكیر بن اعین، وى مى‏ گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: براى چه خداوند متعال را در ركنى كه فعلا در آن است قرار داد نه در اركان دیگر؟

و براى چه بوسیده مى‏ شود؟

و براى چه از بهشت اخراج شد؟

و براى چه میثاق و عهد بندگان در آن قرار داده شده نه در سایر اركان فدایت شوم از این علل مرا با خبر كنید كه سرگردان و متحیّر مى‏ باشم؟

بكیر(1) مى‏ گوید: امام علیه السّلام فرمودند:

از مسأله بسیار مشكل و سختى پرسیده و پى‏گیرى نمودى، پس بدان و دلت را فارغ بدار و گوش فرا بده ان شاء اللَّه به تو خبر مى‏ دهم، خداوند تبارك و تعالى حجر الاسود را كه سنگ گرانبهایى بود از بهشت بیرون آورد و نزد حضرت آدم قرار داد و در آن ركن را وضع كرد زیرا میثاق و پیمان خلائق در آن بود و توضیح آن این است كه:

زمانى كه ذریّه بنى آدم از پشت آنها خارج شده و حق تعالى در همان مكان از آنها اخذ میثاق نمود و ایشان را رؤیت كرد و نیز از همان مكان طیر و پرنده بر حضرت قائم علیه السّلام هبوط نمود، اوّلین كسى كه با قائم آل محمّد علیهم السّلام بیعت نمود همان طیر است كه به خدا سوگند جبرئیل علیه السّلام بود و به همان مقام حضرتش تكیه خواهد داد و آن تكیه‏ گاه حجّت و برهان است بر حضرت قائم علیه السّلام چنانچه شاهد است براى هر كسى كه با آن جناب در آن مكان وفاء به عهد كرده و نیز شهادت مى ‏دهد براى كسیکه میثاق و عهدى را كه خداوند از بندگان اخذ كرده است به آن حضرت اداء كند.


امّا علّت اینكه آن را بوسیده و استلامش مى كنند :

 علّتش آن است كه با این وسیله مردم تجدید عهد و میثاق نموده و بیعت خود را یك بار دیگر تجدید مى ‏نمایند و عهدى را كه از آنها در عالم میثاق گرفته شده به آن اداء مى‏ كنند، لذا در هر سال نزد حجر آمده و آن پیمان و میثاق را با آن تجدید مى‏ كنند مگر توجه نمى ‏كنى كه وقتى به حجر رسیدى مى ‏گوئى: امانتم را اداء كرده و میثاقم را تجدید نموده تا برایم شهادت دهى كه به عهدم وفاء نمودم.

به خدا سوگند غیر از شیعیان ما احدى آن عهد را وفاء نمى‏ كند و اساسا غیر از ایشان هیچ كس آن عهد و میثاق را نگه نداشته است.

و شیعیان هر گاه نزدش مى ‏آیند ایشان را شناخته و تصدیق شان مى‏ كند و دیگران كه به حضورش می‏رسند انكارشان كرده و در آنچه مى‏ گویند تكذیبشان مى‏ نماید و جهتش آن است كه غیر از شما شیعیان كسى آن امانت و عهد را حفظ و نگهدارى نكرده در نتیجه به نفع شما و بر علیه و ضرر دیگران شهادت مى ‏دهد یعنى شهادت مى‏ دهد كه شما به عهد وفا كردید و غیر شما آن را نقض و انكار كرده و به آن كفر ورزیده ‏اند و شهادت حجر در روز قیامت حجّت بالغه خداوند متعال بر علیه آنان است در روز قیامت حجر مى‏آید در حالى كه زبانى گویا و دو چشم دارد و این هیأت حجر همان صورت اوّلى او است كه تمام خلائق او را با آن صورت شناخته و انكارش نمى‏ كنند، بارى هر كسى با آن در دنیا به عهدش وفاء نمود و پیمان و میثاق را با استلامش تجدید كرد و بدین وسیله نشان داد آن را حفظ كرده و نگاه داشته و امانت را به آن تحویل داده البته حجر بر نفعش شهادت مى‏ دهد و هر كسى آن را انكار نموده و میثاق را فراموش نموده قطعا در حقّش شهادت به كفر و انكار مى ‏دهد.


و امّا علّت اخراجش از بهشت :

آیا مى ‏دانى اصل حجر الاسود چیست؟

بكیر مى‏ گوید: عرضه داشتم: خیر.

حضرت فرمودند: حجر فرشته‏ اى عظیم الشأن و از بزرگان ملائكه بوده و وقتى حق عزّ و جلّ از فرشتگان اخذ میثاق كرد او اوّلین نفرى از فرشتگان بود كه اقرار نمود و ایمان آورد لا جرم بارى تعالى بر جمیع مخلوقات امینش قرار داد و میثاق خلائق را در او به رسم امانت قرار داد و از تمام مخلوقات اقرار گرفت كه نزد او در هر سال اقرار به میثاق و عهدى كه خداوند از آنها گرفته است را تجدید نمایند.

سپس حق تعالى او را با آدم در بهشت قرین قرار داد تا وى را متذكّر میثاق مزبور نموده و نیز هر سال جناب آدم نزد او به عهد و پیمان گرفته شده اقرار كند و آن را بدین وسیله تجدید نماید، و وقتى آدم عصیان نمود و از بهشت بیرون شد خداوند متعال عهدى را كه از آدم و فرزندانش براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و وصیّش صلوات اللَّه علیه اخذ كرده بود از یاد آدم برد و وى را به نیسان انداخت[2] و او را متحیّر و مبهوت قرار داد و هنگامى كه حق جلّ و على توبه آدم را پذیرفت آن فرشته را (حجر) به صورت درّه‏اى سفید نمود و سپس از بهشت به طرف آدم پرتابش كرد، آدم در آن وقت در سرزمین هند بود و وقتى آن درّه را دید با آن انس گرفت ولى بیش از این كه آن جوهر و سنگ قیمتى است شناختى نسبت به آن نداشت، خداوند عزّ و جل آن سنگ را به نطق آورد و گفت: اى آدم آیا مرا مى‏ شناسى؟

آدم علیه السّلام گفت: خیر.

سنگ گفت: بلى مرا مى‏ شناسى منتهى شیطان بر تو غالب شد و پروردگارت را از یادت برد سپس به همان صورتى كه در بهشت با آدم بود در آمد و گفت: كجا رفت آن عهد و میثاق كه حق تعالى از تو گرفت؟

آدم پرید به سوى او و میثاق به یادش آمد و گریست و براى سنگ خضوع و خشوع نمود و آن را بوسید و اقرار به عهد و میثاق را نزد او تجدید كرد.

سپس خداوند متعال آن فرشته را به سنگ درّى سفید و شفاف و نورانى درخشنده تبدیل كرد، آدم علیه السّلام در مقام تجلیل و تعظیم بر آمده و آن را به دوش گرفت و هر گاه خسته مى ‏شد جبرئیل علیه السّلام آن را از آدم مى‏گرفت و با خود نقل مى ‏كرد و به همین منوال مى ‏رفتند تا به مكّه رسیدند، بارى پیوسته آدم علیه السّلام با آن مأنوس بود و در كنارش در مكّه به سر مى‏ برد و در هر روز و شب اقرار به میثاق و عهد میكرد و آن را تجدید مى‏ نمود.

سپس حق تعالى وقتى جبرئیل را به زمین فرستاد و كعبه را بنا نمود، جبرئیل به آن مكان كه بین ركن و باب بیت باشد فرود آمد و در آن مكان آدم را دید و این همان مكانى بود كه حق تعالى اخذ میثاق نمود و فرشته عهد و میثاق را در همان جا در خود فرو برد و به خاطر همین علّت حق تعالى حجر را در آن ركن قرار داد نه در ركن‏ هاى‏ دیگر، سپس حق تعالى آدم را از جاى بیت به طرف صفا و حوّا، را به جانب مروة راند بعد حجر را گرفت و با قدرتش در همان ركن قرار داد و وقتى آدم از صفا چشمش به حجر افتاد كه در ركن نصب شده اللَّه اكبر و لا اله الّا اللَّه گفت و خدا را تمجید و تعظیم نمود فلذا سنّت است كه در هنگام روبرو شدن با ركنى كه حجر در آن است از صفا تكبیر بگویند و خداوند عهد و میثاق را در آن حجر به ودیعه نهاد و در بین فرشتگان تنها او بود كه آن میثاق را در خود فرو برد زیرا خداوند وقتى از فرشتگان راجع به ربوبیّت خود و نبوّت حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و وصى بودن حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام اقرار خواست پشت ملائكه لرزید و اوّلین كسى كه سرعت نمود و به آن اقرار كرد همان فرشته (حجر) بود و از او محبّ ‏تر نسبت به محمّد و آل محمّد هیچ فرشته ‏اى نبود از این رو خداوند او را از بین آنها اختیار كرد و میثاق را در او نهاد و او روز قیامت خواهد آمد در حالى كه زبان گویا و چشم بینا داشته و براى تمام آنان كه با او در آن مكان تجدید عهد كرده و امانت را حفظ نموده‏اند شهادت خواهد داد.

محمّد بن على مؤلف این كتاب مى ‏گوید:

خبر مذكور با همین الفاظ و عباراتى كه نقل گردید حكایت شده و معناى:

 «انّ اللَّه أهبط الى ارضه و بنى الكعبة»

 آن است كه خداوند متعال وقتى آنها را به زمین فرو فرستاد یعنى آن فرشته و آدم و حوّا و جبرئیل را.

و مراد از «ارضه» بین ركن و مقام مى ‏باشد.

و این مكان ثواب و اجر بسیارى براى آدم داشت لذا در همان مكان حق تعالى اخذ میثاق نمود.

و امّا معناى «اخذ اللَّه الحجر بیده» مقصود از «ید» قدرت مى ‏باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)-ابوجَهم بکیر بن اعین بن سُنْسُن شیبانی کوفی، از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. خاندان او، آل اعین، از نخستین خانواده‌های شیعه در کوفه بودند. شماری از فرزندان بکیر نیز، تا زمان غیبت کبری امام عصر(عج) (قرن چهارم) در فقه و حدیث سرآمد بودند که نامدارترین آنها عبدالله بن بکیر و ابوغالب احمدبن محمد زُراری هستند.

(2)- مرحوم علیّین و ساده مجلسى عطّر اللَّه مرقده در مرآت العقول مى ‏فرماید:

كسانى كه انساء بر انبیاء را جایز ندانسته و مى‏ گویند: صحیح نیست خداوند متعال نسیان را بر انبیاء غالب كند مى ‏فرمایند مقصود از نسیان در اینجا ترك مى ‏باشد.





نوع مطلب : 01-06، 61-66، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 شهریور 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************







اسرار اینكه مقام ابراهیم علیه السّلام چرا بر چپ 

عرش مى ‏باشد؟

و

چرا مردم حجر و ركن یمانى را استلام كرده و دو ركن 

دیگر را استلام نمى‏ كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 163-مطلب شماره 359


حدیث (1)

 على بن حاتم، از على بن الحسین النحوى، از ابن فضّال، از ثعلبة بن میمون و غیرش از برید بن معاویه عجلى، وى مى ‏گوید: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم چرا مردم حجر و ركن یمانى را استلام كرده ولى دو ركن دیگر را استلام نمى‏ كنند؟

حضرت فرمودند:

عباد بن صهیب بصرى نیز از من همین سؤال را كرد و من به او گفتم:

به خاطر آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این دو را فقط استلام نمودند و آن دو ركن دیگر را مسّ نكردند و بر مردم لازم است آنچه را كه رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم انجام دادند، انجام دهند و به زودى به تو خبر خواهم داد غیر آنچه را كه به عباد خبر دادم و آن این است كه:

حجر الاسود و ركن یمانى در طرف راست عرش هستند و حق تبارك و تعالى امر فرموده آنچه در طرف راست عرش هست را استلام كنیم.

برید مى‏ گوید: عرضه داشتم: چطور مقام ابراهیم در سمت چپ عرش قرار گرفته؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه حضرت ابراهیم علیه السّلام در قیامت مقامى داشته و حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیز در قیامت مقامى دارند، مقام پیامبر اكرم در طرف راست عرش و مقام ابراهیم در جانب چپ عرش مى‏باشد از این رو مقام ابراهیم در قیامت در جاى خودش كه چپ عرش باشد قرار دارد و عرش پروردگار رویش به طرف ما است نه پشت آن[1].


حدیث (2)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة ابن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

در طواف بودم كه شخصى پرسید: چرا این دو ركن یعنى حجر و ركن یمانى را مردم مسح كرده ولى آن دو ركن دیگر را مسح نمى ‏كنند؟

در جواب گفتم: زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این دو را مسح نموده و آن دو ركن دیگر را مسح نفرمودند، و ما نباید متعرّض كارى شویم كه رسول گرامى صلّى اللَّه علیه و آله متعرّضش نشده‏ اند.


حدیث (3)

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عبد الجبّار از جعفر بن محمّد كوفى، از شخصى كه از اصحاب ما است مرفوعاٌ از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در طواف به ركن غربى رسیدند، ركن به آن سرور عرض كرد:

اى رسول خدا آیا من ركنى از اركان بیت پروردگارت نیستم؟ پس چرا مرا استلام‏ و مسّ نمى ‏كنند؟

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزدیكش رفته و به آن فرمودند: آرام بگیر، سلام بر تو باد، مهجور و كنار گذارده نشدى. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- در ذیل این عبارت مرحوم مجلسى اوّل شرحى ایراد نموده ‏اند كه در ذیل آن را مى ‏آوریم. مرحوم مجلسى اوّل فرموده: اگر بیت را در دنیا و قیامت محاذى عرش قرار داده و چنین تصور كنیم كه بیت به منزله مردى است كه صورتش به طرف مردم و به طرف باب مى‏باشد قهرا اگر ما به طرف بیت توجّه كنیم مقام ابراهیم طرف راست ما و حجر الاسود جانب چپ ما قرار گرفته و نسبت به بیت عكس است یعنى حجر الاسود جانب راست بیت و مقام طرف چپ آن واقع مى ‏باشد و همچنین است عرش نسبت به الآن و قیامت و حجر الاسود به منزله مقام پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده و ركن یمانى به مثابه مقام ائمه ما صلوات اللَّه علیهم اجمعین مى ‏باشد، و همان طورى كه مقام نبى و ائمه صلوات اللَّه علیهم در دنیا طرف راست بیت و به ازاء راست عرش مى‏باشد در آخرت نیز چنین مى ‏باشد زیرا عرش صورتش به طرف ما است نه پشتش زیرا اگر پشتش به طرف ما مى ‏بود لازم مى ‏آمد كه یمین و جانب راست تعلّق به ابراهیم داشته و طرف چپ متعلّق به نبى اكرم و ائمه طاهرین صلوات اللَّه علیهم اجمعین باشد در حالى كه گفتیم چنین نیست سپس مرحوم مجلسى فرموده: آنچه گفتیم تفسیر خبر به حسب ظاهر بود ولى ممكن است بگوییم تعبیر در روایت اشاره است به علوّ رتبه پیامبر ما صلّى اللَّه علیه و آله و افضلیّت آن سرور بر رتبه حضرت ابراهیم علیه السّلام كه افضل انبیاء بعد از پیامبر اكرم و ائمّه علیهم السلام مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 61-66، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 

 

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.


****************



 

اسرار استلام و مسّ نمودن حجر الاسود و ركن یمانى

 و ركن مستجار


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 161-مطلب شماره 358


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان، از عبید اللَّه بن على حلبى[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حلبى مى ‏گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: براى چه حجر الاسود را مسّ مى ‏كنند؟

حضرت فرمودند: زیرا تجدید عهد نمودن خلائق با خدا در همین مسّ مى‏ باشد.

و در حدیث دیگر آمده كه امام علیه السّلام در جواب سؤال مذكور فرمودند: به خاطر اینكه‏ وقتى حق تعالى از بندگان اخذ میثاق گرفت به حجر امر فرمود، پس حجر مواثیق بندگان را در خود فرو برد، پس هر كس كه پیمان دوستى را حفظ نمود حجر برایش شهادت مى‏ دهد كه او پیمان و عهدش را نشكسته و به آن وفادار می‏باشد.

حدیث (2)

 علىّ بن محمّد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام در جواب سؤالات و مسائل من مرقوم فرمودند:

سرّ استلام و مس نمودن حجر الاسود این است كه حق تعالى وقتى پیمان و عهد از بنى آدم گرفت حجر آن میثاق را در خود فرو برد و به همین خاطر است كه مردم مكلّف شده‏اند آن میثاق را با استلام حجر نمودن تجدید كنند، فلذا در مقابل حجر الاسود كه مى‏رسند به آن خطاب كرده و مى‏ گویند: امانت من را بده و میثاق و عهد خود را با تو تجدید مى‏ كنم تا شهادت دهى كه به آن وفاء كرده ‏ام و اشاره به همین معنا دارد كلام سلمان فارسى علیه الرحمة كه فرموده: روز قیامت البتّه حجر الاسود مى ‏آید همچون كوه ابو قبیس یك زبان و دو لب دارد و براى كسانى كه با او تجدید عهد كرده ‏اند شهادت مى‏ دهد كه ایشان به عهدشان وفاء نموده ‏اند.

حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از احمد بن ادریس، از محمّد بن حسّان از ولید بن ابان از على بن جعفر، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرموده:

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: دور بیت اللَّه طواف كنید و ركن را استلام و مسّ نمایید زیرا ركن (حجر الاسود) بركت خدا است در زمین، خلق خدا با آن مصافحه مى‏كنند همچون مصافحه بنده یا مرد و در عرض ركن (حجر الاسود) در باره هر كسى كه او را مسّ نموده شهادت مى‏ دهد كه وى به عهدش وفاء نموده است.

مصنّف این كتاب (مرحوم صدوق) مى ‏فرماید:

معناى «یمین اللَّه» در این روایت عبارت است از طریق خدا كه مؤمنین از آن راه به بهشت مى ‏روند و لهذا امام صادق علیه السّلام فرمودند:

حجر الاسود باب ما است، باب و دربى كه ما از آن داخل بهشت مى‏شویم و بر اساس همین معنا آن حضرت فرمودند: در بیت اللَّه دربى از دربهاى بهشت بوده و از آن روز كه باز گردیده بسته نشده است و در آن نهرى از بهشت جارى است كه اعمال و كردار بندگان در آن ریخته مى ‏شوند و آن ركن یمانى است نه ركن حجر الاسود.

حدیث (4)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از حسین بن حسن بن ابان، از حسین بن سعید، از ابن فضّال از یونس از كسى كه ذكرش كرده از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید:

از آن حضرت پرسیدم: كسى كه ملتزم به حجر و متوسّل به آن شده براى چه چیزى ملتزم شود و چه چیزى را در التزامش ذكر نماید؟

حضرت فرمودند: در جنب حجر نهرى از بهشت جارى است كه در هر پنجشنبه اعمال بندگان را

 در آن مى‏ اندازند.

حدیث (5)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه على، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از حمّاد بن عیسى از حریز، از ابى بصیر و زراره و محمّد بن مسلم جمیعا از ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى حجر الاسود را آفرید سپس از بندگان پیمان و میثاق گرفت بعد به حجر الاسود فرمود این میثاق و پیمان را فرو ببر و اهل ایمان میثاق و عهدشان را نزد حجر الاسود تجدید مى ‏كنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 61-66، 511-516، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************






 

اسرار و چگونگی افتادن نقش دو پای حضرت ابراهیم (ع) 

در مقام و سبب انتقال دادن مقام از مكانش به موضع فعلی


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 160-مطلب شماره 357


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد و على دو فرزند حسن بن على بن فضّال، از عمرو بن سعید مدائنى، از موسى بن قیس فرزند برادر عمّار بن موسى ساباطى، از مصدّق بن صدقه از عمّار بن موسى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام. یا از عمّار، از سلیمان بن خالد، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

وقتى خداوند تعالى به ابراهیم علیه السّلام وحى فرمود كه به مردم اعلام حج نمایند، آن حضرت سنگى را كه در آن اثر دو قدمش بود یعنى مقام را برداشت و آن را محاذى بیت و چسبیده به آن در مقابل آن مكانى كه فعلا در آن هست قرار داد و سپس روى‏ آن ایستاد و با صداى بلند امر خداوند را به مردم ابلاغ كرد و ایشان را به حج دعوت فرمود و وقتى شروع به سخن گفتن نمود سنگ تحمّل نیاورد و پاهاى آن حضرت در سنگ فرو رفت، ابراهیم علیه السّلام دو پاى خود را از سنگ بیرون كشید و وقتى مردم نفراتشان انبوه شد و آماده شدند براى انجام اعمال مشقّت بار و رنج آور حج اطراف سنگ ازدحام و اجتماع كردند، آنها رأیشان بر این قرار گرفت كه سنگ را در همین جایى كه امروزه در آن هست قرار دهند تا بدین ترتیب مطاف و محل طواف براى كسانى كه اطراف بیت دور مى‏ زنند خالى از مانع باشد بارى پس از آنكه حق تعالى حضرت پیامبر خاتم صلى اللَّه علیه و آله را مبعوث فرمود و نیز در زمان ابو بكر و ابتداء حكومت عمر سنگ همچنان در مطاف بود ولى بعدا عمر گفت:

مردم بر این مقام اجتماع كرده ‏اند اینك از شما مى ‏پرسم كه كدامیك از شما جایگاه این سنگ را در زمان جاهلیّت مى‏ دانید؟

مردى گفت: من قدر و اندازه جاى آن را دقیق مى‏ دانم.

عمر گفت: آیا مقدار جاى این سنگ و اندازه ‏اش را تو مى‏ دانى؟

آن مرد گفت: آرى.

عمر گفت: موضع آن را نشان بده.

آن مرد موضع آن در عصر جاهلیّت را نشان داد، پس از آن سنگ را حمل نمود و به جایى كه امروزه در آن هست برگرداند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 61-66، 511-516، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات