وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 08-سوره انـفـال، 09-سوره تــوبــة، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

وَالَّذِینَ آمَنُوا «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...

سوره بقره آیه 82



تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

باب سیصد و یكم

چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 31-سوره لقـمان، 32-سوره سـجـده، 34-سوره سـباء، 35-سوره فـاطـر، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ * إِذْ نَجَّیناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ * إِلاّ عَجُوزاً فِی اَلْغابِرِینَ * ثُمَّ دَمَّرْنَا اَلْآخَرِینَ *وَ إِنَّکمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیهِمْ مُصْبِحِینَ * وَ بِاللَّیلِ أَفَلا تَعْقِلُونَ *

و لوط از رسولان(ما) است! * و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، * مگر پیر زنی که از بازماندگان بود(و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! * سپس بقیه را نابود کردیم! * و شما پیوسته صبحگاهان از کنار(ویرانه های شهرهای) آنها می گذرید... * و(همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی اندیشید؟! *

صافّات/138-133


کذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ * إِنّا أَرْسَلْنا عَلَیهِمْ حاصِباً إِلاّ آلَ لُوطٍ نَجَّیناهُمْ بِسَحَرٍ * نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا کذلِک نَجْزِی مَنْ شَکرَ *وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ * وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیفِهِ فَطَمَسْنا أَعْینَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ * فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ یسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ *

قوم لوط انذارها(ی پی در پی پیامبرشان) را تکذیب کردند؛ * ما بر آنها تندبادی که ریگها را به حرکت درمی آورد فرستادیم(و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم! * این نعمتی بود از ناحیۀ ما؛ این گونه هر کسی را که شکر کند پاداش می دهیم! * او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شکّ داشتند! *آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد؛ ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم(و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا! * سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابی پایدار و ثابت به سراغشان آمد! * (و گفتیم:) پس بچشید عذاب و انذارهای مرا!*ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! *

قمر/40-33


***********


اسرار حرام بودن لواط و مساحقه‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و چهلم


حدیث (1)

 امام رضا علیه السّلام در جواب سؤالات مكتوبى که از ایشان شده بود، مرقوم فرمودند:

علّت حرام بودن جنس ذكور براى ذكور و اناث برای اناث آن است كه، نسل قطع شده و چاره جویى باطل بوده و دنیا خراب میگردد.

 

حدیث (2) 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند : خداوند متعال وقتى امر فرمود كه جناب آدم به زمین هبوط كند حضرت آدم با همسرش به زمین فرود آمد، ابلیس نیز بدون داشتن همسر به زمین فرود آمد و مار نیز بدون داشتن جفت به زمین نزول كرد و اوّلین كسى كه در زمین با خود لواط كرد ابلیس بود لذا فرزندانش از خود او هستند و همچنین است مار ولى فرزندان آدم از همسرش مى‏باشند، پس حق تعالى به آدم و همسرش خبر داد كه ابلیس و مار دشمنان آنها هستند.


حدیث (3)

از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام در ذیل سخن لوط كه فرموده:


 إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ(عنکبوت/28)

آیا عمل زشتى كه پیش از شما هیچ كس بدان مبادرت نكرده 

بجا مى ‏آورید.

امام فرمودند:

ابلیس با هیئتى زیبا در حالى كه لباس‏هاى نیكو به تن داشت و حالت انوثیّت(زن بودن-ماده بودن) به‏ خود گرفته بود نزد قوم لوط آمد و خود را به جوانان آنها رسانید و از آنها خواست كه با او لواط كنند و اگر از ایشان مى‏ خواست كه مفعول او واقع شوند البته نمى ‏پذیرفتند لذا درخواست كرد كه با او این عمل منكر را انجام دهند و وقتى آن‏ها به این كار مبادرت ورزیدند لذّت بردند پس از آن ابلیس از پیش آنها رفت و ایشان را ترك نمود و برخى را حواله به بعضى داد كه با هم این عمل شنیع را انجام دهند.

 

حدیث (4)

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد : 

آیا رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از بخل به خدا پناه مى‏ بردند؟

حضرت فرمودند: بلى اى ابا محمّد، در هر صبح و شام و ما نیز به خدا از آن پناه مى‏ بریم، خداوند در قرآن مى‏ فرماید:


 وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏(تغابن/16)

و هر كسى خود را از خوى بخل و حرص دنیا نگهدارد آنان به حقیقت رستگاران عالمند.


و به زودى تو را از عاقبت بخل با خبر خواهم نمود، قوم لوط اهل قریه ‏اى بودند كه بر طعام بخل و حرص مى‏ ورزیدند و این خوى ایشان را مبتلا نمود به بیمارى در فروجشان كه دوایى نداشت.

عرض كردم: بیمارى كه به دنبال حرص و بخل ایشان پیدا شد چه بود؟

حضرت فرمودند: قریه ‏اى كه قوم لوط در آن بودند سر راه عابرین به شام و مصر بود لذا مسافران بر این قوم وارد مى ‏شدند و ایشان هم آنها را ضیافت و پذیرایى مى ‏كردند و وقتى نفرات واردین و میهمانان زیاد گردید اهالى این قریه یعنى قوم لوط دلتنگى و بخل و فرومایگى كه داشتند ایشان را در مضیقه قرار داد لذا بخل آنها را وادار كرد به این كه وقتى میهمانان بر ایشان نازل مى‏ شدند با آنها عمل شنیع نموده و رسوایشان كرده بدون این كه هیچ شهوتى به ایشان داشته باشند و مقصود آنها از این فعل قبیح آن بود كه واردین از ایشان بیمناك گشته و نزدشان نیایند بارى افعال و اعمال زشت آنها منتشر شد و بدین ترتیب مسافرین و عابرین را بازداشت از این كه بر آنها وارد شوند و این بخل آنها بود كه به بلایى مبتلایشان نمود كه قادر بر دفع آن از خود نبوده بدون این كه شهوتى به این كار داشته باشند و رفته رفته كارشان به جایى‏ رسید كه در شهرها و قراء مى‏ گردیدند و از مردان مى‏خواستند كه به این فعل زشت مبادرت ورزند و در قبال آن به آنها عوض مى‏ پرداختند.

سپس امام علیه السّلام مى ‏فرمایند: پس چه دردى دردناك‏تر از بخل و بدعاقبت ‏تر و زشت‏ تر از آن نزد خدا مى ‏تواند باشد.

ابو بصیر مى‏ گوید: محضر مبارك آن حضرت عرضه داشتم: فدایت شوم تمام اهل قریه لوط چنین مى‏ كردند و به این عمل ناپسند مبتلا بودند؟

حضرت فرمودند: آرى مگر یك خانواده از ایشان كه خدا پرست و مؤمن بودند، مگر نشنیده ‏اى فرموده حق تعالى در قرآن را كه مى‏ فرماید:


فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ*فَما وَجَدْنا 

فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏(ذاریات/36-35)

و از اهل ایمان هر كه بود از آن دیار خارج كردیم و لكن در همه آن دیار جز یك خانه لوط، دیگر مسلمان خدا پرست نیافتیم.


پس از آن امام علیه السّلام فرمودند:

لوط در میان قومش سى سال زیست و آنها را به خدا دعوت نمود و از عذابش بیم داد، قوم او كسانى بودند كه وقتى از تخلّى فارغ مى ‏شدند مخرج غایط را تنظیف نمى ‏نموده و پس از جنب شدن غسل نمى‏ كردند.

جناب لوط علیه السّلام پسر خاله حضرت ابراهیم علیه السّلام و همسر ابراهیم علیه السّلام ساره خواهر لوط بود و این دو بزرگوار هر دو نبى و مرسل و منذر بودند.

حضرت لوط مردى با سخاوت و كریم و پذیراى میهمانانى بود كه بر آن جناب وارد مى ‏شدند و همواره آنها را از قومش بر حذر مى ‏داشت.

امام علیه السّلام فرمودند: وقتى قوم او چنین دیدند به لوط گفتند: ما تو را از حمایت این مردم باز مى‏ داریم و گوشزد مى‏ كنیم هیچ میهمانى را به خود راه مده و از آنها پذیرایى مكن و اگر سخنان ما را نشنوى و آنها را راه دهى هم میهمانان تو را رسوا كرده و هم تو را منكوب مى‏ نماییم لذا هر میهمانى كه بر جناب لوط وارد مى‏ شد آن حضرت به خاطر خوفى كه از قوم خود نسبت به آن میهمان داشت ورود او را پنهان مى‏كرد و حتّى الامكان سعى مى ‏نمود آنها از آن مطّلع نشوند و چون آن حضرت قوم و خویش و عشیره ‏اى نداشت كه كمكش كنند به ناچار بسیار به او سخت مى‏ گذشت.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: جناب لوط و ابراهیم علیهما السّلام پیوسته منتظر نزول عذاب الهى بر قومشان بودند و آن قدر آن دو بزرگوار نزد بارى تعالى منزلت داشتند كه هر گاه حق تعالى مى‏ خواست قوم لوط را عذاب كند مودّت و دوستى ابراهیم و محبّت‏ لوط علیهما السّلام باعث مى‏ شد آن دو را منظور داشته و مراقبت نموده و عذاب را تأخیر بیاندازد.

بعد حضرت فرمودند:

و وقتى در اثر كثرت فعل گناه غضب حق تعالى بر قوم لوط شدید شد و بر آنها عذاب مقدّر فرمود و جناب ابراهیم وقتى از حكم الهى به عذاب قوم لوط مطّلع شد سخت محزون و اندوهگین گردید و پروردگار مهربان به منظور تسلّى خاطر پیامبرش و این كه آن حضرت را از غم و اندوه بیرون آورد فرشتگانى را به رسالت نزد آن حضرت فرستاد كه به او بشارت دهند به زودى فرزندى دانا به وى عنایت خواهد شد و حضرت اسماعیل را به او خواهد داد، فرشتگان بر جناب ابراهیم علیه السّلام شب داخل شدند، آن حضرت ترسید و پنداشت كه دزدان به خانه‏ اش آمده ‏اند رسولان وقتى فزع و وحشت آن حضرت را دیدند گفتند: سلام بر تو.

ابراهیم جواب سلام آنها را داده و گفت: از این كه بى‏ موقع بر من داخل شدید بیمناك هستم.

آنها گفتند: مترس ما رسولان پروردگارت بوده و آمده‏ ایم تو را به فرزندى دانا بشارت دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند : مقصود از «غلام علیم» حضرت اسماعیل بن هاجر مى ‏باشد.

حضرت ابراهیم علیه السّلام به رسولان فرمود: مرا در این سنّ پیرى مژده فرزند مى‏ دهید، نشانه این مژده چیست؟

گفتند: ما تو را به حقّ بشارت دادیم و تو هرگز از لطف خدا ناامید مباش.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: بعد از بشارت بگویید براى چه كار دیگر مبعوث شده‏ اید؟

رسولان پاسخ دادند: ما را براى هلاك قومى زشت كار فرستاده‏ اند، ایشان، قوم لوط بوده كه مردمى فاسق هستند ما آمده ایم تا آنها را از عذاب پروردگار عالمیان بیم دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: ابراهیم علیه السّلام به فرشتگان فرمود: در میان این قوم جناب لوط علیه السّلام مى ‏باشد!! فرشتگان گفتند: ما به كسى كه در میان ایشان هست واقف و آگاهیم، ما او و تمام اهلش غیر از همسرى كه داشته و مقدّر كرده ‏ایم كه با زشتكاران هلاك شود را از بلا نجات خواهیم داد.

حضرت فرمودند: وقتى فرشتگان كه فرستاده حق تبارك و تعالى بودند بر لوط و خانواده ‏اش وارد شدند لوط به آنها فرمود: شما اشخاص ناآشنایید و من هیچ شما را نمى ‏شناسم.

فرشتگان پاسخ دادند: ما بر انجام وعده عذاب كه قوم تو در آن شك و انكار داشتند فرستاده ‏شده ایم و به حق و راستى به سوى تو آمده و به تو گوشزد مى‏ كنیم قوم خود را از عذاب الهى بیم بده و آنچه مى‏ گوییم راست و صدق محض است، مأموریم به تو بگوییم: پس از هفت شبانه روز دیگر تو و جمیع خانواده‏ات مگر همسرى كه دارى شبانه از این دیار بیرون روید و احدى از شما برنگردد و در همان شب بدان سو كه مأمورید به سرعت روان شوید.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: فرشتگان این فرمان را به لوط اعلام كردند كه این قوم تا آخرین نفر صبحگاه هلاك خواهند شد، بعد امام علیه السّلام اضافه فرمودند:

بامداد روز هشتم خداوند متعال فرشتگانى را به سوى حضرت ابراهیم فرستاد و او را به اسحاق بشارت داده و بدین ترتیب او را به واسطه هلاكت قوم لوط تسلّى دادند و آن فرموده حق تعالى است در قرآن كه مى‏ فرماید:


وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُـشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ 

فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِیذٍ(هود/36)

و آنگاه فرستادگان ما بر ابراهیم خلیل به سلامتى بشارت آوردند و او را سلام گفته و از او پاسخ سلام شنیدند، آنگاه ابراهیم براى آنها از گوشت گوساله كبابى مهیّا كرد.


مقصود از «عجل حنیذ» گوساله ‏اى است كه سربریده و بریان و پخته باشند.

بارى وقتى جناب ابراهیم علیه السّلام دید كه آنان به طعام دست دراز نمى‏ كنند بیمناك شد، آنان حس كرده و گفتند: مترس كه ما فرستاده خدا به قوم لوط مى‏باشیم، در آن حال همسر ابراهیم (ساره) ایستاده بود كه متبسّم گردید، پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس به یعقوب بشارت دادیم.

آن زن خندید یعنى از كلام ایشان تعجّب كرد سپس گفت: آیا مى ‏شود از من با آنكه پیر سالخورده ‏ام و شوهرم نیز مردى پیر و فرتوت است فرزندى پدید آید، این چیزى شگفت انگیز است!!؟

فرشتگان به او گفتند: آیا از كار خدا تعجّب مى‏ كنى، رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بیت رسالت است، او خدایى ستوده و بزرگوار مى ‏باشد.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: وقتى فرشتگان به ابراهیم بشارت اسحاق را داده و وحشت و هراس را از او بردند به مناجات با پروردگار پرداخت و از درگاه ربوبى تقاضا نمود كه بلا و عذاب را از قوم لوط بر دارد.

خداوند متعال فرمود: اى ابراهیم از این درخواست بگذر، امر حتمى پروردگارت صادر شده و پس از طلوع آفتاب در آن روز معلوم عذاب حتمى من خواهد آمد و در این تقدیر برگشتى نخواهد بود.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟،
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399





حدیث جامع کیفیّت حال و روز  شیعیان و محبّین و حال و روز 

دشمنان علی ابن ابیطالب علیه السّلام در قیامت


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 81-مطلب شماره 580



اسحاق بن یحیى اللیثى معروف به ابراهیم، از محضر مبارك امام باقر علیه السّلام سؤال کرد : اى فرزند رسول خدا بفرمایید آیا مؤمنى كه مستبصر است وقتى صاحب معرفت شد و كمال یافت مرتكب زنا مى‏ شود.؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا لواط مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: دزدى مى‏ نماید؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: شرب خمر مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا كبیره‏ اى از این كبائر یا فاحشه‏ اى از فواحش را انجام مى‏ دهد؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: گناهى مى‏ كند؟

فرمودند: آرى، او مؤمن گناهكارى است كه ملمّ مى ‏باشد.

عرض كردم: معناى ملمّ چیست؟

فرمودند: «الملمّ بالذنب» یعنى كسى كه گناهى مى ‏كند ولى ملازم با آن نبوده و اصرار بر آن نمى‏ ورزد.

راوى مى‏ گوید: عرض كردم: سبحان اللَّه! خیلى جاى تعجب است كه مؤمن زنا و لواط و سرقت نمى ‏كند و شراب نیاشامیده و كبیره ‏اى از كبائر را مرتكب نشده و فاحشه‏ اى از فواحش را انجام نمى‏ دهد!!

حضرت فرمودند: از كار خدا نباید تعجب نمود، حق تعالى آنچه را كه بخواهد انجام مى ‏دهد و از فعلش سؤال نمى‏ شود ولى بندگان مورد سؤال و بازخواست قرار مى‏ گیرند، پس از چه تعجّب كردى اى ابراهیم؟

سؤال كن و خوددارى نكن و شرم و حیا ننما، این علم را متكبّر و كسى كه از سؤال حیاء مى‏ كند فرا نمیگیرد.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا، از شیعیان شما كسانى را سراغ دارم كه شرب خمر نموده، راه را بر مردم مى‏ بندند و راهها را مخوف و خطرناك مى‏ كنند، مرتكب زنا و لواط شده، ربا مى‏ خورند مبادرت به فواحش مى‏ كنند، در خواندن نماز و گرفتن روزه و دادن زكات سستى از خود نشان مى‏دهند، قطع رحم مى‏ نمایند و كبائر و معاصى كبیره را مرتکب مى‏ شود، پس توجیه آن چیست و چرا مؤمنى كه شیعه شما است فاعل این قبایح مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: اى ابراهیم، آیا در سینه ‏ات غیر از این سؤال، سؤال دیگرى خلجان نمى‏ كند؟

عرض كردم: چرا اى فرزند رسول خدا، سؤال بزرگتر از این! حضرت فرمودند: آن سؤال چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا آن سؤال این است كه: از دشمنان و كسانى كه نصب عداوت و بغض شما را مى‏ كنند كسانى را یافته ‏ام كه نماز زیاد خوانده و بسیار روزه گرفته، زكات اموالش را داده، حج و عمره نموده، بر جهاد راغب و حریص بوده، افعال نیك و كردار پسندیده داشته صله رحم نموده، حقوق برادران دینى را اداء كرده، در مالش با دیگران رعایت مواسات را كرده، از شرب خمر دورى نموده، مرتكب زنا و لواط و سایر فواحش نمى ‏گردد، منشأ آن چیست و چطور مى‏توان این را توجیه كرد؟

پس برایم این راز را گفته و برهان و بیّنه ‏اش را بیان نمایید، به خدا سوگند فكرم را به خود مشغول كرده و خواب شب از من ربوده است.

راوى مى‏ گوید: حضرت باقر علیه السّلام تبسّم نموده و سپس فرمودند:

اى ابراهیم، بیانى كه مشكلت را حل كند و سؤالت را جواب داده باشم برایت ایراد خواهم نمود و علمى نهان از خزائن علم خدا را اظهار خواهم كرد، بگو چگونه اعتقاد این دو گروه 

(شیعیان عاصى و دشمنان مؤدّب به آداب) را یافته ‏اى؟

عرض كردم: محبّین و شیعیان شما كه فاعل افعال یاد شده مى‏ باشند كسانى هستند كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند كه دست از دوستى و ولایت شما برداشته و به سراغ غیر شما روند هرگز این كار را نمى‏ كنند و اگر در راه دوستى شما با شمشیر بینى‏ه اى ایشان را ببرند و نیز در این راه كشته شوند از این راه برنگشته و دست از آن بر نمى ‏دارند.

و ناصبى را با آنچه از اوصاف كه بر ایشان نقل كردم اینطور دیده ام كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند تا از محبّت طواغیت (طاغوت ها) دست كشیده و ولایت و دوستى شما را پیدا كنند امكان ندارد و در راه محبّت طواغیت و ستمگران اگر با شمشیر بینى آنها را ببرند و یا كشته شوند حاضر نیستند از آن دست بردارند و اگر منقبتى از مناقب و فضیلتى از فضایل شما را بشنوند بد حال شده و از آن مشمئز گردیده و رنگشان تغییر كرده و آثار كراهت در صورتشان دیده مى‏ شود و این به خاطر داشتن بغض شما و محبت ظالمان مى‏ باشد.

راوى مى ‏گوید: امام باقر علیه السّلام تبسّم كرده و فرمودند: اى ابراهیم اینجا است كه ناصبى‏ هاى عامل به اعمال یاد شده هلاك مى‏ شوند و پیوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند و از چشمه ‏هاى آب گرم جهنم آب مى‏ نوشند و به خاطر همین است كه خداى عزّوجلّ مى‏ فرماید:

ما توجه به اعمال فاسد بى‏ خلوص و بى‏ حقیقت آنها نموده و تمام را باطل و نابود مى‏ گردانیم اى ابراهیم، آیا مى‏ دانى سبب و سرّ آنچه گفتى چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا برایم بیان كنید و برهانش را شرح دهید.

حضرت فرمودند: اى ابراهیم خداوند تبارك و تعالى عالم و قدیم بوده و اشیاء را از هیچ آفریده و كسانى كه معتقدند خداوند اشیاء را از چیزى آفریده به او كفر ورزیده‏اند زیرا آن چیزى كه اشیاء را از آن آفریده باید قدیم و با حق تعالى از ازل بوده باشد در حالى كه اینطور نیست.

بلكه حق تعالى اشیاء را از هیچ آفریده، یكى از مخلوقات حق زمین است كه آن را طیّب و پاك آفرید و سپس آن را شكافت و از درونش آب زلال و صاف و شیرین را بیرون آورد و بر آن ولایت ما اهل بیت را عرضه كرد، آب آن را پذیرفت سپس حق تعالى آن را هفت روز بر روى زمین جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، بعد آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى زمین را برداشت و آن را گِـل ائمه علیهم السلام قرار داد و بعد گِـل ولاى ته ‏نشین شده آن گِـل را برداشت و از آن شیعیان ما را آفرید و اگر گل شما را اى ابراهیم به حال خود مى‏ گذاشت همانطورى كه گل ما را به حال خود گذاشت البته شما و ما یك چیز مى‏ شدیم.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا: با گل ما مگر خداوند چه كرد؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال بعد از آن زمین شور و ناپاك و متعفّنى را آفرید، آن را شكافت و آبى بد مزه و شور از آن بیرون آورد سپس ولایت ما را بر آن عرضه‏ داشت، و آن نپذیرفت، آن آب را بر زمین براى هفت روز جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، سپس آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى آن زمین را برداشت و از آن طاغیان و پیشوایان شان را آفرید، بعد با ته ‏نشین گِـل شما آن را ممزوج كرد و اگر گِـل آنها را به حال خود مى‏ گذاشت و با گل شما ممزوج نمى‏ كرد شهادتین اصلا به زبان جارى نمى‏ كردند، نماز نمى‏ خواندند، روزه نمى ‏گرفتند، زكات نمى‏ دادند، حجّ بجا نمى ‏آوردند، و امانت را به صاحبش رد نمى‏ نمودند و در صورت اصلاٌ شباهتى به شما نداشتند و هیچ چیز گرانتر و سخت‏تر بر مؤمن از این نیست كه دشمنش را بصورت خود ببیند.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا با این دو گِـل چه شد؟

فرمود: این دو را با آب اوّل (آب شیرین و گوارا) و دوّم (آب شور بدمزه و متعفّن) با هم ممزوج كردند بعد آن گل را مالید مثل مالیدن پوست پس از آن یك مشت از آن را برداشت و فرمود این به طرف بهشت باشد و باكى نیست، بعد مشتى دیگر برداشت و فرمود: این به طرف آتش و دوزخ باشد و باكى ندارم، پس از آن آن دو را مخلوط نمود پس از سنخ مؤمن واقع شد و طینت آن را بر سنخ كافر بود و نیز از سنخ كافر واقع شد و طینت آن بر سنخ مؤمن بود، پس آنچه از شیعیان ما مى‏ بینى از قبیل:

زنا، لواط، ترك نماز، ترك روزه، ترك حجّ، ترك جهاد، خیانت یا كبیره‏اى از كبائر بدان كه ناشى است از طینت و عنصر ناصب كه با طینت مؤمن ممزوج گردیده و طینت ناصبى مقتضى اكتساب مآثم و فواحش و كبائر مى‏ باشد. و آنچه از ناصبى مشاهده مى‏ كنى از قبیل:

مواظبت بر نماز، روزه، زكات، حجّ، جهاد و ابواب خیر ناشى از طینت مؤمن است كه با طینت ناصبى ممزوج شده و طینت مؤمن مقتضى اكتساب حسنات و بكار گرفتن اسباب خیر و اجتناب از مآثم(گناهان) مى‏ باشد.

بارى وقتى این اعمال بر حق تبارك و تعالى عرضه شد فرمود:

من عادل بوده، جور و ستم نمى‏ كنم، منصف هستم ظلم را روا نمى‏ دارم، حاكم بوده در حكم خود جور نكرده و از صواب میل به خطاء ننموده و از حق و واقع دور نمى‏ شوم، اعمال زشت را كه مؤمن را مرتكب شده ملحق به سنخ ناصب و طینتش كنید و اعمال حسنه و پسندیده را كه ناصبى كسب نموده به سنخ مؤمن و طینت وى ملح سازید.

تمام این افعال را به اصل خود برگردانید، من خداوندى هستم كه معبودى غیر از او نیست، آگاه به آشكار و نهان هستم، من بر دلهاى بندگانم مطّلع هستم، جور و ظلم نكرده، احدى را ملزم به فعلى نكرده، مگر به آنچه قبل از آفرینشش از او سراغ دارم.

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 16-سوره نـحـل، 25-سوره فــرقــان، 29-سوره عـنکبوت، 53-سوره نـجـم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397



سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 


 اوّلین كسى كه عمل قوم لوط را انجام داد چه كسى بود؟


حضرت فرمودند: ابلیس بود كه خود را در اختیار دیگرى قرار داد.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44(نـوادر)/23-مطلب شماره 558




نوع مطلب : اصحاب و اقوام در قـــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، 11-سوره هــــــود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 آذر 1397


باب سیصد و شصتم

اسرار مكروه بودن سوت زدن‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 514


از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه محضر مباركش عرض شد:

چگونه و چطور قوم لوط دانستند رجالى نزد حضرت لوط آمده‏ اند؟

حضرت فرمودند: همسر لوط از خانه خارج شد و سوت زد و بانگ نمود و وقتى قوم لوط صداى سوت او را شنیدند به خانه لوط آمدند فلذا سوت زدن از آن تاریخ به بعد مكروه اعلام شد.






نوع مطلب : 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397




عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 452



حدیث (10)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیه مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن ابى عبد اللَّه برقى، از علىّ بن حدید از سماعة بن مهران نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام بودم و نزد آن حضرت تعدادى از دوستانش حضور داشتند، ذكرى از عقل و جهل به میان آمد، امام علیه السّلام فرمودند:

عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید.

سماعه عرضه داشت: فدایت شوم: چیزى را نمى‏ دانیم مگر شما به ما تعلیم فرمایید.

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى اوّلین آفریده ‏اش از روحانیین را كه عقل باشد از نور خود ایجاد و در سمت راست عرش جا داد، بعد به آن فرمود: رو بگردان، عقل رو گرداند، سپس فرمود، رو بیاور، عقل رو آورد، حقّ جلّ و علا به آن فرمود: تو را مخلوقى بزرگ و عظیم آفریده و بر تمام مخلوقاتم برترى دادم.

سپس حقّ تعالى از دریاى شور و تلخ تاریك جهل را آفرید و به آن فرمود: رو برگردان، جهل رو گردانید، بعد به آن فرمود: رو بیاور، جهل رو نیاورد، حقّ عزّوجلّ خطاب به آن كرد و فرمود: چون تكبّر نمودى ملعون واقع شدى.

سپس براى عقل هفتاد و پنج یار و یاور قرار داد، جهل چون اكرام حقّ تعالى نسبت به عقل و آنچه را كه حضرتش به آن اعطاء فرمود را دید عداوت و كینه عقل را به دل گرفت، پس به درگاه الهى عرض كرد:

پروردگارا، این مخلوق مانند من بوده، او را آفریدى و اكرامش كرده و تقویتش نمودى من ضدّ او بوده و هیچ قوّه و نیرویى ندارم، پس مثل او به من نیز یار و یاورى بده.

حقّ تعالى فرمود: آرى به تو نیز یار و یاور خواهم داد ولى پس از آن اگر عصیان و نافرمانى مرا نمایى تو و یاورانت را از رحمت خود به دور خواهم نمود.

جهل عرضه داشت: از آنچه فرمودى خشنودم.

حقّ تعالى هفتاد و پنج یار و یاور نیز به او عطاء فرمود:


یاوران عقل و جهل‏

هفتاد و پنج یاور كه حقّ تعالى به عقل و جهل عنایت فرمود

 عبارتند از:

«خیر» وزیر عقل بوده و ضدّ آن «شرّ» است كه وزیر جهل مى ‏باشد و سایر یاوران این دو به شرح زیر مى ‏باشند:

1-ایمان، ضدّش كفر است، 2-تصدیق، ضدّش انكار است، 3-رجاء و امیدوارى ضدّش ناامیدى است، 4-عدل و داد، ضدّش جور و ستم است، 5-خشنودى، ضدّش سخط و ناخرسندى است، 6-شكر، ضدّش كفران است،7-طمع، ضدّش یأس مى ‏باشد، 8-توكّل، ضدّش حرص و آز است، 9-علم، ضدّش جهل است، 10-فهم، ضدّش حماقت است، 11-عفّت، ضدّش پرده درى میباشد، 12-زهد، ضدّش رغبت و میل است، 13-مدارا و رفاقت،ضدّش خرق و جدایى است، 14-ترس، ضدّش جرأت است، 15-كوچكى كردن، ضدّش تكبّر و فخر فروشى است، 16-درنگ كردن و آهسته پیش رفتن، ضدّش سرعت كردن است، 17-حلم و بردبارى، ضدّش سفاهت و نادانى است، 18-سكوت و ترك بى‏ جا سخن گفتن، ضدّش هذر و یاوه سرایى است، 19-تسلیم بودن و خود نشان ندادن، ضدّش استكبار و نخوت ارائه دادن است، 20-گردن نهادن، ضدّش گردن فرازى است،21-عفو و درگذشتن، ضدّش كینه مى ‏باشد، 22-رحم دلى، ضدّش سخت دلى است، 23-یقین، ضدّش شك است، 24-شكیبایى، ضدّش بیتابى است، 25-معاف كردن و نادیده گرفتن، ضدّش انتقام است، 26-بى ‏نیازى، ضدّش احتیاج و نیاز است، 27-بیاد آوردن، ضدّش سهو و بیاد نیاوردن است، 28-حفظ و بیاد داشتن، ضدّش نسیان و فراموشى است، 29-تعطّف و مهربانى، ضدّش بى‏ مهرى است، 30-قنوع و خرسند بودن به آنچه دارد، ضدّش حرص و آز است، 31-مواسات و برابرى یعنى حقوق دیگران را با خود مساوى دیدن و پرداختن، ضدّش خوددارى از حقوق دیگران مى‏ باشد، 32-مودّت و دوستى، ضدّش دشمنى است، 33-وفاء یعنى دوستى را حفظ كردن، ضدّش غدر یعنى حیله و با خیانت رشته دوستى را گسستن میباشد، 34-طاعت و فرمانبردارى، ضدّش معصیت و سر تافتن مى ‏باشد.

35-فروتنى، ضدّ آن گردنكشى است، 36-سلامت، ضدّ آن بلاء و گرفتارى است، 37-حبّ و دوستى، ضدّ آن بغض و دشمنى است، 38-راستى، ضدّ آن دروغ مى ‏باشد، 39-حقّ، ضدّ آن باطل مى‏ باشد،40-امانت، ضدّ آن خیانت است، 41-اخلاص، ضدّ آن شرك است، 42-شهامت و تیز خاطرى، ضدّ آن كند ذهنى و كودنى مى ‏باشد، 43-زیركى، ضدّ آن حماقت است، معرفت، ضدّ آن انكار است، 44-مدارات، ضدّ آن مكاشفه است، 45-در نهان و خفاء سالم بودن و حیله نداشتن، ضدّ آن فریفتن و حیله نمودن مى‏ باشد، 46-كتمان و پنهان داشتن، ضدّ آن افشاء و اظهار كردن است، 47-صلاة و بپا داشتن دعاء، ضدّ آن اضاعه و تباه كردن مى ‏باشد،48-صوم و امساك كردن، ضدّ آن افطار و به هم زدن است، 49-جهاد و كارزار كردن در راه خدا، ضدّ آن نكول كردن و به میدان نبرد نرفتن است، 50-حجّ و به عهد و میثاق عمل كردن، ضدّ آن شكستن عهد و میثاق مى‏ باشد، 51-صون و حفظ كردن خبر و به سمع دیگران نرساندن، ضدّ آن نمیمه و رساندن خبر به گوش دیگران مى ‏باشد، 52-برّ الوالدین و به پدر و مادر احسان كردن، ضدّ آن عاق والدین شدن مى ‏باشد، 53-حقیقت و عملى را مطابق با واقع انجام دادن، ضدّ آن ریاء و عملى را صورى به جاى آوردن است، 54-معروف و پسندیده، ضدّ آن منكر و قبیح مى ‏باشد، 55-پوشاندن و مخفى كردن، ضدّ آن تبرّج و اظهار كردن است، 56-تقیه و پنهان نمودن، ضدّ آن آشكار كردن است، 57-انصاف و به عدالت رفتار كردن، ضدّ آن حمیّت و ترك عدالت نمودن است، 58-پاكیزگى، ضدّ آن قذارت و آلودگى است، 59-حیاء و شرم داشتن، ضدّ آن خلع و پرده درى مى ‏باشد، 60-قصد و تعدّى نكردن، ضدّ آن تعدّى و تجاوز به حقوق دیگران مى‏ باشد، 61-راحتى و آرامش، ضدّ آن تعب و رنج مى ‏باشد.

62-سهولت و سادگى، ضدّ آن صعوبت و سختى است، 63-بركت، ضدّ آن محق یعنى زوال بركت مى ‏باشد،64-عافیت، ضدّ آن بلاء مى‏ باشد، 65-قوام و آنچه شى‏ء به آن وجود پیدا كند، ضدّ آن مكاثره و بسیار شدن را گویند، 66-حكمت، ضدّ آن هوى و سخن گفتن از روى خواهش نفس مى ‏باشد، 67-وقار و سنگینى، ضدّ آن خفّت و سبكى است، 68-سعادت، ضدّ آن شقاوت است، 69-توبه و بازگشت از گناه، ضدّ آن اصرار بر گناه مى‏ باشد، 70-استغفار و طلب آمرزش، ضدّ آن اغترار و مغرور واقع شدن است، 71-محافظت و سعى نمودن در نگهدارى، ضدّ آن تهاون و سستى كردن است، 72-دعاء و طلب، ضدّ آن استنكاف و خوددارى مى‏ باشد،73-نشاط، ضدّ آن كسالت و پكر بودن است، 74-فرح و شادى، ضدّ آن حزن مى ‏باشد، 75-الفت و انس، ضدّ آن جدایى است.

 

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

تمام این خصال و صفات كه جنود و یاوران عقل بوده در كسى جمع نمى‏ شوند مگر در نبىّ یا وصىّ و جانشین نبىّ یا مؤمنى كه حقّ تعالى قلبش را براى ایمان امتحان و آزموده باشد و امّا سایرین و بقیه دوستان ما برخى از این اوصاف جهل بپرهیزند چه آن كه در این صورت در درجه علیاء با انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام مقرون مى‏ گردند و باید توجّه داشت كه با معرفت پیدا كردن به عقل و جنود آن و دورى جستن از جهل و یاوران آن مى‏ توان به حقّ راه یافت و آن را درك كرد، خدا ما و شما را براى طاعت و انجام افعالى كه مورد رضایتش هست نگاه دارد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 59-سوره حـشر، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُـلک/10

و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا «تعقل» كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.


درقرآن کریم 49 بار به واژه «عقل» و مشتقات آن اشاره نموده است.



*****



باب نود و شش-قسمت 3



چرا هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 451



حدیث (11)

 محمّد بن الحسین بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن صفّار از ابراهیم بن هاشم از ابى اسحاق ابراهیم بن هیثم خفّاف، از مردى از اصحاب از عبد الملك بن هشام، از على اشعرى به طور مرفوع حدیث را آورده و مى ‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده، و عقل هیچ شخصى كامل نمى‏ گردد مگر آن كه در آن ده خصلت باشد:

الف: به خیر او امید باشد.

ب: دیگران از شرّش در امان باشند.

ج: خیر زیاد خود را كم شمرد.

د: خیر اندك دیگران را زیاد بداند.

هـ: از رجوع حاجت‏مندان به او دلتنگ و ملول نشود.

و: در طول عمرش از تحصیل دانش كسل و بد حال نشود.

ز: نزد او احتیاج و نداشتن بهتر باشد از ثروت و دارایى.

ح: فروتنى پیش از او سر بلندى محبوب‏تر باشد.

ط: بهره او از دنیا همان خوراك او است.

ى: دهمین خصلت و آن چه خصلتى باشد؟ آن است كه: كسى را نبیند مگر آن كه پیش خود بگوید: او از من بهتر و پارساتر مى‏ باشد.


مردم دو قسمند: قسمى واقعا از او بهتر و پرهیزگارتر هستند، قسم دیگر از او بدتر و پست ‏تر مى‏ باشند، چون به قسمى برخورد كه از او بهتر و پارساتر هستند در مقابل آنها تواضع و فروتنى كند تا خود را به آنها برساند و هر گاه با كسى مواجه شد كه از او بدتر و پست‏ تر است به خود بگوید: شاید خوبى او پنهان و بدیش ظاهر باشد و شاید عاقبتش به خیر انجامد، چون چنین كند بزرگ شده و آقا و سرور اهل زمانش گردد.






نوع مطلب : علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



ستون بدن انسان عقل او است


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى ‏شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى‏ شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.



برگرفته از: کتاب ارزشمند علل الشرایع شیخ صدوق-جلد اوّل-باب نود و یکم




نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مهر 1397

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿بقره/212 

 زندگى [زودگذرِ] دنیا براى كافران زیبا جلوه داده شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می ‏كنند ، در حالى كه پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند ، و خدا هر كه را بخواهد ، بی ‏حساب روزى می ‏دهد .

مَثَلُ مَا یُنْفِقُونَ فِی هَذِهِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿آل عمران/117

داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می کنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم می ورزند.

 

...قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلا تُظْلَمُونَ فَتِیلا ﴿نساء/77 

...بگو : متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیده اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.

 

وَقَالُوا إِنْ هِیَ إِلا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ ﴿انعام/29 

و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.

 

وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ ﴿انعام/32

و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقیناً سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری می کنند، بهتر است. آیا نمی اندیشید؟

 

الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنْسَاهُمْ کَمَا نَسُوا لِقَاءَ یَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ ﴿اعراف/51 

آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می بریمشان، همانگونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می کردند.

 

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿یونس/7209

مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده اند و به آن آرام یافته اند و آنانکه از آیات ما بی خبرند.

 

إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالأنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿یونس/24

در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنی های زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن می خورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنی های رنگارنگ هم چون عروسبر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری] از آن [چهره زیبا و آراسته را] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقه ای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. اینگونه نشانه ها [ی قدرت خود] را برای گروهی که می اندیشند، بیان می کنیم.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لا یُبْخَسُونَ *أُولَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿هود/16-15 

کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد * اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر می شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، باطل است.

 

الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ ﴿ابراهیم/3

همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و [مردم را] از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.

 

ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ ﴿نحل/107 

 

این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [یِ زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلماً خدا مردم کفر پیشه را هدایت نمی کند.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا * الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلا ﴿کهف/46-45 

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست * مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.

 

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿عنکبوت/64 

و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ  ﴿شوری/20 

 كسى كه زراعت آخرت را بخواهد ، بر زراعتش مى‏افزاییم و كسى كه زراعت دنیا را بخواهد ، اندكى از آن را به او مى‏دهیم ، ولى او را در آخرت هیچ بهره و نصیبى نیست.

 

إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ ﴿محمّد/36 

زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می دهد و از شما نمی خواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید]

 

 اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَالأوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿حدید/20

بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره اشکشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 29-سوره عـنکبوت، 42-سوره شـوری، 47-سوره مـحـمّـد، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « اى فرزند آدم به هوش باش»،
          
شنبه 24 شهریور 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات