وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

 

اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33﴾ 180

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32﴾ 180

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 568

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

*** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است 

حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمانگونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

...وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ﴿هود/117  235

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند 

آنان را هلاک نمیکند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ 

وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7﴾ 467

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5) 483

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

******

اهمیّت استغفار

قال الإمام المهدی (علیه السلام)  :

یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، 

إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقْوالُهُمْ افْعالَهُمْ

امام زمان علیه السلام می فرمایند : اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است. 

مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.


...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10) 547

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و 

در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا 

یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41) 260

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم 

و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147) 68

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش 

و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ 

وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/28) 571

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید 

و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35) 455

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از 

من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151) 169

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت 

درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118) 349

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 67-72، 169-174، 175-180، 235-240، 259-264، 349-354، 451-456، 463-468، 547-552، 565-570، 571-576، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 481-486، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399



مراحل شكل گیری 9 گانه حیات انسان


قرآن مجید حیات جنینی انسان را به اطوار و مراحل مختلفی تقسیم كرده، می فرماید :

 وَقَدْ خَلَقَكُم أَطْوَاراً ﴿نوح/14﴾ 571

خدا شما را در مراحل مختلفی آفرید.

 

مرحله اول : خاك


 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طین ﴿مؤمنون/12﴾ 342

ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاك آفریدیم.

نطفه انسان مولود غذاهای گوناگونی است كه از نباتات و گوشت و لبنیات سرچشمه میگیرد.

حیوانات هم از نباتات تغذیه می كنند و نباتات هم از خاك مایه می گیرند .

بنابراین نطفه ی انسان كه بعداً به صورت انسانی درمی آید مولود خاك است .

اكتشافات جدید هم نشان می دهد عناصری كه زمین در بردارد از قبیل : آهن ، مس ، كلسیم ، ید و... عصاره ی آنها در انسان وجود دارد و انسان دائم به وسیله ی نباتات و حیوانات از عصاره های مواد خاكی تغذیه می كند و به تولید مثل برمی خیزد .

 

مرحله دوم : آب


هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ المآءِ بَشَراً... ﴿فرقان/54﴾ 364

اوست كه بشر را از آب آفرید.

از نظر زیست شناسان انسان به اسفنجی می ماند كه او را آب فرا گرفته است .

جسم یك فرد هفتاد كیلویی از پنجاه لیتر آب تشكیل شده است و این نسبت ثابت است .

اگر شخصی بیست درصد آب بدنش را از دست بدهد ، دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب یاخته های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم می باشد و عملا فاقد نمك است ، ولی آب خارج از یاخته ها عملًا پتاسیم ندارد ، بلكه دارای مقدار زیادی نمك است و این تركیب آب خارج از یاخته ها جزء به جزء به آب دریایی شباهت دارد كه میلیون ها سال قبل اولین اشكال حیات در آن شكل می گرفت و بعداً زمانی كه موجودات آبی به خشكی روی آوردند دریای درون را نیز با خود آوردند ، چون بدون آن زندگی برای آنها در خشكی ممكن نبود .

آری، این است معجزه ی شگفت انگیز قرآن ، كه در صحرایی خشك و سوزان و بدون ابزار علمی و در جامعه ای بی سواد اعلام كرد : اوست كه بشر را از آب آفرید .

 

مرحله سوم : علق


 خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق ﴿علق/2﴾ 597

 

پروردگار انسان را از علق « كرمكی شبیه زالو» آفرید

«علق» در لغت كرمكی است كه به دیواره ی رحم زن میچسبد، و به معنای زالو و حیوان شناور خون خوار نیز آمده است .

امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میكروسكوپ می گذارند ، انبوه كثیری از كرمك های زنده ی شناوری را مشاهده می كنند كه این كرمك ها وقتی وارد رحم می شوند مانند زالو به دیواره ی رحم می چسبند .

اسپرماتوزئید در حدود چهار سانتیمتر مكعب است ، كه در هر یك سانتیمتر آن صد تا دویست میلیون حیوان زنده ی شناور یافت می شود . این حیوانات حیرت انگیز دسته جمعی به قصد رسیدن به «اوول»، سلول ماده، حركت میكنند. تخمدان یك زن جوان تقریباً شامل سیصد هزار هزار تخمك نارس است ، ولی از همه اینها در حدود چهارصد عددشان رسیده و بالغ می شوند .

هنگام قاعدگی ، تخمك ، پس از ترك خوردن كیسه ای كه محتوی آن است ، به روی دنباله های لوله كوتاهی كه از تخمدان تا زهدان كشیده شده می افتد و با حركت مژه های لرزان این لوله ، خود را به زهدان می رساند و به این ترتیب تخمدان خود را برای پذیرش اسپرم نر آماده می كند!


 


مرحله چهارم : ایجاد از آب بی ارزش


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَة مِن ماء مَهین ﴿سجده/8﴾ 415

آنگاه خدا نسل بشر را از چكیده و خلاصه ی آب بی مقدار پدید آورد.

اسپرها یعنی همان كرمك ها و به تعبیر قرآن مجید علق ها و یاخته های جنسی نر با ماده ی لزجی ، همراه نطفه ی مرد خود را به دهانه ی رحم می رسانند و پس از رسیدن به داخل رحم ناگهان نبرد شگفتی میان آنان به وقوع میپیوندد .

در این نبرد عجیب دویست میلیون اسپر شركت دارند كه با سرعت 15 كیلومتر در ساعت برای تصرف تخمك زن به سوی آن حركت می كنند و طولی نمی كشد كه اولین صفوف اسپرها به جدار تخمك می رسند .

ناگهان هزاران كرمك ، تخمك را در بر می گیرند . كرمكها كه دم هایشان به سرعت می جنبد در زیر ذره بین به چمن زاری می مانند كه با وزش نسیم ، موج می زنند و تا زمانی كه یكی از كرمك ها نتواند خود را در آغوش تخمك فرو برد این عمل ادامه دارد .

هر اسپری كوشش می كند اولین نفری باشد كه به درون تخمك وارد می گردد ، تا این كه اولین اسپر پوسته را می شكافد و وارد تخمك می شود و به محض ورود، دُم كرمك قطع شده محل ورود متورم می شود .

در این هنگام پروتوپلاسمای تخمك نیز منقبض گشته ، مایعی از خود خارج می كند تا كرمك های دیگر نتوانند وارد آن شوند .

بنابراین از دویست میلیون اسپر تنها یك اسپر با تخمك می آمیزد و انسان تولید می شود ، و چنانچه اراده ی حق و رحمت واسعه اش تعلق بگیرد دو یا سه اسپر وارد می شود در این صورت در رحم زن دوقلو یا سه قلو پرورش می یابد .

 

مرحله پنجم : امشاج «سلول تخم»


 إِنّا خَلَقْنَا الإنْسانَ مِن نُطْفَة أَمْشاج... ﴿انسان/2﴾ 578

ما انسان را از نطفه ی مخلوط پدید آوردیم.

برای اینكه انسانی به وجود آید ، ابتدا باید تخمك، یعنی یاخته ی جنسی ماده كه یكی از كرمك ها را در بر گرفته ، وارد رحم شود . تخمك ، دانه ی سپیدی است كه 250 هزار بار از یاخته ی جنسی نر یعنی اسپر بزرگتر است ; به این خاطر وقتی تخمك با سیل اسپر برخورد می كند ، یكی از آنها را در خود فرو می برد و با كرموزوم های سلول نر كه تعدادشان به نصف تقلیل یافته با كروموزوم های سلول تخمك می آمیزد و در نتیجه موجود تازه ای بنام سلول تخم پدید می آید كه در اصطلاح قرآن « امشاج » نامیده شده .

اگر بهترین وضع زندگی برای سلول نر و سلول ماده فراهم باشد ، قادر به ادامه ی زندگی نیستند و به زودی می میرند، مگر آنكه با یكدیگر تركیب شوند و سلول تخم ، یا به تعبیر قرآن « امشاج » را به وجود آورند .

پس از عمل لقاح ، سلول تخم شروع به تقسیم می نماید ، ابتدا به دو سپس به چهار و هشت و . . . تقسیم می شود و به همین صورت بر اثر تقسیمات متوالی ، توده ای سلولی بوجود می آید.



مرحله ششم : صورت بندی جنین


 هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنَی ﴿حشر/24﴾ 548

او خدای به وجود آورنده ی «انبوه سلول ها» و اندازه قراردهنده و جدا كننده ی «سلول ها» و پیكرساز و شكل دهنده است.

پس از تكمیل شدن سلول ها ، یعنی مصالح ساختمان جنین ، انبوه كثیری از سلولها برای بنای پیكره ی انسان تحویل رحم داده می شود و در رحم ، ساختمان جنین آغاز می گردد .

ابتدا این سلول های بی شمار به قدرت پروردگار و در سایه ی رحمت واسعه و مهربانیش از یكدیگر مجزّا شده هر كدام به جایگاه مخصوص خود روانه می شوند ، سلول های مغز ، سلول های چشم ، سلول های گوش و . . . همین طور هر یك ذرات هم عضو خود را پیدا كرده تشكیل عضوی می دهند و به این ترتیب پیكر جنین به وسیله سلول ها ساخته و پرداخته و صورت بندی می شود .

گلوله ی كوچكی كه در طرف چپ جنین قرار دارد، منبع تغذیه ی جنین است . این گلوله كه در خون شناور است عصاره ی غذا و آب و تنفس را كه توسط دستگاه های گوارش و اكسیژن تهیه و وارد خون شده است گرفته و از راه ناف به بدن طفل منتقل می كند!

این است رحمت واسعه ی الهیه كه همه چیز را فرا گرفته و آثارش در ذرّه ذرّه ی بنای خلقت از خورشید روشن تر است .

 



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 271-276، 337-342، 361-366، 415-420، 457-462، 547-552، 571-576، 577-582، 595-600، 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، 32-سوره سـجـده، 39-سوره زمـر، 59-سوره حـشر، 71-سوره نوح، 76-سوره انسان، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399




تفسیر آیات دوّم و سوّم سوره قـدر



وَ مَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ


تو چه می دانی شب قدر چیست؟ *  شب قدر، بهتر از هزار ماه است.


نکته ها:

* کلمه«قدر»در قرآن،در چند معنا به کار رفته است:

الف) مقام و منزلت.چنانکه می فرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» [6]آنگونه که باید،مقام و منزلت الهی را نشناختند.

ب) تقدیر و سرنوشت.چنانکه می فرماید: «جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی»[7]ای موسی تو بنا بر تقدیر(الهی به این مکان مقدّس)آمده ای.

ج)تنگی و سختی.چنانکه می فرماید: وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ ... [8]کسی که رزق و روزی بر او تنگ و سخت شود...

دو معنای اول در مورد «لَیْلَةُالْقَدْرِ» مناسب است،زیرا شب قدر،هم شب با منزلتی است و هم شب تقدیر و سرنوشت است.


*** هستی،حساب و کتاب و قـدر و اندازه دارد. 

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ﴿حجر/21﴾ 263

هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعیین شده فرونمی فرستیم.حتّی مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است. 


وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ... ﴿مؤمنون/18﴾ 343

نه تنها باران،بلکه هر چیز نزد او اندازه دارد. 


...وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ ﴿رعد/8﴾ 250

چنانکه خورشید و ماه،از نظر حجم و وزن و حرکت و مدار آن حساب و کتاب دقیق دارد. 


وَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ ﴿رحمن/5﴾ 531

خورشید و ماه با حسابی [منظم و دقیق] روانند.

* خداوند در شب قدر،امور یک سال را تقدیر می کند،چنانکه قرآن در جایی دیگر می فرماید:

«فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»[13] در آن شب،هر امر مهمّی،تعیین و تقدیر می شود.بنابراین، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پیامبر نیست،بلکه در هر رمضان،شب قدری هست که امور سال آینده تا شب قدر بعدی،اندازه گیری و مقدّر می شود.

* بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن،مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب،بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند.

چنانکه شخصی از پیامبر پرسید:منزل ما از مدینه دور است،یک شب را معیّن کن تا به شهر بیایم.حضرت فرمود:شب بیست و سوم به مدینه داخل شو[14]

امام صادق علیه السلام در حالی که بیمار بودند،خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند[15]و حضرت زهرا علیها السلام در این شب،با پاشیدن آب به صورت بچه ها،مانع خواب آنها می شدند.[16]

در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان،پیامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را احیا میداشت.[17]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 247-252، 259-264، 343-348، 529-534، 595-600، 13-سوره رعـــــد، 15-سوره حـجـر، 23-سوره مـؤمنـون، 55-سوره الرّحمن، 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


صفات افراد مومن در یازده آیه ابتدای سوره مومنون

342


برگرفته شده از تفاسیر «نور-نمونه»






















****************************** 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿نحل/97﴾ 278

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم. (

******************************
















******************************


اَلْمُؤمِنُ اذا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ

مؤمن را خشمش از طریق حق خارج نمی‌سازد.

شـــرح :

برخی ها تا قصه و قضیه ای پیش نیامده است، خونسردند و ظاهری متین و مومن دارند ولی به صرف این که مشکلی نمایان می شود و یا از نظر انتخاباتی سلیقه های متفاوتی پیدا می کنند، بدترین حرف ها و گاه تهمت ها و پرونده‌سازی ها را نثار همدیگر می کنند.

به فرموده ی امام رضا(ع) چنین افرادی ، به درجه مومنی نرسیده اند و گرنه با آمدن غضب و خشم نیز ناحق ها را در جای حق جای نمی دهند. و آن گونه بی باکانه سخن نمی گویند.





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 277-282، 337-342، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 فروردین 1398




45/140/146/249/268/274/291

 297/306/316/343/148/442

518/531/534/566/585 



اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-باب 185-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397

اسرار اینكه چرا سهام  ورثه بیش از فرائض ششگانه نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هفتادم-مطلب شماره 522


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه آن جناب فرمودند :

سهام ارث شش سهم است و زاید بر آن نیست.

محضر مباركش عرض شد: یا ابن رسول اللَّه چرا شش سهم قرار داده شده؟

حضرت فرمودند:

زیرا انسان از شش چیز آفریده شده چنانچه حق تعالى در قرآن فرموده:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ *ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ *ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحمًا * ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًاءَاخَرَ *فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِین * ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَیِّتُونَ *ثُمَّ إِنَّكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ ﴿مؤمنون/16-12 342

 انسان را از گل خالص آفریدیم، سپس او را نطفه گردانیده و در جاى استوار (صلب و رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه را علقه نمودیم، پس از آن علقه را مضغه گردانیدیم، بعد مضغه (گوشت پاره) را استخوان و سپس بر استخوان گوشت پوشانیدیم

سپس آن را آفرینش تازه ‏اى دادیم(دمیدن روح)، پس شایسته‏ تكریم و تعظیم است خداوندى كه بهترین آفرینندگان است.و بعد از این همه شما خواهید مُـرد،باز در روز قیامت زنده و مبعوث می گردید.


كلمه‏‏ «سُلالَةٍ» به معناى عصاره و كلمه‏ «عَلَقَةً» به معناى خون غلیظ و بسته شده و كلمه‏ «مُضْغَةً» به معناى پاره گوشت بدون استخوان است.

امام باقر علیه السلام فرمودند: مراد از «خَلْقاً آخَرَ» دمیده شدن روح در بدن است.

 

مصنّف این كتاب محمّد بن على (ره) مى‏ گوید:

براى حكم مذكور علّت دیگرى هست و آن این است كه مستحقّین ارث و اهل آن كه همیشه ارث مى ‏برند شش نفر مى ‏باشند باین شرح: پدر، مادر، پسر، دختر، شوهر، همسر.




[
]




نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 337-342، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



چرا مؤمن گاهى از همه تیزبین‏ تر-بخیل تر و مشتاق‏ تر از همه

به نكاح مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 348-مطلب شماره 507



از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند : 


محضر مبارك پدرم عرض شد : 

چرا مؤمن از همه افراد تیزبین‏ تر مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا حدّت و باریك بینى قرآن در قلب او بوده و ایمان خالص در سینه ‏اش مى ‏باشد و او بنده‏ اى است مطیع حق تعالى و تصدیق‏ كننده رسولش.


محضرش عرض شد: 

چرا مؤمن از همه بخیل ‏تر مى ‏باشد؟

فرمودند: زیرا رزق خود را سعى مى ‏كند از راه حلال تحصیل كند و بدیهى است مطلوب حلال نزد طالب عزیز بوده لا جرم دوست ندارد آن را از خود جدا كند چه آنكه مى‏ داند تهیه و تحصیل مطلوبش دشوار و سخت است و اگر نفسش سخاوت وجود نشان دهد صرفاٌ آن مطلوب را در موردش قرار داده و سعى مى ‏كند در جایى كه شایسته است صرفش كند.


محضر مباركش عرض شد: 

چرا مؤمن گاهى از دیگران به نكاح و دفع غریزه جنسى

 مشتاق ‏تر بوده و از همه مبادرتش به آن بیشتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا مؤمن مى‏ خواهد خود را از نامحرمان بر حذر داشته و نسبت به فروجى كه بر او حرام هستند تعدّى نكند لذا نمى‏ گذارد شهوتش به هر طرف میل كند بلكه آن را مهار مى‏ نماید ولى وقتى به حلال دست یابد به آن اكتفاء كرده و با استفاده كامل از آن خود را از غیرش مستغنى و بى‏ نیاز قرار مى‏ دهد.


سپس امام علیه السّلام فرمودند:

قوّت و نیروى مؤمن در قلبش مى‏ باشد، لذا مى‏ بینید با این كه بسا مؤمن ضعیف البدن و نحیف الجسم است مع ذلك قائم اللّیل و صائم النّهار مى ‏باشد.


و نیز فرمودند:

مؤمن در دینش از كوههاى راسخ استوارتر است و شاهد بر این گفتار آن است كه بسا از كوهها برخى از اجزائشان را جدا مى‏ كنند ولى احدى قادر نیست كه از دین مؤمن بكاهد و آن را تجزیه نماید و سرّش آن است كه مؤمن نسبت به دینش بخیل بوده و از آن به كسى نمیدهد. 





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 337-342، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397



برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع




مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿نحل/97﴾ 278

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، میدهیم.


قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿مؤمنون/59342

بی تردید مؤمنان رستگار شدند.



****************



چرا مؤمن به مؤمن‏ نامیده شد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 300-مطلب شماره 487


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از محمّد بن سنان، از على بن فضّال، از مفضّل بن عمر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

مؤمن را به این خاطر مؤمن مى‏ گویند كه در دنیا و آخرت براى غیر دعاء نموده و از آنها شفاعت مى‏ كند پس حق تعالى نیز دعایش را مستجاب و شفاعتش را قبول مى‏ كند.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از مسعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه برادر مؤمنش را با كلمه ‏اى كه به واسطه‏ اش اظهار لطف مى‏ نماید اكرام كرده یا حاجتش را بر آورد و یا حزن و اندوهى را از او بر طرف كند پیوسته در ظل حمایت حق تعالى بوده و تا مادامى كه به اكرام و بر آوردن حاجت او مشغول است رحمت حق تعالى بر او نازل مى‏ گردد.

سپس فرمود:

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مؤمن، مؤمن مى‏ گویند، جهتش آن است كه مردم او را بر نفس و مال خود امین و مطمئن مى ‏دانند.

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مسلمان، مسلمان مى‏ گویند، سببش آن است كه مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبانش سالم باشند.

آیا خبر بدهم شما را از مهاجر كه چرا به او مهاجر مى‏ گویند، جهتش آن است كه مهاجر كسى است كه از وادى سیّئات و قبایح هجرت كرده و از آنچه بر او خدا حرام فرموده دورى گزیند سپس فرمودند:

كسى كه مؤمنى را دفع كرده تا بدین وسیله او را ذلیل و خوار نماید یا لطمه و سیلى به او زند یا امر مكروهى را به او وارد نماید فرشتگان وى را مورد لعن و نفرین قرار مى‏دهند تا مادامى كه آن مؤمن را خشنود كرده و حقّش را ترمیم نموده و توبه و طلب آمرزش نماید.

پس از آن فرمودند:

بر حذر باش از تنى به كسى؛ زیرا شاید او مؤمن بوده و شما مطّلع نباشید.

و بر شما باد به نرمى و آرامى و فرار از سلاح شیطان، چه آنكه چیزى نزد خدا محبوب‏ تر از آرامى و نرمش نمى‏ باشد.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 277-282، 337-342، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397



مؤمن کیست؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 416




احمد بن الحسن قطّان، از حسن بن على كوفى از محمّد بن زكریا جوهرى از جعفر بن محمّد بن محمّد غماره، از پدرش، وى مى ‏گوید: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

مؤمن علوى است، زیرا در معرفت مقام عالى و بلندى دارد.

مؤمن هاشمى است، زیرا ضلالت و گمراهى را شكست مى‏ دهد.(هاشم یعنی درهم شکننده)

مؤمن قرشى است، زیرا به شیئى كه از ما اخذ شده اقرار دارد.

مؤمن عجمى است، زیرا ابواب شرّ بر او بسته است.

مؤمن عربى است، زیرا پیامبرش صلى اللَّه علیه و آله عربى بوده و كتابش به زبان عربى آشكار مى ‏باشد.

مؤمن نبطى(1) است، زیرا علم را درك نموده و فهمیده است.

مؤمن مهاجرى است، زیرا از گناهان و زشتى ‏ها دورى گزیده است.

مؤمن انصارى است، زیرا رسول و اهل بیت او را نصر و یارى كرده است.

مؤمن مجاهد است، زیرا با دشمنان خدا جهاد مى‏كند به این نحو كه در زمان دولت باطل تقیّه نموده و در عصر دولت حقّه با شمشیر با آنها كارزار مى‏ نماید.



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ






نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 337-342، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397
 

 


45/140/146/249/268/274
291/297/306/316/343/148
442/518/531/534/566/585



اهمیّت خوردن خرما به فرمایش رسول خدا 

صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 405



محمّد بن على ماجیلویه رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از حسین بن حسن بن ابان از محمّد بن اورمه، از حسن بن سعید، از محمّد بن اسحاق، از محمّد بن فیض وى مى‏ گوید:

محضر مبارك امام عرض كردم: فدایت شوم: از ما شخصى بیمار مى‏ گردد، او را نزد طبیب معالجه مى‏ برند، وى و سایر اطباء نظرشان این است كه او باید پرهیز كند.

امام علیه السّلام فرمودند: این دستور بطور كلّى درست نیست، طبابت از نظر ما آن است كه بیمار از هیچ مطعوم و مشروبى پرهیز نباید بكند مگر از خرما، و ما او را به این سبب  خنك و مداوا میكنیم.

سائل پرسید: چرا از خرما باید پرهیز كند؟

فرمود: چون پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، على علیه السّلام را كه بیمار شده بودند از خوردن خرما پرهیز دادند.




توضیح مدیر وبلاگ :


با توجه به حدیث فوق نتیجه گیری میشود که، با عنایت به اهمیّت «خرما» همیشه وقت باید از آن تناول نمود، مگر در مواقع مریضی.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397



مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا ﴿احزاب/23 421

از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمان شان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان و عقیده شان] نداده اند.


 ****************


محمد بن عباس از حضرت باقر علیه السّلام و حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده فرمودند آیه فوق در حق امیر المؤمنین علیه السّلام و حمزه و جعفر و عبیدة بن حارث نازلشده و شهید گردید و مقصود از و منهم من قضى نحبه یكى حمزه است كه در جنگ احد شهید شد و دیگرى جعفر است كه در جنگ موته بدرجه رفیعه شهادت فائز گردید و مراد از «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ» امیر المؤمنین علیه السّلام می باشد كه پیوسته در انتظار شهادت بود تا ابن ملجم مرادى آن بزرگوار را شهید نمود.

و این حدیث را ابن بابویه و ابن شهر آشوب از آن حضرت و حضرت باقر علیه السّلام روایت كرده ‏اند.

در كافى از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده فرمود پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السّلام مى ‏فرمودند : 

یا على هر كس ترا دوست داشته باشد و با ولایت تو از دنیا برود از زمره شهداء محسوب می شود.

و نیز از آنحضرت روایت كرده فرمود مؤمنین دو فرقه هستند یك فرقه از راه صدق و درستى بعهد و شرط پروردگار وفا نموده و داخل در مصداق آیه‏ «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ» باشند این قبیل مؤمنین در دنیا و آخرت ترسى براى آنها نیست و اینان از مردم شفاعت مى ‏كنند و كسى شفیع آنان نباشد و فرقه دیگر هستند كه گاهى انحراف و اعوجاج (کجی، ناراستی، انحنا، پیچیدگی) حاصل كنند و لحظه ثابت و مستقیم شوند ایشان در دنیا و آخرت ترس دارند و به بدی ها مبتلا بشوند باید از آنها شفاعت كنند و هرگز شفیع نشوند.

و در حدیث مفصلى بابو بصیر فرمود اى ابا محمد پروردگار شماها را در قرآن یادآورى نموده در آنجا كه میفرماید:

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ‏ شما اصحاب بعهد و میثاقیكه با خدا بسته ‏اید در باره ولایت ما آل محمد (ص) وفادار مانده و تغییر عقیده نداده‏اید و اگر وفا نمى ‏نمودید خداوند مانند سایرین شما را نیز توبیخ و سرزنش می نمود و داخل در مصداق آیه‏ «وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِینَ» بودید.

لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَ یُعَذِّبَ الْمُنافِقِینَ‏ خداوند پاداش خیر راستگویان را بدهد و منافقین را یا بكیفر رسانیده و یا توبه آنها را بپذیرد همانا خداوند توبه پذیر و آمرزنده و مهربان است.

وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ كَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنالُوا خَیْراً خداوند كفار را با آن غیظى كه نسبت بمؤمنین داشتند بى بهره و نصیب برگردانید وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتالَ‏ و در قرآن ابن مسعود آیه اینطور است:

و كفى الله المؤمنین القتال بعلى و كان الله قویا عزیزا یعنى مؤمنین را بوسیله وجود مقدس امیر المؤمنین على بن أبی طالب علیه السّلام نصرت‏ و یارى فرمود چه مشركین و لشكر احزاب پس از آنكه امیر المؤمنین علیه السّلام «عمرو بن عبدُ وَد» و «نوفل» دو نفر ابطال و دلاوران مشركین را كه هر كدام مقابل هزار سوار بودند بقتل رسانید مغلوب و شكست خورده و ترس بر آنها مستولى شد از این جهت فرار و هزیمت (گریز به هنگام شکست) اختیار كردند كه پروردگار مقتدر و توانا است هر كه را بخواهد توانائى میدهد، چنانچه امیر المؤمنین علیه السّلام را قدرت و توانائى بخشید و لشكر اسلام را بوجود شریفش نصرت و یارى فرمود.

قوله تعالى : وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَیاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیراً ﴿احزاب/26

و كسانیكه از اهل كتاب پشتیبان مشركین بودند از سنگرهایشان فرود آورده و ترس شما را در دل آنها انداخت بعضى از آنان كشته شده و بعض دیگر اسیر شدند.

تفسیر جامع، ج‏5، ص: 344



****************



هر گاه مؤمنى از دنیا مى‏ رود...



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 399


محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از حسن بن محبوب، از على بن رئاب نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا الحسن موسى علیه السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

هر گاه مؤمنى از دنیا مى‏ رود فرشتگان و مكان هایى از زمین كه وى روى آنها عبادت خدا را مى ‏كرد و درب هاى آسمان كه اعمال او را از آنها به بالا مى‏ بردند جملگى می گریند و رخنه ‏اى در اسلام پدید مى ‏آید كه هیچ چیزى آن را ترمیم نمى‏ كند، زیرا مؤمنین بناهاى محكم و استوارى اسلامند همچون بناى محكم حصار شهر.





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، 33-سوره احــزاب، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 337-342، 421-426، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397


انواع قلب از نظر قرآن کریم


بیست نوع قلب در قرآن کریم ذکر شده است :


1-الَقلب الأغلف : و آن دلی است که پوشیده شده است به طوری که اقوال و فرمایشات رسول اکرم صلى الله علیه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمی کند.

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿بقرة/88﴾ 13

وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿نساء/155﴾ 103


2-القلب الآثم : و آن دلی است که گواهی حق را کتمان می کند و می پوشاند.

وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ﴿بقرة/283﴾ 49


3-القلب الزائغ : و آن قلبی است که از حق و حقیقت اعراض می کند.

فأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ ﴿آل عمران/7﴾ 50

مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ  ﴿توبة/117﴾ 205


4-القلب الغلیظ : و آن دلی است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده.

وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ ﴿آل عمران/159﴾ 71


5-القلب القاسی : و آن دلی است که به عقیده و ایمان نرم نمی شود و وعظ و ارشاد در آن تأثیری ندارد و از یاد خداوند رویگردان است.

وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً ﴿مائده/13﴾ 109

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِیَةِ ﴿حج/53﴾ 338

فَوَیْلٌ لِلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ ﴿زمر/22﴾ 461


6-القلب المریب : و آن قلبی است که در شک و شکوک متحیر و سرگردان است.

وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ ﴿توبة/45﴾ 194


7-القلب المطمئن : و آن قلبی است که با یاد خدا و توحیدش آرام می گیرد.

تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه ﴿رعد/28﴾  252


8-القلب الغافل : و آن قلبی است که مانع ذکر و یاد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالی ترجیح می دهد.

وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا ﴿کهف/28﴾ 297


9-القلب اللاهی : و آن دلی است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت های دنیاست.

لاهِیَةً قُلُوبُهُمْ ﴿انبیاء/3﴾ 322

 

10-القلب التقی : و آن قلبی است که به احکام خدا احترام می گذارد.

ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿حج/32﴾ 336



11-القلب الأعمى : و آن دل کوری است که حق را نمی بیند و در نتیجه پند و اندرز نمی گیرد

وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ﴿حج/46﴾ 337


12-القلب المخبت : و آن قلبی است فروتن و آرام به ذکر خدا.

فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ ﴿حج/54﴾ 338


13-القلب الوَجِل : و آن قلبی است که از یاد خدا می لرزد که مبادا عمل وی به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نیابد.

 وَالَّذِینَ یُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿مؤمنون/60﴾ 346


14-القلب المریض : و آن قلبی است که دچار بیماری شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت های حرام.

فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ﴿احزاب/32﴾ 422


15-القلب السلیم : و آن قلبی است مخلص برای خدا و خالی از کفر و نفاق و هرگونه پستی.  

إلّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿صافات/84﴾ 449


16-القلب المتکبر : و آن دل مغرور و متکبری است که از توحید و طاعت خداوند رویگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغیان.

قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿غافر/35﴾ 471


17-القلب المختوم: و آن قلبی است که هدایت را نمی شنود و تعقل نمیکند.

وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ ﴿جاثیة/23﴾ 501


18-القلب المنیب : و آن قلبی است که همیشه در حال برگشت و توبه به سوی خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا.

 مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ وَ جَاء بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ﴿ق/33﴾ 519

 

19-القلب الحی : و آن قلب زنده ای است که از شنیدن داستان های امّت های گذشته که با گناه و طغیان هلاک شدند پند و اندرز می گیرد.

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ ﴿ق/37﴾ 520


20-القلب المهدی : و آن قلبی است که تسلیم امر خدا و راضی به قضا و قدر پروردگار است.

 وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ ﴿تغابن/11﴾ 557



الّلهم إجعل قلوبنا من القلوب السّلیمة المطمئنّة البیضاء وثبّتنا على الهدى والایمان


خدایا قلب های مارا  قلب سلیم ومطمئن و درحال توبه و برگشت به خود و بهترین قلبها قراربده و ما را بر هدایت و ایمان ثابت قدم بدار.

 

«الهی آمین»





نوع مطلب : 13-18، 49-54، 67-72، 103-108، 109-114، 193-198، 205-210، 247-252، 295-300، 319-324، 331-336، 337-342، 343-348، 421-426، 445-450، 457-462، 469-474، 499-504، 517-522، 553-558، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 13-سوره رعـــــد، 18-سوره کـهـف، 21-سوره انبـیاء، 22-سوره حـج، 23-سوره مـؤمنـون، 33-سوره احــزاب، 37- سوره صـافّـات، 39-سوره زمـر، 40-سوره غـافـر، 50-سوره ق، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 45-سوره جـاثیـة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «دسته بندی کلی قلب ها از نظر روایات»،
          
یکشنبه 12 آذر 1396





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic