وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399



17/23/49/53/71/75

275/333/356/562


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 13-18، 19-24، 43-48، 49-54، 67-72، 73-78، 271-276، 331-336، 355-360، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

اسرار پدید آمدن زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دومباب 343-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏ فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏ گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى ‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته ‏اى از آن به این كوه متّصل مى ‏شود و وقتى خداوند عزّوجلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏ گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏ كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّوجلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.


حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً ﴿فاطر/41﴾ 439

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى ‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.


ب: ...وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ ﴿حج/65﴾ 340

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏ رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏ شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.


حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى ‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند : از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى ‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده :


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها *

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ﴿زلزله/3-1﴾ 599

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود؟


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ﴿زلزله/4﴾ 599

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، 35-سوره فـاطـر، 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 337-342، 439-444، 595-600، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقره/82

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

005/012/047/057/087/098

105/108/123/155/208/209

224/253/258/297/304/312

333/334/338/339/357


****************



چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 301-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده ‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 01-06، 07-12، 43-48، 55-60، 85-90، 97-102، 103-108، 121-126، 151-156، 205-210، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 13-سوره رعـــــد، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 223-228، 253-258، 295-300، 301-306، 307-312، 331-336، 337-342، 355-360، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّکَ لَشَدِیدُ الْعِقَابِ 

﴿رعد/6 250

و از تو [بر پایه تمسخر، استهزا، جهل و نادانی] پیش از [درخواست] خیر و خوشی تقاضای شتاب در [فرود آمدن] عذاب می کنند، [اینان گمان می کنند که عذاب ها و مجازات های الهی دروغ است] با اینکه پیش از آنان عذاب ها و عقوبت های عبرت آموز [بر کافران و منکران] گذشته است و قطعاً پروردگارت نسبت به مردم با ظلم و ستمی که می کنند صاحب آمرزش است، و مسلماً پروردگارت سخت کیفر است.

 

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یَوْمًا عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿حج/47 338

و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می کنند، در حالی که خدا هرگز از وعده اش تخلف نمی کند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمارید [برای او زمان نزدیک، زمان دور، امروز، دیروز، گذشته و آینده مفهومی ندارد؛ بنابراین فاصله زمانی شما با عذاب الهی شما را دچار این پندار نکند که تهدید به عذاب، تهدیدی طولانی و دروغ است

 

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿شعراء/204 375

آیا به آمدن عذاب ما شتاب می کنند؟

 

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَ لَوْلا أَجَلٌ مُسَمًّى لَجَاءَهُمُ الْعَذَابُ وَ لَیَأْتِیَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ * یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکَافِرِینَ ﴿عنکبوت/54-53 403

آنان شتاب در آوردن عذاب را از تو می خواهند، اگر مدتی معین [برای آنان] مقرّر نبود، قطعاً آن عذاب را [که خواهانش هستند] بر آنان می آمد و حتماً ناگاه در حالی که بی خبرند، به سراغشان خواهد آمد *

[آنان] شتاب در آوردن عذاب را از تو می خواهند، بدون تردید هم اکنون دوزخ بر کافران حاطه دارد.

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿شعراء/204 452

آیا به آمدن عذاب ما شتاب می کنند؟

 

فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلا یَسْتَعْجِلُونِ 

﴿ذاریات/59 523

پس برای کسانی [از قوم تو] که ستم ورزیدند، سهمی از عذاب است مانند سهم هم مسلکانشان [از امت های پیشین]، بنابراین شتاب در آمدن آن را نخواهند.



****************


 اسرار اینكه چرا خداوند متعال عقوبت بندگان 

را تأخیر مى‏ اندازد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 298-مطلب شماره 485



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار از عمركى، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت على علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند متعال هنگامى كه بخواهد اهل زمین را به عذابى مبتلا نماید میفرماید:

اگر نبودند آنان كه مشتاق جلال من بوده و مساجد مرا آباد كرده و در بامدادان استغفار مى ‏كنند البته عذابم را فرو مى‏ فرستادم.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه البرقى، از على بن الحكم، از سیف بن عمیره، از سعد بن طریف‏[1]، از اصبغ بن نباته نقل كرده كه وى گفت:


امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

حق تبارك و تعالى وقتى مى‏بیند اهل زمین مرتكب معاصى شده و به قبائح مبادرت مى‏ورزند قصد مى‏ كند تمام ایشان را عذاب كند حتّى یك نفر را هم باقى نگذارد ولى چون نظرش به پیران مى‏ افتد كه به طرف نماز گام بر مى‏ دارند و اطفال كه قرآن مى ‏آموزند به ایشان ترحّم نموده و عذابشان را تأخیر مى ‏اندازد.


حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از سعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام، حضرت فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله 

و سلّم فرمودند:

خداوند جلّ جلاله هنگامى كه ببیند اهل قریه ‏اى در معاصى اسراف و زیاده روى مى‏ كنند و حال آنكه در بین ایشان سه نفر از اهل ایمان مى‏ باشند آنان را خوانده و مى ‏فرماید: اى اهل عصیان اگر میان شما مؤمنینى كه مشتاق جلال من هستند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد نموده و در سحرها از خوف من استغفار و طلب آمرزش مى‏ كنند نبودند عذابم را بر شما فرو مى‏ فرستادم و باكى هم نداشتم.


حدیث (4)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على همدانى، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: اگر مردم زیارت این بیت (بیت اللَّه) را ترك مى‏ كردند قطعا حق تعالى عذاب بر ایشان نازل مى‏ فرمود و مهلت شان هم نمى‏ داد.


حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از ابن عبّاس، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردمى مرتكب گناهانى شدند و از این بابت در هراس و وحشت افتادند پس مردمى دیگر نزدشان آمده و به آنها گفتند: شما را چه مى ‏شود؟

آنها گفتند: گناهانى مرتكب شده و از این جهت بیمناك هستیم.

ایشان گفتند: ما گناهان شما را به عهده مى‏ گیریم.

حق تبارك و تعالى فرمود: آنها خوف داشته و ایشان جرات، و هراسى از عذاب من ندارند!! در ساعت عذابش را بر آنها نازل فرمود.


حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

اى مردم، خداوند متعال عموم را به واسطه گناه خصوصى از مردم عذاب نمى‏ كند مشروط به این كه گناه كنندگان پنهانى و بدون اطّلاع عموم مبادرت به عصیان نمایند ولى اگر علنى و در حضور عموم مرتكب نافرمانى خدا شوند و عامّه مردم نیز از اعمال ایشان متأثّر نشده و آنها را از گناه باز ندارند البتّه هر دو گروه مستحقّ عقوبت خداوند متعال مى ‏شوند.


حدیث (7)

 على بن حاتم، از احمد بن محمّد عاصمى و على بن محمّد بن یعقوب عجلى، این دو از على بن الحسین، از عباس بن على غلام حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام نقل كرده ‏اند كه وى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمود: هر گاه بندگان مرتكب گناهان شناخته نشده ‏اى شوند حق تعالى آنها را به بلاهاى غیر شناخته‏ شده ‏اى مبتلا مى‏ كند.

 



(1)- سعد بن طرف الحنظلی معروف به سعد الخفّاف، وى صحیح الحدیث مى‏باشد.






نوع مطلب : 247-252، 337-342، 373-378، 403-408، 451-456، 523-528، 13-سوره رعـــــد، 22-سوره حـج، 26-سوره شـعـراء، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

023/024/027/052/041/068


076/183/185/281/301/336



إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ 


﴿بقره/153



****************


 علامات صبر و شكیبایى‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 253-مطلب شماره 470


حدیث (1) 

احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت:

عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش، از عمر بن على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه فرمود: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


علامت شخص صابر و شكیبا سه چیز است :


اوّل: آنكه سست و بى‏حال نیست.

دوّم: آنكه ملول و محزون نمى ‏باشد.

سوّم: آنكه از پروردگار متعال شكایت نمى‏ كند.

زیرا شخص وقتى كسل و سست شد حقوق دیگران را ضایع نموده و وقتى ملول و محزون گردید اداء شكر نمى‏ كند و هر گاه از پروردگار شاكى شد عصیانش را مى‏ نماید.





نوع مطلب : 19-24، 25-30، 37-42، 49-54، 67-72، 73-78، 181-186، 277-282، 301-306، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 08-سوره انـفـال، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿حج/73 341

ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.


****************



 اسرار آفرینش و خلقت مگس‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 249-مطلب شماره 474



حدیث (1) 

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن‏ ابى عبد اللَّه برقى، از پدرش، از كسى كه ذكرش نموده، از ربیع ندیم و صاحب منصور دوانیقى، وى میگوید: 

روزى منصور در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بود مگسى بر او نشست، منصور آن را پراند، باز بر وى نشست و منصور براى بار دوّم آن را پراند، مگس براى مرتبه سوّم بر او نشست، وى به امام علیه السّلام عرض كرد: براى چه خداوند متعال مگس را آفریده است؟

حضرت فرمودند: براى این كه به واسطه ‏اش ستمگران را خوار و ذلیل كند.


حدیث (2) 

حسین بن احمد بن ادریس رضى اللَّه عنه از پدرش، از محمّد بن ابى صهبان، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

اگر مگس بر روى طعام مردم نمى‏ نشست تمام آنها مبتلا

 به جذام مى‏ شدند.


****************


کشف خواص بال مگس



به تازگی یکی از تذکرات بهداشتی و پزشکی حضرت محمد (ص) کشف شده و محققان به این نتیجه رسیدند: مگسی که بیشترین بیماری ها را حمل می کند، پادزهر همان بیماری را نیز با خود دارد؛ مسئله ای که نبی اکرم (ص) 1400 سال پیش بارها توصیه کرده بودند

استفاده از پادزهر حشرات از اوایل قرن بیستم آغاز شد. خانم دکتر "جوآن کلارک" در استرالیا به این مسئله اهتمام ورزید و در اثر تجربه فهمید که در سطح خارجی مگس پادزهر وجود دارد که برخی از امراض و بیماریها را معالجه می کند، بنابراین اذعان داشت که در مگس شفا وجود دارد

هر کسی در این زمینه نظریه ای ارائه کرد. اما کسب تجربه همچنان ادامه داشت تا اینکه تعدادی از اندیشمندان بحث هایی در این زمینه مطرح کردند و فهمیدند که مگسی که بیشتر بیماریها را حمل می کند، بیشترین پادزهر را که منجر به شفای بیماریها می شود، نیز حمل می کند؛ به گونه ای که تنها ناقل امراضی که حمل می کند، نیست

وجود این مسئله امری منطقی است، زیرا مگس باکتریهای مضر زیادی در جسمش حمل می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ بنابراین باید ضد این باکتریها را نیز حمل کند و این مواد را که خداوند افزایش داده برای این است که از برخورد ویروسها و بیماریها با او جلوگیری کند

محققان می گویند: مگس انواع زیادی از باکتری، ویروس ها و میکروب های بیماری زا را حمل می کند، اما همزمان در سطح جسمش مواد ضد این میکروبها را نیز حمل می کند. بهترین شیوه برای آزادسازی پادزهر از مگس فروبردن آن در مایعات است. این کشف جدیدی است که محققان را متحیر کرده و هرگز توقع نداشتند که بیماری و دارو را در یک مخلوق و آن هم در مگس بیابند و سؤال این است :

آیا این همان چیزی نیست که پیامبر اکرم حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم قرن ها پیش بیان کرده بود؟ 

محققان به صورت ناگهانی دریافتند که بهترین شیوه برای آزاد سازی این مواد یا همان پادزهرها فروبردن مگس در مایع است. زیرا پادزهرها بر سطح خارجی جسم مگس و بالهایش وجود دارد

البته این اطلاعات طی سال های اخیر مطرح شد و هنگامی که محققان غرب از آن صحبت می کردند آنرا بسیار عجیب می دانستند و از آن شگفت زده می شدند. زیرا برای آنها اطلاعات جدید و عجیبی به شمار می رفت.

امروز پزشکان روسیه تلاش می کنند تا درمان جدید با مگس را توسعه دهند؛ زیرا دریافتند که مگس حاوی مواد زیادی است که بیشتر از داروهای سنتی و قدیمی به شفا و درمان بیماریها کمک می کند . آنها می گویند که این درمان جدید در دنیای پزشکی انقلابی به پا خواهد کرد

بنابراین دو حقیقت علمی موجود است: یکی آنکه سطح خارجی مگس حاوی پادزهرهایی است که میکروبها و ویروسها را از بین می برد. دوم آنکه بهترین شیوه برای آزادسازی این پادزهرها فروبردن مگس در مایعات است


در حدیثی از حضرت محمد (ص)، این دو حقیقت مطرح شده است:

إذا وقع الذباب فی شراب أحدکم فلیغمسه ثم لینزعه، فإن فی أحد جناحیه داء وفی الآخر شفاء

 "هنگامی که مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آنرا در آب فروبرید سپس از آن نوشیدنی استفاده کنید؛ زیرا در یکی از بالهای مگس درد و در دیگری درمان است"

  

این حدیث شریف نبوی برای این است تا غذایی که در آن مگس افتاده را هدر ندهیم، کافی است که آنرا در آب فرو بریم تا مواد ضد میکروبها آزاد شود. ما امروز می بینیم که محققان بی آنکه بدانند کلام پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم را تکرار می کنند

پروفسور جان الوارز براوو از دانشگاه توکیو می گوید: چیزهای دیگری وجود دارد که انسان قبول کند در مگس شفا وجود دارد. بنابراین به زودی خواهیم دید که درمانی موفق برای بیشتر بیماریها از مگس استخراج می شود. همچنین برخی از محققان ایالات متحده آمریکا تلاش می کنند تا راه جدید شفا در استفاده از مگس بیابند و تأکید می کنند که درمان با مگس امری مقبول و علمی در آینده ای نزدیک است

حشره شناسان در دیگر بررسی های خود تشابه زیاد میان قلب مگس و قلب انسان را مورد تأکید قرار دادند. آنها سعی می کنند تا امراض قلبی را با استفاده از مگس درمان و برطرف کنند. این یعنی اینکه درمان بیماریهای قلبی نیز در مگس وجود دارد

طی چند ماه محققان دانشگاه آبرن به وجود پروتئینی در بزاق مگس پی برده اند . این پروتئین ممکن است که التیام زخمها و شکافهای پوستی مزمن را تسریع کند.

محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند: برای اولین بار است که کشف کرده اند ماده ای در مگس وجود دارد که سیستم دفاعی بدن انسان را تقویت می کند

خانم کلارک می گوید: " ما درباره پادزهرها در جایی صحبت می کنیم که هیچ کس پیش از این توقع نداشته است." اما این محقق و محققان دیگر سخنان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم را درباره شفا در بالهای مگس که بیش از 1400 سال پیش گفته بود را فراموش کرده اند

به جای اینکه شخص از دقت تعبیر نبی گرامی تعجب کند، از وجود شفا در بالهای مگس و شیوه آزادسازی این مواد، یعنی چگونگی به دست آوردن پادزهر در فرو بردن مگس در آب تعجب می کند.

این اطلاعات چند سال پیش کشف شده؛ اما این حدیت شاهد صدق و راستی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و در پاسخ به ادعای کسانی است که احادیث محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم را مملو از اساطیر و افسانه می خوانند، چرا که هر کلمه ای که با آن سخن گفت کلامی حق از جانب خداوند بلند مرتبه بوده است.

 

برداشت از سایت : باشگاه خبرنگاران جوان

https://www.yjc.ir/fa/news/4134783/





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 337-342، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397



چرا زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه 

علیهم السّلام بعد از حجّ  لازم است؟


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

حج و عمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.




****************


اسرار زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه

 علیهم السّلام بعد از حجّ  چیست؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 221-مطلب شماره 398

 

حدیث (1)

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از احمد بن محمّد بن یحیى بن زكریّا القطان از ابو بكر بن عبد اللَّه بن حبیب از تمیم بن بهلول، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما حج بجا آورد لازم است كه حجّش را به زیارت ما خاتمه دهد زیرا این زیارت متمّم حجّ خواهد بود.


حدیث (2)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن الحسین بن الخطّاب، از محمّد بن سنان از عمّار بن مروان، از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

تمام بودن حج و كامل بودنش به این است كه بعد از آن، امام زیارت و ملاقات گردد.


حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى از حسن بن على الوشّاء، وى مى‏گوید: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

هر امامى در گردن دوستان و شیعیانش عهدى دارد و وفاء كامل به عهد و نیكو اداء كردنش به این است كه اولیاء و دوستان قبور آنها را زیارت كنند چه آنكه هر كس ایشان را از روى رغبت و میل زیارت كند در روز قیامت ایشان شفعاء او خواهند بود.


حدیث (4)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردم مأمور شدند این سنگ‏ها را بیاورند و طوافشان كنند سپس نزد ما آمده و ایشان را به دوستى خود خبرشان دهیم و ایشان كمك و نصرتشان را بر ما عرضه بدارند.


حدیث (5)

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن الحسن السعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عثمان بن عیسى، از معلى بن شهاب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

حضرت حسن بن على علیهما السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كردند:

اى پدر جزاء و پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: فرزندام كسى كه در حیات و ممات من به زیارتم آید یا پدر و یا برادرت و یا تو را زیارت كند بر من است كه او را در روز قیامت زیارت كرده پس از گناهانش او را رها نمایم.


حدیث (6)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع از صالح بن عقبه، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: كسى كه یكى از شما خاندان را زیارت كند جزایش چیست؟

حضرت فرمودند: او مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را زیارت كرده باشد.


حدیث (7)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از دیلمى، از ابراهیم بن ابى حجر اسلمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه به مكّه آید به منظور انجام حجّ و مرا در مدینه زیارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نیز در روز قیامت به او جفا مى ‏كنم و كسى كه مرا زیارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است.

مصنّف این كتاب (صدوق علیه الرحمه) مى‏ گوید: علّت و سبب در زیارت نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زیارت نكند به آن جناب جفا نموده و زیارت ائمه علیهم السّلام نیز به منزله زیارت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مى ‏باشد چه آنكه این معنا از امام صادق علیه السّلام نقل و روایت گردیده.


توضیح مدیر وبلاگ :

بنظر حقیر اینگونه میرسد که اسرار این تشرّف خدمت  ائمّه علیهم السّلام بعد از اعمال حج شاید این باشد که، حج بعنوان یکی از مهمترین اعمال عبادی مؤمنین لازم است پس از اتمام حج گذار بحضور امام معصوم برسد و حج خود را عرضه بدارد و از نگاه لطف کریمانه معصومین علیهم السّلام بر حجّش مُـهر تأیید زده شود، چرا که فرد مسلمان و حتی مؤمن چنانچه استطاعت بر رفتن حج داشته و تعمّداً این فریضه را انجام ندهد به دین یهود از دنیا میرود. . والله اعلم





نوع مطلب : 25-30، 31-36، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1397

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

حج و عمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.




****************


اسرار اینكه چرا حج افضل و برتر از نماز و روزه گردیده است؟‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 215-مطلب شماره 397

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از صفوان از سیف تمّار[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

پدرم مى ‏فرمود: حجّ از نماز و روزه افضل مى‏ باشد و جهتش آن است كه :

نمازگزار براى ساعتى از اهل خود رو مى‏ گرداند و به عبادت مشغول مى ‏شود و روزه ‏دار صرفا به مقدار روشنى روز از همسرش خوددارى مى‏ نماید ولى حاجى بدنش را به تعب (سختی) انداخته و نفسش را در تنگنا قرار داده و مالش را صرف نموده و غیبتش از اهل و همسرش طولانى بوده نه به مالش امید داشته و نه به تجارتش از این رو این عبادت از نماز و روزه برتر مى ‏باشد و نیز پدرم مى‏ فرمود: 

نیست كسى برتر و افضل از مردى كه به حج آمده و اهلش را به دنبال آورده در حالى كه مردم در صحراى عرفات وقوف داشته و راست و چپ بیابان را اشغال كرده ‏اند، وى اهلش را به حجّ آورده و در میان این انبوه جمعیّت كه واقع مى‏شود خدا را طلب مى ‏كند و از او مى‏ خواهد كه اهلش را محافظت نماید.


حدیث (2)

 و با همین اسناد، از صفوان و فضاله، از قاسم بن محمّد، از كاهلى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه از حج ذكرى به میان آورده و بعد فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

جهاد دو تا است و حج یكى از آن دو محسوب مى ‏شود، حج جهاد ضعفاء است و ما ضعفاء هستیم، توجّه داشته باش هیچ عبادتى افضل از حج نیست مگر نماز در حجّ، در حج نماز هست ولى در نماز حج نیست، پس حج از نماز هم افضل مى ‏باشد، در حالى كه قدرت دارى حج را ترك مكن، آیا دقّت نمى‏ كنى و توجّه ندارى كه در حج سر تو گرد آلود شده و پوست صورت و بدنت سوخته مى ‏شود و از نظر به زنان ممنوع هستى.

و امّا ما با این كه در اینجا بوده و نزدیك به مكه هستیم و براى ما آب هاى متّصل بوده و از امكانات خیلى بیشترى برخورداریم با این حال سفر حج بر ایمان مشقّت ‏بار مى ‏باشد چه رسد به شما كه در شهرهاى دور و فاصله‏ هاى بعید قرار دارید و از وسائلى كه در اختیار ما هست محروم مى ‏باشید.

هیچ سلطان و رعیّتى به حج نمى ‏آید مگر آنكه مشقّت فوق العاده‏ اى را باید متحمّل شود زیرا طعام و شرابش تغییر كرده در مسیر جریان باد موذى و تابش آفتاب سوزان كه قادر بر علاج آن نیست قرار مى ‏گیرد چنانچه حق تبارك و تعالى در قرآن به همین معنا اشاره كرده و مى ‏فرماید :


وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ ﴿نحل/7﴾ 268

و بارهاى سنگین شما را كه جز به مشقت بسیار نتوانید برد از شهرى به شهر دیگرى برند كه خدا در باره شما رئوف و مهربان است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مرحوم ممقانى در رجال وى را توثیق نموده است.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 31-36، 265-270، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللَّهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ 

فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿مائده/94﴾ 123

ای اهل ایمان! بی تردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که مُحرم هستید] آزمایش می کند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزه های شما [آن را صید می کند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او می ترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الأنْعَامِ إِلا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ﴿مائده/1﴾ 106

ای اهل ایمان! به همه قراردادها [یِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشتِ] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حُرمتش] بر شما خوانده می شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که مُحرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقیناً خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] 

حکم می کند.


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا لِیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿مائده/95﴾ 123

ای اهل ایمان! در حالی که در احرام [حج یا عمره] هستید، شکار را نکشید. و هر کس از شما عمداً آن را بکشد، کفّاره ای همانند آن از جنس چهارپایانِ [اهلی] بر عهده اوست؛ که [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهی دهند، و به عنوان قربانی به [حریم] کعبه رسد، یا به کفّاره [آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانی] به مستمندان طعام دهد، یا برابر تعداد مستمندی که طعام می دهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خدا از [گناه] کشتن شکارهایی که پیش از این حکم انجام گرفته، درگذشت. و هر که [پس از کفّاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام می گیرد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.

  

أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَکُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿مائده/96﴾ 124

برای بهره مند شدن شما و کاروانیان، شکار کردن از دریا و خوراکی آن [در حال احرام] بر شما حلال شد. و شکار صحرا و بیابان تا زمانی که مُحرم هستید، بر شما حرام است. و از خدایی که به سوی او گردآوری می شوید، پروا کنید.





****************



 اسرار ممنوع بودن صید براى مُحرم‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 212-مطلب شماره 396

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد، از حلبى، وى مى‏ گوید: 

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام معناى آیه شریفه:

 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیكُمْ 

وَ رِماحُكُمْ‏ ﴿مائده/94﴾ 123

 اى اهل ایمان خدا شما را به چیزى از صید مى‏ آزماید كه در دسترس و تیرهاى شما آیند... 

را پرسیدم، حضرت فرمودند: مقصود این است كه از هر طرف و از هر جانب صید براى مؤمنین در حال احرام فراهم و جمع مى‏ شود و بقدرى به ایشان نزدیك مى‏ گردند كه در دسترس و تیررس ایشان واقع مى ‏شوند تا بدینوسیله حق تعالى ایشان را آزموده و معلوم نماید آیا حرام الهى را كه صید باشد مرتكب مى‏شوند یا نه.





نوع مطلب : 103-108، 121-126، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397



فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ  ﴿بقره/196﴾ 30

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است 


الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .




وَإِذْ بَوَّأْنَا لإبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئًا وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ ﴿حج/26﴾ 335

و [یاد کن] هنگامی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده کردیم [و از او پیمان گرفتیم] که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان [از پلیدی های ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه گردان.

 

 وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.


****************



اسراری در تخریب بیت الله الحرام بدست حجاج 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 201-مطلب شماره 390


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از ابن ابى عمیر، از ابى على صاحب انماط (صاحب فرش هاى گستردنى) از ابان بن تغلب، وى مى ‏گوید:

پس از آنكه حجّاج كعبه را خراب نمود مردم خاك‏ هاى آن را بین خود تقسیم و توزیع نموده و آن مكان را با زمین یكسان نمودند، بعداٌ كه خواستند آن را از نو بنا كنند مارى از زمین بیرون آمد و از ساختن آنها جلوگیرى كرد بطورى كه مردم از وحشت فرار نموده و نزد حجّاج رفته و واقعه را براى او بازگو نمودند وى ترسید كه از بناء و ساختن كعبه ممنوع گردد لا جرم بالاى منبر رفت و مردم را فراخواند و گفت:

خدا رحمت كند بنده ‏اى را كه بداند چاره آنچه ما به آن مبتلاشده‏ ایم چیست و ما را از آن خبر كند.

ابان مى ‏گوید: پیر مردى از جا برخاست و گفت: اگر چاره این كار نزد كسى باشد او همان كسى است كه دیدم به طرف كعبه آمد و اندازه آن را گرفت و رفت.

حجّاج گفت او كیست؟

پیر مرد: اظهار نمود كه وى حضرت على بن الحسین علیه السّلام است.

حجّاج گفت: او معدن و مركز اصل این معنا است پس كسى را محضر مباركش فرستاد و از آن حضرت خواست كه در مجلس وى حاضر شوند، حضرت به مجلس حجّاج تشریف آورده و نشستند، حجّاج واقعه را براى آن جناب بیان كرد و اظهار نمود حق تعالى وى را از ساختن كعبه منع نموده است.

حضرت على بن الحسین علیهما السّلام فرمودند: اى حجّاج تو بنایى را كه جناب ابراهیم علیه السّلام و اسماعیل ساخته بودند منهدم نمودى و خاك هایش را در جاده ریخته و سپس آنها را غارت كردى گویا پنداشتى آنها میراث تو هستند، وظیفه آن است كه به منبر رفته و به مردم بگویى احدى از آنها چیزى از خاك‏ هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند.

راوى مى‏ گوید: حجّاج فرمان امام علیه السّلام را انجام داد و مردم را قسم داد كه هیچ كدام چیزى از خاك ‏هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند، مردم چنین كردند، حجّاج وقتى دید تمام خاك‏ها را آوردند و یك جا جمع گردید محضر حضرت على بن الحسین علیهما السّلام رفت، حضرت اساس و پایه بیت را وضع نموده و سپس امر فرمود آن را حفر نمایند راوى مى‏ گوید: مار از ایشان گریخت و غائب شد و آنان پایه بیت را گود كرده تا به جایگاه ستون‏هاى رسیدند، حضرت على بن الحسین علیه السّلام به آنان امر فرمود:

دور شوید، آنان دور شدند و حضرت نزدیك آمده و با جامه مباركشان روى جایگاه ستونها را پوشانده و سپس گریستند آنگاه با دست خود خاك روى آنها ریخته و بدین وسیله آنها را پوشاندند، بعد كارگران را خوانده و فرمودند:

ساختمان را بنا كنید، آنها بناء را ساخته و وقتى دیوارها بالا آمد امر فرمودند كه خاك‏ ها را در جوف و داخل بنا بریزند از این رو بیت مرتفع و بلند گردید بطورى كه به واسطه پلكان باید به آن رسید.





نوع مطلب : 25-30، 31-36، 61-66، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397

...فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ ﴿حج/28﴾ 335

[چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.



آیا جایز است كه پوست قربانى را به سلّاخ آن داد؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 182-مطلب شماره 376

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه و محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیهما، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد بن یحیى بن عمران اشعرى، از على بن اسماعیل، از صفوان بن یحیى الازرق، وى مى ‏گوید:

محضر مبارك حضرت ابى ابراهیم علیه السّلام عرض كردم: آیا شخص مى‏ تواند به سلّاخ، پوست قربانى را بدهد؟

حضرت فرمودند: اشكالى ندارد، خداوند عزّوجل در قرآن مى ‏فرماید:

فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا

از گوشت قربانى بخورید و به دیگران اطعام كنید.

و پوست نه خورده مى ‏شود و نه اطعام مى‏گردد و به همین سبب كه عنوان مأكول و مطعوم بر آن صادق نیست اعطائش به سلّاخ اشكال و ایرادى ندارد.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 شهریور 1397



وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ * لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الأنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ 

﴿حج/28-27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند * تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام های زبان بسته ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.



****************



اسرار عدم مجوّز اطعام از گوشت قربانى به مساكین

 بابت كفّاره قسم‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 180-مطلب شماره 375

 

حدیث (1)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از سهل بن زیاد، از حسین بن یزید از اسماعیل بن ابى زیاد، از حضرت بن محمّد از پدر بزرگوارش سلام اللَّه علیهما نقل كرده ‏اند كه آن حضرت فرمودند:

از حضرت على علیه السّلام سؤال شد آیا از گوشت قربانى بابت كفّاره قسم مى‏ توان به مساكین اطعام نمود؟

حضرت فرمودند:

 خیر، زیرا قربانى فقط براى حق تعالى است در مورد دیگر نمى‏ توان صرفش كرد.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 شهریور 1397

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ * لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الأنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ 

﴿حج/28-27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند * تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام های زبان بسته ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.


****************



اسرار اینکه چرا مستحبّ است قربانى صحیح و سالم‏ باشد؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 179-مطلب شماره 374

 

حدیث (1)

 محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن احمد بن یحیى ابن عمران اشعرى، از موسى بن جعفر بغدادى، از عبید اللَّه بن عبد اللَّه، از موسى بن ابراهیم، از حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام، آن حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


قربانى‏ هاى صحیح و سالم انتخاب كنید زیرا آنها مركب‏ هاى 

شما هستند بر صراط.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 شهریور 1397

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ * لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الأنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ 

﴿حج/28-27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند * تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام های زبان بسته ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید




****************



 اسرار تشریع شدن (آئین شدن) قربانى‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 178-مطلب شماره 373

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسین بن یزید نوفلى، از اسماعیل بن مسلم سكونى، از حضرت جعفر بن محمّد از آباء گرامش علیهم السلام حضرت فرمودند: رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند متعال این قربانى را تشریع (آئین شدن) فرمود تا مساكین شما از ناحیه گوشت در فراوانی قرار بگیرند، پس ایشان را اطعام نمایید.


حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه الكوفى الاسدى، از موسى بن عمران نخعى از عمویش حسین بن یزید نوفلى، از على بن ابى حمزه، از ابى بصیر از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، ابو بصیر مى‏ گوید محضر مباركش عرضه داشتم:

اسرار جعل و تشریع قربانى چیست؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال هنگام ریختن اوّلین قطره خون حیوان به زمین صاحب قربانى را مى‏ بخشد، این یكى از علل تشریع قربانى است، دیگر آنكه بدین وسیله اهل تقوى از غیرشان ممتاز شده و تنها عمل ایشان مقبول واقع مى شود چنانچه خدا در قرآن فرموده: هرگز به رضاى خدا نخواهد رسید و مقبول درگاهش واقع نخواهد شد گوشت حیواناتى كه تصدّق داده شده و نه خون ریخته شده آنها بلكه آن تقواى صاحب این قربانى‏ ها مقبول درگاهش مى ‏باشد.

سپس در تأیید این حكمت (حكمت دوّم) امام فرمودند: بنگر چگونه خداوند متعال قربانى هابیل را قبول و قربانى قابیل را ردّ نمود و این نبود مگر به خاطر آنكه هابیل اهل تقوى و قابیل فاقد آن بود.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از ابى جمیله، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام ابى جمیله مى‏ گوید:

از امام علیه السّلام راجع به گوشت قربانى سؤال كردم؟

حضرت فرمودند: حضرت على بن الحسین و فرزندشان حضرت محمّد باقر علیهم السلام یك سوّم از این گوشت را به همسایگانشان تصدّق نموده و یك سوّم هم به مساكین مى‏ دادند و یك سوّم باقیمانده را براى اهل خانه نگه مى ‏داشتند.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 شهریور 1397

 اسرار تشریع «تلبیه» در حجّ‏

و

تفسیر«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 157-مطلب شماره 354


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از حسین بن محمّد بن عامر، از عمویش عبد اللَّه بن عامر، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان از عبید اللَّه بن على حلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: چرا «تلبیه» جعل و تشریع شده است؟

حضرت فرمودند: خداوند عزّوجل به جناب ابراهیم علیه السّلام وحى فرمود:

وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالًا ﴿حج/27﴾ 335

و مردم را به اداء مناسك حج اعلام كن تا مردم پیاده و سواره و از هر راه دور به سوى تو جمع آیند.

پس جناب ابراهیم نداء داد و با صداى بلند مردم را دعوت نمود، مردم نیز از هر راه دور اجابتش كرده و تلبیه گویان به سوى او شتافتند و این عمل سنّت گردید.


حدیث (2)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از ابو الحسین محمّد بن جعفر اسدى، از سهل بن زیاد آدمى، از جعفر بن عثمان دارمى، از سلیمان بن جعفر نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن علیه السّلام راجع به تلبیه و علّت آن سؤال كردم،

حضرت فرمودند: هنگامى كه مردم مُحرِم مى‏ شوند حق تبارك و تعالى آنها را خوانده و مى‏ فرماید:

بندگان و كنیزانم، همانطورى كه شما براى من احرام بستید من نیز آتش را بر شما حرام خواهم نمود مردم مى ‏گویند: لبّیك اللّهم لبیك

این عبارت را مردم در مقام اجابت حق تعالى كه ایشان را مورد نداء قرار داد ایراد مى كنند.


حدیث (3)

 محمّد بن القاسم استرآبادى مفسّر رضى اللَّه عنه از یوسف بن محمّد بن زیاد و على بن محمّد بن یسار، از پدرشان، از حضرت حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، فرمودند:

مردى محضر مبارك حضرت رضا علیه السّلام رسید عرض كرد: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بفرمایید تفسیر الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (فاتحه/2) چیست؟

حضرت فرمودند: پدرم از جدّم، از حضرت باقر و آن حضرت از حضرت زین العابدین و آن بزرگوار از پدرش علیهم السّلام نقل كردند كه مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام مشرّف شد و عرضه داشت تفسیر الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ چیست؟

حضرت فرمودند: الحمد للَّه تفسیرش این است كه بندگان خدا برخى از نعمت‏هاى الهى را اجمالا بدانند و در مقابل آنها حق را بستایند زیرا قادر بر دانستن تمام آنها مفصّلا نیستند چه آنكه نعمت‏ هاى حق تعالى قابل شمارش یا دانستن نیستند، پس حق تعالى به بندگان مى‏ فرماید: بگویید:

حمد براى خدا است در مقابل نعمت‏هایى كه پروردگار عالمیان به ما داده است و عالمیان عبارتند از: جماعات و گروههایى از مخلوقات چه جمادات و چه حیوانات امّا حیوانات را مورد نعمت قرار داد، به خاطر آنكه حق تعالى به قدرت كامله ‏اش آنها را حركت داده از رزق خود غذا به آنها عنایت فرموده، آنها را در كنف و سایه خود احاطه نموده، هر كدام را به نحوى كه مصلحت ایجاب مى‏ كند مورد تدبیر قرار داده است.

و امّا جمادات را مورد نعمت قرار داد: به خاطر آنكه حق تعالى آنها را با قدرت خود نگاه داشت، جمادات متّصل را از جدا شدن نگاه داشت و جمادات منفصل را از اتصال و چسبیدن حفظ كرد، آسمان را از افتادن بر روى زمین مصون داشت مگر آنكه خود به آن اذن سرنگون شدن دهد چنانچه زمین را از فرو رفتن حفظ كرد مگر وقتى كه خود به آن چنین امرى فرماید، حق تعالى به بندگانش مهربان و رحیم مى ‏باشد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: «ربّ العالمین» یعنى حق تعالى مالك و خالق عالمیان بوده روزى آنها را به سویشان مى‏ فرستد از آن جایى كه مى‏ دانند و نمى ‏دانند، روزى بندگان بینشان تقسیم شده و تمام انسانها از آن بهره ‏مند هستند نه تقواى متّقى و پرهیزكار آن را زیاد كرده و نه عصیان و فجور معصیت ‏كار آن را ناقص و كم نموده، بین ما و آن رزق حجاب و پرده ‏اى است كه رزق طالب آن مى ‏باشد اگر یكى از شما بخواهد از روزى خود فرار كرده و بگریزد، روزى به طلبش آمده همانطورى كه مرگ به طلبش مى ‏آید.

خداوند جلّ جلاله مى‏ فرماید: بگویید: حمد براى خدا است در مقابل نعمت‏ هایى كه به ما داده است و در كتب پیشینیان قبل از این كه آفریده شویم ما را یاد كرده است، پس در این عبارت بر حضرات محمّد و آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین و شیعیان ایشان واجب شده كه خدا را شكر نموده و در مقابل برترى و فضیلتى كه به ایشان بر سائر امم داده از او قدردانى كنند.

شرح خبرى كه در كتب پیشینیان از حضرات محمّد و آل محمّد علیهم السّلام و شیعیان ایشان یاد شده است و امّا شرح خبر مزبور: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

زمانى كه خداوند عزّوجل حضرت موسى بن عمران علیه السّلام را مبعوث فرمود و وى را برگزید و دریا را برایش شكافت و بنى اسرائیل را نجات داد و تورات و الواح را به وى اعطاء فرمود خود را در دربار ذو الجلال صاحب مكان و شرف دید لذا به پروردگار عرض كرد:

پروردگارا، به من كرامتى دادى و عنایتى فرمودى كه به احدى قبل از من چنین توجّهى نفرمودى.

خداوند عزّ و جلّ فرمود: اى موسى آیا مى‏ دانى كه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزد من از تمام فرشتگان و جمیع مخلوقاتم برتر و بالاتر است؟

موسى عرض كرد: پروردگارا اگر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزد تو از تمام مخلوقاتت افضل است آیا در میان آل انبیاء، از آل من كسى اكرم و افضل مى‏ باشد؟

خداوند جلّ جلاله فرمود: اى موسى، آیا نمى ‏دانى كه فضل و برترى آل محمّد بر تمام انبیاء همچون فضل و برترى محمّد بر جمیع مرسلین است؟

موسى علیه السّلام: عرض كرد: پروردگارا اگر آل محمّد چنین هستند پس آیا در میان امم انبیاء، امّتى از امّت من برتر نزد تو مى ‏باشد؟ چه آنكه بر امّت من ابر سایه افكند و مرغ بریان با ترنجبین بر ایشان نازل نمودى و دریا را برایشان شكافتى؟

خداوند جلّ جلاله فرمود: اى موسى آیا نمى‏ دانى فضل و برترى امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بر تمام امّت‏ ها همچون فضل خود او بر تمام خلائق است؟

موسى عرضه داشت: پروردگارا كاش ایشان را من مى‏ دیدم، پس خدا وحى فرمود كه: تو ایشان را هرگز نخواهى دید زیرا هنگام بروز و ظهور و خلقت ایشان اكنون نیست ولى به زودى آنها را در بهشت یعنى در جنات عدن و فردوس برین در محضر حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواهى دید و ملاحظه مى‏ كنى كه در نعمت‏ هاى بهشتى غوطه ‏ور و در خیرات و زیبائى ‏هاى آن غرق مى ‏باشند، آیا دوست دارى سخن ایشان را به سمع تو برسانم؟

موسى عرضه داشت: آرى اى پروردگار من؟

خداوند عزّ و جل فرمود: در مقابل من بایست و تن پوش خود را محكم و استوار كن و همچون بنده ذلیل در مقابل سلطان با عظمت و شوكت قرار بگیر.

موسى علیه السّلام چنین كرد، پس حق عزّ و جل نداء نمود: اى امّت محمّد، تمام آنها در حالى كه در پشت پدران و رحم‏ هاى مادرانشان بودند اجابت كرده و گفتند:

 لبّیك اللّهم لبیك لا شریك لك لبیك، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شریك لك.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل این اجابت را با عباراتى كه ذكر شد شعار در حج قرار داد، پس از آن پروردگار متعال نداء نمود: اى امّت محمّد حكم من بر شما چنین تقدیر شده كه رحمت من نسبت به شما بر غضبم سبقت گرفته و عفو و بخششم پیش از عقاب و مؤاخذه ‏ام مى‏ باشد، پیش از آنكه مرا بخوانید دعاى شما را مستجاب مى ‏كنم و قبل از آنكه از من سؤال و درخواست نمایید به شما اعطاء خواهم نمود، هر كدام از شما كه با من ملاقات كنید در حالى كه شهادت دهید به لا اله الّا الا للَّه‏ وحده لا شریك له و انّ محمّدا عبده و رسوله صادق فی اقواله، محق فی افعاله، و نیز شهادت دهد كه حضرت على بن ابى طالب برادر و جانشین بعد از او ولىّ حضرتش مى‏ باشد و همچنین خود را ملتزم به اطاعت از آن جناب كرده باشد همانطورى كه ملتزم بود به اطاعت از محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم.

و نیز شهادت دهد به این كه اولیاء آن حضرت كه جملگى برگزیدگان و پاكیزگان و آیات مباركه الهى و راهنمایان و حجّت‏ هاى خدا بعد از آن دو (پیامبر اكرم و على علیه السّلام) مى‏ باشند او را در بهشت خود داخل خواهم نمود اگر چه گناهانش مانند كف روى دریا باشد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

پس از آنكه حق تعالى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را مبعوث نمود فرمود:

اى محمّد، تو در كوه طور نبودى آن زمانى كه امّت تو را خوانده و به این كرامت اختصاص دادم، سپس حق عزّ و جل به پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

بگو اى محمّد: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ على ما اختصّنى به من هذه الفضیلة

یعنى حمد براى خدا است كه پروردگار عالمیان مى ‏باشد  یعنى در مقابل این فضیلتى كه به من اختصاص داد و به امّت آن حضرت هم فرمود:

بگویید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ على ما اختصنا به من هذه الفضائل 

یعنى حمد و ستایش براى خدا است كه پروردگار عالمیان مى‏ باشد در مقابل این فضائلى كه به ما اختصاص داده است.


حدیث (4)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف از على بن مهزیار، از حمّاد بن عیسى، از ابان بن عثمان، از كسى كه به او خبر داده از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، راوى گفت: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

براى چه «تلبیه» را «تلبیه» گفته ‏اند؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه جوابى بود كه موسى علیه السّلام با آن پروردگارش را اجابت كرد.


حدیث (5)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از حسین بن اسحاق تاجر، از على بن مهزیار از حسین بن سعید، از عثمان بن عیسى و على بن الحكیم، از فضل بن صالح از جابر از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

جناب موسى علیه السّلام از شهر رمله[1] در مصر مُحرِم شدند و با حال احرام از سرزمین ‏هاى پهناور روحاء[2] در حالى كه بر روى ناقه‏ اى نشسته و آن را با مهارى از لیف كنترل كرده بود عبور نمود حضرتش وقتى «تلبیه» گفت، كوهها او را جواب دادند.


حدیث (6)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار از حمّاد بن عیسى، از حسین بن مختار، از ابو بصیر، وى گفت از حضرت ابو جعفر شنیدم كه مى‏ فرمودند:

حضرت موسى بن عمران علیه السّلام با هفتاد پیامبر از راه گشاده و جاده پهناور روحاء در حالى كه روى شتر سرخى نشسته بودند و آن حیوان را با مهارى از لیف كنترل نموده و جملگى عباء قطوانیه‏[3] بر دوش گرفته بودند عبور كرده و مى‏ فرمودند:

لبّیك عبدك و ابن عبدك لبّیك


حدیث (7)

 پدرم رضى اللَّه عنه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى، از ابراهیم بن مهزیار، از برادرش على بن مهزیار از ابن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

حضرت موسى بن عمران علیه السّلام در حالى كه روى شتر سرخى نشسته و مهار آن حیوان از لیف بود و دو جامه قطوانیه در بر كرده بود از راه گشاده و جاده فراخ روحاء عبور كرد و پیوسته مى‏گفت:

 لبیك یا كریم، لبیك

و یونس بن متى علیه السّلام نیز از همین جاده مى‏ گذشت و مى‏ گفت:

لبّیك كشاف الكرب العظام، لبیك 

و جناب عیسى بن مریم علیه السّلام نیز از همین جاده مى‏ گذشت و میگفت:

لبّیك عبدك و ابن امتك، لبّیك

و حضرت خاتم النبیین حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیز از جاده مذكور عبور كرده و به درگاه الهى عرضه مى‏ داشت:

لبیك ذا المعارج، لبیك


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- كلمه«رمله» مفرد«رمل» بوده و آن شهرى است در فلسطین و بین آن و بیت المقدس دوازده مایل(هر مایل 1.61Km) فاصله است.

[2]- مكانى است در فاصله چهل مایلى(هر مایل 1.61Km) مدینه و بعضى فاصله آن را تا مدینه سى و شش میل و برخى سى میل گفته‏ اند.

[3]- منسوب است به قطوان(به فتح قاف و طاء) مكانى است در كوفه.





نوع مطلب : 01-06، 331-336، 01-سوره حــمــد، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397


إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ 

مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿حج/25﴾ 335

مسلماً کسانی که کافرند و از راه خدا و [ورود مؤمنان به] مسجدالحرام که آن را برای همه مردم چه مقیم و حاضر و چه مسافر، یکسان قرار داده ایم جلوگیری می کنند، [کیفری بسیار سخت خواهند داشت]، و هر که بخواهد در آنجا با انحراف از حق روی به ستم آورد [و دست به شرک و هر گناهی بیالاید] او را عذابی دردناک می چشانیم.


****************




اسرار این كه چرا سزاوار نیست براى خانه ‏هاى

 مكّه درب قرار دهند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 135-مطلب شماره 339


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه مى‏ فرماید: سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه دو فرزند محمّد بن عیسى، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان ناب از عبید اللَّه بن على حلبى، از حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام، حلبى میگوید: از امام صادق علیه السّلام راجع به آیه شریفه:


سَواءً الْعاكِفُ فِیهِ وَ الْبادِ

اهل آن شهر و بادیه ‏نشینان را یكسان قرار دادیم

 

پرسیدم، حضرت فرمودند: سزاوار نیست كه براى خانه ‏هاى مكه درب قرار دهند زیرا حجّاج مى ‏توانند در خانه ‏هاى اهالى مكّه فرود آیند تا وقتى كه از انجام مراسم فارغ شوند و اوّلین كسى كه براى خانه ‏هاى مكّه درب قرار داد معاویه مى‏ باشد.


****************


تفسیر جامع جلد 4 صفحه 392 :

از امیر المؤمنین علیه السلام روایت كرده فرمود پیغمبر اكرم (ص) نهى فرمود اهل مكه را از اجاره دادن خانه و منازل خود و از گرفتن مال الاجاره چه شهر مكه بعموم مسلمین تعلق دارد:

ابن بابویه از حلبى روایت كرده گفت معناى آیه‏ سَواءً الْعاكِفُ فِیهِ وَ الْبادِ را از حضرت صادق علیه السلام سؤال نمودم فرمود سزاوار نیست براى اهل مكه درب خانه‏ها و منازل خود بگذارند و مانع شوند از دخول حاج بمنازلشان تا پایان اعمال حج و فرمود اول كسیكه به خانه هاى مكه در گذاشت معاویه بود.


در كافى ذیل آیه‏ وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ از معویة بن عمار و ابى ولاد روایت كرده گفتند معناى آیه را از حضرت صادق علیه السلام سؤال كردیم فرمود هر كس در مكه غیر خدا را عبادت كند یا غیر دوستان خدا را دوست داشته باشد و با آنها مراوده كند ملحد و كافر و ستمكار بر خدا بوده و او را عذاب دردناك دوزخ بچشانند و نیز فرمود هر ستمى كه در مكه بنماید حتى زدن خادم خود بدون سبب الحاد میباشد و از این جهت كراهت دارد كه در شهر مكه متوطن شده و سكونت اختیار نماید.


و از ابى حمزه روایت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق علیه السلام آیه فوق در باره چه كسانى نازل شده؟ فرمود وارد شده در حق آنهائیكه ظلم و تعدى كردند نسبت بامیر المؤمنین علیه السلام و فرزندانش و فرمود جمعى داخل خانه كعبه شده و با هم عهد بستند كه خلافت را نگذارند بامیر المؤمنین علیه السلام و آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم برسد ایشان مردم را در شكنجه و رنج گذارند و به آل پیغمبر جور و ستم نمودند، خداوند از رحمت خود آنان را دور بگرداند.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397

وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ ﴿نحل/70﴾ 274

و خدا شما را آفرید، آن گاه شما را می میراند، برخی از شما به سوی پست ترین مرحله عمر [که سالخوردگی و فرتوتی است] برگردانده می شود، تا پس از دانش اندکی که داشت چیزی را نداند؛ یقیناً خدا دانا و تواناست.

 

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَنُقِرُّ فِی الأرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَمِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئًا وَتَرَى الأرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ﴿حج/5﴾ 332

ای مردم! اگر درباره برانگیخته شدن [پس از مرگ] در تردید هستید، پس [به این واقعیت توجه کنید که] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس از پاره گوشتی با آفرینشی کامل یا غیر کامل آفریدیم تا برای شما روشن کنیم [که ما به برانگیختن مردگان تواناییم]؛ و آنچه را می خواهیم تا مدتی معین در رحم ها مستقر می کنیم؛ آن گاه شما را به صورت کودک [از رحم مادر] بیرون می آوریم تا آنکه به قدرت فکری و نیرومندی جسمی خود برسید. و برخی از شما [پیش از فرتوتی] قبض روح می شود، و برخی از شما را به پست ترین دوره عمر [که ایام پیری است] برمی گردانند تا در نتیجه از دانشی که داشتند چیزی ندانند. و [از نشانه های دیگر قدرت ما اینکه] زمین را [در زمستان] خشک و افسرده می بینی، پس چون آب [باران] را بر آن نازل می کنیم، می جنبد و برمی آید و از هر نوع گیاه تر و تازه و بهجت انگیزی می رویاند.


****************




اسرار و سبب پیری و آغاز آن



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-باب 95-مطلب شماره 89



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: سعید بن عبد اللَّه از ایّوب بن نوح، از محمّد بن ابى عمیر، از حفص بن بخترى از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

قبلا مردم پیرى را به خود نمی دیدند و اولین کسی که آن را مشاهده نمود، حضرت ابراهیم علیه السّلام بود كه در محاسنش موى سفید دید، به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا این چیست؟

حقّ عزّ و جلّ فرمود: این «وقار و سنگینى است».

عرض كرد: پروردگارا، به وقار و سنگینى من بیفزا.

 

حدیث (2)

محمّد بن الحسن گفت: محمّد بن حسن صفّار، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار، از حسین بن عمّار، از نعیم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت ابراهیم علیه السّلام صبح نمود و در محاسنش یك تار موى سفید دید، فرمود حمد خداى را كه مرا به این سن رساند و یك چشم به هم زدن او را عصیان و سرپیچى نكردم.


حدیث (3) 

على بن حاتم مى‏ گوید: جعفر بن محمّد از یزید بن هارون، از عثمان، از جعفر بن ریّان، از حسن بن حسین، از خالد بن اسماعیل بن ایّوب مخزومى، از جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت از ابو الطّفیل شنیدند كه وى گفت: حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

در زمان هاى پیشین چنین بود كه شخص با این كه به سنّ پیرى مى‏رسید موى سفید در او نبود و با این هیئت از دنیا مى‏رفت و بسا بود كه انسان به مجلسى داخل مى ‏شد كه در آن پدر و فرزندانش بودند ولى از یك دیگر ممتاز و مشخص نبودند لذا آن كس كه وارد شده بود مى‏ پرسید: كدام یك از شما پدر هستید؟

زمان حضرت ابراهیم علیه السّلام كه فرا رسید وى به درگاه الهى عرضه داشت:

خداوندا، موى مرا سفید گردان تا با آن شناخته شوم: پس پیر گردید و موى سر و محاسنش سفید گشت.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 271-276، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 خرداد 1397


انواع قلب از نظر قرآن کریم


بیست نوع قلب در قرآن کریم ذکر شده است :


1-الَقلب الأغلف : و آن دلی است که پوشیده شده است به طوری که اقوال و فرمایشات رسول اکرم صلى الله علیه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمی کند.

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿بقرة/88﴾ 13

وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿نساء/155﴾ 103


2-القلب الآثم : و آن دلی است که گواهی حق را کتمان می کند و می پوشاند.

وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ﴿بقرة/283﴾ 49


3-القلب الزائغ : و آن قلبی است که از حق و حقیقت اعراض می کند.

فأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ ﴿آل عمران/7﴾ 50

مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ  ﴿توبة/117﴾ 205


4-القلب الغلیظ : و آن دلی است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده.

وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ ﴿آل عمران/159﴾ 71


5-القلب القاسی : و آن دلی است که به عقیده و ایمان نرم نمی شود و وعظ و ارشاد در آن تأثیری ندارد و از یاد خداوند رویگردان است.

وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً ﴿مائده/13﴾ 109

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِیَةِ ﴿حج/53﴾ 338

فَوَیْلٌ لِلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ ﴿زمر/22﴾ 461


6-القلب المریب : و آن قلبی است که در شک و شکوک متحیر و سرگردان است.

وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ ﴿توبة/45﴾ 194


7-القلب المطمئن : و آن قلبی است که با یاد خدا و توحیدش آرام می گیرد.

تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه ﴿رعد/28﴾  252


8-القلب الغافل : و آن قلبی است که مانع ذکر و یاد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالی ترجیح می دهد.

وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا ﴿کهف/28﴾ 297


9-القلب اللاهی : و آن دلی است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت های دنیاست.

لاهِیَةً قُلُوبُهُمْ ﴿انبیاء/3﴾ 322

 

10-القلب التقی : و آن قلبی است که به احکام خدا احترام می گذارد.

ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿حج/32﴾ 336



11-القلب الأعمى : و آن دل کوری است که حق را نمی بیند و در نتیجه پند و اندرز نمی گیرد

وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ﴿حج/46﴾ 337


12-القلب المخبت : و آن قلبی است فروتن و آرام به ذکر خدا.

فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ ﴿حج/54﴾ 338


13-القلب الوَجِل : و آن قلبی است که از یاد خدا می لرزد که مبادا عمل وی به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نیابد.

 وَالَّذِینَ یُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿مؤمنون/60﴾ 346


14-القلب المریض : و آن قلبی است که دچار بیماری شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت های حرام.

فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ﴿احزاب/32﴾ 422


15-القلب السلیم : و آن قلبی است مخلص برای خدا و خالی از کفر و نفاق و هرگونه پستی.  

إلّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿صافات/84﴾ 449


16-القلب المتکبر : و آن دل مغرور و متکبری است که از توحید و طاعت خداوند رویگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغیان.

قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿غافر/35﴾ 471


17-القلب المختوم: و آن قلبی است که هدایت را نمی شنود و تعقل نمیکند.

وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ ﴿جاثیة/23﴾ 501


18-القلب المنیب : و آن قلبی است که همیشه در حال برگشت و توبه به سوی خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا.

 مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ وَ جَاء بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ﴿ق/33﴾ 519

 

19-القلب الحی : و آن قلب زنده ای است که از شنیدن داستان های امّت های گذشته که با گناه و طغیان هلاک شدند پند و اندرز می گیرد.

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ ﴿ق/37﴾ 520


20-القلب المهدی : و آن قلبی است که تسلیم امر خدا و راضی به قضا و قدر پروردگار است.

 وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ ﴿تغابن/11﴾ 557



الّلهم إجعل قلوبنا من القلوب السّلیمة المطمئنّة البیضاء وثبّتنا على الهدى والایمان


خدایا قلب های مارا  قلب سلیم ومطمئن و درحال توبه و برگشت به خود و بهترین قلبها قراربده و ما را بر هدایت و ایمان ثابت قدم بدار.

 

«الهی آمین»





نوع مطلب : 13-18، 49-54، 67-72، 103-108، 109-114، 193-198، 205-210، 247-252، 295-300، 319-324، 331-336، 337-342، 343-348، 421-426، 445-450، 457-462، 469-474، 499-504، 517-522، 553-558، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 13-سوره رعـــــد، 18-سوره کـهـف، 21-سوره انبـیاء، 22-سوره حـج، 23-سوره مـؤمنـون، 33-سوره احــزاب، 37- سوره صـافّـات، 39-سوره زمـر، 40-سوره غـافـر، 50-سوره ق، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 45-سوره جـاثیـة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «دسته بندی کلی قلب ها از نظر روایات»،
          
یکشنبه 12 آذر 1396





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic