وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25

 و كسانى را كه ایمان آورده‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126

 و [یاد كنید] آن گاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته(آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399


ویژگیهاى حیات طیبه اى كه خداوند آن را به نیكوكاران 

وعده داده است

(تفسیر المیزان)


مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً 

وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.

و در جمله (فلنحیینه حیاة طیبة ) حیات، به معناى جان انداختن در چیز و افاضه حیات به آن است، پس این جمله با صراحت لفظش دلالت دارد بر اینكه خداى تعالى مؤمنى را كه عمل صالح كند به حیات جدیدى غیر آن حیاتى كه به دیگران نیز داده زنده مى كند و مقصود این نیست كه حیاتش را تغییر مى دهد، مثلا حیات خبیث او را مبدل به حیات طیبى مى كند كه اصل حیات همان حیات عمومى باشد و صفتش را تغییر دهد، زیرا اگر مقصود این بود كافى بود كه بفرماید: (ما حیات او را طیب مى كنیم ولى اینطور نفرمود، بلكه فرمود: ما او را به حیاتى طیب زنده مى سازیم ).

پس آیه شریفه نظیر آیه (او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس ) است كه افاده مى كند خداى تعالى حیاتى ابتدائى و جداگانه و جدید به او افاضه مى فرماید.

از باب تسمیه مجازى هم نیست كه حیات قبلى او را بخاطر اینكه صفت طیب به خود گرفته مجازا حیاتى تازه نامیده باشد، زیرا آیاتى كه متعرض این حیات هستند آثارى حقیقى براى آن نشان مى دهند مانند آیه (اولئك كتب فى قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه ) و آیه سوره انعام كه در چند سطر قبل ذكرش كردیم همه اینها آثارى واقعى و حقیقى براى این حیات سراغ مى دهند، مثلا نورى كه در آیه انعام است قطعا نور علمى است كه آدمى بوسیله آن بسوى حق راه مى یابد، و به اعتقاد حق و عمل صالح نائل مى شود.

و همانطور كه او علم و ادراكى دارد كه دیگران ندارند همچنین از موهبت قدرت بر احیاى حق و ابطال باطل سهمى دارد كه دیگران ندارند. چنانچه خداى تعالى در باره آنان فرموده: (و كان حقا علینا نصر المؤمنین ) و نیز فرموده: (من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ) و این علم و این قدرت جدید و تازه، مؤمن، را آماده سازند تا اشیاء را بر آنچه كه هستند ببینند، و اشیاء را به دو قسم تقسیم مى كنند، یكى حق و باقى، و دیگرى باطل و فانى، وقتى مؤمن این دو را از هم متمایز دید از صمیم قلبش از باطل فانى كه همان زندگى مادى دنیا و نقش و نگارهاى فریبنده و فتانه اش مى باشد اعراض نموده به عزت خدا اعتزاز مى جوید، و وقتى عزتش از خدا شد دیگر شیطان با وسوسه هایش، و نفس اماره با هوى و هوسهایش، و دنیا با فریبندگى هایش نمى توانند او را ذلیل و خوار كنند، زیرا با چشم بصیرتى كه یافته است بطلان متاع دنیا و فناى نعمتهاى آن را مى بیند.

چنین كسانى دلهایشان متعلق و مربوط به پروردگار حقیقى شان است، همان پروردگارى كه با كلمات خود هر حقى را احقاق مى كند، جز آن پروردگار را نمى خواهند، و جز تقرب به او را دوست نمى دارند، و جز از سخط و دورى او نمى هراسند، براى خویشتن حیات ظاهر و دائم سراغ دارند كه جز رب غفور و ودود كسى اداره كن آن حیات نیست و در طول مسیر آن زندگى، جز حسن و جمیل چیزى نمى بینند، از دریچه دید آنان هر چه را كه خدا آفریده حسن و جمیل است، و جز آن كارها كه رنگ نافرمانى او را به خود گرفته هیچ چیز زشت نیست.

این چنین انسانى در نفس خود نور و كمال و قوت و عزت و لذت و سرورى درك مى كند كه نمى توان اندازه اش را معین كرد و نمى توان گفت كه چگونه است، و چگونه چنین نباشد و حال آنكه مستغرق در حیاتى دائمى و زوال ناپذیر، و نعمتى باقى و فنا ناپذیر، و لذتى خالص از الم و كدورت، و خیر و سعادتى غیر مشوب به شقاوت است، و این ادعا، خود حقیقتى است كه عقل و اعتبار هم مؤ ید آن است، و آیات بسیارى از قرآن كریم نیز بدان ناطق است، و ما در اینجا حاجت به ایراد آنهمه آیات نداریم.

این آثار زندگى جز بر زندگى حقیقى مترتب نمى شود، و زندگى مجازى بوئى از آن ندارد، خداوند این آثار را بر حیاتى مترتب كرده كه آن را مختص به مردم با ایمان و داراى عمل صالح دانسته، حیاتى است حقیقى و واقعى و جدید، كه خدا آن را به كسانى كه سزاوارند افاضه مى فرماید.

 

و این حیات جدید و اختصاصى جداى از زندگى سابق كه همه در آن مشتركند نیست، در عین اینكه غیر آن است با همان است، تنها اختلاف به مراتب است نه به عدد پس كسى كه داراى آنچنان زندگى است دو جور زندگى ندارد، بلكه زندگیش قوى تر و روشن تر و واجد آثار بیشتر است، همچنانكه روح قدسى كه خداى عز و جل آن را مخصوص انبیاء دانسته یك زندگى سومى نیست بلكه درجه سوم از زندگى است، زندگى آنان درجه بالاترى دارد.

 

این آن چیزى است كه تدبر در آیه شریفه مورد بحث آن را افاده مى كند، و خود یكى از حقایق قرآنى است، و با همین بیان، علت اینكه چرا آن زندگى را با وصف طیب توصیف فرموده روشن مى شود، گویا همانطور كه روشن كردیم حیاتى است خالص كه خباثتى در آن نیست كه فاسدش كند و یا آثارش را تباه سازد.

 

وجوهى دیگر كه درباره مراد از حیات طیبه گفته شده است

مفسرین، در آیه شریفه وجوهى ذكر كرده اند: بعضى گفته اند حیات طیب، حیات بهشتى است كه مرگ ندارد، و فقر و بیمارى و هیچ شقاوت دیگرى در آن نیست.

بعضى دیگر گفته اند: حیات برزخى است. و شاید این تخصیص را از اینجا پنداشته اند كه ذیل آیه را حمل كرده به جنت آخرت و براى حیات طیبه جز برزخ چیزى به نظرشان نرسیده.

بعضى دیگر گفته اند: همین حیات دنیوى است كه مقارن با قناعت و رضا به قسمت خداى سبحان باشد، زیرا چنین حیاتى پاكیزه ترین زندگى است.

و بعضى گفته اند: مراد از آن، رزق حلال است كه در قیامت عقابى بر آن نیست. بعضى دیگر گفته اند: روزى روز بروز است.

و در این وجوه جاى مناقشه بسیار است كه بر خواننده اگر دقت فرماید پوشیده نیست، و حاجت نیست كه ما كلام را با ایراد آنها طول دهیم.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



مراحل شكل گیری 9 گانه حیات انسان

خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق (علق/2)


قرآن مجید حیات جنینی انسان را به اطوار و مراحل مختلفی تقسیم كرده، می فرماید :

 وَقَدْ خَلَقَكُم أَطْوَاراً (نوح/14)

خدا شما را در مراحل مختلفی آفرید

 

مرحله اول : خاك


 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طین (مؤمنون/12)

ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاك آفریدیم

نطفه انسان مولود غذاهای گوناگونی است كه از نباتات و گوشت و لبنیات سرچشمه میگیرد.

حیوانات هم از نباتات تغذیه می كنند و نباتات هم از خاك مایه می گیرند .

بنابراین نطفه ی انسان كه بعداً به صورت انسانی درمی آید مولود خاك است .

اكتشافات جدید هم نشان می دهد عناصری كه زمین در بردارد از قبیل : آهن ، مس ، كلسیم ، ید و... عصاره ی آنها در انسان وجود دارد و انسان دائم به وسیله ی نباتات و حیوانات از عصاره های مواد خاكی تغذیه می كند و به تولید مثل برمی خیزد .

 

مرحله دوم : آب


هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ المآءِ بَشَراً... (فرقان/54)

اوست كه بشر را از آب آفرید

از نظر زیست شناسان انسان به اسفنجی می ماند كه او را آب فرا گرفته است .

جسم یك فرد هفتاد كیلویی از پنجاه لیتر آب تشكیل شده است و این نسبت ثابت است .

اگر شخصی بیست درصد آب بدنش را از دست بدهد ، دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب یاخته های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم می باشد و عملا فاقد نمك است ، ولی آب خارج از یاخته ها عملًا پتاسیم ندارد ، بلكه دارای مقدار زیادی نمك است و این تركیب آب خارج از یاخته ها جزء به جزء به آب دریایی شباهت دارد كه میلیون ها سال قبل اولین اشكال حیات در آن شكل می گرفت و بعداً زمانی كه موجودات آبی به خشكی روی آوردند دریای درون را نیز با خود آوردند ، چون بدون آن زندگی برای آنها در خشكی ممكن نبود .

آری، این است معجزه ی شگفت انگیز قرآن ، كه در صحرایی خشك و سوزان و بدون ابزار علمی و در جامعه ای بی سواد اعلام كرد : اوست كه بشر را از آب آفرید .

 

مرحله سوم : علق


 خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق (علق/2)

 

پروردگار انسان را از علق « كرمكی شبیه زالو» آفرید

«علق» در لغت كرمكی است كه به دیواره ی رحم زن میچسبد، و به معنای زالو و حیوان شناور خون خوار نیز آمده است .

امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میكروسكوپ می گذارند ، انبوه كثیری از كرمك های زنده ی شناوری را مشاهده می كنند كه این كرمك ها وقتی وارد رحم می شوند مانند زالو به دیواره ی رحم می چسبند .

اسپرماتوزئید در حدود چهار سانتیمتر مكعب است ، كه در هر یك سانتیمتر آن صد تا دویست میلیون حیوان زنده ی شناور یافت می شود . این حیوانات حیرت انگیز دسته جمعی به قصد رسیدن به «اوول»، سلول ماده، حركت میكنند. تخمدان یك زن جوان تقریباً شامل سیصد هزار هزار تخمك نارس است ، ولی از همه اینها در حدود چهارصد عددشان رسیده و بالغ می شوند .

هنگام قاعدگی ، تخمك ، پس از ترك خوردن كیسه ای كه محتوی آن است ، به روی دنباله های لوله كوتاهی كه از تخمدان تا زهدان كشیده شده می افتد و با حركت مژه های لرزان این لوله ، خود را به زهدان می رساند و به این ترتیب تخمدان خود را برای پذیرش اسپرم نر آماده می كند!


 


مرحله چهارم : ایجاد از آب بی ارزش


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَة مِن ماء مَهین (سجده/8)

آنگاه خدا نسل بشر را از چكیده و خلاصه ی آب بی مقدار پدید آورد.

اسپرها یعنی همان كرمك ها و به تعبیر قرآن مجید علق ها و یاخته های جنسی نر با ماده ی لزجی ، همراه نطفه ی مرد خود را به دهانه ی رحم می رسانند و پس از رسیدن به داخل رحم ناگهان نبرد شگفتی میان آنان به وقوع میپیوندد .

در این نبرد عجیب دویست میلیون اسپر شركت دارند كه با سرعت 15 كیلومتر در ساعت برای تصرف تخمك زن به سوی آن حركت می كنند و طولی نمی كشد كه اولین صفوف اسپرها به جدار تخمك می رسند .

ناگهان هزاران كرمك ، تخمك را در بر می گیرند . كرمكها كه دم هایشان به سرعت می جنبد در زیر ذره بین به چمن زاری می مانند كه با وزش نسیم ، موج می زنند و تا زمانی كه یكی از كرمك ها نتواند خود را در آغوش تخمك فرو برد این عمل ادامه دارد .

هر اسپری كوشش می كند اولین نفری باشد كه به درون تخمك وارد می گردد ، تا این كه اولین اسپر پوسته را می شكافد و وارد تخمك می شود و به محض ورود، دُم كرمك قطع شده محل ورود متورم می شود .

در این هنگام پروتوپلاسمای تخمك نیز منقبض گشته ، مایعی از خود خارج می كند تا كرمك های دیگر نتوانند وارد آن شوند .

بنابراین از دویست میلیون اسپر تنها یك اسپر با تخمك می آمیزد و انسان تولید می شود ، و چنانچه اراده ی حق و رحمت واسعه اش تعلق بگیرد دو یا سه اسپر وارد می شود در این صورت در رحم زن دوقلو یا سه قلو پرورش می یابد .

 

مرحله پنجم : امشاج «سلول تخم»


 إِنّا خَلَقْنَا الإنْسانَ مِن نُطْفَة أَمْشاج... (انسان/2)

ما انسان را از نطفه ی مخلوط پدید آوردیم.

برای اینكه انسانی به وجود آید ، ابتدا باید تخمك، یعنی یاخته ی جنسی ماده كه یكی از كرمك ها را در بر گرفته ، وارد رحم شود . تخمك ، دانه ی سپیدی است كه 250 هزار بار از یاخته ی جنسی نر یعنی اسپر بزرگتر است ; به این خاطر وقتی تخمك با سیل اسپر برخورد می كند ، یكی از آنها را در خود فرو می برد و با كرموزوم های سلول نر كه تعدادشان به نصف تقلیل یافته با كروموزوم های سلول تخمك می آمیزد و در نتیجه موجود تازه ای بنام سلول تخم پدید می آید كه در اصطلاح قرآن « امشاج » نامیده شده .

اگر بهترین وضع زندگی برای سلول نر و سلول ماده فراهم باشد ، قادر به ادامه ی زندگی نیستند و به زودی می میرند، مگر آنكه با یكدیگر تركیب شوند و سلول تخم ، یا به تعبیر قرآن « امشاج » را به وجود آورند .

پس از عمل لقاح ، سلول تخم شروع به تقسیم می نماید ، ابتدا به دو سپس به چهار و هشت و . . . تقسیم می شود و به همین صورت بر اثر تقسیمات متوالی ، توده ای سلولی بوجود می آید.



مرحله ششم : صورت بندی جنین


 هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنَی (حشر/24)

او خدای به وجود آورنده ی «انبوه سلول ها» و اندازه قراردهنده و جدا كننده ی «سلول ها» و پیكرساز و شكل دهنده است.

پس از تكمیل شدن سلول ها ، یعنی مصالح ساختمان جنین ، انبوه كثیری از سلولها برای بنای پیكره ی انسان تحویل رحم داده می شود و در رحم ، ساختمان جنین آغاز می گردد .

ابتدا این سلول های بی شمار به قدرت پروردگار و در سایه ی رحمت واسعه و مهربانیش از یكدیگر مجزّا شده هر كدام به جایگاه مخصوص خود روانه می شوند ، سلول های مغز ، سلول های چشم ، سلول های گوش و . . . همین طور هر یك ذرات هم عضو خود را پیدا كرده تشكیل عضوی می دهند و به این ترتیب پیكر جنین به وسیله سلول ها ساخته و پرداخته و صورت بندی می شود .

گلوله ی كوچكی كه در طرف چپ جنین قرار دارد، منبع تغذیه ی جنین است . این گلوله كه در خون شناور است عصاره ی غذا و آب و تنفس را كه توسط دستگاه های گوارش و اكسیژن تهیه و وارد خون شده است گرفته و از راه ناف به بدن طفل منتقل می كند !

این است رحمت واسعه ی الهیه كه همه چیز را فرا گرفته و آثارش در ذرّه ذرّه ی بنای خلقت از خورشید روشن تر است .

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، 32-سوره سـجـده، 39-سوره زمـر، 59-سوره حـشر، 71-سوره نوح، 76-سوره انسان، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


باب صد و هشتاد و پنجم

 

اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 06-سوره انـعـام، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 55-سوره الرّحمن، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397





حدیث جامع کیفیّت حال و روز  شیعیان و محبّین و حال و روز 

دشمنان علی ابن ابیطالب علیه السّلام در قیامت


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 81-مطلب شماره 580



اسحاق بن یحیى اللیثى معروف به ابراهیم، از محضر مبارك امام باقر علیه السّلام سؤال کرد : اى فرزند رسول خدا بفرمایید آیا مؤمنى كه مستبصر است وقتى صاحب معرفت شد و كمال یافت مرتكب زنا مى‏ شود.؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا لواط مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: دزدى مى‏ نماید؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: شرب خمر مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا كبیره‏ اى از این كبائر یا فاحشه‏ اى از فواحش را انجام مى‏ دهد؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: گناهى مى‏ كند؟

فرمودند: آرى، او مؤمن گناهكارى است كه ملمّ مى ‏باشد.

عرض كردم: معناى ملمّ چیست؟

فرمودند: «الملمّ بالذنب» یعنى كسى كه گناهى مى ‏كند ولى ملازم با آن نبوده و اصرار بر آن نمى‏ ورزد.

راوى مى‏ گوید: عرض كردم: سبحان اللَّه! خیلى جاى تعجب است كه مؤمن زنا و لواط و سرقت نمى ‏كند و شراب نیاشامیده و كبیره ‏اى از كبائر را مرتكب نشده و فاحشه‏ اى از فواحش را انجام نمى‏ دهد!!

حضرت فرمودند: از كار خدا نباید تعجب نمود، حق تعالى آنچه را كه بخواهد انجام مى ‏دهد و از فعلش سؤال نمى‏ شود ولى بندگان مورد سؤال و بازخواست قرار مى‏ گیرند، پس از چه تعجّب كردى اى ابراهیم؟

سؤال كن و خوددارى نكن و شرم و حیا ننما، این علم را متكبّر و كسى كه از سؤال حیاء مى‏ كند فرا نمیگیرد.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا، از شیعیان شما كسانى را سراغ دارم كه شرب خمر نموده، راه را بر مردم مى‏ بندند و راهها را مخوف و خطرناك مى‏ كنند، مرتكب زنا و لواط شده، ربا مى‏ خورند مبادرت به فواحش مى‏ كنند، در خواندن نماز و گرفتن روزه و دادن زكات سستى از خود نشان مى‏دهند، قطع رحم مى‏ نمایند و كبائر و معاصى كبیره را مرتکب مى‏ شود، پس توجیه آن چیست و چرا مؤمنى كه شیعه شما است فاعل این قبایح مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: اى ابراهیم، آیا در سینه ‏ات غیر از این سؤال، سؤال دیگرى خلجان نمى‏ كند؟

عرض كردم: چرا اى فرزند رسول خدا، سؤال بزرگتر از این! حضرت فرمودند: آن سؤال چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا آن سؤال این است كه: از دشمنان و كسانى كه نصب عداوت و بغض شما را مى‏ كنند كسانى را یافته ‏ام كه نماز زیاد خوانده و بسیار روزه گرفته، زكات اموالش را داده، حج و عمره نموده، بر جهاد راغب و حریص بوده، افعال نیك و كردار پسندیده داشته صله رحم نموده، حقوق برادران دینى را اداء كرده، در مالش با دیگران رعایت مواسات را كرده، از شرب خمر دورى نموده، مرتكب زنا و لواط و سایر فواحش نمى ‏گردد، منشأ آن چیست و چطور مى‏توان این را توجیه كرد؟

پس برایم این راز را گفته و برهان و بیّنه ‏اش را بیان نمایید، به خدا سوگند فكرم را به خود مشغول كرده و خواب شب از من ربوده است.

راوى مى‏ گوید: حضرت باقر علیه السّلام تبسّم نموده و سپس فرمودند:

اى ابراهیم، بیانى كه مشكلت را حل كند و سؤالت را جواب داده باشم برایت ایراد خواهم نمود و علمى نهان از خزائن علم خدا را اظهار خواهم كرد، بگو چگونه اعتقاد این دو گروه 

(شیعیان عاصى و دشمنان مؤدّب به آداب) را یافته ‏اى؟

عرض كردم: محبّین و شیعیان شما كه فاعل افعال یاد شده مى‏ باشند كسانى هستند كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند كه دست از دوستى و ولایت شما برداشته و به سراغ غیر شما روند هرگز این كار را نمى‏ كنند و اگر در راه دوستى شما با شمشیر بینى‏ه اى ایشان را ببرند و نیز در این راه كشته شوند از این راه برنگشته و دست از آن بر نمى ‏دارند.

و ناصبى را با آنچه از اوصاف كه بر ایشان نقل كردم اینطور دیده ام كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند تا از محبّت طواغیت (طاغوت ها) دست كشیده و ولایت و دوستى شما را پیدا كنند امكان ندارد و در راه محبّت طواغیت و ستمگران اگر با شمشیر بینى آنها را ببرند و یا كشته شوند حاضر نیستند از آن دست بردارند و اگر منقبتى از مناقب و فضیلتى از فضایل شما را بشنوند بد حال شده و از آن مشمئز گردیده و رنگشان تغییر كرده و آثار كراهت در صورتشان دیده مى‏ شود و این به خاطر داشتن بغض شما و محبت ظالمان مى‏ باشد.

راوى مى ‏گوید: امام باقر علیه السّلام تبسّم كرده و فرمودند: اى ابراهیم اینجا است كه ناصبى‏ هاى عامل به اعمال یاد شده هلاك مى‏ شوند و پیوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند و از چشمه ‏هاى آب گرم جهنم آب مى‏ نوشند و به خاطر همین است كه خداى عزّوجلّ مى‏ فرماید:

ما توجه به اعمال فاسد بى‏ خلوص و بى‏ حقیقت آنها نموده و تمام را باطل و نابود مى‏ گردانیم اى ابراهیم، آیا مى‏ دانى سبب و سرّ آنچه گفتى چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا برایم بیان كنید و برهانش را شرح دهید.

حضرت فرمودند: اى ابراهیم خداوند تبارك و تعالى عالم و قدیم بوده و اشیاء را از هیچ آفریده و كسانى كه معتقدند خداوند اشیاء را از چیزى آفریده به او كفر ورزیده‏اند زیرا آن چیزى كه اشیاء را از آن آفریده باید قدیم و با حق تعالى از ازل بوده باشد در حالى كه اینطور نیست.

بلكه حق تعالى اشیاء را از هیچ آفریده، یكى از مخلوقات حق زمین است كه آن را طیّب و پاك آفرید و سپس آن را شكافت و از درونش آب زلال و صاف و شیرین را بیرون آورد و بر آن ولایت ما اهل بیت را عرضه كرد، آب آن را پذیرفت سپس حق تعالى آن را هفت روز بر روى زمین جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، بعد آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى زمین را برداشت و آن را گِـل ائمه علیهم السلام قرار داد و بعد گِـل ولاى ته ‏نشین شده آن گِـل را برداشت و از آن شیعیان ما را آفرید و اگر گل شما را اى ابراهیم به حال خود مى‏ گذاشت همانطورى كه گل ما را به حال خود گذاشت البته شما و ما یك چیز مى‏ شدیم.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا: با گل ما مگر خداوند چه كرد؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال بعد از آن زمین شور و ناپاك و متعفّنى را آفرید، آن را شكافت و آبى بد مزه و شور از آن بیرون آورد سپس ولایت ما را بر آن عرضه‏ داشت، و آن نپذیرفت، آن آب را بر زمین براى هفت روز جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، سپس آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى آن زمین را برداشت و از آن طاغیان و پیشوایان شان را آفرید، بعد با ته ‏نشین گِـل شما آن را ممزوج كرد و اگر گِـل آنها را به حال خود مى‏ گذاشت و با گل شما ممزوج نمى‏ كرد شهادتین اصلا به زبان جارى نمى‏ كردند، نماز نمى‏ خواندند، روزه نمى ‏گرفتند، زكات نمى‏ دادند، حجّ بجا نمى ‏آوردند، و امانت را به صاحبش رد نمى‏ نمودند و در صورت اصلاٌ شباهتى به شما نداشتند و هیچ چیز گرانتر و سخت‏تر بر مؤمن از این نیست كه دشمنش را بصورت خود ببیند.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا با این دو گِـل چه شد؟

فرمود: این دو را با آب اوّل (آب شیرین و گوارا) و دوّم (آب شور بدمزه و متعفّن) با هم ممزوج كردند بعد آن گل را مالید مثل مالیدن پوست پس از آن یك مشت از آن را برداشت و فرمود این به طرف بهشت باشد و باكى نیست، بعد مشتى دیگر برداشت و فرمود: این به طرف آتش و دوزخ باشد و باكى ندارم، پس از آن آن دو را مخلوط نمود پس از سنخ مؤمن واقع شد و طینت آن را بر سنخ كافر بود و نیز از سنخ كافر واقع شد و طینت آن بر سنخ مؤمن بود، پس آنچه از شیعیان ما مى‏ بینى از قبیل:

زنا، لواط، ترك نماز، ترك روزه، ترك حجّ، ترك جهاد، خیانت یا كبیره‏اى از كبائر بدان كه ناشى است از طینت و عنصر ناصب كه با طینت مؤمن ممزوج گردیده و طینت ناصبى مقتضى اكتساب مآثم و فواحش و كبائر مى‏ باشد. و آنچه از ناصبى مشاهده مى‏ كنى از قبیل:

مواظبت بر نماز، روزه، زكات، حجّ، جهاد و ابواب خیر ناشى از طینت مؤمن است كه با طینت ناصبى ممزوج شده و طینت مؤمن مقتضى اكتساب حسنات و بكار گرفتن اسباب خیر و اجتناب از مآثم(گناهان) مى‏ باشد.

بارى وقتى این اعمال بر حق تبارك و تعالى عرضه شد فرمود:

من عادل بوده، جور و ستم نمى‏ كنم، منصف هستم ظلم را روا نمى‏ دارم، حاكم بوده در حكم خود جور نكرده و از صواب میل به خطاء ننموده و از حق و واقع دور نمى‏ شوم، اعمال زشت را كه مؤمن را مرتكب شده ملحق به سنخ ناصب و طینتش كنید و اعمال حسنه و پسندیده را كه ناصبى كسب نموده به سنخ مؤمن و طینت وى ملح سازید.

تمام این افعال را به اصل خود برگردانید، من خداوندى هستم كه معبودى غیر از او نیست، آگاه به آشكار و نهان هستم، من بر دلهاى بندگانم مطّلع هستم، جور و ظلم نكرده، احدى را ملزم به فعلى نكرده، مگر به آنچه قبل از آفرینشش از او سراغ دارم.

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 16-سوره نـحـل، 25-سوره فــرقــان، 29-سوره عـنکبوت، 53-سوره نـجـم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


جزر و مدّ

معنی لغوی جزر و مد 
در روز با تابش افتاب به ساحل، هوای ساحل داغ تر از هوای درارتباط با اب دریا شده لذا هوای گرم کنار دریا بالا رفته و هوای سرد مچاور ابهای دریا به طرف ساحل حرکت میکند ،تا جای ان را بگیرد در این جاست که ابها هم با امدن هوای مجاورش بطرف دریا درحرکت میشود وباعث مدّ آب به ساحل میشود ولی در شب که هوای ساحل سردتر از هوای اب مجاورِ در تماس با اب است میشود هوای مجاورِ ساحل به طرف دریا میرود و باعث جزر و جمع شدن اب و فشار ان به داخل 

میشود.

وقتی ماه در نیمه میرسد گرانش بیشتری با رخ نشان دادن ۱۸درصدی خود به اب دریا وارد میکند این باعث زیادتر شدن جزر و مد میشود
و همچنین وقتی اول ماه است و ماه با خورشید در یک راستا میشود نیروی بیشتری به اب دریا وارد میکند
حدود هفت درصد جزر و مدبه خورشید و بقیه به ماه برمیگردد
از فواید جزر و مد، عدم تعفن ابها است محیط و حیات را مطبوع میکند
شاید علت کراهت داشتن همبستری برای بچه دار شدن در اول و اخر و وسط ماه و ایام محاق همین باشد یعنی نیروی گرانشی ماه بیشتر به زمین و ابها حتی اب نطفه داخل رحم شده و همانطور که در روایت امده باعث سقط و عدم تشکیل نطفه میشود. 

بیان علّت جزر و مد دریا در روایت زیبای امیرالمومنین علیه السلام 

یغدو علیکم و یروح
امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمودند: 

سَخَّرَلَکُمُ الماءَ یُغْدُو عَلَیْکُمْ وَ یَرُوحُ صَلاحآ لِمَعاشِکُمْ وَ الَبحْرَ سَبَبآ لِکَثْرةِ اَمْوالِکُم»: بحار باب الماء و انواعه
خداوند اب دریا را برای شما مسخر کرد که روز بر شما می وزد (از دریا به ساحل، چون با علیکم امده )و شامگاه این باد به دریا میوزد.

و دریا را سبب ازدیاد مال شما قرار داد.این را سبب صلاح معیشت شما قرار داد 

توضیح : 

یروح، باد عصر گاه به بعد است و چون علیکم ندارد یعنی از پیش شما میرود بطرف دریا

به راستی هر کشوری و هرشهری که در ساحل دریا ست از ماهی ها و خوراکی ها و غواصی ها و غیره در داخل دریا در معرض ثروت های نهفته است و انچنان باعث دریانوردی و و تجارت با دریاست قرار میگیرد که اگر درست این توریست و تجارت و اقتصاد مدیریت شود پول است که از دریا پارو میتوان کرد ولاحول ولاقوه الابالله


****************


اسرار وقوع جزر و مدّ


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 342-مطلب شماره 504


حدیث (1)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش، از حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام از پدرش از آباء گرامش از حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام، از آن حضرت راجع به مدّ و جزر سؤال شد كه این دو چه مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: فرشته ‏اى موكّل دریاها است به نام «رومان» هنگامى كه گام در دریا مى ‏نهد آب بالا مى ‏آید و مدّ ایجاد مى ‏شود و زمانى كه آن را از دریا بیرون مى‏آورد آب پایین مى ‏رود و جزر به وقوع مى‏ پیوندد.

 

حدیث (2)

محمّد بن على بن ماجیلویه رحمة اللَّه علیه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از خلف بن حمّاد اسدى، از ابى الحسن العبدى، از سلیمان بن مهزیار، از عبایة بن ربعى، وى گفت: از عبد اللَّه بن عبّاس راجع به مدّ و جزر سؤال شد؟

وى گفت: خداوند متعال فرشته ‏اى را موكّل وسط دریاها قرار داده، این فرشته هر گاه پا در دریا نهد آب آن بالا آمده و مدّ پیدا مى‏ شود و هنگامى كه پا از آن بردارد، آب پایین رفته و جزر واقع مى‏ گردد.


آیات در موردمنافع دریا برای مردم در قرآن کریم :


إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿بقره/164

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏ هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

 

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿نحل/14

و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی ها را می بینی که آب را می شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.

 

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ 

إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿اسراء/66 

پروردگارتان کسی است که کشتی ها را در دریا برای شما روان می کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهربان است.

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیَاتِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿لقمان/31

آیا ندانسته ای که کشتی ها به سبب نعمت های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.

 

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿فاطر/12

دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می خورید و زینتی که آن را می پوشید، استخراج می کنید. و کشتی ها را در آن می بینی که آب را می شکافند و می روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزاری کنید.


وَآیَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿یس/41

و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم. 

 

إِنْ یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ 

لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿شوری/33

اگر بخواهد باد را فرومى‏ نشاند ، در نتیجه كشتى ‏ها به روى آب ساكن و بى‏ حركت مى ‏مانند ؛ یقیناً در این واقعیت براى هر شكیباى سپاس گزارى نشانه ‏هایى [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست .

 

وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿جاثیه/12

خداست که دریا را برای شما مسخّر و رام کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید. 





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 31-سوره لقـمان، 35-سوره فـاطـر، 42-سوره شـوری، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ


پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.


سوره نحل آیه 98


باب سیصد و ششم

 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397




برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٩٧

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، میدهیم.




باب سیصدم

چرا مؤمن به مؤمن‏ نامیده شد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 487


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از محمّد بن سنان، از على بن فضّال، از مفضّل بن عمر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

مؤمن را به این خاطر مؤمن مى‏ گویند كه در دنیا و آخرت براى غیر دعاء نموده و از آنها شفاعت مى‏ كند پس حق تعالى نیز دعایش را مستجاب و شفاعتش را قبول مى‏ كند.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از مسعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه برادر مؤمنش را با كلمه ‏اى كه به واسطه‏ اش اظهار لطف مى‏ نماید اكرام كرده یا حاجتش را بر آورد و یا حزن و اندوهى را از او بر طرف كند پیوسته در ظل حمایت حق تعالى بوده و تا مادامى كه به اكرام و بر آوردن حاجت او مشغول است رحمت حق تعالى بر او نازل مى‏ گردد.

سپس فرمود:

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مؤمن، مؤمن مى‏ گویند، جهتش آن است كه مردم او را بر نفس و مال خود امین و مطمئن مى ‏دانند.

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مسلمان، مسلمان مى‏ گویند، سببش آن است كه مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبانش سالم باشند.

آیا خبر بدهم شما را از مهاجر كه چرا به او مهاجر مى‏ گویند، جهتش آن است كه مهاجر كسى است كه از وادى سیّئات و قبایح هجرت كرده و از آنچه بر او خدا حرام فرموده دورى گزیند سپس فرمودند:

كسى كه مؤمنى را دفع كرده تا بدین وسیله او را ذلیل و خوار نماید یا لطمه و سیلى به او زند یا امر مكروهى را به او وارد نماید فرشتگان وى را مورد لعن و نفرین قرار مى‏دهند تا مادامى كه آن مؤمن را خشنود كرده و حقّش را ترمیم نموده و توبه و طلب آمرزش نماید.

پس از آن فرمودند:

بر حذر باش از تنى به كسى؛ زیرا شاید او مؤمن بوده و شما مطّلع نباشید.

و بر شما باد به نرمى و آرامى و فرار از سلاح شیطان، چه آنكه چیزى نزد خدا محبوب‏ تر از آرامى و نرمش نمى‏ باشد.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

...فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿آل عمران/95

بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.

 

ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿نحل/123

آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.



****************

فلسفه ختنه

ختنه در اسلام

ختنه کردن از نظر اسلام واجب است و اگر این کار انجام نشد بعد از بلوغ بر خود فرزند واجب است این کار را انجام دهد و اگر غیر مسلمانی که ختنه نشده است اسلام آورد، بر او واجب است این کار را انجام دهد. (تحریر الوسیله، ج۳، ص۵۵۲ م۴و۵)

ختنه در صحّت برخی عبادات مانند طواف حج یا عمره شرط است و اگر انجام ندهد عبادتش باطل خواهد بود.

درباره سؤال شما براساس پرس و جو و تحقیق از برخی منابع، گفته شده است که وجود این پوست زاید که بعد از تولد به دلیل های پزشکی زاید بلکه زیان بار است، لذا در کشورهای غربی نیز خیلی از افراد نه به دلیل مذهبی بلکه به دلیل پزشکی، ختنه می کنند، قبل از تولد و در رحم مادر محل تجمع میکروب هایی است که اگر این پوست نباشد، آلت تناسلی که از جهت آسیب پذیری بسیار حساس است در رحم مادر آسیب می بیند، به عبارت دیگر، وجود این پوست قبل از تولد به عنوان سپر دفاعی است.
 
یکى از سنت هاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد تأیید اسلام بلکه مورد تأیید تمام پیامبران بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) واقع شده است سنّت خِتان یا ختنه است.

در روایات از طریق شیعه واهل سنت بر این سنت تأکید شده است.

عن جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن على (علیه السلام) قال : قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

إن الله عزّوجل بعث خلیله بالحنیفیة وأمره بأخذ الشارب وقص الاظفار ونتف الابط و حلق العانة والختان 

(وسائل الشیعه : ۱۵ / ۱۶۳ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد)

على (علیه السلام)از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل مى فرماید: که خداوند عزوجل حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به روش پسندیده مبعوث کرد وبه کوتاه کردن سبیل وناخن وازاله موهاى زیر بغل وتراشیدن موهاى بالاى عورت وختنه کردن سفارش کرد. هنگامى که شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید : آیا جائز است که به کارهاى خدایى ودر خلقت او دست ببریم؟

حضرت فرمودند : نه،

او گفت : پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده جدا مى کنید؟

آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟

امام صادق (علیه السلام)فرمود : خلقت آن پوست بر اساس حکمت است و ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتراست همانطورى که وقتى بچه به دنیا مى آید ، ناف او به مادرش وصل است این هم مخلوق خدااست وخدا اینطور قرار داده ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم ، همینطور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است و خدا می توانست از اول ناخن ها را طورى بیآفریند که همیشه به اندازه خاصى باشد ولى با این حال چون بزرگ مى شود به ما دستور داده آن ها را کوتاه کنیم و همینطور در مورد موهاى بدن .
 
اینگونه دخالت ها در خلقت ، منافاتى با حکمت الهى ندارد و بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد. (همان : ۱۶۲ )

در کنز العمال که از منابع اهل سنت است ازعلى (علیه السلام) نقل مى کند : اختنوا اولادکم یوم السابع فانه اطهر واسرع نباتاً للحم واروح للقلب (کنز العمال : ۱۶ / ۴۳۶ )

فرزندان خود را در روز هفتم تولد شان ختنه کنید زیرا باعث پاکیزگى بیشتر و باعث سرعت در رویش گوشت بر بدن و موجب شادمانى قلب مى شود.

باز در حدیث دیگر آمده : ختنه کردن باعث نضارت و خوش رنگى صورت و باعث لذت بیشتر در جماع مى شود. (همان : ۴۳۵ )

ختنه کردن در مردان باعث پاکیزگى آلت تناسلى مى شود چون وجود پوسته رویى باعث جمع شدن کثافات و ماندن بول زیر پوست شده و باعث بیمارى و بوى بد می شود. (وسائل الشیعه : ۱۵ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد ص ۱۶۱)


فوائد بهداشتى و پزشکى ختنه:

 ۱ ـ آمار نشان مى دهد در بین مسلمانان و یهودیان که ختنه مى کنند حتى یک مورد سرطان آلت دیده نشده است از نظر پزشکى امروزه ختنه به عنوان نوعى واکسن و پیشگیرى از سرطان سر آلت محسوب مى شود ولى در جاهایى که ختنه نمى کنند مانند آمریکا 8/1 تلفات ناشى از سرطان ها مربوط به سرطان اندام هاى تناسلى است .
 
۲ ـ سرطان گردنِ رَحم (محل تماس آلت بارحم یا مهبل) در کسانى که شوهرانشان مختون نبوده اند ، هنگام نزدیکى مخصوصاً در زمانى که زن به خاطر زایمان یا قاعدگى دچار التهاب دیواره مهبل بوده اند ، بیشتر اتفاق افتاده است.
 
۳ ـ سرطان پروستات نزد آنان که ختنه مى کنند، کمتر است.
 
۴ـ پیلونفریت (عفونت كلیه در اثر هجوم باكتری به كلیه) و آلودگى هاى چرکى مجارى ادرارى از مثانه و کلیه در ختنه شدگان کمتراست چون قطع پوست سبب مى شود دفع ترشحات به آسانى صورت گیرد ولى اگر ختنه نشده باشد چون آلت تناسلى در حالت نعوظ وسفت شدن در فشار آن پوسته قرار مى گیرد وسطح داخلى پوسته رشته هاى عصبى فراوانى فراگرفته و لذا آن را فوق العاده حساس ساخته و در آن قسمت که به تنه آلت مى چسبد ، غدد مترشحه فراوانى موجوداست که ترشحات شیرى رنگ و غلیظ ( smegma ) را بر روى حشفه (دور ختنه گاه) پخش مى کند و همین ترشحات است که توانسته اند واکنش هاى سرطانى ایجاد نماید. در اغلب موارد این پوست بر حشفه وآلت فشار وارد مى آورد واز خارج شدن ادرار بطور کامل جلوگیرى نموده باعث حبس بول مى شود وقطره قطره بول خارج میشود و سبب التهاب و تورم شده ، تجمع ترشحات غددى و التهاب و گرد و غبار و باتوجه به تاریکى و رطوبت آن جا محل بسیارى مناسبى براى ایجاد عفونت مى شود و به تدریج عفونت را به داخل مجارى ادرار وکلیه ها مى رساند.
 
۵ ـ آمیزش براى ختنه شدگان لذت بخش تر است وبراى زن نیز لذت بخش تر است. ۶ـ وجود شبکه عصبى والتهاب وخارش در ختنه نشدگان سبب مى شود که همواره دستشان را براى خاراندن به آن جا بمالند و باعث آلودگى شود. (دکتر سید رضا پاک نژاد ، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر : ۱۶ / ۱۴۹ به بعد باتلخیص)

در باره تاریخچه ختنه در بین اقوام گذشته آمده است ،درمیان مصریان و اقوام قدیم جنوب آفریقا ختنه رواج داشته در بین یهودیان و برخى از مسیحیان از جمله مقررات مذهبى محسوب مى شود در بین یهود ختان واجب است و غالباً پسران خود را در هشت روزگى ختنه مى کنند ، به موجب روایات ما رسم ختنه از قدیم بین اعراب وجود داشته است ، شیعیان وشافعى آن را واجب شمرده و مالکى آن را سنت شمرده و نزد عامه مسلمانان مهمترین نشانه مسلمانى شناخته مى شود. (دائره المعارف بزرگ فارسى ( مصاحب) : ۱ / ۸۸۴)

آیت الله خویى فرموده اند : (یستحب فى الیوم السابع ختانه ویجب الختان بعد البلوغ لو لم یختن قبله (منهاج الصالحین ج ۲ / ۲۸۴ ، مسئله ۱۳۸۲ )

مستحب است پسر را در روز هفتم از ولادت ختنه کنند و اگر او را ختنه نکرده باشید بعد از بلوغ برخودِ او واجب است . آیت الله سیستانى (مد ظله ) نیز فرموده است : شرط صحت طواف در مردان ختنه کردن است. (مناسک محشى : ص ۲۱۲ )

اما در قرآن در مورد ختنه آیه اى نداریم ولى به صورت کلى خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در مواردى مى فرماید : از دین ابراهیم پیروى کن. در سوره نحل آیه ۱۲۳ مى فرماید (اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفاً) به تو وحى کردیم که از آئین ابراهیم پیروى کن. ودر سوره آل عمران آیه ۹۸ آمده است : (فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفاً) از کیش ابراهیم که همان آئین پاک وبى آلایش بوده پیروى کنید. از سنت هاى ابراهیمى (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) یکى همین ختنه بوده که در روایات بدان اشاره شده است.

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/111882



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات