وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ لِکلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ ﴿حجر/44﴾ 264

همان دوزخى که هفت در دارد، و براى هر درى گروهى از پیروان شیطان تقسیم شده اند.

 

وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِ رَبِّکُمْ وَیُنْذِرُونَکُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْکَافِرِینَ * قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ * وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ ﴿زمر/73-71 466

و کافران گروه گروه به دوزخ رانده می شوند، چون به دوزخ رسند درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان گویند: آیا پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به دیدار این روزتان بیم دهند؟ گویند: آری، [آمدند] ولی فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شده است * [به آنان] گویند: از درهای دوزخ درآیید در حالی که در آن جاودانه اید؛ پس جایگاه متکبران چه بد جایگاهی است * و کسانی که از پروردگارشان پروا کردند گروه گروه به بهشت رانده می شوند، چون به آن رسند در حالی که درهایش از پیش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید، پس وارد آن شوید که [در آن] جاودانه اید.

 

أَفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الألْبَابِ *الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا یَنْقُضُونَ الْمِیثَاقَ * وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ * وَالَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولَئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ * جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بَابٍ ﴿رعد/23-19 252

آیا کسی که می داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [از نظر باطن] نابیناست؟! فقط خردمندان [بینادل] متذکّرِ [حق] می شوند * همان کسانی که به عهد خدا [که همانا قرآن است] وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند * و آنچه را خدا به پیوند آن فرمان داده پیوند، می دهند و از [عظمت و جلالپروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بیم دارند * و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث] شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکیِ [عبادت] زشتی و پلیدی [گناه] را دفع می کنند [و با خوبی های خود نسبت به مردم، بدی های آنان را نسبت به خود برطرف می نمایند]، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است * بهشت های جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد می شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.

 ****************

بررسی درهای بهشت و جهنم

خداوند در قرآن جهنم را نیز مانند بهشت دارای در می داند و این در، در حقیقت درهاى گناهانى است که به وسیله آن، افراد وارد دوزخ مى شوند، هر گروهى بوسیله ارتکاب گناهى و از درى، همانگونه که درهاى بهشت، طاعات و اعمال صالح و مجاهدت هایى است که بوسیله آن بهشتیان وارد بهشت مى شوند. جهنم هفت در دارد (بعید نیست عدد هفت در اینجا عدد تکثیر باشد، یعنى درهاى بسیار و فراوان دارد، همانگونه که در آیه ۲۷ سوره لقمان نیز عدد هفت به همین معنى آمده است).

ولى واضح است این تعدد درها (مانند تعدد درهاى بهشت) نه به خاطر کثرت واردان است به طورى که از یک در کوچک نتوانند وارد شوند، و نه جنبه تشریفاتى دارد، بلکه در حقیقت اشاره به عوامل گوناگونى است که انسان را به جهنم مى کشاند، هر نوع از گناهان درى محسوب مى شود.

حضرت صادق علیه السّلام، از پدرش از جدّش علیهماالسّلام که: جهنّم هفت در دارد: از یک در فرعون و هامان و قارون داخل می شوند، و از یک در مشرکین و کافرینی که به قدر یک چشم بر هم زدن ایمان نیاورده اند، و از یک در بنو امیه وارد می شوند که اختصاص به آنان دارد و کسی در آن در با آنها شریک نیست؛ و آن باب لَظَی و باب سَقَر و باب هاویه است.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 13-سوره رعـــــد، 15-سوره حـجـر، 39-سوره زمـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 247-252، 259-264، 463-468، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 تیر 1399




تفسیر آیات دوّم و سوّم سوره قـدر



وَ مَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ


تو چه می دانی شب قدر چیست؟ *  شب قدر، بهتر از هزار ماه است.


نکته ها:

* کلمه«قدر»در قرآن،در چند معنا به کار رفته است:

الف) مقام و منزلت.چنانکه می فرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» [6]آنگونه که باید،مقام و منزلت الهی را نشناختند.

ب) تقدیر و سرنوشت.چنانکه می فرماید: «جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی»[7]ای موسی تو بنا بر تقدیر(الهی به این مکان مقدّس)آمده ای.

ج)تنگی و سختی.چنانکه می فرماید: وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ ... [8]کسی که رزق و روزی بر او تنگ و سخت شود...

دو معنای اول در مورد «لَیْلَةُالْقَدْرِ» مناسب است،زیرا شب قدر،هم شب با منزلتی است و هم شب تقدیر و سرنوشت است.


*** هستی،حساب و کتاب و قـدر و اندازه دارد. 

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ﴿حجر/21﴾ 263

هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعیین شده فرونمی فرستیم.حتّی مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است. 


وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ... ﴿مؤمنون/18﴾ 343

نه تنها باران،بلکه هر چیز نزد او اندازه دارد. 


...وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ ﴿رعد/8﴾ 250

چنانکه خورشید و ماه،از نظر حجم و وزن و حرکت و مدار آن حساب و کتاب دقیق دارد. 


وَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ ﴿رحمن/5﴾ 531

خورشید و ماه با حسابی [منظم و دقیق] روانند.

* خداوند در شب قدر،امور یک سال را تقدیر می کند،چنانکه قرآن در جایی دیگر می فرماید:

«فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»[13] در آن شب،هر امر مهمّی،تعیین و تقدیر می شود.بنابراین، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پیامبر نیست،بلکه در هر رمضان،شب قدری هست که امور سال آینده تا شب قدر بعدی،اندازه گیری و مقدّر می شود.

* بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن،مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب،بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند.

چنانکه شخصی از پیامبر پرسید:منزل ما از مدینه دور است،یک شب را معیّن کن تا به شهر بیایم.حضرت فرمود:شب بیست و سوم به مدینه داخل شو[14]

امام صادق علیه السلام در حالی که بیمار بودند،خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند[15]و حضرت زهرا علیها السلام در این شب،با پاشیدن آب به صورت بچه ها،مانع خواب آنها می شدند.[16]

در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان،پیامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را احیا میداشت.[17]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 247-252، 259-264، 343-348، 529-534، 595-600، 13-سوره رعـــــد، 15-سوره حـجـر، 23-سوره مـؤمنـون، 55-سوره الرّحمن، 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399

تکرار واژه «الرِّیَاحَ» درقرآن کریم = 10 مرتبه

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿بقره/16425

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿اعراف/157﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ بارانِ رحمتش به عنوان مژده دهنده می  فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می  رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می  کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه از زمین بیرون می  آوریم و مردگان را نیز در روز قیامت این گونه از لابلای گورها بیرون می  آوریم، باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم تا متذکّر و یادآور اراده و قدرت بی نهایت خدا شوید.


وَأَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ﴿حجر/22 263

و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا﴿کهف/45 298

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [بطور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.


وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا ﴿فرقان/48364

و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.

 

أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ﴿نمل/63382

[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه ها] راهنمایی می کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند.

 

وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ﴿فاطر/9435

خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم اینگونه است.

 

وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿جاثیه/5499

و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقّل می کنند، نشانه هایی است.



****************



چرا باد را شمال میگویند؟



 اسرار نامیده شدن باد به «شمال»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق--جلد دوم-باب 382

 


از محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد: 


چرا باد را شمال مى‏ گویند؟

 

حضرت فرمودند: زیرا باد از قسمت شمالى عرش مى ‏وزد.

 


****************


«واژه باد را معادل واژه «ریح» در زبان عربی دانسته‌اند. واژه «ریح» از ریشه «ر‌و‌ح» است.»


برخی از فواید باد عبارت اند:

1- بادها نه تنها بر دریاها می وزند و كشتی ها را حركت می دهند بلكه در سطح خشكی ها كوه ها دره ها و جلگه را جولانگاه خود قرار داده اند و گاهی گرده های نر را بر قسمت های ماده گیاه می افشاند و به تلمیغ و باروری آنها كمك می كند و میوه های شیرین و گوارا را به ما هدیه می كنند و بذرهای گوناگون را می گسترانند.

2-و زمانی با حركت دادن امواج اقیانوس ها آنها را به طور مدام به هم می آفریند تا محیط آماده ای برای زیست موجودات زنده دریا فراهم گردد.

3-گاهی هم با انتقال دادن گرمای مناطق گرمسیر به مناطق سردسیر و بالعكس با كمك به تعدیل هوای كره زمین می كنند.

4-و زمانی به جابه جا كردن هوای مسموم و فاقد اكسیژن شهرها یا بیابان ها و جنگل ها وسایل تصفیه و تهویه را برای بشر فراهم می سازد. آری وزش بادها با این همه فوائد و بركات نشانه گیری از حكمت و لطف بی پایان حضرت باری تعالی است.


****************


امام صادق - علیه‏ السلام - به زندیق (و ملحدی) که از ایشان سؤالاتی نمود فرمودند :

اگر باد چند روزی حبس شود، و به حرکت در نیاید اشیاء همگی فاسد می‏شود و تغییر پیدا می‏کند.
(آن ملحد) از حقیقت و جوهر (ریح) سؤال کرد.
حضرت فرمود: باد هوا است که هنگامی که حرکت می‏کند، «ریح» نامیده می‏شود، پس هرگاه ساکن شود به او «هوا» گفته می‏شود، و قوام دنیا به او است. (1)
و اگر بادها سه روز از حرکت بایستند همه چیز روی زمین فاسد و گندیده می‏شود، برای اینکه هوا و باد به منزله‏ باد بزن است که دفع می‏کند فساد را از هر چیز، و او را پاکیزه می‏کند، پس هوا به منزله‏ روح است که هرگاه از بدن خارج شود، بدن می ‏گندد و تغییر می‏کند، تبارک الله أحسن الخالقین. (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] الاحتجاج: 107.
[2]
الاحتجاج: 192، بحارالأنوار: ج 57 ص 15 ح 19.





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 157-162، 265-270، 295-300، 361-366، 379-384، 409-414، 433-438، 499-504، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 27-سوره نـمـل، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


045/140/146/249/268/274

291/297/306/316/343/148

442/518/531/534/566/585


«خرما» میوه‌ای بهشتی است که بیش از ۲۰ بار در قرآن کریم از آن یاد شده است و دارای آثار شگرفی در سلامت جسم و روح انسان است.



باب سیصد و هفتاد و نهم

 اسرار این كه هر خرمایى در نهر آب مى ‏روید 

مگر خرمای «عجوه‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 532


رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هر نخل و خرمایى در حوض آب مى‏روید مگر «عجوه» [1]زیرا این درخت از بهشت فرود آمده و سیراب ‏شدنش از بیخ و ریشه بوده بدون این كه آن را نهر یا حوض آبى(منظور آب زیاد )[2] باشد یعنى بیخ و ریشه‏ اش در بهشت مى‏ باشد.


 =================

1-خرمای «عجوه» ‌یکی از بهترین انواع خرماست که به رغم قیمت نسبتا بالای آن مشتری بیشتری دارد چرا که براساس برخی روایات ؛ خوردن این خرما که خاصیت شفابخش و سم زدایی دارد بسیار توصیه شده است.

نخل خرمای «عجوه» در بیشتر مزارع مدینه منوره به ویژه نخلستان های قدیمی این شهر از جمله «قباء»، «العوالی» و «العیون» به وفور یافت می شود؛ خرمای این مناطق از معروفترین و بهترین نوع خرمای عجوه محسوب میشود.

.خرمای «عجوه» ‌در بسته بندی های مختلف در فروشگاههای اطراف حرم نبوی عرضه میشود

قیمت هر کیلو خرمای عجوه در بازارهای مدینه، بین 30 تا 150 ریال سعودی (‌ براساس کیفیت آن) متفاوت است .
هر ریال سعودی معادل حدود 1200 تومان است.

مرحوم طریحى در مجمع البحرین گوید: عجوه به گفته برخى نوعى از بهترین انواع خرما است، رنگش به سیاهى مایل است و این خرما محصول درختى است كه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مدینه كاشتند.


2-نخل خرما از جمله گیاهانی است که نیاز آن به آب در حد بالایی است، به طوری که نیاز خالص آبیاری نخل خرما بسته به منطقه و روش آبیاری 

تا حدود ۲۴ هزار مترمکعب در هر هکتار برآورد شده است.



****************



 خرما میوه ای قرآنی



خرما در قرآن

 خرما، با نام قرآنی نخل و نخیل؛ در بیست جای قرآن کریم  آورده شده که عبارتند از:

(بقره/۲۶۶) ، (انعام/۹۹و۱۴۱)،(رعد/۴)،(نحل/۱۱ و ۶۷)،(اسراء/۹۱)،(کهف/۳۲)،(مریم/۲۳و۲۵)،(طه/۷۱)،(مومنون/۱۹)،(شعراء/۱۴۸)،(یس/۳۴)،(ق/۱۰)،(قمر/۱۰)،(رحمن/۱۱و۶۸)،(حاقّه/۷) و (عبس/۲۹)

در هشت آیه نام نخل به تنهایی ذکر شده و در دوازده آیه دیگر در جمع میوه‌هایی دیگر مانند زیتون، انار و انگور دیده می‌شود. به جز کلمه نخل نام نوعی خاص از درخت خرما به نام «لینه» در سوره حشر آیه ۵ آمده است. در دو آیه ۵۳ و ۱۲۴ سوره نساء کلمه «نقیر» آمده که به معنای نقطه سیاه یا گودی بر پشت هسته خرما می باشد. قطمیر کلمة دیگری است که در قرآن در سوره فاطر آیه ۱۳ آمده است که به‌معنای چیزی بی‌اهمیت است هر چند در لغت به‌معنای پوست نازک بین خرما و هسته آن می باشد. کلمة «نوی» در سوره انعام آیه ۹۵ را بعضی هسته خرما معنا کرده‌اند و البته بعضی آن‌را هسته هر نوع میوه‌ای می‌دانند. همچنین کلمه «عرجون» به‌معنی چوب هلالی شکل خوشه خرماست که خشکیده و به شکل داس برآمده، است که در سوره یس آیه ۳۹ هلال ماه به آن تشبیه شده است. کلمات «حبل» و «دُسُر» را که در سوره لهب آیه ۵ و قمر آیه ۱۳ به ترتیب آمده است، لیف خرما معنی کرده‌اند.


خرما در روایات

در روایتی آمده است جبرئیل(ع) به حضور رسول خدا رسید در حالی‌که یک طبق خرما در حضور پیغمبر(ص) بود، جبرئیل پرسید: این چیست؟ فرمود: برنی [نوعی خرما] عرض کرد: ای محمد(ص) بخور آن‌را که غذا را هضم می‌کند، خستگی را از بین می‌برد، درد را بیرون می‌نماید و در آن مرضی نیست و در هر خرما یک حسنه ثواب است. (۳. نورانی، مصطفی، دورنمایی از طب اسلامی گیاهان دارویی، ص ۱۲۰ و محاسن، ج ۲، ص ۵۳۵(.

در کتاب بحارالانوار، جلد۶۶ از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که فرمود: «خرما بخورید زیرا خرما بر هر درد شفاست» و نیز پیغمبر اسلام(ص) فرمود: «خرما را ناشتا بخور که کرم را می‌کشد«.
در کتاب مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۱۱ از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: «زن‌ها در هیچ چیز مثل خرما شفا نمی‌طلبند؛ چون خدا به مریم در موقع نفاسش خرما داد«.
ابن‌عقبه گوید: امام صادق(ع) فرمود: زن های خود را در حال نفاس خرمای برنی بدهید تا آن‌که فرزندانتان حلیم باشند. و در روایتی آمده که حلوای رسول خدا(ص) خرما بود. ( محاسن، ج ۲، ص ۵۳۱ (

پیامبر خدا (ص) فرمود: برشما باد برنی (نوعی خرما)، چرا که خستگی را می‌برد، در برابر سوز سرما گرمی میدهد در برابر گرسنگی سیر می‌کند و درآن هفتاد و دو باب شفا است و نیز فرمود: «به زنان خود در دوره نزدیک زایمان خرما بدهید؛ زیرا صورت کودک وی بردبار و پاک خواهد شد و خوراک مریم(س)، هنگامی‌که عیسی را به دنیا آورد، همین بود در حالی‌که اگر خدا غذایی بهتر از خرما برای او سراغ داشت همان را به وی می‌خوراند» و امام علی(ع)  فرمود: «زن باردار هیچ خوراکی نمی‌خورد و هیچ دارویی به‌کار نمی‌گیرد که برتر از خرمای تازه باشد«. 
کسانی‌که بیماری قند دارند باید کمتر از این میوه استفاده کنند.لازم به ذکر است با تمام مزایای یاد شده، زیاده‌روی در مصرف خرما برای کبد و طحال خوب نبوده و در ضمن فشار خون را بالا برده و همچنین باعث چاقی نیز می‌شود.

 

 

خرما میوه‌ای است بهشتی که نام آن در کتاب‌های 

مقدس آسمانی بارها تکرار شده است.

شواهد باستان‌شناسی مربوط به کشت خرما در غرب عربستان به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تعلق دارند. خرما در این نواحی به‌عنوان نماد باروری و زایش مورد توجه خاص مردم بوده است و چادرنشین‌‌ها آن‌را در واحه‌های بیابانی می‌کاشتند.

اعراب از قدیم اعتقاد داشتند که خرما انرژی خورشید را گرفته و در خود ذخیره می‌کنند و این انرژی با خوردن خرما به بدن آن‌ها منتقل می‌شود.


اگر خرما نبود، پراکندگی جوامع بشری در مناطق 

گرم و بی‌آب و علف محدودتر بود

گیاهان کمی مانند نخل خرما یافت می‌شوند که به‌صورت زراعی به کار برده شده و با زندگی آدمی نیز پیوستگی داشته باشند. این مبالغه نیست که بگوییم اگر نخل نبود، گسترش و پراکندگی آدمی به مناطق گرم و بی‌آب و علف جهان قدیم، بسیار محدودتر می‌شد.

خرما نه‌تنها غذایی پرانرژی است بلکه به‌راحتی قابل نگهداری و انبار کردن و حمل در مسافت‌های طولانی در صحرا می‌باشد و با ایجاد سایه و محافظت در برابر بادهای صحرایی محل مناسبی را برای اسکان صحرانشینان ایجاد می‌کند. علاوه بر این از نخل، محصولات متفاوت دیگری جهت استفاده در تولیدات کشاورزی و تغذیه دام‌های اهلی به‌دست می‌آید، به‌طوری‌که عملاً هر یک از قسمت‌های نخل، کارآیی مفیدی دارند.


درخت خرما که ارتفاع آن ۱۰ تا ۲۰ متر می‌شود، دارای تنه‌ای است استوانه‌ای صاف، بدون انشعاب که آثار برگ‌های قدیم درخت روی آن به‌صورت برجستگی‌هایی باقی می‌ماند.


میوه رسیده خرما بسته به نوع آن به رنگ‌های قهوه‌ای روشن، قهوه‌ای و قهوه‌ای تیره مایل به سیاه می‌باشند و گوشتی شیرین دارای یک هسته بلند به طول یک تا ۳ سانتی متر و قطر ۲ تا ۵ میلی‌متر است که به‌صورت خوشه‌های بزرگ ظاهر می‌شود. خرمای تازه، بسته به درصد رطوبت به صورت نرم، نیمه خشک و خشک دسته‌بندی می‌شود.


استفاده از کود و سموم کشاورزی 

بر روی خرما بی‌تأثیر است

بیش از ۳۰۰۰ نوع خرما در جهان شناخته شده است که برخی از آن‌ها مانند هلیله، مضافتی، شکری چرپان و بارشاهی در ایران وجود دارد.
با توجه به این‌که درخت خرما ۳۰ متراز زمین ارتفاع دارد و ریشه آن ۳۰ متر زیر زمین است، استفاده از سموم شیمیایی بر روی آن بی‌تأثیر است، پس خرما را می‌توان جزو غذاهای سالم و ارگانیک دانست.

از مهم‌ترین مواد شیمیایی موجود در خرما می‌توان به انرژی (کیلوکالری)، چربی، پروتئین، کربوهیدرات، منیزیوم، کلسیم، فسفر، آهن،سدیم، پتاسیم، ویتامین آ، ویتامین ب۱، ویتامین ب۲، ویتامین ب۳، فولات و فیبر غذایی اشاره کرد.بیشترین اهمیت تغذیه‌ای خرما نقش آن در تأمین فیبرغذایی است.


میزان ابتلا به سرطان در افراد ساکن نواحی 

خرماخیز جهان کمتر است

خرما در پیشگیری از سرطان به‌دلیل داشتن مقدار زیادی منیزیوم نقش دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که میزان ابتلا به انواعی از سرطان در افراد ساکن نواحی خرماخیز جهان به‌طور چشم‌گیری کمتر است.

در ذکر خواص خرما این سخن کافی است که روزی ظرفی از خرما را خدمت حضرت امام صادق(ع) گذاشتند، آن حضرت فرمودند: «همانا در آن شفای دردهاست» طبق نظر حکمای طب سنتی، جوشانده ۵۰ گرم خرما در یک لیتر آب، شربت بسیار مؤثری برای رفع خشونت و نرم کردن سینه است.



خواص دارویی خرما

خرما برای درمان فلج، پارکینسون، تقویت کلیه، نرم کردن مفاصل و رفع کمردرد مفید می‌باشد. در کشور هندوستان از صمغ درخت خرما برای درمان اسهال و معالجه بیماری‌های مجاری تناسلی و ادراری استفاده می‌شود و از میوه خرمای بدون هسته، برای نرم کردن سینه و به‌عنوان ملیّن و همچنین بهبود آسم و ناراحتی‌های سینه و رفع سرفه بهره می‌برند. سایر فواید خرما شامل کمک به خون سازی (به‌دلیل داشتن ویتامین و فولات)  و درمان سنگ‌مثانه می‌باشد.

افرادی‌که تمایل به مصرف یک ملیّن غذایی جهت کمک به انجام فعالیت‌های دستگاه گوارش به‌طور طبیعی دارند، می‌توانند چند دانه خرما را در هنگام شب در مقداری آب بگذارند و صبح اول وقت آن را به همراه آبش میل نمایند. این شربت برای افراد مبتلا به رماتیسم هم مفید است.
از جمله خواص خرما، خنثی کردن اسید اضافی معده است. با توجه به این‌که زیادی اسید معده باعث ترش کردن و دل‌درد می‌شود، هنگام بروز چنین علائمی، ۲ تا ۳ عدد خرمای تازه را له کرده و در مقداری آب  جوش بیندازید، سپس هم زده و بنوشید.

با خوردن یک عدد خرما به همراه شیر، پیش از خواب، خواب راحتی خواهید داشت؛ خرما ضد میکروب است، سبب تقویت ستون فقرات شده و قوه بینایی و شنوایی را تقویت می‌کند؛ همچنین سبب هضم غذا و خوشبو شدن دهان می‌شود؛ کلسیم موجود در خرما عامل اصلی استحکام استخوان‌هاست؛ در ضمن فسفر آن نیز مانع ضعف اعصاب و خستگی می‌شود؛ به همین دلیل، مصرف روزانه چند عدد خرما به سالمندان توصیه می‌شود.

به این ترتیب با توجه به این‌که خرما دارای منیزیم نیز هست و سالمندان نیز برای جبران کاهش کار سلول‌های مغزی‌شان باید غذاهای منیزیم‌دار بخورند، این میزان مصرف، منیزیم مورد نیاز آن‌ها را نیز تأمین می‌کند. در ضمن منیزیم موجود در خرما کارکرد کلیه و لوزالمعده را آسان می‌کند.
 خرما برای افرادی که دوره نقاهت را می‌گذرانند نیز مفید است، همچنین مانع تجمع چربی شده و به‌دلیل دارا بودن عناصر مفید، دفاع بدن را نیز در برابر امراض بالا می‌برد. علاوه بر این، خرما برای بیماران دارای چربی خون، چاقی، ناراحتی‌های تنفسی، آسم و کلیه التهابات، مفید است.خرما از جمله میوه‌های شیرینی است که مصرف محدود آن برای بیماران دیابتی نیز مجاز شناخته شده است.

تحقیقات به‌عمل آمده نشان داده است مصرف خرما باعث افزایش شیر مادر و همچنین ایجاد آرامش مادران در دوران بارداری می‌شود. اعراب از خرمای کال نیز استفاده می‌کنند و معتقدند که اثرات درمانی بسیاری دارد  ازجمله خرمای سبز تقویت کننده اعمال جنسی و انرژی‌زا می‌باشد.
اثر دیگر معجزه‌آسای هسته خرما از بین بردن تورم پلک‌های چشم است برای این منظور پمادی از در هسته خرما درست کرده و آن‌را روی چشم می‌گذارند این پماد برای رشد مژه‌های چشم نیز بهترین دارو است.


خرما بهترین میوه برای بازیافتن انرژی و قدرت جوانی

زندگی پرمشغله و ناراحتی‌های روانی که میل جنسی را در بعضی از اشخاص از بین می‌برد بهترین علاجش خوردن مداوم خرما است که میل جنسی را به این اشخاص باز می‌گرداند. در زمان‌های قدیم همواره خرما را برای قدرت و انرژی به‌کار می‌برده‌اند و هنوز بهترین میوه برای بازیافتن انرژی و قدرت جوانی است.گل‌های درخت خرما نیز خاصیت دارویی دارند، طعم گل‌های درخت خرما تلخ است و اثر مسهلی دارد.
سعی کنید به‌جای قند و شکر از خرما برای نوشیدن چای استفاده کنید؛ در آشپزی و شیرینی‌پزی نیز به‌جای شکر می‌توانید از خرما استفاده کنید؛ ورزشکاران به‌علت فعالیت زیاد، می‌توانند از عصرانه‌ای مقوی که با خرما باشد استفاده کنند؛ خرما برای کاهش چربی‌های خون مؤثر است.
با مصرف خرما می‌توان احتمال ابتلا به پوسیدگی دندان را کاهش داد؛ عصاره خرما با جلوگیری از رشد میکروب عامل پوسیدگی دندان، احتمال ابتلا به این عارضه را کاهش می‌دهد.
خرما میوه بسیاری مغذی و کامل است که می‌توانید به همراه چای یا آب‌جوش در افطار آن را میل کنید؛ خرما دارای قند زیادی است. در واقع حدود۷۰ درصد آن را کربوهیدرات تشکیل می‌دهد، ۲۵ درصد قند آن ساکاروز و ۵۰ درصد آن گلوکز است.

فیبر موجود در خرما برای بهبود عملکرد سیستم گوارش و هضم و دفع مواد غذایی مفید است.برای خواب راحت و با آرامش می‌توانید قبل از خواب یک عدد خرما و یک لیوان شیر گرم میل کنید.

برگرفته از:

سایت ایکنا

http://iqna.ir/fa/news/2618543/





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : خرما میوه ای قرآنی،
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

045/140/146/249/268/274

291/297/306/316/343/148

442/518/531/534/566/585


چرا  وقتى سر نخل خرما را قطع كنند دیگر نمى‏ روید؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 375-مطلب شماره 531


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه فرمودند:

وقتى خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید، از آن گِل مقدارى زیاد آمد، پس نخل خرما را از آن زیادی گِل خلق نمود و به خاطر همین است كه وقتى سر نخل را قطع كنند دیگر نمی روید و محتاج به عمل تلقیح مى ‏باشد.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 30-سوره روم، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿زمر/53﴾ 464

بگوای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.



نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿حجر/49﴾ 264

به بندگانم خبر ده که یقیناً من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.


****************


چرا روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى‏ خوانند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 362-مطلب شماره 516


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى ‏خواند و نداء مى‏ رسد:

كجا است فلان بن فلانه (فلانى پسر فلان زن) و این بخاطر آن است كه حق تعالى ایشان را در ستر و پوشش خوانده باشد نه بطور علنى و آشكار.

 






نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، 39-سوره زمـر، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 259-264، 463-468، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأنْثَى وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ﴿آل عمران/36 54

زمانی که او را زایید، گفت: پروردگارا! من او را دختر زاییدم. و خدا به آنچه او زایید داناتر بود؛ و آن پسر [که زاییدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصیت] مانند این دختر نیست؛ [پس در مقام نام گذاریش گفت:] البته من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه های بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو می آورم. 

وَحَفِظْنَاهَا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ﴿حجر/17 263

و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم. 

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿حجر/34 264

[خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده ای، 

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ﴿نحل/98 278

پس هنگامی که قرآن می خوانی از شیطان رانده شده 

به خدا پناه ببر. 

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿ص/77 457

فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائكه) خارج شو، كه تو 

رانده درگاه منى! 

وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ﴿تکویر/5 586

و قرآن، کلام شیطان رانده شده نیست.



****************



 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 306-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 49-54، 259-264، 277-282، 457-462، 583-588، 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿حجر/38-37﴾ 264


[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی تا روز (و) وقت معلوم.




قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ * إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿ص/81-80 457

[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی * تا زمانی معین و معلوم.



****************



 اسرار اینكه چرا حق تعالى ابلیس را تا وقتى معلوم مهلت داده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 305-مطلب شماره 491


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن عطیّه‏[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید چرا و براى چه خداوند عزّوجل به ابلیس فرمود تو از مهلت داده‏شدگانى تا وقت معلوم؟

حضرت فرمودند: براى چیزى كه خداوند متعال خواست از آن تشكّر بجا آورد.

عرض كردم: آن چه بود؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بود كه ابلیس آن را در آسمان بجا آورد و دو یا چهار هزار سال طول كشید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حسان، از على بن عطیّه‏[2] نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

ابلیس در آسمان دو ركعت نماز را ظرف هفت هزار سال بجا آورد و حق تعالى در مقابل عبادتش ثواب آن را اعطاء كرد به او آنچه اعطاء فرمود.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 ( 1)- حسن بن عطیه حناط كوفى، به فرموده نجاشى ثقه مى‏باشد.

 ( 1)- على بن عطیّه، مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى امامى و مجهول الحال مى‏باشد.





نوع مطلب : 259-264، 457-462، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397
 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/2




بیوگرافی شیطان



شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد 


و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آن کارها از این قرارند :



«پس متوجه باشیم که این اعمال از ما سر نزند»


ــ اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام 

برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که 

آتش از خاک بالاتر است.

 

َالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ 

وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿ اعراف/12﴾ 152

خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.


ــ اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور 

خالق خود عمل نکرد (المیزان ، ج 8، ص 59)

 

ــ اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا 

با او  مخالفت نمود.


إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿ حجر/31﴾ 263

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

ــ اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون 

درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا 

شریک مى شود.

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ 

أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  ﴿ اعراف/20﴾ 152

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.


ــ اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

 وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿ اعراف/21﴾ 152

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم]


ــ شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه 

و بت را ساخت.(نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)

 

ــ اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال 

طول کشید.(تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.)

 

ــ اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم 

علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306)

 

ــ اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، 

به یاد بهشت و نعمت هاى آن نوحه و گریه کرد.

 

ــ اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(بحار، ج 14، ص 112)

 

ــ اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم 

علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

 

 

ــ اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

 

ــ اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

 

ــ اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن

 تشویق کرد.( کتاب سلیم بن قیس)

 

ــ اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.(کتاب ابلیس ، ص ۱۶۴ و ۱۶۵)

 

ــ اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

 

ــ اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 

ــ اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

 

ــ اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود. 


وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78﴾ 457

خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده ای.

 

ــ اولین کسى که به خدا کفر ورزید.


إِلا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿ ص/74﴾ 457

مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 13-18، 121-126، 151-156، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/3




خلقت شیطان



خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده :

 نوع اوّل : در آسمان ها هستند که همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند که شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض ‍ پروردگار مى باشند و یک لحظه نافرمانى او را نمى کنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده.

نوع دوّم : انسان است که خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پدید آورد و ملائکه بر او سجده کردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاک و آب به وجود آمده است ( رجوع شودبه کتاب انسان از خاک تا خاک یا از خدا به سوى خدا صالحی حاجی آبادی

نوع سوّم : نژاد جن است که خداوند ایشان را از آتش بى دود(و باد) پدید آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است .

خداوند درباره خلقت جن چنین فرموده :

والجان خلقناه من قبل من نار السموم

ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود – آفریدیم. (حجر/27)



 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/6



پیشینه خلقت جنّ و شیطان




خداوند درقرآن میفرماید:

ولقد خلقناالانسان من صلصال من حماءٍ مسنون * والجانَّ

 خلقناه من قبل من نارالسَّموم  

همانا ما انسان رااز گلی خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است آفریدیم * و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود پدید آوردیم. ﴿حجر/27-26﴾ 263

خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ * وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ

انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید * و جن را از آمیزه ای [از شعله های مختلف] آتش به وجود آورد. ﴿الرّحمن/15-14﴾ 531


آیات شریفه فوق تصریح دارد بر تقدّم خلقت جن و شیطان بر انسان ،امّا اینکه این مدت چقدر است ظاهرا دلیل معتبری در دست نیست، جز اینکه محی الدّین ابن عربی میگوید : بین خلقت جن وخلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است.

مسعودی گفته است موقعی که خدا اراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال برجن و نسناس گذشته بود و ابلیس لعین هم قسمتی از زمان را گذرانده بود.

اما اگر ابلیس اولین جن نباشد که نیست واز طرفی طبق فرموده امیرالمومنین (ع) که فرموده اند: ابلیس خدا را شش هزار سال عبادت کرده، سابقه خلقت جن و شیطان بیش از آنچه ابن عربی گفته است خواهد بود از این رو قول مسعودی به واقع نزدیکتر است.

شیطان بر خلاف تصور عامیانه از جنس فرشتگان نیست بلکه او از جن است همانطور که قرآن می فرماید : فرشتگان سجده کردن به جز ابلیس و او از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید (کهف آیه 50) اما چرا او در کنار فرشتگان بوده؟


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 259-264، 529-534، 15-سوره حـجـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/10



شیطان سجده نمى کند




وقتى خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائکه موافق نبودند.

 به خدا اعتراض کردند و گفتند: این که مى خواهى خلق کنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن که خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند.

 به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده کنید.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ * فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ

﴿حجر/31-28﴾ 263

و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گِل خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است، می آفرینم. * پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجده کنان بیفتیدپس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند. * مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

بعد از آن که خداوند او را خلق کرد و  از روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حرکت آمد و نشست، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله خداوند در جواب او فرمود: یرحمک اله.(38)

در این هنگام به ملائکه فرمان داد، تا براى اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وى سجده کنند و او را تکریم نمایند. تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد: خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.

خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نکرده باشد.

خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست، من از تو مى خواهم ، آن چه را که دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى!(39)

سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود.(40) 

خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم؟!

پاسخ داد: من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم علیه السلام برترم ، کسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به پایگاه رفیع و بلند من نمى رسد! من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و او از عنصر تیره و بى ارزش گل. پس روا نیست که مثل من در مقابل او سجده کند!

خداوند هم به خاطر سرپیچى از دستور و سجده نکردن بر آدم ، او را ندا داد و فرمود از میان ملائکه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدى من بیرون شو، زیرا تو از مقام قرب و رفیعى که تا کنون داشتى، رانده گشتى .

وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78﴾ 457

و حتماً لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.

سپس او را با خوارى و ذلّت از پیشگاه خود راند و از رحمت خود دور داشت. هنگامی که دستور خارج شدن از بهشت براى وی صادر شد. ملائکه هم به او حمله کردند، او از ترس جان خود فرار کرد و خود را مخفى نمود.

بعد از آن، این فرمان از طرق خداوند به آدم وحوّا ابلاغ شد:

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/35  6

و گفتیم : اى آدم ! تو و همسرت در این بهشت سكونت گیرید و از هر جاى آنكه خواستید فراوان و گوارا بخورید ، و به این درخت نزدیك نشوید كه [اگر نزدیك شوید] از ستمكاران خواهید شد .

 آدم و حوّا هم در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند.

هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد.

شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختی های خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. 

=============

 

38- حیات القلوب ج 1

39- حیات القلوب ، ج 1. کتاب ابلیس ، ص 4

40- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، 48



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چگونه شیطان داخل بهشت شد؟»،
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/15



اشتباه شیطان



6/152/263/320/324/457

بزرگ ترین اشتباه شیطان از آنجا سرچشمه گرفت، او فکر مى کرد چون از آتش فروزان خلق شده، واقعا از آدمى که از خاک به وجود آمده بهتر و بالاتر است؛ در حالى که اگر قدرى از تعصب و تکبر و لجاجت پایین مى آمد مى فهمید که به دلایل ذیل آدم علیه السلام از او برتر است :

 

1- همه مواد غذایى ، جواهرات با ارزش و قیمتى ، نیروى بدنى و جسمى انسان و حیوانات تمام نیروى فکرى و عقلى از خاک است ، اگر خاک نباشد هیچ چیز نیست ، ولى آتش این همه ویژگى ها را ندارد.

 

2- اگر تکبر و خودبینى را کنار مى گذاشت . اقرار مى کرد که خاک خواصى دارد. مثلا گیاهان را مى رویاند و نشو و نما مى دهد و قابل ترقى است . به همین دلیل روح خدایى به آن تعلق گرفت و چنان قابلیتى را پیدا کرد.

 

3- اگر با چشم تواضع نگاه مى کرد مى دید که خاک امین و امانت دار خوبى است و هر چه را که به عنوان امانت به او دهند پس از گذشت صدها یا هزاران سال بى آن که در آن خیانتى کند، پس مى دهد.


4- اگر حقیقت بین بود اقرار مى کرد که خاک متواضع است و تواضع یکى از صفات نیک و پسندیده مى باشد. ولى آتش متکبر و سرکش ، طالب بزرگى و خودبینى مى باشد و مسلما تواضع از تکبر بهتر است .

5- از خصوصیات خاک و گل این است که حالت چسبندگى و نگاه دارندگى دارد و موقعى که با روح ترکیب شود فیوضات الهى را به خود مى گیرد. از همین رو، وقتى روح در آدم دمیده شد، سجده گاه فرشتگان قرار گرفت . ولى آتش چنین نیست .


6- گل مرکب از آب و خاک است ، همان آبى که مایه حیات و زندگى هر چیزى است. چنان چه خداوند مى فرماید:

 و جعلنا من الماء کل شیءٍ حى، افلا یؤمنون ﴿انبیاء/30 324

آیا کافران نمى دانند - که ما هر چیز زنده را از آب قرار دادیم؟

 (مایه حیات و زندگى هر چیزى از آب است ) آیا ایمان نمى آورند؟


همان خاکى که مایه نشو و نما و رویاندن است ، هنگامى که با آب در هم آمیزند، نفس حیوان از آن متولد مى شود؛ مانند انسان که روح با خاک در هم آمیخته شد و روح پرستنده و پیکر ستایش گر آفریده شد.


7- هم چنین دستور خدا براى سجده، فقط براى آدمى که از خاک خلق شده نبود، بلکه سجده در برابر آن روحى بود که خداوند از خودش در او دمیده بود و به وسیله آن روح مقدس بود که آدم خاکى به آدم ملکوتى لقب یافته .

 دستور سجده در مقابل آدم هم بعد از دمیدن روح در او بود، نه قبل از آن ، چنان چه خداوند در قرآن مى فرماید: 

و اذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا لو ساجدین ﴿حجر/29﴾ 263

هنگامى که خلقت انسان به پایان رسید و کمال یافت و از روح خود (که یک روح شریف و پاک و با عظمتى است ) در آن دمیدم همگى به خاطر او سجده کنید.

آرى! عظمت آدم و دستور سجده به او به واسطه آن روح الهى بود که در او دمیده شده و گرنه خاک به خودى خود این همه مقام و منزلت و عزّت را نداشت .


8- وقتى روح خدا در او (انسان) دمیده شد، نور خدا هم در قلب او تابید و در واقع آن قلب، مانند کعبه از براى ملائکه شد و همینطور که انسان رو به سوى کعبه مى کند و سر به سجده میگذارد، فرشتگان هم باید در مقابل آن تجلیگاه نور خدا سجده کنند.


9- علاوه بر این، شرف آدم به این واسطه بود که گل او را خود خداوند متعال بدون واسطه سرشته و خود ضامنش بود. چنانچه مى فرماید: 

قال یا ابلیس ما منعک، ان تسجد لما خلقت بیدى ﴿ص/74 457

خداوند به شیطان فرمود: - اى ابلیس تو را چه مانع شد به موجودى که من با دو دست (علم و قدرت) خود آفریدم سجده نکنى؟!» 

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم هم درباره این نکته که گل آدم را خود خداوند سرشته ، فرمود: گل آدم را خداوند با دست خود چهل روز خمیر کرد.(شرح نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، پاورقى ص 59)


10- از همه این ها که بگذریم ، عبادت خداوند عبارت است از، اطاعت و فرمان بردارى او، و امر به سجده در برابر آدم علیه السلام هم یکى از دستورهاى الهى است که باید بدون چون و چرا اجرا شود. سجده به آدم یعنى سجده به خدا، چون به دستور خدا است . شیطان همه این فضایل و کمالات را از کف داد.



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 21-سوره انبـیاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 01-06، 151-156، 259-264، 319-324، 457-462، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/16



شیطان مزد عمل مى گیرد



بعد از آنکه شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچى کرد و از بهشت بیرون شد.گفت : پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور مى کنى ، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم ! علاوه بر آن خودت فرمودى ، عمل عمل کنندگان را ضایع نمى کنم 

 آیا سزاوار است که با یک اشتباه ، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلى از بین برود؟

خطاب از مصدر جلال رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمى شود؛ ولى کسى که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم در دنیا هر چه بخواهد، میدهم.

 شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب مى کنم. چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم ! شیطان در جواب گفت :

اوّل : آنکه ، اجازه دهى تا روز قیامت زنده باشم. خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابى یا شربت ناگوار آن را نچشی ، اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزّه مرگ را باید بچشد و اگر کسى مرگ سراغش نیاید در آخرت هم که مردن نیست. 

آن روز همه زنده مى شوند، مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشرکان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود.

فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَکُنْ لأسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لأزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأرْضِ وَلأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾ إِلا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾

﴿سوره حجر آیات 40-30 263/264

پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند.*مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد. *[خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟ * گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!! * [خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده ای، *و بی تردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.*گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته می شوند، مهلت ده * [خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی، *تا روز [آن] وقت معین*گفتپروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می آرایم [تا ارتکاب زشتی ها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه می کنم*مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگانِ [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] اند.

چون نجات از مرگ براى کسى نیست، تو را مهلت مى دهم تا روزى که معلوم است. شاید مراد از «روز معلوم»  روز ظهور امام عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته مى شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد.(62)

دوّم : اینکه ، خدایا! از تو مى طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا کنى ! از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولّد مى شود، دو شیطان بر او مسلّط است و او را اغوا مى کنند.

سوّم : گفت : خدایا! از تو مى خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهى که از هر جاى بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.

چهارم : از تو مى خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولى ما آنها را ببینیم!

پنجم : از تو مى خواهم این قدرت را به من بدهى که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم . بنابر این (در هر جا و هر شکلى که مى خواهد در مى آید تا شاید مردم را فریب دهد). 

همانطور که در روز سقیفه بنى ساعده ، مجلس ‍ شوراى مکه که علیه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم تشکیل شده بود، خود را به صورت پیرمردى نجدى در آورده و کار را براى آنان آسان کرد (که در داستان شیطان و مجلس شوراى مکه بیان شده است ).

و در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند(63) و ده ها داستان دیگر که در مباحث کتاب آورده شده است.

ششم : پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!

هفتم : عرض کرد: خدایا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه کنم . چنان چه در قرآن مى فرماید :

 

از شرّ آن وسوسه‌گر نهانی*شیطانى که وسوسه و اندیشه بد در دل 

مردم  مى افکند * وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان.


خداوند هم در پایان هر یک از خواسته هاى او فرمود، راضى شدم . وقتى شیطان این حاجات را از خداوند گرفت، عرض کرد:

 «فبعزتک لاغوینّهم اجمعین» ﴿ص/81

اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى کنم.


سپس شیطان گفت : من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه مى دهم) و از پشت سر (آنها را که به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم) و از طرف راست (امور معنوى را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع مى سازم)، و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم) و سراغشان مى روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهى یافت.


قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿اعراف/16﴾ 152


گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی میرساند] در کمین آنان خواهم نشست.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

62- به بحث قاتل شیطان رجوع شود

63- کتاب سلیم بن قیس



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 151-156، 259-264، 319-324، 457-462، 601-604، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 38-سوره ص، 114-سوره ناس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/2



نیازهاى مادى شیطان




6/152/263/264/324/457/604


همینطور که شیطان حاجات معنوى خود را از خداوند متعال طلب کرد، یعنى همان حاجاتى که به عبادات خود از خدا خواست تا آدم علیه السلام و اولادش را به انحراف بکشد - حاجات مادى خود را نیز از خدا خوستار شد، و آنها را هم خداوند بزرگ به او تا روز موعود عنایت فرمود.

ابو امامه از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى کند که آن حضرت فرمود: بعد از آن که شیطان رانده درگاه الهى شد و او را به روى زمین فرستادند. عرض کرد: پروردگار! مرا به سوى زمین فرستادى ، از درگاه خود راندى و از نعمت هاى بهشت محروم نمودى . من در دنیا احتیاجاتى دارم که بتوانم زندگى کنم . آنها را براى ادامه زندگى ام برایم آماده و مهیا نما که در مضیقه نباشم . 

خطاب شد: حاجات تو چیست ؟ عرض کرد: خدایا! من محتاج خانه و منزلم ، به من خانه اى عنایت فرما. خطاب شد: خانه تو را حمام ها قرار دادم . (هر کجا حمام است و مردم آن جا رفت و آمد مى کنند خانه شیطان است)

عرض کرد: من محتاج نشستن هستم و جایى براى آن مى خواهم . خطاب شد: جاى نشستن تو بازارها و کوچه ها و در مغازه ها است -آنجا بنشینى و مردم را به گناه ، کم فروشى ، رشوه ، ربا، غش در معامله ، به ناموس مردم نگاه کردن ، دروغ گفتن ، خیانت کردن ، کلاه سر مردم گذاشتن و غیره بکشانى . در حدیثى هم آمده که : بازار محل عیش و لذت بردن شیطان است .

عرض کرد: خدایا! من غذا مى خواهم . غذاى من از کجا تاءمین شود؟ خطاب شد: غذاى تو را در سفره اى قرار دادم که بر سر آن «بسم الله» گفته نشود. (و صاحبان آن سفره مثل حیوانات گرسنه و حریص ، بدون آن که نام خدا ببرد، به آن حمله مى کنن)

عرض کرد: الها! من احتیاج به آب و آشامیدنى دارم ، آن را من از کجا به دست آورم ؟ خطاب شد: نوشیدنى هاى تو شراب و هر چیز مست کننده است. (از قبیل فقاع که نوع از آب جو مى باشد، جرس و بنگ که به وسیله قلیان مى کشند).

عرض کرد: براى من اذان گویى قرار ده . گفته شد: اذان تو وسایل موسیقى و مؤ ذن تو کسانى هستند که با این آلات مى نوازند و آنها را به کار مى گیرند.

عرض کرد: براى من قرآنى قرار بده که در آن نگاه کنم . خطاب شد: قرآن تو شعر است (وقتى محزون شدى و دلت گرفت ، شعر بخوان).

عرض کرد: براى من کتابى قرار ده که در آن نگاه کنم . خطاب شد: کتاب تو «وشم» (خال کوبى هایى که بعضى ها روى بازو و جاهاى دیگر بدن مى کنند) است .

عرض کرد: براى من حدیثى قرار ده . فرمود: حدیث تو دروغ و دروغ گفتن است کسانى که دروغ مى گویند، حدیث تو را گویند.

عرض کرد: براى من دام و وسیله ، شکار قرار بده ، خطاب شد: زنان را وسیله صید کردن و به دام انداختن مردم قرار دادم .(4)

=============

4- المحجه البیضاء، ج 5، ص 62


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 38-سوره ص، 114-سوره ناس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 01-06، 151-156، 259-264، 319-324، 457-462، 601-604، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر و مهربان است.

 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿قلم/1﴾ 564

ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند.


 قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿حجر/37-36﴾ 264

[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی * تا روز [آن] وقت معین.


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


****************




اسرار واجب بودن حج و طواف نمودن بیت و انجام مناسك‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 142-مطلب شماره 346


حدیث (1) 

پدرم رضى اللَّه عنه فرمود: على بن سلیمان رازى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمر از عبد الحمید بن ابى دیلم نقل كرده كه گفت: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست توبه جناب آدم علیه السّلام را بپذیرد جبرئیل را نزد او فرستاد، جبرئیل عرضه داشت: سلام بر تو اى آدم، اى كسى كه بر بلیّه وارده صبر و شكیبایى نمودى و از لغزشى كه صادر شد توبه نمودى، خداوند تبارك و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسكى كه به واسطه انجام آنها توبه ‏ات پذیرفته مى ‏شود را به تو بیاموزم، سپس جبرئیل دست آدم علیه السّلام را گرفت و با او حركت كرد تا به بیت اللَّه رسیدند در آن جا ابرى بر سر آدم علیه السّلام سایه افكند، جبرئیل عرض كرد: هر كجا كه این ابر سایه افكند با پا خط بكش، بارى با هم به همین ترتیب قدم زدند تا به منى رسیدند، جبرئیل جاى «مسجد منا» را به آدم نشان داد، آدم آن جا را خط كشید و نیز جاى «مسجد الحرام» را بعد از خط كشیدن به جاى بیت با رسم خط نشان نمود پس از آن به ‏عرفات رفتند، جبرئیل آدم را بر زمین برآمده و نمایانى ایستادند و به او عرض كرد: مترصّد(چشم براه و بیدار) باش هر گاه آفتاب غروب نمود هفت بار به لغزش خود اعتراف نما، جناب آدم این عمل را بجا آورد و به همین خاطر آن جا به عرفه نامیده شد چه آنكه آدم علیه السّلام به لغزش خویش اعتراف كرد، پس این معنا سنّتى شد در بین فرزندان آدم كه به گناهان خویش اقرار و اعتراف نمایند همانطورى كه پدرشان به لغزش خود اعتراف كرد و از خدا درخواست توبه و آمرزش گناهان خود كنند چنانچه پدرشان از خدا این خواهش را نمود، پس از آن جبرئیل علیه السّلام به او گفت كه از عرفات كوچ كرده و خارج شود پس جناب آدم علیه السّلام از عرفات بیرون آمد و عبورش بر هفت كوه افتاد، و به دستور جبرئیل بر سر هر كوهى چهار تكبیر گفت سپس ثلثى از شب رفته بود كه به وادى جمع رسید، در آن جا بین نماز مغرب و عشاء را جمع نمود و به همین خاطر آن جا را وادى جمع نامیدند چه آنكه جناب آدم در آن جا بین نماز مغرب و عشاء جمع نمود.

پس وقت نماز عشاء در این شب و در این وادى زمانى است كه ثلثى از شب بگذرد بارى پس از خواندن نماز مغرب و عشاء جبرئیل علیه السّلام امر نمود كه حضرتش در بطحاء وادى جمع یعنى زمین مشعر تا صبح طاق واز بخوابد، پس آدم در آن جا خوابید تا صبح طالع شد پس از آن به فرمان جبرئیل بالاى كوه وادى جمع رفت و وقتى آفتاب طلوع نمود به لغزش خویش هفت مرتبه اعتراف كرده از خداى منّان باز هفت بار طلب آمرزش و قبول توبه ‏اش را نمود.

و جهت این كه دو بار جناب آدم علیه السّلام موظّف شد به اعتراف كردن به لغزش خویش آن است كه این عمل سنّت باشد در فرزندان آن حضرت، بنا بر این كسى كه عرفات را درك نكند و به وقوف در آن نرسد و تنها وادى جمع (مشعر) را درك كند به حجّش وفاء كرده و مناسكش صحیح است، به هر صورت جناب آدم علیه السّلام از وادى جمع به طرف «منا» خارج شد و ظهر به آن جا رسید سپس به دستور جبرئیل دو ركعت نماز در «مسجد منا» بجا آورد بعد از آن جبرئیل فرمان داد كه آن حضرت قربانى كند تا:

اوّلا: تقرّب به حق تعالى پیدا كرده و قربانى وى قبول درگاه اقدسش واقع شود.

ثانیا: بدین وسیله توبه ‏اش پذیرفته گردد و ثالثا: این عمل (قربانى) در بین فرزندانش سنّت گردد.

بارى جناب آدم علیه السّلام به فرمان جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق عزّ و جل‏ قربانى را از او پذیرفت به این نحو كه آتشى از آسمان فرستاد و آتش قربانى آدم را گرفت، جبرئیل عرضه داشت خداوند تبارك و تعالى به تو احسان نمود زیرا مناسكى كه به واسطه آنها توبه ‏ات مقبول واقع شد را به تو تعلیم كرد و قربانى تو را نیز پذیرفت، پس در قبال آن تواضع نما و سر خود را بتراش.

پس آدم علیه السّلام به منظور تواضع و فروتنى در مقابل حقّ تبارك و تعالى سرش را تراشید، سپس جبرئیل دست آدم را گرفت و او را به طرف بیت برد در اثناء راه جنب جمره عقبه به ابلیس بر خورد كردند، ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو، آدم طبق آنچه جبرئیل امر كرده بود انجام داد و بدین ترتیب ابلیس از آنها دور شد بعد جبرئیل در روز دوّم دست آدم را گرفت و به طرف جمره اولى برد، باز در اثناء به ابلیس برخورد كردند. جبرئیل علیه السّلام گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس از آنها دور شد و باز نزدیك جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس را از خود دور نمود، سپس، نزدیك جمره سوّم خود را به ایشان نشان داد و گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یك تكبیر بگو.

آدم چنین نمود و ابلیس را از خود دور كرد و سپس در روز سوّم و چهارم نیز آدم به زدن ابلیس مبادرت كرد و وى را از خود دور نمود.

جبرئیل به آدم عرض كرد: دیگر هرگز او را نخواهى دید سپس آدم را به بیت برد و امر نمود كه هفت بار خانه خدا را طواف كند، آدم چنین نمود.

پس جبرئیل گفت: خداوند متعال تو را آمرزید و توبه‏ ات را پذیرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.

 

حدیث (2)

 على بن حبشى بن قونى رحمة اللَّه علیه در مكتوبى كه به من نوشت مرقوم داشت:

جمیل بن زیاد از قاسم بن اسماعیل از محمّد بن سلمه، از یحیى بن ابى العلا رازى نقل كرده مردى بر حضرت امام صادق علیه السّلام وارد شد و عرض كرد: فدایت شوم خبر دهید مرا از معناى فرموده حق تعالى: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ‏ و نیز از فرموده جنابش به ابلیس: فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏ و همچنین از این بیت (كعبه) كه چگونه بر خلائق واجب شد به زیارتش بیایند؟

راوى گفت: امام علیه السّلام به او توجّه نمود و فرمود:

پیش از تو احدى از آنچه تو سؤال كردى از من سؤال نكرده، بدان حق عزّوجل وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه ‏اى قرار دادم تمام آنها از این كلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا، اگر میخواهى براى خود خلیفه ‏اى در زمین قرار دهى او را از ما انتخاب كن كه طاعت و فرمانت را مى ‏بریم.

خداوند علیم در جوابشان فرمود: من مى ‏دانم آنچه را كه شما نمى‏ دانید.

فرشتگان پنداشتند این كلام بارى تعالى ناشى از غضب او است بر ایشان پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق جلّت عظمته امر فرمود به ایشان خانه ‏اى را كه از مرمر بوده و سقفش از یاقوت سرخ و ستون ‏هایش از زبرجد بنا شده طواف كنند، بیتى كه هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى‏ شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.

سپس امام فرمودند: و یوم وقت معلوم روزى است كه در صور یك بار دمیده شود و بین دمیدن اوّل و دوّم ابلیس هلاك مى‏ شود.

و امّا نون: عبارت است از نهرى در بهشت كه آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین ‏تر است حق تعالى به این آب مى‏ فرماید: مركّب شو، پس بلافاصله مركّب مى‏ گردد، سپس درختى را با دستش مى‏ كارد (امام علیه السّلام براى رفع شبه ه‏اى كه براى گروه مشبّهه پیش آمده بلافاصله فرمودند: مقصود از «ید» قوّه و قدرت است نه آن معنایى كه در توهّم گروه مشبّهه مى‏ باشد) پس از آن به درخت مى‏ فرماید: قلم شو و به دنبال آن به قلم امر مى‏ فرماید: بنویس.

درختى كه قلم شده عرض مى‏كند چه بنویسم؟

حق جلّت عظمته مى ‏فرماید: آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد را بنویس.

پس قلم به فرمان خدا تمام وقایع را مى ‏نگارد و آن را به نفخ صور و هلاكت ابلیس ختم مى ‏كند و بعد خداوند متعال به آن مى ‏فرماید: تا وقت معلوم البتّه سخن مگو و تكلّم مكن.

 

حدیث (3) 

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید، از ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده‏اند كه از آن جناب راجع به ابتداء طواف سؤال شد؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست آدم علیه السّلام را بیافریند به فرشتگان فرمود: در زمین براى خود خلیفه و جانشینى قرار خواهم داد.

دو فرشته از فرشتگان عرضه داشتند: آیا كسى را خلیفه خود قرار مى‏ دهى كه در زمین فساد كرده و خونها مى ‏ریزد؟

پس بین آن دو فرشته و حق عزّ و جلّ حجاب ها زده شد در حالى كه نور حق جلّت عظمة براى فرشتگان ظاهر و روشن بود، بعد از واقع شدن حجاب آن دو فرشته دانستند خداوند از كلامشان به سخط و غضب آمده لذا به دیگر فرشتگان گفتند:

چاره ما چیست و چگونه توبه نماییم؟

فرشتگان گفتند: ما نمى ‏دانیم كه توبه شما چیست مگر این كه به عرش پناه ببرید.

امام علیه السّلام فرمودند: پس آن دو فرشته به عرش پناه برده تا این كه حق تعالى توبه آنها را قبول نمود و حجابها را از بین برداشت و چون دوست دارد كه با چنین عبادتى، عبادت شود از این رو بیت را در زمین آفرید و بر بندگان طواف در اطراف آن را واجب فرمود و بیت المأمور را در آسمان آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش شده و تا روز قیامت از آن بیرون نمى ‏آیند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 68-سوره قلم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 559-564، 259-264، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات