وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت چهارم-تقسیر سوره حمد»


[http://www.aparat.com/v/q7x3X]


[http://www.aparat.com/v/q7x3X]




نوع مطلب : @@@@@@@@@@@@@@@@ تـــــدبّـــر بر اسـاس سـوره های قرآن @@@@@@@@@@@@@@، 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، @@@@@@@@@@@@@@@@ تــــــــدبّــــــر بر اسـاس صفحات قرآن @@@@@@@@@@@@@@، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت سوّم-تقسیر سوره حمد»


[http://www.aparat.com/v/PXZG3]


[http://www.aparat.com/v/PXZG3]




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت دوّم-تقسیر سوره حمد»



[http://www.aparat.com/v/A2xIY]


[http://www.aparat.com/v/A2xIY]




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت یکم-تقسیر سوره حمد»



[http://www.aparat.com/v/VgJtZ]


[http://www.aparat.com/v/VgJtZ]




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، 01-06، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399



تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»

[اللَّه‏]! همان كسى است كه؛ تمام آفریدگان، به هنگام شدائد و نیازمندی ها! و ناامیدى و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏]، و قطع رابطه از غیر خدا، [بسوى او] و اله و شیدایند! (گوینده) إظهار میكند:

[بِسْمِ اللَّهِ‏]، یعنى: بر تمام امورم، یارى از خدا می طلبم! خدائى كه؛ پرستش و بندگى، جز براى او، شایسته نیست! خدائى كه؛ دادرس است، آنگاه كه؛ از او دادخواهى شود!.

پذیرا و جوابگو است، هر آنگاه كه؛ خوانده شود!.

إمام علیه السّلام، فرمود: و این، همان است كه؛ مردى، بامام صادق علیه السّلام گفت: یابن رسول اللَّه! مرا، بر خدا، دلالت كن! او چیست؟! تحقیقاٌ؛ جدل‏كنندگان و پیكارجویان! بر من، زیاد شده ‏اند، و مرا گیج و حیران ساخته ‏اند!.

إمام علیه السّلام فرمود: اى بنده خدا! آیا هرگز، سوار كشتى شده‏ اى!؟

گفت: آرى! فرمود: آیا؛ (چنین شده كه؛ آن) بشكند! و هیچ كشتى نباشد، كه ترا نجات دهد؟! و هیچ شناورى نباشد، كه ترا بى ‏نیاز سازد!؟

گفت: آرى (پیش آمده است).

فرمود: آیا؛ در آن هنگام، به دلت افتاد كه چیزى از چیزها، قادر است، ترا از ورطه بلایت آزاد كند؟

گفت: آرى! إمام صادق علیه السّلام فرمود: پس؛ آن چیز (كه بدلت افتاد،) همان، خدا است! كه؛ بر آزاد كردن و نجات دادن، توانا است!- هنگامى كه؛ منجى (دیگرى) نیست- و بدادرسى، توانا است! [هنگامى كه؛ فریادرس و دادرسى نیست‏]

و إمام صادق علیه السّلام فرمودند:

و چه بسا! برخى از شیعیان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را (فراموش كند و) واگذارد! نتیجتاٌ؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[1] براى اینكه؛ آگاه و بیدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصیر و كوتاهى او را- به هنگام ترك [بسم اللَّه‏]- از او، بزداید!. 

همچون؛ داستان زیر:

 هر آینه؛ عبد اللَّه بن یحیى، بحضور أمیر المؤمنین علیه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمیرالمؤمنین علیه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمین) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمایان شد! و خون، جارى گشت!. أمیرالمؤمنین علیه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزدیك من بیا. نزدش آمد.

دست خویش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمایان بود، گذاشت. از درد آن، بی تاب شد!.

و بر آن، دست مالید و آب دهان انداخت. بمجرّد این كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسیده است.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستایش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شیعیان ما را- در دنیا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برایشان، بى ‏آلایش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.

عبد اللَّه بن یحیى گفت: یا أمیر المؤمنین! آیا براستى؛ ما به گناهان مان مجازات نمی شویم، جز در دنیا؟! فرمود: آرى! همینطور است. آیا؛ نشنیدى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

«دنیا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»خدا، شیعیان ما را [بخاطر محنت و رنجى كه در این دنیا متحمّل‏ اند، و بخاطر آمرزشى كه؛ نصیب آنان فرموده است‏] حتما: از گناهان، پاك و پاكیزه میگرداند! از این جهت است كه خدا می فرماید:


وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ(شورى/30)

و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، 

و از بسیاری از همان اعمال هم درمیگذرد.


آنچه از گرفتارى و پیشآمدى به شما رسد، از آن چیزى است كه؛ تاب و توان(عمل) شما بدست آورده، و (تعداد) بی شمارى از آن را (گناهان را) مى‏ بخشد و میگذرد(عفو میکند) تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آیند، طاعات و عبادات شان بر آنها، سرشار گردد! و دشمنان محمّد صلّى اللَّه علیه و آله، و دشمنان و بدخواهان ما را-بنا، به فرمانبرى و طاعتى كه از آنان سر میزند، در دنیا، پاداش و جزا میدهد! اگر چه؛ طاعت شان بى‏ وزن و بى‏ ارزش است! چون؛ خلوصى همراهش نیست. تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آمدند، گناه و كینه خود [كه از محمّد و آل محمّد و یاران خوب او، در دل داشتند] بر آنان بار گردد! و بخاطر آن، در آتش افكنده شوند!.

و هر آینه؛ شنیدم: محمّد صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید:

«در زمان گذشته- قبل از شما- دو نفر بودند، یكى از آنها، مطیع و مؤمن خدا بود! و دیگرى كافر!- كه آشكارا به دشمنى دوستان او، و موالاة (بدخواهان و) دشمنانش، می پرداخت!- و براى هر كدام، فرمانروائى عظیمى در گوشه‏ اى از زمین بود.

آن كافر (دشمن خدا) بیمار شد. و در غیر وقتش هوس ماهى كرد، چون كه؛ آن نوع ماهى، در آن هنگام، چنان به گردابها جا گرفته بود! كه؛ بدست آوردنش إمكان نداشت.

بنا بر این، پزشكان، او را از زندگى و جانش، ناامید كردند! و گفتند:

جانشین و قائم مقامت را معیّن كن، كه تو از أهل گورستان، پاینده ‏تر نیستى! همانا؛ شفایت در این ماهى است، كه؛ بآن میل و اشتهاء دارى، و بر آن (نیز) راهى نیست!.

در این هنگام؛ خدا، فرشته ‏اى برانگیخت! و باو فرمان داد كه آن ماهى را از جایش برانگیزد! و بطرفى سوق دهد كه؛ بدست آوردنش آسان شود. نتیجة؛ ماهى برایش‏ گرفته شد.  و آن را خورد و از ناخوشى، بهبودى یافت. و در فرمانروائیش سالهاى سال- بعد از آن- بجاى ماند.

سپس؛ (تقدیر الهى!) چنین واقع شد كه؛ آن (پادشاه) مؤمن، مریض شد! همانند مرض آن كافر [زمانى كه؛ عیناٌ! جنس آن ماهى از كنار و سواحل (دریا) كه بدست آوردنش آسان بود، جدا نمی شد نتیجتاٌ؛ (پادشاه)، هوس آن ماهى كرد و پزشكان برایش توصیف كردند و گفتند:

آسوده خاطر باش! اكنون وقت آنست كه برایت بگیرند، و از آن بخورى و شفا یابى!.

در این هنگام؛ خدا، آن فرشته را برانگیخت! و باو فرمان داد كه؛ جنس آن ماهى را از سواحل و كرانه ‏ها به گردابها براند! تا دسترسى به آنها ممكن نشود. در نتیجه؛ (آن ماهى)، بدست نیامد. تا آن مؤمن، بخاطر هوس [و دورى از درمانش‏] از دنیا رفت. و از این جریان، فرشتگان آسمان و أهل آن سامان- در زمین- بشگفتى فرو رفتند! تا آنجا كه؛ نزدیك بود در فتنه قرار بگیرند!. چون؛ خداى تعالى! (از روى فضل و حكمتش) بر آن كافر، آنچه را كه بر او راهى نبود، آسان گردانید. و بر آن مؤمن، آنچه را كه به سادگى، بر آن راهى بود، غیر ممكن گردانید! 

______________________________

(1).در نسخه اى چنین است: «دچارش نمود»



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 18-16

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397

"ادامه مطلب از پُست قبلی"

تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»


آنگاه؛ خدا، به فرشتگان آسمان و پیامبر آن زمان- در زمین- به وحى (خویش) فرمود:

البتّه من! (بدون هیچ شكّ و شبهه ‏اى!) منم خداى كریم تفضّل‏ كننده توانا!. آنچه عطا كنم، زیانی به من نرساند! و آنچه باز دارم، چیزی از من نكاهد! و مقدار [ذرّه ‏اى‏] به كسى ستم نكنم!.

امّا كافر: از اینكه، براى او، بدست آوردن ماهى را- در غیر زمانش- آسان نمودم، جهتش تنها این بود كه؛ جزاى حسنه ‏اى باشد كه وى عمل كرده بود. [چون؛ بر من حقّ است! كه از هیچ كس، حسنه ‏اى از بین نبرم‏] تا به رستاخیز در آید. و هیچ حسنه ‏اى در نامه عملش نباشد! و بكفر خویش، داخل آتش گردد. و بنده مطیع (خودم) را از عین آن ماهى، باز داشتم! بسبب خطائى كه از او سر زده بود! و با منع و ردّ آن میل و هوس! و از بین بردن آن دارو، پاك‏ شدنش را از آن، اراده نمودم. و خواستم كه؛ به (آستان) من بیاید و (جرم و) گناهى در او نباشد! و (پاك و پاكیزه) داخل بهشت گردد!.» در این هنگام؛ عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! حقیقتاٌ، بال و پرم دادى! و مرا تعلیم فرمودى! پس اگر؛ صلاح بدانى، گناهم را در اینجا- كه به آن امتحان شدم- معرّفیم كن، تا همچنان؛ تكرارش نكنم.

فرمود: لحظه ‏اى كه نشستى، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] نگفتى! نتیجه این شد كه؛ بخاطر سهو و نسیانت از آنچه؛ بآن دعوت گشتى و خوانده شدى، خدا، باین مصیبت و گرفتاریت، تمحیص و پاكى از گناه قرار داد. آیا ندانستى كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از جانب خداى عزّوجلّ! فرمود:

«هر إقدام قابل توجّه! كه در آن، یادى از [بسم اللَّه‏] نشود، ناقص و بریده است!»؟

گفتم: آرى، پدر و مادرم فداى شما! بعد از این، تركش نمی كنم.

فرمود: در این صورت: از آن، بهره ‏مند و سعادتمندى! 

سپس عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! و تفسیر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» چیست؟

فرمود: البتّه؛ بنده هر گاه؛ اراده خواندن یا بجا آوردن عملى داشت، میگوید؛ [بِسْمِ اللَّهِ‏] باین معنا كه: [باین اسم، این كار را بجا مى‏آورم‏]. پس؛ هر عملى كه بجا مى‏ آورد، در آن به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] آغاز كند. یقیناٌ! برایش در آن، میمنت و مباركى است!.

إمام باقر علیه السّلام فرمودند:

محمّد بن علىّ بن مسلم بن شهاب [زهرى‏]، بر علىّ بن الحسین- زین العابدین علیهما السّلام- وارد شد، در حالى كه او، غمگین و محزون بود. زین العابدین علیه السّلام باو فرمود: ترا چه شده كه، 

اندوهناك و غمگینى!؟

گفت: یابن رسول اللَّه! بنا بر امتحانى كه نمودم. او جانب حسودان، و كسانى كه در من طمع دارند! و از كسى كه امید و آرزو باو دارم! و از كسى كه باو حقیقتاٌ؛ إحسان كردم،

پیاپى، غم و اندوه، بر من میرسد. نتیجة؛ ظنّ و گمانم مختلف است!.

امام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند:

زبانت به كام خویش، دركش! تا مالك برادران و دوستانت گردى.

زهرى گفت: یا ابن رسول اللَّه! آنچه از سخنم متبادر در (ذهن) است! به آنان نیكى و إحسان، بجا مى‏ آورم.

إمام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند: هیهات! هیهات! بر حذر باش! كه به آن، در خویشتن بشگفت آئى! و بر حذر باش! بسخنى لب باز نكنى، كه انكارش به دلها سبقت دارد! اگر چه؛ پوزش و اعتذار آن، بنزد خودت مهیّا است. پس؛ چنین نیست كه؛ بگوش (و دل) هر كس كه؛ بی میلى و إنكار، داخل كنى، از حیث پوزش و اعتذار همچنان) در وسعت باشى!.

آنگاه فرمود: اى زهرى! كسى كه؛ عقلش از كاملترین چیزى كه در او است نباشد! نابودى وى، از ساده‏ ترین چیز باشد، كه در او است.

سپس فرمود: اى زهرى! و چه مانعى دارد كه: مسلمان ها را بمنزله خاندان خویش قرار دهى؟ [بزرگشان را بجاى پدرت! و كوچكشان را بجاى فرزندانت! و همسال خویش را- از آنان- بجاى برادرت!] در این صورت؛ به كدامیك از اینها، میل ظلم و ستم دارى؟! و به كدامیك از اینها، به بدخواهى، متمایلى؟! و خواهان پرده‏درى كدامیك از اینهائى!؟ و اگر؛ إبلیس- كه از رحمت خدا، بدور باد!- إظهار كند كه؛ تو از یكى از قبله‏ گرایان، برترى!، نگاه كن ببین! اگر كه از تو بزرگتر است، بگو: تحقیقا؛ به ایمان و عمل صالح، از من سبقت گرفته، پس؛ او بهتر از من است. و اگر از تو كوچكتر بود، بگو: به گناهان و معاصى، از او، پیش افتاده‏ ام! پس: او بهتر از من است. اگر؛ همسنّ و سال تو بود، بگو: من، از گناه خویش بر یقینم و از كار او، در شكّ!، چرا یقینم را به شكّم رها كنم!؟. و اگر دیدى كه؛ مسلمان ها تعظیم و تكریمت میكنند! و ترا ببزرگى یاد میبرند، بگو: این، (از جانب خدا،) فضلى است كه به آن پرداختند!. و اگر؛ از آنها كناره‏گیرى و جفا دیدى، بگو: این، بخاطر گناهى است، كه پدید آوردم.

 و براستى؛ اگر چنین كارى از تو بروز نمود و آن را عمل كردى، خدا، زندگانى را بر تو آسان گرداند! و دوستانت، زیاد شوند و دشمنانت كم! و از نیكى آنان شادمان گردى! و به تبرّى و جفاى آنان تأسّف نخورى! و بدان! كه؛ محترم ترین و گرامى ‏ترین مردم بر مردم، كسى است كه؛ خیر و بركتش بر آنان جارى و لبریز باشد! و از آنان بى‏ نیاز! (و همچنان) در پرهیز! و گرامیترین مردم، بر آنها- بعد از او- كسى است كه از آنان بر كنار باشد و (همچنان) در پرهیز! اگر چه محتاج و نیازمند آنها است. و تنها؛ أهل دنیا، بأموال دنیا، عشق (و محبّت) دارند! پس هر كه؛ در آنچه باو، عشق (و محبّت) دارند، مزاحم آنان نشود، پیش آنها گرامى و محترم است!. و كسى كه؛ [در آن‏] مزاحم شان نگشت! و از آن- تماما یا قسمتى- برایشان فرصت و امكاناتى فراهم نمود، پیش آنها، عزیزتر و محترم تر است!.

امام باقر علیه السّلام فرمودند: آنگاه؛ مردى، بلند شد و گفت: یابن رسول اللَّه! از معنى‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: پدرم از برادرش، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام، روایت كرد كه؛ مردى، بلند شد و إظهار نمود: یا أمیر المؤمنین! از [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! معنایش چیست؟ فرمود:

براستى! وقتى كه؛ [اللَّه‏] به زبان آوردى، بزرگترین نام- از نام هاى خدا- را گفته ‏اى! و آن، اسمى است كه؛ غیر خدا، شایسته نیست به آن نامیده شود. و هیچ آفریده ‏اى، به آن نام، خوانده نشده است!.

بدنبالش، مرد سئوال‏ كننده گفت: پس؛ تفسیر [اللَّه‏] چیست؟

فرمود: همان كسى است كه؛ همه آفریدگان، به هنگام شدائد! و نیازمندی ها! و ناامیدى! و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏] و قطع رابطه از غیر خدا! بسوى او، واله و شیدایند!.

و این، بدان جهت است كه؛ هر ریاست طلب و بزرگ منشى!- در این دنیا- اگر چه بى‏ نیازى و طغیان وى، عظیم و چشمگیر است! (ولى؛) هنگامى كه؛ حوائج زیر دستانش به او زیاد شود! (سرانجام)، نیاز و حاجاتى به آنها روى آور مى ‏شود كه؛ این (ریاست طلب و) عظمت خواه، به انجامش قادر نیست! و خود این، نیز، با حاجات و نیازى روبرو مى‏ شود كه در انجامش ناتوان است! نتیجة؛ به هنگام ناچارى و فقر و فاقه ‏اش! بسوى خدا، انقطاع و بریدگى پیدا میكند. تا همّ و غمّ او كه زائل شد، (دوباره) بشرك خود، باز میگردد! آیا؛ بخداى عزّوجلّ! گوش نمیدهى؟ میفرماید:


قُلْ أَ رَأَیْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ‏ (أنعام/41-40)

بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا برای یاری خویش می خوانید؟

قطعاً چنین نیست بلکه فقط خدا را می خوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خوانده اید برطرف می کند، و آن زمان است که بت هایی که برای او شریک قرار می دهید، فراموش میکنید.


خداى تعالى! به بندگانش فرمود:

اى نیازمندان رحمتم! براستى؛ ذلّت بندگى را [در همه حال‏] و نیاز را [در همه أوقات‏]، گردنگیرتان ساختم! پس؛ در (هر چیز و) هر كارى كه شروع میكنید و به تمام آن، و بلوغ نهائیش امیدوارید، بسوى من، كُرنش كنید! و یقین بدانید؛ هر گاه اراده كنم كه بخشش و عطا به شما روا دارم، أحدى، بمنع شما قادر نیست! و هر گاه اراده كنم كه (نعمتى) از شما باز دارم، كسى، به عطاى شما قادر نیست!. 

بدین جهت؛ من، ذى حق‏ترین فردى‏ ام كه؛ به آستانش گدائى شود! و لایق ترین كسى كه؛ (بایستى آفریدگان) به سویش تضرّع و زارى كنند! پس؛ در آغاز هر مطلب كوچك و بزرگى، بگوئید: [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] كه در واقع، چنین گفته‏ اید:

بر این كار، استعانت و یارى از خدا میطلبم. خدائى كه؛ پرستش و بندگى غیر او، جایز نیست! خدائى كه؛ دادرس است! هر آنگاه كه از او دادخواهى شود!. پذیرا و جوابگو است، هر گاه خوانده شود![رحمان‏] است! چون؛ با توسعه رزق و روزى، بر ما، رحمت آورد! [رحیم‏] است بر ما- در أدیان ما و دنیا و آخرت ما- خدا، دین را بر ما تخفیف داد! و آن را سبك و آسان گردانید! و او بر ما- با جدائى و تمیّز ما از دشمنانش- رحمت آورد! سپس آن جناب، إظهار نمود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، فرمود:

هر كه را أمرى كه؛ بدان پرداخته، غمگین و محزون كند، آنگاه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] بگوید- در حالى كه از او، خالصانه [براى خدا] سر بزند! و با جان و دل، باو، روى آورد!- در آن، یكى از دو فایده است:

یا رسیدن به نیاز دنیائى او است! و یا چیزى است كه؛ بنزد خدا، برایش مهیّا است!.

و آنچه نزد خدا است، براى مؤمنین، بهتر و پاینده ‏تر است!.

و حسن بن على علیهما السّلام افزود كه؛ أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود:

و همانا؛ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏]، آیه‏اى از فاتحة الكتاب است. و این سوره، شامل هفت آیه است، كه تمام ‏شدنش به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] است.

و اضافه نمود كه؛ شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید كه: خداى عزّ و جلّ! بمن فرمود:


اى محمّد! وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ‏(حجر/87) 

و به راستی که هفت آیه از مثانی یعنی سوره حمد و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.


و به [فاتحة الكتاب‏]، منّت خاصّ جداگانه ‏اى بر من نهاد! و آن را مقابل قرآن- كه از جلال و عظمت، دریاى موّاج است!- قرار داد. و یقیناٌ؛ فاتحة الكتاب، بزرگترین و شریف ترین چیزى است كه در گنج هاى عرش (الهى!) است. و براستى؛ خدا، محمّد را بآن، ویژگى بخشید! و شرافت و بزرگى داد!. و در آن، هیچ یك از پیامبرانش را با او، شریك نگردانید- جز سلیمان- كه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را باو عطا فرمود. آیا نمى‏ بینى كه از زبان بلقیس مى‏ آورد؟ آنگاه كه گفت:


إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ كِتابٌ كَرِیمٌ إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏(نمل/30) 

یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است.


زنهار! (اى شنوندگان!) كسى كه آن را بخواند، و بدوستى و موالات محمّد و آلش- كه پاكان روزگاراند!- معتقد باشد، و بدستورشان مطیع و منقاد! و بظاهر و باطن شان مؤمن شود، خداى عزّوجلّ! به هر حرفى از آن، به او، حسنه‏ اى مرحمت كند! كه هر حسنه، بالاتر و برتر است از دنیا و آنچه در او است- از مال و منال و أنواع خیرات- و هر كه؛ به خواننده ‏اى [كه آن را میخواند] گوش فرا دهد، برایش باندازه ثلث پاداشى است كه براى خواننده، مهیّا است!. بنا بر این؛ بایستى هر یك از شما، در افزایش این خیر و عنایت- كه (رایگان) به شما روى ‏آور است- بكوشد. پس؛ براى شما، غنیمتى است (هشدار! كه) وقتش منقضى نشود! كه در آن صورت، غم و اندوه و ندامت، در دلهاى شما باقى بماند!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 23-19

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام، فرمودند:

مردى، حضور إمام رضا علیه السّلام آمد و گفت: یا ابن رسول اللَّه! از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] مرا آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: پدرم از جدّم، از باقر، از پدرش- زین العابدین- علیهم السّلام برایم روایت كرد كه؛ مردى حضور أمیر المؤمنین علیه السّلام آمد و گفت:

یا أمیرالمؤمنین! مرا از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ‏»، آنست كه؛ خداوند، برخى از نعمى را كه ببندگانش ارزانى داشته! سربسته- به آنها معرّفى كرده است! چون؛ تفصیلاٌ! بشناسائى همه آنان قادر نیستند. زیرا؛ نعم و عطاى او، بیش از آنست كه به شماره درآید و شناخته شود!. از این رو؛ به آنان فرمود:

[بگوئید: حمد و ثناء، ویژه خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله- بر ما- إنعام فرمود!] رَبِّ الْعالَمِینَ‏، یعنى: مالك و صاحب إختیار جهان ها است! [و جهان ها؛ گروه اجتماعات از همه مخلوق- از جماد و حیوان- است‏]

امّا حیوانات: خداوندگار، آنها را در [ید] توان و قدرتش زیر و زبر میكند! و از روزیش به آنها میخوراند! و در كنف حمایتش نگهدار! و بر آنها محیط است! و بر أساس مصلحتش همه را تدبیر میكند!.

و امّا جمادات: هم او است كه؛ با (دست) قدرتش آنها را نگه میدارد! و آنچه را كه بهم پیوند و پیوستگى دارد، از سقوط شان جلوگیر است. و آنچه كه؛ در حال انهدام و سقوط است، مانع از اتّصال و پیوند آنست!. آسمان را حافظ و نگهدار است، كه بر زمین، واقع نشود!- مگر باذن و اجازه او -  و زمین را حافظ و نگهدار است، كه فرو نرود! [جز بفرمان و أمر او]. براستى كه؛ او، به بندگانش، حقیقتاٌ؛ رأفت و رحمت دارد!.

فرمود: و [رَبِّ الْعالَمِینَ‏]، مالك و خالق و روزى‏ رسان آنها است- از آنجا كه میدانند! و از آنجا كه نمیدانند!- پس؛ روزى، معلوم و تقسیم شده است.

 فرزند آدم، بهر روش و آئین كه میخواهد در دنیا رفتار نماید- در هر حال و موقعیّتى كه هست- روزى، باو میرسد! تقوى تقوى دار، زیادش نمیكند! و تبهكارى (فاسق و) فاجر، بكاهش و نقصانش نمى ‏آلاید. بین بنى آدم و روزیش، پرده‏ اى است! كه؛ روزى، طالب و جویاى او است! تا آنجا كه اگر؛ أحدى از شما، در طلب روزیش درنگى نماید، روزیش در جستجوى او است! همچنان كه؛ مرگ و میر، به جستجوى وى است! أمیرالمؤمنین، افزودند كه: آنگاه خداى تعالى! به آنان فرمود:

بگوئید؛ حمد و ثناء، براى خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله، بر ما إنعام فرمود.

و بدان وسیله؛ ما را از خیر و عنایتى، قبل از تكوّن ما- كه در كتب و نوشته‏ هاى أوّل است- یادآورى فرمود.

در این، فرض و ایجابى(واجب نمودن)است بر [محمّد و آل محمّد]، بنا بر آنچه كه پروردگار، آن وجود محترم و دودمانش را (نسبت بدیگران،) فضیلت و برترى داد! و بر شیعیان شان، فرض و واجب است كه؛ به آنچه آنان را فضیلت و برترى داد، سپاسگزار او باشند! و آن، بدین جهت است كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

زمانى كه؛ خدا، موسى بن عمران (پیامبرش) را برانگیخت! و رازدار، انتخابش نمود! و دریا را شكافت و بنى إسرائیل را با آن نجات داد! و به او، تورات و ألواح، عطا كرد! (او) منزلت و مقام خود را نزد پروردگار عزّوجلّ! خویش دید، إظهار نمود:

پروردگارا: تحقیقاٌ؛ مرا بكرامتى مشرّف گردانیدى كه- پیش از من- هیچ كس را بآن مقام، نرساندى!.

خداى عزّ و جلّ! فرمود: اى موسى! آیا؛ ندانستى كه؛ [محمّد]، نزد من، از تمام فرشتگانم و همه آفریدگانم بالاتر و برتر است!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ [محمد]، پیش تو، بالاتر و برتر از همه آفریدگان تو است، آیا؛ در [آل‏] پیامبران، نزد تو، شریف تر و گرامى ‏تر از آل من، وجود دارد؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه برترى و فضل [آل محمّد] بر همه آل پیامبران، مانند فضل محمّد است بر جمیع فرستادگان!؟

(موسى) گفت: پروردگارا! پس؛ اگر فضل [آل محمّد]، پیش تو این چنین است، آیا در أصحاب أنبیاء- نزد تو- شریف تر و گرامى ‏تر از صحابه من وجود دارد؟

خدا فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى أصحاب [محمّد] بر تمام أصحاب فرستادگان، مانند فضل و برترى [آل محمّد] است بر همه آل پیامبران! و مانند فضل و برترى [محمّد] است بر جمیع فرستادگان!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ محمّد و آل او و اصحابش، چنان است كه توصیف فرمودى! پس آیا؛ در امّت پیامبران- پیش تو- برتر و بالاتر از امّت من وجود دارد؟ (و حال آنكه؛) ابر آسمان را بر آن داشتى كه بر امّت من، سایه افكند! و [منّ و سلوى‏] بر آنان نازل فرمودى! و برای شان دریا را شكافتى!؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى امّت (محمّد) بر تمام امّت ها، مانند فضل و برترى من است بر همه آفریدگانم! موسى گفت: پروردگارا! اى كاش! آنها را میدیدم! در این هنگام، خداى عزّوجلّ! به او وحى (و إلهام) كرد: اى موسى! یقینا؛ تو، آنها را هرگز نخواهى دید! الآن وقت ظهورشان نیست. امّا؛ [در بهشت‏] در آینده، آنها را مى‏ بینى!- در بهشت عدن و فردوس برین!- به پیشگاه محمّداند!. در نعیم آن، بگردش و تفرّج گوناگون می پردازند! و در خیر و بركاتش مباهات و افتخار میكنند! آیا؛ دوست دارى كه؛ سخن و كلام آنها را بگوشت برسانم!؟

گفت: آرى! پروردگارا! 

 فرمود: روبرویم بایست! و آستین خویش بالا زن! مانند ایستادن بنده ذلیل خوار! مقابل سیّد جلیل صاحب إختیار!.

موسى، چنین كرد.

آنگاه؛ پروردگار عزّ و جلّ ما! ندا در داد: اى امّت محمّد! ناگاه، تمام شان باو جواب دادند:

«لبّیك! اللّهمّ لبّیك! لا شریك لك لبّیك! إنّ الحمد و النّعمة و الملك لك لا شریك لك لبّیك!» و آنها در صلب پدران و رحم مادرانشان بودند.

إمام فرمود: پس؛ خداى تعالى! اجابت آنان را [شعار حج‏] قرار داد.

آنگاه؛ پروردگار عزّوجلّ ما! ندا كرد:

اى امّت محمّد! یقین بدانید، قضا (و قدر) من بر شما، چنین است كه؛ رحمتم بر غضبم پیش افتاده است! و گذشتم بر عقابم! پس؛ حقیقتاٌ! قبل از اینكه مرا بخوانید، دعاى شما را پذیرفتم! و قبل از اینكه از من بخواهید، بشما عطا كردم! از شما، كسى كه با شهادت [لا إله الّا اللَّه وحده لا شریك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله‏] بدیدار من آید، و حال آنكه؛ در أقوال و گفتارش صادق، و در أفعال و كردارش، محق باشد! و گواهى دهد كه؛ علىّ بن أبى طالب، برادر و وصىّ بعد از وى است و ولىّ او است،- بطاعت و پیرویش ملتزم باشد، همچون پیروى و طاعت محمّد!- و گواهى دهد كه؛ اولیائش [كه برگزیدگان و أخیار و پاكان روزگارند!] به عجایب آیات حق، ملبّس ‏اند! و دلائل حجج الهى ‏اند! و بعد از خدا و پیامبرش، أولیاء پروردگاراند، او را وارد بهشتم می سازم. اگر چه؛ گناهانش مثل كف دریا باشد!.

فرمود: زمانى كه؛ پیامبر ما- محمّد صلّى اللَّه علیه و آله- برانگیخته شد، خداى تعالى! گفت:

[اى محمّد! و آنگاه كه امّتت را ندا باین كرامت دادیم، بجانب طور نبودى!

و لیكن؛ رحمتى از پروردگار تو است!]  سپس؛ خداى عزّ و جلّ! به محمّد صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

بگو: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه مرا از این فضیلت، بآن، ویژگى بخشید!.

و به امّتش فرمود:

و شما بگوئید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه ما را از این فضیلت، بآن ویژگى بخشید!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 31-26

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


إمام علیه السّلام فرمودند:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ به روزى بندگانش شدیداٌ متمایل است! و موادّ روزى خود را از آنان نبرد، اگر چه فرمانش نبرند!.

بأفراد با إیمان، در كاهش بندگى و طاعت شان [رحیم‏] است. و بأفراد كافر كیش و ناسپاس!- كه خواستار كمك و همراهى‏اند، با رفق و مدارا! بآنان- [رحیم‏] است.

أمیرالمؤمنین فرمود:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ بروزى بندگانش شدیدا متمایل است!.

فرمود: و از رحمت او است! كه چون؛ نیروى بلند شدن و غذا خوردن از كودك، گرفته است! بجاى آن، تاب و توان به مادرش داد! و او را به كودك (خویش) دلسوز و مهربان آفرید! تا به تربیت و پرستاریش قیام كند. و چنانچه؛ (دست روزگار)، مادرى از مادران را سنگدل و بى ‏عاطفه پرورید! تربیت و پرستارى طفل (عاجز) را بدیگر مؤمنین، واجب گردانید.

و از آنجا كه؛ نیروى تربیت و قیام بمصالح فرزند، از (شالوده وجود) برخى از حیوانات، گرفته شده، آن تاب و توان را در أولاد و فرزندشان جایگزین نمود! كه در زادروزش بپاخیزد! و بدنبال روزى مقدّرش براه افتد!.

إمام علیه السّلام فرمودند: و تفسیر [الرَّحْمنِ‏]، اینست:

[الرَّحْمنِ‏] كه قول خدا است، مشتقّ از رحم است‏[1]. شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله میفرمایند: خداى عزّوجلّ! فرمود:

من، [رحمان‏] ام، و آن، [رحم‏] است. برایش اسمى از اسمم مشتق نمودم، كسى كه با آن، رابطه برقرار كرد، (من) با او، رابطه برقرار كردم! و كسى كه از او جدا شد، از او جدا شدم!.

آنگاه؛ على علیه السّلام فرمودند: آیا میدانى این [رحم‏] چیست؟- كه هر كه با آن، رابطه برقرار نمود، (خداى) رحمان، با او، رابطه برقرار نمود! و هر كه از آن، برید! (خداى) رحمان، از او برید!؟- گفته شد: یا أمیر المؤمنین! هر قومى را باین وادار نمود كه؛ خویشان و أقوامشان را إكرام و احترام كنند! و صله رحم بجاى آورند! به آنها فرمود: آیا؛ بر این وامیدارد كه؛ با أرحام كافرشان صله رحم كنند!؟ و كسى را بعظمت شناسند كه خدا، كوچكش شمرده!؟ و حال آنكه؛ احتقار و كوچك شمردن كفّار را بر او واجب كرده است!؟.

گفتند: نه، ولى؛ آنها را به صله أرحام مؤمنشان وادار نموده است.

افزود، كه؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: آیا؛ براى اتّصال شان به پدر و مادر خویش، حقوق أرحام و خویشان شان را واجب ساخت؟

(مخاطب، إظهار نمود:) گفتم: آرى، اى برادر رسول خدا.

فرمودند: در این صورت، آنها- فقط- حقوق پدران و مادران را در باره آنان، برآورده می سازند!.

گفتم: آرى! اى برادر رسول خدا.

فرمود: پدر و مادرشان- فقط- آنها را در دنیا، غذا میدهند و از ناملایمات و مصائبش نگه میدارند! و آن، نعمتى است نابودشونده! و ناملایمى است كه از بین میرود! در صورتى كه؛ رسول پروردگارشان، بنعمت دائمى- كه از بین نرود- سوق شان داد! و از ناملایمى نگهدارشان بود كه فناناپذیر و أبدى است!.

بنا بر این؛ كدامیك از این دو نعمت، عظیم ‏تر است؟

گفتم: نعمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، أجلّ و أعظم و بزرگتر است! فرمود: پس چگونه جایز باشد كه؛ بر أداى حقّ كسى وادار نماید كه؛ خدا، حقّش را كوچك شمرده! و بر أداى حقّ كسى وادار نكند كه؛ خدا، حقّش را به بزرگى یاد كرده است!؟

گفتم: آن، جایز نیست.

فرمودند: پس؛ در این صورت، حقّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، عظیم تر از حقّ پدر و مادر است! و حقّ رحم پیامبر- نیز- بالاتر و عظیم تر از حقّ رحم والدین است.

بنابر این؛ رحم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، به صله و اتّصال، سزاوارتر است و جرم و گناه) قطعش، عظیم ‏تر!.

پس؛ واى! و صد واى!! بر كسى كه؛ در رسول خدا [قطع رحم‏] كند! و واى! و صد واى! بر كسى كه؛ حرمتش را تعظیم و تكریم نكند! آیا ندانستى؛ حرمت رحم رسول خدا (ص)، حرمت رسول خدا (ص) است! و حرمت رسول خدا (ص)، حرمت خدا است!؟ و البتّه! حقّ خدا، از هر منعم غیر او، عظیم ‏تر است!. و یقین بدان! هر منعم- جز او- تنها از این حیث، إنعام كرده كه؛ پروردگارش براى آن، مقدّر او ساخته! و او را بدان توفیق داده است!.

آیا ندانستى؛ خدا به موسى بن عمران، چه گفت؟

گفتم: پدر و مادرم فداى شما! به او چه فرمود؟

إظهار داشت كه؛ خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى؟ كه رحمت من، ترا تا چه حدّى فرا گرفته؟

موسى گفت: تو، از پدر و مادرم بمن مهربانترى! خدا فرمود: اى موسى! و حقیقت، جز این نیست كه؛ بخاطر فضل رحمت من، مادرت بتو رحم آورد! بنا بر این؛ منم كه او را برفق و مدارایش- بر تو- واداشتم! و قلب او را پاك و پاكیزه نمودم! تا خواب شیرین خویش را براى تربیت و پرورشت رها كند! و اگر؛ با او چنین كارى نمیكردم، با دیگر زنان، یكسان بود.

اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى كه؛ بنده ‏اى از بندگان مؤمنم برایش خطا و گناهانى است، كه به آخرین كرانه‏ هاى آسمان رسد! آنها را برایش مى ‏آمرزم و باكى ندارم! (موسى) گفت: پروردگارا! چگونه باكى ندارى!؟

فرمود: براى خصلت شریفى كه در بنده من است، و من آن را دوست دارم. و او آنست كه؛ برادران فقیر مؤمنش را دوست دارد! و بآنان سر می زند! و خودش را با آنها، یكى میداند! و بر آنان تكبّر نمیكند. هر گاه؛ چنین فعلى از او سرزد، گناهان او را برایش مى‏ آمرزم و باكى ندارم! اى موسى! یقین بدان! كه فخر (و عظمت)، رداى من است! و كبریاء و بزرگى، روپوش من! پس؛ هر كه؛ در چیزى كه باین دو مربوط است، با من، نزاع (و جدال) كند، به آتش خود، عذابش كنم!.

اى موسى! یقین بدان، از بزرگداشت جلال من اینست: بنده من- كه از حطام دنیا، بهره ‏ورش ساخته‏ ام- به بنده ‏اى از بندگان مؤمنم [كه در دنیا، دست او را كوتاه كرده ‏ام،] إكرام و احترام كند. پس اگر؛ بزرگى و نخوت، بر او إبراز نمود، تحقیقا؛ بزرگى و عظمت جلال مرا، سبك شمرده! و توهین كرده است!.

 سپس؛ أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

البتّه؛ رحمى كه؛ بنا به فرمایش خود- أنا الرّحمن- از رحمت خود، مشتق نموده، همان [رحم محمّد (ص)] است. و یقین بدان! از إجلال و تعظیم خدا، إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. و البتّه؛ از إجلال و تعظیم محمّد (ص)، إجلال و تعظیم رحم محمّد (ص) است. و براستى! هر مرد و زن مؤمن، از شیعیان ما- هم او- از رحم محمّد (ص) است. و یقین بدان! كه إجلال و تعظیم آنها، از إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. پس؛ واى! بر كسى كه؛ اندكى از حرمت محمّد (ص) را سبك شمارد! و خوشا بر أحوال كسى كه؛ حرمتش را تعظیم كند! و بزرگش بداند! و رحمش را إكرام و احترام كند! و صله رحم بجاى آورد!.

در باره‏ «الرَّحِیمِ» إمام علیه السّلام فرمودند:

و أمّا؛ [الرَّحِیمِ‏]، معنایش این است كه: او به بندگان مؤمنش رحیم است. و از رحمت او است كه صد رحمت آفرید!. از آن، رحمت واحدى در خلایق و همه آفریدگان، قرار داد. و به آن، مردم بیكدیگر، رحیم و دلسوزند! و مادر، بفرزندش مهربان!. و (از این رو) مادران (در عالم) حیوانات، بر اولادشان گرایش و عطوفت دارند! پس؛ آنگاه كه روز رستاخیز، فرا رسد [رحمت واحد] را به نود و نه بخش دیگر، بیفزاید! و با آن، به امّت (جلیل) محمّد (ص) رحمت آورد! آنگاه؛ در باره كسانى از أهل این ملّت- كه برایشان خواهان شفاعت‏ اند- شفیعشان گرداند. تا اینكه؛ فردى پیش مؤمن شیعه مى ‏آید و میگوید:

شفاعتم كن! و (او) گوید: چه حقّى بر من دارى؟

میگوید: روزى، ترا آب دادم.

- آنچه رخ داده، بیادش آورد- پس؛ شفاعتش كند، و شفاعتش در او قبول افتد.

و دیگرى مى ‏آید و میگوید: براستى؛ بر تو حقّى دارم! پس؛ شفاعتم كن! میگوید: و حق تو، بر من چیست؟

جواب میدهد: ساعتى در روز گرم، به سایه دیوارم پناهنده شدى! پس؛ شفاعتش كند، و شفاعت در باره او، قبول افتد. و دائما؛ شفاعت كند! حتّى شفاعت او، در باره آشنایان و همنشینان و همسایگانش پذیرفته شود.

و یقینا؛ مؤمن، نزد خدا، از آنچه گمان ببرید، گرامى ‏تر است!.



(1). یا مشتقّ از رحمة است.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 37-32

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام فرمود:

(خدا) بر اقامه روز جزا- كه همان روز حساب است- قادر و توانا است. قادر است كه آن را از زمان وقوعش جلو بیندازد! و از أوقات بروزش بتأخیر افكند!.

او، در روز جزا- نیز- مالك است. از این رو؛ بحق، داورى كند. كسى كه؛ دامن خویش بجور و ستم، آلوده است! در آن روز، مالك هیچ حكم و داورى نیست! [همانگونه كه در دنیا، كسى كه صاحب إختیار و مالك أحكام است ستم كند!] فرمود: و أمیر المؤمنین علیه السّلام اضافه نمود كه؛ آن، روز حساب است و فرمود كه: شنیدم رسول خدا (ص) میفرمایند:

آیا؛ شما را به زیرك ترین زیرك ها! و أحمق ‏ترین أحمق ها! خبر ندهم؟

گفتند: آرى! یا رسول اللَّه! فرمود: زیرك ترین زیرك ها، كسى است كه؛ نفسش را محاسبه كند! و براى آنچه بعد از مرگ است، عمل نماید. و أحمق ‏ترین أحمق ها كسى است كه؛ پیرو هواى نفسش باشد! و آرزوهاى پوچ از خدا بخواهد! در این هنگام، مردى گفت: یا أمیرالمؤمنین! و إنسان، نفسش را چطور محاسبه كند؟

فرمود: هر گاه؛ (برایش) بامدادى! سپس شامگاه، فرا رسد، به نفس خویش مراجعه كند و بگوید:

اى نفس! براستى؛ این روز، بر تو سپرى شد. هرگز بسوى تو بر نمیگردد! و خداى تعالى! در باره‏ اش ترا بازخواست نماید كه؛ در چه فانى ‏اش كردى؟ در آن، چه عملى انجام دادى؟ آیا خدا را بیاد آوردى؟ یا او را ستودى؟ آیا؛ حوائج مؤمنى را برآوردى؟ آیا؛ گرفتارى و بلا را از او برطرف ساختى؟ آیا؛ هنگامى كه؛ از تو غایب بود، آبروى او را - در أهل و اولادش- نگهداشتى؟ 

 آیا؛ بعد از مرگ، احترام او را در أخلافش رعایت كردى؟ آیا، از غیبت برادر مؤمنى [بفضل و برترى مقامت‏] صرف نظر كردى؟ آیا؛ مسلمانى را كمك كردى؟ در آن چه كردى؟

و آنچه در كمون (پنهان) وجود او است، بیاد آورد.

پس؛ اگر بیادش آید كه از او، خیرى سر زده، بحمد و ستایش خداى عزّوجلّ! پردازد و به توفیقش، او را به بزرگى یاد كند!. و هر گاه نافرمانى و عصیان یا تقصیرى بیاد آورد، ذات أقدس الهى را- به ترك تكرارش- استغفار كند! و با طرق زیر، از نفس خویش، آن را بزداید:

[به تجدید صلوات بر محمّد و آل پاك و طاهر او! و پیشنهاد بیعت أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه، بر نفس خویش! و پذیرفتنش براى آن! و تكرار لعن مبغضین و بدخواهان و دشمنان او و بازدارندگان از حقوقش!] پس؛ هر گاه چنین فعلى از او سر زد، خداى عزّوجلّ! گفت: با موالات و دوستیت با أولیاء و دوستان من، و عداوت و دشمنى‏ات با دشمنانم، در چیزى از گناهان، با تو مناقشه نكنم!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 40-38

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام، إظهار نمود كه؛ در «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خداى تعالى! فرمود: اى آفریدگان!- كه در نعمت سرشار (من)، غوطه ‏ورید!- بگوئید:

[تنها، ترا می پرستیم!] اى خدائى كه؛ نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزانى داشته‏ اى! با ذلّت و كرنش و فروتنى! بدون ریا و شهرت و جاه!- خالصانه!- ترا فرمانبرداریم!. [و تنها، از تو، یارى مى ‏طلبیم!] بر طاعت و بندگی ات- آنچنان كه فرمودى- از تو كمك میخواهیم. و از دنیاى خود، آنچه از او نهیش كردى، حذر كنیم! و تقوى، پیشه خود سازیم. و از شیطان [كه از درگاه مقدّست دور است!] و از جنّ و إنس گمراه‏ كننده سركش! و از ستمگران آزار پیشه! بدامن عصمتت چنگ زنیم! فرمود: و از أمیر المؤمنین علیه السّلام، از بزرگ شقاوت و بدبختى! سؤال شد.

فرمود:

مردى كه؛ دنیا را بخاطر دنیا، رها نمود! دنیا را از دست داد و زیانكار آخرت شد.

و مردى كه با ریاء مردم، بندگى نمود! و كوشید! و روزه گرفت! او، همان كسى است كه از لذّات دنیا، محروم گردید! و رنج و زحمتى گریبانگیرش شد! كه هر گاه؛ خالصانه باو روى مینمود، سزاوار (پاداش و) ثوابش بود. پس؛ وارد آخرت شد در حالى كه؛ بگمانش از او- واقعا!- عملى آنچنان سر زده، كه با آن، میزان عملش را سنگین و وزین میكند! ولى؛ آن را [هَباءً مَنْثُوراً] می یابد!.

گفته شد: از مردم، چه كسى پشیمانى و حسرتش از همه زیادتر است!؟

فرمود: آنكه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! و خدا، او را بآن، وارد آتش نمود! و وارثش را بآن، داخل بهشت گردانید.

گفته شد: این، چگونه شود؟

فرمود: چنان كه برخى از برادران ما، داستان مردى را بیان نمود، كه؛ بر او وارد

شد در حالى كه او، (مركبش را) میراند. باو گفت:

فلانى! در باره صد هزار (پولى) كه در این صندوق است، چه میگوئى؟

گفت: از آن، هرگز زكاتى ندادم! و هرگز صله رحمى از آن، بجا نیاوردم! اضافه نمود، گفتم: پس بر چه (أصول،) آن را گرد آوردى؟

گفت: بخاطر سختگیرى پادشاه! و عائله فراوان! و ترس فقر و تهیدستى عائله! و بعلّت گرفتارى زمانه! گفت: آنگاه؛ از پیش او نرفت، تا قالب تهى كرد! بعد از آن على علیه السّلام فرمود:

الحمد للَّه! كه (خدا)، او را از دنیا خارج كرد، در حالى كه؛ پست و موهون و ملامتگر بود!- بباطلى كه جمعش كرد! و حقّى كه منعش كرد!- آن را جمع و نگهدارى كرد! و آن را بست و بتحكیم درش پرداخت!. در آن، بیابان و سرزمین هاى بى‏ آب و علف! و گرداب دریاها را پیمود!.

اى (بشر) واقف و آگاه! به نیرنگ و خدعه مپردازد!- آنچنان كه رفیقت دیروز، پرداخت!- به یقین! روز رستاخیز، اندوه و پشیمانى فردى، از همه بیشتر است كه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! خداى عزّ و جلّ! این را [بدارائى،] وارد بهشت كند! و آن را به [ندارى‏]، وارد آتش!.

 إمام صادق علیه السّلام فرمود:

و روز قیامت، از این پشیمان تر، مردى است كه؛ مالى فراوان، با ترس و هراس! و زحمت زیاد و روى‏ آور شدن خطرات! گردآورى نمود، آنگاه مالش را در صدقات و خیرات و مبرّات، فانى كرد! و نیرو و جوانیش را در عبادات و قربات از دست داد! و او، با این حال، براى علىّ بن أبى طالب علیه السّلام، فضیلت و حقّش را تشخیص ندهد! و براى او، موقعیّت و محلّش را در إسلام نشناسد! و فردى را كه؛ یكدهم و یك صدم از فضائل او را دارا نیست، بالاتر و برتر از آن جناب بداند!. بر حجج و دلائل، آگاه مى‏ شود، امّا؛ روى آن، تأمّل نمیكند! به آیات و أخبار، علیه او، إحتجاج مى ‏شود! در عین حال، زیر بار نمیرود!

جز اینكه به گمراهیش إدامه دهد و سرسختى كند! پس؛ آن، از هر پشیمانى و حسرت، عظیم تر است!، بروز قیامت درآید، و حال آنكه؛ صدقاتش- فی المثل- همانند أفعى، مقابلش نمودار میشوند كه او را نیش بزنند! و عبادات و صلواتش همانند فرشتگان موكّل آتش، در پى او باشند! تا بگونه خاصّى او را بدوزخ افكنند!.

(در این حال) میگوید: اى واى بر من! آیا از نمازگزاران نبودم!؟ آیا از زكات پردازان نبودم!؟. آیا نسبت به ناموس و مال مردم، از پاكدامنان نبودم!؟ پس؛ چرا باین مصیبت عظمى گرفتار شدم!؟

باو گفته شود: اى بدبخت! آنچه عمل كردى، بتو سود نبخشید، و تحقیقاٌ؛ بزرگترین فرائض و واجبات را- بعد از توحید خداى تعالى! و إیمان بنبوّت محمّد [رسول اللَّه‏] (ص)- ضایع كردى!. از معرفت حقّ على [ولىّ اللَّه‏] آنچه؛ لازم و ضرورى بود، از بین بردى!. به امامت و پیشوائى دشمن خدا [كه خدا، بر تو حرام نمود] إقدام كردى و ملتزم شدى!. و اگر؛ بجاى این رفتار و أعمالت، طاعت و عبادت روزگار- از آغاز تا فرجامش- براى تو بود! و بجاى صدقات و خیراتت، تمام أموال دنیا را صدقه میدادى! [بلكه؛ بگنجایش زمین، طلا إنفاق میكردى!] تماماٌ؛ جز اینكه از رحمت خدا، ترا دور سازد، چیز دیگرى نبود! و جز اینكه؛ ترا به خشم خدا، نزدیك كند، در آن أثرى نیست!.

إمام حسن (عسكرى) علیه السّلام فرمود: أمیر المؤمنین علیه السّلام، از قول رسول خدا (ص) إظهار داشت كه خداى تعالى! فرمود:

بگوئید: إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ‏.

(یعنى:) بر طاعت و بندگى ‏ات (تنها از تو كمك میخواهیم!) و در كنار زدن حیله و شرّ دشمنانت (اى خدا! تنها، از تو كمك میجوئیم!) و آنچه بفرمائى! أمر، أمر تو است!.

و آن حضرت (ص)، از جبرئیل، از طرف خداى عزّوجلّ! فرمود:

اى بندگان من! تمام شما، گمراهید! جز كسى كه هدایتش كردم. پس؛ از من، راهنمائى و هدایت، درخواست كنید، تا شما را هدایت كنم!. و تمام شما، فقیرید! جز كسى كه بى‏ نیازش كردم. پس؛ از من، بى ‏نیازى و غنا، درخواست كنید، تا روزى و رزقتان دهم.  و تمام شما، گنهكارید! جز آنكه آمرزش و گذشتم را نصیبش كردم، پس؛ از من، مغفرت و آمرزش بخواهید! تا شما را بیامرزم. و هر كه بداند كه من، بآمرزش و مغفرت، داراى توان و قدرتم! و او، بتوان و قدرتم مغفرت و آمرزش بخواهد، او را مى‏ آمرزم و باكى ندارم!.

و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر پاك و نظیف كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، در ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نیفزایند! و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر آلوده و بدبخت كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، از ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نكاهند!. و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ اجتماع كنند و هر یك از آنها، آنچه بخواهد و بذهنش برسد، تمنّا و آرزو كند، باو عطا كنم! آن، در ملك و سلطنتم نمودى ندارد!، همچنان كه اگر؛ یكى از شما، بر لب دریا گذر كند، و در آن، سوزنى فرو برد! آنگاه؛ بیرون آورد. و این، بدان جهت است كه؛ من جواد و بخشنده‏ ام! با عزّت و مجدم! بى‏ نیاز و با محبّتم!. عطایم كلامى است و عذابم كلامى! پس؛ آنگاه كه چیزى اراده نمودم، جز این نیست كه؛ باو میگویم: باشد! بلا درنگ! میباشد.

اى بندگان من! برترین و بزرگترین بندگى و طاعات را بجا آورید! تا اینكه؛ به تسامح و مدارا، با شما رفتار كنم- گرچه در ما سواى آن، كوتاه آمدید!- و بزرگترین و زشت ‏ترین معاصى را رها كنید! تا در ارتكاب گناهان ما عداى آن،(غیر از آن) با شما مناقشه نكنم!

 البتّه؛ بزرگترین طاعات و بندگى، توحید من! و تصدیق پیامبر من! و تسلیم بوصىّ او است، و آن، علىّ بن أبى طالب و پیشوایان پاك نسل او، صلوات اللَّه علیهم است. و البتّه؛ بزرگترین معاصى، نزد من، كفر و ناسپاسى بمن! و پیامبر من! و جدائى و مخالفت ولىّ محمّد است!- یعنى: علىّ بن أبى طالب و أولیاء بعد از او- پس اگر خواستید در [منظر أعلى!] و بالاترین شرف، نزد من باشید! نبایستى؛

هیچ یك از بندگان من، نزد شما، از محمّد و بعدش على- برادر او- آنگاه؛ فرزندانشان [كه بكار و أمور بندگانم قائم‏اند!] ممتازتر و برتر باشد. (1) براستى؛ هر كه عقیده ‏اش چنین باشد، او را از شریفترین پادشاهان بهشتم قرار دهم.

و بدانید كه؛ مبغوض ترین آفریده، براى من، كسى است كه؛ بمن تمثّل و همانندى إبراز كند! و مدّعى ربوبیّتم شود! و بعد از او، مبغوضترینشان براى من، كسى است كه؛ همانندى و تمثّل به محمّد، إظهار نماید! و با نبوّتش، نزاع و درگیرى داشته باشد! و ادّعاى نبوّت كند!. و بعد از او، مبغوض ترینشان براى من، كسى است كه؛ تمثّل و همانندى به جانشین محمّد، نشان دهد! و با شرف و بزرگوارى و مقام او، نزاع و جدال كند! و جانشینى و مقام او را مدّعى گردد!. و بعد از اینها- كه متعرّض سخط من ‏اند! و مدّعى‏ اند آنچه را كه مدّعى‏ اند!- مبغوض ترینشان براى من، كسانى ‏اند كه؛ مددكار و معاون آنها محسوبند! و مبغوض ترین آفریده، براى من، بعد از اینها، كسانى ‏اند كه؛ به رفتار و كردار آنها راضى ‏اند؛ گرچه مددكارشان نباشند.

و همچنین؛ محبوبترین آفریده، براى من، أفراد پایدار و قائمین بحقّ من ‏اند. و برتر و افضلشان نزد من، و گرامی ترینشان بر من، [محمّد]، سرور مخلوقات است. و گرامیترین و افضلشان بر من، پس از وى، برادر (محمّد) مصطفى- علىّ مرتضى- است. آنگاه؛ بعد از او، از أفراد پایدار و قائمین بعدل و داد [از إمامان حقّ و حقیقت‏] اند.

و أفضل مردم، بعد از آنها، كسانى‏ اند كه؛ آنها را بر حقّ مسلّمشان، یارى و مدد كردند. و بعد از آنها، محبوبترین آفریده- نزد من- كسى است كه؛ به آنها محبّت ورزد و به دشمنانشان بغض و عداوت! [اگر چه؛ یارى و مدد إمامان، برایش إمكان نداشته باشد!].

تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 45-40

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمود: در [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏] میگوئیم:

بر ما، توفیقت را إدامه بده! آنچنان كه، در روزگار پیشینمان، ترا اطاعت كردیم! تا همچنان، به روزگار آینده خود، ترا اطاعت كنیم!.

و [صراط مستقیم‏]، خود، دو صراط است: راهى در دنیا، و راهى در آخرت. و أمّا؛ راه مستقیم دنیا؛ همان كوتاهى از غلوّ![1] و از بین بردن تقصیر است! و (شخص،) آنچنان پایدارى و استقامت ورزد كه؛ بچیزى از باطل، گرایش پیدا نكند. و راه دیگر؛ راه مؤمنین به بهشت است! كه خود، (راهى است) مستقیم- از بهشت بآتش و غیر آتش عدول نكنند- جز راه بهشت (راه دیگرى نپویند)!.

 و إمام صادق علیه السّلام، در اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏ فرمودند:

میگوئیم: ما را به صراط مستقیم، إرشاد فرما! یعنى؛ به لزوم و پیوستگى راهى كه؛ بدوستى و حبّ تو، منجر شود! و به (سراى جاودان) بهشت و (رضوانت) برساند! و مانع پیروى هوى و هوس ما گردد! [كه اگر پیروى كنیم، پوچ و نابود شویم!] و مانع از اتّخاذ آراء (شخصى) ما گردد! [كه اگر اتّخاذ كنیم، به هلاكت رسیم!] آنگاه؛ فرمود: البتّه! هر كه؛ پیرو هوایش شد! و برأى خویش، با دیده إعجاب نگریست! همانند مردى است كه؛ شنیدم [مردم پست!] او را به بزرگى یاد میكنند و وصفش می نمایند! مایل دیدار او شدم، بنحوى كه مرا نشناسد، تا مقدار و منزلتش را ببینم. به این‏ حساب، او را در موضع و محلّى دیدم كه گروهى از مردم پست! (همچنان) بگردش حلقه زده اند. پنهان و مخفى از آنها ایستادم. باو، و ایشان- با پوشش نقاب- نگاه میكردم.

همواره با مكر و حیله با آنها رفتار مینمود! تا اینكه؛ راهى مخالف راه دیگران، پیش گرفت! و از آنان، جدا شد و براه قبلى برنگشت. و عامّه مردم، بدنبال حوائج خود پراكنده شدند. و من، در پى‏اش راه افتادم. چیزى نگذشت كه به نانوائى، گذر نمود و غافلگیرش كرد! و از دكّانش دو قرص نان، بدزدى برداشت!. از او، در شگفت آمدم! سپس با خود گفتم؛ شاید با همدیگر، حساب و معامله‏اى دارند. آنگاه؛ بعد از این جریان، به صاحب انارى گذر نمود، و پیوسته مراقب بود، تا غافلگیرش كرد! و از پیش او، باندازه حاجتش بدزدى برداشت! سپس؛ دائما! او را دنبال كردم، تا به مریضى گذر نمود، و دو قرص نان و دو انار را پیش او نهاد و رفت، و دنبالش كردم. تا اینكه؛ در بقعه و مكانى از صحرا مستقر شد. باو گفتم: اى بنده خدا! حقیقت اینست كه؛ تعریف و خوبى ترا شنیدم و دیدار ترا مایل شدم! نتیجة؛ ترا ملاقات كردم. امّا؛ از تو چیزى مشاهده كردم كه؛ فكر و ذهنم را مشغول ساخت. آن را از تو میپرسم تا خاطرم آسوده شود.

گفت چیست؟

گفتم كه؛ دیدم بنانوائى، گذر نمودى! و از او، دو قرص نان دزدیدى! آنگاه بصاحب انارى مرور كردى، و از او، دو انار دزدیدى!.

إمام فرمود كه؛ او- قبل از هر چیز- بمن گفت: تو كیستى؟

باو گفتم: مردى از أولاد آدم- از امّت محمّد (ص)- بمن گفت: از چه كسانى؟

گفتم: مردى از أهل بیت رسول خدا (ص).

گفت: شهرت كجا است؟

گفتم: مدینه.

گفت: شاید تو، جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن أبى طالب، هستى!؟

گفتم: آرى!

گفت: با جهل و نادانى‏ ات به چیزى كه به آن مشرّف شدى! و اینكه علم و دانش جدّ و پدرت را رها كردى، شرف جدّ و تبار تو، برایت بى‏ فایده است! چون؛ نبایستى، آنچه را كه حمد و ثناى آن و ستایش فاعل آن، واجب است، منكر شوى!.

گفتم: آن چیست؟

گفت: قرآن- كتاب خدا- گفتم: و آنچه از قرآن كه باو جاهلم چیست!؟

گفت: فرمایش خداى عزّوجلّ : 

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها[2] 

همانا من؛ وقتى كه دو قرص نان، دزدیدم، دو [سیّئه‏] بود. و زمانى كه؛ دو انار دزدیدم، دو [سیّئه‏]. این (روی هم) چهار [سیّئه‏]. و چون، هر یك از آنها را صدقه دادم، چهل [حسنه‏] شد! و از چهل حسنه، در إزاء چهار سیّئه، چهار حسنه، كم كن! سى و شش حسنه، باقى ماند!.

گفتم: مادرت بعزایت بنشیند! تو، بكتاب خدا، جاهلى! آیا؛ گفتار خدا را نشنیدى كه فرمود: 

إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ‏[3] 

یقینا تو؛ وقتى كه دو قرص نان دزدیدى، دو سیّئه بود، و چون؛ دو انار دزدیدى دو سیّئه!. چون؛ بدون أمر صاحبشان بغیر صاحبشان دادى، جز این نیست كه؛ چهار سیّئه بچهار سیّئه افزودى! و چهل حسنه به چهار سیّئه نیفزودى! پس؛ شروع كرد به نگاه كردن من! كه رهایش كردم و برگشتم!.

إمام صادق علیه السّلام فرمود:

بمانند این تأویل زشت جاهلانه دور از حریم حق، گمراه میشوند! و گمراه میكنند!، و این، تأویل (و توجیه) معاویه است- كه آنچه لایق او است، بر او باد!- او، زمانى كه بقتل عمّار یاسر رحمة اللَّه علیه، پرداخت! لرزه بر اندام گروه كثیرى افتاد! و گفتند؛ رسول خدا (ص) فرمود:

«عمار را، گروه تجاوز كار میكشد!» در این لحظه، [عمر و عاص‏]، بر معاویه وارد شد و گفت: اى أمیر المؤمنین! مردم، به هیجان و اضطراب درآمده ‏اند!.

گفت: براى چه!؟

گفت: بخاطر كشتن عمّار یاسر! آیا چنین نیست كه؛ واقعا! رسول خدا (ص) فرمود: «عمّار را، گروه تجاوز كار میكشد!» معاویه باو گفت: در سخنت كوتاه آمدى! آیا؛ ما او را كشتیم؟! جز این نیست كه؛ علىّ بن أبى طالب- هنگامى كه؛ او را بین سر نیزه‏ هاى ما افكند- او را كشت! این مطلب، به (گوش) على رسید، فرمود:

پس؛ در این صورت، پیامبر خدا (ص) است كه؛ حمزه را كشت!- هنگامى كه او را بین سرنیزه ‏هاى مشركین افكند! آنگاه؛ إمام صادق علیه السّلام فرمود:

خوشا بحال كسانى كه؛ آنها چنانند كه رسول خدا (ص) فرمود:

«این دانش را دادگران هر نسلى حامل‏ اند، كه؛ تحریف خودسران و غالیان! و ادّعاى دروغ پوچگرایان! و تأویل جاهلان را از آن، دور سازند!.» در این لحظه، مردى بآن جناب گفت:

یابن رسول اللَّه! من، بواسطه بدنم از یارى شما عاجزم! و جز بیزارى از دشمنان شما! و لعن آنها را مالك نیستم! پس؛ حالم چگونه است؟

إمام صادق علیه السّلام باو فرمود:

پدرم از پدرش از جدّش حدیث نمود كه، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

كسى كه؛ از یارى ما- أهل بیت- عاجز و ناتوان شد! و در نهان و خلوت هاى خویش بلعن دشمنان ما پرداخت، صداى او را خدا، بجمیع فرشتگان- از زمین تا عرش الهى- رسانید! و هر زمان كه؛ این مرد، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود، او را (فرشتگان)، یارى و مساعدت كردند! و به لعن هر كه مشغول است (آنان نیز) لعنش كردند! آنگاه؛ به ثناى این (مرد الهى) پرداختند و گفتند:

 بار إلها! بر این بنده خود، صلوات (و سلام) بفرست! بنده‏اى كه؛ آنچه در امكانش بود (در راه تو) بخشید! و اگر بیش از آن، توانائى داشت، انجام میداد.

در این هنگام؛ از جانب خداى عزّ و جلّ! ندائى فرا رسد كه:

حقیقتاٌ؛ دعاى شما را دوست داشتم! و ندایتان را شنیدم! و بر روح وى-در روحها- صلوات (و سلام) فرستادم! و او را نزد خودم از أخیار و برگزیدگان و پاكیزگان قرار دادم!.




(1). غلوّ، در جایى است كه؛ إنسان، از حدّ معیّن خودش تجاوز كند! مثلا: چیزى بگوید و إظهار كند كه از ناحیه معصومین نرسیده باشد. چنان كه؛ در باره غالیان، إمام باقر علیه السّلام فرمود:

« گروهى ‏اند كه؛ در باره ما، چیزى قائل‏اند كه ما، راجع بخودمان قائل نیستیم! پس؛ آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم!» كافى، جلد 2 صفحه 75 و زمینه تفسیر قرآن، صفحه 69.

(2). أنعام، آیه 160

(3). مائده، آیه 27.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 51-46

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمودند: [صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏] یعنى؛ بگوئید:

ما را براه كسانى هدایت فرما، كه؛ به توفیق دین و طاعتت بر آنان نعمت ارزانى داشتى!، و آنها كسانى ‏اند كه؛ خدا فرمود:

«و آنان كه؛ خدا و رسول (وى) را فرمان ببرند، هم آنها با كسانى‏ اند كه؛ خدا، بر آنان نعمت، ارزانى داشته!- از پیامبران و صدّیقین و شهدا و صالحین- و آنان [از حیث رفاقت‏] چه خوب (أفرادى) اند.»[1] و این مطلب، عیناٌ از أمیر المؤمنین علیه السّلام، بیان شده است. (آن جناب) افزود كه؛ آنگاه فرمود:

اینها، [إنعام ‏شدگان‏][2] بمال و صحّت بدن نیستند- اگر چه؛ همه اینها، نعمت بارزى از جانب خدا است- آیا نمى ‏بینید كه اینها، گاهى كافر یا فاسق ‏اند!؟ پس؛ ترغیب و تحریك نشدید كه در دعا بخواهید كه؛ بر آنان رهنمون گردید! فقط مأمور شدید كه بخواهید: براه كسانى رهنمون شوید كه؛ بر آنان نعمت [إیمان بخدا، و تصدیق رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، و ولایت محمّد و آل طیّب و طاهر او، و أصحاب نیك و برگزیده‏ اش‏] ارزانى گشته است!. و تقیّه خوب (از درگاهش بخواهید) كه بدان وسیله از شرّ بندگان خدا و شرّ زندیق ها [بدوران دشمنان خدا از كفرشان‏] سالم و در أمان باشید! (تقیّه‏ اى) كه با آن، مدارا كنید! و به آزار خود و مؤمنین، تحریكشان نكنید! (و مأمور شدید كه؛) شناسائى و معرفت حقوق برادران مؤمن را (بخواهید).

پس؛ حقیقت اینست كه؛ هیچ بنده و كنیزى نیست كه موالى محمّد و آل محمّد و یاران آن جناب باشد و با دشمنان شان دشمنى كند، مگر اینكه؛ حقیقة! جایگاه أمن و سپر محكمى از عذاب خدا، اتّخاذ كرده است!. و هیچ بنده و كنیزى نیست كه؛ با بندگان خدا، به بهترین نوع، سازش و مدارا كرد- در حالى كه؛ با آن، در باطلى داخل نشد و از حقّى خارج نگشت- مگر اینكه؛ خدا نفسش را تسبیح! و عملش را پاك و پاكیزه قرار داد! و باو بصیرتى بر كتمان سرّ ما و تحمّل خشم و غیظ [بر آنچه از دشمنان ما میشنوند] عطا كرد! و باو، ثواب كسى را داد كه؛ در راه خدا، بخونش غلطان است!.

و بنده ‏اى نیست كه؛ حقوق برادرانش را بعهده گرفت! و با جدّ و جهد خود، حقّشان را ایفا كرد! و آنچه در امكانش بود، داد! و از آنان، به گذشت و عفوشان راضى شد! و كنجكاوى آنها را رها نمود! و از (اشتباه و) لغزش آنها- هر چه هست- درگذشت! مگر اینكه؛ خداى عزّ و جلّ! روز قیامت، باو فرمود:

اى بنده من! حقوق برادرانت را ادا كردى، و در آنچه بنفع تو بود، باستقصاء و كنجكاوى آنها نپرداختى، و من بخشنده ‏تر و كریم ‏تر و سزاوارترم بآنچه تو از باب كرم و مسامحه رفتار نمودى! و من، امروز، بر آن حقّى كه ترا وعده دادم، رفتار كنم! و از رحمت و فضل بیكرانم بر تو افزون كنم! و در كوتاهیت ببرخى از حقوقم بر تو كنجكاوى نكنم!.

(إمام) فرمود:

آنگاه؛ وی را بمحمّد و آل و اصحابش ملحق كند! و او را از شیعیان برگزیده آنان قرار دهد!.

سپس (آن جناب) افزود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، روزى به یكى از صحابه خود فرمودند:

اى بنده خدا! در راه خدا، محبّت و دوستى كن. و در راه خدا، بغض كینه ورز. و در راه خدا، موالات كن. و در راه خدا، دشمنى كن. حقیقت اینست كه؛ راهى به [ولایت خدا] جز به موالات طریق، إمكان ندارد. و هیچ كس طعم إیمان را نیابد، تا چنین شود!- اگر چه؛ نماز و روزه‏ اش فراوان باشد- و تحقیقاٌ؛ برادرى مردم، امروزه، اكثرش در (باره) دنیا است! بر این أساس، بیكدیگر إظهار دوستى كنند! و بر این أساس، به همدیگر، خشم و كینه ورزند. و آن، چیزى از خدا، بى ‏نیازشان نكند!.

در این هنگام؛ مرد (صحابى) گفت:

یا رسول اللَّه! برایم چگونه مى‏ شود كه بدانم؛ یقینا و حتما! در راه خدا، موالات و دشمنى إبراز نمودم!؟ و ولىّ خدا كیست؟ تا موالى او باشم!؟ و دشمن خدا كیست؟ تا باو دشمنى ورزم!؟.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، بعلىّ بن أبى طالب علیه السّلام اشاره نمود و فرمود:

آیا؛ این را مى‏ بینى!؟

گفت: آرى.

فرمود: ولىّ این، ولىّ خدا است، پس موالى او باش! و دشمن این، دشمن خدا است، پس با او دشمنى كن!. و با ولىّ این، موالات كن! اگر چه براستى؛ او، قاتل پدر و فرزند تو است! و با دشمن این، دشمنى كن! اگر چه براستى؛ او، پدر و فرزند تو است!.

______________________________
(1) وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً نساء، آیه 69.

(2) در معنى فارسى‏ «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» گرچه عباراتى همچون؛ [كسانى كه بر آنها إنعام فرمودى‏] رساتر است، أمّا؛ در این كتاب، بخاطر سادگى و روانى جمله، [إنعام‏ شدگان‏] برگزیده شد.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 55-52

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397




«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ»‏


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

خدا، به بندگانش فرمان داد كه؛ راه [إنعام‏ شدگان‏] را از او، درخواست كنند! و (گروه ممتاز إنعام شده،) همان پیامبران و صدّیقین و شهداء و شایسته گان‏ند.

و (دستور فرمود) كه؛ از راه غضب‏ شدگان، (دورى كنند و) پناهندگى بخواهند. و (گروه غضب شده،) همان یهودانند! كه خدا، در باره آنان فرمود:

«آیا؛ شما را به بدتر از آن- از حیث پاداش و جزا- نزد خدا، آگاه كنم!؟

كسى (بدترین جزاء، پاداش او است) كه؛ خداوند، او را از در خویش رانده! و بر او، خشم و غضب كرده است!.»[1] و (دستور فرمود:) از طریق گمراهان (دورى كنند و) از او، پناهندگى بخواهند. و آنها، كسانى اند كه؛ خدا، در باره آنان فرمود:

«بگو: اى أهل كتاب! در دین تان- بناحق- غلو نكنید! و از هواى نفس گروهى كه قطعا! پیش از این، گمراه شدند! و (مردم) زیادى را گمراه كردند! و از میان راه راست، بدور افتادند! تبعیّت نكنید!»[2] و (این گروه) همان مسیحییان‏ند.

سپس؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود:

هر كه، بخدا كافر شد، او كسى است كه بر او غضب شده! و از راه خداى عزّ و جلّ! گمراه گشته! و حضرت رضا علیه السّلام فرمود: این چنین است.

______________________________
(1) قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ‏ مائده، آیه 60.

(2) قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ‏ مائده، آیه 77.


(1) و در آن افزود: و هر كه؛ در عبودیّت و بندگى، از أمیر المؤمنین، تجاوز كند، او، در زمره كسانى است كه؛ بر آنها غضب شده! و جزو گمراهان است!.


کتاب تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 56






نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 01-06، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397

 اسرار تشریع «تلبیه» در حجّ‏

و

تفسیر«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 157-مطلب شماره 354


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از حسین بن محمّد بن عامر، از عمویش عبد اللَّه بن عامر، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان از عبید اللَّه بن على حلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: چرا «تلبیه» جعل و تشریع شده است؟

حضرت فرمودند: خداوند عزّوجل به جناب ابراهیم علیه السّلام وحى فرمود:

وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالًا ﴿حج/27﴾ 335

و مردم را به اداء مناسك حج اعلام كن تا مردم پیاده و سواره و از هر راه دور به سوى تو جمع آیند.

پس جناب ابراهیم نداء داد و با صداى بلند مردم را دعوت نمود، مردم نیز از هر راه دور اجابتش كرده و تلبیه گویان به سوى او شتافتند و این عمل سنّت گردید.


حدیث (2)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از ابو الحسین محمّد بن جعفر اسدى، از سهل بن زیاد آدمى، از جعفر بن عثمان دارمى، از سلیمان بن جعفر نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن علیه السّلام راجع به تلبیه و علّت آن سؤال كردم،

حضرت فرمودند: هنگامى كه مردم مُحرِم مى‏ شوند حق تبارك و تعالى آنها را خوانده و مى‏ فرماید:

بندگان و كنیزانم، همانطورى كه شما براى من احرام بستید من نیز آتش را بر شما حرام خواهم نمود مردم مى ‏گویند: لبّیك اللّهم لبیك

این عبارت را مردم در مقام اجابت حق تعالى كه ایشان را مورد نداء قرار داد ایراد مى كنند.


حدیث (3)

 محمّد بن القاسم استرآبادى مفسّر رضى اللَّه عنه از یوسف بن محمّد بن زیاد و على بن محمّد بن یسار، از پدرشان، از حضرت حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، فرمودند:

مردى محضر مبارك حضرت رضا علیه السّلام رسید عرض كرد: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بفرمایید تفسیر الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (فاتحه/2) چیست؟

حضرت فرمودند: پدرم از جدّم، از حضرت باقر و آن حضرت از حضرت زین العابدین و آن بزرگوار از پدرش علیهم السّلام نقل كردند كه مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام مشرّف شد و عرضه داشت تفسیر الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ چیست؟

حضرت فرمودند: الحمد للَّه تفسیرش این است كه بندگان خدا برخى از نعمت‏هاى الهى را اجمالا بدانند و در مقابل آنها حق را بستایند زیرا قادر بر دانستن تمام آنها مفصّلا نیستند چه آنكه نعمت‏ هاى حق تعالى قابل شمارش یا دانستن نیستند، پس حق تعالى به بندگان مى‏ فرماید: بگویید:

حمد براى خدا است در مقابل نعمت‏هایى كه پروردگار عالمیان به ما داده است و عالمیان عبارتند از: جماعات و گروههایى از مخلوقات چه جمادات و چه حیوانات امّا حیوانات را مورد نعمت قرار داد، به خاطر آنكه حق تعالى به قدرت كامله ‏اش آنها را حركت داده از رزق خود غذا به آنها عنایت فرموده، آنها را در كنف و سایه خود احاطه نموده، هر كدام را به نحوى كه مصلحت ایجاب مى‏ كند مورد تدبیر قرار داده است.

و امّا جمادات را مورد نعمت قرار داد: به خاطر آنكه حق تعالى آنها را با قدرت خود نگاه داشت، جمادات متّصل را از جدا شدن نگاه داشت و جمادات منفصل را از اتصال و چسبیدن حفظ كرد، آسمان را از افتادن بر روى زمین مصون داشت مگر آنكه خود به آن اذن سرنگون شدن دهد چنانچه زمین را از فرو رفتن حفظ كرد مگر وقتى كه خود به آن چنین امرى فرماید، حق تعالى به بندگانش مهربان و رحیم مى ‏باشد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: «ربّ العالمین» یعنى حق تعالى مالك و خالق عالمیان بوده روزى آنها را به سویشان مى‏ فرستد از آن جایى كه مى‏ دانند و نمى ‏دانند، روزى بندگان بینشان تقسیم شده و تمام انسانها از آن بهره ‏مند هستند نه تقواى متّقى و پرهیزكار آن را زیاد كرده و نه عصیان و فجور معصیت ‏كار آن را ناقص و كم نموده، بین ما و آن رزق حجاب و پرده ‏اى است كه رزق طالب آن مى ‏باشد اگر یكى از شما بخواهد از روزى خود فرار كرده و بگریزد، روزى به طلبش آمده همانطورى كه مرگ به طلبش مى ‏آید.

خداوند جلّ جلاله مى‏ فرماید: بگویید: حمد براى خدا است در مقابل نعمت‏ هایى كه به ما داده است و در كتب پیشینیان قبل از این كه آفریده شویم ما را یاد كرده است، پس در این عبارت بر حضرات محمّد و آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین و شیعیان ایشان واجب شده كه خدا را شكر نموده و در مقابل برترى و فضیلتى كه به ایشان بر سائر امم داده از او قدردانى كنند.

شرح خبرى كه در كتب پیشینیان از حضرات محمّد و آل محمّد علیهم السّلام و شیعیان ایشان یاد شده است و امّا شرح خبر مزبور: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

زمانى كه خداوند عزّوجل حضرت موسى بن عمران علیه السّلام را مبعوث فرمود و وى را برگزید و دریا را برایش شكافت و بنى اسرائیل را نجات داد و تورات و الواح را به وى اعطاء فرمود خود را در دربار ذو الجلال صاحب مكان و شرف دید لذا به پروردگار عرض كرد:

پروردگارا، به من كرامتى دادى و عنایتى فرمودى كه به احدى قبل از من چنین توجّهى نفرمودى.

خداوند عزّ و جلّ فرمود: اى موسى آیا مى‏ دانى كه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزد من از تمام فرشتگان و جمیع مخلوقاتم برتر و بالاتر است؟

موسى عرض كرد: پروردگارا اگر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزد تو از تمام مخلوقاتت افضل است آیا در میان آل انبیاء، از آل من كسى اكرم و افضل مى‏ باشد؟

خداوند جلّ جلاله فرمود: اى موسى، آیا نمى ‏دانى كه فضل و برترى آل محمّد بر تمام انبیاء همچون فضل و برترى محمّد بر جمیع مرسلین است؟

موسى علیه السّلام: عرض كرد: پروردگارا اگر آل محمّد چنین هستند پس آیا در میان امم انبیاء، امّتى از امّت من برتر نزد تو مى ‏باشد؟ چه آنكه بر امّت من ابر سایه افكند و مرغ بریان با ترنجبین بر ایشان نازل نمودى و دریا را برایشان شكافتى؟

خداوند جلّ جلاله فرمود: اى موسى آیا نمى‏ دانى فضل و برترى امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بر تمام امّت‏ ها همچون فضل خود او بر تمام خلائق است؟

موسى عرضه داشت: پروردگارا كاش ایشان را من مى‏ دیدم، پس خدا وحى فرمود كه: تو ایشان را هرگز نخواهى دید زیرا هنگام بروز و ظهور و خلقت ایشان اكنون نیست ولى به زودى آنها را در بهشت یعنى در جنات عدن و فردوس برین در محضر حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواهى دید و ملاحظه مى‏ كنى كه در نعمت‏ هاى بهشتى غوطه ‏ور و در خیرات و زیبائى ‏هاى آن غرق مى ‏باشند، آیا دوست دارى سخن ایشان را به سمع تو برسانم؟

موسى عرضه داشت: آرى اى پروردگار من؟

خداوند عزّ و جل فرمود: در مقابل من بایست و تن پوش خود را محكم و استوار كن و همچون بنده ذلیل در مقابل سلطان با عظمت و شوكت قرار بگیر.

موسى علیه السّلام چنین كرد، پس حق عزّ و جل نداء نمود: اى امّت محمّد، تمام آنها در حالى كه در پشت پدران و رحم‏ هاى مادرانشان بودند اجابت كرده و گفتند:

 لبّیك اللّهم لبیك لا شریك لك لبیك، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شریك لك.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل این اجابت را با عباراتى كه ذكر شد شعار در حج قرار داد، پس از آن پروردگار متعال نداء نمود: اى امّت محمّد حكم من بر شما چنین تقدیر شده كه رحمت من نسبت به شما بر غضبم سبقت گرفته و عفو و بخششم پیش از عقاب و مؤاخذه ‏ام مى‏ باشد، پیش از آنكه مرا بخوانید دعاى شما را مستجاب مى ‏كنم و قبل از آنكه از من سؤال و درخواست نمایید به شما اعطاء خواهم نمود، هر كدام از شما كه با من ملاقات كنید در حالى كه شهادت دهید به لا اله الّا الا للَّه‏ وحده لا شریك له و انّ محمّدا عبده و رسوله صادق فی اقواله، محق فی افعاله، و نیز شهادت دهد كه حضرت على بن ابى طالب برادر و جانشین بعد از او ولىّ حضرتش مى‏ باشد و همچنین خود را ملتزم به اطاعت از آن جناب كرده باشد همانطورى كه ملتزم بود به اطاعت از محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم.

و نیز شهادت دهد به این كه اولیاء آن حضرت كه جملگى برگزیدگان و پاكیزگان و آیات مباركه الهى و راهنمایان و حجّت‏ هاى خدا بعد از آن دو (پیامبر اكرم و على علیه السّلام) مى‏ باشند او را در بهشت خود داخل خواهم نمود اگر چه گناهانش مانند كف روى دریا باشد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

پس از آنكه حق تعالى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را مبعوث نمود فرمود:

اى محمّد، تو در كوه طور نبودى آن زمانى كه امّت تو را خوانده و به این كرامت اختصاص دادم، سپس حق عزّ و جل به پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

بگو اى محمّد: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ على ما اختصّنى به من هذه الفضیلة

یعنى حمد براى خدا است كه پروردگار عالمیان مى ‏باشد  یعنى در مقابل این فضیلتى كه به من اختصاص داد و به امّت آن حضرت هم فرمود:

بگویید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ على ما اختصنا به من هذه الفضائل 

یعنى حمد و ستایش براى خدا است كه پروردگار عالمیان مى‏ باشد در مقابل این فضائلى كه به ما اختصاص داده است.


حدیث (4)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف از على بن مهزیار، از حمّاد بن عیسى، از ابان بن عثمان، از كسى كه به او خبر داده از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، راوى گفت: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

براى چه «تلبیه» را «تلبیه» گفته ‏اند؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه جوابى بود كه موسى علیه السّلام با آن پروردگارش را اجابت كرد.


حدیث (5)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از حسین بن اسحاق تاجر، از على بن مهزیار از حسین بن سعید، از عثمان بن عیسى و على بن الحكیم، از فضل بن صالح از جابر از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

جناب موسى علیه السّلام از شهر رمله[1] در مصر مُحرِم شدند و با حال احرام از سرزمین ‏هاى پهناور روحاء[2] در حالى كه بر روى ناقه‏ اى نشسته و آن را با مهارى از لیف كنترل كرده بود عبور نمود حضرتش وقتى «تلبیه» گفت، كوهها او را جواب دادند.


حدیث (6)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار از حمّاد بن عیسى، از حسین بن مختار، از ابو بصیر، وى گفت از حضرت ابو جعفر شنیدم كه مى‏ فرمودند:

حضرت موسى بن عمران علیه السّلام با هفتاد پیامبر از راه گشاده و جاده پهناور روحاء در حالى كه روى شتر سرخى نشسته بودند و آن حیوان را با مهارى از لیف كنترل نموده و جملگى عباء قطوانیه‏[3] بر دوش گرفته بودند عبور كرده و مى‏ فرمودند:

لبّیك عبدك و ابن عبدك لبّیك


حدیث (7)

 پدرم رضى اللَّه عنه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى، از ابراهیم بن مهزیار، از برادرش على بن مهزیار از ابن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

حضرت موسى بن عمران علیه السّلام در حالى كه روى شتر سرخى نشسته و مهار آن حیوان از لیف بود و دو جامه قطوانیه در بر كرده بود از راه گشاده و جاده فراخ روحاء عبور كرد و پیوسته مى‏گفت:

 لبیك یا كریم، لبیك

و یونس بن متى علیه السّلام نیز از همین جاده مى‏ گذشت و مى‏ گفت:

لبّیك كشاف الكرب العظام، لبیك 

و جناب عیسى بن مریم علیه السّلام نیز از همین جاده مى‏ گذشت و میگفت:

لبّیك عبدك و ابن امتك، لبّیك

و حضرت خاتم النبیین حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیز از جاده مذكور عبور كرده و به درگاه الهى عرضه مى‏ داشت:

لبیك ذا المعارج، لبیك


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- كلمه«رمله» مفرد«رمل» بوده و آن شهرى است در فلسطین و بین آن و بیت المقدس دوازده مایل(هر مایل 1.61Km) فاصله است.

[2]- مكانى است در فاصله چهل مایلى(هر مایل 1.61Km) مدینه و بعضى فاصله آن را تا مدینه سى و شش میل و برخى سى میل گفته‏ اند.

[3]- منسوب است به قطوان(به فتح قاف و طاء) مكانى است در كوفه.





نوع مطلب : 01-06، 331-336، 01-سوره حــمــد، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397


اسرار اینكه نماز دو ركعت چرا با چهار سجده مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 32-مطلب شماره 259


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على كوفى، از صباح حذاء، از اسحاق بن عمّار، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم:

چگونه نماز یك ركعت با دو سجده گردیده است و چگونه با دو سجده دو ركعت خوانده نمى‏ شود؟

حضرت فرمودند : 

حال كه از مطلبى جویا شدى دل را از اوهام و خیالات خالى كن تا آنچه برایت مى‏ گویم را بفهمى، اوّلین نمازى را كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم خواند در آسمان مقابل حق تبارك و تعالى و در جلو عرش الهى بجا آوردند و شرح آن این است كه : 

وقتى آن سرور را سیر داده و به آسمان بردند (سفر معراج) و حضرتش به عرش بارى تعالى رسید، حق تعالى تجلّى نمود و رسول گرامى با دیدگان خود جلوه حق جلّت عظمته را دید، حق تعالى فرمود: اى محمّد نزدیك صاد[1] شو و مساجد (مواضعى كه در سجود روى زمین قرار میگیرد) خود را بشوى و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به مكانى كه خدا امر به او فرموده بود نزدیك شد و از آن وضوء شادابى گرفت سپس رو به جبّار تبارك و تعالى ایستاد، حق تعالى امر فرمود كه تكبیر افتتاح نماز را بگوید، حضرت گفت، حق تعالى فرمود: اى محمّد بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * مَالِكِ

 یَوْمِ الدِّینِ * إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

﴿حمد/7-1﴾ 1

حضرت سوره را تا آخر خواندند بعد حق تعالى امر نمود كه اوصاف او را قرائت نماید به این نحو :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/1﴾ 604

به اینجا كه رسید حق كلام را قطع نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/2-1﴾ 604

سپس حق تعالى فرمود: بگو : 

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ﴿اخلاص/4-3﴾ 604

و سخن را قطع نمود، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه گفت: كذلك اللَّه ربى.


و وقتى حضرت این جمله را تمام كرد حق تعالى فرمود: اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه گفت: سبحان ربّى العظیم و بحمده، سپس پروردگار فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّوجل ایستاد، پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن، پس رسول خدا به سجده رفت، حق فرمود: بگو : سبحان ربّى الاعلى و بحمده، حضرت این ذكر را سه مرتبه گفت، پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشین، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاریش گردید پس بدون اینكه حق تعالى او را امر نماید به سجده دیگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت، پس خطاب آمد كه بایست، پس ایستاد و آن عظمتى را كه دیده بود دیگر ندید، بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت دیگر بجا آورد و سپس یك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گردید، پس بدون این كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبیح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد.

و این عبارت را بگو:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آله محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّیت و باركت و ترحّمت و مننت على ابراهیم و آل ابراهیم إنّك حمید مجید، اللّهمّ تقبّل شفاعته فی امّته و ارفع درجته.

حضرت این عبارات را اداء نمود، سپس حق تعالى فرمود: یا محمّد رو به قبله نما و به طرف قبله سلام بده پس حضرت به طرف قبله به پروردگار تبارك و تعالى سلام داد و گفت:

 السّلام علیك، جبّار جلّ جلاله در جواب فرمود: و علیك السلام یا محمّد، بنعمتى قوّیتك على طاعتى و بعصمتى ایّاك اتّخذتك نبیّا و حبیبا.

سپس حضرت ابى الحسن علیه السّلام فرمود: نمازى كه پیامبر مأمور به خواندنش شدند دو ركعت با دو سجده بود منتهى آن سرور در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت متذكّر عظمت پروردگارش گردید دوباره‏ سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.

عمّار مى‏ گوید: عرض كردم فدایت شوم: «صاد» ى كه حق تعالى امر فرمود رسولش مواضع وضوء را از آن بشوید چیست؟

حضرت فرمودند: چشمه ‏اى است كه از شكافتن ركنى از اركان عرش جارى گشته بود و به آن آب حیات گفته مى‏شود و این همان است كه حق تعالى در قرآن یاد كرده و فرموده:


ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّكْرِ ﴿ص/1﴾ 453


خدا پیامبرش را مأمور ساخت از چشمه صاد وضوء بگیرد و سپس قرائت حمد نموده و نماز بخواند.

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: اللّهمّ انّك منها خلقتنى (بار خدا تو مرا از زمین آفریدى) و سر خود را كه از سجده برمى ‏دارى یعنى و منها اخرجتنا (و از زمین ما را بیرون راندى).

و به سجده دوّم كه مى‏ روى معنایش این است كه: و الیها تعیدنا (یعنى ما را بسوى زمین عود خواهى داد) و سر كه از سجده دوّم بر مى‏ دارى یعنى: و منها تخرجنا تارة اخرى (و بار دیگر ما را از آن اخراج مى‏ نمایى) آن مرد عرض كرد:

 اینكه در تشهد پاى راست را بلند كرده و روی پای چپ مى‏ اندازیم، معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش این است كه: 

اللّهم امت الباطل و اقم الحق 

بار خدایا باطل را نابود و حق را سر پا بدار.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: صاد چیست؟ حضرت فرمودند: چشمه‏ اى است زیر ركنى از اركان عرش كه خداوند متعال آن را براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آماده كرده بود.





نوع مطلب : 01-06، 451-456، 601-604، 01-سوره حــمــد، 38-سوره ص، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397


فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿واقعه/73 536

پس به نا پروردگار بزرگت تسبیح گوی 


سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى ﴿اعلی/1 591

نام پروردگار برتر و بلند مرتبه ات را [از هرچه رنگ شرک خفی و جلی دارد] منزّه و پاک بدار.





****************



اسرار تکبیر هفتگانه و اینكه چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و 

بحمده و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 30-مطلب شماره 257


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید از نصر و فضاله، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در نماز بودند در كنارشان حضرت امام حسین علیه السّلام قرار داشتند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر گفته ولى حسین علیه السّلام تكبیر نگفتند پس پیوسته رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر مى‏ فرمود و منتظر بودند كه حسین علیه السّلام نیز تكبیر بگویند ولى آن جناب جواب نمى ‏دادند تا هفت تكبیر از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفته شد پس حسین علیه السّلام در مرتبه هفتم جواب تكبیر را دادند، امام صادق علیه السّلام فرمودند: از اینجا گفتن هفت تكبیر در ابتداء نماز سنّت گردید.


حدیث (2)

پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن أبى عمیر، از عمر بن أذینه، از زراره، از حضرت أبى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن على علیه السّلام دیر به سخن آمده تا جایى كه در این فاصله‏ اى كه حضرتش تكلّم نمى‏ كردند دیگران خوف داشتند كه آن جناب نتوانند تكلّم كرده و سخن بگویند در چنین موقعیّتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله براى خواندن نماز بیرون رفتند در حالى كه حسین علیه السّلام را به دوش مبارك گرفته بودند، مردم پشت سر آن حضرت‏ صف بستند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله حسین علیه السّلام را در طرف راست خود ایستاند، پس تكبیر افتتاح نماز را فرمود حسین علیه السّلام نیز تكبیر گفت دوباره رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر فرمود و این بار نیز حسین علیه السّلام تكبیر گفت بارى تا هفت بار پیامبر تكبیر گفتند و حسین علیه السّلام نیز تبعیّت كرده هفت مرتبه تكبیر گفت و از اینجا این سنّت رائج گردید.

زراره مى ‏گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: ما چه كار كنیم و چه بگوییم؟ حضرت فرمودند: هفت مرتبه تكبیر و هفت بار تحمید و هفت مرتبه تسبیح بگو و سپس خدا را سپاس و ثناء بگو و بعد از آن به قرائت حمد بپرداز.


حدیث (3)

 پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از فضاله، از حسین، از زید شحّام[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، زید مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرضه داشتم: افتتاح چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند: تكبیره‏ایی كه تو را كفایت مى‏ كند.

عرض كردم: هفت بار بگویم.

فرمودند: این عدد مرتبه فضل و استحباب آن مى ‏باشد.


حدیث (4)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از حسین بن ابراهیم، از محمّد بن زیاد از هشام بن حكم، از حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام، راوى مى ‏گوید محضر مباركش عرض كردم:

براى چه در ابتداء نماز گفتن هفت تكبیر افضل است و چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و بحمده گفته و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند: اى هشام خداوند تبارك و تعالى آسمان‏ها را هفت طبقه و زمین را نیز هفت طبقه آفرید و حجابها را هفت تا قرار داد و زمانى كه نبىّ مكرّمش را سیر داد و آن حضرت به قرب پروردگارش همچون قاب قوسین او ادنى رسید حجابى از حجاب ها را برایش برداشت، بلافاصله رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم تكبیر گفت و شروع كرد كلماتى را كه در افتتاح نماز مى‏ گویند، فرمود و وقتى حجاب دوّم را برایش كنار زد حضرت تكبیر گفت و پیوسته امر به همین منوال صورت مى ‏گرفت تا حضرتش به هفت حجاب رسید و آنها كنار زده شدند و آن جناب هفت تكبیر گفت و بخاطر همین علّت در افتتاح نماز هفت تكبیر مستحب گردید. و وقتى حضرتش متذكّر عظمت پروردگار گردید شانه‏ هایش لرزید، پس بر سر زانو تكیه داد و عرضه داشت: سبحان ربّى العظیم و بحمده و وقتى از ركوع سر برداشت و ایستاد به نقطه ‏اى بالاتر از مكان قبلى نظر افكند پس بخاك افتاد و صورت بر زمین نهاد و عرضه داشت: سبحان ربّى الاعلى و بحمده و وقتى این ذكر را هفت بار گفت رعب از آن جناب بر طرف شد و آرام گردید و به همین جهت گفتن این اذكار به عدد هفت بار سنّت گردید.

حدیث (5)

 على بن حاتم، از ابراهیم بن على، از احمد بن محمّد انصارى از حسین بن على علوى، از ابى حكیم زاهد، از احمد بن عبد اللَّه، وى مى‏ گوید: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد: اى پسر عمّ بهترین خلق خدا این كه در تكبیر اوّل دست‏ها را بلند مى ‏كنند معنایش چیست؟

فرمودند: معنایش این است كه: خدا بزرگ است، واحد و احدى است كه مانند ندارد، به چیزى قیاس و سنجیده نمى‏ شود، با پنج انگشت لمس نشده و با حواس درك نمى‏ گردد.

آن مرد عرض كرد: معناى این كه گردن را در وقت ركوع مى‏ كشید چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: پروردگارا، به وحدانیّت تو ایمان دارم اگر چه گردنم را بزنى.


حدیث (6)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از یوسف بن حارث، از عبد اللَّه بن یزید مقرى از موسى بن ایّوب غافقى، از عقبة بن عامر جهنى، وى مى‏ گوید: 

وقتى، آیه: «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به ما فرمودند: این ذكر را در ركوع خود بگویید.

و هنگامى كه آیه‏ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد آن حضرت فرمودند: این ذكر را در سجود خود بگویید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- زید بن یونس الشّحّام، وى از حضرت صادق و امام كاظم علیهما السّلام روایت مى‏كند و به فرموده مرحوم شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ثقه(محل اعتماد بودن) مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 535-540، 589-594، 01-سوره حــمــد، 56-سوره واقـعـة، 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397







 اسرار وضوء و اذان و نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب یکم-مطلب شماره 231


حدیث (1)

شیخ فقیه ابو جعفر محمّد بن على بن الحسین بن موسى بن بابویه قمى مصنّف این كتاب مى‏ گوید:

پدرم و محمّد بن الحسن بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنهما از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عیسى بن عبید، از محمّد بن ابى عمیر و محمّد بن سنان از صباح سدى و سدیر صیرفى‏[1] و محمّد بن نعمان مؤمن طاق‏[2] و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام و محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار و سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب و یعقوب بن یزید و محمّد بن عیسى، از عبد اللَّه بن جبله، از صباح مزنى و سدیر صیرفى و محمّد بن نعمان احول و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، این چهار نفر محضر مبارك امام صادق علیه السّلام حاضر شدند، حضرت فرمودند:

اى عمر بن اذینه، نظرت در باره اذانى كه این گروه ناصبى ‏ها مى‏ گویند و نمازى كه مى‏ خوانند چیست؟

عرض كرد: فدایت شوم: ایشان مى‏ گویند: ابى بن كعب انصارى خدا را در خواب دیده و او این كیفیت را به ایشان تعلیم نموده.

حضرت فرمودند: به خدا سوگند دروغ مى‏ گویند، خداوند تبارك و تعالى منزّه ‏تر از آن است كه در خواب دیده شود.

و نیز فرمودند: خداوند عزیز جبّار نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را هفت بار به آسمان عروج داد در مرتبه اوّل بركت و توسعه بر او داد و در بار دوّم فرائض را بر او تعلیم فرمود و در دفعه سوّم خداوند عزیز جبّار محملى از نور كه در آن چهل نوع از انواع نور بود بر وى نازل فرمود این نورها اطراف عرش خداوند تبارك و تعالى مى ‏گردیدند و دیدگان ناظرین را از فرط روشنایى مى ‏پوشاندند.

یكى از این نورها زرد بود كه رنگ زردى ناشى از آن است و یكى دیگر از آنها قرمز بود كه رنگ قرمزى از آن پدید آمد و دیگرى سفید بود كه سفیدى اشیاء از آن به وجود آمده و باقى نورها به عدد سایر انوار و الوانى است كه حق تعالى آفریده.

در این محمل حلقه ‏ها و زنجیرهایى از نقره بود بارى حضرت بر آن محمل نشسته و به آسمان دنیا عروج كردند فرشتگان به اطراف و اكناف آسمان پراكنده شدند و سپس به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس ربّنا و ربّ الملائكه و الرّوح بعد اضافه كردند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! پس از این كلام، جبرئیل علیه السّلام براى نفى تشبیهى كه از كلام آنها استفاده مى‏ شود فرمود:

اللّه اكبر یعنى خدا بزرگ‏تر است از این كه احدى به او شبیه باشد.

فرشتگان ساكت شدند و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و فرشتگان اجتماع نمودند سپس محضر مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مشرّف شده و فوج فوج جلو آمده و به آن سرور سلام نمودند بعد عرضه داشتند یا محمّد، برادرت چطور است؟

حضرت فرمودند: خوب مى‏ باشد.

عرض كردند: وقتى به او رسیدى از طرف ما به او سلام نما.

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: آیا او را مى‏ شناسید؟

عرضه داشتند: چگونه او را نشناسیم و حال آنكه حق تعالى پیمان تو و او را از ما گرفته و ما بر تو و او صلوات فرستاده و طلب رحمت مى‏ كنیم سپس چهل نوع از انواع نورها كه هیچ شباهتى به نور اوّل نداشتند را حق تعالى به آنها افزود و به حلقه ‏ها و زنجیرهاى محمل نیز اضافه فرمود سپس حق تعالى آن حضرت را به آسمان دوّم عروج داد، زمانى كه آن جناب نزدیك درب آسمان رسید فرشتگان به اطراف آسمان پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس افزودند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! جبرئیل علیه السّلام گفت: اشهد ان لا اله الّا اللَّه، اشهد ان لا اله الّا اللَّه، پس از آن فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد و گفتند:

اى جبرئیل، این كیست كه با تو مى ‏باشد؟

جبرئیل فرمود: این حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است.

فرشتگان گفتند: آیا مبعوث شده است؟

جبرئیل فرمود: بلى.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: فرشتگان به سرعت به طرف من آمده و سلام كرده و گفتند: به برادرت سلام ما را برسان.

حضرت مى‏ فرمایند: به ایشان گفتم: آیا او را مى‏ شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه آن حضرت را نشناسیم و حال آنكه خداوند پیمان شما و او و شیعه او را تا روز قیامت از ما گرفته است و ما در هر روز پنج بار (مقصود در هر یك از اوقات نماز مى ‏باشد) به صورت‏ هاى شیعیان آن حضرت نظر مى ‏افكنیم.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور را برایم افزود كه اصلا به انوار اوّلى شباهت نداشتند چنانچه حلقه‏ ها و زنجیرهاى دیگرى بر آنچه قبلا یاد شد افزود.

سپس مرا به آسمان سوّم عروج داد، فرشتگان این آسمان به اطراف پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند: سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس اضافه كردند:

این چه نورى است كه شبیه نور پروردگارمان است، جبرئیل پس از استماع این كلام گفت:

اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد فرشتگان گفتند: آفرین به اوّل و ابتدائت از حیث خلقت و رتبه و آفرین به پایانت از جهت ظهور و بعثت و آفرین به كسى كه زمان امّتش متّصل به حشر است و آفرین به كسى كه پیش از خلق خلائق آفریده شد و تمام حساب ها با او است یعنى محمّد خاتم النبیین و على خیر الوصیین.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: به من سلام كرده و از برادرم على علیه السّلام پرسیدند؟

گفتم: او در زمین خلیفه و جانشین من است، مگر او را مى ‏شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه او را نشناسیم و حال آنكه در هر سال یك بار بیت المعمور را زیارت كرده و بر روى آن جلد و پارچه نازك سفیدى است كه اسم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیان تا روز قیامت نوشته شده و ما با دستهایمان بر سرهاى ایشان كشیده و تبرك مى‏جوییم.

سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور كه با هیچ یك از انوار اوّل شبیه نبود برایم‏

افزود و حلقه‏ ها و زنجیرها را نیز اضافه كرد.

سپس مرا به آسمان چهارم عروج داد در این آسمان فرشتگان هیچ نگفتند و صدایى شنیدم از ایشان كه گویا در سینه‏ ها حبس بود، بارى آنها اجتماع كرده و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و به سرعت به طرف من شتافتند، جبرئیل علیه السّلام گفت:

حىّ على الصّلوة، حىّ على الصّلوة، حىّ على الفلاح، حىّ على الفلاح.

پس از او فرشتگان با دو آواز مقرون به هم گفتند: بمحمّد تقوم الصّلوة (به حضرت ختمى مرتبت نماز قائم است) و بعلىّ الفلاح (یعنى به حضرت علوى صلوات اللَّه علیه رستگارى وابسته است).

جبرئیل فرمود: قد قامت الصّلوة، قد قامت الصّلوة.

فرشتگان گفتند: نماز تعلق دارد به شیعیان على علیه السّلام كه تا روز قیامت آن را بپا مى‏ دارند.

سپس فرشتگان اجتماع كرده و به نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم عرض كردند: برادرت را كجا گذاردى و چطور مى ‏باشد؟

حضرت به ایشان فرمود: آیا او را مى ‏شناسید؟

عرضه داشتند: آرى او و شیعیانش را مى‏ شناسیم، او (یعنى على علیه السّلام) نورى است كه اطراف عرش خدا مى‏ باشد و در بیت المعمور پارچه و جلد رقیق و نازكى از نور هست كه با خط نور در آن نام محمّد و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیانشان بدون این كه نام یكى از ایشان كم یا زیاد شده باشد نوشته شده است، میثاق و پیمان حضرتش را از ما گرفته‏ اند و در هر روز جمعه بر ما قرائتش مى‏ نمایند، پس من به سجده شكر افتادم.

حق تعالى فرمود: اى محمّد سر خود را بالا كن.

من سر بالا نمودم، طبقات آسمان را دیدم كه از هم شكافته و پرده ‏ها برداشته شده است، سپس به من فرمود:

سر پایین كن و ببین چه مى‏بینى.

من سرم را پایین كرده نظرم به بیت و حرم شما افتاد كه مانند بیت المأمورى كه در آن بودم مى ‏باشد، بیت المأمور دقیقا مقابل بیت و حرم شما قرار داشت بطورى كه اگر من چیزى را از دستم مى‏ انداختم در حرم و بیت مى ‏افتاد بارى حق تعالى به من فرمود: اى محمّد! این حرم است و تو حرام مى ‏باشى، یعنى احترام بیت به خاطر حرمت تو است و براى هر مثلى، مثالى مى‏ باشد یعنى هر چیزى در زمین مثالى در آسمان دارد، پس از آن به من فرمود: اى محمّد، دستت را دراز كن پس برخورد مى‏ كنى با آبى كه از طرف راست عرش جارى است، پس آب فرو ریخت و من با دست راست با آن برخورد نمودم فلذا است كه اوّلین فعل در وضوء برداشتن آب با دست راست مى ‏باشد، سپس پروردگارم فرمود:

آب را بگیر و با آن صورتت را بشوى (امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى شستن صورت را در وضوء همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم فرمود) زیرا تو مى‏ خواهى با این دو دستت با كلام من مواجه شوى.

سپس با رطوبت زیادى در دو دستت سر و پای خود را تا روى برآمدگى پاها مسح كن امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى مسح سر و پاها را همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم نمود و فرمود:

من مى‏ خواهم كه تو سرت را مسح كنى و باقى بدارمت و امّا مسح بر پاهایت، به خاطر آن است كه میخواهم قدم‏هایت را جایى بگذارم كه نه پیش از تو و نه بعد از تو كسى آن جا قدم نگذاشته و نخواهد گذاشت.

تا اینجا حدیث علّت وضوء و اذان را شرح و توضیح داد.

سپس حقّ عزّ و جل فرمود: اى محمّد رو به حجر الاسود كه در مقابلم هست نما و به عدد حجاب هایم (تعداد آنها هفت تا است) مرا با گفتن تكبیر به بزرگى یاد نما و از اینجاست كه تكبیرات افتتاحیه هفت تا است چه آنكه حجاب ها همانطورى كه اشاره شد هفت تا مى‏باشند و پس از انقطاع حجب قرائت را شروع نما و از اینجا است كه افتتاح سنّت شده و حجبى كه طبق طبق روى هم قرار گرفته ‏اند سه تا بوده به عدد نورى كه بر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله نازل گردید، یعنى سه مرتبه از این رو افتتاح سه مرتبه بوده و تكبیر هفت مرتبه مى‏ باشد.

و وقتى از تكبیر و افتتاح فارغ شده خداوند عزّ و جل فرمود: آلان به من رسیدى پس اسم مرا یاد كن: حضرت فرمود: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به همین خاطر در اوّل هر سوره گفتن‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ مشروع گردید سپس حق تعالى به آن حضرت فرمود: مرا ستایش كن.

حضرت عرضه داشت: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله در نفس خود پس از تحمید عرضه داشت: شكرا.

بلافاصله حق تعالى فرمود:

اى محمّد، حمد و ستایش مرا با گفتن (شكرا) قطع كردى پس دوباره اسم مرا ببر و به همین خاطر در سوره حمد عبارت‏ «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» دو مرتبه گفته مى ‏شود و وقتى به «و لا الضّالّین» رسید نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ شكرا (یعنى در مقام شكر این عبارت را فرمود) خداى عزیز جبار فرمود:

ذكر مرا قطع كردى پس اسمم را یاد كن.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به خاطر همین بعد از حمد ابتداء سوره بعدى گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحیم مشروع گردید، پس از آن حق تعالى به حضرت فرمود: بخوان: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ تا آخر به همان نحوى كه نازل گردیده چه آنكه این سوره نسبت و نعت و اوصاف مرا بیان مى‏ كند.

سپس دو دستت را پایین آور و بر دو كاسه زانوهایت قرار بده و پس از آن به عرش من بنگر.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏ فرماید: به بزرگى عرش نگریستم روحم طیران كرد و حالت غش بر من عارض شد پس الحام شدم به این كه بگویم: سبحان ربى العظیم و بحمده، به خاطر آن عظمتى كه دیده بودم، بارى وقتى این كلام را گفتم حالت غش از من بطرف شد تا جایى كه آن را هفت بار گفتم (البته نسبت به هفت بار نیز الحام شدم) بارى به نفس و روحم مراجعه نموده و همانطورى كه قبلا بودم، گردیدم و به همین جهت گفتن سبحان ربى العظیم و بحمده در ركوع مشروع گردید، بعد حق عزّ و جل فرمود: سر را بردار من سر برداشتم نظرم به چیزى افتاد كه عقل از سرم پرید پس بلافاصله با صورت و دو دست به زمین رفته و الحام شدم كه بگویم: سبحان ربى الاعلى و بحمده و این به خاطر علو و بلندى چیزى بود كه دیدم: ذكر مزبور را هفت بار گفتم و هر بار كه مى ‏گفتم اندكى به حال آمده و حالت غش از من دور مى‏ شد بارى پس از اتمام هفت بار نشستم، پس در سجود گفتن: سبحان ربى الاعلى و بحمده و نیز نشستن بین دو سجده كه حضرت آن را به منظور استراحت از غش و علو و بزرگى آنچه دیده بودند انجام دادند مشروع گردید.

سپس پروردگارم به من الهام فرمود و خواست كه سر را بالا كنم، پس سر را بالا كرده و آن علو و بلندمرتبگى را كه دیدم حالت غش به من دست داد پس به رو افتاده و صورت و دستهایم را رو به زمین قرار داده و گفتم سبحان ربى الاعلى و بحمده، این ذكر را هفت بار گفتم و سپس سر را بلند كرده و پیش از آنكه بایستم نشستم تا دو باره به علو و بلندمرتبگى حضرتش نظر افكنم، و به خاطر همین دو سجده در یك ركعت قرار گردید و نیز به همین جهت نشستن خفیف پیش از برخاستن مشروع شد بارى پس از آن ایستادم، حق عزّ و جل فرمود: یا محمّد سوره حمد را بخوان، پس آن را به همان نحوى كه اوّل خوانده بودم، خواندم، پس از آن فرمود: بخوان: إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏... زیرا این سوره نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت را بیان مى‏ كند، پس از آن به ركوع رفتم و در ركوع و سجودش همان ذكرهایى را كه اوّل گفته بودم، گفتم و پس از آن خواستم كه برخیزم پروردگار متعال فرمود: اى محمّد نعمت‏هایى كه به تو دادم را به یاد آور و اسم مرا ببر حق تبارك و تعالى به من الهام نمود كه بگویم: بسم اللَّه، لا اله الّا اللَّه، و الاسماء الحسنى كلّها للَّه.

پس به من فرمود: یا محمّد بعد از این درود بر خود و اهل بیتت بفرست.

من گفتم: صلّى اللَّه علىّ و على اهل بیتى، و خداوند هم خواسته مرا انجام داد یعنی رحمت بر من و اهل بیتم فرستاد سپس ملتفت شدم خود را در صفوف فرشتگان و انبیاء یافتم، پروردگارم فرمود: یا محمّد، سلام بده گفتم: السّلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.

حق تعالى فرمود: اى محمّد من محققا سلام و تحیّت بوده و رحمت و بركات تو و ذریّه تو مى‏ باشد، پس از آن امر فرمود كه به سمت چپ توجه نكنم.

و اوّلین سوره‏اى كه بعد از قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ شنیدم، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ بود، بارى به خاطر آنچه گفته شد سلام را یك بار مى ‏دهند و در آن حال صورت باید به طرف قبله باشد و نیز به جهت آنچه ذكر شد تسبیح و در ركوع و سجود به عنوان شكر بجا آورده مى ‏شود.

و امّا «سمع اللَّه لمن حمده» گفتم آن به خاطر این جهت مشروع گردید كه نبیّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند از ركوع كه سر برداشتم صداى ضجّه و ناله فرشتگان را شنیدم، گفتم: سمع اللَّه لمن حمده بالتسبیح و التهلیل و به جهت كلّ آنچه بیان داشتیم است كه هر گاه در دو ركعت اوّل و دوّم نماز حدثى حادث شود و خللى اتّفاق بیفتد مصلّى باید نمازش را اعاده كند و این دو ركعت فرض اوّل محسوب مى‏ شود و آن در وقت زوال یعنى نماز ظهر واجب گردید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]به فرموده ممقانى در رجال وى حسن مى ‏باشد.

[2]محمّد بن نعمان بجلى احول، ابو جعفر شاه الطّاق، مخالفین او را ملقب به شیطان الطّاق نموده و شیعه او را مؤمن طاق مى‏ گویند، وى از اصحاب حضرت امام صادق علیه السّلام است، متكلم و حاذق و حاضر الجواب بوده و ثقه مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 01-سوره حــمــد، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 601-604، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 تیر 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات