وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399


وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

 

یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا 

إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿اعراف/31﴾ 154

ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینتِ [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

 

وَلا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ ﴿شعراء/151﴾ 373

و از فرمان اسراف گران اطاعت نکنید

 

وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿غافر/43﴾ 472

و قطعاً اسراف‏ كاران اهل آتش‏ اند

 

 و بالاترین اسراف :

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿زمر/53﴾ 464

بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.



****************


 کلیپ بیان کوتاه و شیرین حجّت الاسلام فیض آبادی 

 

درباره اسراف و تبذیر




[http://www.aparat.com/v/WPDNX]


[http://www.aparat.com/v/WPDNX]




نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 26-سوره شـعـراء، 39-سوره زمـر، 40-سوره غـافـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 145-150، 151-156، 367-372، 463-468، 469-474، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، کلیپ های مذهبی با بیان کوتاه و شیرین حجت الاسلام فیض آبادی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 مرداد 1399



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22 4

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25 5

 و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت ‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه ‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126 19

 و [یاد كنید] آنگاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155﴾ 24

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266﴾ 45

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99﴾ 140

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته (آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.


وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] اینگونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130﴾ 166

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3 249

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32﴾ 259

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37﴾ 260

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 13-18، 19-24، 43-48، 139-144، 145-150، 157-162، 163-168، 235-240، 247-252، 259-264، 265-270، 271-276، 289-294، 391-396، 439-444، 481-486، 505-510، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399

 

اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33﴾ 180

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32﴾ 180

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 568

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

*** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است 

حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمانگونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

...وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ﴿هود/117  235

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند 

آنان را هلاک نمیکند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ 

وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7﴾ 467

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5) 483

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

******

اهمیّت استغفار

قال الإمام المهدی (علیه السلام)  :

یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، 

إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقْوالُهُمْ افْعالَهُمْ

امام زمان علیه السلام می فرمایند : اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است. 

مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.


...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10) 547

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و 

در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا 

یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41) 260

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم 

و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147) 68

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش 

و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ 

وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/28) 571

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید 

و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35) 455

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از 

من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151) 169

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت 

درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118) 349

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 67-72، 169-174، 175-180، 235-240، 259-264، 349-354، 451-456، 463-468، 547-552، 565-570، 571-576، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 481-486، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399



تفسیر آیات 14-6 سوره علق

کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی«6» أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی«7» إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی«8» أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی«9» عَبْداً إِذا صَلّی«10» أَرَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی«11» أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی«12» أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّی«13» أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری«14»

﴿علق/14-6﴾ 597


نه چنین است(که می پندارند)،بی گمان آدمی طغیان می کند. (6) چون خود را بی نیاز می بیند. (7) همانا بازگشت همه به سوی پروردگار توست. (8) آیا دیدی، آن که منع می کند. (9) بنده ای را که نماز می خواند. (10)آیا اندیشیده ای که اگر(آن بنده)بر طریق هدایت باشد؟(11) یا به تقوا سفارش کند. (سزای نهی کننده او جز آتش نیست) (12) آیا اندیشیده ای که اگر تکذیب کند و روی برتابد(فقط خود را هلاک ساخته است)؟ (13) آیا او نمی داند که خداوند می بیند. (14)


نکته ها :

* کلمه «کَلاّ» یا به معنای نفی گذشته است یعنی این گونه نیست که انسان به یاد گذشته خود باشد که خداوند او را آفرید و به او آموخت، پس بنده او باشد، بلکه به جای بندگی طغیان

می کند و مانع بندگی دیگران نیز می شود.

و ممکن است کلمه «کَلاّ» به معنای حقًا و برای تأکید باشد.[4]

*اگر انسان ظرفیّت نداشته باشد،یا ثروت او را مغرور می کند، چنانکه قارون می گفت :


«إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدِی» ﴿قصص/78﴾ 395

(قارون در جواب) گفت: همانا این (ثروت فراوان) به واسطه دانشی که نزد من است.


یا قدرت او را مغرور می کند، چنانکه فرعون می گفت:

أَلَیْسَ لِی مُلْكُ مِصْرَ وَهَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی  مِن تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ 
﴿زخرف/51﴾ 493

(و فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت : ای قوم من) ، آیا حکومت مصر از آن من نیست و این نهرها از زیر (کاخ) من جاری نیست؟ آیا (عظمت مرا) مشاهده نمیکنید.

یا علم او را مغرور می کند. چنانکه بلعم باعورا به آن گرفتار شد.

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ 
فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿اعراف/175﴾ 173
و بر آنان، داستانِ آن کس (بَلعَم باعورا) را بخوان که آیات خود (از علم به معارف و اجابت دعا و صدور برخی کرامات) را به او داده بودیم، پس او (ناسپاسانه) خود را از آن آیات جدا ساخت، پس شیطان او را در پی خویش کشید تا از گمراهان شد.
ولی اگر ظرفیّت باشد،حتی هر سه در یک نفر جمع می شود مثل حضرت یوسف و سلیمان ولی مغرور نمی شود، چون همه را از خداوند می داند نه خود.

چنانکه حضرت سلیمان گفت: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی»[8]

و حضرت یوسف گفت: «رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ»[9]

آری خطر آنجاست که انسان به خود بنگرد نه خدا.[10] «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

*طغیانگر نه خدا را بنده است، نه دستورات الهی را به رسمیّت می شناسد، نه استدلال  می پذیرد و نه به ندای وجدان و ناله مظلومان گوش می دهد.

*مراد از عبدی که نماز می خواند «عَبْداً إِذا صَلّی» چنانکه از آیات آخر سوره بر می آید، رسول خداست، چون در آن آیات، آن حضرت را از اطاعت آن شخص نهی نموده است و او را به سجده و قرب دعوت می کند.

از آنجا که این آیات،اولین آیاتی است که بر پیامبر نازل شده،پس آن حضرت قبل از رسیدن به مقام رسالت،نماز می خوانده است[11]

*در احادیث می خوانیم:

ابوجهل از اطرافیان خود پرسید:آیا پیامبر در میان شما نیز برای سجده صورت به خاک می گذارد؟

 گفتند : آری.

گفت : سوگند به آنچه سوگند می خوریم، اگر او را در چنین حالی ببینم، با پای خود گردن او را له می کنم.

زمانی که متوجه شد پیامبر در حال نماز است، تصمیم گرفت با لگد بر سر مبارک آن حضرت در سجده بکوبد، همین که نزدیک شد، با حالتی عجیب عقب نشینی کرد.

به او گفتند: این چه وضعى است در تو  می بینیم؟                

گفت : ناگهان میان خودم و او خـنـدقـى از آتـش دیـدم و مـنـظـره وحـشـتـنـاك و هـمـچـنـیـن بال و پرهائى مشاهده كردم !
در ایـنـجـا پـیـغمبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند : قسم به كسى كه جانم در دست او است اگر به من نزدیك شده بود فرشتگان خدا بدن او را قطعه قطعه مى كردند و عضو عضو او را مى ربودند! اینجا بود كه آیات فوق نازل شد.[12]

*با اینکه مراد از «عَبْداً» شخص پیامبر است ولی نکره آوردن آن،به خاطر تعظیم و بزرگداشت است. «عَبْداً إِذا صَلّی»


نكته بسیار مهم :

عالم هستى محضر خدا است

تـوجـه بـه ایـن واقـعـیت كه هر كارى را انسان انجام مى دهد در پیشگاه خدا است ، و اصولًا تـمـام عالم هستى محضر خدا است ، و چیزى از اعمال و حتى نیّات آدمى از او پنهان نیست ، مى تـوانـد روى بـرنـامه زندگى انسان اثر زیاد بگذارد، و او را از خلافكاریها باز دارد، مـشـروط بـر ایـنـكـه ایـمـان بـه ایـن مـطـلب واقـعـا در دل او جاى گیرد و به صورت یك باور قطعى در آید.
در حـدیـثى مى خوانیم : اعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه یراك : خدا را آنچنان عـبـادت كـن كه گوئى او را مى بینى و اگر تو او را نمى بینى او تو را به خوبى مى بیند.
نـقـل مى كنند بیدار دلى بعد از گناهى توبه كرده بود، و پیوسته مى گریست ، گفتند: چـرا ایـنـقـدر گـریـه مـى كـنـى ؟ مـگـر نـمـى دانـى خـداونـد مـتـعـال غـفور است ؟ گفت : آرى ، ممكن است او عفو كند، ولى این خجلت و شرمسارى كه او مرا دیده چگونه از خود دور سازم ؟!

 

گیرم كه تو از سر گنه درگذرى

زان شرم كه دیدى كه چه كردم چكنم ؟!

 

پیام ها :

1- انسان ناسپاس است، ما او را آفریدیم و هر چه نمی دانست به او آموختیم.

امّا او در برابر پروردگارش طغیان می کند. «کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»

2- انسان به خاطر آنکه به غلط خود را بی نیاز می پندارد دست به طغیان می زند.

«لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

3- بازداشتن از نماز،روشن ترین نوع منکرات است. «یَنْهی/عَبْداً إِذا صَلّی»

4- حتی اگر احتمال حقانیّت دهند نباید اینگونه با پیامبر برخورد کنند. «إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی»

5- انسان کم ظرفیّت است و پندار بی نیازی او را مست می کند. «لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

6- علم به تنهایی کافی نیست،با اینکه به انسان علم دادیم امّا طغیان می کند. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ / إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»

7- غنی بودن کمال است،ولی خود را غنی دیدن زمینه لغزشهاست. «رَآهُ اسْتَغْنی»

8- ایمان به معاد مانع طغیان است. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

9- هر چه داریم می گذاریم و می رویم خود را بی نیاز نپنداریم. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

10- انسان و هستی هدفدار و به سوی خداست. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

11- طاغوتیان مخالف نمازند. «لَیَطْغی - یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی» (رفتار ناروا زمانی مورد سرزنش قرار می گیرد که دوام داشته باشد.)

12- نشانه بندگی خدا نماز است. «عَبْداً إِذا صَلّی»

13- طاغوت ها از بندگی خدا ناراحتند.(نه از افراد بی تفاوت و یا بنده هوسهای خود یا دیگران) «یَنْهی/عَبْداً إِذا صَلّی»

14- نام و نشان مهم نیست، عملکردها مهم است.(نام نهی کننده و نمازگزار نیامده است.) «یَنْهی - صَلّی»

15- سزاوار است کسی که امر به تقوا می کند خودش از راه یافتگان باشد. «کانَ عَلَی الْهُدی أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی»

16- ریشه طغیان دو چیز است : یکی آنکه خود را بی نیاز می بیند. «رَآهُ اسْتَغْنی» دیگر آنکه خدا را نمی بیند و گمان می کند خدا هم او را نمی بیند. «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری»                        

[4] - .تفسیر نمونه.

[5] - .قصص،78.

[6] - زخرف،51.

[7] .اعراف،175.

[8] - .نمل،40.

[9] یوسف،101.

[10] - تفسیر نوین.

[11] - تفسیر المیزان.

[12] - تفاسیر مجمع البیان و نمونه.





نوع مطلب : 595-600، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 169-174، 391-396، 493-498، 07-سوره اعـراف، 28-سوره قـصـص، 43-سوره زخـرف، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»، «قسمت بـعــدی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



34/52/107/117/168

189/198/366/465/515


یـاد مـرگ


حبط اعمال


و تبدیل سیّئات به حسنات


حجت الاسلام عالی












نوع مطلب : 31-36، 49-54، 103-108، 115-120، 163-168، 187-192، 193-198، 361-366، 463-468، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 39-سوره زمـر، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 14 دی 1397



وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ﴿اعراف/11 151

و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.

 

قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿ص/82 457

گفت: به عزّتت سوگند همه آنان را گمراه می کنم.


****************



چرا هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس 

فریادى سخت مى ‏زند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-مطلب شماره 537


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم از مسعدة بن صدقه، از مردى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس فریادى سخت مى ‏زند كه یاران و اعوانش جملگى به فزع و شیون در مى‏ آیند، مى‏ گویند: اى سرور ما تو را چه شد كه چنین فریادى زدى؟

مى ‏گوید: ولىّ خدا به دنیا آمد.

مى‏ گویند: از این جهت باكى بر تو نیست.

ابلیس مى‏ گوید: اگر زنده بماند تا به سنّ رجال برسد جماعت بسیارى از خدا به واسطه او هدایت مى‏ كند گفتند: آیا اذن به ما مى‏ دهى او را بكشیم؟

ابلیس مى‏ گوید: خیر.

مى ‏گویند: تو كه از او خوشت نمى ‏آید چرا اذن كشتنش را نمى‏ دهى؟

ابلیس مى‏ گوید: زیرا بقاء ما به واسطه اولیاء خدا است و هر گاه روى زمین ولیّى از اولیاء خدا نباشد قیامت بپا مى ‏شود و بدین ترتیب ما به جهنّم مى ‏رویم، پس چه عجله‏ اى داریم كه به جهنّم برویم.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 151-156، 457-462، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397

تکرار واژه «الرِّیَاحَ» درقرآن کریم = 10 مرتبه

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿بقره/16425

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿اعراف/157﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ بارانِ رحمتش به عنوان مژده دهنده می  فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می  رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می  کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه از زمین بیرون می  آوریم و مردگان را نیز در روز قیامت این گونه از لابلای گورها بیرون می  آوریم، باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم تا متذکّر و یادآور اراده و قدرت بی نهایت خدا شوید.


وَأَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ﴿حجر/22 263

و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا﴿کهف/45 298

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [بطور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.


وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا ﴿فرقان/48364

و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.

 

أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ﴿نمل/63382

[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه ها] راهنمایی می کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند.

 

وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ﴿فاطر/9435

خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم اینگونه است.

 

وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿جاثیه/5499

و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقّل می کنند، نشانه هایی است.



****************



چرا باد را شمال میگویند؟



 اسرار نامیده شدن باد به «شمال»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق--جلد دوم-باب 382

 


از محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد: 


چرا باد را شمال مى‏ گویند؟

 

حضرت فرمودند: زیرا باد از قسمت شمالى عرش مى ‏وزد.

 


****************


«واژه باد را معادل واژه «ریح» در زبان عربی دانسته‌اند. واژه «ریح» از ریشه «ر‌و‌ح» است.»


برخی از فواید باد عبارت اند:

1- بادها نه تنها بر دریاها می وزند و كشتی ها را حركت می دهند بلكه در سطح خشكی ها كوه ها دره ها و جلگه را جولانگاه خود قرار داده اند و گاهی گرده های نر را بر قسمت های ماده گیاه می افشاند و به تلمیغ و باروری آنها كمك می كند و میوه های شیرین و گوارا را به ما هدیه می كنند و بذرهای گوناگون را می گسترانند.

2-و زمانی با حركت دادن امواج اقیانوس ها آنها را به طور مدام به هم می آفریند تا محیط آماده ای برای زیست موجودات زنده دریا فراهم گردد.

3-گاهی هم با انتقال دادن گرمای مناطق گرمسیر به مناطق سردسیر و بالعكس با كمك به تعدیل هوای كره زمین می كنند.

4-و زمانی به جابه جا كردن هوای مسموم و فاقد اكسیژن شهرها یا بیابان ها و جنگل ها وسایل تصفیه و تهویه را برای بشر فراهم می سازد. آری وزش بادها با این همه فوائد و بركات نشانه گیری از حكمت و لطف بی پایان حضرت باری تعالی است.


****************


امام صادق - علیه‏ السلام - به زندیق (و ملحدی) که از ایشان سؤالاتی نمود فرمودند :

اگر باد چند روزی حبس شود، و به حرکت در نیاید اشیاء همگی فاسد می‏شود و تغییر پیدا می‏کند.
(آن ملحد) از حقیقت و جوهر (ریح) سؤال کرد.
حضرت فرمود: باد هوا است که هنگامی که حرکت می‏کند، «ریح» نامیده می‏شود، پس هرگاه ساکن شود به او «هوا» گفته می‏شود، و قوام دنیا به او است. (1)
و اگر بادها سه روز از حرکت بایستند همه چیز روی زمین فاسد و گندیده می‏شود، برای اینکه هوا و باد به منزله‏ باد بزن است که دفع می‏کند فساد را از هر چیز، و او را پاکیزه می‏کند، پس هوا به منزله‏ روح است که هرگاه از بدن خارج شود، بدن می ‏گندد و تغییر می‏کند، تبارک الله أحسن الخالقین. (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] الاحتجاج: 107.
[2]
الاحتجاج: 192، بحارالأنوار: ج 57 ص 15 ح 19.





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 157-162، 265-270، 295-300، 361-366، 379-384، 409-414، 433-438، 499-504، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 27-سوره نـمـل، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


045/140/146/249/268/274

291/297/306/316/343/148

442/518/531/534/566/585


«خرما» میوه‌ای بهشتی است که بیش از ۲۰ بار در قرآن کریم از آن یاد شده است و دارای آثار شگرفی در سلامت جسم و روح انسان است.



باب سیصد و هفتاد و نهم

 اسرار این كه هر خرمایى در نهر آب مى ‏روید 

مگر خرمای «عجوه‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 532


رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هر نخل و خرمایى در حوض آب مى‏روید مگر «عجوه» [1]زیرا این درخت از بهشت فرود آمده و سیراب ‏شدنش از بیخ و ریشه بوده بدون این كه آن را نهر یا حوض آبى(منظور آب زیاد )[2] باشد یعنى بیخ و ریشه‏ اش در بهشت مى‏ باشد.


 =================

1-خرمای «عجوه» ‌یکی از بهترین انواع خرماست که به رغم قیمت نسبتا بالای آن مشتری بیشتری دارد چرا که براساس برخی روایات ؛ خوردن این خرما که خاصیت شفابخش و سم زدایی دارد بسیار توصیه شده است.

نخل خرمای «عجوه» در بیشتر مزارع مدینه منوره به ویژه نخلستان های قدیمی این شهر از جمله «قباء»، «العوالی» و «العیون» به وفور یافت می شود؛ خرمای این مناطق از معروفترین و بهترین نوع خرمای عجوه محسوب میشود.

.خرمای «عجوه» ‌در بسته بندی های مختلف در فروشگاههای اطراف حرم نبوی عرضه میشود

قیمت هر کیلو خرمای عجوه در بازارهای مدینه، بین 30 تا 150 ریال سعودی (‌ براساس کیفیت آن) متفاوت است .
هر ریال سعودی معادل حدود 1200 تومان است.

مرحوم طریحى در مجمع البحرین گوید: عجوه به گفته برخى نوعى از بهترین انواع خرما است، رنگش به سیاهى مایل است و این خرما محصول درختى است كه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مدینه كاشتند.


2-نخل خرما از جمله گیاهانی است که نیاز آن به آب در حد بالایی است، به طوری که نیاز خالص آبیاری نخل خرما بسته به منطقه و روش آبیاری 

تا حدود ۲۴ هزار مترمکعب در هر هکتار برآورد شده است.



****************



 خرما میوه ای قرآنی



خرما در قرآن

 خرما، با نام قرآنی نخل و نخیل؛ در بیست جای قرآن کریم  آورده شده که عبارتند از:

(بقره/۲۶۶) ، (انعام/۹۹و۱۴۱)،(رعد/۴)،(نحل/۱۱ و ۶۷)،(اسراء/۹۱)،(کهف/۳۲)،(مریم/۲۳و۲۵)،(طه/۷۱)،(مومنون/۱۹)،(شعراء/۱۴۸)،(یس/۳۴)،(ق/۱۰)،(قمر/۱۰)،(رحمن/۱۱و۶۸)،(حاقّه/۷) و (عبس/۲۹)

در هشت آیه نام نخل به تنهایی ذکر شده و در دوازده آیه دیگر در جمع میوه‌هایی دیگر مانند زیتون، انار و انگور دیده می‌شود. به جز کلمه نخل نام نوعی خاص از درخت خرما به نام «لینه» در سوره حشر آیه ۵ آمده است. در دو آیه ۵۳ و ۱۲۴ سوره نساء کلمه «نقیر» آمده که به معنای نقطه سیاه یا گودی بر پشت هسته خرما می باشد. قطمیر کلمة دیگری است که در قرآن در سوره فاطر آیه ۱۳ آمده است که به‌معنای چیزی بی‌اهمیت است هر چند در لغت به‌معنای پوست نازک بین خرما و هسته آن می باشد. کلمة «نوی» در سوره انعام آیه ۹۵ را بعضی هسته خرما معنا کرده‌اند و البته بعضی آن‌را هسته هر نوع میوه‌ای می‌دانند. همچنین کلمه «عرجون» به‌معنی چوب هلالی شکل خوشه خرماست که خشکیده و به شکل داس برآمده، است که در سوره یس آیه ۳۹ هلال ماه به آن تشبیه شده است. کلمات «حبل» و «دُسُر» را که در سوره لهب آیه ۵ و قمر آیه ۱۳ به ترتیب آمده است، لیف خرما معنی کرده‌اند.


خرما در روایات

در روایتی آمده است جبرئیل(ع) به حضور رسول خدا رسید در حالی‌که یک طبق خرما در حضور پیغمبر(ص) بود، جبرئیل پرسید: این چیست؟ فرمود: برنی [نوعی خرما] عرض کرد: ای محمد(ص) بخور آن‌را که غذا را هضم می‌کند، خستگی را از بین می‌برد، درد را بیرون می‌نماید و در آن مرضی نیست و در هر خرما یک حسنه ثواب است. (۳. نورانی، مصطفی، دورنمایی از طب اسلامی گیاهان دارویی، ص ۱۲۰ و محاسن، ج ۲، ص ۵۳۵(.

در کتاب بحارالانوار، جلد۶۶ از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که فرمود: «خرما بخورید زیرا خرما بر هر درد شفاست» و نیز پیغمبر اسلام(ص) فرمود: «خرما را ناشتا بخور که کرم را می‌کشد«.
در کتاب مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۱۱ از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: «زن‌ها در هیچ چیز مثل خرما شفا نمی‌طلبند؛ چون خدا به مریم در موقع نفاسش خرما داد«.
ابن‌عقبه گوید: امام صادق(ع) فرمود: زن های خود را در حال نفاس خرمای برنی بدهید تا آن‌که فرزندانتان حلیم باشند. و در روایتی آمده که حلوای رسول خدا(ص) خرما بود. ( محاسن، ج ۲، ص ۵۳۱ (

پیامبر خدا (ص) فرمود: برشما باد برنی (نوعی خرما)، چرا که خستگی را می‌برد، در برابر سوز سرما گرمی میدهد در برابر گرسنگی سیر می‌کند و درآن هفتاد و دو باب شفا است و نیز فرمود: «به زنان خود در دوره نزدیک زایمان خرما بدهید؛ زیرا صورت کودک وی بردبار و پاک خواهد شد و خوراک مریم(س)، هنگامی‌که عیسی را به دنیا آورد، همین بود در حالی‌که اگر خدا غذایی بهتر از خرما برای او سراغ داشت همان را به وی می‌خوراند» و امام علی(ع)  فرمود: «زن باردار هیچ خوراکی نمی‌خورد و هیچ دارویی به‌کار نمی‌گیرد که برتر از خرمای تازه باشد«. 
کسانی‌که بیماری قند دارند باید کمتر از این میوه استفاده کنند.لازم به ذکر است با تمام مزایای یاد شده، زیاده‌روی در مصرف خرما برای کبد و طحال خوب نبوده و در ضمن فشار خون را بالا برده و همچنین باعث چاقی نیز می‌شود.

 

 

خرما میوه‌ای است بهشتی که نام آن در کتاب‌های 

مقدس آسمانی بارها تکرار شده است.

شواهد باستان‌شناسی مربوط به کشت خرما در غرب عربستان به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تعلق دارند. خرما در این نواحی به‌عنوان نماد باروری و زایش مورد توجه خاص مردم بوده است و چادرنشین‌‌ها آن‌را در واحه‌های بیابانی می‌کاشتند.

اعراب از قدیم اعتقاد داشتند که خرما انرژی خورشید را گرفته و در خود ذخیره می‌کنند و این انرژی با خوردن خرما به بدن آن‌ها منتقل می‌شود.


اگر خرما نبود، پراکندگی جوامع بشری در مناطق 

گرم و بی‌آب و علف محدودتر بود

گیاهان کمی مانند نخل خرما یافت می‌شوند که به‌صورت زراعی به کار برده شده و با زندگی آدمی نیز پیوستگی داشته باشند. این مبالغه نیست که بگوییم اگر نخل نبود، گسترش و پراکندگی آدمی به مناطق گرم و بی‌آب و علف جهان قدیم، بسیار محدودتر می‌شد.

خرما نه‌تنها غذایی پرانرژی است بلکه به‌راحتی قابل نگهداری و انبار کردن و حمل در مسافت‌های طولانی در صحرا می‌باشد و با ایجاد سایه و محافظت در برابر بادهای صحرایی محل مناسبی را برای اسکان صحرانشینان ایجاد می‌کند. علاوه بر این از نخل، محصولات متفاوت دیگری جهت استفاده در تولیدات کشاورزی و تغذیه دام‌های اهلی به‌دست می‌آید، به‌طوری‌که عملاً هر یک از قسمت‌های نخل، کارآیی مفیدی دارند.


درخت خرما که ارتفاع آن ۱۰ تا ۲۰ متر می‌شود، دارای تنه‌ای است استوانه‌ای صاف، بدون انشعاب که آثار برگ‌های قدیم درخت روی آن به‌صورت برجستگی‌هایی باقی می‌ماند.


میوه رسیده خرما بسته به نوع آن به رنگ‌های قهوه‌ای روشن، قهوه‌ای و قهوه‌ای تیره مایل به سیاه می‌باشند و گوشتی شیرین دارای یک هسته بلند به طول یک تا ۳ سانتی متر و قطر ۲ تا ۵ میلی‌متر است که به‌صورت خوشه‌های بزرگ ظاهر می‌شود. خرمای تازه، بسته به درصد رطوبت به صورت نرم، نیمه خشک و خشک دسته‌بندی می‌شود.


استفاده از کود و سموم کشاورزی 

بر روی خرما بی‌تأثیر است

بیش از ۳۰۰۰ نوع خرما در جهان شناخته شده است که برخی از آن‌ها مانند هلیله، مضافتی، شکری چرپان و بارشاهی در ایران وجود دارد.
با توجه به این‌که درخت خرما ۳۰ متراز زمین ارتفاع دارد و ریشه آن ۳۰ متر زیر زمین است، استفاده از سموم شیمیایی بر روی آن بی‌تأثیر است، پس خرما را می‌توان جزو غذاهای سالم و ارگانیک دانست.

از مهم‌ترین مواد شیمیایی موجود در خرما می‌توان به انرژی (کیلوکالری)، چربی، پروتئین، کربوهیدرات، منیزیوم، کلسیم، فسفر، آهن،سدیم، پتاسیم، ویتامین آ، ویتامین ب۱، ویتامین ب۲، ویتامین ب۳، فولات و فیبر غذایی اشاره کرد.بیشترین اهمیت تغذیه‌ای خرما نقش آن در تأمین فیبرغذایی است.


میزان ابتلا به سرطان در افراد ساکن نواحی 

خرماخیز جهان کمتر است

خرما در پیشگیری از سرطان به‌دلیل داشتن مقدار زیادی منیزیوم نقش دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که میزان ابتلا به انواعی از سرطان در افراد ساکن نواحی خرماخیز جهان به‌طور چشم‌گیری کمتر است.

در ذکر خواص خرما این سخن کافی است که روزی ظرفی از خرما را خدمت حضرت امام صادق(ع) گذاشتند، آن حضرت فرمودند: «همانا در آن شفای دردهاست» طبق نظر حکمای طب سنتی، جوشانده ۵۰ گرم خرما در یک لیتر آب، شربت بسیار مؤثری برای رفع خشونت و نرم کردن سینه است.



خواص دارویی خرما

خرما برای درمان فلج، پارکینسون، تقویت کلیه، نرم کردن مفاصل و رفع کمردرد مفید می‌باشد. در کشور هندوستان از صمغ درخت خرما برای درمان اسهال و معالجه بیماری‌های مجاری تناسلی و ادراری استفاده می‌شود و از میوه خرمای بدون هسته، برای نرم کردن سینه و به‌عنوان ملیّن و همچنین بهبود آسم و ناراحتی‌های سینه و رفع سرفه بهره می‌برند. سایر فواید خرما شامل کمک به خون سازی (به‌دلیل داشتن ویتامین و فولات)  و درمان سنگ‌مثانه می‌باشد.

افرادی‌که تمایل به مصرف یک ملیّن غذایی جهت کمک به انجام فعالیت‌های دستگاه گوارش به‌طور طبیعی دارند، می‌توانند چند دانه خرما را در هنگام شب در مقداری آب بگذارند و صبح اول وقت آن را به همراه آبش میل نمایند. این شربت برای افراد مبتلا به رماتیسم هم مفید است.
از جمله خواص خرما، خنثی کردن اسید اضافی معده است. با توجه به این‌که زیادی اسید معده باعث ترش کردن و دل‌درد می‌شود، هنگام بروز چنین علائمی، ۲ تا ۳ عدد خرمای تازه را له کرده و در مقداری آب  جوش بیندازید، سپس هم زده و بنوشید.

با خوردن یک عدد خرما به همراه شیر، پیش از خواب، خواب راحتی خواهید داشت؛ خرما ضد میکروب است، سبب تقویت ستون فقرات شده و قوه بینایی و شنوایی را تقویت می‌کند؛ همچنین سبب هضم غذا و خوشبو شدن دهان می‌شود؛ کلسیم موجود در خرما عامل اصلی استحکام استخوان‌هاست؛ در ضمن فسفر آن نیز مانع ضعف اعصاب و خستگی می‌شود؛ به همین دلیل، مصرف روزانه چند عدد خرما به سالمندان توصیه می‌شود.

به این ترتیب با توجه به این‌که خرما دارای منیزیم نیز هست و سالمندان نیز برای جبران کاهش کار سلول‌های مغزی‌شان باید غذاهای منیزیم‌دار بخورند، این میزان مصرف، منیزیم مورد نیاز آن‌ها را نیز تأمین می‌کند. در ضمن منیزیم موجود در خرما کارکرد کلیه و لوزالمعده را آسان می‌کند.
 خرما برای افرادی که دوره نقاهت را می‌گذرانند نیز مفید است، همچنین مانع تجمع چربی شده و به‌دلیل دارا بودن عناصر مفید، دفاع بدن را نیز در برابر امراض بالا می‌برد. علاوه بر این، خرما برای بیماران دارای چربی خون، چاقی، ناراحتی‌های تنفسی، آسم و کلیه التهابات، مفید است.خرما از جمله میوه‌های شیرینی است که مصرف محدود آن برای بیماران دیابتی نیز مجاز شناخته شده است.

تحقیقات به‌عمل آمده نشان داده است مصرف خرما باعث افزایش شیر مادر و همچنین ایجاد آرامش مادران در دوران بارداری می‌شود. اعراب از خرمای کال نیز استفاده می‌کنند و معتقدند که اثرات درمانی بسیاری دارد  ازجمله خرمای سبز تقویت کننده اعمال جنسی و انرژی‌زا می‌باشد.
اثر دیگر معجزه‌آسای هسته خرما از بین بردن تورم پلک‌های چشم است برای این منظور پمادی از در هسته خرما درست کرده و آن‌را روی چشم می‌گذارند این پماد برای رشد مژه‌های چشم نیز بهترین دارو است.


خرما بهترین میوه برای بازیافتن انرژی و قدرت جوانی

زندگی پرمشغله و ناراحتی‌های روانی که میل جنسی را در بعضی از اشخاص از بین می‌برد بهترین علاجش خوردن مداوم خرما است که میل جنسی را به این اشخاص باز می‌گرداند. در زمان‌های قدیم همواره خرما را برای قدرت و انرژی به‌کار می‌برده‌اند و هنوز بهترین میوه برای بازیافتن انرژی و قدرت جوانی است.گل‌های درخت خرما نیز خاصیت دارویی دارند، طعم گل‌های درخت خرما تلخ است و اثر مسهلی دارد.
سعی کنید به‌جای قند و شکر از خرما برای نوشیدن چای استفاده کنید؛ در آشپزی و شیرینی‌پزی نیز به‌جای شکر می‌توانید از خرما استفاده کنید؛ ورزشکاران به‌علت فعالیت زیاد، می‌توانند از عصرانه‌ای مقوی که با خرما باشد استفاده کنند؛ خرما برای کاهش چربی‌های خون مؤثر است.
با مصرف خرما می‌توان احتمال ابتلا به پوسیدگی دندان را کاهش داد؛ عصاره خرما با جلوگیری از رشد میکروب عامل پوسیدگی دندان، احتمال ابتلا به این عارضه را کاهش می‌دهد.
خرما میوه بسیاری مغذی و کامل است که می‌توانید به همراه چای یا آب‌جوش در افطار آن را میل کنید؛ خرما دارای قند زیادی است. در واقع حدود۷۰ درصد آن را کربوهیدرات تشکیل می‌دهد، ۲۵ درصد قند آن ساکاروز و ۵۰ درصد آن گلوکز است.

فیبر موجود در خرما برای بهبود عملکرد سیستم گوارش و هضم و دفع مواد غذایی مفید است.برای خواب راحت و با آرامش می‌توانید قبل از خواب یک عدد خرما و یک لیوان شیر گرم میل کنید.

برگرفته از:

سایت ایکنا

http://iqna.ir/fa/news/2618543/





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : خرما میوه ای قرآنی،
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

045/140/146/249/268/274

291/297/306/316/343/148

442/518/531/534/566/585


چرا  وقتى سر نخل خرما را قطع كنند دیگر نمى‏ روید؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 375-مطلب شماره 531


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه فرمودند:

وقتى خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید، از آن گِل مقدارى زیاد آمد، پس نخل خرما را از آن زیادی گِل خلق نمود و به خاطر همین است كه وقتى سر نخل را قطع كنند دیگر نمی روید و محتاج به عمل تلقیح مى ‏باشد.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 30-سوره روم، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397



إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿اعراف/54﴾ 157

به یقین پروردگار شما خداست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را می جوید بر روز می پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.

 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَکَّرُونَ ﴿یونس/3﴾ 208

یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می کند. [کار] هیچ واسطه ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر  [حقایق] نمی شوید؟

 

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿هود/7﴾ 222

و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.

 

الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿فرقان/59﴾ 365

همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا شَفِیعٍ أَفَلا تَتَذَکَّرُونَ ﴿سجده/4﴾ 415

خداست که آسمان ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمی شوید؟

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿حدید/4﴾ 538

اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.



****************



چرا شش تا از ماههای قمری بیست و نه روزه است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 347-مطلب شماره 508


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از صباح بن سیابه از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال ماه‏ها را دوازده‏ تا آفریده و مجموعا سیصد و شصت روز مى‏ باشند، پس شش روز از آن كسر نمود و در آن آسمان‏ها و زمین را آفرید فلذا در ماه‏ها نقص و قصور پیدا شده است.


اشاره مدیر وبلاگ :


جالب است که به فرموده خداوند و طبق آیات فوق جهان در شش روز یا شش مرحله به حُکمش پدید آمده است و تعداد این آیات هم در قرآن کریم شش تاست.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 25-سوره فــرقــان، 32-سوره سـجـده، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 157-162، 205-210، 217-222، 361-366، 415-420، 535-540، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقره/82

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

005/012/047/057/087/098

105/108/123/155/208/209

224/253/258/297/304/312

333/334/338/339/357


****************



چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 301-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده ‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 01-06، 07-12، 43-48، 55-60، 85-90، 97-102، 103-108، 121-126، 151-156، 205-210، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 13-سوره رعـــــد، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 223-228، 253-258، 295-300، 301-306، 307-312، 331-336، 337-342، 355-360، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


اسرار پیدایش ذرّات منتشر در فضا


وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْكَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ ﴿اعراف/143 167

 زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا جمال با کمال ذات بی نهایتت را به قلب من بنمای تا تو را به رؤیت ویژه باطنی بنگرم خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر پس از جلوه من بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزّهی از اینکه مشاهده شوی، به سویت بازگشتم، و من در میان مردم این روزگار نخستین باور کننده این حقیقت که هرگز دیده نمی شوی هستم.


****************


اسرار پیدایش ذرّات منتشر در فضا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 251-مطلب شماره 476


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام، از حضرت سؤال شد: 

خداوند متعال ذرّاتى را كه داخل در روزنه‏ هاى خانه مى‏ باشند از چه آفریده؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه موسى علیه السّلام به حضرت پروردگار عرض نمود:

پروردگارا خود را به من بنما تا به تو نظر كنم.

خداوند تبارك و تعالى فرمود: اگر این كوه به خاطر نور من پا بر جا ماند البتّه قدرت خواهى داشت به من نظر كنى و اگر پا بر جا نماند ضعف دیدگانت مانع مى ‏شوند از اینكه قدرت نظر به من را داشته باشى، بارى وقتى حق جلّت عظمته بر كوه تجلّى نمود، كوه سه قطعه شد، یك بخش آن به آسمان بالا رفت و بخش دیگرش به زمین فرو رفت و یك قطعه دیگرش ذرّه، ذرّه شد و در فضا منتشر گردید، این ذرّات داخل در روزنه خانه‏ ها از غبار آن كوه مى‏ باشد.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 163-168، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397



وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (بقره/518

 

و [یاد كنید] زمانى كه [براى نازل كردن تورات] چهل شب با موسى وعده گذاشتیم ، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به سبب این كار بسیار زشت] ستمكار بودید .



وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره/548

و یاد کنید زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و افرادی از خودتان را که گوساله را به پرستش گرفتند بکشید که این عمل برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است پس خدا به دنبال اجرا کردن دستورش توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.




وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ 

وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿ بقره/ 92﴾ 14

و قطعاً موسى براى شما معجزات و دلایلى روشن آورد ، سپس شما پس از [رفتن] او [به كوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به خود و دلایل روشن حق] ستمكار بودید .


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿ بقره/ 93﴾ 14

 

و [یاد كنید] زمانى كه از شما [براى پیروى از موسى] پیمان گرفتیم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتیم [و گفتیم :] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت دریافت كنید [و احكام ما و پیامبرتان را بشنوید ، به ظاهر] گفتند : شنیدیم و [در باطن گفتند :] نافرمانى می ‏كنیم . و به سبب كفرشان دوستى گوساله در دل‏هایشان پایدار شد. بگو : اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه جنایت و فساد فرمان می ‏دهد] پس بد چیزى است آنچه ایمانتان به آن فرمان می ‏دهد .

 

یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِکَ وَآتَیْنَا 

مُوسَى سُلْطَانًا مُبِینًا ﴿ نساء/ 153﴾ 23

اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان] از تو می خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.


وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُکَلِّمُهُمْ وَلا یَهْدِیهِمْ سَبِیلا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ ﴿ اعراف/ 148﴾ 168

و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی گوید و آنان را به راهی هدایت نمی کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.

 

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿ اعراف/152﴾ 169

بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ 

مُوسَى فَنَسِیَ ﴿ طه/ 88﴾ 318

پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آنگاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]




****************


اسرار این كه چرا گاو چشم برهم مى‏ نهد و سرش را به

 آسمان بلند نمى‏ كند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 245-مطلب شماره 470


حدیث (1)

ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبید اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن جبلة الواعظ، از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا علیه السّلام از پدر بزرگوارش، از آباء گرامش، از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردى از اهل شام راجع به مسائلى از من سؤال نمود و در ضمن سؤالاتش پرسید: 

چرا گاو چشم ‏هایش را بر هم مى‏ نهد و سر به آسمان بلند نمى ‏كند؟

حضرت فرمودند: به جهت شرم از خدا زیرا هنگامى كه قوم موسى گوساله پرستیدند

 این حیوان سرش را بزیر افكند.


حدیث (2)

 ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو اسحاق ابراهیم بن حمّاد بن عمر نهاوندى از ابو بكر احمد بن محمّد بن مستثنى بن ابى الخصیب در مصیصه، از موسى بن حسن در مدینه الرسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از ابراهیم بن شریح كندى از ابن وهب، از یحیى بن ایّوب، از جمیل بن انس نقل كرده كه وى گفت:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

گاو را اكرام كنید زیرا بزرگ و سرور چهارپایان است، این حیوان از شرم و حیا نسبت به خداوند متعال از زمانى كه (توسط قوم حضرت موسى) گوساله پرستیده شده سر به آسمان بلند نكرد.






نوع مطلب : 07-12، 13-18، 97-102، 163-168، 169-174، 313-318، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «مطلب مرتبط»،
          
جمعه 25 آبان 1397



 اسرار حیوانات مسخ شده و اقسام آنها

وَسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَیَوْمَ لَا یَسْبِتُونَ لَا تَأْتِیهِمْ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا یَفْسُقُونَ ﴿اعراف/163 171

از آنان سرگذشت شهری را که در ساحل دریا بود بپرس، هنگامی که اهلش در روز تعطیلیِ شنبه از حکم خدا تجاوز می  کردند؛ به این صورت که روز تعطیلیِ شنبه ماهی هایشان به اراده خدا از اعماق آب به سوی ساحل می  آمدند و به روی آب آشکار می  شدند و غیر شنبه ها نمی  آمدند وآنان بر خلاف حکم خدا در تعطیلی شنبه به صید می  پرداختند؛ این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش می  کردیم.


****************





 اسرار حیوانات مسخ شده و اقسام آنها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 239-مطلب شماره 464


حدیث (1)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از محمّد بن الحسن بن علان نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا الحسن علیه السّلام در باره حیوانات مسخ شده‏ ها سؤال كردم؟

حضرت فرمودند:


مسخ شدگان از حیوانات دوازده صنف بوده و برایشان اسرارى است :


امّا فیل : این حیوان مسخ شده؛ زیرا در اصل سلطانى بوده كه زنا و لواط میكرده.


خرس : این حیوان نیز از ممسوخ است؛ زیرا در اصل مردى دیّوث[1] بوده.


خرگوش : حیوانى است كه مسخ شده؛ زیرا در اصل زنى بوده كه به شوهرش خیانت مى‏ نمود و از حیض و جنابت غسل نمى‏ كرد.


خفّاش : حیوانى است مسخ شده؛ زیرا خرماهاى مردم را سرقت مى ‏كرد.


و امّا بوزینه‏ ها و خوك ها : اینها طائفه‏ اى از بنى اسرائیل بوده كه در روز شنبه ظلم و ستم كردند.


و امّا جرّى (نوعى ماهى است) و سوسمار : زمانى كه مائده آسمانى براى جناب عیسى علیه السّلام نازل شد گروهى از بنى اسرائیل به آن حضرت ایمان نیاوردند در نتیجه به سرگردانى مبتلا شدند پس برخى در دریا افتاده و بعضى در خشكى ماندند آنها كه در دریا افتادند به صورت جرّى در آمده و آنان كه در خشكى ماندند به شكل سوسمار شدند.


امّا عقرب : در اصل مردى سخن چین بود پس مسخ شد و به این شكل در آمد.


امّا زنبور : در اصل گوشت فروش بود و در وقت فروش از ترازو كم میگذاشت.



حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از

محمّد بن احمد بن اسماعیل علوى، على بن الحسین بن على بن ابى طالب، از على بن جعفر، از برادر بزرگوارش حضرت موسى بن جعفر، از حضرت جعفر بن محمّد علیهم السّلام، حضرت فرمودند:


مسخ ‏شده ‏ها سیزده ‏تا است:


فیل، خرس، خرگوش، كژدم، سوسمار، عنكبوت، كرم سیاه، سگ ماهى، خفّاش، بوزینه، خوك، زهره و سهیل.


محضر مباركش عرض شد: اى فرزند رسول خدا سبب مسخ شدن آنها چه بود؟

حضرت فرمودند:

امّا فیل : مردى ستمگر و لواطه كن بود از رطب و یابس نمى‏ گذشت (یعنى به هر كس دست مى ‏یافت این عمل شنیع را مرتكب مى‏ شد) 


و امّا خرس : مردى بود كه حالت زنانگى در او بود و مردان را به خود دعوت مى ‏كرد.


و امّا خرگوش : زنى بود آلوده كه نه از حیض غسل مى ‏كرد و نه از جنابت و نه از غیر این دو.


و امّا كژدم : مرد هرزه‏ گویى بود كه احدى از او و آزارش در امان نبود.


و امّا سوسمار : مردى بیابانى بود كه با عصاى خویش اموال حاجیان را میدزدید.


و امّا عنكبوت : زنى بود كه به شوهرش خیانت نمود.


و امّا كرم سیاه : مرد سخن چینى بود كه بین دوستان جدایى مى‏ انداخت.


و امّا سگ‏ ماهى : مرد «دیّوثى» بود كه مردان اجنبى را به همسران خود دعوت مى كرد.


و امّا خفّاش : مرد دزدى بود كه از سر درختان خرما، خرماى مردم را میدزدید.


و امّا بوزینه : یهود در روز شنبه خیانت و ستم كردند لذا به بوزینه مسخ شدند.


و امّا خوك ها: جمعى از نصارى از پروردگار درخواست كردند بر ایشان مائده نازل كنند، بعد از نزول مائده در تكذیب پیامبر خود سخت‏ تر شدند.


حدیث (3)

 على بن عبد اللَّه ورّاق رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرده كه حضرتش فرمودند:


خفّاش (شب پره) : زنى بود كه رقیب خود را سحر كرد لذا حق تعالى او را به صورت خفّاش مسخ نمود و موش یكى از اسباط یهود بود كه مورد غضب خدا واقع شدند و آنها را به صورت موش مسخ فرمود و پشه مردى بود كه انبیاء علیهم السّلام را مسخره مى‏ كرد و ناسزا به ایشان میگفت و با ایشان روترش نموده و در مقابل شان كف مى‏ زد، حق تعالى او را به صورت پشه مسخ فرمود.


 شپش : حیوانى است كه منشأ ایجاد و هستى آن جسد مى‏ باشد و شرح مسخ شدن آن این است كه:

پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل ایستاده بود و نماز مى‏ گذارد در این هنگام نادانى از نادانان بنى اسرائیل جلو آمد و او را به استهزاء گرفت و رو به آن جناب ترش كرد، پس از جایش برنخاست مگر آنكه حق سبحانه و تعالى او را به صورت شپش مسخ فرمود.


 مارمولك : سبطى از اسباط بنى اسرائیل بود كه اولاد انبیاء را سبّ و نفرین كرده و ایشان را مورد بغض و كینه قرار مى‏ دادند، پس حق تعالى آنها را به صورت مارمولك مسخ فرمود.


 عنقاء(پرنده) : از ناحیه غضب خداوند تبارك و تعالى به این صورت در آمد و حق تعالى این مبغوض را مثل عنقاء و به صورت آن مسخ فرمود، پناه مى‏بریم به خدا از غضب و سخط او.




«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 169-174، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397
 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/2




بیوگرافی شیطان



شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد 


و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آن کارها از این قرارند :



«پس متوجه باشیم که این اعمال از ما سر نزند»


ــ اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام 

برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که 

آتش از خاک بالاتر است.

 

َالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ 

وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿ اعراف/12﴾ 152

خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.


ــ اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور 

خالق خود عمل نکرد (المیزان ، ج 8، ص 59)

 

ــ اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا 

با او  مخالفت نمود.


إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿ حجر/31﴾ 263

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

ــ اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون 

درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا 

شریک مى شود.

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ 

أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  ﴿ اعراف/20﴾ 152

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.


ــ اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

 وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿ اعراف/21﴾ 152

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم]


ــ شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه 

و بت را ساخت.(نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)

 

ــ اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال 

طول کشید.(تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.)

 

ــ اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم 

علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306)

 

ــ اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، 

به یاد بهشت و نعمت هاى آن نوحه و گریه کرد.

 

ــ اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(بحار، ج 14، ص 112)

 

ــ اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم 

علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

 

 

ــ اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

 

ــ اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

 

ــ اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن

 تشویق کرد.( کتاب سلیم بن قیس)

 

ــ اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.(کتاب ابلیس ، ص ۱۶۴ و ۱۶۵)

 

ــ اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

 

ــ اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 

ــ اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

 

ــ اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود. 


وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78﴾ 457

خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده ای.

 

ــ اولین کسى که به خدا کفر ورزید.


إِلا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿ ص/74﴾ 457

مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 13-18، 121-126، 151-156، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/12



شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟



شیطان که کینه آدم وحوارا بردل داشت تصمیم قاطع گرفت تا آن جا که مى تواند از آدم و اولادش انتقام بگیرد و در مکر و حیله و فریب دادن آنان کوتاهى نکند.

آن ملعون، به خوبى مى دانست خوردن از آن درخت ممنوعه باعث مى شود که آنها را از بهشت بیرون کنند.

 در صدد وسوسه آنان بر آمد و براى رسیدن به این مقصود دام هاى گوناگون خود را بر سر راه آنها گشود و براى نائل آمدن به هدف شوم خود بهترین راه را در این دید که عشق و علاقه ذاتى انسان، به تکامل و ترقى در زندگى جاوید استفاده کند. 

نیز براى قانع کردن آنان براى مخالفت فرمان خدا، عذر و بهانه اى بتراشد که آنها با دلگرمى دستور او را اجرا کنند.

در این زمینه چند روایت وجود دارد :

1- روایتی میگوید: که بعد از آنکه شیطان به بهشت رفت، در همان دهان مار، شروع کرد با آدم علیه السّلام صحبت کردن - آدم هم خیال کرد سخن گو مار است . مى گفت : اى آدم ! خدا نمى خواهد که شما براى همیشه در بهشت بمانید و هر کس از این درخت بخورد جاوید مى ماند، خدا با این دستورى که به شما داد، قصد خیانت داشته ! از آن بخورید تا جاوید بمانید.!

 آدم جواب داد: اى مار! این حرف که تو مى زنى، از غرور شیطان است. چطور خدا که مى گوید: از این درخت نخورید ضرر دارد قصد خیانت به ما را داشته ؛ در حالى که تو مى گویى بخور ضرر ندارد و براى حرف خود قسم هم مى خورى؟ که خدا «ارحم الراحمین» است و بخیل نیست . شیطان هر چه وسوسه کرد، آدم نپذیرفت و با او مخالفت نمود. وقتى شیطان از آدم مایوس شد پیش همسر آدم رفت. 

گفت : آیا مى دانى چرا خداوند شما را از میوه این درخت منع کرده و گفته است نزدیک آن نشوید؟ چون درخت حیات و جاوید است . هر کس از آن بخورد یا فرشته مى شود و یا عمر جاویدان را به دست مى آورد و همیشه زنده مى ماند.

فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ 

وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَىٰ ﴿طــه/120 320

پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمی  شود، راهنمایی کنم؟

(

سپس گفت : خداوند متعال نمى خواهد شما در زندگى دائمى با او شریک باشید، مى خواهد این جاودانگى مخصوص خودش باشد؟ با این نقشه و نیرنگ به آنها فهماند خوردن از این درخت ضرر و زیان به شما نمى رساند، بلکه همیشه در بهشت خواهید ماند.

بعد از آن گفت : اگر از آن نخورید به این زودى شما را از بهشت بیرون مى کنند. باز براى این که پنجه هاى پر وسوسه و حیله هاى خود را بیشتر و محکم تر در جان آدم فرو برد و آنها را از حق و حقیقت منحرف کند، براى حق به جانبى خود، قسم هاى شدیدى خورد و گفت : من خیر خواه و دل سوز هستم ، خود را موظف مى دانم که شما را نصیحت کنم!!!

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ ﴿اعراف/20 152

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، وسوسه اش این بود که به هر دو گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.


حضرت آدم علیه السلام که هنوز تجربه کافى در زندگى را نداشت و تابه حال گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و نیرنگ هاى دروغ او نشده بود و نمى توانست باور کند کسى این چنین قسم دروغ به خدا یاد کند، سرانجام تسلیم شد و فریب و نیرنگ شیطان در او اثر کرد و از میوه آن درخت خورد.

 

2- درروایتی دیگر داستان اینگونه نقل شده : هنگامی که شیطان از آدم مایوس شد پیش همسرش حوا آمد و گفت :اى حوا! آیا مى دانى درختى که خداوند براى شما حرام کرده بود، اکنون برایتان حلال کرده ؟ چون دید اطاعت و عبادات شما بسیار نیکو بوده است. 

اگر مى خواهى امتحان کن ، فرشتگانى که موکل بر آن درخت بودند و حیوانات بهشت را از آن منع مى کردند، دیگر با شما کارى ندارند. همین دلیل است که آن درخت براى شما حلال شده ، اگر تو جلوتر از آدم از آن بخورى بر او مسلط خواهى شد و او مطیع تو مى شود، مجبور است از تو اطاعت کند.!

حوّا گفت : من الان امتحان مى کنم . به سوى آن درخت رفت . وقتى ملائکه خواستند او را از نزدیک شدن به آن درخت منع کنند، خداوند به آنان وحى نمود و خطاب کرد: شما کسى را که عقل ندارد منع کنید، نه کسى را که به او عقل دادم و آن حجت است بر او.

 اگر مرا اطاعت کند مستحق ثواب و اگر مخالفت کند مستحق عذاب است .ملائکه هم او را رها کردند و آزاد گذاشتند. حوّا هم بى آنکه آنها مانع اش  شوند، به درخت نزدیک شد.

 خیال کرد واقعاٌ خوردن از آن حلال شده و ایرادى در کار نیست. مقدارى از میوه درخت خورد و طورى هم نشد. پیش خود گفت : مار درست گفت و مى دانست که خوردن از آن حلال شده . بعد از آن رفت پیش همسر خود آدم علیه السلام و گفت : آیا مى دانى که خوردن از آن درخت بر ما حلال شده ؟ من نزدیک آن رفتم ، ملائکه هم مانعم نشدند، مقدارى از آن خوردم ، مى بینى که طورى نشدم و ایرادى نداشت . آدم علیه السلام هم گول زن را خورد و با حوّا به راه افتاد، رفتند و از آن میوه خوردند.

3- درروایتی دیگرآمده : شیطان هردورا همزمان فریب داد وآدم وحوّا باهم همزمان فریب خوردند و اینکه گفته میشود اول حوّا فریب خورد و بعد آدم را گمراه ساخت ومایه بدبختی بشر حوّا است به نظر مفسران اسلام سخنی اشتباه است وآن را مبحثی ساختگی برای زیر سئوال بردن وپایین بردن شخصیت زن میدانند واعتقاد دارند آدم وحوا به یک میزان در این امر وهمزمان دخیل بودند  الله اعلم.

بعد از خوردن از آن درخت ، برایشان ثابت شد که نه تنها آن میوه آب حیات و زندگى جاوید نبود، بلکه به مجرد خوردن ، لباسهاى بهشتى از بدنشان ریخت و عورت ها و بدنهاى آنها تا آن موقع مخفى و پوشیده بود ناگهان ظاهر شد.

 ایشان در میان بهشت و جمع فرشتگان لخت و عریان شدند، حیران و سرگردان ماندند. وقتى لباسهاى بهشتى و آن تاج کرامت از اندامشان فرو ریخت و خود را در جمع ملائکه عریان دیدند، بلافاصله خود را به میان درختان رساندند و از برگ هاى درختان براى پوشیدن اندام کمک مى گرفتند و عورت هاى خود را مى پوشاندند، ولى برگ ها هم اطاعت نمى کردند و از بدنشان پرواز مى نمودند و باز عریان مى ماندند.

حوّا چاره خود را در این دید که بنشیند تا رسوائى او کمتر باشد. آدم با یک دست عورت خود را پوشانید و با دست دیگر سر خود را گرفت . و گفتند: خدایا! ما بر نفس خودمان ظلم کردیم. اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود.

وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿اعراف/21 152

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم و قصد فریب شما را ندارم.


خداوند به آنها خطاب کرد و گفت : مگر من شما را از خوردن میوه آن درخت منع نکردم؟ مگر به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار و سرسخت شما است. چرا فرمان من را اطاعت نکردید و فریب آن ملعون را خوردید؟

 سپس فرمود: الحال چاره اى جز این نیست که باید از بهشت خارج شوید. و آنها را از مکان و مقام خود بیرون کردند و به 

زمین فرستادند.(48) 

فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿بقره/36 6

 پس شیطان، هر دو را از طریق آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری بیرون کرد. و ما گفتیم: ای آدم و حوا و ای ابلیس در حالی که دشمن یکدیگرید و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی برای زندگی و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود

لازم بذکر است که بعد از مجازات شیطان و آدم و حوّا مار هم به دلیل گناهی که کرده بود از بهشت به صورت عریان و دست و پا قطع شده بیرون انداخته شد و دهانش را که شیطان را پنهان کرده بود پر از زهر شد و زیبایی خود را از دست داد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

48- اقتباس از سوره اعراف و سوره حجر و تفسیر نمونه ، برهان ، ج 2 ذیل آیات مربوط به داستان آدم علیه السلام ، شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 2، ص 63

 

 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 01-06، 151-156، 319-324، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/14




منبرخرابه شیطان



6/152/320

روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم، طرف چپ «بیت المعمور» منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می‌دانی آن منبر متعلق به کیست؟

حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟ شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می‌نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می‌کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می‌کردند. وقتی که تسبیح از دستم می‌افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می‌بوسیدند و به دست من می‌دادند.

 اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون‌تر در درگاه احدیت کسی نیست(51)

امیر المومنین حضرت علی (ع) درباره عبادت شیطان و عاقبت او می فرماید: پس از کار خدا درباره ابلیس پند گیرید که کردار دراز مدت او را تباه و کوشش فراوانش را بر باد داد و این به سبب لحظه ای تکبر و سرکشی بود (52)

=============

 

51- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم،

به نقل از بحارالانوار. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین

52- نهج البلاغه خطبه 192


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 01-06، 151-156، 319-324، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/15



اشتباه شیطان



6/152/263/320/324/457

بزرگ ترین اشتباه شیطان از آنجا سرچشمه گرفت، او فکر مى کرد چون از آتش فروزان خلق شده، واقعا از آدمى که از خاک به وجود آمده بهتر و بالاتر است؛ در حالى که اگر قدرى از تعصب و تکبر و لجاجت پایین مى آمد مى فهمید که به دلایل ذیل آدم علیه السلام از او برتر است :

 

1- همه مواد غذایى ، جواهرات با ارزش و قیمتى ، نیروى بدنى و جسمى انسان و حیوانات تمام نیروى فکرى و عقلى از خاک است ، اگر خاک نباشد هیچ چیز نیست ، ولى آتش این همه ویژگى ها را ندارد.

 

2- اگر تکبر و خودبینى را کنار مى گذاشت . اقرار مى کرد که خاک خواصى دارد. مثلا گیاهان را مى رویاند و نشو و نما مى دهد و قابل ترقى است . به همین دلیل روح خدایى به آن تعلق گرفت و چنان قابلیتى را پیدا کرد.

 

3- اگر با چشم تواضع نگاه مى کرد مى دید که خاک امین و امانت دار خوبى است و هر چه را که به عنوان امانت به او دهند پس از گذشت صدها یا هزاران سال بى آن که در آن خیانتى کند، پس مى دهد.


4- اگر حقیقت بین بود اقرار مى کرد که خاک متواضع است و تواضع یکى از صفات نیک و پسندیده مى باشد. ولى آتش متکبر و سرکش ، طالب بزرگى و خودبینى مى باشد و مسلما تواضع از تکبر بهتر است .

5- از خصوصیات خاک و گل این است که حالت چسبندگى و نگاه دارندگى دارد و موقعى که با روح ترکیب شود فیوضات الهى را به خود مى گیرد. از همین رو، وقتى روح در آدم دمیده شد، سجده گاه فرشتگان قرار گرفت . ولى آتش چنین نیست .


6- گل مرکب از آب و خاک است ، همان آبى که مایه حیات و زندگى هر چیزى است. چنان چه خداوند مى فرماید:

 و جعلنا من الماء کل شیءٍ حى، افلا یؤمنون ﴿انبیاء/30 324

آیا کافران نمى دانند - که ما هر چیز زنده را از آب قرار دادیم؟

 (مایه حیات و زندگى هر چیزى از آب است ) آیا ایمان نمى آورند؟


همان خاکى که مایه نشو و نما و رویاندن است ، هنگامى که با آب در هم آمیزند، نفس حیوان از آن متولد مى شود؛ مانند انسان که روح با خاک در هم آمیخته شد و روح پرستنده و پیکر ستایش گر آفریده شد.


7- هم چنین دستور خدا براى سجده، فقط براى آدمى که از خاک خلق شده نبود، بلکه سجده در برابر آن روحى بود که خداوند از خودش در او دمیده بود و به وسیله آن روح مقدس بود که آدم خاکى به آدم ملکوتى لقب یافته .

 دستور سجده در مقابل آدم هم بعد از دمیدن روح در او بود، نه قبل از آن ، چنان چه خداوند در قرآن مى فرماید: 

و اذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا لو ساجدین ﴿حجر/29﴾ 263

هنگامى که خلقت انسان به پایان رسید و کمال یافت و از روح خود (که یک روح شریف و پاک و با عظمتى است ) در آن دمیدم همگى به خاطر او سجده کنید.

آرى! عظمت آدم و دستور سجده به او به واسطه آن روح الهى بود که در او دمیده شده و گرنه خاک به خودى خود این همه مقام و منزلت و عزّت را نداشت .


8- وقتى روح خدا در او (انسان) دمیده شد، نور خدا هم در قلب او تابید و در واقع آن قلب، مانند کعبه از براى ملائکه شد و همینطور که انسان رو به سوى کعبه مى کند و سر به سجده میگذارد، فرشتگان هم باید در مقابل آن تجلیگاه نور خدا سجده کنند.


9- علاوه بر این، شرف آدم به این واسطه بود که گل او را خود خداوند متعال بدون واسطه سرشته و خود ضامنش بود. چنانچه مى فرماید: 

قال یا ابلیس ما منعک، ان تسجد لما خلقت بیدى ﴿ص/74 457

خداوند به شیطان فرمود: - اى ابلیس تو را چه مانع شد به موجودى که من با دو دست (علم و قدرت) خود آفریدم سجده نکنى؟!» 

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم هم درباره این نکته که گل آدم را خود خداوند سرشته ، فرمود: گل آدم را خداوند با دست خود چهل روز خمیر کرد.(شرح نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، پاورقى ص 59)


10- از همه این ها که بگذریم ، عبادت خداوند عبارت است از، اطاعت و فرمان بردارى او، و امر به سجده در برابر آدم علیه السلام هم یکى از دستورهاى الهى است که باید بدون چون و چرا اجرا شود. سجده به آدم یعنى سجده به خدا، چون به دستور خدا است . شیطان همه این فضایل و کمالات را از کف داد.



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 21-سوره انبـیاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 01-06، 151-156، 259-264، 319-324، 457-462، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/16



شیطان مزد عمل مى گیرد



بعد از آنکه شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچى کرد و از بهشت بیرون شد.گفت : پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور مى کنى ، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم ! علاوه بر آن خودت فرمودى ، عمل عمل کنندگان را ضایع نمى کنم 

 آیا سزاوار است که با یک اشتباه ، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلى از بین برود؟

خطاب از مصدر جلال رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمى شود؛ ولى کسى که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم در دنیا هر چه بخواهد، میدهم.

 شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب مى کنم. چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم ! شیطان در جواب گفت :

اوّل : آنکه ، اجازه دهى تا روز قیامت زنده باشم. خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابى یا شربت ناگوار آن را نچشی ، اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزّه مرگ را باید بچشد و اگر کسى مرگ سراغش نیاید در آخرت هم که مردن نیست. 

آن روز همه زنده مى شوند، مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشرکان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود.

فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَکُنْ لأسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لأزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأرْضِ وَلأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾ إِلا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾

﴿سوره حجر آیات 40-30 263/264

پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند.*مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد. *[خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟ * گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!! * [خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده ای، *و بی تردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.*گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته می شوند، مهلت ده * [خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی، *تا روز [آن] وقت معین*گفتپروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می آرایم [تا ارتکاب زشتی ها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه می کنم*مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگانِ [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] اند.

چون نجات از مرگ براى کسى نیست، تو را مهلت مى دهم تا روزى که معلوم است. شاید مراد از «روز معلوم»  روز ظهور امام عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته مى شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد.(62)

دوّم : اینکه ، خدایا! از تو مى طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا کنى ! از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولّد مى شود، دو شیطان بر او مسلّط است و او را اغوا مى کنند.

سوّم : گفت : خدایا! از تو مى خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهى که از هر جاى بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.

چهارم : از تو مى خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولى ما آنها را ببینیم!

پنجم : از تو مى خواهم این قدرت را به من بدهى که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم . بنابر این (در هر جا و هر شکلى که مى خواهد در مى آید تا شاید مردم را فریب دهد). 

همانطور که در روز سقیفه بنى ساعده ، مجلس ‍ شوراى مکه که علیه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم تشکیل شده بود، خود را به صورت پیرمردى نجدى در آورده و کار را براى آنان آسان کرد (که در داستان شیطان و مجلس شوراى مکه بیان شده است ).

و در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند(63) و ده ها داستان دیگر که در مباحث کتاب آورده شده است.

ششم : پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!

هفتم : عرض کرد: خدایا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه کنم . چنان چه در قرآن مى فرماید :

 

از شرّ آن وسوسه‌گر نهانی*شیطانى که وسوسه و اندیشه بد در دل 

مردم  مى افکند * وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان.


خداوند هم در پایان هر یک از خواسته هاى او فرمود، راضى شدم . وقتى شیطان این حاجات را از خداوند گرفت، عرض کرد:

 «فبعزتک لاغوینّهم اجمعین» ﴿ص/81

اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى کنم.


سپس شیطان گفت : من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه مى دهم) و از پشت سر (آنها را که به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم) و از طرف راست (امور معنوى را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع مى سازم)، و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم) و سراغشان مى روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهى یافت.


قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿اعراف/16﴾ 152


گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی میرساند] در کمین آنان خواهم نشست.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

62- به بحث قاتل شیطان رجوع شود

63- کتاب سلیم بن قیس



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 151-156، 259-264، 319-324، 457-462، 601-604، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 38-سوره ص، 114-سوره ناس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic