وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

ساعتی از ساعات بهشت


بین الطلوعین فاصله زمانی از طلوع فجر و اذان صبح تا طلوع آفتاب است که حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشد. در روایات از این زمان به ساعتی از ساعات بهشت یاد شده و آثار و برکاتی برای آن بیان شده که انسان به این نتیجه می‌رسد که اگر می‌خواهد خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را داشته باشد و از بدبختی‌ها رهایی یابد می‌بایست در این ساعات بهشتی بیدار بماند؛ چرا که فرشتگان در حال تقسیم روزی هستند و اگر خواب بمانی از همه چیز باز ماندی. نویسنده در مطلب حاضربا مراجعه به آیات و روایات نقش کلیدی این ساعت از شبانه روز را تبیین کرده است.


از نظر فلسفی میان لحظات زمانی هیچ تفاوتی نیست؛ چون زمان یک بعد از ابعاد ماده است که از آن به بعد چهارم پس از طول و عرض و عمق یاد می‌شود. زمان به سبب اینکه اعتباری‌تر از این سه بعد است، به نظر می‌رسد که کم تاثیرتر از دیگر ابعاد مادی باشد؛ به ویژه آنکه زمان در زمین با زمان در مریخ و مشتری و عطارد و دیگر سیارات بسیار متفاوت است. این بیست و چهار ساعت در زمین در سیاره دیگر چیز دیگری است. از طرفی زمان فاصله حرکت یک چیز از مبدا به منتهاست و این فاصله به طور طبیعی تفاوتی ندارد مگر همان تفاوت شتاب جرم و امور دیگری که به حوزه فیزیک و طبیعت و یا فلسفه مربوط است.
اما بر اساس آموزه‌های قرآنی انسان چون در عالم ماده است، اسیر و محاط به احکام و سنت‌ها و قوانین حاکم بر آن است. از این رو ماده به شکلی بر انسان احاطه دارد و باید این احکام و قوانین را بشناسد و به درستی از آن به نفع خود بهره ببرد.
آموزه‌های قرآنی بر این نکته تاکید دارد که روز‌ها و ساعت ‌ها و زمان‌های شبانه روز با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت چنان روشن و برجسته است که سرنوشت انسان را تغییر می‌دهد و خوشبختی و بدبختی را موجب می‌شود. سحرگاهان از جمله زمان‌هایی است که مورد تاکید قرآن قرار گرفته و نماز شب در آن و استغفار، راهی است که انسان را به مقام احسان می‌رساند.(ذاریات، ایات 16 تا 18)
یکی دیگر از ساعات بسیار مهم در طول شبانه روز، بین الطلوعین است. بِینَ الطُّلوعَین، فاصله زمانی میان دمیدن صبح صادق (طلوع فجر) و طلوع آفتاب است. بین الطلوعین در حقیقت همان زمانی است که هوا تقریبا گرگ و میش شده است.
در قرآن از ساعاتی پیش از طلوع خورشید برای دعا و ذکر خدا، یاد شده و دعا‌ها و اذکاری از معصومین برای این ساعات ذکر شده است. خداوند می‌فرماید:

فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿طــه/15﴾ 321

پس بر آنچه مى‏گویند شكیبا باش، و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از غروب آن، با ستایش پروردگارت او را تسبیح گوى، و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز، باشد كه خشنود گردى.


فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ﴿ق/39﴾ 520

و بر آنچه مى ‏گویند صبر كن، و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب، به ستایش پروردگارت تسبیح گوى.


خداوند در آیات قرآنی از فرشتگانی یاد می‌کند که مسئولیت‌های خاصی دارند. برخی از فرشتگان برای بارور کردن ابر‌ها و آدم‌ها و گیاهان هستند، برخی مسئول جا‌به‌جایی ابرها، برخی مسئول پخش روزی(ذاریات، آیه 1)، حاملان دانه‌های باران(همان، آیه 2 )، تقسیم کنندگان امور و کارها(همان، آیه 4) و مانند آنها هستند.
بر اساس برخی از روایات تقسیم روزی که فرشتگان انجام می‌دهند و کار‌ها و امورات مردم را مشخص می‌کنند، در این ساعات از روز انجام می‌گیرد. در روایات تفسیری در ذیل آیه 57 سوره بقره 

...و أَنْزَلْنا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى ﴿بقره/57 8

و ما بر شما من و سلوی فرو فرستادیم 

آمده است که زمان نزول آن‌ها در بین الطلوعین بوده است.

در ذیل آیه 4 سوره ذاریات که خداوند فرموده است: فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً، در روایات تفسیری آمده است:ه

إنّ الملائکة تقسم أرزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر إلى 
طلوع الشمس فمن نام ما بینهما نام عن رزقه 

فرشتگان در هنگام بین طلوع فجر و طلوع خورشید، رزق و روزی بنی آدم را تقسیم می‌کنند و کسی که در آن زمان در خواب باشد رزقش را از دست می‌دهد.


همچنین خداوند می‌فرماید:

وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ سَبِّح بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالعَشیّ وَ الإِبکار ﴿غافر/55﴾ 473

پس صبر كن كه وعده خدا حقّ است و براى گناهت آمرزش بخواه و ستایشگر پروردگارت در شامگاهان و بامدادان باش.

در تفسیر آمده که مقصود از «الإبکار» بین الطلوعین است.
زمان بین الطلوعین به ویژه برای نماز و خواندن قرآن توصیه و سفارش الهی است؛ زیرا زمانی است که همه چیز در آن لحظات مشهود است. خداوند می‌فرماید:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً ﴿اسراء/78﴾ 290

نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریكى شب برپادار، و نیز نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره مقرون با حضور فرشتگان‏ است. 


علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید: «دلوک الشمس» به معنای زوال آفتاب و ظهر است، «غسق اللیل» به معنای نیمه شب است و «قرآن الفجر» اشاره به نماز صبح است. لذا، این آیه شریفه از اول ظهر تا نصف شب را شامل مى‏شود، و نمازهاى واجب یومیه که در این قسمت از شبانه روز باید خوانده شود چهار نماز است، ظهر و عصر و مغرب و عشاء؛ و با انضمام نماز صبح که جمله: «و قُرْآنَ الْفَجْرِ» دلالت بر آن دارد نمازهاى پنجگانه یومیه کامل مى‏شود.(ترجمه المیزان، ج ‏13، ص 241)
از این آیات به خوبی به دست می‌آید که این ساعات بسیار مهم و ارزشی است و در زندگی انسان بسیار تاثیرگذار است.امام باقر (ع) این ساعات را ساعتی از ساعات بهشت دانسته و در بخشی از مناظره خود با اسقف اعظم مسیحی در خصوص زمان بین الطلوعین این گونه فرمود: آن ساعت از ساعات بهشت است، لذا در آن ساعت بیماران به هوش میآیند و درد‌ها ساکن میشوند و کسی که شب را نخوابیده در این ساعت به خواب میرود و خداوند این ساعت را در دنیا موجب علاقه کسانی که به آخرت رغبت دارند گردانیده و از برای عمل کنندگان آخرت دلیلی واضح ساخته و برای منکرین آخرت حجتی گردانیده است.


آثار مثبت و منفی خواب و بیداری بین‌الطلوعین
آموزه‌های اسلامی دو دسته آثار مثبت و منفی برای خواب و بیداری در زمان بین الطلوعین بیان کرده است. در این ساعت همان طوری که لشکر فرشتگان در آمد و شد هستند، لشکر شیطان و ابلیس نیز بسیج می‌شوند؛ زیرا آنان نیز می‌خواهند بندگان را از فرصت استثنایی در شبانه روز دور نگه دارند. در بعضى از روایات از آن به یکى از دو زمان غفلت تعبیر شده، چنان‌که امام باقر(ع) مىفرماید: «ابلیس ملعون لشکریان خویش را در دو وقت: هنگام طلوع خورشید و غروب آن، پراکنده مى سازد، چراکه این دو زمان، دو زمان غفلت است».( کافى، ج 2، ص 522، حدیث 2)
در روایات است كه «در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید (من‏لایحضره‏الفقیه- جلد4- ص20) تا از آثار و برکات بیداری در این ساعات بهره مند شوید.


الف: آثار و برکات مثبت بیداری در بین‌الطلوعین: در آیات و روایات آثار و برکاتی برای این ساعات بیان شده است. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1-تقسیم روزی: بر اساس آموزه‌های قرآنی، روزی هر موجودی قسمت و مقدر شده است. مقدرات الهی بر اساس حکمت و مصلحت است. در آیات قرآنی بیان شده که امور در هر سال در شب قدر ماه رمضان تقدیر می‌شود(سوره قدر؛ آیات 1 تا 5؛ دخان، آیات 1 تا 4) امام زین‌العابدین (ع) می‌فرماید: قَالَ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّی أَكْرَهُهَا لَكَ إِنَّ اللَّهَ یُقَسِّمُ فِی ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ عَلَى أَیْدِینَا یُجْرِیهَا؛ هرگز قبل از طلوع خورشید نخواب که من آن را برایت خوب نمی‌دانم، زیرا خدواند در آن وقت، روزی بندگانش را به دست ما تقسیم می‌کند. (وسائل‏الشیعة، ج 6، ص 498) امام رضا(ع) نیز می‌فرماید: الملائکه تقسم ارزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس فمن نام فیما بین‌ها نام عن رزقه؛  مابین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائکه الهی ارزاق انسان‌ها را سهمیه‌بندی می‌کنند. هر کس در آن زمان بخوابد، غاقل و محروم خواهد شد. (وسائل الشیعه ج 6 ص 49)
2-رهایی از بلا: از پیامبر(ص) یک ذکری بیان شده که خواندن آن در این ساعات موجب می‌شود تا از بلایا در آن روز رهایی یابد.(بحارالانوار، جلد 83، صفحه 298، حدیث 59) این ذکر در بخش اعمال و آداب این ساعات می‌آید.
3-حفظ نعمت‌های چهارگانه: بیداری در این ساعات از صبح با ذکر نعمت‌های الهی موجب می‌شود تا آنچه از معرفت خدا، ایمان و اسلام، رزق و ستاریت را خداوند به او داده، حفظ شود.(دعوات راوندى، صفحه 81، حدیث 204 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 282، حدیث 45 با اندکى تفاوت)
4-خسارت‌های مالی: انسان اگر در این ساعات بیدار بماند و ذکر خاصی را که در اعمال این ساعات آمده بخواند، از زیان‌های مالی و از دست دادن اصل سرمایه درامان خواهد بود. (خصال، جلد 2، صفحه 622 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 249، حدیث 11)


ب: آثار منفی خوابیدن در ساعات بین الطلوعین:
-1
فقر: از جمله آثار منفی خوابیدن در بین الطلوعین می‌توان به فقر و بدبختی و نداری اشاره کرد. در روایت است: مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ کَعَجِیجِهَا مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ دَمٍ حَرَامٍ یُسْفَکُ عَلَیْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًى أَوِ النَّوْمِ عَلَیْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ؛ زمین به سوی پروردگارش، فریادی مانند این سه فریاد (از بعد شدت) بر نمی‌آورد: فریاد از خونی که به ناحق بر روی او می‌ریزد، آب غسلی که با عمل زنا ریخته می‌شود، خوابی که پیش از طلوع خورشید باشد. (من‏ لایحضره ‏الفقیه؛ ج4، ص20) امیرمومنان علی(ع) نیز می‌فرماید: أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ؛ خواب پیش از طلوع خورشید و نیز خواب قبل از نماز عشاء، باعث فقر و پریشانی امور می‌شود. (مستدرك ‏الوسائل، ج 5، ص 110)
-2
بلا: بر اساس آنچه بیان شد به خوبی معلوم می‌شود که خوابیدن در هنگام بین الطلوعین موجب جلب بلا و مصیبت است؛ زیرا اگر بیداری موجب رهایی و دفع و رفع بلاست، خواب عامل جذب آن خواهد بود.
-3
کوردلی: بر اساس روایتی که از امیرمومنان (ع) وارد شده کسی که در این ساعات می‌خوابد گرفتار کوردلی می‌شود و معرفت الهی از دل او می‌رود. (دعوات راوندى، صفحه 81، حدیث 204 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 282، حدیث 45 با اندکى تفاوت)
-4
کفر و بی ایمانی: بر اساس همین روایت پیش گفته کفر و بی ایمانی محصول خوابیدن در این ساعات از شبانه روز است.(همان ،پیشین)
-5
نیاز به دیگری برای رزق: اگر انسان در این ساعت بخوابد رزق او به جای آنکه در دستش قرار گیرد در دست دیگری قرار می‌گیرد و می‌بایست برای یک لقمه نان و کسب یک دانش و علم به دیگری رو اندازد تا روزی خودش را بازپس‌گیرد. (همان ،پیشین)
-6
بدنامی و رسوایی: از دیگر آثار منفی خوابیدن در این ساعات آن است که اگر گناه و خطایی کرده باشد، خداوند در مقام ستّاریت با او تعامل نمی‌کند و نعمت ستاریت از او سلب می‌شود. اینگونه است که در جامعه براثر خطا و اشتباه و گناهی، رسوا می‌شود. (همان ،پیشین)
-7
زیان‌های مالی: اگر کسی در این ساعات بخوابد نمی‌تواند از خود دفع شر کند و خسارتی که به اصل سرمایه او می‌رسد را برطرف کند. ( خصال، جلد 2، صفحه 622 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 249، حدیث 11)
-8
نادانی: از پیامبر(ص) روایت است: النوم من أول النهار خرق و نوم القائلة نعمة و النوم بعدالعصر حمق و بین العشاءین یحرم الرزق؛ خواب اول روز، نادانی و خواب نیمروزی نعمت و خواب عصرگاهی کم خردی است و خواب اول شب(بین دو نماز مغرب و عشاء) باعث محروم شدن از روزی می‌شود.(مكارم ‏الاخلاق، ص288)
-9
زردی چهره: در روایات متعددى خواب بین الطلوعین مذمت شده است.این خواب موجب فقر و پریشانى دانسته شده است. امام صادق(ع) فرمود: خواب صبحگاهان شوم است. رزق را دور و رنگ چهره را زرد و زشت مى‏كند و این خواب شومى است. (بحارالانوار، ج 86، ص 129) در روایتی از امام باقر(ع) درمورد پرهیز از خواب صبحگاهی و ترغیب به بیداری در این ساعت آمده است: خواب صبح ،شوم و نامیمون است، روزی را دور می‌سازد، رنگ صورت را زرد و متغیر می‌کند، خداوند متعال، رزق را بین الطلوعین تقسیم می‌کند، از خواب در این زمان بپرهیزید و بدانید که من و سلوی (دو غذای لذیذی که برای بنی اسرائیل نازل می‌شد) در این ساعت برایشان فرود می‌آمد. (تهنیب، ج 2، ص 139(
10
-غفلت: به این خواب ،اطلاق خواب غفلت شده است؛ شاید از این جهت كه شخص از بركات زیادی كه در بیداری این ساعات است، غافل بوده و خود را محروم می كند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 07-12، 289-294، 319-324، 469-474، 517-522، 02-سوره بـقـرة، 17-سوره اســراء، 20-سوره طــــــــه، 40-سوره غـافـر، 50-سوره ق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 شهریور 1399



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399

وَ إِذِ ابْتَلی إِبراهیمَ ربّه بِکلماتٍ فأتمهنّ، قالَ إِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی، قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ ﴿بقره/19﴾ 124

و [یاد كنید] هنگامی  كه ابراهیم را پروردگارش به تكالیفى [بسیار مهمآزمایش كرد ، پس او همه را بطور كامل به انجام رسانید ، پروردگارش [به خاطر شایستگى او] فرمود : من تو را براى همه مردم پیشوا قرار دادم ابراهیم گفت : و از دودمانم [نیز پیشوایانى برگزین]. 

[پروردگار] فرمود :پیمان من [كه امامت و پیشوایى است] به ستمكاران نمی  ‏رسد.


****************


عید قربان، عیدِ نفیِ آقازادگی!!

عید قربان، بر خلاف آنچه بعضی پنداشته‌اند، اتفاقاً یکی از سیاسی‌ترین اعیاد اسلام است و یکی از مهم‌ترین شاخص‌های جامعه دینی را به رخ می‌کشد.

شاخصه‌ای که اتفاقاً در جامعه امروز ایران هم محل بحث است.

 

حضرت ابراهیم علیه السلام پس از آن که از فرزندش می‌گذرد و عملًا ثابت می‌کند دستور خدا را بر رابطه پدر و فرزندی ترجیح می‌دهد، به مقام امامت می‌رسد،

«وَ إِذِ ابْتَلی إِبراهیمَ ربّه بِکلماتٍ فأتمهنّ قالَ إِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ إِماماً»

جالب اینجاست که ابراهیم می‌پرسد حالا که به این مقام رسیدم این اعتبار و جایگاه از طریق ژن به خانواده و بازماندگانم هم می‌رسد؟

«قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی»؟

و پاسخ می‌رسد که :

«قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»

 

یعنی: خیر، با آقازادگی نمی‌شود ادعای سروری کرد و اگر فرزند ابراهیم هم باشی و از موازین عدالت فاصله بگیری، حق نداری از اعتبار خانوادگی خرج کنی و در جایگاه تمشیت امور جامعه قرار بگیری. عید قربان، عید نفی آقازادگی و تاکید بر مناسبات عادلانه در سازماندهی جامعه دینی است.

 

با این تفصیل، اتفاقاً نسبت عید غدیر و قربان هم آشکار می‌شود و نام گذاری «دهه ولایت» معنا و ‌منطق روشن‌تری پیدا می‌کند.

حکومت و جایگاه سرپرستی و رهبری جامعه، مبتنی بر عهدی ملکوتی است و به علی علیه السلام که عادل‌ترین شخصیت امّت است، «اختصاص» دارد که او هم ابراهیم دیگری است چرا که ده فرزندش یکی پس از دیگری به قربانگاه می‌روند و عملاً اثبات می‌کنند که در انجام رسالت الهی از مسموم و‌ مقتول شدن ابایی ندارند.

 

فرزندان رسول خدا از حضرت زهرا سلام الله علیها تا امام حسن عسکری علیه السلام به شهادت رسیدند تا خدا به فرشتگانش فخر کند که ببینید عهد مرا چه ظلم ستیزان فداکاری به دوش گرفتند.

عید قربان عید امامت است و عید غدیر عید قربانی شدن و فداکاری برای اهداف مکتب است.





نوع مطلب : 19-24، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 مرداد 1399



وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ ﴿بقره/30 6

 آن زمان را یاد آر كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به یقین جانشینى در زمین قرار می ‏دهم . گفتند : آیا موجودى را در زمین قرار می ‏دهى كه در آن به فساد و تباهى برخیزد و به ناحق خون‏ریزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می ‏گوییم و تقدیس می ‏كنیم . [پروردگار] فرمود : من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین] اسرارى می ‏دانم كه شما نمیدانید .

 

اسرار خلقت آدم 

علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، باب 96، ص: 365

حدیث (1)

محمّد بن الحسن مى‏ گوید محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از عمرو بن ابى مقدام از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: هفت هزار سال بعد از ایجاد جنّ و نسناس‏[1] در روى زمین حقّ تبارك و تعالى اراده نمود كه با قدرت بیكرانش خلائق و انسان‏ها را بیافریند.

سپس حضرت فرمودند: و چون شأن و اراده حقّ تعالى تعلّق گرفت كه جناب آدم علیه السّلام را به منظور تدبیر و تقدیر در آسمان‏ها و زمین كه خواسته‏ اش بود بیافریند و خودش از اراده و آنچه متعلّق به آن بود آگاه و عالم بود لا جرم پرده و حجاب را از طبقات آسمان‏ ها كنار زد، سپس به فرشتگان فرمود: به اهل زمین و مخلوقاتم اعم از جنّ و نسناس بنگرید.

وقتى ایشان به اهل زمین نگریسته و معاصى و خونریزى‏ها و فسادشان در زمین را مشاهده كردند این معنا بر ایشان گران آمده و سخت برآشفتند و بر اهل زمین تأسّف خوردند و چنان حالت غضب بر ایشان عارض گشت كه دیگر مالك آن نبوده و اختیار از آنها سلب گردید لذا به درگاه الهى نالیده و عرضه داشتند:

پروردگارا تو صاحب عزّت و قدرت بوده، جبّار و غالب بر هر چیزى بوده و عظیم الشأن مى ‏باشى و اینها مخلوقات ضعیف و ذلیل تو هستند كه در زمین بوده و تمام تصرّفات و حركاتشان در قبضه قدرت تو بوده، با روزى تو زندگانى كرده و با عافیت و سلامتى كه تو به ایشان داده‏اى از نعمت ‏هایت بهره‏ مند مى‏شوند ایشان با این گناهان بزرگ و ارتكاب مخالفت‏ها معصیت و نافرمانى تو را مى‏ نمایند پس چرا از این عصیان متأسف نشده و غضبناك و خشمگین نگشته و انتقام خود را از ایشان نمى ‏گیرى و آنچه از ایشان شنیده و مى ‏بینى بر تو گران و سخت نمى‏ آید در حالى كه بر ما بسیار بزرگ و عظیم جلوه مى‏ كند.

وقتى حقّ عزّوجلّ این سخنان را از فرشتگان شنید فرمود:

من در زمین خلیفه خود را بر ایشان حجّت قرار داده ‏ام.

فرشتگان عرضه داشتند: پروردگارا تو پاك و منزّه هستى، امّا كسى را در زمین حجّت قرار مى‏دهى كه فساد كرده و خونریزى مى‏ نماید!! در حالى كه ما تو را تسبیح‏ و تقدیس مى‏ نماییم پس چرا از ما خلیفه معیّن ننمودى؟ 

باز در ادامه سخنان شان عرضه داشتند: حجّت را از ما قرار بده كه نه در زمین فساد نموده و نه خونریزى مى‏كنیم.

حقّ جلّ جلاله فرمود: اى فرشتگان من، آنچه من مى ‏دانم شما نمی‏دانید، میخواهم با قدرتم مخلوقى بیافرینم كه فرزندانش انبیاء و فرستادگانم به سوى خلق بوده و جملگى بندگان صالح و پیشوایان مردم باشند.

ایشان را در زمین خلیفه و جانشین ‏هاى خودم نمودم، وظیفه آنها این است كه بندگانم را از معاصى باز داشته و از عذابم ترسانده و به اطاعتم راهنمایى كنند، بندگان به واسطه ایشان طریق مرا مى‏ پیمایند، ایشان حجّت من بوده كه براى نیكان عذر و براى بدان بیم و تهدید می‏باشند طائفه نسناس را از زمین بیرون نموده و آن را از ایشان پاك خواهم گردانید و نیز سركشان از جنّ را از میان مخلوقات و مردمان و نیكان بیرون برده و در فضاء و نقاط دوردست زمین ساكنشان نموده بطورى كه مجاور و با مخلوقاتم نباشند، بین جنّ و مخلوقاتم حجاب قرار داده تا مخلوقاتم آنها را رؤیت نكرده و با ایشان انس نگرفته و آمیزش ننموده و همنشینى نكنند حال مخلوقاتى كه عصیان مرا نمایند ایشان را در منازل سرپیچان مسكن داده و در جاى ایشان واردشان نموده و هیچ باكى از آن ندارم.

فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا آنچه خواهى بجا آور غیر از آنچه به ما یاد داده‏اى چیز دیگرى را ما ندانسته و تو علیم و حكیم هستى.

خداوند عزّوجلّ به فرشتگان فرمود: من از گل و لاى سالخورده و سیاه و بد بوى تغییر یافته شده انسانى را آفریده و پس از آن كه آن را آراسته و از روح خویش در آن دمیدم همه بر او سجده كنید.

البتّه این فرمان و امر حقّ تعالى به ملائكه مبتنى بر لزوم سجده به جناب آدم علیه السّلام زمانى صادر شد كه آدم هنوز خلق نشده بود و امر مزبور احتجاج و اقامه برهانى بود از ناحیه بارى تعالى بر فرشتگان سپس امام علیه السّلام فرمودند:

حقّ تعالى مشتى از آب شیرین فرات را برداشت و آن را به صدا آورد سپس آب منجمد شد، بعد حقّ تعالى خطاب به آن نمود و فرمود:

از تو انبیاء و رسولان و بندگان نیكوكار و پیشوایانى كه دیگران را به بهشت دعوت نموده و تابعین آنها تا روز قیامت را آفریده و باكى از آن ندارم چه آن كه من از فعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده بلكه خلائق مسئول مى‏ باشند.

و نیز مشتى از آب شور و تلخ را برداشت و آن را به صدا آورد، سپس آب منجمد گردید بعد حقّ تعالى به آن فرمود: جبّارین و فراعنه و طاغیان و اعوان شیاطین و كسانى كه دیگران را به دوزخ دعوت مى‏كنند تا روز قیامت و اتباعشان را از تو مى‏آفرینم و باكى ندارم زیرا از فعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده و این مخلوقات هستند كه مسئول مى ‏باشند.

امام علیه السّلام فرمودند:

البتّه حقّ عزّوجلّ در خطاب با آب شور و تلخ كه اصحاب شمال را از آن آفرید بداء[2] را شرط فرمود ولى در خطاب با آب شیرین كه منشأ آفریدن اصحاب یمین است این شرط را نیاورد.

سپس دو آب شیرین و شور را با هم ممزوج نمود و بعد آن را به صدا آورد و به دنبالش آب ممزوج را جلو عرش ریخت و این دو آب حاصل طعام و شرابى است كه اصل آن طعام و شراب از گل انتزاع شده است، سپس خداوند متعال به فرشتگان چهارگانه یعنى: شمال، دبور، صبا و جنوب[3] فرمان داد كه بر سلاله طین (یعنى همان حاصل طعام و شراب مزبور) تاخته و آن را گوارا و بعد پرورشش داده و سپس سخت و محكمش نموده و به دنبالش قطعه، قطعه و تكّه، تكّه‏ اش كرده و در آن قطعات و تكّه ‏ها طبایع چهارگانه‏[4] یعنى: باد، تلخى، خون و بلغم‏[5] را جارى كنند.

امام علیه السّلام فرمودند: فرشتگان بر آن سلاله طین جولان نموده و تاخت آورده و طبایع چهارگانه مزبور را در آنها جارى ساختند.

سپس حضرت فرمودند: باد از میان طبایع چهارگانه از طرف فرشته شمال در بدن جارى شد و بلغم از ناحیه صبا، و تلخى (مرّه) از جانب دبور و خون از ناحیه جنوب در بدن و هیكل انسانى جارى گردیدند و بدین ترتیب روح مستقل و بدن كامل گردید.

سپس حضرت فرمودند: از ناحیه باد، حبّ حیات و طول آرزو و حرص و از جانب بلغم حبّ طعام و شراب و لمس اشیاء نرم و دوست داشتن رفاقت و از طرف تلخى (صفراء) غضب و سفاهت و شیطنت و ستمگرى و طغیان و شتاب‏زدگى و از ناحیه خون حبّ زنان و لذّات و مرتكب شدن محارم و تبعیّت از شهوات براى این روح و بدن لازم گردید.

عمرو مى‏ گوید: جابر گفت: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: این روایت را ما در كتابى از كتابهاى امیر المؤمنین على علیه السّلام یافتیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ( 1)- در غیاث اللّغة از حیات الحیوان نقل كرده كه نسناس نوعى از حیوان است كه به صورت نصف آدمى بوده و داراى یك گوش و یك دست و یك پاى مى‏باشد.

[2] ( 1)- شرح بداء و ذكر روایاتى كه در آن وارد شده از حوصله این كتاب خارج بوده و باید در مباحث كلامى مورد بحث قرار گیرد.

[3] ( 2)- ظاهرا این اسامى چهارگانه نام چهار فرشته است نه آن كه فرشتگان چهارگانه موكّل این چهار جانب باشند.

[4] ( 3)- شاید مراد از طبایع چهارگانه همان اخلاط اربعه باشد كه حضرات اطباء مى‏فرمایند.

[5] ( 4)- اخلاط اربعه كه در لسان اطباء جارى است عبارتند از: خون، بلغم، صفراء و سوداء.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 تیر 1399



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22 4

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25 5

 و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت ‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه ‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126 19

 و [یاد كنید] آنگاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155﴾ 24

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266﴾ 45

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99﴾ 140

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته (آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.


وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] اینگونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130﴾ 166

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3 249

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32﴾ 259

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37﴾ 260

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 13-18، 19-24، 43-48، 139-144، 145-150، 157-162، 163-168، 235-240، 247-252، 259-264، 265-270، 271-276، 289-294، 391-396، 439-444، 481-486، 505-510، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399




سوغات «حوّا» در هنگام هبوط به زمین چه بود؟

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ 

فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره آیه 38) 7

گفتیم: همگی از آن مرتبه و مقام فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.


باب دویست و چهل و یكم

 اسرار و علّت بوجود آمدن بوى خوش عطر

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 466 

حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از على بن حسان واسطى، از برخى اصحابش، از حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق) علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: حضرت آدم علیه السّلام از بهشت به كوه صفا و حوّاء به كوه مروه هبوط داده شدند و این در حالى بود كه حوّاء در بهشت موهایش را شانه زده بود،

هنگامى كه در زمین قرار گرفت گفت: در حالى كه مورد غضب و سخط الهى مى‏باشم از شانه شدن موهایم خشنود نبوده و به آن دلبستگى ندارم، لذا آرایش موها را بهم ریخت و آنها را از هم گشود، موها پراكنده و منتشر شدند و از انتشارشان عطرى كه از ناحیه شانه زدن در بهشت در موها پدید آمده بود متصاعد شد باد آن را برد و در هند متمركز ساخت از این رو عطر و بوى خوش در هند پدید آمد.

و در حدیث دیگر آمده: وقتى حوّا گیسوان بافته خود را گشود حق تبارك و تعالى باد را فرستاد تا به موهاى پریشان و گشوده او وزیده و بوى عطر آن را در مشرق و مغرب پراكنده ساخت.






نوع مطلب : 07-12، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 خرداد 1399

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَلا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ * 

لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *

 اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ 

أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *

﴿بقره/257-25543-42

خداى یكتا كه جز او هیچ معبودى نیست ، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است ، هیچ‏گاه خواب سبك و سنگین او را فرا نمی  ‏گیرد، آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است در سیطره مالكیّت و فرمانروایى اوست . كیست آنكه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت كند ؟ آنچه را پیش روى مردم است [كه نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [كه نسبت به آنان دور و پنهان است] می ‏داند . و آنان به چیزى از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حكومت و قدرتش] آسمان‏ها و زمین را فرا گرفته و نگهدارى آنها بر او مشقت ‏آور نیست ؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.

در دین ، هیچ اكراه و اجبارى نیست [كسى حق ندارد كسى را از روى اجبار وادار به پذیرفتن دین كند ، بلكه هر كسى باید آزادانه با به كارگیرى عقل و با تكیه بر مطالعه و تحقیق ، دین را بپذیرد] . مسلماً راه هدایت از گمراهى [به وسیله قرآن ، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشكار شده است . پس هر كه به طاغوت [كه شیطان و بت و هر طغیان گرى است] كفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد ، بی ‏تردید به محكم‏ترین دستگیره كه آن را گسستن نیست چنگ زده است ؛ و خدا شنوا و داناست.

****************


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت بیست و یکم- آیةالکرسی»


[http://www.aparat.com/v/ubqFe]


[http://www.aparat.com/v/ubqFe]




نوع مطلب : 37-42، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


نیکوکاران واقعی از نظر قرآن 

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ 

﴿بقره/177 26

 

نیكى این نیست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنید ، بلكه نیكى [واقعى و كامل ، كه شایسته است در همه امور شما ملاك قرار گیرد ، منش و رفتار] كسانى است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده‏ اند ، و ثروتشان را با آنكه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و نیازمندان و [در راه آزادى] بردگان می ‏دهند ، و نماز را [با همه شرایطش] برپاى می ‏دارند ، و زكات می ‏پردازند ، و چون پیمان بندند به پیمان خویش وفادارند ، و در تنگدستى و تهیدستى و رنج و بیمارى و هنگام جنگ شكیبایند ؛ اینانند كه [در دین‏دارى و پیروى از حق] راست گفتند ، و اینانند كه پرهیزكارند .

 

ابْـرار و نیکوکاران در قرآن

خداوند (عزّوجل) در قرآن کریم در مورد ابْـرار و نیکوکاران پانزده صفت بکار برده است که به آن اشاره می‌نماییم :
-1 ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها
اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم، آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در می‌یابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، بطور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمی‌تواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسان‌ها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت می‌نماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمی‌تواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب به بررسی آیه مورد نظر می‌پرداریم

نکته ها :

* کلمه«برّ»به معنای نیکی است،ولی به هرکس که خیلی نیکوکار باشد،می گویند او«برّ» است.یعنی وجودش یکپارچه نیکی است.

* «بأساء»از«بؤس»به معنای فقر و سختی است که از خارج به انسان تحمیل می شود.

«ضرّاء»،درد وبیماری است که از درون به انسان فشار می آورد.و« حِینَ الْبَأْسِ »زمان جنگ و جهاد است.

* بعد از ماجرای تغییر قبله که در آیه ی 144 خواندیم،سخنِ روز،پیرامون قبله و تغییر آن بود که این آیه می فرماید:

چرا به جای محتوای دین که ایمان به خدا و قیامت وانجام کارهای نیک است،به سراغ بحث های جدلی رفته اید.

این آیه جامع ترین آیه قرآن است.زیرا اصول مهم اعتقادی،عملی و اخلاقی در آن مطرح گردیده است.

در تفسیر المیزان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

* این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است.

در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیاء،قیامت و کتب آسمانی اشاره شده. 

در بخش عمل، به مسائل عبادی مانند نماز و اقتصادی مانند زکات و اجتماعی مانند آزاد نمودن بردگان و نظامی مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحی وروانی مثل صبر در برابر مشکلات، اشاره گردیده است.

و در بخش اخلاقی، به وفای به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

* ایمان به خدا، سبب خضوع انسان در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت هاست. 

ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندی همّت می گردد.ایمان به وجود ملائکه،نشانه ایمان به تشکیلات ماورای طبیعت است.

ایمان به انبیا،ایمان به وحی و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بی برنامه نبوده است.

انفاق،بیانگر روح تعاون و نوع دوستی،و نماز،پیوند مستقیم با خدا،و زکات برنامه ریزی و اقدام برای حل مشکل محرومان،و وفای به عهد،موجب تحکیم ارتباطات،و صبر،عامل آبدیده 

شدن انسان هاست.[67]

* جمله «آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ» را سه نوع معنا نموده اند:

الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه ای که به آن هست.

ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.

ج: پرداخت مال بر اساس علاقه ای که به فقیر است.

* صبر، مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر میداند؛ 

«أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِما صَبَرُوا»﴿فرقان/75﴾ 362

به آنان جایگاه بلند داده میشود،به پاس بردباری که کردند.

چنانکه فرشتگان به بهشتیان می گویند: 

«سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ» ﴿رعد/24﴾ 252

درود بر شما که پایداری کردید.

همچنین درباره رهبران الهی می فرماید: 

«جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا» ﴿سجده/9﴾ 417

آنان را بخاطر صبرشان،پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت مینمودند.

* مشابه این آیه،در روایات نیز برای معرفی معارف دینی چنین آمده است:

* «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لکن العاقل من یعرف خیر الشّرین» [71]عاقل آن نیست که خیر را از شرّ بشناسد،عاقل آن است که میان دو شرّ،خیرش را برگزیند.

* «لیس العلم بکثره التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فی قلب من یرید» [72]دانش،به آموختن بسیار حاصل نمی شود.دانش واقعی،نوری الهی است که به دلها می تابد.

* «لیس البرّ فی حُسن الزّی و لکن فی السکینه و الوقار» [73]بزرگی،در ظاهرِ آراسته نیست، بلکه در آرامش و وقار است.


* «لیس السخی...الذی ینفق ماله فی غیر حقّه و لکنه الّذی یؤدّی الی اللّه ما فرض علیه» [74]

سخاوتمند کسی نیست که در هرجا و لو بی جا انفاق کند،بلکه کسی است که در هرجا خشنودی خداست،انفاق کند.


* «لیس العباده کثره الصیام و الصلاه و انّما العباده کثره التفکّر فی امر اللّه» [75]

عبادت به نماز و روزه بسیار نیست،به تفکّر درباره خدا و آثار اوست.


* «اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» [76]

آنکه از سرپرستی پیشوای حقّ محروم گشته، یتیم تر از کسی است که پدر و مادرش را از دست داده است.


* برای رسیدن به کمالِ تقوا،انفاقِ واجب و غیر واجب،هر دو لازم است.

بعضی از مردم به مستمندان کمک می کنند،ولی حقوق واجب خود را نمی پردازند و برخی دیگر به پرداخت خمس و زکات اکتفا می کنند و نسبت به فقرا و محرومان در بخشش های مستحبّی بی تفاوت می شوند.این آیه،مؤمن واقعی را کسی می داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات می خوانیم :

در اموال ثروتمندان،غیر از زکات نیز حقّی برای محرومان است.[77] 

و کسی که سیر بخوابد در حالی که همسایه او گرسنه باشد،ایمان کامل به خدا و قیامت ندارد. [78]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 25-30، 247-252، 361-366، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 415-420، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ ﴿حجرات/11516

اى اهل ایمان ! نباید گروهى گروه دیگر را مسخره كنند ، شاید مسخره شده‏ها از مسخره كنندگان بهتر باشند ، ونباید زنانى زنان دیگر را [مسخره كنند] شاید مسخره شده‏ها از مسخره كنندگان بهتر باشند ، و از یكدیگر عیب‏جویى نكنید و یكدیگر را با لقب هاى ناپسند صدا نزنید ؛ بد نشانه و علامتى است اینكه انسانى را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت علامت‏گذارى كنند . و كسانى كه [از این امور ناهنجار و زشت] توبه نكنند ستمكارند.


عقوبت مسخره كردن بندگان خدا

مسخره كردن مردم چه نسبت به قیافه و شكل ، یا به خاطر فقر و تهی دستی ، و یا به علّت دین داری و ایمان ، و یا به سبب شغل و كار ، و یا به خاطر هر موقعیت و وضعی ، گناهی بزرگ و معصیت و خطایی است كه عقوبت و مكافات دنیایی و آخرتی به دنبال دارد .

مسخره كردن مردم در حقیقت توهین به شخصیت ایشان و تحقیر و خوار شمردن آنهاست .

قرآن مجید از مسخره كنندگان به عنوان منافق ، ستمكار و مفسد یاد می كند و آنان را مستحق عذاب دردناك می داند . 

وَإِذا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنوا قَالوا آمَنّا وَإِذا خَلَوا إِلَی شَیَاطِینِهِمْ قَالوا إِنّا مَعَكُم إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ ﴿بقره/143

«اینان هنگامی كه با اهل ایمان دیدار كنند میگویند ایمان آوردیم و چون با شیاطین شان كه سردمداران كفر و شركند» خلوت كنند می گویند با شماییم و هدف ما از برخورد با مؤمنان مسخره كردن آنان است»


رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمودند که خدای تبارك و تعالی فرموده :

مَن أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَد أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی (2)

«هركه به دوستی از دوستان من اهانت كند، یقیناً به جنگ با من كمین كرده!!»

  

امام صادق (علیه السلام) فرمودند :

هنگامی كه قیامت شود ، یك منادی ندا كند : روگردانان از دوستان من كجایند؟

پس گروهی كه صورتشان گوشت ندارد برخیزند.

در آن وقت گفته شود : اینان كسانی هستند كه اهل ایمان را آزردند و با آنان به دشمنی برخاستند و نسبت به آنها عناد ورزیدند و آنان را با درشتی و سرسختی در دینشان سرزنش كردند .

سپس فرمان رسد كه آنها را به دوزخ برند .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : خدای عز و جل فرموده :

قَد نَابَذَنِی مَن أَذَلَّ عَبدِی المُؤْمِنَ (3)

«كسی كه بنده ی مؤمن مرا خوار كند ، آشكارا به جنگ با من برخاسته!! »

آری ، به ریشخند گرفتن مردم و مسخره كردن آنان ، در حقیقت توهین كردن به آنان و آزار دادن روحی و كوچك شمردن آنهاست .

قرآن مجید به شدت مردان و زنان را از این كه به مسخره كردن یكدیگر اقدام كنند نهی می كند و مسخره كنندگانی كه از این كار زشت خود توبه نمی كنند ستمكار می داند. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2 ـ 3 ـ كافی : 2 / 351 ، باب من آذی المسلمین . . .  ، حدیث 2 و 6 .

4- حجرات : 11.






نوع مطلب : 01-06، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 49-حـجـرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399



17/23/49/53/71/75

275/333/356/562


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 13-18، 19-24، 43-48، 49-54، 67-72، 73-78، 271-276، 331-336، 355-360، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

 
گفتگوی جهنّمیان با خدا


«آیات آخر سوره مومنون» 349


فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند.


فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢

پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.


 وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی 

جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣

و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.


تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤

آتش [همواره] صورت هایشان را می سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!


أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥

[خدا به آنان می گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦

می گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧

پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی ها و گمراهی ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.


قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨

خدا] می گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!


إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩

 ]به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین 

رحم کنندگانی.


فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠

ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!


إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١

من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.


قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الأرْضِ عَدَدَ سِنِینَ ﴿١١٢

]خدا] می گوید: از جهت شمار سال ها، چه مدت در زمین درنگ داشتید؟


قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ ﴿١١٣

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.


 قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِیلا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١٤

]خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید.


أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ ﴿١١٥

آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟


فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١٦

پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو 

و با ارزش است.


 وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧

و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی شوند.


وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨

و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین 

رحم کنندگانی...





نوع مطلب : 343-348، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1399


فرمول دهگانه گفتگو از نظر قرآن کریم


1-وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا ﴿بقره/83﴾ 12

و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید.

قول حسن، خوش زبانی با مردم است.

 

2-وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ ﴿فصلت/33﴾ 480

و چه كسی است‏ خوشگفتارتر از آنكس كه بسوى خدا دعوت نماید.

قول احسن، دعوت مردم به سوی خداست.

 

3- وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا ﴿انعام/152﴾ 149

و چون [به داورى یا شهادت] سخن گویید دادگرى كنید هر چند 

[درباره] خویشاوند [شما] باشد.

قول عدل، شهادت و گواهی در دادگاه است.

 

4- وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ ﴿شعراء/84﴾ 371

و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیكو گذار.

قول صدق، سخن راست و ذكر خیر گذشتگان مؤمن در جامعه موجود است.

 

5-فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا کَرِیمًا ﴿اسراء/23﴾ 284

به آنها [پدر و مادر حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

قول كریم، سخن گفتن با پدر و مادر است.

 

6-اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَاتَنِیَا فِی ذِکْرِی*اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى*فَقُولا لَهُ قَوْلا لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى﴿طــه/44-42﴾ 314

تو و برادرت هر دو به سوی فرعون بروید*زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است*پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد]. (

قول لین، سخن به وقت امر بمعروف و نهی از منكر است.

 

7-قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا ﴿بقره/136﴾ 21

]شما مردم مؤمن از روى حقیقت اقرار كنید و] بگویید : ما به خدا و آنچه به سوى ما نازل شده، ایمان آوردیم.

قول ایمان، اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر است.

 

8-وَلْیَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا ﴿نساء/9﴾ 78

و ]درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.

قول سدید، سخن به صواب گفتن در هر جوّ و شرایطی است.

 

9-وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا ﴿نساء/5﴾ 77

و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.

قول معروف، سخن گفتن با ایتام و خانواده است.

 

10-وَقُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِیغًا ﴿نساء/63﴾ 88

و به آنان سخنی «رسا» که در دلشان اثر کند بگوی

قول بلیغ، سخن رسا و مؤثر و آمیخته به موعظه و حكمت و برهان است.



«انسان می تواند با این ده نوع گفتار به تجارتی وارد شود

 كه سودش را جز خدا كسی نمیداند.» 






نوع مطلب : 20-سوره طــــــــه، 26-سوره شـعـراء، 41-سوره فـصّـلت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 07-12، 19-24، 73-78، 85-90، 145-150، 283-288، 313-318، 367-372، 475-480، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 فروردین 1399


بررسی صفات مومنین،کافران،منافقان

در بیست آیه ابتدای سوره بقرة 4-3-2


«تفسیر نور»





























































نوع مطلب : 01-06، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 فروردین 1398


انگشتر حضرت سلیمان

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّیَاطِینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ﴿بقره/16﴾ 16
و یهودیان از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان از علم سحر بر مردم می خواندند پیروی کردند. و سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر می آموختند، کافر شدند. 

در تفسیر الدر المنثور ابن جریر از ابن عباس روایت کرده که گفت : حضرت سلیمان هر وقت میخواست دستشویی برود، و یا کار دیگرى انجام دهد، انگشترش را به همسرش جراده مى سپرد.

 روزى شیطان بصورت سلیمان نزد جراده آمد، و گفت انگشترم را بده ، او هم داد، همینکه انگشتر را بدست خود کرد، تمامى شیطان هاى انسى و جنّى نزدش حاضر شدند.

از سوى دیگر سلیمان نزد همسرش آمد، گفت : انگشترم را بیاور، جراده گفت : تو سلیمان نیستى ، و دروغ میگوئى سلیمان فهمید که بلائى متوجهش شده ، در آن ایام شیطان ها آزادانه بکار خود مشغول شدند، و کتابهائى از سحر و کفر بنوشتند، و آنها را در زیر تخت سلیمان دفن کردند، و سپس در موقع مناسب آنرا در آورده بر مردم بخواندند، و چنین وانمود کردند که این کتابها را سلیمان در زیر تخت خود دفن کرده ، و بخاطر همین کتابها که در زیر تخت خود داشته بر تمام مردم مسلط شده است ، مردم از سلیمان بیزار شده ، و یا او را کافر خواندند، این شبهه همچنان در میان مردم شایع بود، تا آنکه خدایتعالى محمد صلى الله علیه و آله و سلم را مبعوث کرد، و آیه : (و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا) نازل گردید.





نوع مطلب : 13-18، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 فروردین 1398



34/52/107/117/168

189/198/366/465/515


یـاد مـرگ


حبط اعمال


و تبدیل سیّئات به حسنات


حجت الاسلام عالی












نوع مطلب : 31-36، 49-54، 103-108، 115-120، 163-168، 187-192، 193-198، 361-366، 463-468، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 39-سوره زمـر، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 14 دی 1397


الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3﴾ 2

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان 

روزى داده ‏ایم انفاق می ‏كنند .





داستان کوتاه آموزنده/ شماره 31



 

شکرگذاری یک سگ 

روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند، ناگهان سگی شروع به پارس کردن کرد

پیامبر ایستادند و به پارس سگ گوش دادنداصحاب نیز توقف کردند.

 آنگاه رو به یاران خود کردند و فرمودند: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟اصحاب گفتند خیر.

پیامبر فرمودند: این حیوان گفت ای پیامبر خدا، من همیشه خدای مهربان را شکر می کنم که بهره ی من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم.اگر انسان بی نماز بودم چه می کردم؟


کتاب بهترین پناهگاه - رحیم کارگر محمدیاری






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، داستانهای کوتاه آموزنده ، 01-06، 02-سوره بـقـرة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 دی 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

﴿بقره/20732

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ﴿مائده/55117

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.


****************




نتیجه پاداش دوستی علی ابن ابیطالب علیه السّلام


زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

هر كس على را در زمان حیات آن حضرت و بعد از وفاتش دوست بدارد، خداوند عزّ و جلّ، تا زمانى كه خورشید طلوع و غروب مى‏ كند، براى او ایمنى [از عذاب‏] و [ثبات‏] ایمان مى ‏نویسد و هر كس در زمان حیات على علیه السّلام و یا بعد از وفاتش نسبت به آن حضرت بغض و كینه ورزد، به مرگ جاهلیت خواهد مرد و همه كردار و رفتارش، حسابرسى مى‏ شود.

فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث پنجم-ص: 28




****************


سؤالات علمای یهود از آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام




[http://www.aparat.com/v/Htq2l]


[http://www.aparat.com/v/Htq2l]




نوع مطلب : 31-36، 115-120، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، بوستان حدیث، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

﴿بقره/20732

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ﴿مائده/55117

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





محبّت امیرالمؤمنین علیه السّلام سبب عبور از پل صراط



ابو حمزه ثمالى از امام باقر و آن حضرت از پدرانش نقل كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على علیه السّلام فرمود:

 [هرگاه‏] محبّت و دوستى تو در دل مؤمنى قرار گیرد باعث مى‏شود اگر یك قدمش بر صراط بلغزد، قدم دیگرش ثابت بماند تا اینكه خداوند او را به سبب محبّت تو، به بهشت وارد كند.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث چهارم-ص: 27




****************


سؤالات علمای یهود از آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام




[http://www.aparat.com/v/Htq2l]


[http://www.aparat.com/v/Htq2l]




نوع مطلب : 31-36، 115-120، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، بوستان حدیث، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

﴿بقره/20732

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ﴿مائده/55117

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





پاداش دوست داشتن علی ابن ابیطالب علیه السّلام

از زبان پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم 


عبد اللَّه بن عمر گفت: از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مورد على بن ابى طالب علیه السّلام [بطور توهین ‏آمیزى‏] سؤال كردیم. آن حضرت خشمگین شد و فرمود:

چرا عدّه ‏اى به بدى یاد مى‏ كنند از كسى كه مقام و منزلتش نزد خدا، همچون مقام و منزلت من است؟! آگاه باشید هر كس على را دوست بدارد، مرا دوست مى‏ دارد و هر كس مرا دوست بدارد، خداوند از او راضى است و هر كس خدا از او راضى باشد، پاداشش را بهشت قرار مى ‏دهد. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از دنیا نمى‏ رود مگر اینكه از حوض كوثر بنوشد و از درخت طوبى بخورد و جایگاه خود را در بهشت ببیند. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، نماز، روزه و شب ‏زنده ‏دارى‏ اش پذیرفته مى ‏شود و دعایش مستجاب مى‏ گردد.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، فرشتگان براى او طلب آمرزش مى‏ كنند و درهاى هشت گانه بهشت بر او گشوده مى ‏شود تا از هر درى كه بخواهد، بدون حساب وارد شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند نامه عملش را به دست راستش مى‏ دهد و به حساب او همچون حساب انبیا رسیدگى مى‏ كند. بدانید هر كس على را دوست بدارد، خداوند شدّت و سختى جان دادن را بر او آسان مى ‏كند و قبرش را باغى از باغهاى بهشت قرار مى‏ دهد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند به تعداد رگ هاى بدنش از حوریه اى بهشت به او مى‏ بخشد و در مورد هشتاد نفر از اقوام و خویشانش، شفاعت مى‏ كند و به تعداد موهاى بدنش، از حوریان بهشتى و از شهرهاى بهشت برخوردار مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، ملك الموت (عزرائیل) را براى [قبض روح‏] او، آن گونه مى‏ فرستد كه براى پیامبران فرستاده مى‏ شود و ترس از نكیر و منكر را از او برمى ‏دارد و رویش را سفید مى‏ كند، و او با حضرت حمزه سیدالشّهداء همنشین خواهد بود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، حكمت را در قلبش ثابت مى‏ كند و سخن درست را بر زبانش جارى مى ‏سازد و درهاى رحمت را به رویش مى‏ گشاید.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، در آسمانها و زمین، اسیر خدا نامیده مى‏ شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، فرشته‏ اى از زیر عرش او را صدا مى‏ زند: اى بنده خدا، عمل [به فرامین الهى‏] را از نو آغاز كن، زیرا خداوند تمام گناهانت را آمرزیده است. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، روز قیامت در حالى [به صحراى محشر] مى ‏آید كه صورتش همچون ماه شب چهارده مى ‏درخشد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، بر سرش تاج پادشاهى گذاشته مى‏ شود،

و لباس كرامت و بزرگوارى بر او پوشانده مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از پل صراط همچون برق جهنده مى‏ گذرد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، براى او، دورى از آتش جهنم و جواز عبور از صراط و امان از عذاب دوزخ نوشته مى‏ شود، نامه عملش گشوده نخواهد شد و كردارش سنجیده نمى ‏شود و به او گفته مى شود: بدون حساب به بهشت وارد شو. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، ملائكه با او دست مى‏ دهند و انبیا او را زیارت مى‏ كنند و خداوند، تمام حاجت هایش را برمى‏ آورد. آگاه باشید، هر كس آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را دوست بدارد، از حسابرسى و سنجش كردار و عبور از صراط، در امان است.

بدانید، هر كس بر دوستى آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمیرد، من (رسول خدا) همنشینى او را با انبیا در بهشت ضمانت مى‏ كنم. آگاه باشید، هر كس بر بغض و كینه آل محمّد بمیرد، بوى بهشت را استشمام نمى‏ كند.

ابو رجاء گفت: حماد بن زید به این حدیث افتخار مى‏ كرد و مى‏گفت: این حدیث، اصل [مهمى در دین‏] است.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث اوّل-ص: 23-21



****************


سؤالات علمای یهود از آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام




[http://www.aparat.com/v/Htq2l]


[http://www.aparat.com/v/Htq2l]




نوع مطلب : 31-36، 115-120، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، بوستان حدیث، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397




45/140/146/249/268/274/291

 297/306/316/343/148/442

518/531/534/566/585 



اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-باب 185-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic