وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





شماره 21


پرسش ها و پاسخ های بسیار زیبای علوم قرآنی


حجّت الاسلام تاج آبادی-شبکه قرآن-تاریخ پخش 99/05/02



سئوالات پاسخ داده شده در این ویدئو :

1- چرا بعضی کلمات قرآن معنا ندارد؟ 

2-«استعاذه» یعنی چه؟ باید توی «استعاذه» چه کاری انجام دهیم؟ 

3-چرا ما نباید مثل دیگر ملل قرآن را به زبان خودمان«فارسی» بخوانیم و حتماً باید قرائت عربی داشته باشیم؟ و به همراه متن هم ترجمه فارسی داریم  که در این حالت  آن را به آنصورت که باید درک کنیم، درک نمیکنیم.

4- آیا حرف زدن وسط قرآن بی احترامی به قرآن است و آیا ایراد دارد؟ 

ـــ بعضی ها در حین کارهایشان قرآن گوش نمیدهند و موسیقی گوش میدهند به این بهانه که شاید لازم باشه حرف بزنیم و اگر روی قرآن تمرکز نکنیم بی احترامی میشود، پس قرآن گوش نمیدهیم تا تمرکز خالص نداشته باشیم و امثال ما که قاری هستیم و باید در هر حال قرآن گوش بدهیم ما را از خودشان جدا میکنند و میگویند ما قاری نیستیم، آیا این کار درست است؟ 

5-در طول روز  سی دی تلاوت مرحوم عبدالباسط را گوش میدهم، آیا صرف رسیدن صوت قرآن به گوش، در حالیکه به کارهای دیگر بپردازیم مثل مطالعه، آیا مؤثر بوده و ثواب دارد؟

6-مگر شیعه در این اعتقاد نیست که 12 امام منسوب خدا نیستند، پس چرا نامه ششم نهج البلاغه خلاف این را میگوید؟

7-مقصود از «تزکیه نفس» در آیه 49 سوره نساء چیست؟

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ 

وَ لایُظْلَمُونَ فَتِیلا ﴿نساء/49 86

آیا به کسانی که خود را به پاکی می ستایند، ننگریستی؟ [این خودستایی هیچ ارزشی و اعتباری ندارد] بلکه خداست که هر که را بخواهد [بر اساس ملاک های تعیین شده از سوی خود] می ستاید، و [گروهی که به ناحق، خود را می ستایند در کیفر و مجازات] به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.


[http://www.aparat.com/v/47zDI]

[http://www.aparat.com/v/47zDI]





نوع مطلب : 85-90، 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پرســـــــــــمان قـــــــــــــــــرآنی «پرســش و پاســـخ علوم قرآنی» حجّت الاسلام تاج آبادی (کلیپ)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 مرداد 1399

 
گفتگوی جهنّمیان با خدا


«آیات آخر سوره مومنون» 349


فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند.


فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢

پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.


 وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی 

جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣

و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.


تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤

آتش [همواره] صورت هایشان را می سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!


أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥

[خدا به آنان می گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦

می گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧

پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی ها و گمراهی ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.


قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨

خدا] می گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!


إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩

 ]به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین 

رحم کنندگانی.


فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠

ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!


إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١

من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.


قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الأرْضِ عَدَدَ سِنِینَ ﴿١١٢

]خدا] می گوید: از جهت شمار سال ها، چه مدت در زمین درنگ داشتید؟


قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ ﴿١١٣

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.


 قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِیلا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١٤

]خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید.


أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ ﴿١١٥

آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟


فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١٦

پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو 

و با ارزش است.


 وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧

و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی شوند.


وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨

و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین 

رحم کنندگانی...





نوع مطلب : 343-348، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1399


فرمول دهگانه گفتگو از نظر قرآن کریم


1-وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا ﴿بقره/83﴾ 12

و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید.

قول حسن، خوش زبانی با مردم است.

 

2-وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ ﴿فصلت/33﴾ 480

و چه كسی است‏ خوشگفتارتر از آنكس كه بسوى خدا دعوت نماید.

قول احسن، دعوت مردم به سوی خداست.

 

3- وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا ﴿انعام/152﴾ 149

و چون [به داورى یا شهادت] سخن گویید دادگرى كنید هر چند 

[درباره] خویشاوند [شما] باشد.

قول عدل، شهادت و گواهی در دادگاه است.

 

4- وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ ﴿شعراء/84﴾ 371

و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیكو گذار.

قول صدق، سخن راست و ذكر خیر گذشتگان مؤمن در جامعه موجود است.

 

5-فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا کَرِیمًا ﴿اسراء/23﴾ 284

به آنها [پدر و مادر حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

قول كریم، سخن گفتن با پدر و مادر است.

 

6-اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَاتَنِیَا فِی ذِکْرِی*اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى*فَقُولا لَهُ قَوْلا لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى﴿طــه/44-42﴾ 314

تو و برادرت هر دو به سوی فرعون بروید*زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است*پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد]. (

قول لین، سخن به وقت امر بمعروف و نهی از منكر است.

 

7-قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا ﴿بقره/136﴾ 21

]شما مردم مؤمن از روى حقیقت اقرار كنید و] بگویید : ما به خدا و آنچه به سوى ما نازل شده، ایمان آوردیم.

قول ایمان، اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر است.

 

8-وَلْیَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا ﴿نساء/9﴾ 78

و ]درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.

قول سدید، سخن به صواب گفتن در هر جوّ و شرایطی است.

 

9-وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا ﴿نساء/5﴾ 77

و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.

قول معروف، سخن گفتن با ایتام و خانواده است.

 

10-وَقُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِیغًا ﴿نساء/63﴾ 88

و به آنان سخنی «رسا» که در دلشان اثر کند بگوی

قول بلیغ، سخن رسا و مؤثر و آمیخته به موعظه و حكمت و برهان است.



«انسان می تواند با این ده نوع گفتار به تجارتی وارد شود

 كه سودش را جز خدا كسی نمیداند.» 






نوع مطلب : 20-سوره طــــــــه، 26-سوره شـعـراء، 41-سوره فـصّـلت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 07-12، 19-24، 73-78، 85-90، 145-150، 283-288، 313-318، 367-372، 475-480، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 فروردین 1399



اهمیّت حفظ اوقات نماز و موضوع تأخیر در نماز عصر حضرت سلیمان

إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً ﴿نساء/103﴾ 95

همانا نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین 

مقرر شده است.

 

وَ وَهَبْنَا لِدَاوُدَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿30﴾ إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ ﴿31﴾ فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿32﴾ رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأعْنَاقِ ﴿33﴾ وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمَانَ وَأَلْقَیْنَا عَلَى کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿34﴾ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لا یَنْبَغِی لأحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

﴿ص/35-30 455

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود(30 )

[یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند. ( 31 )

پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر می کرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. ( 32 )

[اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت؛ (33)

و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بی جان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آن گاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت] ( 34 )

گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای(35)

**************** 

امام صادق علیه السّلام در ذیل آیه فرموده اند:

فرمودند: كِتاباً مَوْقُوتاً یعنى فریضه ‏اى واجب و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آنطور كه مخالفین مى‏ گویند باشد باید سلیمان بن داود هلاك شده باشد، چه آنكه وى نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب كوهها پنهان و مخفى شد و اگر قبل از غایب‏ شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء كرده بود و هیچ نمازى از نظر وقت طولانى‏ تر از نماز عصر نمى ‏باشد[1]



( 1)- مرحوم مصنّف در كتاب من لا یحضره الفقیه ح(1) ص(129) در توضیح این حدیث مى‏ فرماید:

جهّال از اهل خلاف اینطور پنداشته ‏اند كه حضرت سلیمان علیه السّلام روزى اسب ها را سان مى‏ دید و آنها را از نظر مى‏ گذرانید، حضرت مشغول و سرگرم آنها بود كه خورشید غروب كرد و وقت نماز منقضى شد و وقتى متوجه شد بسیار متأثر و ناراحت گردید و از شدّت غضب فرمان داد اسب ها را برگردانند و سپس امر نمود ساق پاها و گردنهاى آنها را زده و بدین ترتیب این حیوانات را كشتند و فرمود: این حیوانات مرا از ذكر پروردگارم باز داشتند.

این گفتار صحیح نیست و واقع امر طبق گفته اهل خلاف نمى‏ باشد چه آنكه شأن نبى و پیامبر خدا اجلّ است از مثل چنین كردارى زیرا اسبها گناهى نداشته تا مستوجب چنین فعل قبیحى باشند و اساساٌ آنها خود را بر وى عرضه نكرده و او را آنها مشغول ننموده بودند و از این كه بگذاریم اسبها مكلّف نبودند تا مرتكب گناه باشند در نتیجه عقاب و مؤاخذه شوند و صحیح آن است كه سلیمان علیه السّلام عصرى بود كه بهایم و اسب ها را از نظر مى‏ گذراند و به واسطه سرگرم شدن به آنها نمازش تأخیر افتاد تا خورشید غروب كرد وقتى متوجه شد به فرشتگان گفت: آفتاب را برگردانید تا من نمازم را بخوانم، آنها آفتاب را باز گردانیدند، وى ایستاد ساق پا و گردن خود را مسح نمود( وضوء آنها را در آن شریعت چنین بود) و سپس به اصحابش كه نمازهای شان قضاء شده بود فرمان داد با او نمازهای شان را خواندند و پس از فراغت از نماز خورشید غروب كرد و ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 79-مطلب شماره 578 


**************** 


حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود(ع)، سومین پیامبر بزرگ بنی‌اسرائیل است که خداوند از مواهب هستی، فضل بی‌شماری بدو عطا کرده از جمله خلافت بر پهنه وسیعی از مناطق جغرافیایی، تسخیر لشکریانی از جن، انس و حیوانات و نیز علم تکلم به زبان حیوانات. با این همه برخی از اهل تفسیر به نقل از سیر و تواریخ اسلامی، داستانی را آورده‌اند که با نگاهی علمای شیعی در مساله عصمت پیامبران، منافات دارد.

بزرگان شیعی از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، ساحت مقدس این پیامبر عظیم الشان را مبرای از هر گونه خطا و سهو دانسته و در تنزیه چهره حضرتش از این گونه نسبت‌ها کوشیده‌اند. این نگاه بعدتر توسط اجلّه مفسران شیعه همچون فیض کاشانی و علامه طباطبایی تقویت شد. با این تفاوت که صاحب تفسیر المیزان، بر این باور است که انبیاء در حوزه امور فردی که دخلی به احکام و دیانت مردم ندارد، معصوم از خطا و رخنه شیطان نیستند. دیدگاه علامه سپس توسط برخی شاگردان وی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله سبحانی به نقد کشیده شد.

بنابر نقل برخی از مفسران، سلیمان نبی، به خیول و اسب‌های تیزپا و چالاک بسیار علاقمند بود تا بدانجا که گاهی آنچنان در تماشای آنها غرقه می‌شد که خدا را نیز از یاد می‌برد!

مورد استناد آنها، آیاتی است از سوره مبارکه «ص» که می‌فرماید:

 وَ وَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ * قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لا یَنْبَغِی لأحَدٍ مِنْ بَعْدِی

إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ﴿ص/35-30 455 (ص/۳۳-۳۰)

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود * [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند * پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. * [اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت. * گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای. 



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 91-96، 451-456، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ 


إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ‏ ﴿توبه/122﴾ 206


چرا از هر طایفه ‏اى جمعى براى تحصیل علم كوچ نمى ‏كنند تا تفقّه در دین پیدا كرده و وقتى به سوى قومشان بازگشتند آنها را انذار كنند شاید آن قوم متنبه شوند.


وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِیرًا وَ سَعَةً 

وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ 

فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿نساء/100﴾ 94


و هر کس در راه خدا هجرت کند، اقامتگاه های فراوان و فراخیِ معیشت خواهد یافت و کسی که از خانه خودبه قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلماً پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.


****************


در قبال شناخت امام بعدی خود جه وظیفه ای داریم؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385-نوادر-مطلب شماره 550


حدیث (40)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از احمد بن محمّد بن عیسى، از برقى و حسین بن سعید جملگى از نضر بن سوید، از یحیى حلبى از برید بن معاویه، از محمّد بن مسلّم نقل كرده كه وى گفت :

محضر مبارك ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: خداوند حالتان را خوش دارد گله و شكایت شما به ما رسیده، لطف و مهربانى بما نموده بفرمایید :

آیا اعلام مى ‏كنید ما مى ‏توانیم بدانیم امام بعد از شما كیست؟

حضرت فرمودند: حضرت على علیه السّلام عالم و امام بود و علم و امامت بالوراثة به فرزندان ایشان منتقل گشت و هیچ امامى از دنیا رحلت نمى‏كند مگر آنكه بعد از او امامى كه در امامت و علم مثل او است از وى باقى مى‏ ماند.

عرض كردم: زمانى كه امام از دنیا رفت مردم معذورند اگر ندانند امام بعد از او كیست؟

حضرت فرمودند: امّا اهل این شهر یعنى مدینه، البته معذور نیستند چون تمكّن از علم دارند و امّا غیر این شهر از شهرهاى دیگر، به قدر حركت شان از مكان خود تا اینجا كه براى تحصیل علم در سفر هستند البته معذور مى‏ باشند، خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید:


فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ 


إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ‏ ﴿توبه/122﴾ 206


چرا از هر طایفه ‏اى جمعى براى تحصیل علم كوچ نمى ‏كنند تا تفقّه در دین پیدا كرده و وقتى به سوى قومشان بازگشتند آنها را انذار كنند شاید آن قوم متنبه شوند.


محمّد بن مسلّم مى ‏گوید: عرضه داشتم: چه مى ‏فرمایید در باره كسى كه در طلب علم و آگاهى از امام خود از دنیا برود؟

حضرت فرمودند: وى به منزله كسى است كه از خانه ‏اش مهاجرت الى اللَّه و رسول او نموده و پیش از رسیدن به مقصود مرگ وى را دریابد چه آنكه اجر و ثواب او بر خدا است.

عرض كردم: طالبین وقتى به دنبال امام علیه السّلام رفتند به چه علامتى آن وجود مبارك را بشناسند؟

حضرت فرمودند:

خدا به امام سنگینى و آرامى و هیبت و صولت عطاء فرموده است.

 

حدیث (41)

پدرم رحمة اللَّه علیه مى ‏فرماید:

عبد اللَّه بن جعفر، از على بن اسماعیل، و عبد اللَّه بن محمّد بن عیسى، از صفوان بن یحیى، از یعقوب ابن شعیب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید محضر مباركش عرضه داشتم:

وقتى امام از دنیا رفت و این خبر به گوش جماعتى كه در آستانه ‏اش نیستند رسید وظیفه ایشان چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند:

باید در طلب امام بعدى از مكان خود خارج شوند، ایشان پیوسته در عذر بوده و مادامى كه در طلب مى ‏باشند معذور مى‏ باشند.

عرض كردم: آیا باید تمام شان از شهر و دیار خود خارج شوند یا اگر بعضى بیرون بیایند كافى است؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید :

فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ...سپس حضرت فرمودند: آن دسته ‏اى كه در شهر اقامت كرده و مانده ‏اند پیوسته در توسعه بوده تا رفیقشان كه رفته‏ اند برگردند.


حدیث (42)

پدرم از عبد اللَّه بن جعفر، از محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر، از محمّد بن عبد الجبّار، از كسى كه ذكرش كرده از یونس بن یعقوب، از عبد الاعلى نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: اگر خبر بما برسد كه امام علیه السّلام از دنیا رفته‏ اند چه كار باید بكنیم؟

حضرت فرمودند: بر شما واجب است كوچ كرده و در تحصیل علم به امام بعدى سعى نمایید.

عرض كردم: جملگى باید كوچ كنیم.

حضرت فرمودند: خداوند مى‏ فرماید: فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ...

عرض كردم: كوچ كردیم و در راه برخى از ما اگر فوت نمود حكمش چیست؟

حضرت فرمودند: خداوند مى‏ فرماید:

وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِیرًا وَ سَعَةً 

وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ 

فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿نساء/100﴾ 94


و هر کس در راه خدا هجرت کند، اقامت گاه های فراوان و فراخیِ معیشت خواهد یافت و کسی که از خانه خودبه قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلماً پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.




نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 09-سوره تــوبــة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 91-96، 205-210، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِیقًا ﴿نساء/69﴾ 89

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته (یعنی) با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند..



 إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَ نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ 

فِی إِمَامٍ مُبِینٍ ﴿یس/12﴾ 440


بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده ایم


****************




 هیچ طفلى نیست، مگر آنكه امام خود را دیده 
و با او مناجات مى‏ نماید

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/8


حدیث (28) 

 از مفضّل بن عمر نقل شده كه وى گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این كه طفل بدون تعجّب خندیده و بدون درد و المى مى ‏گرید سبب آن چیست؟


حضرت فرمودند: اى مفضّل هیچ طفلى نیست مگر آنكه امام خود را دیده و با او مناجات مى‏ نماید، پس گریه ‏اش به خاطر غیبت امام از او است و خنده ‏اش زمانى است كه امام به او رو می‏كند.

و وقتى زبان طفل باز شد این باب بر رویش بسته شده و دیگر امام را ندیده و در دلش نسبت به آنچه قبلا برایش اتّفاق افتاده نسیان و فراموشى پیدا مى شود.






نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 36-سوره یس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 85-90، 439-444، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلا نَعْبُدَ إِلا اللَّهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿آل عمران/64 58

بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [و همه کتاب های آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خدای یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [از دعوتت به این حقایق] روی گرداندند [تو و پیروانت] بگویید: گواه باشید که ما [در برابر خدا و فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم.

 


وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالا فَخُورًا ﴿نساء/36 84

و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقیناً خدا کسی را که متکبّر و خودستاست، دوست ندارد.


إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا ﴿نساء/48 86

مسلماً خدا اینکه به او شرک ورزیده شود نمی آمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد می آمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلماً گناه بزرگی را مرتکب شده است.

 


إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا ﴿نساء/116 97 

مسلماً خدا این را که به او شرک آورده شود نمی آمرزد، و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می آمرزد. و هر که به خدا شرک ورزد، یقیناً به گمراهی بسیار دوری دچار شده است.


لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿مائده/72 120

آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است، بی تردید کافر شدند؛ و حال آنکه مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خدای یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بی تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.


وَیَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکَاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿انعام/22130

و [یاد کنید] روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع می کنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیده اند، می گوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا می پنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟] (


اتَّبِعْ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ﴿انعام/106 141

از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.

 

و مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِی النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿توبه/17 189

و مشرکان در حالی که بر ضد خود به کفر [و انکار حقایق] گواهی می دهند، صلاحیت آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ اینانند که اعمالشان تباه و بی اثر است و در آتش جاودانه اند.

 

وَإِذَا رَأَى الَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاءِ شُرَکَاؤُنَا الَّذِینَ کُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِکَ فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿نحل/86 276

و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسـخ می دهند: یقیناً شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود].


 

****************




اسرار اینكه چرا برخى از درختان میوه ‏دار و بعضى بدون میوه

 و پاره ‏اى تیغ دارند؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 374-مطلب شماره 525


حدیث (1)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

حق عزّوجل درختى را نیافرید مگر آنكه داراى میوه خوراكى بود، پس از آنكه مردم براى خدا فرزند اتّخاذ كردند حق تعالى نیمى از درختان را بى ‏میوه نمود و بعد از آنكه براى خدا، اله و شریكى قرار دادند، پاره ‏اى از درختان را تیغ‏ دار گردانید.


حدیث (2)

 ابو الحسن احمد بن محمّد بن عیسى بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام مى ‏فرماید:

ابو عبد اللَّه محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر بن محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن على بن ابى طالب از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: چگونه برخى از درختان باردار و بعضى بدون بار مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: هر گاه جناب آدم علیه السّلام تسبیح مى‏ گفتند در قبال هر تسبیحش یك درخت باردار (میوه ‏دار) در دنیا پدید مى‏ آمد و هر زمانى كه حوّا تسبیح مى‏ گفت در ازاء آن یك درخت بدون بار پیدا مى ‏شد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-60، 79-84، 85-90، 97-102، 115-120، 127-132، 139-144، 187-192، 271-276، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 09-سوره تــوبــة، 16-سوره نـحـل، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ﴿نساء/34﴾ 84

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.


**********


اسرار اینكه چرا هر مذكّرى معادل دو برابر مؤنّث ارث مى‏ برد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 371-مطلب شماره 523


حدیث (1)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان، وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلى كه از آن جناب سؤال كردم مكتوبى برایم فرستادند كه در آن نوشته شده بود:

سرّ این كه به زنان نصف میراث مردان مى‏رسد آن است كه زن وقتى ازدواج نمود مال را از مرد مى ‏ستاند (شاید مراد گرفتن مهریّه یا نفقه باشد) ولى مرد پس از ازدواج باید اعطاء كند از این رو حظّ و نصیب او را بیشتر از نصیب زن قرار داده‏ اند.

علّت دیگر براى دو برابر ارث بردن مردان از زنان این است كه زن اگر محتاج باشد در سلك عیال و نان‏ خورهاى مرد داخل بوده و بر مرد لازم است او را اداره كند و نفقه‏ اش را بپردازد ولى بر زن واجب نیست مرد را اداره كرده و در صورت احتیاج وى نفقه ‏اش را بدهد لذا حظّ مردان را دو برابر نصیب زنان قرار داده ‏اند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‏(نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.

 

حدیث (2)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از ابن بكیر از عبد اللَّه ابن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده، وى مى‏ گوید: محضر مباركش عرضه داشتم براى چه میراث مذكّر دو مقابل میراث زن قرار داده شده؟

حضرت فرمودند: زیرا در مقابل آن خداوند براى زنان مهریّه قرار داده است.

 

حدیث (3)

 على بن حاتم، از محمّد بن احمد كوفى، از عبد اللَّه بن احمد نهیكى، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم نقل كرده كه از ابى العوجاء به احول گفت:

چرا با این كه زن ضعیف است نصیب ارثى او یك سهم بوده و مرد كه قوى و نیرومند و توانا است دو سهم برایش منظور كرده ‏اند؟

احوال گفت: این معنا را محضر مبارك امام صادق علیه السّلام من نیز عرضه داشتم حضرت در جواب فرمودند:

بر زن عاقله و نفقه و جهاد نیست و به دنبال اینها اشیاء دیگرى را نیز شمردند بعد فرمودند: ولى این امور و امثال اینها بر مرد مى ‏باشد از این رو براى وى دو سهم و براى زن یك سهم منظور شده است.

 

حدیث (4)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از موسى بن عمران نخعى از عمویش حسین بن یزید از على بن سالم، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرض كردم: چگونه میراث هر مذكّرى دو برابر میراث مؤنث گردیده است؟

حضرت فرمودند:

به خاطر آنكه حبّه ‏هایى كه آدم و حوا در بهشت از آنها تناول كردند هیجده حبّه بود، آدم علیه السّلام دوازده تا و حوّا شش تا از آن را خورد لذا میراث مذكر دو برابر مؤنث گردید.

 

حدیث (5)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبلة الواعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا، از پدرش، از آباء گرامش از امیرالمؤمنین علیهم السّلام، راوى مى‏ گوید:

مردى از اهل شام از آن حضرت سؤالاتى كرد در ضمن مسائلى كه پرسید عرض كرد:

چرا میراث مذكّر دو برابر مؤنّث است؟

حضرت فرمودند: خوشه گندم سه حبّه داده بود حوّا یك حبّه را خورد و آدم دو حبّه را تناول كرد از این رو مذكّر دو برابر مؤنّث ارث مى ‏برد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 79-84، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32﴾ 285

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِی لا یَنْکِحُ إلا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿نور/3﴾ 350

مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.

 

وَاللاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا ﴿نساء/15﴾ 80

و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.


**********


اسرار اینكه  چرا فرزند زنا داخل بهشت نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 363-مطلب شماره 517


حدیث (1)

 از سعد بن عمر جلاب نقل كرده اند كه وى گفت:

امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:

خداوند متعال بهشت را پاك و پاكیزه آفریده لذا داخل آن نمى‏شود مگر كسى كه ولادتش پاك و فرزند حلال باشد، سپس آن حضرت فرمودند:

خوشا به حال كسى كه مادرش عفیفه و صالحه باشد.

 

حدیث (2)

 از محمّد بن احمد از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش حدیث را مرفوعاٌ به حضرت صادق علیه السّلام رسانده و نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ولد زنا به درگاه الهى عرضه مى‏ دارد: 

پروردگارا، گناه من چیست، من راجع به خود كارى نكرده ‏ام؟

منادى نداء مى‏ كند: تو بدترین افراد سه‏ گانه هستى پدر و مادرت مرتكب گناه شدند، پس تو بر آنها مهربان شدى و به فعل شان راضى گشته، تو پلید و ناپاك مى‏ باشى و در بهشت داخل نمى‏ شود مگر كسى كه پاك باشد. 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 79-84، 283-288، 349-354، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً ﴿نساء/16-15﴾ 350

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً ﴿اسراء/32﴾ 285


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.



الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * ﴿نور/3-2﴾ 350

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.



****************



اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 345-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.





نوع مطلب : 79-84، 283-288، 349-354، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32 285

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿نـور/2 350

به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.



یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است ﴿بقره/219﴾ 34


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿مائده/90﴾ 123

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)


****************


چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : 31-36، 121-126، 283-288، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقره/82

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

005/012/047/057/087/098

105/108/123/155/208/209

224/253/258/297/304/312

333/334/338/339/357


****************



چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 301-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده ‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 01-06، 07-12، 43-48، 55-60، 85-90، 97-102، 103-108، 121-126، 151-156، 205-210، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 13-سوره رعـــــد، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 223-228، 253-258، 295-300، 301-306، 307-312، 331-336، 337-342، 355-360، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ‏ أَمْوالِهِمْ ﴿نساء/34﴾ 84

  مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ زندگی زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را از جهت توان جسمی ، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه مردان از اموالشان هزینه زندگی زنان را به عنوان حقّی واجب می  پردازند.


****************


 اسرار برترى داده شدن مردان بر زنان‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 286-مطلب شماره 483


محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن برقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویة بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از پدرانش، از جدّش حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، حضرت فرمودند: گروهى از یهود محضر مبارك رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند، اعلم و داناترین ایشان مسائلى چند از آن حضرت پرسید و در بین این سؤالات عرض نمود: برترى مردان بر زنان چیست؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

فضل و برترى مردان بر زنان همچون برترى آسمان است بر زمین و مانند برترى آب است بر خاك و همانطورى كه آب خاك و زمین را زنده مى‏كند مردان نیز زنان را احیاء مى‏ نمایند، اگر مردان نبودند زنان را خداوند نمى‏ آفرید، خداوند عزّوجل مى‏ فرماید:


الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ‏ أَمْوالِهِمْ ﴿نساء/34﴾ 84

  مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ زندگی زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را از جهت توان جسمی ، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه مردان از اموالشان هزینه زندگی زنان را به عنوان حقّی واجب می  پردازند.


یهودى عرض كرد: چرا چنین مى ‏باشد؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید و از زیادى و باقیمانده آن حوّا را خلق فرمود و اوّل كسى كه اطاعت زنان را نمود جناب آدم علیه السّلام بود پس حق تعالى او را از بهشت به زمین هبوط و نزول داد و برترى مردان بر زنان در دنیا را بیان فرمود و آن این است كه:

مگر نمى‏ بینى زنان حیض مى ‏بینند و در آن حال ناپاكى امكان ندارد به نماز بایستند ولى مردان اصلا به این ناپاكى مبتلا نمى‏ گردند.

یهودى عرضه داشت : راست فرمودى یا محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم)





نوع مطلب : 79-84، 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


...فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلا تَعُولُوا ﴿نساء/3﴾ 77

زنانی که شما را خوش آید دو یا سه یا چهار به همسری بگیرید. پس اگر می ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانی که مالک شده اید [اکتفا کنید]؛ این [اکتفای به یک همسر عقدی] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک تر است.


****************



چرا مرد مى‏ تواند چهار زن بگیرد و زن بیش از یك شوهر 

نمى‏ تواند بكند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 271-مطلب شماره 480


حدیث (1)

 على بن احمد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در جواب مسائلش مرقوم فرمودند:

سرّ این كه مرد مى‏ تواند چهار زن گرفته ولى بر زن حرام است بیش از یك شوهر نماید آن است كه اگر مرد چهار همسر داشته باشد فرزند از هر كدام كه بهم رسد به مرد منسوب است ولى اگر زن دو شوهر یا بیشتر داشته باشد و از وى فرزندى متولّد گردد معلوم نیست كه فرزند از كدام شوهر مى‏ باشد چه آنكه جملگى در این كه با زن نكاح كرده و با وى هم بستر شده‏ اند با هم مشترك مى ‏باشند و بدون تردید این امر موجب فساد نسب و میراث و معارف شرعى خواهد گردید.


وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿نساء/129﴾ 99

و شما هر چند حریص [بر عدالت] باشید، هرگز نمی توانید [از نظر علاقه و میل قلبی] میان زن ها [یی که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری را به صورت زنی سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار می گیرید]؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 73-78، 97-102، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالاتُکُمْ وَبَنَاتُ الأخِ وَبَنَاتُ الأخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِکُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الأخْتَیْنِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿نساء/23﴾ 81

ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که شما را شیر داده اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستی شما پرورش یافته اند، البته] از آن همسرانی که با آنان آمیزش داشته اید، و اگر آمیزش نداشته اید، بر شما گناهی نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]. و هم چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است



****************



اسرار حرام بودن جمع بین دو خواهر در ازدواج‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 256-مطلب شماره 479


حدیث (1)

على بن حاتم، از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسن بن ولید، از مروان بن دینار، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت ابى ابراهیم علیه السّلام (امام هفتم علیه السّلام) عرض كردم: چرا مرد نمى ‏تواند بین دو خواهر جمع كرده و با هر دو ازدواج كند؟

حضرت فرمودند: براى حفظ اسلام، چه آنكه سائر ادیان آن را تجویز مى‏ كنند.


 ****************



بررسی اشکالات ازدواج با دو خواهر در یک زمان

 

الف)حرمت ازدواج با دو خواهر

ازدواج با دو خواهر بطور همزمان از دیدگاه اسلام وبراساس آیۀ شریفۀ ۲۳ سورۀ مبارکۀ نساء که می فرماید : 

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ....وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ اْلأُخْتَیْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ کانَ غَفُورًا رَحیمًا» 

حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و ... و این که بین دو خواهر جمع کنید(هم زمان با آن دو ازدواج کنید) باطل و حرام شده است.  مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است»(نساء، آیه ۲۳)

اما ازدواج با دو خواهر اگر در دو زمان باشد اشکال ندارد و اینکه گفته شده است حضرت یعقوب نبی علیه السلام با دوخواهر از دختران دائی خود ازدواج نموده است بیشتر در منابع سنی آمده و در منابع شیعه ازجمله بحار الانوار (ج۱۲، تهران دارالکتب الاسلامیه) و در تفسیر مجمع البیان قول طبرسی(ره) و در تفاسیر دیگر گفته شده «یعقوب، راحیل را پس از اینکه لیا خواهرش (همسر یعقوب) از دنیا رفت، بگرفت و جمع میان دو خواهر نکرد.» اختلاف سن فرزندان حضرت یعقوب(ع) با یوسف(ع)( از جمله فرزند بزرگ حضرت یعقوب(ع) حدود ۵۰ سال است و خداوند به حضرت یعقوب در ۸۰ سالگی یوسف و بنیامین را عطا می کند، و در سن بالای ۹۰ سالگی یوسف را از دست می دهد و در سن حدود ۱۳۰ سالگی به مصر می رود و یوسف را می بیند و در سن حدود ۱۴۷ سالگی در مصر فوت می کند)، موید همین مطلب است زیرا، اگر سن فرزندان حضرت یعقوب را کنار هم بگذاریم خواهیم دید لیا همسر اول حضرت یعقوب فوت کرده، سپس با راحیل ازدواج می کند و راحیل زنده مانده و یوسف و بنیامین پس از ۱۰ اولاد دیگر به دنیا آمده و یکی از عامل های حسادت به خصوص شش برادر یعنی فرزندان لیا نسبت به یوسف نبودن مادر آنها، فوت کردن مادرشان و زنده بودن راحیل است و همچنین در تفسیر برهان، ج۲، ص ۲۴۳ و تفسیر راهنما و بقیه تفاسیر گفته شده راحیل زنده بوده و با یعقوب و ۱۱ فرزند به مصر وارد می شوند.


ب) حرمت ذاتی و حرمت اعتباری :

در مباحث اصول استنباط احکام شرعی آمده است. احکام فقهی از جهت حرام و حلال بودن وابسته به اعتبار شارع است و تکوینی نیست. البته احکام شرعی تابع مصالح و مفاسد می باشد. با این تفاوت که برخی مصالح و مفاسد به حسن و قبح عقلی متکی است و یا همیشگی و ذاتی است. مانند حرمت شرب خمر و یا قتل بی گناه، که مفسده آن همیشگی و ذاتی است. امابرخی مصالح و مفاسد وابسته به زمان و مکان و یا شرط خاص است. مانند صید در روزهای شنبه که برای بنی اسرائیل حرام شده بود. (سوره نساء، آیه ۱۵۴) اما در دوران قبل از آن و بعد از آن حرام نبوده و نیست.

اینگونه موارد اعتباری و متغیر از ابتدای آفرینش انسان ها، نمونه هایی داشته است چنانکه درباره ازدواج هابیل و قابیل با خواهرانشان، مرحوم طبرسی حدیثی از امام سجاد(ع) نقل می کند که آن حضرت در ضمن گفتاری که به مردی قریشی بیان داشت جریان ازدواج هابیل را با بلوزا خواهر قابیل هم چنین ازدواج قابیل را با اقلیما خواهر هابیل شرح می داد به او فرمود: این مطلب را انکار مکن چه آن که روش الهی بر این جاری شده است مگر نه این است که خداوند زوجه آدم را از خود او آفرید و سپس برای او حلالش کرد... (ر.ک: میزان الحکمه، ج ۴، ح ۳۰۳۱)

علامه طباطبائی در توجیه این نظریه می فرماید حکم ازدواج یک حکم تشریعی و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکوینی نیست که قابل تغییر نباشد زمام چنین حکمی به دست خداست از این رو ممکن است روزی به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد. در جامعه آن روز که فقط چند خواهر و برادر بوده اند با در نظر گرفتن مشیت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد کرد حال چه اشکالی دارد که به طور موقت برای گروهی به خاطر ضرورت این گونه ازدواج مباح باشد. 

(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ۱. ترجمه تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۲۳۹؛ ۲. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۴، ص ۱۹۸)


ازدواج هم زمان با دو خواهر نیز از این گونه موارد است که قبل از اسلام رایج بود. و در زمان حضرت یعقوب نیز جاری بوده است. (ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۷۶)

اما با ظهور اسلام به عنوان کامل ترین شریعت، پس از نزول آیه شریفه ۲۳، سوره نساء، چنین ازدواجی تحریم شد. و این خود دلیلی است بر تکامل شرایع تا شریعت اسلام که دستورات آن سزاوار اجراء، برای جامعه بشریت تا هنگام برپایی قیامت است. 

(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ۱. تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۲۸۳، ط عربی؛ ۲. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۱۷)

 

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%8A%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8(%D8%B9)/6475





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 79-84، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا 

وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیرًا وَنِسَاءً... ﴿نساء/1﴾ 77

ای مردم! از [مخالفت با فرمان هایِ] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت.


****************


چرا زن ها قصد و توجه شان به مردان است‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 254-مطلب شماره 478


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن یحیى خزّاز، از غیاث بن ابى ابراهیم، از امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

زن از مرد آفریده شده[1] لذا قصد و توجّه زن ها به مردان معطوف است از این رو آنها را در خانه‏ ها حبس و حفظ نمایید ولى مرد چون از زمین خلق شده‏[2] تمام همّت و قصد او به خاك متوجّه مى‏ باشد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ( 1)- اشاره است به خلقت حوّاء از جناب آدم علیه السّلام.

[2] ( 2)- اشاره است به آفرینش حضرت آدم علیه السّلام از خاك



****************



مراد از نفس واحده و زوج او كه انسان از آن آفریده 

شده است چیست؟


«تفســـیر المـــــیزان»


از ظاهر سیاق برمى آید كه مراد از (نفس واحده) آدم (علیه السلام) و مراد از (زوجها) حوا باشد كه پدر و مادر نسل انسان است كه ما نیز از آن نسل مى باشیم و بطورى كه از ظاهر قرآن كریم برمى آید همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند همچنانكه از آیات زیر همین معنا برمى آید كه : (خلقكم من نفس واحده، ثم جعل منها زوجها).

(یا بنى آدم لا یفتننكم الشیطان كما اخرج ابویكم من الجنّة) و آیه زیر كه حكایت گفتار ابلیس است: (لئن اخرتن الى یوم القیمة لاحتنكنّ ذریتة الاّ قلیلا)

و اما احتمالى كه بعضى از مفسرین در معناى (نفس واحده) و (زوجها) داده اند، ذیلا از نظر خوانندگان مى گذرد كه البته به هیچ وجه درست نیست، آنان گفته اند كه : مراد از (نفس واحده) و (زوج او) در آیه شریفه مطلق ذكور و اناث نسل بشر است كه كل بشر از مجموع پدر و مادر متولد مى شود، در نتیجه معناى آیه چنین مى شود كه مثلا آیه فرموده است كه هر یك نفر از شما نوع بشر از یك پدر و مادر و یا به عبارت دیگر: از دو فرد بشر خلق شده اید بدون اینكه در این معنا فرقى میان شما باشد، بنابه گفته این مفسر آیه شریفه همان را مى خواهد افاده كند كه آیه : (یا ایها النّاس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند اللّه اتقیكم) آن را افاده مى كند و مى فرماید: 

هان اى مردم ما شما را از یك نر و یك ماده آفریدیم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نمودیم تا یكدیگر را بشناسید و از میان همه شما آنكه باتقواتر است نزد خدا گرامى تر است و خلاصه مفادش این است كه شما افراد بشر از این جهت كه هر یك متولد از پدرى و مادرى هستید هیچ فرقى ندارید.

و وجه نادرستى این احتمال روشن است براى اینكه : این مفسر غفلت كرده از اینكه بین دو آیه، یعنى آیه سوره حجرات و آیه سوره نسا فرق واضحى است زیرا آیه سوره حجرات در مقام بیان این جهت است كه افراد انسان از نظر (حقیقت انسانیّت) یكسانند و هیچ فرقى در این جهت ندارند كه هر یك آنان از پدرى و مادرى از جنس بشر متولد شده اند پس دیگر جا ندارد یكى بر دیگرى تكبر ورزد و خود را از دیگران بهتر بشمارد مگر به یك ملاك كه آن هم تقوا است.

و اما آیه سوره نسا كه مورد بحث ما است در مقام دیگرى است این آیه مى خواهد بیان كند كه افراد انسان از حیث (حقیقت و جنس) یك واقعیتند و با همه كثرتى كه دارند همه از یك ریشه منشعب شده اند مخصوصا از جمله : (و بثّ منهما رجالا كثیرا و نساء...) این معنا به روشنى استفاده مى شود بطورى كه ملاحظه مى كنید چنین معنائى با این احتمال كه مراد از (نفس واحده) و (زوج او) تمامى نر و ماده هاى بشرى باشد نمى سازد گذشته از این دلیل آن معنا با غرضى كه سوره نسا آن را تعقیب مى كند كه بیانش گذشت سازگارى ندارد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 73-78، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397



وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (بقره/518

 

و [یاد كنید] زمانى كه [براى نازل كردن تورات] چهل شب با موسى وعده گذاشتیم ، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به سبب این كار بسیار زشت] ستمكار بودید .



وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره/548

و یاد کنید زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و افرادی از خودتان را که گوساله را به پرستش گرفتند بکشید که این عمل برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است پس خدا به دنبال اجرا کردن دستورش توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.




وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ 

وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿ بقره/ 92﴾ 14

و قطعاً موسى براى شما معجزات و دلایلى روشن آورد ، سپس شما پس از [رفتن] او [به كوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به خود و دلایل روشن حق] ستمكار بودید .


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿ بقره/ 93﴾ 14

 

و [یاد كنید] زمانى كه از شما [براى پیروى از موسى] پیمان گرفتیم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتیم [و گفتیم :] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت دریافت كنید [و احكام ما و پیامبرتان را بشنوید ، به ظاهر] گفتند : شنیدیم و [در باطن گفتند :] نافرمانى می ‏كنیم . و به سبب كفرشان دوستى گوساله در دل‏هایشان پایدار شد. بگو : اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه جنایت و فساد فرمان می ‏دهد] پس بد چیزى است آنچه ایمانتان به آن فرمان می ‏دهد .

 

یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِکَ وَآتَیْنَا 

مُوسَى سُلْطَانًا مُبِینًا ﴿ نساء/ 153﴾ 23

اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان] از تو می خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.


وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُکَلِّمُهُمْ وَلا یَهْدِیهِمْ سَبِیلا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ ﴿ اعراف/ 148﴾ 168

و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی گوید و آنان را به راهی هدایت نمی کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.

 

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿ اعراف/152﴾ 169

بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ 

مُوسَى فَنَسِیَ ﴿ طه/ 88﴾ 318

پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آنگاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]




****************


اسرار این كه چرا گاو چشم برهم مى‏ نهد و سرش را به

 آسمان بلند نمى‏ كند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 245-مطلب شماره 470


حدیث (1)

ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبید اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن جبلة الواعظ، از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا علیه السّلام از پدر بزرگوارش، از آباء گرامش، از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردى از اهل شام راجع به مسائلى از من سؤال نمود و در ضمن سؤالاتش پرسید: 

چرا گاو چشم ‏هایش را بر هم مى‏ نهد و سر به آسمان بلند نمى ‏كند؟

حضرت فرمودند: به جهت شرم از خدا زیرا هنگامى كه قوم موسى گوساله پرستیدند

 این حیوان سرش را بزیر افكند.


حدیث (2)

 ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو اسحاق ابراهیم بن حمّاد بن عمر نهاوندى از ابو بكر احمد بن محمّد بن مستثنى بن ابى الخصیب در مصیصه، از موسى بن حسن در مدینه الرسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از ابراهیم بن شریح كندى از ابن وهب، از یحیى بن ایّوب، از جمیل بن انس نقل كرده كه وى گفت:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

گاو را اكرام كنید زیرا بزرگ و سرور چهارپایان است، این حیوان از شرم و حیا نسبت به خداوند متعال از زمانى كه (توسط قوم حضرت موسى) گوساله پرستیده شده سر به آسمان بلند نكرد.






نوع مطلب : 07-12، 13-18، 97-102، 163-168، 169-174، 313-318، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «مطلب مرتبط»،
          
جمعه 25 آبان 1397


بررسی زوایای واژه توبه در قرآن کریم

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿توبه/80﴾ 200

برای آنان [که عیب جویان مسخره کننده اند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی کند.


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿نساء/17 80

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می شوند، سپس به زودی توبه می کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است. 

فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/39 114

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را می پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.


أَفَلا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/74 120

آیا به سوی خدا بازنمی گردند، و از او درخواست آمرزش نمی کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

 

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ 

وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ ﴿بروج/10 590

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.

  

وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا  * یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا  * إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿فرقان/70-68 366

 و آنان که معبود دیگری را با خدا نمی پرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی کشند، و زنا نمی کنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد. (68)

روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند (69)

مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی ها تبدیل می کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است(70)

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿شوری/25 486

اوست كه توبه را از بندگانش مى‏پذیرد و از گناهان درمى ‏گذرد 

و آنچه را انجام مى ‏دهید مى‏ داند.

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿تحریم/8 561

ای مؤمنان! به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص [که شما را از بازگشت به گناه بازدارد]؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می کند، می گویند: پروردگارا! نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.

نکته : تفاوت دو جمله «یتوب الیه» و «فتاب علیه»

توضیح : هر دو واژه «یتوب» و «تاب» که فعل می باشند، به معنی توبه بوده که «توبه» هم معنای فارسی آن «برگشتن» میشود و حرف «ف» در ابتدای واژه «تاب» متعلق آن کلمه نبوده و جزو حروف اضافه و به معنی «پس-سپس»  می باشد.

در جمله اوّل «یتوب الیه» یعنی توبه و برگشت  انسان بسوی خدا که همان درخواست توبه از محضر خداوند متعال است و در جمله دوّم «فتاب علیه» توبه و برگشت خدا بسوی انسان است که دو مرحله دارد و به عبارتی خداوند با هر توبه ما دو  توبه انجام میدهد و در اصل معنی واژه «توبه» به معنی برگشت است

توبه اوّل، «یتوب الیه» توجه اوّلیه خداوند به دل انسان که باعث متنبّه شدن او شده و دلش نرم می گردد و آماده توبه می شود،اصطلاحاً «توبه توجه» نامیده میشود.

توبه دوّم، «فتاب علیه» هنگامی که انسان برای توبه به درگاه خدا روی می آورد و همینکه خداوند توبه آن فرد را قبول میکند، این مرحله دوّم توبه خداوند است که اصطلاحاً «توبه مغفرت» نامیده میشود.

و در آیه شریفه اشاره به همین موضوع دارد :

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم ‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏ اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر 

و مهربان است.

 جمله «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ» توبه اوّل خداوند به عنوان توجه در دل حضرت آدم بوسیله کلمات نورانی و جمله دوّم هم پذیرش توبه ایشان است.


****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه فابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.



****************


چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 243-مطلب شماره 468


حدیث (1)

 جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه، از حسین بن محمّد بن عامر، از معلّى بن محمّد از محمّد بن جمهور العمى با اسنادش بطور مرفوعه نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

خداوند متعال امتناع دارد كه توبه بدعت ‏گذار را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چرا چنین مى‏ باشد؟

فرمودند: زیرا محبّت و وابستگى به بدعت در قلبش رسوخ كرده.


حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

در زمانهاى اوّل و پیش مردى بود كه دنیا را از راه حلال طلب نمود و بر آن دست نیافت سپس از طریق حرام پى‏گیرى كرد باز به آن نرسید، شیطان نزدش آمد و به او گفت: فلانى دنیا را از راه حلال و حرام طلب كردى و به آن نرسیدى اكنون مى‏ خواهى تو را به چیزى راهنمایى كنم كه دنیاى تو آباد و فراوان شود؟

آن مرد گفت: آرى.

شیطان گفت: دینى جدید اختراع كن و مردم را به آن دعوت نما.

آن مرد چنین كرد و مردم دعوتش را پذیرفته و اطاعتش كردند، مدتى گذشت و دنیاى آن مرد آباد و ثروت فراوان نصیبش گردید ولى ناگهان به خود آمد و گفت:

این دینى كه اختراع كرده و مردم را به آن دعوت كرده‏ ام توبه ‏اى برایش نمى‏ بینم مگر آنكه نزد كسانى كه منحرفشان كرده ‏ام رفته و آنان را از دینى كه به آنها دعوتشان كرده ‏ام برگردانم، لذا پیش یاران و اصحابش رفت و گفت:

آنچه شما را به آن دعوت كرده ‏ام و شما نیز آن را پذیرفتید باطل بوده و از ساخته ‏هاى خود من است نه دین خدا.

آنها گفتند: دروغ مى‏ گویى و حق همان است و تو در دینت شك و تردید كرده و از آن برگشته‏ اى.

وقتى آن مرد چنین دید زنجیرى تهیه نمود و میخى به آن نصب كرد و زنجیر را به گردنش انداخته و میخ را به زمین كوبید و گفت: زنجیر را از گردنم نمى‏ گشایم تا حق تعالى توبه مرا بپذیرد.

حقتعالى به پیامبرى از پیامبران آن عصر وحى فرمود كه به فلانى بگو :

سوگند به عزّت و بزرگى خود اگر آنقدر مرا بخوانى كه مفاصل استخوانهایت از هم جدا شوند جوابت را نداده مگر تمام آنان كه به دین تو از دنیا رفته ‏اند را زنده كنى و از دین باطل و اختراعى خود آنان را برگردانى.





نوع مطلب : 01-06، 79-84، 109-114، 115-120، 199-204، 361-366، 463-468، 559-564، 589-594، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، 85-سوره بروج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟»، «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»،
          
جمعه 25 آبان 1397



بررسی توبه در شخص بداخلاق


تکرار واژه توبه در قرآن کریم=33 مرتبه

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿نساء/17﴾ 80

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه میکنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.



فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده39﴾ 114

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را میپذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده 

و مهربان است.

 

أَفَلَا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿مائده74﴾ 120

آیا به سوی خدا بازنمی  گردند، و از او درخواست آمرزش نمی  کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

 

أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ 

وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿توبه/104﴾ 203

آیا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می  پذیرد و صدقات را دریافت می  کند؟ و یقیناً خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.

  

وَمَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿فرقان/71﴾ 366

و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده 

و نیکو به سوی خدا باز می  گردد.

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿شوری/25﴾ 486

و اوست که توبه را از بندگانش می  پذیرد و از گناهان درمی  گذرد 

و آنچه را انجام می دهید، میداند. 

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿تحریم/8﴾ 561

ای مؤمنان به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص که شما را از بازگشت به گناه بازدارد؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی  کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می  کند، می  گویند: پروردگارا نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.


إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ 

وَ لَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ ﴿بروج/10﴾ 590

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.


نکته : تفاوت دو جمله «یتوب الیه» و «فتاب علیه»

توضیح : هر دو واژه «یتوب» و «تاب» که فعل می باشند، به معنی توبه بوده که «توبه» هم معنای فارسی آن «برگشتن» میشود و حرف «ف» در ابتدای واژه «تاب» متعلق آن کلمه نبوده و جزو حروف اضافه و به معنی «پس-سپس»  می باشد.

در جمله اوّل «یتوب الیه» یعنی توبه و برگشت  انسان بسوی خدا که همان درخواست توبه از محضر خداوند متعال است و در جمله دوّم «فتاب علیه» توبه و برگشت خدا بسوی انسان است که دو مرحله دارد و به عبارتی خداوند با هر توبه ما دو  توبه انجام میدهد و در اصل معنی واژه «توبه» به معنی برگشت است

توبه اوّل، «یتوب الیه» توجه اوّلیه خداوند به دل انسان که باعث متنبّه شدن او شده و دلش نرم می گردد و آماده توبه می شود،اصطلاحاً «توبه توجه» نامیده میشود.

توبه دوّم، «فتاب علیه» هنگامی که انسان برای توبه به درگاه خدا روی می آورد و همینکه خداوند توبه آن فرد را قبول میکند، این مرحله دوّم توبه خداوند است که اصطلاحاً «توبه مغفرت» نامیده میشود.

و در آیه شریفه اشاره به همین موضوع دارد :

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏ السلام كه ما یه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏ اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر 

و مهربان است.

 جمله «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ» توبه اوّل خداوند به عنوان توجه در دل حضرت آدم بوسیله کلمات نورانی و جمله دوّم هم پذیرش توبه ایشان است.



****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه قابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.


****************


چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب دویست و چهل و دوّم-مطلب شماره 467


پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن احمد بن محمّد، از پدرش، از یونس بن عبدالرحمن از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى امتناع دارد از این كه توبه شخص بدخُلق را بپذیرد.


محضر مباركش عرض شد: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا این شخص از گناهى بیرون نمى ‏آید مگر آنكه در آنچه بزرگتر از آن است واقع مى‏ شود.


****************


ذکر صلوات بجای عدم توفیق توبـه 


در كتاب زینة الاعیاد از شیخ احمد بن شیخ زین الدین نقل شده كه :

 امام زین العابدین ، حضرت سجّاد علیه السلام را در خواب دیدم به آن حضرت از نداشتن توشه آخرت و عدم توفیق توبه خالص و اعمال صالح شكایت نمودم.

 آن حضرت علیه السلام فرمودند:
بر تو باد فرستادن صلوات زیاد بر محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام)! 

ما نیز زیاد صلوات مى فرستیم و این صلوات خود را عوض صلوات شما قرار میدهیم.

 

كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


******


وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574






نوع مطلب : 01-06، 79-84، 109-114، 115-120، 199-204، 361-366، 481-486، 559-564، 589-594، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، 85-سوره بروج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»، «چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟»،
          
جمعه 25 آبان 1397



مراد از واژگان «جِبت» و «طاغوت» که در قرآن آمده چیست؟



أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِّنَ الْكِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا ﴿نساء/51﴾ 86


ترجمــه

آیا کسانی را که نصیبی از کتاب داده شده اند ندیده ای که به جبت و طاغوت ایمان می آورند و درباره کافران می گویند که راه اینان از راه مومنان به هدایت نزدیکتر است.

تفســیر

سوره النساء آیه 51 در كافى از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده ذیل آیه‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ...‏تا آخر و فرمودند وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِیراً (نساء آیه 55و باز فرمود هر پرچمى بلند شود پیش از ظهور حضرت حجت علیه السّلام صاحبش طاغوت است كه غیر خدا را عبادت كند.

و نیز از برید عجلى روایت كرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام معناى آیه‏ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ را سؤال نمودم جواب فرمود بآیه‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً تا آخر آیه و فرمود مى‏گویند ائمه ضلال و گمراه كه بطرف جهنم رهبرى و دعوت میكنند بهترند از آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كه مردم را به بهشت هدایت میكنند و مراد از أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْكِ‏ امامت و خلافت است كه خداوند بما عطا فرموده و مائیم كه در مقابل این عطاى خداوند مورد حسد مردم میباشیم كه بغیر ما بخلایق دیگر چنین عطائى نشده است و معناى‏ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ آنست كه خداوند پیغمبران و امامان را از آل ابرهیم قرار داده و تعجب است كه مردم امامت را در آل ابرهیم تصدیق نموده و اقرار دارند ولى براى آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم انكار مینمایند در صورتى كه آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همان آل ابرهیم میباشد.

و نیز از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام روایت كرده فرمود ما كسانى هستیم كه مردم بر ما حسد میبرند و این دو روایت را عیاشى نیز بسند خود نقل نموده است.

و در كتاب سلیم بن قیس روایت كرده از امیر المؤمنین علیه السّلام خطاب نمود به معاویه و فرمود بدان رحمت و استغفار نیست بر تو و طلحه و زبیر مگر لعنت و عذاب و نیستید شما از جهت بدعت گذاردن در دین و معصیت و گناه كمتر از آنكسی كه وثوق باو داشته‏ و در صدد خون بهاى او قیام كرده ‏اید،(مراد خ 3) شما و او بر ما اهل بیت ستم كردید و مردم را بر ما جرئت دادید خداوند حال شما را در این آیه بیان میفرماید:

 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ...‏ تا آخر آیه را تلاوت نمود و فرمود اى معاویه ما همان مردم هستیم كه حسد میبرند بر ما اهل بیت و ما اشخاصى هستیم كه خداوند میفرماید در باره ما وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً اى معاویه ملك و سلطنت بزرگ ما آنستكه خداوند اطاعت و فرمانبردارى از ما را اطاعت خود و نافرمانى بما را معصیت خود قرار داده این مردم اقرار دارند باطاعت و فرمانبردارى آل ابراهیم و انكار میكنند او را در آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و حال آنكه آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همان آل ابراهیم میباشند اى معاویه اگر تو و پشینیان تو از اعراب قبیله ربیعه و مضر بما جفع كردند همانا خداوند طایفه‏اى را بیافریند كه ایمان بما ائمه خواهند داشت و هرگز كافر بما نخواهند بود عیاشى بسند خود از داود بن فرقد روایت كرده گفت شنیدم حضرت صادق علیه السّلام تلاوت نمود آیه:‏ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ‏ را اسمعیل فرزند آنحضرت كه در حضورش نشسته‏ بود توجهى باو نمود و فرمود مراد از ملك عظیم اطاعت كردن از ما اهل بیت است كه خداوند بر مردم واجب كرده سپس تلاوت فرمود اینقسمت آیه را وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ‏ عرض كردم استغفار میكنم و ندانستم كه مراد آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم هستند و فرمود حضرت بلى بعض از مردم بآل ابراهیم و فرزندان او كه ما ائمه هستیم ایمان آورند و بعضى دیگر رو بگردانند. 

روایت كرده در كافى از برید عجلى گفت از حضرت باقر علیه السّلام آیه‏ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها را سؤال نمودم؟ فرمود خداوند از این آیه ما را قصد نموده كه علم و سلاح را امام اول رها كند بدوم و دوم بسوم تا برسد بحجت عصر علیه السّلام امام دوازدهم.


صاحبان امر، ائمه می باشند


ابن بابویه بسند خود از جابر بن یزید جعفى روایت كرده در آیه‏ 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏‏ بدین مناسبت نازل شد و نیز فرمود این آیه شامل میشود تمام دشمنان آل محمد (ص) را و در ذیل آیه‏ فَكَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ از صادقین روایت كرده فرمودند این آیه از آیاتی است كه تأویلش بعد از تنزیل او مى ‏باشد همین كه در قیامت فاسقین زنده شدند براى پیغمبر بدروغ قسم میخورند كه ما خلافت را از امیر المؤمنین كه برگردانیدیم قصدمان احسان و توفیق بود و شاهد اینكه راجع بقیامت است روایت ابن ابى عمیر است از حضرت صادق (ع) فرمود بخدا قسم مصیبة عبارت از آنستكه فاسقین را عذابى فرا گیرد در كنار حوض كوثر براى انكه خداوند میفرماید فَكَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ‏ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ گفت از جابر انصارى شنیدم زمانى كه این آیه نازل شد حضور پیغمبر اكرم عرض كردیم شما شناسانیدید بما خدا و رسولش را كه خودتان میباشید اولى الامر كه اطاعت او در مرتبه خدا و رسول قرار گرفته كیست؟

فرمود اینجا بر مراد از اولى الامر جانشینان من میباشند كه اول آنها على بن أبی طالب علیه السّلام است بعد حسن سپس حسین بعد على بن الحسین بعد محمد بن على كه در تورات معروف به باقر است و تو او را درك كنى ایجابر هر وقت خدمتش رسیدى سلام مرا باو برسان بعد از او جعفر صادق بعد موسى بن جعفر و پس از او على بن موسى و بعد از او محمد بن على و بعد از او على بن محمد بعد از او حسن بن على بعد از او هم نام و هم كنیه من حجت خدا در روى زمین فرزند حسن بن على عسكرى آن امامى است كه خدا او را از نظر شیعیان پنهان و غایب میكند و بدست او مشرق تا مغرب زمین فتح میشود و خداوند بدست او نام خود را بتمام مردم برساند و خداوند آن امام را غایب نمی گرداند مگر براى امتحان نمودن دلها و آزمایش مراتب ایمان آنها جابر گفت عرض كردم ای رسول خدا آیا در زمان غیبت او شیعیان از جنابش انتفاعى میبرند؟ فرمود آرى بآن خدائى كه‏ جانم بدست قدرت اوست و مرا بسوى خلق فرستاده است شیعیان از نور او روشن میشوند و از ولایت او منتفع و بهره ‏مند شوند مانند آنكه مردم از آفتاب منتفع شوند و آفتاب در زیر ابر باشد ای جابر اینها از مكنونات و سر خدا بود و از خزائن علم اوست و از غیر اهلش اینها را پنهان كن.

در كافى از ابى بصیر روایت كرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام معنى آیه‏ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ را فرمود مراد از اولى الامر امیر المؤمنین و فرزندانش میباشد و در حق آنان این آیه نازل شده، عرض كردم مردم میگویند چنانچه آیه در حق آن بزرگواران نازل شده پس چرا خداوند آنها را بنام در قرآن بیان نفرموده؟ فرمود بمردم بگو خداوند در قرآن آیه‏ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ را نازل كرده و بیان نفرموده چگونگى نماز و تعداد ركعات او را و همچنین بیان نكرده مقدار زكوة را و پیغمبر اكرم تفسیر نموده نماز و زكوة را براى مردم و حج را نازل نموده و بیان نكرده تعداد طواف و كیفیت حج را تمام آنها را پیغمبر تفسیر كرده‏ براى مردم این آیه را هم نازل كرده در حق امیر المؤمنین و فرزندانش و پیغمبر بیان تفسیر او را نموده و فرموده ایمردم بدانید من هر كه را مولا و آقایم، على نیز مولا و آقاى او است سفارش میكنم شما را بكتاب خدا و اهل بیت خود و از خداوند در خواست نمودم كه جدائى نیفكند میان آن دو تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند پروردگار هم مسئول مرا اجابت فرمود ایمردم به اهل بیت من یاد ندهید چیزی را، زیرا آنها داناتر از همه شما میباشند و هرگز از راه راست خارج نكنند كسى را و براه ضلالت و گمراهى وارد نكردانند اى ابى بصیر اگر پیغمبر ساكت شده بود و بیان نمى‏ فرمود مراد از اولى الامر را، همانا فلان و فلان مردم را بسوى خود دعوت نمیكردند؟

 خداوند در قرآن نازل فرمود آیه تطهیر را تا شاهد و گواه بر بیان پیغمبرش باشد و فرمود:


 إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً





نوع مطلب : 85-90، 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات