وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

 
گفتگوی جهنّمیان با خدا


«آیات آخر سوره مومنون»


فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند.


فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢

پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.


 وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی 

جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣

و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.


تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤

آتش [همواره] صورت هایشان را می سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!


أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥

[خدا به آنان می گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦

می گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧

پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی ها و گمراهی ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.


قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨

خدا] می گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!


إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩

 ]به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین 

رحم کنندگانی.


فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠

ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!


إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١

من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.


قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الأرْضِ عَدَدَ سِنِینَ ﴿١١٢

]خدا] می گوید: از جهت شمار سال ها، چه مدت در زمین درنگ داشتید؟


قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ ﴿١١٣

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.


 قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِیلا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١٤

]خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید.


أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ ﴿١١٥

آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟


فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١٦

پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو 

و با ارزش است.


 وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧

و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی شوند.


وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨

و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین 

رحم کنندگانی...






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1399



اهمیّت حفظ اوقات نماز و موضوع تأخیر در نماز عصر حضرت سلیمان



إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً (نساء/103)

همانا نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است.


امام صادق علیه السّلام در ذیل آیه فرموده اند:

فرمودند: كِتاباً مَوْقُوتاً یعنى فریضه ‏اى واجب و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آنطور كه مخالفین مى‏ گویند باشد باید سلیمان بن داود هلاك شده باشد، چه آنكه وى نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب كوهها پنهان و مخفى شد و اگر قبل از غایب‏ شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء كرده بود و هیچ نمازى از نظر وقت طولانى‏ تر از نماز عصر نمى ‏باشد[1]



( 1)- مرحوم مصنّف در كتاب من لا یحضره الفقیه ح(1) ص(129) در توضیح این حدیث مى‏ فرماید:

جهّال از اهل خلاف اینطور پنداشته ‏اند كه حضرت سلیمان علیه السّلام روزى اسب ها را سان مى‏ دید و آنها را از نظر مى‏ گذرانید، حضرت مشغول و سرگرم آنها بود كه خورشید غروب كرد و وقت نماز منقضى شد و وقتى متوجه شد بسیار متأثر و ناراحت گردید و از شدّت غضب فرمان داد اسب ها را برگردانند و سپس امر نمود ساق پاها و گردنهاى آنها را زده و بدین ترتیب این حیوانات را كشتند و فرمود: این حیوانات مرا از ذكر پروردگارم باز داشتند.

این گفتار صحیح نیست و واقع امر طبق گفته اهل خلاف نمى‏ باشد چه آنكه شأن نبى و پیامبر خدا اجلّ است از مثل چنین كردارى زیرا اسبها گناهى نداشته تا مستوجب چنین فعل قبیحى باشند و اساساٌ آنها خود را بر وى عرضه نكرده و او را آنها مشغول ننموده بودند و از این كه بگذاریم اسبها مكلّف نبودند تا مرتكب گناه باشند در نتیجه عقاب و مؤاخذه شوند و صحیح آن است كه سلیمان علیه السّلام عصرى بود كه بهایم و اسب ها را از نظر مى‏ گذراند و به واسطه سرگرم شدن به آنها نمازش تأخیر افتاد تا خورشید غروب كرد وقتى متوجه شد به فرشتگان گفت: آفتاب را برگردانید تا من نمازم را بخوانم، آنها آفتاب را باز گردانیدند، وى ایستاد ساق پا و گردن خود را مسح نمود( وضوء آنها را در آن شریعت چنین بود) و سپس به اصحابش كه نمازهای شان قضاء شده بود فرمان داد با او نمازهای شان را خواندند و پس از فراغت از نماز خورشید غروب كرد و ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 79-مطلب شماره 578




حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود(ع)، سومین پیامبر بزرگ بنی‌اسرائیل است که خداوند از مواهب هستی، فضل بی‌شماری بدو عطا کرده از جمله خلافت بر پهنه وسیعی از مناطق جغرافیایی، تسخیر لشکریانی از جن، انس و حیوانات و نیز علم تکلم به زبان حیوانات. با این همه برخی از اهل تفسیر به نقل از سیر و تواریخ اسلامی، داستانی را آورده‌اند که با نگاهی علمای شیعی در مساله عصمت پیامبران، منافات دارد.

بزرگان شیعی از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، ساحت مقدس این پیامبر عظیم الشان را مبرای از هر گونه خطا و سهو دانسته و در تنزیه چهره حضرتش از این گونه نسبت‌ها کوشیده‌اند. این نگاه بعدتر توسط اجلّه مفسران شیعه همچون فیض کاشانی و علامه طباطبایی تقویت شد. با این تفاوت که صاحب تفسیر المیزان، بر این باور است که انبیاء در حوزه امور فردی که دخلی به احکام و دیانت مردم ندارد، معصوم از خطا و رخنه شیطان نیستند. دیدگاه علامه سپس توسط برخی شاگردان وی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله سبحانی به نقد کشیده شد.

بنابر نقل برخی از مفسران، سلیمان نبی، به خیول و اسب‌های تیزپا و چالاک بسیار علاقمند بود تا بدانجا که گاهی آنچنان در تماشای آنها غرقه می‌شد که خدا را نیز از یاد می‌برد!

مورد استناد آنها، آیاتی است از سوره مبارکه «ص» که می‌فرماید:
 
وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ (ص/۳۳-۳۰)

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود * [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند * پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. * [اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت.

 

فقه اللّغة آیات

نخست نگاهی بیفکنیم به معانی واژگان این آیات(فقه اللغه)
«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب‌هایى گفته مى‌شود که بر روى سه دست و پا ایستاده و دست راست خود را کمى بلند مى‌کنند و تنها نوک جلوى سم را بر زمین مى‌گذارند (این حالت مخصوص اسب‌هاى نجیب و اصیل است).[

«جیاد» جمع «جواد» در اینجا به معنى اسب‌هاى سریع السیر و تندرو است و در اصل از ماده «جود» و بخشش گرفته شده، منتهى «جود» در انسان از طریق بخشیدن مال است و در اسب 

از طریق سرعت سیر.[


دو اشکال مبنایی
برخی تفسیرها مناقشه انگیز بوده و دو اشکال جدی متوجه آنهاست:
یک. حضرت سلیمان(ع) دیدن اسبان را بر ذکر خدا مقدم داشت و این خلاف شاء انبیاست.

دو. سلیمان آنچنان غرق در تماشای اسبان شد که خورشید غروب کرد و نماز حضرتش قضا شد.


پاسخ اهل تفسیر

مفسران در تفسیر این آیات سه گونه دیدگاه به میان آورده‌اند:


دیدگاه اول

برخی، کلمه «أَحْبَبْتُ» در عبارت «إِنىّ‏ أَحْبَبْتُ حُبَّ الخیر عَن ذِکْرِ رَبىّ‏» را به معنای «أنبت» گرفته‌اند؛ و چنین توجیه کرده‌اند که سلیمان اسب را برای جهاد در راه خدا دوست داشته و نه از روی هوا و هوس، بنابراین دوستی اسبان در امتداد محبت خداست و از این رو، قدحی به ساحت شریف ایشان وارد نیست.[

 

اما از آنجا که در برداشت این گروه، مرجع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به شمس (خورشید) بر می‌گردد، لذا اشکال دوم همچنان بر آنها وارد است.

 

علامه طباطبایی، کلمه «العشی» در آیه قبل را مویدی بر این برداشت می‌داند و جمله «فَطَفِقَ مَسْحَا بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ» را کنایه از وضو گرفتن سلیمان. آنگاه در پاسخ اشکال دوم می گوید: «علاقه سلیمان(ع) به اسبان براى خدا بوده، و علاقه به خدا او را علاقه‌مند به اسبان می‌کرد، چون می‌خواست آنها را براى جهاد در راه خدا تربیت کند، پس رفتنش و حضورش براى عرضه اسبان به وى، خود عبادت بوده است. پس در حقیقت عبادتى او را از عبادتى دیگر بازداشته، چیزى که هست نماز در نظر وى مهم‌تر از آن عبادت 

دیگر بوده است».[

 

به نظر می‌رسد آنچه موجب شده است مرحوم علامه، پدیده «رد الشمس» را مفروض بینگارند، روایات پرشماری است که در منابع روایی عامه و شیعی آمده است.

این در حالی است که سید مرتضی، این روایات را ضعیف برشمرده بر این باور است که حتی اگر روایات صحیح هم باشد با فرض مخالفت با اقتضای ادله، نباید بدانها وقعی نهاد. آنگاه به یکی از ادله اشاره کرده 

و می‌گوید:
«
خداوند در ابتدای آیه مدح و تعریف سلیمان را می‌کند: نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ‏ و با این بیان دیگر معنا ندارد که در ابتدا مدح سلیمان گفته شود و در انتهای آیه، مطلبی در نکوهش و تقبیح عمل سلیمان 

آورده شود».[

دیدگاه دوم

با گروه اول برخی با ارجاع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به «الصافنات الجیاد» به جای «شمس»، به گونه‌ای سخن گفته‌اند که دو اشکال فوق پاسخ یافته است.

 

چنانکه گفته‌اند: «سلیمان كه از مشاهده این اسب‌هاى چابك و آماده براى جهاد و پیكار با دشمن خرسند شده بود همچنان آنها را نگاه مى‌كرد و چشم به آنها دوخته بود تا از دیدگانش پنهان شدند (حتى توارت بالحجاب). صحنه آنقدر جالب و زیبا و براى یك فرمانده بزرگ همچون سلیمان نشاط آور بود كه او دستور داد بار دیگر این اسب‌ها را براى من بازگردانید (ردوها على). به هنگامى كه مامورانش این فرمان را اطاعت كردند و اسب‌ها را بازگرداندند سلیمان شخصا آنها را مورد نوازش قرار داد و دست به ساق‌ها و گردن‌هاى آنها كشید (فطفق مسحا بالسوق و الاعناق). و به این وسیله هم مربیان آنها را تشویق كرد، و هم از آنها قدردانى نمود، زیرا معمول است هنگامى كه مى‌خواهند از مركبى قدردانى كنند دست بر سر و صورت و یال و گردن، یا بر پایش مى‌كشند، و چنین ابراز علاقه‌اى در برابر وسیله مؤثرى كه انسان را در هدف‌هاى والایش كمك مى‌كنند از پیغمبر بزرگى همچون سلیمان تعجب آور نیست».[

 

ارزیابی نهایی

چنانکه گذشت بر دیدگاه دوم کمترین اشکال وارد است. سید مرتضی علم الهدی در تنزیه الأنبیاء (ص ۹۵ـ۹۷)، فخر رازی در مفاتیح الغیب(ج۷، ص ۱۳۶) و مرحوم مجلسی در بحار الأنوار(ج۱۴، ص ۱۰۲-۱۰۴)، به این قول گرایش نشان داده‌اند اما به نظر راقم این سطور، تنقیح و مدلل سازی این نظریه در زمان ما، توسط صاحب تفسیر موضوعی منشور جاوید، صورت پذیرفته است. 

ایشان با طرح اشکالاتی بر دیدگاه نخست، سعی در تقویت دیدگاه اخیر نموده‌اند؛ که از آن جمله‌اند: 

۱. اگر مقصود از آن خطاب به فرشتگان است كه خورشید را براى او باز گردانند، یك چنین خطاب آمرانه‌اى از سلیمان به ملائكه خدا، با مقام او سازگار نیست.

 

۲. اگر مقصود از (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ) شستن ساق و گردن به عنوان وضو است، چرا اوّلاً، به جاى «غسل» ، «مسح» به كار برده؟ و ثانیاً چرا به جاى «عُنُق» از لفظ «اعناق» كه جمع است استفاده كرده است در حالى كه سلیمان یك گردن بیش نداشت و ثالثاً اطلاق لفظ «سوق» و اراده دو «ساق» كاملاً بر خلاف ظاهر است.

 

۳. ارجاع ضمیر به خورشید، نادرست است چون گذشته از اینكه نامى از آن در آیه‌ها نیامده، خلاف ظاهر است و كلمه «بِالعشی» در آیه پیشین نیز در تعیین مرجع ضمیر «توارت» کفایت نمی‌کند.

 

۴. تصرف در جهان آفرینش براى پیامبران در مقام اعجاز و اظهار كرامت كاملاً امكان پذیر است و آیات قرآن كاملاً بر آن دلالت دارد: ولى این مورد، مقام اعجاز و اظهار كرامت نبوده كه او به چنین كار عظیمى دست بزند، در حالى كه مى‌توانست آن فریضه را قضا كند، و اگر هم نمازِ فوت شده، نمازِ نافله بوده -چنان كه در برخى از تفاسیر آمده است - فوت آن اشكالى نداشت و نیازى نبود كه از ولایت تكوینى خود براى قضاى آن بهره بگیرد.[

 

پی‌نوشت‌ها :

۱تفسیر راهنما، جمعی از نویسندگان
۲تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، ص ۲۷۳
۳. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ملامحسن، ج ۴، ص ۲۹۸
۴. ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۷، ص ۳۰۹– ۳۰۸
۵. تنزیه الأنبیاء(ع)، علم الهدی، علی بن حسین، ص ۹۳

۶. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، صفحه ۲۷۳

۷. بنگرید به: تفسیر منشور جاوید، سبحانی، جعفر، ج۴، ص ۱۹۸-۱۹۶ 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


در قبال شناخت امام بعدی خود جه وظیفه ای داریم؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385-نوادر-مطلب شماره 550


حدیث (40)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از احمد بن محمّد بن عیسى، از برقى و حسین بن سعید جملگى از نضر بن سوید، از یحیى حلبى از برید بن معاویه، از محمّد بن مسلّم نقل كرده كه وى گفت :

محضر مبارك ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: خداوند حالتان را خوش دارد گله و شكایت شما به ما رسیده، لطف و مهربانى بما نموده بفرمایید :

آیا اعلام مى ‏كنید ما مى ‏توانیم بدانیم امام بعد از شما كیست؟

حضرت فرمودند: حضرت على علیه السّلام عالم و امام بود و علم و امامت بالوراثة به فرزندان ایشان منتقل گشت و هیچ امامى از دنیا رحلت نمى‏كند مگر آنكه بعد از او امامى كه در امامت و علم مثل او است از وى باقى مى‏ ماند.

عرض كردم: زمانى كه امام از دنیا رفت مردم معذورند اگر ندانند امام بعد از او كیست؟

حضرت فرمودند: امّا اهل این شهر یعنى مدینه، البته معذور نیستند چون تمكّن از علم دارند و امّا غیر این شهر از شهرهاى دیگر، به قدر حركت شان از مكان خود تا اینجا كه براى تحصیل علم در سفر هستند البته معذور مى‏ باشند، خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید:


فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ 


إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ‏ (توبه/122)


چرا از هر طایفه ‏اى جمعى براى تحصیل علم كوچ نمى ‏كنند تا تفقّه در دین پیدا كرده و وقتى به سوى قومشان بازگشتند آنها را انذار كنند شاید آن قوم متنبه شوند.

محمّد بن مسلّم مى ‏گوید: عرضه داشتم: چه مى ‏فرمایید در باره كسى كه در طلب علم و آگاهى از امام خود از دنیا برود؟

حضرت فرمودند: وى به منزله كسى است كه از خانه ‏اش مهاجرت الى اللَّه و رسول او نموده و پیش از رسیدن به مقصود مرگ وى را دریابد چه آنكه اجر و ثواب او بر خدا است.

عرض كردم: طالبین وقتى به دنبال امام علیه السّلام رفتند به چه علامتى آن وجود مبارك را بشناسند؟

حضرت فرمودند:

خدا به امام سنگینى و آرامى و هیبت و صولت عطاء فرموده است.

 

حدیث (41)

پدرم رحمة اللَّه علیه مى ‏فرماید:

عبد اللَّه بن جعفر، از على بن اسماعیل، و عبد اللَّه بن محمّد بن عیسى، از صفوان بن یحیى، از یعقوب ابن شعیب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید محضر مباركش عرضه داشتم:

وقتى امام از دنیا رفت و این خبر به گوش جماعتى كه در آستانه ‏اش نیستند رسید وظیفه ایشان چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند:

باید در طلب امام بعدى از مكان خود خارج شوند، ایشان پیوسته در عذر بوده و مادامى كه در طلب مى ‏باشند معذور مى‏ باشند.

عرض كردم: آیا باید تمام شان از شهر و دیار خود خارج شوند یا اگر بعضى بیرون بیایند كافى است؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید :

فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ...سپس حضرت فرمودند: آن دسته ‏اى كه در شهر اقامت كرده و مانده ‏اند پیوسته در توسعه بوده تا رفیقشان كه رفته‏ اند برگردند.


حدیث (42)

پدرم از عبد اللَّه بن جعفر، از محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر، از محمّد بن عبد الجبّار، از كسى كه ذكرش كرده از یونس بن یعقوب، از عبد الاعلى نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: اگر خبر بما برسد كه امام علیه السّلام از دنیا رفته‏ اند چه كار باید بكنیم؟

حضرت فرمودند: بر شما واجب است كوچ كرده و در تحصیل علم به امام بعدى سعى نمایید.

عرض كردم: جملگى باید كوچ كنیم.

حضرت فرمودند: خداوند مى‏ فرماید: فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ...

عرض كردم: كوچ كردیم و در راه برخى از ما اگر فوت نمود حكمش چیست؟

حضرت فرمودند: خداوند مى‏ فرماید:

وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِیرًا وَ سَعَةً 

وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ 

فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (نساء/100)


و هر کس در راه خداهجرت کند، اقامت گاه های فراوان و فراخیِ معیشت خواهد یافت و کسی که از خانه خودبه قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلماً پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 09-سوره تــوبــة، 04-سوره نسـاء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِیقًا (نساء/69)

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته (یعنی) با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند..



 إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَ نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ (یس/12) 


بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده ایم


*****




 هیچ طفلى نیست، مگر آنكه امام خود را دیده 
و با او مناجات مى‏ نماید

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/8


حدیث (28) 

 از مفضّل بن عمر نقل شده كه وى گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این كه طفل بدون تعجّب خندیده و بدون درد و المى مى ‏گرید سبب آن چیست؟


حضرت فرمودند: اى مفضّل هیچ طفلى نیست مگر آنكه امام خود را دیده و با او مناجات مى‏ نماید، پس گریه ‏اش به خاطر غیبت امام از او است و خنده ‏اش زمانى است كه امام به او رو می‏كند.

و وقتى زبان طفل باز شد این باب بر رویش بسته شده و دیگر امام را ندیده و در دلش نسبت به آنچه قبلا برایش اتّفاق افتاده نسیان و فراموشى پیدا مى شود.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 04-سوره نسـاء، 36-سوره یس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ (نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.


**********


اسرار اینكه چرا هر مذكّرى معادل دو برابر مؤنّث ارث مى‏ برد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 371-مطلب شماره 523


حدیث (1)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان، وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلى كه از آن جناب سؤال كردم مكتوبى برایم فرستادند كه در آن نوشته شده بود:

سرّ این كه به زنان نصف میراث مردان مى‏رسد آن است كه زن وقتى ازدواج نمود مال را از مرد مى ‏ستاند (شاید مراد گرفتن مهریّه یا نفقه باشد) ولى مرد پس از ازدواج باید اعطاء كند از این رو حظّ و نصیب او را بیشتر از نصیب زن قرار داده‏ اند.

علّت دیگر براى دو برابر ارث بردن مردان از زنان این است كه زن اگر محتاج باشد در سلك عیال و نان‏ خورهاى مرد داخل بوده و بر مرد لازم است او را اداره كند و نفقه‏ اش را بپردازد ولى بر زن واجب نیست مرد را اداره كرده و در صورت احتیاج وى نفقه ‏اش را بدهد لذا حظّ مردان را دو برابر نصیب زنان قرار داده ‏اند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‏(نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.

 

حدیث (2)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از ابن بكیر از عبد اللَّه ابن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده، وى مى‏ گوید: محضر مباركش عرضه داشتم براى چه میراث مذكّر دو مقابل میراث زن قرار داده شده؟

حضرت فرمودند: زیرا در مقابل آن خداوند براى زنان مهریّه قرار داده است.

 

حدیث (3)

 على بن حاتم، از محمّد بن احمد كوفى، از عبد اللَّه بن احمد نهیكى، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم نقل كرده كه از ابى العوجاء به احول گفت:

چرا با این كه زن ضعیف است نصیب ارثى او یك سهم بوده و مرد كه قوى و نیرومند و توانا است دو سهم برایش منظور كرده ‏اند؟

احوال گفت: این معنا را محضر مبارك امام صادق علیه السّلام من نیز عرضه داشتم حضرت در جواب فرمودند:

بر زن عاقله و نفقه و جهاد نیست و به دنبال اینها اشیاء دیگرى را نیز شمردند بعد فرمودند: ولى این امور و امثال اینها بر مرد مى ‏باشد از این رو براى وى دو سهم و براى زن یك سهم منظور شده است.

 

حدیث (4)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از موسى بن عمران نخعى از عمویش حسین بن یزید از على بن سالم، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرض كردم: چگونه میراث هر مذكّرى دو برابر میراث مؤنث گردیده است؟

حضرت فرمودند:

به خاطر آنكه حبّه ‏هایى كه آدم و حوا در بهشت از آنها تناول كردند هیجده حبّه بود، آدم علیه السّلام دوازده تا و حوّا شش تا از آن را خورد لذا میراث مذكر دو برابر مؤنث گردید.

 

حدیث (5)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبلة الواعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا، از پدرش، از آباء گرامش از امیرالمؤمنین علیهم السّلام، راوى مى‏ گوید:

مردى از اهل شام از آن حضرت سؤالاتى كرد در ضمن مسائلى كه پرسید عرض كرد:

چرا میراث مذكّر دو برابر مؤنّث است؟

حضرت فرمودند: خوشه گندم سه حبّه داده بود حوّا یك حبّه را خورد و آدم دو حبّه را تناول كرد از این رو مذكّر دو برابر مؤنّث ارث مى ‏برد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِی لا یَنْکِحُ إلا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿نور/3

مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.

 

وَاللاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا ﴿نساء/15

و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.


**********


اسرار اینكه  چرا فرزند زنا داخل بهشت نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 363-مطلب شماره 517


حدیث (1)

 از سعد بن عمر جلاب نقل كرده اند كه وى گفت:

امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:

خداوند متعال بهشت را پاك و پاكیزه آفریده لذا داخل آن نمى‏شود مگر كسى كه ولادتش پاك و فرزند حلال باشد، سپس آن حضرت فرمودند:

خوشا به حال كسى كه مادرش عفیفه و صالحه باشد.

 

حدیث (2)

 از محمّد بن احمد از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش حدیث را مرفوعاٌ به حضرت صادق علیه السّلام رسانده و نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ولد زنا به درگاه الهى عرضه مى‏ دارد: 

پروردگارا، گناه من چیست، من راجع به خود كارى نكرده ‏ام؟

منادى نداء مى‏ كند: تو بدترین افراد سه‏ گانه هستى پدر و مادرت مرتكب گناه شدند، پس تو بر آنها مهربان شدى و به فعل شان راضى گشته، تو پلید و ناپاك مى‏ باشى و در بهشت داخل نمى‏ شود مگر كسى كه پاك باشد. 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397




چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است (بقره/219)


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)



چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...

سوره بقره آیه 82


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

باب سیصد و یكم

چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

باب دویست و هشتاد و ششم

 اسرار برترى داده شدن مردان بر زنان‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 483


محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن برقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویة بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از پدرانش، از جدّش حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، حضرت فرمودند: گروهى از یهود محضر مبارك رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند، اعلم و داناترین ایشان مسائلى چند از آن حضرت پرسید و در بین این سؤالات عرض نمود: برترى مردان بر زنان چیست؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

فضل و برترى مردان بر زنان همچون برترى آسمان است بر زمین و مانند برترى آب است بر خاك و همانطورى كه آب خاك و زمین را زنده مى‏كند مردان نیز زنان را احیاء مى‏ نمایند، اگر مردان نبودند زنان را خداوند نمى‏ آفرید، خداوند عزّوجل مى‏ فرماید:


الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ‏ أَمْوالِهِمْ (نساء/34)

  مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ زندگی زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را از جهت توان جسمی ، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه مردان از اموالشان هزینه زندگی زنان را به عنوان حقّی واجب می  پردازند.


یهودى عرض كرد: چرا چنین مى ‏باشد؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید و از زیادى و باقیمانده آن حوّا را خلق فرمود و اوّل كسى كه اطاعت زنان را نمود جناب آدم علیه السّلام بود پس حق تعالى او را از بهشت به زمین هبوط و نزول داد و برترى مردان بر زنان در دنیا را بیان فرمود و آن این است كه:

مگر نمى‏ بینى زنان حیض مى ‏بینند و در آن حال ناپاكى امكان ندارد به نماز بایستند ولى مردان اصلا به این ناپاكى مبتلا نمى‏ گردند.

یهودى عرضه داشت : راست فرمودى یا محمّد ( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم)





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 04-سوره نسـاء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic