وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

 

یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا 

إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿اعراف/31﴾ 154

ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینتِ [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

 

وَلا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ ﴿شعراء/151﴾ 373

و از فرمان اسراف گران اطاعت نکنید

 

وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿غافر/43﴾ 472

و قطعاً اسراف‏ كاران اهل آتش‏ اند

 

 و بالاترین اسراف :

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿زمر/53﴾ 464

بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.



****************


 کلیپ بیان کوتاه و شیرین حجّت الاسلام فیض آبادی 

 

درباره اسراف و تبذیر




[http://www.aparat.com/v/WPDNX]


[http://www.aparat.com/v/WPDNX]




نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 26-سوره شـعـراء، 39-سوره زمـر، 40-سوره غـافـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 145-150، 151-156، 367-372، 463-468، 469-474، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، کلیپ های مذهبی با بیان کوتاه و شیرین حجت الاسلام فیض آبادی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 مرداد 1399



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22 4

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25 5

 و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت ‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه ‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126 19

 و [یاد كنید] آنگاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155﴾ 24

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266﴾ 45

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99﴾ 140

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته (آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.


وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] اینگونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130﴾ 166

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3 249

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32﴾ 259

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37﴾ 260

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 13-18، 19-24، 43-48، 139-144، 145-150، 157-162، 163-168، 235-240، 247-252، 259-264، 265-270، 271-276، 289-294، 391-396، 439-444، 481-486، 505-510، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399



فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿انعام/118﴾ 142

پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان].

نکته ها :

* از نشانه های جامعیّت مکتب اسلام این است که در یک مسئله ی جزیی مانند ذبح،همه ی جوانب آن را مطرح کرده است:هم مکتب(نام خدا)،هم وسیله(آهن)،هم شیوه ی بریدن رگ ها، هم امّت(مسلمان بودن کسی که ذبح می کند)و هم جهت(قبله)و هم موارد مصرف. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ»

پیام ها :

1-غذا و خوراک مؤمن باید جهت الهی داشته باشد. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ»

2-نام خداوند،مُهر جواز مصرف و پروانه ی استفاده از گوشت حیوانات قابل مصرف است. فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ ...

3-برای تحکیم پایه های توحید،از هر فرصتی،حتّی ذبح حیوان باید استفاده کرد. آری؛ توحید، تنها یک مسأله ی ذهنی نیست. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ»

4-تغذیه ی حلال و التزام به احکام،شرط ایمان است. «إِنْ کُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنِینَ»

 

وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿انعام/121﴾ 143

از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.

 نکته ها :

*  چون حرام خواری،قساوت قلب می آورد و زمینه ساز گناهان دیگر است،اسلام آن را به شدّت منع کرده است.همانگونه که امام حسین در روز عاشورا خطاب به لشکر مخالف فرمود:«قد ملئت بطونکم من الحرام»

*  در آیه 5 سوره ی مائده خواندیم که طعام اهل کتاب برای شما حلال است.این آیه می گوید:گوشت هر حیوانی که نام خداوند بر آن برده نشود حرام است.از آنجا که اهل کتاب،این شرط را رعایت نمی کنند،پس گوشت حیوان ذبح شده آنها برای ما حرام است و مراد از طعام در آن آیه،حبوبات و امثال آن است،نه گوشت.[1]

*  وسوسه ی شیاطین این گونه است که می گوید:حیوان مرده را خدا کشته و کشته ی خدا بهتر از کشته ی انسان است! پس چرا حیوانِ مرده،حرام ولی حیوانِ ذبح شده حلال است؟! غافل از آنکه اجرای فرمان الهی مهم است.

پیام ها:

1-مسلمان،حتّی در مسائل تغذیه باید تعهّد دینی را مراعات کند. «وَ لا تَأْکُلُوا مِمّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ»

2-بردن نام خدا به هنگام ذبح،تشریفاتی نیست،بلکه حکمی لازم الاجراست و ترک آن،فسق است. «إِنَّهُ لَفِسْقٌ»

3-هر کجا ناباوری بیشتر است،تأکید نیز لازم است.چون پذیرفتن شرایط حلال بودن ذبح،برای مردم جاهل سنگین بود،خداوند با چند تأکید مسئله را مطرح کرد. «إِنَّهُ لَفِسْقٌ» (جمله ی اسمیّه،«انّ»وحرف«لام»،نشانه ی تأکید است)

4-انسان،در اثر مصرف حرام،زمینه ی پذیرش القائات شیطانی را پیدا می کند.

وَ لا تَأْکُلُوا ... وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ

5-شیطان ها،قدرت وسوسه و القا دارند. «إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ»

6-وسوسه های شیاطین،تنها در اولیای آنان نافذ است،نه در اولیای خدا.

«لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ»

7-پشتوانه ی جدال های انسان،وسوسه ها وهوس هاست. لَیُوحُونَ ... لِیُجادِلُوکُمْ

8-جدال در احکام الهی،از حربه ها و القائات شیطانی است. وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ ...

لِیُجادِلُوکُمْ

9-جدال در احکام دینی،انسان را به شرک می کشاند. لِیُجادِلُوکُمْ ... لَمُشْرِکُونَ

10-خداپرستانی که در عمل،مطیع غیر خدا می باشند،مشرکند. «إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ»

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - تفسیر المیزان





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 139-144، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 13 خرداد 1399


110/111/114/127/129

182/193/221/398




در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"



 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 109-114، 127-132، 181-186، 193-198، 217-222، 397-402، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 08-سوره انـفـال، 09-سوره تــوبــة، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ... ﴿انعام/145﴾ 147


 چرا پیامبر اکرم(ص) از خوردن گوشت الاغ اهلى 

و قاطر نهى فرمودند؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 359-مطلب شماره 513 

حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد از حریز از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از تناول گوشت الاغ‏ هاى اهلى نهى فرمودند و نهى آن حضرت به خاطر آن است كه از پشت این حیوانات جهت حمل و نقل استفاده مى ‏شود و ذبح آنها و خوردن گوشت شان بسا آنها را در معرض فانى و نابود شدن قرار مى‏ دهد و باب این استفاده بسته مى‏شود و الّا خوردن گوشت آنها حرام نیست سپس حضرت این آیه را قرائت فرمودند:

 

قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ...

بگو اى پیامبر در آنچه خدا به من وحى كرده حرامى را بر خورندگان 

نمى ‏یابیم كه خوردنش حرام باشد.






نوع مطلب : 145-150، 06-سوره انـعـام، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 اردیبهشت 1399

 
گفتگوی جهنّمیان با خدا


«آیات آخر سوره مومنون» 349


فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند.


فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢

پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.


 وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی 

جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣

و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.


تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤

آتش [همواره] صورت هایشان را می سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!


أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥

[خدا به آنان می گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦

می گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧

پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی ها و گمراهی ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.


قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨

خدا] می گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!


إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩

 ]به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین 

رحم کنندگانی.


فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠

ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!


إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١

من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.


قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الأرْضِ عَدَدَ سِنِینَ ﴿١١٢

]خدا] می گوید: از جهت شمار سال ها، چه مدت در زمین درنگ داشتید؟


قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ ﴿١١٣

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.


 قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِیلا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١٤

]خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید.


أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ ﴿١١٥

آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟


فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١٦

پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو 

و با ارزش است.


 وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧

و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی شوند.


وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨

و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین 

رحم کنندگانی...





نوع مطلب : 343-348، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1399




45/140/146/249/268/274/291

 297/306/316/343/148/442

518/531/534/566/585 



اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-باب 185-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : 43-48، 139-144، 145-150، 247-252، 265-270، 271-276، 289-294، 295-300، 301-306، 313-318، 343-348، 439-444، 517-522، 529-534، 565-570، 583-588، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397



حق ندارى با هر كس كه بخواهى نشست و برخاست كنى 


و حق ندارى آنچه را که خواهى بشنوى





برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 80-مطلب شماره 579



حضرت على بن الحسین علیه السّلام فرمودند : 

حق ندارى با هر كس كه بخواهى نشست و برخاست كنى زیرا خداوند متعال در قرآن می‏ فرماید:


وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا 

فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنْسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى 

مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿انعام/68 135

چون گروهى را دیدى كه براى خرده ‏گیرى و طعن زدن در آیات ما گفتگو مى ‏كنند از آنان دورى گزین تا در سخنى دیگر وارد شوند و چنانچه شیطان البته فراموشت ساخت بعد از آن كه متذكّر كلام خدا شدى دیگر با گروه ستمگر مجالست مكن.

 

و نیز حق ندارى به آنچه مى‏ خواهى تكلّم كنى زیرا حق تعالى 

در قرآن مى‏ فرماید:

وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ‏... ﴿اسراء/36 285

و هرگز بر آنچه علم و اطمینان ندارى دنبال مكن و سخن مران.

 

و به خاطر آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خدا رحمت كند بنده ‏اى را كه كلام نیك گوید تا بهره برد یا سكونت كند 

تا سالم بماند.

و همچنین حق ندارى آنچه خواهى را بشنوى زیرا خداوند 

متعال می فرماید:

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا ﴿اسراء/36 285

در پیشگاه خدا چشم و گوش و دلها همه مسئول مى‏ باشند.





نوع مطلب : 133-138، 283-288، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلا نَعْبُدَ إِلا اللَّهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿آل عمران/64 58

بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [و همه کتاب های آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خدای یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [از دعوتت به این حقایق] روی گرداندند [تو و پیروانت] بگویید: گواه باشید که ما [در برابر خدا و فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم.

 


وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالا فَخُورًا ﴿نساء/36 84

و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقیناً خدا کسی را که متکبّر و خودستاست، دوست ندارد.


إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا ﴿نساء/48 86

مسلماً خدا اینکه به او شرک ورزیده شود نمی آمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد می آمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلماً گناه بزرگی را مرتکب شده است.

 


إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا ﴿نساء/116 97 

مسلماً خدا این را که به او شرک آورده شود نمی آمرزد، و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می آمرزد. و هر که به خدا شرک ورزد، یقیناً به گمراهی بسیار دوری دچار شده است.


لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿مائده/72 120

آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است، بی تردید کافر شدند؛ و حال آنکه مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خدای یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بی تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.


وَیَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکَاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿انعام/22130

و [یاد کنید] روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع می کنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیده اند، می گوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا می پنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟] (


اتَّبِعْ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ﴿انعام/106 141

از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.

 

و مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِی النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿توبه/17 189

و مشرکان در حالی که بر ضد خود به کفر [و انکار حقایق] گواهی می دهند، صلاحیت آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ اینانند که اعمالشان تباه و بی اثر است و در آتش جاودانه اند.

 

وَإِذَا رَأَى الَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاءِ شُرَکَاؤُنَا الَّذِینَ کُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِکَ فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿نحل/86 276

و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسـخ می دهند: یقیناً شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود].


 

****************




اسرار اینكه چرا برخى از درختان میوه ‏دار و بعضى بدون میوه

 و پاره ‏اى تیغ دارند؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 374-مطلب شماره 525


حدیث (1)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

حق عزّوجل درختى را نیافرید مگر آنكه داراى میوه خوراكى بود، پس از آنكه مردم براى خدا فرزند اتّخاذ كردند حق تعالى نیمى از درختان را بى ‏میوه نمود و بعد از آنكه براى خدا، اله و شریكى قرار دادند، پاره ‏اى از درختان را تیغ‏ دار گردانید.


حدیث (2)

 ابو الحسن احمد بن محمّد بن عیسى بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام مى ‏فرماید:

ابو عبد اللَّه محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر بن محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن على بن ابى طالب از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: چگونه برخى از درختان باردار و بعضى بدون بار مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: هر گاه جناب آدم علیه السّلام تسبیح مى‏ گفتند در قبال هر تسبیحش یك درخت باردار (میوه ‏دار) در دنیا پدید مى‏ آمد و هر زمانى كه حوّا تسبیح مى‏ گفت در ازاء آن یك درخت بدون بار پیدا مى ‏شد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-60، 79-84، 85-90، 97-102، 115-120، 127-132، 139-144، 187-192، 271-276، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 09-سوره تــوبــة، 16-سوره نـحـل، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397



اسرار آفرینش گربه و خوك‏


إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173 26

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/3 107

خوردن مواد ناپاک [که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است [مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن مُحرّمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.


قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَن یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ﴿انعام/145﴾ 147

بگو: در احکامی  که به من وحی شده خوراک حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی  یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده از رگ های حیوان یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند.



****************



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 248-مطلب شماره 473


ابو عبد اللَّه محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان برواذى، از ابو على محمّد بن محمّد بن حارث بن سفیان حافظ سمرقندى، از صالح بن سعید ترمذى، از عبد المنعم بن ادریس، از پدرش، از وهب بن منبه یمانى نقل كرده كه وى گفت:

هنگامى كه جناب نوح علیه السّلام سوار كشتى شد حق تعالى آرامش بر اهل و سكنه كشتى حاكم فرمود بطورى كه تمام حیوانات وحشى و چهار پایان و پرندگان بدون كوچكترین جنبشى در آن به سر مى‏بردند و هیچ یك متعرّض دیگرى نمى‏شدند، حتى گوسفند نزدیك گرگ و گاو در جنب شیر و گنجشك روى مار قرار گرفته بود و با این حال به هیچ یك آزارى متوجّه نمى شد و اساساً در آن كشتى نه دلتنگى و نه فریاد و نه ناسزا و دشنام و نه لعن و نفرینى وجود داشت، هر یك به خود مشغول بوده و آهنگ دیگرى را نمى‏ نمود و حق تبارك و تعالى قصد و نیّت هر قاصدى را نسبت به دیگرى محو و معدوم فرموده بود. 

بارى پیوسته در كشتى به همین منوال بودند تا از آن پیاده شدند و به واسطه طول مكث مسافران در كشتى قاذورات و عذرات زیادى در كشتى انباشته شد و از طرفى وجود بعضى از مطعومات(غذاها) و اشیاء دیگر سبب فراوان شدن موشها گردیده بود.

از این رو حق تعالى به جناب نوح علیه السّلام وحى فرمود كه شیر را مسخ نماید و پس از آن شیر عطسه‏ اى نمود و از مجراى بینى آن دو گربه نر و ماده بیرون آمده و با خوردن بسیارى از موشها تعدادشان كم شد و نیز صورت فیل را مسح فرمود و با یك عطسه از بینى آن نیز دو خوك نر و ماده بیرون آمده و با خوردن قاذورات(مدفوع) آنها را تخفیف و كاهش دادند.







نوع مطلب : 25-30، 103-108، 115-120، 145-150، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


وَ عَلَى الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَایَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِکَ جَزَیْنَاهُمْ بِبَغْیِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿ انعام /146﴾ 147

و هر حیوان ناخن دار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی هایی که بر پشت یا روده های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقیناً ما راستگوییم.


قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى ﴿طه/18﴾ 313

(موسی) گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.


وَ دَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ إِذْ یَحْکُمَانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ 

وَ کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شَاهِدِینَ﴿ انبیاء/78﴾ 328

و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری میکردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.


****************



چرا «بُـز» دمش بالا و عورتش آشكار بوده ولى «گوسفند» 


عورتش پنهان است‏؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 246-مطلب شماره 471



حدیث (1)

 از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام سؤال شد: چرا دم بز بالا و فرج و عورتش نمایان است؟

حضرت فرمودند:

زیرا وقتى حضرت نوح علیه السّلام بُـز را داخل كشتى نمودند به مدافعه و مبارزه پرداخت در نتیجه دمش شكست و به این صورت كه ملاحظه مى‏شود در آمد ولى گوسفند خودش به داخل شدن در كشتى مبادرت نمود و نوح دست بر فرج و دمش كشید در نتیجه كپل‏ هایش هم آمد و بدین ترتیب عورتش پنهان و مخفى گشت.







نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 20-سوره طــــــــه، 21-سوره انبـیاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 145-150، 313-318، 325-330، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین»، «اسرار مكروه بودن تناول كلیه (قلوه ‏ها)»، «اسرار مكروه بودن تناول غدّه‏ ها»،
          
جمعه 25 آبان 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


عقل و جهل و ایادى (دستیاران) این دو را بشناسید تا هدایت شوید



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 452



حدیث (10)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیه مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن ابى عبد اللَّه برقى، از علىّ بن حدید از سماعة بن مهران نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام بودم و نزد آن حضرت تعدادى از دوستانش حضور داشتند، ذكرى از عقل و جهل به میان آمد، امام علیه السّلام فرمودند:

عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید.

سماعه عرضه داشت: فدایت شوم: چیزى را نمى‏ دانیم مگر شما به ما تعلیم فرمایید.

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى اوّلین آفریده ‏اش از روحانیین را كه عقل باشد از نور خود ایجاد و در سمت راست عرش جا داد، بعد به آن فرمود: رو بگردان، عقل رو گرداند، سپس فرمود، رو بیاور، عقل رو آورد، حقّ جلّ و علا به آن فرمود: تو را مخلوقى بزرگ و عظیم آفریده و بر تمام مخلوقاتم برترى دادم.

سپس حقّ تعالى از دریاى شور و تلخ  و تاریك جهل را آفرید و به آن فرمود: رو برگردان، جهل رو گردانید، بعد به آن فرمود: رو بیاور، جهل رو نیاورد، حقّ عزّوجلّ خطاب به آن كرد و فرمود: چون تكبّر نمودى ملعون واقع شدى.

سپس براى عقل هفتاد و پنج یار و یاور قرار داد، جهل چون اكرام حقّ تعالى نسبت به عقل و آنچه را كه حضرتش به آن اعطاء فرمود را دید عداوت و كینه عقل را به دل گرفت، پس به درگاه الهى عرض كرد:

پروردگارا، این مخلوق مانند من بوده، او را آفریدى و اكرامش كرده و تقویتش نمودى من ضدّ او بوده و هیچ قوّه و نیرویى ندارم، پس مثل او به من نیز یار و یاورى بده.

حقّ تعالى فرمود: آرى به تو نیز یار و یاور خواهم داد ولى پس از آن اگر عصیان و نافرمانى مرا نمایى تو و یاورانت را از رحمت خود به دور خواهم نمود.

جهل عرضه داشت: از آنچه فرمودى خشنودم.

حقّ تعالى هفتاد و پنج یار و یاور نیز به او عطاء فرمود:


یاوران عقل و جهل‏

هفتاد و پنج یاور كه حقّ تعالى به عقل و جهل عنایت فرمود

 عبارتند از:

«خیر» وزیر عقل بوده و ضدّ آن «شرّ» است كه وزیر جهل مى ‏باشد و سایر یاوران این دو به شرح زیر مى ‏باشند:

1-ایمان، ضدّش كفر است، 2-تصدیق، ضدّش انكار است، 3-رجاء و امیدوارى ضدّش ناامیدى است، 4-عدل و داد، ضدّش جور و ستم است، 5-خشنودى، ضدّش سخط و ناخرسندى است، 6-شكر، ضدّش كفران است،7-طمع، ضدّش یأس مى ‏باشد، 8-توكّل، ضدّش حرص و آز است، 9-علم، ضدّش جهل است، 10-فهم، ضدّش حماقت است، 11-عفّت، ضدّش پرده درى میباشد، 12-زهد، ضدّش رغبت و میل است، 13-مدارا و رفاقت،ضدّش خرق و جدایى است، 14-ترس، ضدّش جرأت است، 15-كوچكى كردن، ضدّش تكبّر و فخر فروشى است، 16-درنگ كردن و آهسته پیش رفتن، ضدّش سرعت كردن است، 17-حلم و بردبارى، ضدّش سفاهت و نادانى است، 18-سكوت و ترك بى‏ جا سخن گفتن، ضدّش هذر و یاوه سرایى است، 19-تسلیم بودن و خود نشان ندادن، ضدّش استكبار و نخوت ارائه دادن است، 20-گردن نهادن، ضدّش گردن فرازى است،21-عفو و درگذشتن، ضدّش كینه مى ‏باشد، 22-رحم دلى، ضدّش سخت دلى است، 23-یقین، ضدّش شك است، 24-شكیبایى، ضدّش بیتابى است، 25-معاف كردن و نادیده گرفتن، ضدّش انتقام است، 26-بى ‏نیازى، ضدّش احتیاج و نیاز است، 27-بیاد آوردن، ضدّش سهو و بیاد نیاوردن است، 28-حفظ و بیاد داشتن، ضدّش نسیان و فراموشى است، 29-تعطّف و مهربانى، ضدّش بى‏ مهرى است، 30-قنوع و خرسند بودن به آنچه دارد، ضدّش حرص و آز است، 31-مواسات و برابرى یعنى حقوق دیگران را با خود مساوى دیدن و پرداختن، ضدّش خوددارى از حقوق دیگران مى‏ باشد، 32-مودّت و دوستى، ضدّش دشمنى است، 33-وفاء یعنى دوستى را حفظ كردن، ضدّش غدر یعنى حیله و با خیانت رشته دوستى را گسستن میباشد، 34-طاعت و فرمانبردارى، ضدّش معصیت و سر تافتن مى ‏باشد.

35-فروتنى، ضدّ آن گردنكشى است، 36-سلامت، ضدّ آن بلاء و گرفتارى است، 37-حبّ و دوستى، ضدّ آن بغض و دشمنى است، 38-راستى، ضدّ آن دروغ مى ‏باشد، 39-حقّ، ضدّ آن باطل مى‏ باشد،40-امانت، ضدّ آن خیانت است، 41-اخلاص، ضدّ آن شرك است، 42-شهامت و تیز خاطرى، ضدّ آن كند ذهنى و كودنى مى ‏باشد، 43-زیركى، ضدّ آن حماقت است، معرفت، ضدّ آن انكار است، 44-مدارات، ضدّ آن مكاشفه است، 45-در نهان و خفاء سالم بودن و حیله نداشتن، ضدّ آن فریفتن و حیله نمودن مى‏ باشد، 46-كتمان و پنهان داشتن، ضدّ آن افشاء و اظهار كردن است، 47-صلاة و بپا داشتن دعاء، ضدّ آن اضاعه و تباه كردن مى ‏باشد،48-صوم و امساك كردن، ضدّ آن افطار و به هم زدن است، 49-جهاد و كارزار كردن در راه خدا، ضدّ آن نكول كردن و به میدان نبرد نرفتن است، 50-حجّ و به عهد و میثاق عمل كردن، ضدّ آن شكستن عهد و میثاق مى‏ باشد، 51-صون و حفظ كردن خبر و به سمع دیگران نرساندن، ضدّ آن نمیمه و رساندن خبر به گوش دیگران مى ‏باشد، 52-برّ الوالدین و به پدر و مادر احسان كردن، ضدّ آن عاق والدین شدن مى ‏باشد، 53-حقیقت و عملى را مطابق با واقع انجام دادن، ضدّ آن ریاء و عملى را صورى به جاى آوردن است، 54-معروف و پسندیده، ضدّ آن منكر و قبیح مى ‏باشد، 55-پوشاندن و مخفى كردن، ضدّ آن تبرّج و اظهار كردن است، 56-تقیه و پنهان نمودن، ضدّ آن آشكار كردن است، 57-انصاف و به عدالت رفتار كردن، ضدّ آن حمیّت و ترك عدالت نمودن است، 58-پاكیزگى، ضدّ آن قذارت و آلودگى است، 59-حیاء و شرم داشتن، ضدّ آن خلع و پرده درى مى ‏باشد، 60-قصد و تعدّى نكردن، ضدّ آن تعدّى و تجاوز به حقوق دیگران مى‏ باشد، 61-راحتى و آرامش، ضدّ آن تعب و رنج مى ‏باشد.

62-سهولت و سادگى، ضدّ آن صعوبت و سختى است، 63-بركت، ضدّ آن محق یعنى زوال بركت مى ‏باشد،64-عافیت، ضدّ آن بلاء مى‏ باشد، 65-قوام و آنچه شى‏ء به آن وجود پیدا كند، ضدّ آن مكاثره و بسیار شدن را گویند، 66-حكمت، ضدّ آن هوى و سخن گفتن از روى خواهش نفس مى ‏باشد، 67-وقار و سنگینى، ضدّ آن خفّت و سبكى است، 68-سعادت، ضدّ آن شقاوت است، 69-توبه و بازگشت از گناه، ضدّ آن اصرار بر گناه مى‏ باشد، 70-استغفار و طلب آمرزش، ضدّ آن اغترار و مغرور واقع شدن است، 71-محافظت و سعى نمودن در نگهدارى، ضدّ آن تهاون و سستى كردن است، 72-دعاء و طلب، ضدّ آن استنكاف و خوددارى مى‏ باشد،73-نشاط، ضدّ آن كسالت و پكر بودن است، 74-فرح و شادى، ضدّ آن حزن مى ‏باشد، 75-الفت و انس، ضدّ آن جدایى است.

 

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

تمام این خصال و صفات كه جنود و یاوران عقل بوده در كسى جمع نمى‏ شوند مگر در نبىّ یا وصىّ و جانشین نبىّ یا مؤمنى كه حقّ تعالى قلبش را براى ایمان امتحان و آزموده باشد و امّا سایرین و بقیه دوستان ما برخى از این اوصاف جهل بپرهیزند چه آن كه در این صورت در درجه علیاء با انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام مقرون مى‏ گردند و باید توجّه داشت كه با معرفت پیدا كردن به عقل و جنود آن و دورى جستن از جهل و یاوران آن مى‏ توان به حقّ راه یافت و آن را درك كرد، خدا ما و شما را براى طاعت و انجام افعالى كه مورد رضایتش هست نگاه دارد.





نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 67-سوره ملک، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُـلک/10

و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا «تعقل» كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.


درقرآن کریم 49 بار به واژه «عقل» و مشتقات آن اشاره نموده است.







****************




چرا هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 451



حدیث (11)

 محمّد بن الحسین بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن صفّار از ابراهیم بن هاشم از ابى اسحاق ابراهیم بن هیثم خفّاف، از مردى از اصحاب از عبد الملك بن هشام، از على اشعرى به طور مرفوع حدیث را آورده و مى ‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده، و عقل هیچ شخصى كامل نمى‏ گردد مگر آن كه در آن ده خصلت باشد:

الف: به خیر او امید باشد.

ب: دیگران از شرّش در امان باشند.

ج: خیر زیاد خود را كم شمرد.

د: خیر اندك دیگران را زیاد بداند.

هـ: از رجوع حاجت‏مندان به او دلتنگ و ملول نشود.

و: در طول عمرش از تحصیل دانش كسل و بد حال نشود.

ز: نزد او احتیاج و نداشتن بهتر باشد از ثروت و دارایى.

ح: فروتنى پیش از او سر بلندى محبوب‏تر باشد.

ط: بهره او از دنیا همان خوراك او است.

ى: دهمین خصلت و آن چه خصلتى باشد؟ آن است كه: كسى را نبیند مگر آن كه پیش خود بگوید: او از من بهتر و پارساتر مى‏ باشد.


مردم دو قسمند: قسمى واقعا از او (طرف مقابل) بهتر و پرهیزگارتر هستند، قسم دیگر از او (طرف مقابل) بدتر و پست ‏تر مى‏ باشند، چون به قسمى برخورد كه از او بهتر و پارساتر هستند در مقابل آنها تواضع و فروتنى كند تا خود را به آنها برساند و هرگاه با كسى مواجه شد كه از او بدتر و پست‏ تر است به خود بگوید: 

شاید خوبى او پنهان و بدیش ظاهر باشد و شاید عاقبتش به خیر انجامد، چون چنین كند بزرگ شده و آقا و سرور اهل زمانش گردد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562




ستون بدن انسان عقل او است


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى ‏شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى‏ شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.



برگرفته از: کتاب ارزشمند علل الشرایع شیخ صدوق-جلد اوّل-باب نود و یکم




نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مهر 1397



إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173﴾ 26

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .

  

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ... ﴿مائده/3﴾ 107

] خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است ] مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست.



قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَن یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ﴿انعام/145﴾ 147

بگو: در احکامی  که به من وحی شده خوراک حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی  یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده از رگ های حیوان یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند.


**********


اسرار حرام كردن شراب، مردار، خون و گوشت خوك، 

بوزینه، خرس، فیل و سپرز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 237-مطلب شماره 447


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از محمّد بن عذافر، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

 براى چه خداوند عزّوجل شراب و مردار و خون و گوشت خوك را حرام فرموده است؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى این اشیاء را بر بندگان حرام نكرد و غیر آنها را حلال قرار نداد تا ایشان را به آنچه حلال كرده راغب و از آنچه حرام فرموده بى‏ میل نموده باشد بلكه پس از آفرینش مخلوقات آنچه كه ابدان ایشان به آن قائم است و در راستاى مصلحت و خیر آنها هست را به آنها تعلیم فرمود و پس از آن تفهیم شان نمود كه این سنخ از اشیاء بر ایشان مباح و حلال است و نیز آنچه به ضرر ابدانشان هست را به آنها هشدار داد و اعلام فرمود كه این قبیل از اشیاء بر آنها حرام است.

 سپس فرمود:  كسى كه از شما در وقتى از اوقات مضطرّ شد و بدنش قائم و پا بر جا نشد مگر به یكى از این محرّمات البته در چنین وضعى مى‏ تواند به مقدارى كه حاجتش برطرف شده و مشكلش حلّ شود از آن استفاده كند نه بیش از این مقدار.

پس از آن فرمود: امّا مردار: احدى حق ندارد از آن تناول كند مگر آنكه بدنش مبتلا به ضعف مفرط بوده یا قوّت از او رفته و بدون استفاده از آن نسلش منقطع مى‏ گردد و اساساٌ خورنده مردار مبتلا به مرگ ناگهانى مى‏ گردد.

و امّا خون: خوردن آن در خورنده آن زرد(سمّ) ایجاد كرده و او را مبتلا به مرض عطش و قساوت قلب و كم مهرى نموده بطورى كه به خویشاوندان و یارانش هیچ ایمان و اعتقادى ندارد.

و امّا گوشت خوك : خداوند تبارك و تعالى طائفه‏ اى را در صورت‏ هاى مختلف نظیر صورت خوك و بوزینه و خرس مسخ فرمود و سپس نهى كرد از خوردن گوشت حیوانات مماثل (مثل هم) و هم شكل ایشان تا بدین وسیله از استفاده شدن ممسوخات جلوگیرى به عمل آمده و از طرفى به عقوبت و بلایى كه آنها به آن مبتلا شده ‏اند استخفافى واقع نگردد.

و امّا خمر و شراب : خداوند متعال آن را حرام فرمود زیرا هم مستى ایجاد مى‏كند و هم فاسد است سپس فرمود: خورنده شراب به منزله كسانى است كه بت مى‏ پرستند و شرب خمر در شارب ارتعاش و لرزه ایجاد كرده و مروّت و جوانمردى را از او زائل نموده و باعث مى‏ شود كه وى بر انجام محارم الهى از قبیل ریختن خونها و مرتكب شدن زنا جرات پیدا نماید حتى كار بجایى مى‏رسد كه از آدم مست بعید نیست كه با محارم خود در حال زوال عقل جمع شود، بارى شراب در شارب هر شر و بدى را ایجاد مى‏ كند.


حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به من در جواب مسائل هم فرمودند:

خوك به خاطر این حرام شده كه حیوانى است بسیار كریه و زشت، حق تبارك و تعالى این زشتى را وسیله پند و عبرت خلائق و سبب خوف و بیم مردمان و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

و دلیل دیگر بر حرمتش آن است غذاء این حیوان ناپاك‏ترین ناپاكى‏ ها است و علل بسیار دیگر كه نامى از آنها در اینجا برده نشده.

و امّا بوزینه : نیز حرام است زیرا همچون خوك از ممسوخات بوده و حق تعالى زشتى این حیوان را نیز وسیله عبرت خلائق و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

ناگفته نماند كه حق جلّ و على یك شباهتى از انسان در این حیوان گذارده تا مردم بدانند كه این موجود از مخلوقاتى است كه مورد غضب و سخط الهى واقع شده است.

و نیز حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به محمّد بن سنان 

در جواب مسائلش مرقوم ‏فرمودند: 

و امّا مردار : نیز حرام است زیرا تغذیه از آن موجب فساد و تباه شدن ابدان و پیدا شدن آفات در آنها مى‏ باشد و وجه دیگر براى حرمت آن این است كه حق تعالى بدین وسیله خواسته است هشدار دهد كه تسمیه (گفتن بسم اللَّه در وقت ذبح) سبب است براى حلال شدن مذبوح و تركش باعث حرام بودن آن مى ‏باشد.


و امّا خون : حق تعالى خون را نیز همچون مردار حرام فرموده زیرا تغذیه از آن سبب فساد ابدان و موجب پیدا شدن آب زرد و بوى متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وى و سخت دل شدن و كم مهر گردیدن نسبت به دیگران مى‏ گردد حتى كار بجایى مى ‏رسد كه فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل مى‏ رساند.

و امّا طحال و سپرز را حق عزّوجل حرام فرمود زیرا در آن خون مى ‏باشد و از طرفى علّت تحریم آن با علّت تحریم خون و مردار یكى مى ‏باشد چه آنكه طحال در فساد به منزله آنها مى‏ باشد.


حدیث (3) 

و امّا تناول گوشت فیل :

محمّد بن على بن ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از محمّد بن اسلم جبلى، از حسین بن خالد نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام پرسیدم: آیا تناول گوشت فیل حلال است؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

فرمودند: زیرا فیل مماثل این حیوانات است و حق تعالى گوشت ممسوخات و گوشت آنچه كه مثل آنها هستند را حرام فرموده.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 25-30، 103-108، 145-150، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173﴾ 26

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذّت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/3﴾ 107

]خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند[ بر شما حرام شده است ]مانند[ گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دین تان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن مُحرّمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿انعام/118﴾ 142

پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان].

 

وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿انعام/121﴾ 143

از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.


قُلْ لا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿انعام/145﴾ 147

بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگ های حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقیناً پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿نحل/115﴾ 280

خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

عبارت "اهل لغیر الله" در چهار آیه از قرآن کریم وارد شده است؛[1] یعنى دو سوره انعام و نحل که هر دو مکى است و یکى در اوائل بعثت نازل شده و دیگرى در اواخر توقف رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکه و در دو سوره بقره و مائده که در اوائل هجرت به مدینه و اواخر آن نازل شده است. یکی از صریح ترین این آیات، آیه 173 سوره بقره است که به تفسیر و ترجمه آن پرداخته می شود و همچنین مباحث ذیل به ترتیب عرضه می شود تا بتوان نتیجه گیری دقیق تری انجام داد

قرآن در این آیه می فرماید:

"إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِْ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم‏".

 

معنای "اُهل" در "أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ" :

الإهلال به معنای بلند کردن صوت است، مشرکان در هنگام ذبح می گفتند: به نام لات و عزی (دو بت در جاهلیت). هرگاه طفل بعد از ولادت، صدایش با گریه باز شود می گویند: "استهلّ الصبیّ".[2]

 

برداشت از آیه :

آیه می فرماید: بر شما میته ... و آن چه نام غیر خدا برده شده، حرام است. آیه گویا با ظرافت و اختصاری که مخصوص قرآن است، دو مطلب را می خواهد به اثبات برساند.

الف. آن که بر هر ذبیحه ای باید نام خداوند برده شود. 

ب. اگر نام غیر خدا برده شود آن ذبیحه حرام است؛ زیرا چهار فرض در این جا قابل تصور است.

اول آن که نام خدا فقط برده شود، دوم آن که نام غیر خدا برده شود. سوم؛ نام خدا و غیر خدا با هم برده شود، و چهارم آن که نام هیچ کس برده نشود. فرض اول که مسلماً مطلوب و بدون اشکال است و با دلالت مفهوم آیه فهمیده می شود.

فرض دوم را هم آیه به همین دلالت نفی می کند. در فرض سوم چون نام غیر خدا هم برده شده است، پس صدق می کند که بگوییم: "ذبح با نام غیر خدا کشته شده است". در فرض چهارم اگر چه ظاهر آیه می رساند که اگر نامی برده نشد، پس ذبح حلال است. ولی اگر کمی در معنا دقت شود، غیر از آن فهمیده می شود؛ زیرا وقتی می فرماید: صدا بلند شده است، به این نکته عنایت دارد که برای ذبح، نام چیزی را می بردند، ولی بت پرستان نام بتان خود را می آورند. اگر این برداشت صد در صد مورد قبول واقع نشود، لا اقل برداشتی است در کنار برداشت شما، ولی برای این برداشت قرائن محکمی وجود دارد که ذکر می کنیم:

1. آیه 121 انعام می فرماید:  "از ذبحى که نام خدا بر آن یاد نشده مخورید که عصیان است".[3] در این آیه تصریح دارد؛ خوردن ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده حرام است. پس اگر هیچ نامی برده نشود، باز هم حرام است؛ زیرا نام خداوند بر آن برده نشده است.

2. در آیه 118 از همین سوره می فرماید: "از آن چه که نام خدا بر آن برده شده بخورید".[4] با استفاده از مفهوم مخالف می توان نتیجه گرفت که از ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده، نباید بخوریم.

3. آن قدر ذکر نام خداوند در هنگام ذبح مهم است که خداوند به شکارچیان می فرماید هنگامی که سگ های شکاری خود را به طرف صید رها می کنید، باید نام خداوند را ذکر کنید.[5]

4. در برخی از کتب آیات الاحکام نیز به این مطلب اشاره شده است که عبارت «ما اهل لغیر الله» ذبح های که بدون نام خداوند، کشته شده اند را، نیز در بر می گیرد.[6]

5. روایات ائمه معصومین (ع) نیز این معنا را ثابت می کند. امام رضا (ع) در روایتی می فرمایند: "خداوند آن ذبحی که نام غیر خدا بر آن برده شود را حرام کرده است؛ زیرا خداوند اقرار به یگانگی خود، و ذکر اسمش را در هنگام ذبح، بر بندگانش واجب کرده است و در ذکر اسم خداوند، اقرار به ربوبیت و توحیدش است".[7]

بر این اساس؛ همه علمای اسلام بر این نکته اذعان دارند که عدم ذکر نام خداوند (چه این که هیچ اسمی برده نشود، و یا اسم غیر خداوند برده شود)، موجب حرمت ذبح می شود و می توان گفت که در مذهب تشیع هیچ اختلافی بر این مطلب نیست که، بردن نام خداوند، برای حلیت ذبح لازم است.[8] بله در میان اهل سنت، شافعیه می گویند:«تسمیه، شرط در حلال بودن خوردن ذبیحه نیست. بله اگر نام غیر خدا را آورده شود، حرام می شود».[9]

ناگفته پیدا است که این قول مخالف آیات مذکور قرآن و مذاهب سه گانه اهل سنت و شیعه است.

از این روست که همه مراجع محترم فعلی فتوا داده اند که اگر، حیوان بدون نام خداوند، کشته شود، خوردن آن حرام است. بله اگر از روی فراموشی نام خداوند برده نشود؛ اشکالی ندارد.[10]

ذکر نام خداوند فقط جنبه یک اقرار خشک را ندارد، بلکه چه بسا این اقرار اثرات وضعی گوناگونی بر روی ذبیحه بگذارد .

ثالثاً :  امروزه در اکثر کشورها، گوشت حلال موجود است، و در صورت نبود گوشت های حلال باید از گوشت هایی استفاده کرد که نیازی به ذبح ندارد؛ مانند انواع ماهی ها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] بقره؛173؛ مائده؛ 3 ؛ انعام ؛ 145 ؛ نحل ؛115

 

[2] درویش، محی الدین، إعراب القرآن و بیانه، ج ‏2، ص 408، دارالارشاد،سوریه، چاپ چهارم، 1415.

 

[3] "وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه‏".

 

[4] "فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه".‏

 

[5] مائده،4.

 

[6] مقداد، جمال الدین، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ‏2، ص 301، قم، بی تا؛ کاظمی ، جواد، مسالک الأفهام إلى آیات الأحکام، ج ‏4، ص 141، مرتضوی، 1389ق.

 

[7] حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج ‏24، ص 213، احیاءالتراث، قم.

 

[8] حلی، شیخ حسین، دلیل العروة الوثقى، ج ‏1، ص 376، مطبعة النجف، 1379ق.

 

[9] الجزیری، عبدالرحمان و یاسر مازح، السید محمد، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج 1، ص 400، المکتبة العصریة، بیروت 1426.

 

[10] توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 573، م 2594.




****************


 اسرار حرام بودن حیوانى كه هنگام ذبح

 نام غیر خدا بر آن برده شده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 234-مطلب شماره 444


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عباس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمود:

حیوانى كه هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده به خاطر این حرام است كه حق عزّوجلّ بر مخلوقاتش واجب كرده كه اقرار به او نموده و اسم آن حضرت را بر ذبایح محلّل ببرند نه نام دیگرى است.

و سرّ دیگرش این است كه بین آنچه به واسطه ‏اش به حضرت بارى تقرّب حاصل مى شود كه و آنچه عبادت و پرستش شیاطین و بت ها است نباید مساوات باشد و وقتى ذبیحه ‏اى كه اسم غیر خدا بر آن برده شده را حرام بدانیم رعایت این جهت شده است چه آنكه در نام خدا را بردن، شخص بدین وسیله به ربوبیّت و وحدانیّت حضرت حق عزّ و جل اقرار كرده و اگر اسم غیر او را ببرد اظهار شرك نموده و به غیر ذات جلالش تقرّب جسته، پس ذكر نام «اللَّه» بر ذبیحه فرق است بین ذبیحه محلّل و محرّم به این معنا كه اگر نام حق عزّوجلّ بر آن برده شود حلال بوده و در غیر این صورت حرام مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 103-108، 139-144، 145-150، 277-282، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ... ﴿انعام/152﴾ 149

و به مال یتیم جز به روشی که نیکوتر است، نزدیک نشوید تا به حدّ بلوغِ [بدنی و عقلیِ] خود برسد.

 

وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ... ﴿اسراء/34﴾ 285

و به مال یتیم تا زمانی که به سنّ بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید.

 

کَلا بَل لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ ﴿فجر/17﴾ 593

این چنین نیست که می پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامی نمی دارید.

 

فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ﴿ماعون/2﴾ 602

(آیا کسی که همواره روز جزا را انکار می کند، دیدی؟) همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود می راند،

************


اسرار حرام شدن خوردن مال یتیم به ظلم و ستم‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 232-مطلب شماره 442


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:


حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خوردن مال یتیم از روى ظلم و ستم به خاطر علل و اسباب بسیارى حرام است:


اوّل: هر گاه كسى از روى ستم مال یتیمى را بخورد بر كشتنش كمك كرده زیرا یتیم محتاج و فقیر بوده و از طرفى نمى ‏تواند خود را بكشد و بردارد و اساسا قائم به خویش نبوده و كسى را هم ندارد كه همچون پدر و مادر وى را كفایت كنند از این رو وقتى كسى مالش را بخورد گویا او را كشته و به فقر و فاقه انداخته ‏اش مضافاٌ به هشدارى كه حق عزّوجل داده و از ستم به یتیم و افراد ضعیف بر حذر داشته و اخبار به عقوبت داده چنانچه در قرآن فرموده:

باید بندگان از مكافات عمل خود بترسند (و با یتیمان نیك رفتار كنند) كسانى مى‏ ترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زیر دست مردم شوند، آنان باید از خدا بترسند.


دوّم: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل در خوردن مال یتیم وعده دو عقوبت داده، یك عقوبت در دنیا و دیگرى در آخرت.

پس حكمت و مصلحت در تحریم مال یتیم یكى ابقاء یتیم و قائم به نفس نمودنش بوده و دیگرى حفظ نمودن اعقاب و فرزندان از آنچه به ایتام مى‏ رسد چه آنكه متصدّیان امور ایتام وقتى وعده عقوبت حق عزّوجلّ به متصرّفین در اموال ایتام را ملاحظه كردند از خوردن اموال ایشان اجتناب كرده و هیچ گونه خیانتى در مال آنها نمى‏ كنند در نتیجه هم ایتام با داشتن مال قائم به نفس گشته و نیاز به مال دیگران ندارند و هم فرزندان متصدّیان به سرنوشت سوء ایتامى كه مالشان را اولیاء خورده ‏اند كه مبتلا نمى‏ شوند از این گذشته آنان كه مال ایتام را مى‏ خورند بعدا كه اطفال یتیم رشد كرده و به سن درك و بلوغ رسیدند حق خود را مطالبه كرده و بدین ترتیب عداوت و خصومت و بغض و كینه بین طرفین حاكم مى‏ شود. 





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، 89-سوره فجر، 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 145-150، 283-288، 589-594، 601-604، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


جایگاه و شأن پدر و مادر در قرآن کریم


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلا قَلِیلا مِنْکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ ﴿بقرة/83﴾ 12

و [یاد كنید] زمانى كه از بنى ‏اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خدا را نپرستید ، و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان نیكى كنید ، و با مردم با خوش زبانى سخن گویید ، و نماز را بر پا دارید ، و زكات بپردازید ، سپس همه شما جز اندكى [از پیمان خدا] روى گردانیدید ؛ و شما [به طور عادت] روى گردان هستید .

 

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالا فَخُورًا ﴿نساء/36﴾ 84

و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقیناً خدا کسی را که متکبّر و خودستاست، دوست ندارد.

 

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿انعام/151﴾ 148

بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: اینکه چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترسِ] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی می دهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید.

 

وَقَضَى رَبُّکَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاهُمَا فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا کَرِیمًا﴿اسراء/23﴾ 284

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.


***************


 اسرار عاق والدین و اثرات آن


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 229-مطلب شماره 439

 

حدیث (1)

 على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به او مرقوم فرمودند: خداوند متعال عقوق والدین و نافرمانى از ایشان را حرام كرده و سرّ آن چند چیز است كه ذیلا شرح داده مى ‏شوند:

الف: در نافرمانى و الدین انسان از توفیق براى اطاعت حق تعالى خارج میشود.

ب: عقوق والدین و نافرمانى از ایشان موجب مى‏ شود كه شخص پدر و مادر را توقیر(احترام) و تعظیم نكند.

ج: نافرمانى والدین انسان را از اجتناب نمودن از كفران نعمت محروم می‏نماید.

د: عقوق والدین شكر نعمت را باطل و تباه مى ‏كند.

هـ: عقوق والدین منجر به قلّت(حدّاقل) نسل و انقطاع(قطع) آن مى‏ شود زیرا از ناحیه آن تعظیم نكردن والدین و آگاه نبودن به حق ایشان و قطع نمودن ارحام و بى‏ رغبت شدن‏ والدین نسبت به فرزند و رها كردنشان تربیت فرزندان را ناشى مى‏ گردد و علّت و سبب تمام اینها آن است كه فرزند احسان به پدر و مادر را ترك نموده است.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى، از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از محمّد بن على، از پدرش، از جدّش نقل كرده كه گفت:

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

عقوق والدین و نافرمانى ایشان از كبائر است زیرا حق تعالى عاقّ را عاصى و شقىّ قرار داده است.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 07-12، 79-84، 145-150، 283-288، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿بقره/212  33

 زندگى [زودگذرِ] دنیا براى كافران زیبا جلوه داده شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می ‏كنند ، در حالى كه پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند ، و خدا هر كه را بخواهد ، بی ‏حساب روزى می ‏دهد .

مَثَلُ مَا یُنْفِقُونَ فِی هَذِهِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ 

﴿آل عمران/117﴾ 65

داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می کنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم می ورزند.

 

...قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلا تُظْلَمُونَ فَتِیلا ﴿نساء/77 90

...بگو : متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیده اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.

 

وَقَالُوا إِنْ هِیَ إِلا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ ﴿انعام/29 131

و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.

 

وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ ﴿انعام/32﴾ 131

و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقیناً سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری می کنند، بهتر است. آیا نمی اندیشید؟

 

الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنْسَاهُمْ کَمَا نَسُوا لِقَاءَ یَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ ﴿اعراف/51 156

آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می بریمشان، همانگونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می کردند.

 

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿یونس/7209

مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده اند و به آن آرام یافته اند و آنانکه از آیات ما بی خبرند.

 

إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالأنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿یونس/24﴾ 211

در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنی های زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن می خورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنی های رنگارنگ هم چون عروسبر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری] از آن [چهره زیبا و آراسته را] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقه ای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. اینگونه نشانه ها [ی قدرت خود] را برای گروهی که می اندیشند، بیان می کنیم.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لا یُبْخَسُونَ *أُولَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿هود/16-15 223

کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را بطور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد * اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر می شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، 

باطل است.

 

الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ ﴿ابراهیم/3﴾  255

همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و [مردم را] از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.

 

ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ ﴿نحل/107 279

این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [یِ زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلماً خدا مردم کفر پیشه را 

هدایت نمیکند.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا * الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلا ﴿کهف/46-45 299-298

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست * مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به 

آنها نیکوتر است.

 

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿عنکبوت/64 404

و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ  ﴿شوری/20 485

 كسى كه زراعت آخرت را بخواهد ، بر زراعتش مى‏افزاییم و كسى كه زراعت دنیا را بخواهد ، اندكى از آن را به او مى‏دهیم ، ولى او را در آخرت هیچ بهره و نصیبى نیست.

 

إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ ﴿محمّد/36 510

زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می دهد و از شما نمی خواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید]

 

 اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَالأوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿حدید/20﴾ 540

بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره اشکشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 29-سوره عـنکبوت، 42-سوره شـوری، 47-سوره مـحـمّـد، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 31-36، 61-66، 85-90، 127-132، 151-156، 205-210، 211-216، 223-228، 253-258، 277-282، 295-300، 403-408، 481-486، 505-510، 535-540، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « اى فرزند آدم به هوش باش»،
          
شنبه 24 شهریور 1397

وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضَى أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿انعام/60﴾ 135

او کسی است که شبانگاهان روح شما را به وقت خواب می گیرد، و آنچه را در روز [از نیکی و بدی] به دست می آورید می داند؛ سپس شما را در روز [با برگرداندن روح به جسمتان از خواب] بر می انگیزد تا اجل مُعّین سر آید؛ آنگاه بازگشت شما به سوی اوست؛ سپس شما را به آنچه همواره انجام می دادید آگاه می کند.




****************




هر گاه خواستید بخوابید...


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 409



از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نقل شده که فرمودند:

هر گاه خواستید بخوابید دست راست را زیرا طرف راست صورت گذارید و بخوابید زیرا نمى ‏دانید آیا از این خواب بیدار مى‏ شوید یا نه.





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 133-138، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات