وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ ﴿بقره/30

 آن زمان را یاد آر كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به یقین جانشینى در زمین قرار می ‏دهم . گفتند : آیا موجودى را در زمین قرار می ‏دهى كه در آن به فساد و تباهى برخیزد و به ناحق خون‏ریزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می ‏گوییم و تقدیس می ‏كنیم . [پروردگار] فرمود : من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین] اسرارى می ‏دانم كه شما نمیدانید .

 

اسرار خلقت آدم 

علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، باب 96، ص: 365

حدیث (1)

محمّد بن الحسن مى‏ گوید محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از عمرو بن ابى مقدام از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: هفت هزار سال بعد از ایجاد جنّ و نسناس‏[1] در روى زمین حقّ تبارك و تعالى اراده نمود كه با قدرت بیكرانش خلائق و انسان‏ها را بیافریند.

سپس حضرت فرمودند: و چون شأن و اراده حقّ تعالى تعلّق گرفت كه جناب آدم علیه السّلام را به منظور تدبیر و تقدیر در آسمان‏ها و زمین كه خواسته‏ اش بود بیافریند و خودش از اراده و آنچه متعلّق به آن بود آگاه و عالم بود لا جرم پرده و حجاب را از طبقات آسمان‏ ها كنار زد، سپس به فرشتگان فرمود: به اهل زمین و مخلوقاتم اعم از جنّ و نسناس بنگرید.

وقتى ایشان به اهل زمین نگریسته و معاصى و خونریزى‏ها و فسادشان در زمین را مشاهده كردند این معنا بر ایشان گران آمده و سخت برآشفتند و بر اهل زمین تأسّف خوردند و چنان حالت غضب بر ایشان عارض گشت كه دیگر مالك آن نبوده و اختیار از آنها سلب گردید لذا به درگاه الهى نالیده و عرضه داشتند:

پروردگارا تو صاحب عزّت و قدرت بوده، جبّار و غالب بر هر چیزى بوده و عظیم الشأن مى ‏باشى و اینها مخلوقات ضعیف و ذلیل تو هستند كه در زمین بوده و تمام تصرّفات و حركاتشان در قبضه قدرت تو بوده، با روزى تو زندگانى كرده و با عافیت و سلامتى كه تو به ایشان داده‏اى از نعمت ‏هایت بهره‏ مند مى‏شوند ایشان با این گناهان بزرگ و ارتكاب مخالفت‏ها معصیت و نافرمانى تو را مى‏ نمایند پس چرا از این عصیان متأسف نشده و غضبناك و خشمگین نگشته و انتقام خود را از ایشان نمى ‏گیرى و آنچه از ایشان شنیده و مى ‏بینى بر تو گران و سخت نمى‏ آید در حالى كه بر ما بسیار بزرگ و عظیم جلوه مى‏ كند.

وقتى حقّ عزّوجلّ این سخنان را از فرشتگان شنید فرمود:

من در زمین خلیفه خود را بر ایشان حجّت قرار داده ‏ام.

فرشتگان عرضه داشتند: پروردگارا تو پاك و منزّه هستى، امّا كسى را در زمین حجّت قرار مى‏دهى كه فساد كرده و خونریزى مى‏ نماید!! در حالى كه ما تو را تسبیح‏ و تقدیس مى‏ نماییم پس چرا از ما خلیفه معیّن ننمودى؟ 

باز در ادامه سخنان شان عرضه داشتند: حجّت را از ما قرار بده كه نه در زمین فساد نموده و نه خونریزى مى‏كنیم.

حقّ جلّ جلاله فرمود: اى فرشتگان من، آنچه من مى ‏دانم شما نمی‏دانید، میخواهم با قدرتم مخلوقى بیافرینم كه فرزندانش انبیاء و فرستادگانم به سوى خلق بوده و جملگى بندگان صالح و پیشوایان مردم باشند.

ایشان را در زمین خلیفه و جانشین ‏هاى خودم نمودم، وظیفه آنها این است كه بندگانم را از معاصى باز داشته و از عذابم ترسانده و به اطاعتم راهنمایى كنند، بندگان به واسطه ایشان طریق مرا مى‏ پیمایند، ایشان حجّت من بوده كه براى نیكان عذر و براى بدان بیم و تهدید می‏باشند طائفه نسناس را از زمین بیرون نموده و آن را از ایشان پاك خواهم گردانید و نیز سركشان از جنّ را از میان مخلوقات و مردمان و نیكان بیرون برده و در فضاء و نقاط دوردست زمین ساكنشان نموده بطورى كه مجاور و با مخلوقاتم نباشند، بین جنّ و مخلوقاتم حجاب قرار داده تا مخلوقاتم آنها را رؤیت نكرده و با ایشان انس نگرفته و آمیزش ننموده و همنشینى نكنند حال مخلوقاتى كه عصیان مرا نمایند ایشان را در منازل سرپیچان مسكن داده و در جاى ایشان واردشان نموده و هیچ باكى از آن ندارم.

فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا آنچه خواهى بجا آور غیر از آنچه به ما یاد داده‏اى چیز دیگرى را ما ندانسته و تو علیم و حكیم هستى.

خداوند عزّوجلّ به فرشتگان فرمود: من از گل و لاى سالخورده و سیاه و بد بوى تغییر یافته شده انسانى را آفریده و پس از آن كه آن را آراسته و از روح خویش در آن دمیدم همه بر او سجده كنید.

البتّه این فرمان و امر حقّ تعالى به ملائكه مبتنى بر لزوم سجده به جناب آدم علیه السّلام زمانى صادر شد كه آدم هنوز خلق نشده بود و امر مزبور احتجاج و اقامه برهانى بود از ناحیه بارى تعالى بر فرشتگان سپس امام علیه السّلام فرمودند:

حقّ تعالى مشتى از آب شیرین فرات را برداشت و آن را به صدا آورد سپس آب منجمد شد، بعد حقّ تعالى خطاب به آن نمود و فرمود:

از تو انبیاء و رسولان و بندگان نیكوكار و پیشوایانى كه دیگران را به بهشت دعوت نموده و تابعین آنها تا روز قیامت را آفریده و باكى از آن ندارم چه آن كه من از فعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده بلكه خلائق مسئول مى‏ باشند.

و نیز مشتى از آب شور و تلخ را برداشت و آن را به صدا آورد، سپس آب منجمد گردید بعد حقّ تعالى به آن فرمود: جبّارین و فراعنه و طاغیان و اعوان شیاطین و كسانى كه دیگران را به دوزخ دعوت مى‏كنند تا روز قیامت و اتباعشان را از تو مى‏آفرینم و باكى ندارم زیرا از فعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده و این مخلوقات هستند كه مسئول مى ‏باشند.

امام علیه السّلام فرمودند:

البتّه حقّ عزّوجلّ در خطاب با آب شور و تلخ كه اصحاب شمال را از آن آفرید بداء[2] را شرط فرمود ولى در خطاب با آب شیرین كه منشأ آفریدن اصحاب یمین است این شرط را نیاورد.

سپس دو آب شیرین و شور را با هم ممزوج نمود و بعد آن را به صدا آورد و به دنبالش آب ممزوج را جلو عرش ریخت و این دو آب حاصل طعام و شرابى است كه اصل آن طعام و شراب از گل انتزاع شده است، سپس خداوند متعال به فرشتگان چهارگانه یعنى: شمال، دبور، صبا و جنوب[3] فرمان داد كه بر سلاله طین (یعنى همان حاصل طعام و شراب مزبور) تاخته و آن را گوارا و بعد پرورشش داده و سپس سخت و محكمش نموده و به دنبالش قطعه، قطعه و تكّه، تكّه‏ اش كرده و در آن قطعات و تكّه ‏ها طبایع چهارگانه‏[4] یعنى: باد، تلخى، خون و بلغم‏[5] را جارى كنند.

امام علیه السّلام فرمودند: فرشتگان بر آن سلاله طین جولان نموده و تاخت آورده و طبایع چهارگانه مزبور را در آنها جارى ساختند.

سپس حضرت فرمودند: باد از میان طبایع چهارگانه از طرف فرشته شمال در بدن جارى شد و بلغم از ناحیه صبا، و تلخى (مرّه) از جانب دبور و خون از ناحیه جنوب در بدن و هیكل انسانى جارى گردیدند و بدین ترتیب روح مستقل و بدن كامل گردید.

سپس حضرت فرمودند: از ناحیه باد، حبّ حیات و طول آرزو و حرص و از جانب بلغم حبّ طعام و شراب و لمس اشیاء نرم و دوست داشتن رفاقت و از طرف تلخى (صفراء) غضب و سفاهت و شیطنت و ستمگرى و طغیان و شتاب‏زدگى و از ناحیه خون حبّ زنان و لذّات و مرتكب شدن محارم و تبعیّت از شهوات براى این روح و بدن لازم گردید.

عمرو مى‏ گوید: جابر گفت: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: این روایت را ما در كتابى از كتابهاى امیر المؤمنین على علیه السّلام یافتیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ( 1)- در غیاث اللّغة از حیات الحیوان نقل كرده كه نسناس نوعى از حیوان است كه به صورت نصف آدمى بوده و داراى یك گوش و یك دست و یك پاى مى‏باشد.

[2] ( 1)- شرح بداء و ذكر روایاتى كه در آن وارد شده از حوصله این كتاب خارج بوده و باید در مباحث كلامى مورد بحث قرار گیرد.

[3] ( 2)- ظاهرا این اسامى چهارگانه نام چهار فرشته است نه آن كه فرشتگان چهارگانه موكّل این چهار جانب باشند.

[4] ( 3)- شاید مراد از طبایع چهارگانه همان اخلاط اربعه باشد كه حضرات اطباء مى‏فرمایند.

[5] ( 4)- اخلاط اربعه كه در لسان اطباء جارى است عبارتند از: خون، بلغم، صفراء و سوداء.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 تیر 1399



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25

 و كسانى را كه ایمان آورده‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126

 و [یاد كنید] آن گاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته(آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399



فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿انعام/118

پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان].

نکته ها :

* از نشانه های جامعیّت مکتب اسلام این است که در یک مسئله ی جزیی مانند ذبح،همه ی جوانب آن را مطرح کرده است:هم مکتب(نام خدا)،هم وسیله(آهن)،هم شیوه ی بریدن رگ ها، هم امّت(مسلمان بودن کسی که ذبح می کند)و هم جهت(قبله)و هم موارد مصرف. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ»

پیام ها :

1-غذا و خوراک مؤمن باید جهت الهی داشته باشد. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ»

2-نام خداوند،مُهر جواز مصرف و پروانه ی استفاده از گوشت حیوانات قابل مصرف است. فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ ...

3-برای تحکیم پایه های توحید،از هر فرصتی،حتّی ذبح حیوان باید استفاده کرد. آری؛ توحید، تنها یک مسأله ی ذهنی نیست. «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ»

4-تغذیه ی حلال و التزام به احکام،شرط ایمان است. «إِنْ کُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنِینَ»

 

وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿انعام/121

از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.

 نکته ها :

*  چون حرام خواری،قساوت قلب می آورد و زمینه ساز گناهان دیگر است،اسلام آن را به شدّت منع کرده است.همانگونه که امام حسین در روز عاشورا خطاب به لشکر مخالف فرمود:«قد ملئت بطونکم من الحرام»

*  در آیه 5 سوره ی مائده خواندیم که طعام اهل کتاب برای شما حلال است.این آیه می گوید:گوشت هر حیوانی که نام خداوند بر آن برده نشود حرام است.از آنجا که اهل کتاب،این شرط را رعایت نمی کنند،پس گوشت حیوان ذبح شده آنها برای ما حرام است و مراد از طعام در آن آیه،حبوبات و امثال آن است،نه گوشت.[1]

*  وسوسه ی شیاطین این گونه است که می گوید:حیوان مرده را خدا کشته و کشته ی خدا بهتر از کشته ی انسان است! پس چرا حیوانِ مرده،حرام ولی حیوانِ ذبح شده حلال است؟! غافل از آنکه اجرای فرمان الهی مهم است.

پیام ها:

1-مسلمان،حتّی در مسائل تغذیه باید تعهّد دینی را مراعات کند. «وَ لا تَأْکُلُوا مِمّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ»

2-بردن نام خدا به هنگام ذبح،تشریفاتی نیست،بلکه حکمی لازم الاجراست و ترک آن،فسق است. «إِنَّهُ لَفِسْقٌ»

3-هر کجا ناباوری بیشتر است،تأکید نیز لازم است.چون پذیرفتن شرایط حلال بودن ذبح،برای مردم جاهل سنگین بود،خداوند با چند تأکید مسئله را مطرح کرد. «إِنَّهُ لَفِسْقٌ» (جمله ی اسمیّه،«انّ»وحرف«لام»،نشانه ی تأکید است)

4-انسان،در اثر مصرف حرام،زمینه ی پذیرش القائات شیطانی را پیدا می کند.

وَ لا تَأْکُلُوا ... وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ

5-شیطان ها،قدرت وسوسه و القا دارند. «إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ»

6-وسوسه های شیاطین،تنها در اولیای آنان نافذ است،نه در اولیای خدا.

«لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ»

7-پشتوانه ی جدال های انسان،وسوسه ها وهوس هاست. لَیُوحُونَ ... لِیُجادِلُوکُمْ

8-جدال در احکام الهی،از حربه ها و القائات شیطانی است. وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ ...

لِیُجادِلُوکُمْ

9-جدال در احکام دینی،انسان را به شرک می کشاند. لِیُجادِلُوکُمْ ... لَمُشْرِکُونَ

10-خداپرستانی که در عمل،مطیع غیر خدا می باشند،مشرکند. «إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ»

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - تفسیر المیزان





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 13 خرداد 1399


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 08-سوره انـفـال، 09-سوره تــوبــة، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

 
گفتگوی جهنّمیان با خدا


«آیات آخر سوره مومنون»


فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١

پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند.


فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢

پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.


 وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی 

جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣

و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه اند.


تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤

آتش [همواره] صورت هایشان را می سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!


أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿١٠٥

[خدا به آنان می گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ ﴿١٠٦

می گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧

پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی ها و گمراهی ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.


قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُکَلِّمُونِ ﴿١٠٨

خدا] می گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!


إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١٠٩

 ]به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین 

رحم کنندگانی.


فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿١١٠

ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!


إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١

من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.


قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الأرْضِ عَدَدَ سِنِینَ ﴿١١٢

]خدا] می گوید: از جهت شمار سال ها، چه مدت در زمین درنگ داشتید؟


قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ ﴿١١٣

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.


 قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِیلا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١٤

]خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید.


أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ ﴿١١٥

آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟


فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١٦

پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو 

و با ارزش است.


 وَمَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧

و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی شوند.


وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨

و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین 

رحم کنندگانی...






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1399


باب صد و هشتاد و پنجم

 

اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 06-سوره انـعـام، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 55-سوره الرّحمن، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397



حق ندارى با هر كس كه بخواهى نشست و برخاست كنى 


و حق ندارى آنچه را که خواهى بشنوى

(تـدبّـر قـرآنـی)



حضرت على بن الحسین علیه السّلام فرمودند : 

حق ندارى با هر كس كه بخواهى نشست و برخاست كنى زیرا خداوند متعال در قرآن می‏فرماید:


وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا 

فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنْسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى 

مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (انعام/68)

چون گروهى را دیدى كه براى خرده ‏گیرى و طعن زدن در آیات ما گفتگو مى ‏كنند از آنان دورى گزین تا در سخنى دیگر وارد شوند و چنانچه شیطان البته فراموشت ساخت بعد از آن كه متذكّر كلام خدا شدى دیگر با گروه ستمگر مجالست مكن.

و نیز حق ندارى به آنچه مى‏ خواهى تكلّم كنى زیرا حق تعالى 

در قرآن مى‏ فرماید:

وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ‏...(اسراء/36)

و هرگز بر آنچه علم و اطمینان ندارى دنبال مكن و سخن مران 

و به خاطر آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خدا رحمت كند بنده ‏اى را كه كلام نیك گوید تا بهره برد یا سكونت كند 

تا سالم بماند.

و همچنین حق ندارى آنچه خواهى را بشنوى زیرا خداوند 

متعال میفرماید:

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا (اسراء/36)

در پیشگاه خدا چشم و گوش و دلها همه مسئول مى‏ باشند.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 80-مطلب شماره 579





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397



اسرار آفرینش گربه و خوك‏

قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَن یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ

بگو: در احکامی  که به من وحی شده خوراک حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی  یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده از رگ های حیوان یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند،

سوره انعام آیه 145






باب دویست و چهل و هشتم


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 473


ابو عبد اللَّه محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان برواذى، از ابو على محمّد بن محمّد بن حارث بن سفیان حافظ سمرقندى، از صالح بن سعید ترمذى، از عبد المنعم بن ادریس، از پدرش، از وهب بن منبه یمانى نقل كرده كه وى گفت:

هنگامى كه جناب نوح علیه السّلام سوار كشتى شد حق تعالى آرامش بر اهل و سكنه كشتى حاكم فرمود بطورى كه تمام حیوانات وحشى و چهار پایان و پرندگان بدون كوچكترین جنبشى در آن به سر مى‏بردند و هیچ یك متعرّض دیگرى نمى‏شدند، حتى گوسفند نزدیك گرگ و گاو در جنب شیر و گنجشك روى مار قرار گرفته بود و با این حال به هیچ یك آزارى متوجّه نمى شد و اساساً در آن كشتى نه دلتنگى و نه فریاد و نه ناسزا و دشنام و نه لعن و نفرینى وجود داشت، هر یك به خود مشغول بوده و آهنگ دیگرى را نمى‏ نمود و حق تبارك و تعالى قصد و نیّت هر قاصدى را نسبت به دیگرى محو و معدوم فرموده بود. 

بارى پیوسته در كشتى به همین منوال بودند تا از آن پیاده شدند و به واسطه طول مكث مسافران در كشتى قاذورات و عذرات زیادى در كشتى انباشته شد و از طرفى وجود بعضى از مطعومات(غذاها) و اشیاء دیگر سبب فراوان شدن موشها گردیده بود.

از این رو حق تعالى به جناب نوح علیه السّلام وحى فرمود كه شیر را مسخ نماید و پس از آن شیر عطسه‏ اى نمود و از مجراى بینى آن دو گربه نر و ماده بیرون آمده و با خوردن بسیارى از موشها تعدادشان كم شد و نیز صورت فیل را مسح فرمود و با یك عطسه از بینى آن نیز دو خوك نر و ماده بیرون آمده و با خوردن قاذورات(مدفوع) آنها را تخفیف و كاهش دادند.







نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت حیوانات، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 05-سوره مـائـده، 16-سوره نـحـل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


وَ عَلَى الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَایَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِکَ جَزَیْنَاهُمْ بِبَغْیِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿ انعام /146

و هر حیوان ناخن دار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی هایی که بر پشت یا روده های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقیناً ما راستگوییم.


قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى ﴿طه/18

(موسی) گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.


وَ دَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ إِذْ یَحْکُمَانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ 

وَ کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شَاهِدِینَ﴿ انبیاء/78

و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری میکردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.



باب دویست و چهل و ششم

چرا «بُـز» دمش بالا و عورتش آشكار بوده ولى «گوسفند» 

عورتش پنهان است‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 471



حدیث (1)

 از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام سؤال شد: چرا دم بز بالا و فرج و عورتش نمایان است؟

حضرت فرمودند:

زیرا وقتى حضرت نوح علیه السّلام بُـز را داخل كشتى نمودند به مدافعه و مبارزه پرداخت در نتیجه دمش شكست و به این صورت كه ملاحظه مى‏شود در آمد ولى گوسفند خودش به داخل شدن در كشتى مبادرت نمود و نوح دست بر فرج و دمش كشید در نتیجه كپل‏ هایش هم آمد و بدین ترتیب عورتش پنهان و مخفى گشت.







نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 20-سوره طــــــــه، 21-سوره انبـیاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین»، «اسرار مكروه بودن تناول كلیه (قلوه ‏ها)»، «اسرار مكروه بودن تناول غدّه‏ ها»،
          
جمعه 25 آبان 1397




عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 452



حدیث (10)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیه مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن ابى عبد اللَّه برقى، از علىّ بن حدید از سماعة بن مهران نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام بودم و نزد آن حضرت تعدادى از دوستانش حضور داشتند، ذكرى از عقل و جهل به میان آمد، امام علیه السّلام فرمودند:

عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید.

سماعه عرضه داشت: فدایت شوم: چیزى را نمى‏ دانیم مگر شما به ما تعلیم فرمایید.

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى اوّلین آفریده ‏اش از روحانیین را كه عقل باشد از نور خود ایجاد و در سمت راست عرش جا داد، بعد به آن فرمود: رو بگردان، عقل رو گرداند، سپس فرمود، رو بیاور، عقل رو آورد، حقّ جلّ و علا به آن فرمود: تو را مخلوقى بزرگ و عظیم آفریده و بر تمام مخلوقاتم برترى دادم.

سپس حقّ تعالى از دریاى شور و تلخ تاریك جهل را آفرید و به آن فرمود: رو برگردان، جهل رو گردانید، بعد به آن فرمود: رو بیاور، جهل رو نیاورد، حقّ عزّوجلّ خطاب به آن كرد و فرمود: چون تكبّر نمودى ملعون واقع شدى.

سپس براى عقل هفتاد و پنج یار و یاور قرار داد، جهل چون اكرام حقّ تعالى نسبت به عقل و آنچه را كه حضرتش به آن اعطاء فرمود را دید عداوت و كینه عقل را به دل گرفت، پس به درگاه الهى عرض كرد:

پروردگارا، این مخلوق مانند من بوده، او را آفریدى و اكرامش كرده و تقویتش نمودى من ضدّ او بوده و هیچ قوّه و نیرویى ندارم، پس مثل او به من نیز یار و یاورى بده.

حقّ تعالى فرمود: آرى به تو نیز یار و یاور خواهم داد ولى پس از آن اگر عصیان و نافرمانى مرا نمایى تو و یاورانت را از رحمت خود به دور خواهم نمود.

جهل عرضه داشت: از آنچه فرمودى خشنودم.

حقّ تعالى هفتاد و پنج یار و یاور نیز به او عطاء فرمود:


یاوران عقل و جهل‏

هفتاد و پنج یاور كه حقّ تعالى به عقل و جهل عنایت فرمود

 عبارتند از:

«خیر» وزیر عقل بوده و ضدّ آن «شرّ» است كه وزیر جهل مى ‏باشد و سایر یاوران این دو به شرح زیر مى ‏باشند:

1-ایمان، ضدّش كفر است، 2-تصدیق، ضدّش انكار است، 3-رجاء و امیدوارى ضدّش ناامیدى است، 4-عدل و داد، ضدّش جور و ستم است، 5-خشنودى، ضدّش سخط و ناخرسندى است، 6-شكر، ضدّش كفران است،7-طمع، ضدّش یأس مى ‏باشد، 8-توكّل، ضدّش حرص و آز است، 9-علم، ضدّش جهل است، 10-فهم، ضدّش حماقت است، 11-عفّت، ضدّش پرده درى میباشد، 12-زهد، ضدّش رغبت و میل است، 13-مدارا و رفاقت،ضدّش خرق و جدایى است، 14-ترس، ضدّش جرأت است، 15-كوچكى كردن، ضدّش تكبّر و فخر فروشى است، 16-درنگ كردن و آهسته پیش رفتن، ضدّش سرعت كردن است، 17-حلم و بردبارى، ضدّش سفاهت و نادانى است، 18-سكوت و ترك بى‏ جا سخن گفتن، ضدّش هذر و یاوه سرایى است، 19-تسلیم بودن و خود نشان ندادن، ضدّش استكبار و نخوت ارائه دادن است، 20-گردن نهادن، ضدّش گردن فرازى است،21-عفو و درگذشتن، ضدّش كینه مى ‏باشد، 22-رحم دلى، ضدّش سخت دلى است، 23-یقین، ضدّش شك است، 24-شكیبایى، ضدّش بیتابى است، 25-معاف كردن و نادیده گرفتن، ضدّش انتقام است، 26-بى ‏نیازى، ضدّش احتیاج و نیاز است، 27-بیاد آوردن، ضدّش سهو و بیاد نیاوردن است، 28-حفظ و بیاد داشتن، ضدّش نسیان و فراموشى است، 29-تعطّف و مهربانى، ضدّش بى‏ مهرى است، 30-قنوع و خرسند بودن به آنچه دارد، ضدّش حرص و آز است، 31-مواسات و برابرى یعنى حقوق دیگران را با خود مساوى دیدن و پرداختن، ضدّش خوددارى از حقوق دیگران مى‏ باشد، 32-مودّت و دوستى، ضدّش دشمنى است، 33-وفاء یعنى دوستى را حفظ كردن، ضدّش غدر یعنى حیله و با خیانت رشته دوستى را گسستن میباشد، 34-طاعت و فرمانبردارى، ضدّش معصیت و سر تافتن مى ‏باشد.

35-فروتنى، ضدّ آن گردنكشى است، 36-سلامت، ضدّ آن بلاء و گرفتارى است، 37-حبّ و دوستى، ضدّ آن بغض و دشمنى است، 38-راستى، ضدّ آن دروغ مى ‏باشد، 39-حقّ، ضدّ آن باطل مى‏ باشد،40-امانت، ضدّ آن خیانت است، 41-اخلاص، ضدّ آن شرك است، 42-شهامت و تیز خاطرى، ضدّ آن كند ذهنى و كودنى مى ‏باشد، 43-زیركى، ضدّ آن حماقت است، معرفت، ضدّ آن انكار است، 44-مدارات، ضدّ آن مكاشفه است، 45-در نهان و خفاء سالم بودن و حیله نداشتن، ضدّ آن فریفتن و حیله نمودن مى‏ باشد، 46-كتمان و پنهان داشتن، ضدّ آن افشاء و اظهار كردن است، 47-صلاة و بپا داشتن دعاء، ضدّ آن اضاعه و تباه كردن مى ‏باشد،48-صوم و امساك كردن، ضدّ آن افطار و به هم زدن است، 49-جهاد و كارزار كردن در راه خدا، ضدّ آن نكول كردن و به میدان نبرد نرفتن است، 50-حجّ و به عهد و میثاق عمل كردن، ضدّ آن شكستن عهد و میثاق مى‏ باشد، 51-صون و حفظ كردن خبر و به سمع دیگران نرساندن، ضدّ آن نمیمه و رساندن خبر به گوش دیگران مى ‏باشد، 52-برّ الوالدین و به پدر و مادر احسان كردن، ضدّ آن عاق والدین شدن مى ‏باشد، 53-حقیقت و عملى را مطابق با واقع انجام دادن، ضدّ آن ریاء و عملى را صورى به جاى آوردن است، 54-معروف و پسندیده، ضدّ آن منكر و قبیح مى ‏باشد، 55-پوشاندن و مخفى كردن، ضدّ آن تبرّج و اظهار كردن است، 56-تقیه و پنهان نمودن، ضدّ آن آشكار كردن است، 57-انصاف و به عدالت رفتار كردن، ضدّ آن حمیّت و ترك عدالت نمودن است، 58-پاكیزگى، ضدّ آن قذارت و آلودگى است، 59-حیاء و شرم داشتن، ضدّ آن خلع و پرده درى مى ‏باشد، 60-قصد و تعدّى نكردن، ضدّ آن تعدّى و تجاوز به حقوق دیگران مى‏ باشد، 61-راحتى و آرامش، ضدّ آن تعب و رنج مى ‏باشد.

62-سهولت و سادگى، ضدّ آن صعوبت و سختى است، 63-بركت، ضدّ آن محق یعنى زوال بركت مى ‏باشد،64-عافیت، ضدّ آن بلاء مى‏ باشد، 65-قوام و آنچه شى‏ء به آن وجود پیدا كند، ضدّ آن مكاثره و بسیار شدن را گویند، 66-حكمت، ضدّ آن هوى و سخن گفتن از روى خواهش نفس مى ‏باشد، 67-وقار و سنگینى، ضدّ آن خفّت و سبكى است، 68-سعادت، ضدّ آن شقاوت است، 69-توبه و بازگشت از گناه، ضدّ آن اصرار بر گناه مى‏ باشد، 70-استغفار و طلب آمرزش، ضدّ آن اغترار و مغرور واقع شدن است، 71-محافظت و سعى نمودن در نگهدارى، ضدّ آن تهاون و سستى كردن است، 72-دعاء و طلب، ضدّ آن استنكاف و خوددارى مى‏ باشد،73-نشاط، ضدّ آن كسالت و پكر بودن است، 74-فرح و شادى، ضدّ آن حزن مى ‏باشد، 75-الفت و انس، ضدّ آن جدایى است.

 

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

تمام این خصال و صفات كه جنود و یاوران عقل بوده در كسى جمع نمى‏ شوند مگر در نبىّ یا وصىّ و جانشین نبىّ یا مؤمنى كه حقّ تعالى قلبش را براى ایمان امتحان و آزموده باشد و امّا سایرین و بقیه دوستان ما برخى از این اوصاف جهل بپرهیزند چه آن كه در این صورت در درجه علیاء با انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام مقرون مى‏ گردند و باید توجّه داشت كه با معرفت پیدا كردن به عقل و جنود آن و دورى جستن از جهل و یاوران آن مى‏ توان به حقّ راه یافت و آن را درك كرد، خدا ما و شما را براى طاعت و انجام افعالى كه مورد رضایتش هست نگاه دارد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 59-سوره حـشر، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات