وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399



 تفسیر سوره بلد از آیه 7-1

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

لَا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ«1» وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ«2»وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ«3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ«4» أَیَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ«5» یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً«6» أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ«7» ﴿بلد/7-1﴾ 594

به نام خداوند بخشنده مهربان

به این شهر (مکّه) سوگند.(1) در حالی که تو در این شهر ساکن هستی.(2) به پدر،و فرزندی که پدیدآورد،سوگند.(3) همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.(4)آیا می پندارد که هرگز احدی بر او قدرت ندارد؟(5) می گوید : مال فراوانی تباه کردم(6) آیا گمان می کند احدی او را ندیده است(7)

نکته ها :

*در قرآن سه بار جمله «لَا أُقْسِمُ» به کار رفته است و اهل تفسیر آن را دو گونه معنا کرده اند.

گروهی حرف «لَا» را زائد دانسته و آن را(قسم میخورم) معنا کرده اند و گروهی آن را (سوگند نمیخورم) ترجمه کرده اند،به این معنا که مسئله به قدری روشن است که نیازی به سوگند خوردن نیست.

*منظور از «بلد»، مکّه است که قبل از اسلام هم مورد احترام بوده است.

مکّه حَرَم امن الهی و اولین خانه ای است که برای انسان قرار داده شد.

*جمله «وَ أَنْتَ حِلٌّ» چند گونه تفسیر شده است که یک معنی را در ترجمه آوردیم و معنای دوم آن است که مردم مکّه اهانت تو را در آن حلال می دانند، پس به شهری که اهانت تو راحلال می شمرند سوگند نمی خورم. [1] و معنای سوم آن است که دست تو در مورد این شهر باز است و در فتح مکّه هر تصمیمی که درباره مخالفان بخواهی می توانی بگیری.

**مطلب ذیل از تفسیر المیزان :

معناى دو آیه این است كه (هر چند قسم لازم ندارد ولى) سوگند میخورم به این شهر، شهرى كه تو در آن اقامت دارى، و این تعبیر توجه مى دهد به اینكه مكه به خاطر اقامت آن جناب در آن و تولّدش در آن شرافت یافته.

**مطلب ذیل از تفسیر مجمع البیان :

تو اى محمّد مقیم و ساكن به مكّه هستى و آن محلّ تو است و این به منظور آگاه کردن و اعلام است بر اینكه شرافت بلد به شرافت آنست كه تو به آن مقیم است (پیامبرى كه دعوت كننده بسوى توحید پروردگار و اخلاص بندگى اوست) و بیان اینست كه احترام و بزرگداشت مكّه براى اوست و خدا سوگند بمكّه خورده براى خاطر (پس شرافت مكه بواسطه) آن حضرت است و براى اینست كه آن حضرت در آن سكونت و اقامت دارد، چنانچه مدینه را طیّبه نامید براى اینكه آن شهر بحیات و ممات آن حضرت پاك شد.

*«کَبَدٍ» به معنای سختی و «لبد»به معنای پشم متراکم است.

البتّه بعضی کبد را به معنای راست قامت و معتدل گرفته اند.[2]

*اینکه انسان در دل رنج و سختی آفریده شده، یعنی کامیابی های دنیوی آمیخته با رنج و زحمت است. «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ»

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

دنیا خانه ای است که با سختی ها عجین شده است.«دارٌ بالبلاء محفوفه»[3]

*گرچه بعضی مفسران به مناسبت عبارت  «بِهذَا الْبَلَدِ» که مکّه است، مراد از «والِدٍ وَ ما وَلَدَ» را حضرت ابراهیم و فرزندش حضرت اسماعیل دانسته اند، ولی همانگونه که در تفسیر مجمع البیان آمده است، مراد از آن، حضرت آدم و اولیاء از نسل او است.

*در حدیث آمده است که گوینده این کلام «أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً» عمرو بن عبدود در جنگ خندق بوده که گفت :

سرمایه زیادی را در مبارزه با اسلام تباه کردم ولی موفق نشدم.[4]

پیام ها :

1- سرزمین ها می توانند دارای قداست باشند و شهر مکّه نیز از قدیم مورد احترام و سوگند بوده است. «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ»

2- تکرار گاهی نشانه عظمت و عنایت است. بِهذَا الْبَلَدِ... بِهذَا الْبَلَدِ

3- ارزش زمین ها به ارزش ساکنان آنهاست. «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» (سوگند به مکّه به خاطر حضور پیامبر)

4- در مقام فرزندی، دختر یا پسر تفاوتی ندارد. «وَ ما وَلَدَ»

5- زندگی بشر در متن مشقت ها و سختی ها قرار دارد. «فِی کَبَدٍ»

6- هر مالی که در مسیر حق صرف نشود مایه حسرت است. «أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً»

7- انسان تحت سیطره قدرت و علم الهی است. أَیَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ...

أَیَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ

8- نتیجه هر محاسبه ای که جای خدا در آن خالی باشد، پوچی و زیانکاری است. أَیَحْسَبُ... أَیَحْسَبُ

9- خود بزرگ بینی در برابر خدا چه معنایی دارد؟ «أَیَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ»

10- کسانی که در انفاق به راه درست نروند یا مصرف آنها نابجا باشد یا نیّتشان خالص نباشد و همراه با ریا و خودنمایی و دروغ باشد، در آینده شرمنده و پشیمان خواهند شد. «أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً»

 

[1] .این معنا در حدیثی در کتاب بحار،ج24،ص284 آمده است.

[2] - لسان العرب(به نقل از تفسیر راهنما).

[3] - .نهج البلاغه،خطبه 226.

[4] - تفسیر نور الثقلین.





نوع مطلب : 90-سوره بلـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


 تفسیر سوره بلد از آیه 16-8

أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ«8» وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ«9» وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ«10» فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ«11» وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَهُ«12» فَکُّ رَقَبَهٍ«13» أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ«14» یَتِیماً ذا مَقْرَبَهٍ«15» أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَهٍ«16»

 ﴿بلد/16-8﴾ 594

آیا برای او دو چشم قرار ندادیم.(8) و یک زبان و دو لب؟(9) و دو راه (خیر و شرّ) را به او نمایاندیم. (10) امّا او در آن گردنه سخت قدم نگذاشت.(11) و چه می دانی که آن گردنه چیست؟(12) آزاد کردن برده.(13) یا غذا دادن به روز گرسنگی.(14) به یتیمی خویشاوند(15) یا بینوایی خاک نشین(16)

نکته ها :

*«نجد» به معنای مکان بلند، در برابر«تهامه» به معنای گود است.

به فرموده امام صادق علیه السلام به راه خیر و شر، «نَجْدَیْنِ» می گویند. [5]

تشبیه راه خیر و شر به راهی که در ارتفاعات است، شاید برای آن باشد که پیمودن راه خیر بخاطر مبارزه با هوسها و پیمودن راه شر به علّت عواقب تلخ آن، همچون عبور از راه مرتفع است، و برای هر عاقلی مسئله خیر و شر مثل زمین بلند روشن و برجسته است.

*«عقبه» به معنای گردنه و گذرگاه باریک و سخت است و «اقتحام»به معنای خود را به سختی انداختن است.

*«مَسْغَبَةٍ» به معنای گرسنگی، «مَقْرَبَةٍ» به معنای خویشاوندی و «مَتْرَبَةٍ» از تراب به معنای خاک نشینی است.

*در حدیثی می خوانیم که امام رضا علیه السلام هنگام غذا خوردن، سینی بزرگی کنار سفره اش قرار می داد و از هر چه در سفره بود بهترینش را در آن می گذاشت و برای فقرا میفرستاد و آیه «أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ» را تلاوت کرده و می فرمودند :

خداوند می داند همه مردم توان آزاد کردن برده را ندارند، لذا راه دیگری را برای بهشت رفتن مردم باز کرد.[6]

*در آیه قبل خواندیم :

آیا انسان گمان می کند که احدی او را نمی بیند؟ در این آیه می فرماید:

آیا ما برای او دو چشم قرار ندادیم؟

چگونه انسان می بیند؟

ولی خیال می کند خدا او را نمی بیند؟

*خداوند برای چشم،چند محافظ قرار داده است:

جایگاه آن را در میان گودالی از استخوان ها قرار داده و چون چشم از پیه ساخته شده، آن را با اشک شور مخلوط کرده است تا فاسد نشود.

مژه، دربان و پلک، پوشش چشم است. ابرو، سایبان و خطوط پیشانی برای انحراف عرق به دو سوی صورت است.

هر شبانه روز ده ها هزار عکس رنگی می گیرد، بدون آنکه به فیلم و یا تنظیمِ خاصی نیاز داشته باشد. راستی آیا وجود دوربینی که از پیه ساخته شده و دهها سال عکسبرداری و فیلمبرداری می کند،نشانه قدرت معجزه گر الهی نیست؟!!

چشم، مظهر عاطفه و غضب و مظهر تعجب و ادب و مظهر زیبائی و عشق است.

چشم، رابط انسان با جهان خارج و زبان،وسیله ارتباط انسان با دیگر انسانها و بهترین و

ارزان ترین و ساده ترین و عمومی ترین وسیله مبادلات علمی و فرهنگی و اجتماعی است.

شاید تأکید قرآن بر دو چشم، به خاطر آن باشد که تخمین مسافت و فاصله و عمق اشیاء با یک چشم امکان پذیر نیست.

بگذریم که چشم نقش ویژه ای در زیبائی افراد دارد و یکی از راه های شناحت افراد است.

اگر گوش یا دهان افراد پوشیده باشد به راحتی می توان آنان را شناخت در حالی که اگر چشم بسته باشد،شناخته نمی شوند.

چشم، دریچه دل و عشق است.

شاعر می گوید :

زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

 

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

*چشم، راه نفوذ در دیگران است. تفاوت شاگردی که استاد را ببیند و در چشم او نگاه کند با شاگردی که از طریق بلندگو یا نوار سخنی را بشنود،بسیار است.

*زبان و لب، با هم کلمه را می سازند و بدون همکاری آنها بسیاری از حروف ساخته نمیشوند.

انواع زبان ها و لهجه ها،از آثار قدرت خداست. انسان در آفریدن کلمات و جملات محدودیّتی ندارد.

زبان همچنین وسیله چشیدن و تشخیص مزّه هاست.

جالب آنکه هر گوشه ای از زبان برای تشخیص نوعی از مزه هاست و با قدرت الهی مقدار آبی که نیاز دارد در درون دهان تولید می شود، زبان غذا را به زیر دندان ها هل می دهد بدون آنکه خودش آسیب ببیند، زبان لقمه ها را بازرسی میکند که اگر استخوان و یا موئی در آن باشد شناسائی کند و در پایان، دهان را جاروب می نماید.

از طریق همین شکاف ساده ای که ما آن را لب می نامیم، مکیدن، فوت کردن، جویدن، چشیدن و سخن گفتن صورت می گیرد.

چشم و زبان و لب،هم می توانند ابزار خیر باشند و هم ابزار شرّ، لذا خداوند هر دو راه را به ما نشان داده است.

*نجات دیگران از فقر و اسارت، لازم است، حتّی اگر کافر باشند.

لذا در آیه، شرط آزاد کردن برده و سیر کردن فقیر، ایمان داشتن برده و فقیر نیست.

*شرایط زمانی و مکانی و خصوصیات افراد ارزش کارها را تغییر می دهد:

اطعام ارزش دارد، ولی در زمان قحطی ارزش بیشتری دارد. «فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ»

یتیم نوازی با ارزش است، ولی یتیمی که فامیل باشد اولویّت بیشتری دارد. «ذا مَقْرَبَهٍ»

رسیدگی به فقرا مهم است،به خصوص آنانکه از شدّت فقر خاک نشین هستند. «ذا مَتْرَبَهٍ»

*دل کندن از مال به نفع فقرا همچون عبور از گردنه هاست، و راه بهشت از میان این گردنه ها می گذرد.

*شاید بتوان برای این آیات، مصادیق معنوی در نظر گرفت و گفت : مراد از «فَکُّ رَقَبَةٍ» آزاد کردن مردم از آتش دوزخ، با هدایت است و مراد از اطعام «أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ» اطعام روحی نیازمندان به وسیله تعلیم و ارشاد است و مراد از «یَتِیماً ذا مَقْرَبَهٍ» ایتام آل محمّد صلی الله علیه و آله هستند و مراد از «مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَهٍ»، نیازمندان به هدایت هستند.

ناگفته نماند که برای تأکید این معانی، در حدیث می خوانیم : مراد از آیه «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ» [7] نظر به علمی است که انسان می آموزد که طعام معنوی است.[8]

*در حدیثی می خوانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «عتق رقبه» آن است که شخصی خودش به تنهائی برده ای را آزاد کند، ولی «فکّ رقبه» آن است که به آزاد کردن برده ای کمک کند.[9]

پیام ها :

1- بهترین راه خداشناسی، دقّت و مطالعه در آفریده های حکیمانه خداوند است.أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ...

2- با سؤال های مناسب، وجدان های خفته را بیدار کنید. أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ...

3- همه انسانها از طریق عقل یا فطرت یا راهنمایی انبیا و اوصیا و علما، خیر و شر را می شناسند. «هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ»

4- انجام وظیفه و تکلیف،همچون عبور از گردنه است. «الْعَقَبَهَ»

5- افراد مرفّه و راحت طلب که از انجام کار و پذیرش مسئولیّت فرار می کنند، مورد انتقاد قرآن اند. «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ»

6- انسان، مسائل معنوی را بدون هشدارهای الهی درک نمی کند. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَهُ»

7- آزاد سازی بردگان و اسیران در رأس کارهای خیر است. «فَکُّ رَقَبَهٍ»

8- همیشه کلی گویی مفید نیست، گاهی باید نمونه ها و مصادیق را نام برد. فَکُّ رَقَبَهٍ... إِطْعامٌ

9- برای تحریک عواطف مردم و بیدارسازی وجدانها دردها را مطرح کنید.

مَسْغَبَةٍ... مَقْرَبَةٍ... مَتْرَبَةٍ

10- برای تشویق مردم به کارهای خیر، ابتدا الطاف خدا را یادآور شوید. «عَیْنَیْنِ-لِساناً وَ شَفَتَیْنِ/یَتِیماً ذا مَقْرَبَهٍ»

11- اسلام به مسائل مادی طبقه محروم و لزوم حل مشکلات آنان تأکید و اصرار دارد. «یَتِیماً مِسْکِیناً»

12- سرمایه ها خرج می شود ولی مهم مسیر خرج است. أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً... فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ... فَکُّ رَقَبَهٍ... أَوْ إِطْعامٌ...


[5] - .کافی،ج1،ص163.

[6] - تفسیر نور الثقلین.

[7] - عبس،24.

[8] - تفسیر اطیب البیان.

[9] - تفسیر مجمع البیان.





نوع مطلب : 589-594، 90-سوره بلـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

فضیلت و خواص سوره بلد

594

نودمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 20 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت شده است :

هر کس در نمازهای واجب خود سوره بلد را قرائت کند در دنیا به صالح بودن معروف میشود  و در آخرت به اینکه نزد خداوند جایگاهی ویژه دارد شهرت می یابد و در روز قیامت از همراهان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و شهیدان و صالحان خواهد بود. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیز فرموده اند:

هر کس سوره بلد را قرائت نماید خداوند او را از غضب خود در روز قیامت ایمن می دارد. و از گردنه های سخت سفر آخرت نجات می یابد.(2)

آثار و برکات سوره

1) ایمنی نوزاد

هر کس این سوره را بنویسد و بر طفل یا نوزادی که تازه به دنیا آمده بیاویزد از چیزهایی که کودکان به آن دچار می شوند ایمنی می یابد.

و از گریه زیاد بچه ها نجات می بخشد.(3)

2) درمان بیماری های تنفسی

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

و اگر آب نوشته سوره بلد را استنشاق کند و با بینی بالا بکشد دردهای مجرای تنفسی را بهبود می بخشد.(4)

 (1) ثواب الاعمال، ص123

(2) تفسیرالبرهان، ج5، ص659

(3) همان

(4) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 90-سوره بلـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

سیمای سوره بلد

594

سوره بلد،بیست آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آیه اول است و مراد از «بلد»، شهر مکّه است که مورد سوگند خداوند قرار گرفته است.

سوره با سوگند آغاز شده و با اشاره به نظام توالد و تناسل انسان، زندگی این دنیا را همراه با تلاش و زحمت معرّفی می کند.

آنگاه انسان های غافل و مغرور را مورد سرزنش قرار داده و به نعمت های با ارزشی که خداوند به انسان عطا کرده اشاره نموده و راه سپاس از این نعمت ها را رسیدگی به محرومان و خدمت به یتیمان بیان می دارد.

البتّه در برابر این نعمت ها، انسان ها دو گروه می شوند، گروهی سپاس گزار که عاقبتی میمون و مبارک دارند و گروهی کفران پیشه که پایانی شوم و سخت در انتظار آنهاست.





نوع مطلب : 90-سوره بلـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



آیه ای که ‌موجب تأثر شدید پیامیر اکرم 

صلّی الله علیه و آله و سلّم شد


همة آیات عذاب، پیامبر اعظم(ص) را متأثر می‌کرد، بخصوص آیه 23 سوره‌ فجر كه می‌فرماید:

و‍َ جیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَكَّرُ الإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّكری ﴿فجر/23﴾ 593

در تفسیر شریف مجمع البیان (ج10، تحقیق علامه شعرانی، ص 487) ذیل این آیه حدیثی به این مضمون آمده است: هنگامی که این آیه نازل شد، حال پیامبر(ص) دگرگون شد تا آنجا که آثار آن در چهره‌اش نمایان گشت.

اصحاب از مشاهده وضعیت پیامبر(ص) سخت نگران شدند و برخی از آنان نزد علی _علیه‌السلام_ رفته، عرض کردند امر مهمّی رخ داده که این آثار را در پیامبر مشاهده کردیم؟ علی -علیه‌السلام- به سوی آن حضرت شتافت و آن حضرت را از پشت سر در بغل گرفت و میان دو کتفش را بوسید و عرض کرد: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت باد امروز چه رخ داده است [که اینگونه متأثر شده‌اید]؟

آن حضرت فرمود: فرشته وحی آمد واین آیه شریفه را بر من تلاوت کرد؛

از او پرسیدم جهنم چگونه آورده می‌شود؟ جبرئیل گفت: هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار ذمام(دیوان رسیدگی به دعاوی) او را می‌کشند و جهنم سرکشی می‌کند، به‌گونه‌ای که اگر رهایش کنند همه اهل محشر را می‌سوزاند.

من متوجه جهنم می‌شوم و جهنم می‌گوید:

ای محمد، مرا با تو کاری نیست؛ زیرا خدا گوشت ترا بر من حرام کرده است. پس کسی در صحرای محشر نمی‌ماند مگر آنکه می‌گوید: [خداوندا نجات ده] خودم را، خودم را، و من می‌گویم امتم را، امتم را .





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 89-سوره فجر، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


تفسیر سوره فجر از آیه 14-1


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وَالْفَجْرِ«1» وَ لَیالٍ عَشْرٍ«2» وَالشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ«3» وَاللَّیْلِ إِذا یَسْرِ«4» هَلْ فِی ذلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ«5» ﴿فجر/5-1﴾ 593

به نام خداوند بخشنده مهربان

به سپیده دم سوگند. ﴿1 به شبهای ده گانه سوگند. ﴿2به زوج و فرد سوگند. ﴿3به شب سوگند آنگاه که سپری شود. ﴿4

آیا (در این سوگندها) برای اهل خرد،سوگندی مهم نیست؟﴿5

نکته ها :

*«فجر» به معنای شکافتن است و مراد از آن، شکافتن تاریکی با سپیده دم است که زمان مقدّس و با ارزشی است و در آن هنگام، جنبنده ها به تکاپو می افتند و صبح و روز تازه ای را آغاز می کنند.

در حدیثی مراد از فجر را حضرت مهدی علیه السلام دانسته «الفجر هو القائم علیه السلام» که شب تاریک ظلم و فساد، به صبح قیام آن حضرت برچیده خواهد شد. [1]

*«حِجْرٍ» به معنای منع و مراد از آن عقل است که انسان را از کار خلاف منع می کند.

چنانکه «محجور»به معنای ممنوع التصرف است.

*در روایات، برای «شفع» به معنای زوج و «وتر» به معنای فرد، مصادیق زیادی گفته شده است، از جمله اینکه مراد از وتر، روز نهم ذی الحجه(روز عرفه)و مراد از شفع روز دهم

ذی الحجه (عید قربان) است و یا مراد از شفع، دو کوه صفا و مروه است و مراد از وتر، کعبه که یکی است.

و یا مراد از وتر، خداوند یکتا و مراد از شفع، مخلوقات اند که همه جفت و زوج هستند،

یا مراد نماز مستحبّی شفع و وتر است که در سحر خوانده می شود و یا مراد از شفع، روز نهم و دهم ذی الحجه و وتر،شب مشعر است[2]

*زمان خیلی ارزشمند و بلکه مقدّس است و نباید آن را بیهوده از دست دهیم.

خداوند به تمام بخشهای زمان سوگند یاد کرده است؛

«وَالصُّبْحِ»[3]به صبح سوگند،

«وَ الضُّحی»[4]به چاشت سوگند،

«وَالنَّهارِ» [5]به روز سوگند،

«وَالْعَصْرِ»[6]به عصر سوگند.

جالب آنکه به سحر سه بار سوگند یاد کرده است :

«وَاللَّیْلِ إِذا یَسْرِ»[7]، به شب سوگند آنگاه که سپری شود.

«وَاللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ»[8]، و سوگند به شب هنگامی که [روی می آورد، و زمانی که] می رود 

«وَاللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ»[9] (به شب سوگند آنگاه که رو به آخر می رود، یعنی به هنگام سحر سوگند.)

*مراد از «لَیالٍ عَشْرٍ»، یا ده شب آخر ماه مبارک رمضان است که شب های قدر در آن قرار گرفته و یا ده شب اول ماه ذی الحجه است که روز عرفه و عید قربان را شامل می شود.

پیام ها :

1- زمان، مقدّس و قابل سوگند است. «وَالْفَجْرِ»

2- بعضی ایام از قداست ویژه ای برخوردار است. «وَ لَیالٍ عَشْرٍ»

3- ساعات پایان شب که سالکان در آن سیر معنوی دارند، از قداست خاصّی برخوردار است. «وَاللَّیْلِ إِذا یَسْرِ»

4- مخاطبان قرآن، اهل خردند. «لِذِی حِجْرٍ»

*****

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ«6» إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ«7» اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ«8» وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ«9» وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ«10» اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ«11» فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسادَ«12» فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ«13» إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ«14» ﴿فجر/14-6﴾ 593                                

آیا ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟﴿6(همان قوم) ارم، (شهری) که دارای بناهای ستون دار بود. ﴿7 (بناهایی) که مانندش در دیگر شهرها ساخته نشده بود. ﴿8

و با قوم ثمود که در وادی خود تخته سنگها را (برای ساختن خانه) می بریدند. ﴿9 و با فرعون،صاحب قدرت و سپاه عظیم. ﴿10

آنها که در شهرها طغیانگری کردند. ﴿11 و در آن، فساد و تباهی افزودند. ﴿12 پس پروردگارت تازیانه عذاب بر آنان فرود آورد. ﴿13 همانا پروردگارت در کمینگاه است. ﴿14



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 589-594، 89-سوره فجر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



تفسیر سوره فجر از آیه 15 تا پایان سوره


فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ«15» وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ«16» کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ«17» وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ«18» وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّا«19» وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا«20» ﴿فجر/20-15﴾ 593

امّا انسان،(طبعش چنین است که) هرگاه پروردگارش او را بیازماید و گرامیش داشته و نعمتش دهد، (مغرور گشته و)  میگوید : پروردگارم مرا گرامی داشته است. ﴿15 ولی هرگاه او را بیازماید و روزی او را تنگ سازد، می گوید : پروردگارم مرا خوار کرده است. ﴿16 این چنین نیست؛ بلکه شما یتیم را گرامی نمیدارید. ﴿17 و یکدیگر را بر اطعام بینوایان ترغیب نمی کنید. ﴿18 و میراث را (به حق و ناحق) یکجا می خورید. ﴿19﴾ و مال را، بسیار دوست میدارید. ﴿20

نکته ها :

*«أَکْلاً لَمًّا» یعنی یکجا خوردن، بدون دقت در این که حلال است یا حرام و آیا مال دیگران به آن اضافه شده یا نه. «لَمًّا» مصدر«لممت»به معنای جمع و ضمیمه کردن است.

*«جَمًّا» به معنای زیاد و انباشته است.

* رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :

من و هر کسی که یتیمی را تحت تکفّل خود قرار دهد، در بهشت در کنار هم هستیم[12]

*یکی از سنّت ها و برنامه های قطعی خداوند، آزمایش مردم است؛ البتّه نه برای شناختن، بلکه برای ظهور خصلت ها و بروز تلاش ها تا بر اساس آن اجر و پاداش دهد.

آزمایش های الهی گوناگون است، گاهی با رفاه و ثروت انسان را آزمایش می کند و گاهی با تنگدستی و مشکلات.

ولی انسان عجول که از آزمایش الهی و اهداف آن غافل است، دست به قضاوت ها و تحلیل ها و تفسیرهای غلط زده و از خداوند گلایه می کند.

پیام ها :

1- آزمایشهای الهی، جلوه ای از در کمین بودن پروردگار نسبت به انسان است.

إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ/ فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ ...

2- آزمایش، وسیله تربیت و رشد انسان است. «الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ»

3- دریافت های انسان بر اساس لطف اوست نه استحقاق ما.پس گرفتار غرور و عجب نشده و از آزمایش غفلت نکنید. «فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ»

4- نه فقر نشانه اهانت است و نه دارایی نشانه کرامت؛ بلکه هر دو وسیله آزمایش است. اِبْتَلاهُ... فَأَکْرَمَهُ/ اِبْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ

5- مهمتر از جسم یتیم روح اوست که باید گرامی داشته شود. «تُکْرِمُونَ»

6- کمبودهای روحی را با احترام و محبت جبران کنید. (اولین انتظار یتیمان احترام به شخصیّت آنان است) «تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ»

7- در مورد کارهای خداوند، قضاوت نابجا نکنید. دلیل تنگی رزق را بی اعتنائی خداوند نپندازید، بلکه نتیجه عملکرد خودتان بدانید. «کَلاّ بَلْ لَا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ»

8- احسان به دیگران، در رزق و روزی انسان نقش مهمی دارد. «لَا تُکْرِمُونَ/ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ»

9- بینوایان نباید گرسنه بمانند.

با انفاق خود، با تشویق دیگران باید به آنان رسیدگی کرد. «تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ»

10- در درآمدهای خود دقّت کنید؛ هر نانی مصرف کردنی نیست. «أَکْلاً لَمًّا»

11- علاقه به مال فطری است، آنچه مذموم است، علاقه شدید است «حُبًّا جَمًّا»

12- تکریم خداوند از شما، باید سبب تکریم شما از یتیمان باشد. فَأَکْرَمَهُ.../ لا تُکْرِمُونَ

*****

کَلاّ إِذا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا«21» وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا«22» وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّکْری«23» یَقُولُ یالَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی«24» فَیَوْمَئِذٍ لَا یُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ«25» وَ لَا یُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ«26» ﴿فجر/26-21﴾ 594-593

چنان نیست، (که می پندارید،بلکه) آنگاه که زمین به شدّت درهم کوبیده شود. ﴿21﴾ و (فرمان) پروردگارت با فرشتگان صف در صف 

فرا رسد. ﴿22در آن روز دوزخ را حاضر کنند،در آن روز انسان متذکّر شود ولی این تذکّر چه سودی برایش دارد؟﴿23﴾ (در آن روز انسان) می گوید : ای کاش برای زندگی (امروز) چیزی از پیش فرستاده بودم. ﴿24 پس در آن روز، هیچکس به مانند عذاب او، عذاب نکند. ﴿25 و هیچکس،چون به بند کشیدن او،در بند نکشد. ﴿26



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 89-سوره فجر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

فضیلت و خواص سوره فجر

593

هشتاد و نهمین سوره قران کریم است که مکی  و دارای 30 آیه است.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام نقل شده است :

فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید.

زیرا این سوره، سوره امام حسین علیه السلام است.

هر کس این سوره را قرائت نماید در روز قیامت در درجه همراهان امام حسین علیه السّلام بوده و با ایشان خواهد بود.(1)

ابو اسامه می گوید : من در مجلسی که امام صادق علیه السلام این حدیث را فرمود حاضر بودم از ایشان پرسید م:  چگونه این سوره مخصوص امام حسین علیه السلام شد؟

فرمودند :

آیا این آیه را نشنیده ای؟  

یا ایتها النفس المطمئنة، ارجعی الی...

منظور از نفس مطمئنه امام حسین علیه السلام است.(2)

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است :

هر کس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذی الحجه قرائت نماید، گناهانش بخشیده می شود و اگر در غیر این ایام خوانده شود مایه نورانیّت او در قیامت می گردد. (3)

 

آثار و برکات سوره

1) فرزند دار شدن

هر کس آن را بنویسد و با خود همراه داشته باشد و با همسر خود همبستر شود خداوند فرزندی را که نور چشم او باشد به او عطا میکند.(4)

آورده اند که 11 بار خواندن سوره فجر پیش ار انعقاد نطفه برای پسر دار شدن مفید است.(5)

2) در پناه خدا قرار گرفتن

امام صادق علیه السلام فرموده اند :

هر کس هنگام طلوع فجر سوره فجر را بخواند تا فجر روز بعد در امان خدا خواهد بود.(6)

 (1) ثواب الاعمال، ص123

(2) بحارالانوار، ج24، ص93

(3) مجمع البیان، ج10، ص341

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص649

(5) المصباح کفعمی، ص460

(6) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

 

 






نوع مطلب : 89-سوره فجر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

سیمای سوره فجر

593

این سوره سی آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام آن برگرفته از آیه اول و به معنای سپیده دم است.

همانند دیگر سوره های مکّی، آیات آن، کوتاه و کوبنده و انذار دهنده است.

این سوره بخش های متعددی دارد که با سوگند به زمان هایی همچون شب، سحر و سپیده دم آغاز می شود و با اشاره به سرگذشت اقوامی طغیان گر و سرکش ادامه می یابد.

سنّت آزمایش و ابتلا از سوی خداوند و عکس العمل های متفاوت انسان در برابر آن و همچنین حضور انسان در دادگاه قیامت و اظهار حسرت و پشیمانیِ ناپاکان و ابراز خشنودی در رضایتِ پاکان، ادامه آیات این سوره را تشکیل می دهد.






نوع مطلب : 89-سوره فجر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399




 تفسیر سوره اعلی از آیه 7-1 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی«1» اَلَّذِی خَلَقَ فَسَوّی«2» وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدی«3» وَ الَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعی«4» فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی«5» 

﴿اعلی/5-1﴾ 591

نام پروردگار بلندمرتبه ات را به پاکی یاد کن* همان که آفرید و سامان بخشید* و آنکه(هر چیز را)اندازه ای نهاد و هدایت کرد* آنکه(گیاه)چراگاه را رویانید* و سرانجام آن را خشک و تیره کرد.

نکته ها :

*تسبیحِ نام خدا،یعنی نه فقط برای ذات خداوند، شریک قائل نشویم، بلکه حتّی برای نام او نیز شریک نیاوریم و نام دیگران را هم ردیف نام خداوند قرار ندهیم.

چنانکه برخی گروه های التقاطی می گفتند : «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران»

*در قرآن و حدیث نشانه های زیادی است که اسلام به محترم شمردن نام های مقدّس عنایت دارد.

چنانکه در این سوره می فرماید :

علاوه بر تسبیح ذات، اسم پروردگار را هم باید منزه بدانی.

در جای دیگر می فرماید :

نام پیامبر را مثل نام های خودتان ساده نبرید:

«لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» [2]

در جای دیگر می فرماید : چرا فرشتگان را به نام زن می خوانند : «لَیُسَمُّونَ الْمَلائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثی»[3]

و پیامبر اسلام نام های نامناسب یاران را تغییر می دادند.

*مسئله آفرینش و هدایت، در آیه پنجاه سوره طه نیز آمده است، آنجا که فرعون از حضرت موسی علیه السلام پرسید :

پروردگار شما کیست؟

گفت: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی»

ناگفته پیداست که مراد از این هدایت، هدایت تکوینی است که خداوند در موجودات قرار داده است.

مثلًا ساختمان بدن مادر را بگونه ای هدایت کرد که شیر تولید کند و نوزاد را هدایت کرد که به سراغ سینه مادر رفته و شیر بمکد.

هدایت تکوینی موجودات با مرور زمان بهتر فهمیده می شود.

همین امر است که هزاران دانشمند را به تحقیق وا داشته که چگونه پرندگان یا ماهی ها حتّی اگر صدها کیلومتر از جای خود دور شوند باز به محل خود بر می گردند.

هدایت الهی در هر موجودی چیزی قرار داده که او را به راه تکامل خود پیش می برد.

ذرّات خاک میوه می شود، میوه نطفه و سپس انسان، دوباره جسم انسان، خاک می شود.

*«سوی»به معنای نظام بخشیدن است.

از نظام کهکشانها گرفته تا نظام حاکم بر یک حشره ذرّه بینی.

*«غُثاءً» یعنی گیاه خشک و خاشاک

*«أَحْوَی» به معنای سبزی است که رو به سیاهی باشد.

*حتّی یک برگ کوچک و خاشاک ناچیز هم به حال خود رها شده نیست.

سبزه زاری که در دید ما خشک و تیره می شود، در نظام هدایت الهی است، زیرا همان برگهای خشکیده به ماده دیگری تبدیل می شود که برای قوت و قوّت زمین و درخت لازم است یا در شرایط انبوه تبدیل به زغال سنگ شده و یا آثار مفید دیگری در خاک دارد.

پیام ها :

1- نام خداوند مقدّس است.از هرگونه بی احترامی به نام او پرهیز کنید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

2- اوصاف ناشایست را در کنار نام خدا قرار ندهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

3- نام های اختصاصی خداوند را بر دیگران ننهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

4- تسبیح او سبب رشد و پرورش شما است. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

5- مسئولیّت شرک زدایی در درجه اول به دوش رهبر آسمانی و سپس بر عهده همه مؤمنان است. «سَبِّحِ»

6- توحید کامل در پرتو تنزیه ذات و تسبیح نام اوست. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

7- خداوند، از هرچه گفته و نوشته و تصور شود، برتر است.

او در همه کمالات برتر است. «رَبِّکَ الْأَعْلَی»

8- خداوند، فقط خالق نیست، بلکه علاوه بر آن نظام بخش هستی و موجودات نیز می باشد. «خَلَقَ فَسَوّی»

9- ظرفیّت و هدایت موجودات، دلیل بر هدفمندی آفرینش است. «قَدَّرَ فَهَدی»

10- فرمان های الهی همراه با حکمت و دلیل است.

نام خدا را تسبیح کن، زیرا او اعلی است، آفرید و سامان داد و هدایت کرد سَبِّحِ... اَلْأَعْلَی، خَلَقَ فَسَوّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی

11- هدایت تکوینی آفریده ها در چهره های مختلفی است، گاهی سبز و گاهی خشک ولی هر دو در مدار هدایت است. «أَخْرَجَ الْمَرْعی فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی»

*****

سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی«6» إِلاّ ما شاءَ اللّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما یَخْفی«7» 

﴿اعلی/7-6﴾ 591

ما تو را به قرائت درست وامی داریم، پس فراموش نخواهی کردمگر آنچه خدا بخواهد که او بی گمان آشکار و نهان را می داند*

نکته ها :

*«سَنُقْرِئُکَ» از ریشه«قرء» و باب افعال است. «اقراء»در لغت یعنی آنکه قاری بخواند و استاد گوش بدهد و غلطهای او را تصحیح کند، امّا در مورد پیامبر گرامی اسلام،«اِقراء» یعنی ما قدرتی به تو می دهیم که قرآن را بدون کم و کاست و درست بخوانی و آنچه را به تو نازل شده، فراموش نکنی.[4] «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی»

*جمله «إِلاّ ما شاءَ اللّهُ» استثنایی است که به منظور بیان قدرت مطلقه الهی آمده است تا بفهماند که خداوند قادر است حتّی بعد از دادن این قدرت، می تواند پیامبر را گرفتار فراموشی کند.

(چنانکه درباره بهشتیان می فرماید : بهشت برای آنان جاودانه است و عطای خداوند نسبت به آنان قطع و گسسته نمی شود،ولی باز هم میان کلمه «خالِدِینَ» و «عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ» می فرماید: «إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ»[5]

مگر اینکه پروردگارت بخواهد آنان را از بهشت بیرون و لطفش را قطع کند و این بخاطر آن است که بگوید دست خدا بسته نیست.)

پیام ها :

1- آفرینش هستی و هدایت تکوینی آن، مقدّمه هدایت تشریعی و معنوی انسانهاست. «سَنُقْرِئُکَ» (خدایی که گیاه را از درون خاک بیرون میکشد، چگونه استعدادهای معنوی انسان را بروز ندهد؟ «سَنُقْرِئُکَ»)

2- پیامبر که هر چه دارد از وحی است، نگران فراموش کردن آن در آینده بود که خداوند به او وعده عدم فراموشی داد. «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی»

3- رسول خدا صلی الله علیه و آله از هرگونه نسیان،مصون است. «فَلا تَنْسی»

4- پیامبر، حافظ کل قرآن بود. «فَلا تَنْسی» (یکی از معجزات پیامبر اکرم این بود که با یکبار شنیدن برای همیشه حتّی آیات طولانی را به یاد داشت).

5- دست خدا بسته نیست و می تواند آنچه میدهد پس بگیرد. «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی إِلاّ ما شاءَ اللّهُ»

6- گرچه خداوند هرگز خُلف وعده نمی کند «وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ»[6]ولی معنای وعده های الهی مجبور بودن خداوند نیست. «فَلا تَنْسی إِلاّ ماشاءَاللّهُ»

7- اراده الهی حکیمانه و عالمانه است. إِلاّ ماشاءَاللّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ...

8- اقتضای بعضی از امور آن است که پنهان باشد. «ما یَخْفی»(کلمه «یَخْفی» در قالب فعل مضارع بیانگر آن است که مخفی بودن بعضی امور،مقتضای طبیعت آنهاست.)


[2] .نور،63.

[3] - نجم،27.

[4] - تفسیر المیزان.

[5] هود،108.

[6] - .حج،47.





نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



 تفسیر سوره اعلی از آیه 8 تا پایان سوره 


وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری«8» فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری«9» سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی«10» وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی«11» اَلَّذِی یَصْلَی النّارَ الْکُبْری«12» ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی«13» ﴿اعلی/13-8﴾ 591

و ما تو را برای آسانترین(راه دعوت)آماده میسازیم*پس تذکّر بده، (البتّه)اگر تذکّر مفید افتد* هر کس خشیت الهی داشته باشد، بزودی پند گیرد* و بدبخت ترین افراد از آن دوری کند* همان کس که به آتش بزرگ درافتد* پس در آنجا نه بمیرد و نه زندگانی کند*

نکته ها :

*حضرت موسی برای موفقیّت در انجام تبلیغ، دو چیز از خدا خواست، یکی سعه صدر و یکی آسان شدن امر رسالت :

«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی» [7] خداوند این دو امر را بدون درخواست،به پیامبر اسلام عطا فرمود.

چنانکه درباره سعه صدر فرمود: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» [8] و درباره آسان شدن امر دعوت در این آیه می فرماید: «وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری».[9]

*مراد از «نُیَسِّرُکَ» آن است که ای پیامبر! نفس شریف تو را با خلق عظیم و سعه صدر و صفا و سادگی، چنان مهیّا می کنیم که بتواند وظیفه رسالت را به آسانی و به بهترین طریق انجام دهد. کاری می کنیم که تو خود راه آسان را انتخاب کنی که همان راه فطرت است.[10]

شرائط تذکّر و موعظه :

الف : شرط موعظه، آمادگی واعظ است. نُیَسِّرُکَ... فَذَکِّرْ

ب : تذکّر و موعظه باید بر اساس قرآن باشد. سَنُقْرِئُکَ... فَذَکِّرْ

ج : واعظ باید خود اهل غفلت و نسیان نباشد.  فَلا تَنْسی... فَذَکِّرْ

د : واعظی موفّق است که به امدادهای الهی امیدوار باشد. سَنُقْرِئُکَ... نُیَسِّرُکَ... فَذَکِّرْ

پیام ها :

1- تبلیغ دین و دعوت مردم به سوی خدا، مشکلات و سختی های فراوانی در پیش دارد که خداوند وعده داده است، مبلّغ دین را یاری دهد و تحمّل سختی ها را بر او آسان سازد. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری»

2- به هر کس مأموریّتی می دهید، گره کارش را باز کنید. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری فَذَکِّرْ»

3- تسبیح ما مقدّمه کار گشایی خداوند است. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ... نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری

4- نزول وحی برای تذکّر به مردم است.

سَنُقْرِئُکَ... فَذَکِّرْ

5- شرط تذکّر، پند پذیری است و پیامبر نسبت به افراد پندناپذیر مسئولیّتی ندارد. «فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری»

6- تنها افراد خداترس تذکّر را می پذیرند. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی»

7- پنددادن افراد خداترس آسان تر است. نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری... سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی

8- به مُبلّغ باید دلداری داد که کارش بیهوده نیست. فَذَکِّرْ... سَیَذَّکَّرُ...

9- مُبلّغ نباید توقّع تأثیر فوری داشته باشد. «سَیَذَّکَّرُ»

10- مشکل کفّار دوری خود آنان از قرآن و پیامبر است، نه آنکه در این دو عنصر پاک، ضعف یا نقصی باشد. «یَتَجَنَّبُهَا»

11- قرآن میزان است.

*پندپذیر آن مدال «یَخْشی» می گیرد، «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی»

*پندناپذیر آن لقب«اشقی» دریافت می کند. «وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

12- دوری از پند و پیام قرآن، مایه شقاوت است. «یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

13- سیره دائمی تیره بختان دوری از پند است. «یَتَجَنَّبُهَا» در قالب مضارع برای معنای استمرار و دوام است.

14- بدبخت ترین مردم کسی است که خشیت الهی ندارد.«اشقی»در برابر «یَخْشی» قرار گرفته است.

15- توقّع اصلاح همه مردم را نداشته باشید. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

16- عامل پذیرش و عدم پذیرش در درون خود انسان است. یَخْشی...اشقی

17- کیفر به مقدار خباثت است.«اشقی- اَلنّارَ الْکُبْری»

18- دوزخ برای گروهی ابدی و همیشگی است. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»

19- خلود در دوزخ، طبیعت دوزخیان را تغییر نمیدهد که دیگر از آتش رنج نبرند، بلکه دائما در شکنجه هستند. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»

*****

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی«14» وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی«15» ﴿اعلی/15-14﴾ 591

به راستی رستگار شد، آن کس که خود را (از پلیدی ها) پاک گردانید* و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گذارد*

نکته ها :

*تزکیه، آن است که فکر از عقاید فاسد و نفس از اخلاق فاسد و اعضاء از رفتار فاسد، پاک شود و زکات پاک کردن روح از حرص و بخل و مال از حقوق محرومان است.

*در مکتب انبیا، رستگاران پاکان هستند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» ولی در مکتب طاغوتیان، رستگاران زورمندانند.

فرعون می گفت:هر کس پیروز شود رستگار است. «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» [11]

*در قرآن رستگاری قطعی، هم برای مؤمنان آمده: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»[12] و هم برای کسانی که خود را تزکیه کرده اند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» پس مؤمن واقعی همان کسانی هستند که خود را تزکیه کرده باشند.

پیام ها :

1- قرآن در پایان برخی آیات می فرماید: امید است رستگار شوید. «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» زیرا کار خیر از افرادی که تزکیه نکرده اند، با ریا و غرور و گناه و منّت گذاری محو می شود.

ولی درباره تزکیه شدگان می فرماید : قطعاً رستگارند. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی»

2- تزکیه خود به خود حاصل نمی شود،باید به سراغ آن رفت. «تَزَکّی»

3- تزکیه بدون نماز و عبادت نمی شود. «تَزَکّی ، ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی»

*****

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا«16» وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی«17» إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی«18»  صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی«19» 

﴿اعلی/19-16591-592

ولی شما زندگی دنیا را ترجیح می دهید* و حال آنکه آخرت بهتر و ماندگارتر است* این سخن در کتب آسمانی پیشین نیز آمده است* کتاب های ابراهیم و موسی*



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ 

﴿جمعه/2 553

اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.


قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى ﴿اعلی/14 591

بی تردید کسی که خود را [از زشتی های باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا ﴿٢ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا ﴿٣ وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿٤﴾ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿٥ وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿٦ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨ 

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9

 ﴿شمس/9-1﴾ 595


به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش (1) و به ماه هنگامی که از پی آن برآید (2)  و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند (3) و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد  (4)و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد (5) و به زمین و آنکه آن را گستراند  (6) و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، (7) پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او 

الهام کرد(8)

بی تردید کسی که نفس را از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد(9)


****************



راههای تزکیه نفس و خود سازی

از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد.

 در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است.

تزکیه در اصل از ماده “زکو” و به معنای تطهیر نفس و مال، صلاح، تقوا، زمین پاک، مدح و ستایش و تنزیه خویش میباشد. [1] 

در اصطلاح اخلاق و عرفان، عبارت است از تطهیر و پاک سازی نفس از اخلاق ناپسند و آلودگی های اخلاقی، به منظور گام برداشتن درجهت فضائل اخلاقی که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی در دنیا و آخرت می شود. [2] 

تزکیه در قرآن :

از جمله مباحث مهمی که بسیار مورد تأکید قرآن قرار گرفته است، تزکیه و تهذیب نفس میباشد. از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیّت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد. در اهمیت تزکیه نفس، همین بس که قرآن پس از یازده مرتبه قسم در سوره شمس، تزکیه نفس را تنها عامل رستگاری و وصول به سعادت فردی معرفی   می نماید و فساد اخلاقی را منشأ بدبختی و مایه زیان می شناسد.[3] 

و از همین جهت است که خداوند بواسطه رحمتش، انبیاء(ع) را مبعوث فرموده تا مردم را از اعمال بد و عواقب سوء آن آگاه کنند.[4]

تزکیه در روایات :

در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است. [5] امام سجاد(ع) در حدیثی فرمودند: «حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: آن ها که در قیامت در سایه عرش تو به سر می برند چه کسانی اند؟

فرمود : پاکدلان در سایه عرش من به سر میبرند. آنان که غیر حق را نمی نگرند و نمی خواهند و از هیچ اطاعتی دریغ نمی ورزند.[6]

آثار تزکیه نفس :

از جمله آثار و فوایدی که بر تزکیه نفس مترتب است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) آثار فردی :

 .1فلاح و رستگاری :   

 از نتایج تهذیب نفس، رسیدن به خیر و سعادت ابدی است و باید دانست سعادت مطلق برای انسان ها حاصل نمی شود مگر اینکه نفس خود را از تمام صفات رذیله مبرّا کند و به تمام اوصاف و اعمال نیکو مزیّن نماید[7]

.2 اصلاح دنیا و آخرت :    

حضرت علی(ع) ضمن حدیثی بیان فرمودند: کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد و کسی که امور آخرت را اصلاح نماید، خداوند امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.[8]

.3نیکو شدن ظاهر و باطن :

یکی از ثمرات دیگر تزکیه، آشکار کردن ظاهر و باطن است. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند و کسی که برای دین خدا کار کند، خدا دنیای او را کفایت می کند.[9]

 .4رسیدن به قرب الهی :

یکی دیگر از فواید تزکیه نفس، تقرب و نزدیک شدن به خداوند می باشد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «از جمله نجواهای خداوند با موسی این بود که :

ای موسی! تقرب جویان به من، به چیزی مانند پرهیز از حرام های من به من نزدیک نشوند. من بهشت های ماندگار خود را به آنان می بخشم و هیچ کس را شریکشان قرار نمی دهم.[10]

ب) آثار اجتماعی :

نقش و کارکرد تزکیه را نمی توان در حوزه فردی خلاصه کرد، بلکه آثار اجتماعی تزکیه که به اشکال مختلف و متنوع بروز و ظهور می کند نشان می دهد که تزکیه دارای چه اهمیت و ارزشی در حوزه مسایل اجتماعی جوامع بشری دارد. در آیه ۱۵۱ سوره بقره و نیز آیه ۱۶۴ سوره آل عمران به جایگاه رفیع و ارزشمند تزکیه در مسایل اجتماعی جامعه توجه داده شده است و بیان می شود که چگونه خداوند بر امت اسلام منت نهاده و آنان را به کمک پیامبر اسلام(ص) تزکیه نموده و از ناپاکی ها، رهایی بخشیده و امتی سالم و مسلم ایجاد کرده است، به بیانی دیگر، از آن جایی که بعثت و هدف های آن (تعلیم و تزکیه) از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلمان است می توان گفت که مایه رسیدن امت ها به مقام تسلیم در برابر خداوند، تزکیه و تطهیر از آلودگی هاست.[11]

موانع تزکیه نفس :

پیمودن راه کمال و رسیدن به مقامات عالی، کار آسانی نیست، بلکه به علت وجود موانع در این راه، کار دشوار شده و بر انسان مؤمن لازم است که برای برطرف ساختن آن ها به تزکیه و جهاد با نفس خویش بپردازد. موارد ذیل را می توان به عنوان مانع برشمرد:

.1عدم پذیرش نفس : [12] 

بزرگترین مانع سیر و سلوک، عدم آمادگی نفس مؤمن است.

دلی که در اثر گناه، آلوده و تاریک شده است، دیگر نمی تواند مرکز تابش انوار الهی گردد.

زیرا که چنین قلبی جایگاه شیطانی می باشد که قرآن آن را به عنوان دشمن سعادت انسان مطرح کرده است. [13] 

امام باقر(ع) در حدیثی می فرمایند: «وقتی انسان مرتکب گناه شد، یک نقطه سیاه در قلبش پیدا می شود، اگر از گناه توبه کرد، این نقطه محو می شود و اگر همچنان به معصیت ادامه داد، نقطه سیاه تدریجا بزرگ تر می شود تا اینکه بر مجموع قلب غلبه نماید و در این صورت هرگز به رستگاری نمیرسد [14] 

بنابراین بر انسان واجب است در آغاز تزکیه، از گناهان دوری کند.

2. تعلقات دنیوی :

هر چه که ما را از خدا دور و به غیر حق مشغول کند، دنیاست.[15] 

علاقه افراطی و خارج از چارچوب به مال و ثروت و جاه و مقام و ریاست، انسان را از حرکت و سلوک به سوی سعادت حقیقی که همان قرب حق است باز می دارد[16].

زیرا قلبی که به این امور فانی انس گرفته، چگونه می تواند به سمت سعادت رود؟

.3پیروی از هوای نفس :

تمایلات نفسانی قلب را تیره و تار ساخته و آن را به این طرف و آن طرف می کشاند و فرصت خلوت با خدا و انس با او را به قلب نمی دهند، بدین جهت چنین دلی لایق تابش انوار پاک معنوی نمی باشد.[17]

.4 ضعف اراده :

سستی اراده و عدم قدرت بر تصمیم گیری از موانعی است که انسان را از شروع در عمل باز می دارد. زیرا که شیطان همواره در قلب انسان نفوذ کرده و گاهی آنچنان موضوع را سخت جلوه می دهد که سبب پیدایش یأس در انسان میگردد.

بنابراین انسان باید جلوی وسوسه های شیطانی را گرفته و با مراجعه به آیات و احادیث و کتب اخلاق، به ارزش و ضرورت سیر و سلوک واقف گردد و زمانی که سعادت ابدی خود را در این سیر و سلوک ببیند، به طور جدی وارد عمل شده و ناامیدی را از خود دور می کند.[18]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 547-552، 589-594، 595-600، 62-سوره جمعة، 87-سوره اعلی، 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



در تأویل آیه «وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی» 


* عبیدالله بن عبدالله دهقان گوید: نزد امام رضا - علیه السلام - رفتم، به من فرمودند:

معنى فرمایش خداوندکه میفرماید :

«وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی» ﴿اعلی/15﴾ 591

و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز بخواند.

                 

عبیدالله بن عبدالله دهقان گفت : یعنى هر وقت خدا به یادش آمد، برخیزد و نماز بخواند.
امام در پاسخم فرمودند :

در این صورت خداوند، تكلیف دشوار، نابجا و زورى كرده است. 
پس من گفتم : پس معنى آن چگونه است؟
فرمودند : وقتى به یاد پروردگارش آید، صلوات بر محمد و آلش بفرستد.

«کلّما (هروقت که) ذکر ربّه صلّی علی محمّدٍ و آله»

 

منبع : تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

فضیلت و خواص سوره اعلی

591

هشتاد و هفتمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 19 آیه دارد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است : هر کس سوره اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب خود قرائت نماید در روز قیامت به او گفته می شود از هر دری از درهای بهشت که دوست داری وارد بهشت شود.(1)

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلّم میفرمایند: کسی که سوره اعلی را قرائت نماید خداوند به تعداد همه حروفی که بر پیامبران الهی ابراهیم ، موسی و محمد نازل کرده است به ازای هر حروف ده حسنه به او می بخشد.(2)

امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیثی فرموده است:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم سوره «اعلی» را دوست می داشت و اولین کسی که گفت: سبحان ربی الاعلی و بحمده، میکائیل بود.(3)

ابوحمیصه از امیرالمؤمنین نقل می کند :

بیست شب پشت سر هم در نماز به علی علیه السلام اقتدا کردم و بعد از حمد سوره ای جز اعلی نخوان و روزی فرمود: اگر مردم بدانند که چه چیزهایی (از منافع و فواید) در سوره اعلی هست حتما روزی بیست بار آن را قرائت میکردند.

هر کس ان را قرائت کند مانند این است که کتاب های آسمانی موسی و ابراهیم را قرائت کرده است. (4)

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم  نقل کرده است :

بعد از قرائت سوره اعلی بگویید: «سبحان ربی الاعلی».(5)


از امام صادق علیه‌السّلام روایت شده است: «هر کس سوره اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب خود قرائت نماید در روز قیامت به او گفته می‌شود از هر دری از درهای بهشت که دوست داری وارد بهشت شو».


(ثواب الأعمال، ص۱۲۲/ نورالثقلین/ البرهان، فیه: «ان شاءالله»)


 

همچنین فرموده اند: «از کارهای واجبی که بر عهده‌ شیعه‌ی معتقد ماست، این است که هنگام شب جمعه سوره‌ی جمعه و سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی را تلاوت می‌کند».


(ثواب الأعمال، ص۱۱۸/ نورالثقلین)



آثار و برکات سوره


درمان درد گوش، درد گردن و دررفتگی استخوان

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است که اگر کسی سوره اعلی بر درد گوش خوانده شود دردش یرطرف می شود و اگر برای کسی که بیماری بواسیر دارد بخوانند خوب می شود .(6)

و هم چنین در روایتی دیگر از ایشان آمده که این عمل برای درد گردن نیز مفید است. (7)

 (1) ثواب الاعمال ص122.

(2) مجمع البیان، ج10، ص326

(3) مستدرک الوسائل، ج4، ص358

(4) مجمع البیان، ج1، ص326

(5) بحارالانوار، ج89، ص220

(6) تفسیرالبرهان، ج5، ص633

(7) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 589-594، 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

سیمای سوره اعلی

591

این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

سوره هایی را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز می شود، مسبّحات گویند و سوره اعلی، آخرین سوره از سُوَرِ مسبّحات است.

نام سوره، برگرفته از آیه اول است که خداوند را با وصفِ «اعلی» توصیف می کند.

مطالب سوره به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول، خطاب به پیامبر گرامی اسلام و بخش دوم درباره مؤمنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است.

در روایات سفارش شده است که در نماز عید(فطر و قربان)،در رکعت اول سوره اعلی خوانده شود.[1]

[1] - تفسیر نور الثقلین.






نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399
 


 تفسیر کامل سوره طارق

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وَ السَّماءِ وَ الطّارِقِ«1» وَ ما أَدْراکَ مَا الطّارِقُ«2» اَلنَّجْمُ الثّاقِبُ«3» إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّا عَلَیْها حافِظٌ«4» فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ«5» خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ«6» یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ«7» إِنَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ«8» یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ«9» فَما لَهُ مِنْ قُوَّهٍ وَ لا ناصِرٍ«10» ﴿طارق/10-1﴾ 591

به نام خداوند بخشنده مهربان

سوگند به آسمان و ستاره طارق* و تو چه دانی که طارق چیست؟*  ستاره ای است درخشنده* (به اینها سوگند که) هیچ کس نیست مگر آنکه بر او نگهبانی است* پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است* از آبی جهنده آفریده شده است* که از بین کمر و سینه بیرون می آید* همانا او بر باز گرداندنش تواناست* روزی که اسرار آشکار شود.

پس برای انسان، هیچ قدرتی (از درون) و یاوری (از بیرون) نیست.

نکته ها :

*«طارق» به معنای کسی است که در شب وارد شود و در را بکوبد. «طرق» کوبیدن و «مطرقه» وسیله کوبیدن است و«طریق»به راه گفته می شود، زیرا زیر پا کوبیده می شود.

*«ثاقب» به معنای سوراخ کردن است، گویا این ستاره با نور خود تاریکی شب را سوراخ می کند. *«صلب»به معنای محکم و مراد از آن، ستون فقرات پشت است

*«ترائب»به استخوان های سینه گفته میشود.

*«تُبْلَی» از «بلوی» به معنای آزمایش است که عامل آشکار شدن حقیقت هاست.

*طبق روایتی از امام صادق علیه السلام مراد از طارق، ستاره زُحَل است که ستاره امیرالمؤمنین و اوصیای اوست. [1]

*اشعث بن قیس که از منافقان بود، شبانه حلوایی برای حضرت علی علیه السلام آورد و در خانه را زد تا با هدیه حلوای شب، در روز مرتکب خلافی شود.

حضرت، نام او را که شبانه در خانه اش را کوبید، طارق نامید. [2]

*مشابه آیه 4 این سوره را در سوره انفطار میخوانیم :

وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ* کِراماً کاتِبِینَ* یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ*

بر شما نگهبانانی گماشته شده که بزرگوارانه، بدون کینه و سوء ظنّ، کارهای شما را مینویسند و آنچه انجام می دهید می دانند.

پیام ها :

1- انسان و تمام کارهای او تحت حفاظت فرشتگان الهی است.(هم ثبت اعمال و هم حفظ از حوادث) «إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّا عَلَیْها حافِظٌ»

2- چگونگی تولّد فرزند، از انعقاد نطفه تا خروج از شکم مادر، باید مورد مطالعه و دقّت قرار گیرد که هم زمینه خداشناسی است و هم معادشناسی. فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ...

3- انسان به خاطر دارا بودن عقل و علم و استعداد باید در آفرینش خود دقت کند. «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ»

4- توجّه به آفرینش انسان، زمینه ایمان به معاد است. «عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ»

5-معاد جسمانی است و جسم انسان در قیامت دوباره زنده می شود. «رَجْعِهِ»

وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ«11» وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ«12» إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ«13» وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ«14» إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً«15» وَ أَکِیدُ کَیْداً«16» فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً«17»  ﴿طارق/17-10﴾ 591

سوگند به آسمان باران زا* سوگند به زمین که(برای خروج گیاهان) برشکافته است* که همانا این قرآن سخنی است قاطع* و هزل و شوخی نیست* همانا کافران پیوسته نیرنگ می کنند* و من نیز تدبیر می کنم* پس کافران را مهلت ده و اندک زمانی آنان را به خود واگذار*

نکته ها :

*«رجع» به معنای باران است، شاید به خاطر رجوع بخار آب به زمین به صورت باران.

*«صدع» به معنای شکافته شدن زمین برای رویش گیاهان است.

*«هزل»به معنای سخن بی محتوا است.

*«کید» یعنی طرح و نقشه مخفیانه و غافلگیرانه.

*«مهل» و «امهل» به یک معنا هستند و برای تأکید در دو قالب آمده اند و هر دو به معنای مهلت دادن است.

*«رُوَیْداً» به معنای مهلت اندک است.

*آسمان و زمین برای تولید گیاه، نظیر پدر و مادر برای تولد انسان هستند.

*نزول باران و آمادگی زمین، بستری برای رشد گیاهان است.

نزول قرآن و آمادگی انسان نیز زمینه برای رشد انسان هاست.

نام قرآن در کنار نام باران آمده است.

*برای زدودن شک، هم باید منطقی سخن گفت و هم قاطع.

سوگندهای پی در پی خداوند، برای رفع هرگونه شک و تردید از مخالفان و تقویت اعتقاد و باور مؤمنان است.

*«لَقَوْلٌ فَصْلٌ» به جای«لقول فاصل»یعنی قرآن، سراسر فصل است و میان حق و باطل فاصله می اندازد.

نظیر اینکه می گوییم : فلانی شِـکَـر است، یعنی یک پارچه شیرینی است.

*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : به زودی فتنه ها در میان شما ظاهر خواهد شد.

پرسیدند راه نجات چیست؟

فرمودند :

«کتاب الله فیه نبأ من قبلکم و خبر ما بعدکم و حکم ما بینکم هو الفصل»

قرآن که اخبار پیشینیان و آیندگان و داوری شما در آن است.آن کلامی است که حق را از باطل جدا می کند.

در ادامه فرمودند :

«و من ابتغی الهدی فی غیره اضله الله»

هر کس هدایت را در غیر قرآن جستجو کند،خداوند او را گمراه می کند.[3]

پیام ها :

1- قیامت، روزِ بُروز و ظهور افکار و کردار آدمیان است. «یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»

2- انگیزه ها و روحیات انسان، در قیامت او اثر دارند. «یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»

3- قیامت، روز افشای اسرار و شرمندگی است: «تُبْلَی السَّرائِرُ» و انسان نیز برای کتمان یا جبران گذشته خود نمی تواند کاری بکند. «فَما لَهُ مِنْ قُوَّهٍ وَ لا ناصِرٍ»

4- رجعت انسان در قیامت، همچون رجعت آب بخار شده دریا، از آسمان به زمین است. «عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ - وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»

5- ارزش هر موجودی وابسته به آثار وبرکات آن است. «ذاتِ الرَّجْعِ - ذاتِ الصَّدْعِ»

6- قرآن، فرقان و جداکننده حق از باطل است، نه رمان و غیر واقعی. «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ»

7- نیرنگ کفّار، دائمی، سخت و حتمی است، از آن غافل نشوید. «إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً»

8- برخورد خداوند با انسان، متناسب با عمل اوست.

اگر در راه خیر قدم بردارد، خدا هدایتش می کند: «جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ»[4]

و اگر به دنبال کید باشد، گرفتار کید الهی میشود. «یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً»

9- قرآن، میزان تشخیص حق از باطل است. «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ»

10- کافران با خدا طرفند و تدبیر خداوند سخت است. «یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً»

11- آنان مسلمانان را غافلگیر می کنند ما نیز آنان را غافلگیر می کنیم. یَکِیدُونَ... أَکِیدُ

12- در برخورد با دشمن، نه خود عجله کنید و نه از خدا عجله بخواهید. «فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ»

13- غفلت از دشمن هرگز، ولی مهلت دادن مانعی ندارد. «أَمْهِلْهُمْ»

14- سعه صدر، شرط لازم برای رهبری است. «أَمْهِلْهُمْ»

15- مقدار مهلت به دشمن، به قدری نباشد که فرصت را از شما بگیرد. «رُوَیْداً»

«والحمد للّه ربّ العالمین»

[1] - تفسیر برهان

[2] - نهج البلاغه،خطبه 224

[3] - تفسیر نمونه

[4] -  .عنکبوت،69





نوع مطلب : 86-سوره طارق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

سیمای سوره طارق

591

این سوره، هفده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای کوبنده می باشد.

محور مطالب این سوره دو چیز است:

یکی هشدار نسبت به معاد و دیگری نعمت قرآن و جایگاه والای آن.

توجّه دادن انسان به منشأ وجودی اش که آبی پست و ناچیز بوده است، زمینه پذیرش قدرت لایزال الهی بر آفرینش دوباره انسان و حضور او در دادگاه رسواگر قیامت را فراهم می آورد و اینها همه برگرفته از وحی صادق آسمان است که مخالفان آن را شوخی می پندارند، در حالی که قطعی و حتمی است و هرچه کافران علیه آن توطئه کنند،به خودشان بازمی گردد.






نوع مطلب : 86-سوره طارق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


تفسیر کامل سوره مطفّفین از آیه 14 تا پایان سوره

کَلّا، بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ«14» کَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ«15» ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِیمِ«16» ثُمَّ یُقالُ هذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ«17» ﴿مطفّفین/17-14﴾ 588

چنین نیست،بلکه آنچه کسب می کردند بر دلهایشان زنگار نهاده است*آنان در آن روز از (الطاف) پروردگارشان محجوب و محرومند*و آنگاه آنان به دوزخ وارد خواهند شد*سپس (به آنان) گفته خواهد شد : این همان چیزی است که آن را دروغ می پنداشتید.

نکته ها:

* «رین»به معنای زنگار است که بر اجناس قیمتی می نشیند.

امام باقر علیه السلام میفرمایند : هرگاه گناه بر انسان غالب شود،امیدی به رستگاری او نخواهد بود و این است معنای «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ».[5]

* امام باقر علیه السلام فرمودند :

هیچ بنده ای نیست مگر آنکه قلبش سفید است.

که با انجام هر گناه،در آن سفیدی نقطه سیاهی پدید می آید و اگر توبه کند، آن سیاهی محو میشود و اگر اصرار بر گناه کند، سیاهی توسعه یافته و تمام سفیدی قلب را فرامی گیرد و دیگر انسان به خیر و سعادت برنمی گردد.[6]

* امام رضا علیه السلام فرمود:مراد از «إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» آن است که از پاداش خداوند محرومند و گرنه خداوند مکان ندارد.[7]

(اشاره شود به اینکه، در دنیا هم بخاطر ترک طاعت و ارتکاب عصیان انسان از بعضی لذّت های معنوی محروم میشود)

پیام ها :

1-افسانه پنداشتن قرآن، ناشی از ناپاکی دل است. «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ»

2-گناه،روح انسان را دگرگون و از درک حق باز می دارد. «بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»

3-فطرت انسان سالم است، آنچه آن را می پوشاند، گناه است. «رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ»

4-در فرهنگ قرآن، قلب و روح مرکز درک حقایق است. «رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ»

5-اصرار و تداوم بر گناه،سبب زنگار قلب است. «ما کانُوا یَکْسِبُونَ»

6-عمل،سرمایه انسان است که با آن، خوبی ها یا بدی ها را کسب می کند. «کانُوا یَکْسِبُونَ»

7-زنگار گناه که در دنیا مانع درک حقیقت است، در آخرت نیز مانع دریافت الطاف الهی می شود. «إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ»

8-مأموران دوزخ، دوزخیان را سرزنش می کنند. «ثُمَّ یُقالُ هذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ»

*****

کَلّا،إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیِّینَ«18» وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ«19» کِتابٌ مَرْقُومٌ«20» یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ«21» إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ«22» عَلَی الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ«23» تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعِیمِ«24» یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ«25» خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ«26»وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ«27» عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ«28» ﴿مطفّفین/28-18﴾ 588

چنین نیست،همانا نامه عمل نیکوکاران در جایگاهی بلند استو تو چه دانی که علّیّین چیست؟*سرنوشتی است رقم خورده و(حتمی)که مقرّبان الهی گواه آنندهمانا نیکوکاران در ناز و نعمت بهشتی اند*برتخت ها(تکیه زده و)می نگرنددر چهره آنان خرّمی و طراوت نعمت را می شناسیاز شرابی خالص و مُهر و موم شده به آنان می نوشانندمُهر آن از مُشک است و هر کس که اهل مسابقه است،شایسته است که در (رسیدن به این نعمت ها)رقابت ورزدو مخلوط آن،تسنیم استچشمه ای که مقرّبان (الهی)از آن می نوشند.

نکته ها :

* «عِلِّیِّینَ» جمع«علی»به معنای درجات و مراتب بلند تا بی نهایت است.

* مراد از کتاب ابرار، سرنوشت نیکان در قیامت است و «مَرْقُومٌ» یعنی مشخص و نشان دار بگونه ای که با سایر نوشته ها اشتباه نمیشود.

* «ارائک» جمع «اریکه»به معنای تختی است که زینت شده و برای آرمیدن مهیاست.

* «نَضْرَةَ» به معنای زیبایی و خرّمی و «نَعِیمٍ» به معنای نعمت فراوان و «رَحِیقٍ» به معنای شراب خالص است.

* «تنافس»یا از«نفیس»است،یعنی دو نفر برای به دست آوردن یک شیء نفیس تلاش می کنند و یا از«نفس»است،یعنی دو نفر برای به دست آوردن چیزی، آخرین نفس خود را به کار برده و تلاش می کنند.[8]

* پذیرایی در بهشت، مراتب و درجاتی دارد:

برای گروهی «یُسْقَوْنَ» و برای گروهی دیگر «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ» [9] یعنی بعضی با واسطه و بعضی بی واسطه الطاف را دریافت می کنند.

* بعضی گفته اند که مراد از مسک در «خِتامُهُ مِسْکٌ» ،ظرف شراب مُهر شده است.

* مقرّبان از تسنیم می نوشند، ولی ابرار از نوشیدنی که با تسنیم مخلوط شده،خواهند نوشید.

* نوشیدنی های بهشتی انواعی دارد:

بعضی در نهرها جاری است :

«أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ ، أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ ، أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ ، أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ»[10]

بعضی در ظرف های مُـهر شده است: «خِتامُهُ مِسْکٌ» و بعضی از آسمانِ بهشت یا از طبقات بالای آن فرو می ریزد که همان تسنیم است. [11]

* امام باقر علیه السلام فرمودند : تسنیم، بهترین نوشیدنی بهشت است و مخصوص پیامبر و اهل بیت اوست و از بالا می ریزد و در منزل های آنان جاری است[12]

پیام ها :

1-وعده های الهی در مورد پاداش خوبان قطعی است. «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ» (کلمه انّ و حرف لام و جمله اسمیه،بیانگر قطعی بودن وعده است.)

2-دریافت نعمت در حضور دیگران،لذّت را چند برابر می کند. «یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ»

3-جایگاه بلند و اشراف بر منظره های زیبا، از نعمت های بهشتیان است. «عَلَی الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ»

4-حالات روحی و روانی انسان،بر جسم او تأثیرگذار است. «تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ» (درخشندگی صورت بهشتیان برای انسان مشهود است.)

5-بکر و دست نخورده بودن نعمت های بهشتی، یک ارزش است. «مَخْتُومٍ»

6-لذّت های بهشتی، عوارض ندارد. «خِتامُهُ مِسْکٌ»

7-در فرهنگ اسلام، دنیا، میدان مسابقه و رقابت است، البتّه رقابت برای به دست آوردن نعمت های اُخروی. «وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ»

8-بهشتیان،درجات و مراتبی دارند.«الابرار-المقربون»




«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 83-سوره مطفّفین، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 583-588، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


دانستنیهایی از خلقت شتر


 أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ

آیا آنان به شتر نمى ‏نگرند كه چگونه آفریده شده است؟!  

﴿غاشیه/7﴾ 592

خانواده شتر یكی از كوچكترین خانواده‌ها در میان جانوران می‌باشد. بجز شتر دوكوهانه و چهار كوهانه، چهار نوع دیگر از این خانواده وجود دارد خلقت شتر یك شكل عجیب كه داراى سر واسرار مى باشد.

گـوش : 

گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـیـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبیده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.

سوراخ بینی :

پـوسـته مـخاطی سوراخ بینی آن سطح خیلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بینی باقی نمیگذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می مکند و جذب می کنند

پلک چشم :

مژه های آن خیلی پرپشت و کیپ همدیگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـریـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.

پاهاى شتر:

پاهاى شتر طبعیتا دراز بوده واز تناسق خوبى برخوردا مى باشد كه باعث بلند نگاه داشتن جسمش مى باشد تا كه  از غبار وآلودگى زمین در امان بماند.

كف پاى شتر:

کف پهن پای آن با یک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود، و پا را در مـقـابل ماسـه هـای تیز و گرم نیز محافـظـت می کند.

معده:

روده آن سلولهای جذب آب دارد،این سـلـولـهـا قـسـمـت زیـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به این خاطر سرگین آن خیلی خشک است).

درازى گردن آن:

خداوند در قران كریم به شتر اهمیّت زیاد داده است بخاطر اینكه در نزد عربها این یك حیوان خیلى محبوب بود، شتر كه گردن دراز دارد تا كه بتواند گیاهان دشت وصحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و نیز از درختهاى بلند استفاده نماید و درازى گردن وى در وقت از زمین جستن برایش كمك میكند.

. و این خود در حقیقت، یك  اسرارى مى باشد كه خداوند در آن خلق نموده است

تکـیه گاهـهای وی در حالت نشستن (یعنی زانوها، آرنجها، وسینهاز قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـیل شده است. این قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود

  درجه حرارت بدن شتر میتواند در مقابل حرارت خـیـلـی تغـیـیـر کـند (یعنی مقاومت بدنش درمقابل حرارت بالاستضمن اینکه وی از پستانداران است،حرارت بدن وی بین 34 تا 41 درجه در تغییر است.

وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نیز بالا می رود، این امر باعـث می شـودکـه تـا دمـای مـشـخصی نیازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند.

 داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـیـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گیاهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود کوهان آن محل ذخیره انرژی است،ضمن اینکه چربی آن قشـری برای مقابله با گرما نیز هست.

سطح کمر آن باریک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نیمروزی

خورشید، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد، و در شرایط تابش قبل از نیمروز یا بعد از آن که خورشید مایل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشید و یا پـشـت به خـورشید زمین گیر میشود، که این نیز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشید فقط سوزان را خـنـثی می کند.

 به این ترتیب شتر می تواند گرمائی که خیلی از حیوانات دیگر نمی توانند آنرا تحمل کنند او تحمل کند.

کلیّـه های وی قسمت زیادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گیرند، (به این خاطر ادرار آن غلیظ  ومحكم استپوست پـشـمی آن باریک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک میکند.

در بسیارى از كشورها پشم شتر با قیمت عالىبه فروش مى رسد، كه از آن خیمه ویا فرشهاى مظبوط مى سازند تا كه درجه حرارت را كم كند.

وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباندتا ادرار به پـاهـا پاشیده شود. به این شکل با خیس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک میکند.

 شکم وی خیلی بزرگ است. می تواند تا 200 لیتر آب بنوشد. علاوه بر آن مجراها و منابع ذخیره آب نیز دارد، که هنگام آب خوردن آنها را نیز پر می کند.

مجرای خون وی در اعماق  بدن قـرار نگرفـته بـلکه زیر پوست گردن وپاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. این باعث می شود که گرمای بدن را بیشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرایـطـی که تقـریـباً بی آب باشند و در وضعیت تقریبی معادل یک دویست هزارم حجم واقعی خود،باز هم می توانند اکسیژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند.

 در واقع خلقت شتر با حساب دشت و صحرا و مشکلات خاص آن یعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه خلق شده است. کـسـانی می گـویـند با تدبّر در خلقت این حیوان دلیلی برای وجود خدا نمی بینند.

 

قرآن، آنها را به مطالعه پدیده های طبیعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از میان سایر حیوانات برای مطالعه، به این معنی است که وی چیزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـیـولـوژیکی شـتـر داریـم نـیز در واقع همینطور هم هست، و می بینیم که در ساختار آفرینش شتر مغز و انـدیـشـه و حساب و کتاب خوابیده است، كه اسرار آن را خالق آن میداند.

 

درحالـیکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمّل شتر زیاد است نه اینکه چیز خاصی در آن میدیدند.

اهمیّت شتر در مورد تامین غذائى در سالهاى 1984و 1985، قاره افریقا که مواجه با خشك سالى شد و در نتیجه بسیارى ازحیوانات آن مناطق به هلاكت رسیدند، ولكن شترها باقى ماندند و نیز مردمان كه مصدر رزقشان شتر بود از این قحطی وخشك سالى جان به سلامت بردند.

بر اساس تحقیقات منتشر شده از سوی متخصصان سازمان جهانی بهداشت، با توجه به خواص مفید فرآورده های شتر، چندین میلیون مشتری بالقوه در جهان عرب و دهها میلیون نفر دیگر در اروپا، آمریکا و آفریقا، باعث می شود که تولید و صدور این فرآورده ها بازاری پر رونق را ایجاد کند.

در بعضى مناطق جهان شتربه عنوان وسیله ای حمل و نقل بوده وبراى وارد و صدور مواد غذائى بوده و بجای ماشین استخدام مى شود و این  سبب شد كه مردمان افریقا شروع به تربیت شتر پرداختند ؛ تاكه بتوانند در مقابل حوادث اینچنین  مقاومت كنند.



سفینه صحراء:

شترداری به درازای تاریخ زندگی عربها در شنزارهای گرم و خشک جزیره عربستان و صحراهای شمال و شرق آفریقاست .

 آنها در مسیر تاریخ از گوشت شترها خورده اند، از پشم و پوست آنها استفاده کرده اند و در جنگ ها و در مسیر راهها به راندن شترها پرداخته اند.

 سؤال اینجاست كه شترها چرا در مقایسه با سایر حیوانات اهلی و با توجه به خاصیّت های مفید شتر، این حیوان در تمام نقاط جهان، از جمله در اورپا، کمتر  مورد توجه بوده است؟!

علاوه براین، مردمان آن مناطق می گویند که کشف نفت در کشورهای عرب حاشیه خلیج که ثروتمند شدن مردم این مناطق را به دنبال داشته، انگیزه پرورش شتر در این مناطق (به عنوان یکی از مناطق اصلی پرورش شتر) را تضعیف کرده است.

آنها می گویند با سرازیر شدن خودروهای قدرتمند بیابانگرد به این مناطق، شتر حتی به عنوان وسیله ای برای حمل و نقل نیز، جایگاه خود را از دست داده است.

 با تمام این اوصاف، عده زیادی در خاورمیانه به شترداری به عنوان یک سنّت نگاه می کنند و سعی می کنند به آن ادامه دهند.

 مسابقه شتر رانى که از سرگرمی های جذاب ثروتمندان و امیرزادگان عرب است همه ساله پر رونق تر از پیش در چند کشور عربی برگزار می شود، پس از اینکه این مسابقات به دلیل استفاده از خردسالان برای شتر، دوانی مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفت، دست اندرکاران مسابقات شتر دوانی، از روبات ها بجای سوارکار استفاده کردند

شیر شتر:

ممکن است بعنوان تازه ترین اغذیه مقوی وارد بازار شود و قفسه مغازه های فروشنده مواد غذایی سالم را پر کند.

سازمان ملل خواستار فروش شیر شتر به غرب شده است. این شیر سرشار از ویتامین ب و ث است و ۱۰برابر شیر گاو آهن دارد.

شیر شتر که کمی شورتر از شیر معمولی است بطور گسترده ای در جهان عرب مصرف می شود و برای تولید پنیر بسیار مناسب است. برخی از مهمترین پخش کنندگان مواد غذایی برای فروش این محصول در بریتانیا ابراز علاقه کرده اند.

علاوه بر مواد معدنی و ویتامین، تحقیقات نشان داده که پادتن های موجود در شیر شتر ممکن است برای غلبه بر بیماری هایی نظیر سرطان، ایدز، آلزایمروهپاتیت ث مفید واقع شوند. 

در همین حال تحقیقات برای یافتن نقش آن در کاهش تاثیر دیابت و بیماری های قلبی نیز ادامه دارد.

 سازمان خوار و بار جهانی، بازوی اغذیه سازمان ملل متحد، ازتولیدکنندگان خواسته تا فروش این محصول به غرب را آغاز کنند. این سازمان امید دارد گروه های کمک کننده و سرمایه گذاران به توسعه این بازار کمک کنند.

 یکی از مسئولان این سازمان می گوید: "استعداد این محصول عظیم است. شیر، پول است". 

یکی از مشکلات در ارتباط با این محصول که هنوز حل نشده ناسازگاری باقی مانده آن با دمای بسیار بالاست و باید برای افزایش زمان مصرف آن فعالیت های بیشتری صورت گیرد.

 بعضى علماى بهداشتى گفتند "شیر شتر می تواند افزوده مفیدی برای رژیم های غذایی باشد چرا که دارای کلسیم و ویتامن ب است و از چربی کمتری نسبت به شیر معمولی گاو برخوردار است".

با این حال این شیر گران تر از شیر گاو است و مزه ای دارد که ممکن است برخی از مردم از آن خوششان نیاید.


             أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ 


          آیا آنان به شتر نمى ‏نگرند كه چگونه آفریده شده است؟!





نوع مطلب : 589-594، 88-سوره غاشیة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 خرداد 1399


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic