وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


داستان توبه نصوح 

یَأَیهّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسىَ‏ رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیّاتِكُمْ وَ یُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تجرِى مِن تحتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یخزِى اللَّهُ النَّبی وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى‏ بَینْ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانهمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَ اغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلىَ‏ كُلّ شىءٍ قَدِیرٌ ﴿تحریم/8﴾ 561

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید بسوى خدا توبه كنید، توبه ‏اى خالص امید است (با این كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایى از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پیامبر و كسانى را كه با او ایمان آوردند خوار نمى كند این در حالى است كه نورشان پیشاپیش آنان و از سوى راست شان در حركت است، و مى ‏گویند: پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چیز توانایى!


توبه، همان پنجره ی امیدی است که نور رحمت الهی از آن می تابد و تنها راه نجات از این قهقرای فلاکت ناشی از گناه، است. عملی که به نوعی سیاهی ها را از فطرت انسان پاک می کند و اجازه حرکت در مسیر تکامل معنوی را دوباره به وی اهدا می کند.


"توبه نصوح" آن است که واجد چهار شرط باشد :

پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده.

بعضى دیگر گفته اند :

"  توبه نصوح" آن است که واجد سه شرط باشد:

ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا.

یا اینکه" توبه نصوح" آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینى و از آن شرمنده باشى! یا اینکهتوبه نصوح "آن است که مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حلیت بطلبد، و بر اطاعت خدا اصرار ورزد و مانند اینها که همگى شاخ و برگ یک واقعیت است و این توبه خالص و کامل است.

نصوح کیست؟

داستان توبه نصوح چگونگی یک توبه واقعی را شرح می دهد :

نصوح مردی بود با هیئت و قیافه‌ی زنانه. او در حمام‌های زنان به کار مشغول بود و بخصوص دختر شاه را دلاکی می‌کرد و کسی هم به جنسیت حقیقی او پی نبرده بود. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش می‌کرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر می‌ساخت.

روزی نصوح برای رهایی از این فعل قبیح نزد عارفی ربانی رفت و به او گفت مرا نیز دعا کن. آن عارف که مردی روشن‌بین بود، بی‌آنکه خواسته‌ او را بپرسد بفراست دریافت که مشکل او چیست.

به عبارت دیگر ضمیر او را خواند، ولی چیزی به رویش نیاورد. فقط تبسمی کرد و گفت إن شاالله توبه نصیبت می‌شود.

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید بسوى خدا توبه كنید، توبه‏ اى خالص امید است (با اینكار) پروردگارتان گناهان تان را ببخشد و شما را در باغ هایى از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پیامبر و كسانى را كه با او ایمان آوردند خوار نمى‏كند این در حالى است كه نورشان پیشاپیش آنان و از سوى راست شان در حركت است، و مى‏گویند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چیز توانایى!»

دعای آن عارف به اجابت رسید و اسباب توبه‌ نصوح بدین صورت فراهم شد:

روزی نصوح طبق روال همیشگی در حمام زنانه مشغول کار بود که ناگهان قیل و قالی بلند شد و در آن میان زنی جار زد که یکی از مرواریدهای گوشواره‌ی دختر شاه گم شده است. در حمام را ببندید و نگذارید کسی خارج شود تا جامه و بقچه‌ی حاضران وارسی شود.

بقچه‌ها را روی زمین ولو کردند و جامه‌ها را بدقت گشتند اما از دانه مروارید خبری نشد.

ناچار گفتند همه باید کاملاً برهنه شوند و یکی یکی مورد بازدید قرار گیرند. نصوح با شنیدن این حرف بکلی خود را باخت و افتان به خلوت حمام رفت و در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته خدا را طلبید و گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستّاریت این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم.

نصوح آنقدر خدایا خدایا کرد که در و دیوار نیز با او همنوا شدند. در این اثنا نوبت وارسی نصوح رسید. زنی نام او را صدا زد. اما همینکه او نام خود را شنید از ترس، بند دلش پاره شد و بر کف حمام افتاد و از هوش رفت. در این فاصله زنی جار زد که مژده مژده مروارید پیدا شد. ناگهان در حمام ولوله‌ای افتاد. زنان دستک‌زنان شادمانی خود را از یافته‌شدن مروارید اعلام کردند.

و نصوح نیز در فضایی آکنده از شادمانی به هوش آمد و دید که خطر از کنار گوشش گذشته است. زنانی که بدو ظنین بودند نزدش آمدند و عذرها خواستند. او در این واقعه عیاناً لطف و عنایت ربانی را مشاهده کرد. این بود که بر توبه‌اش ثابت‌قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت. چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت.

نصح (بر وزن فلس) به معنى خالص شدن و خالص كردن است. در اقرب الموارد آمده «نَصَحَهُ» یعنى او را پند داد و دوستى را بر وى خالص كرد.پند دادن را از آن جهت نصح و نصیحت گویند كه از روى خلوص نیّت و خیر خواهى محض است «وَ لا یَنْفَعُكُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ...»نصیحت من به شما نفع نمیدهد اگر بخواهم پندتان دهم.

)نصح) «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً...» نصوح به فتح اوّل به معنى فاعل و نصیحت كننده است توبه نصوح آن است كه شخص را نصیحت می كند دیگر به گناه باز نگردد.در صحاح و قاموس، توبه نصوح را توبه صادقه گفته است.

 راغب، توبه محكم نیز گفته است. به هر حال توبه نصوح آن است كه عود بر گناه در آن نباشد. 

در مجمع آمده كه معاذ بن جبل گفت: یا رسول اللّه توبه نصوح چیست ؟

أن یتوب التّائب ثمّ لا یرجع فى ذنب كما لا یعود اللبن الى الضرع

یعنى توبه كند بعد به گناه برنگردد چنان كه شیر به پستان باز نمی گردد.چون بنده اى توبه نصوح كند، خدا دوستش دارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بپوشاند.

در كافى از ابو الصباح كنانى نقل كرده كه از حضرت صادق علیه السّلام از توبه نصوح پرسید فرمودند :

«یتوب العبد من الذنب ثمّ لا یعود فیه»

و در کتاب شریف کافی از حضرات معصومین علیهم السلام آمده است :

چون بنده اى توبه نصوح كند، خدا دوستش دارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بپوشاند.

راوى گویدگفتم چگونه گناهانش را مى پوشاند؟

فرمود: آنچه را ازگناهان كه دو فرشته موكل بر او نوشته اند از یادشان مى برد، و به اعضا و جوارحش دستور دهد كه گناهانش را پنهان دارند، و به بقاع زمین نیز فرمان دهد كه آنچه بر روى تو گناه كرده مخفى بدار، پس خدا را ملاقات نماید در حالى كه هیچ گواهى نباشد كه بر گناهان او شهادت دهد.

نکته : تفاوت دو جمله «یتوب الیه» و «فتاب علیه»

توضیح : هر دو واژه «یتوب» و «تاب» که فعل می باشند، به معنی توبه بوده که «توبه» هم معنای فارسی آن «برگشتن» میشود و حرف «ف» در ابتدای واژه «تاب» متعلق آن کلمه نبوده و جزو حروف اضافه و به معنی «پس-سپس»  می باشد.

در جمله اوّل «یتوب الیه» یعنی توبه و برگشت  انسان بسوی خدا که همان درخواست توبه از محضر خداوند متعال است و در جمله دوّم «فتاب علیه» توبه و برگشت خدا بسوی انسان است که دو مرحله دارد و به عبارتی خداوند با هر توبه ما دو  توبه انجام میدهد و در اصل معنی واژه «توبه» به معنی برگشت است

توبه اوّل، «یتوب الیه» توجه اوّلیه خداوند به دل انسان که باعث متنبّه شدن او شده و دلش نرم می گردد و آماده توبه می شود،اصطلاحاً «توبه توجه» نامیده میشود.

توبه دوّم، «فتاب علیه» هنگامی که انسان برای توبه به درگاه خدا روی می آورد و همینکه خداوند توبه آن فرد را قبول میکند، این مرحله دوّم توبه خداوند است که اصطلاحاً «توبه مغفرت» نامیده میشود.

و در آیه شریفه اشاره به همین موضوع دارد :

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏ اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر 

و مهربان است.

 جمله «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ» توبه اوّل خداوند به عنوان توجه در دل حضرت آدم بوسیله کلمات نورانی و جمله دوّم هم پذیرش توبه ایشان است.





نوع مطلب : 01-06، 559-564، 66-سوره تحریم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 30 مرداد 1399



17/23/49/53/71/75

275/333/356/562


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 13-18، 19-24، 43-48، 49-54، 67-72، 73-78، 271-276، 331-336، 355-360، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399



در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


409/421/434/481/483/506

513/537/546/556/561


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=




شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 30-سوره روم، 33-سوره احــزاب، 35-سوره فـاطـر، 41-سوره فـصّـلت، 42-سوره شـوری، 46-سوره احـقـاف، 48-سوره فـتـح، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 64-سوره تـغـابن، 66-سوره تحریم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 409-414، 421-426، 433-438، 481-486، 505-510، 511-516، 535-540، 541-546، 553-558، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


500/501/507/508/515
559/589/590/597/485/486

وَالَّذِینَ آمَنُوا «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقره/82﴾ 12

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، 

و در آن جاودان خواهند ماند...


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار


****************


چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 301-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 42-سوره شـوری، 45-سوره جـاثیـة، 47-سوره مـحـمّـد، 48-سوره فـتـح، 65-سوره طلاق، 84-سوره انشقاق، 85-سوره بروج، 95-سوره تین، 481-486، 499-504، 505-510، 511-516، 559-564، 589-594، 595-600، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399

وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ * النَّجْمُ الثَّاقِبُ * إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ  * فَلْیَنْظُرِ الإنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿طارق/4-1﴾ 591

سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار می شود * و تو چه می دانی چیزی که در شب پدیدار می شود، چیست؟ * همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را می شکافد * هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است * پس انسان باید با تأمل بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟

 

وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ ﴿ملک/5 562

همانا ما آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطان ها قرار دادیم، و برای آنان [در آخرت] آتشی افروخته، آماده کرده ایم.


****************



اسرار نامیده شدن ستاره طارق به «طارق»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 384-مطلب شماره 536


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از پدرش، از احمد بن نضر[1]، از محمّد بن مروان، از حریز از ضحّاك بن مزاحم‏[2] نقل كرده كه وى گفت: 

از حضرت على علیه السّلام سؤال شد: طارق چیست؟

حضرت فرمودند: بهترین و نیكوترین ستاره در آسمان مى ‏باشد ولى مردم آن را نمى‏ شناسند.

و طارق را طارق نامیده ‏اند، زیرا نورش یك یك به آسمان ها خورده تا هفت آسمان سپس در مراجعت به یك یك آنها اصابت نموده تا به مكان خود بازگردد.

 



[1]احمد بن نضر، ابو الحسن جعفى، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده، وى كوفى و ثقه مى ‏باشد.

[2]مرحوم ممقانى در رجال فرموده: ضحّاك بن مزاحم خراسانى امامى است ولى مجهول الحال مى ‏باشد.






نوع مطلب : 67-سوره ملک، 86-سوره طارق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 559-564، 589-594، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


بررسی زوایای واژه توبه در قرآن کریم

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿توبه/80﴾ 200

برای آنان [که عیب جویان مسخره کننده اند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی کند.


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿نساء/17 80

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می شوند، سپس به زودی توبه می کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است. 

فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/39 114

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را می پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.


أَفَلا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/74 120

آیا به سوی خدا بازنمی گردند، و از او درخواست آمرزش نمی کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

 

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ 

وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ ﴿بروج/10 590

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.

  

وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا  * یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا  * إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿فرقان/70-68 366

 و آنان که معبود دیگری را با خدا نمی پرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی کشند، و زنا نمی کنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد. (68)

روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند (69)

مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی ها تبدیل می کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است(70)

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿شوری/25 486

اوست كه توبه را از بندگانش مى‏پذیرد و از گناهان درمى ‏گذرد 

و آنچه را انجام مى ‏دهید مى‏ داند.

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿تحریم/8 561

ای مؤمنان! به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص [که شما را از بازگشت به گناه بازدارد]؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می کند، می گویند: پروردگارا! نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.

نکته : تفاوت دو جمله «یتوب الیه» و «فتاب علیه»

توضیح : هر دو واژه «یتوب» و «تاب» که فعل می باشند، به معنی توبه بوده که «توبه» هم معنای فارسی آن «برگشتن» میشود و حرف «ف» در ابتدای واژه «تاب» متعلق آن کلمه نبوده و جزو حروف اضافه و به معنی «پس-سپس»  می باشد.

در جمله اوّل «یتوب الیه» یعنی توبه و برگشت  انسان بسوی خدا که همان درخواست توبه از محضر خداوند متعال است و در جمله دوّم «فتاب علیه» توبه و برگشت خدا بسوی انسان است که دو مرحله دارد و به عبارتی خداوند با هر توبه ما دو  توبه انجام میدهد و در اصل معنی واژه «توبه» به معنی برگشت است

توبه اوّل، «یتوب الیه» توجه اوّلیه خداوند به دل انسان که باعث متنبّه شدن او شده و دلش نرم می گردد و آماده توبه می شود،اصطلاحاً «توبه توجه» نامیده میشود.

توبه دوّم، «فتاب علیه» هنگامی که انسان برای توبه به درگاه خدا روی می آورد و همینکه خداوند توبه آن فرد را قبول میکند، این مرحله دوّم توبه خداوند است که اصطلاحاً «توبه مغفرت» نامیده میشود.

و در آیه شریفه اشاره به همین موضوع دارد :

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم ‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏ اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر 

و مهربان است.

 جمله «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ» توبه اوّل خداوند به عنوان توجه در دل حضرت آدم بوسیله کلمات نورانی و جمله دوّم هم پذیرش توبه ایشان است.


****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه فابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.



****************


چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 243-مطلب شماره 468


حدیث (1)

 جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه، از حسین بن محمّد بن عامر، از معلّى بن محمّد از محمّد بن جمهور العمى با اسنادش بطور مرفوعه نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

خداوند متعال امتناع دارد كه توبه بدعت ‏گذار را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چرا چنین مى‏ باشد؟

فرمودند: زیرا محبّت و وابستگى به بدعت در قلبش رسوخ كرده.


حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

در زمانهاى اوّل و پیش مردى بود كه دنیا را از راه حلال طلب نمود و بر آن دست نیافت سپس از طریق حرام پى‏گیرى كرد باز به آن نرسید، شیطان نزدش آمد و به او گفت: فلانى دنیا را از راه حلال و حرام طلب كردى و به آن نرسیدى اكنون مى‏ خواهى تو را به چیزى راهنمایى كنم كه دنیاى تو آباد و فراوان شود؟

آن مرد گفت: آرى.

شیطان گفت: دینى جدید اختراع كن و مردم را به آن دعوت نما.

آن مرد چنین كرد و مردم دعوتش را پذیرفته و اطاعتش كردند، مدتى گذشت و دنیاى آن مرد آباد و ثروت فراوان نصیبش گردید ولى ناگهان به خود آمد و گفت:

این دینى كه اختراع كرده و مردم را به آن دعوت كرده‏ ام توبه ‏اى برایش نمى‏ بینم مگر آنكه نزد كسانى كه منحرفشان كرده ‏ام رفته و آنان را از دینى كه به آنها دعوتشان كرده ‏ام برگردانم، لذا پیش یاران و اصحابش رفت و گفت:

آنچه شما را به آن دعوت كرده ‏ام و شما نیز آن را پذیرفتید باطل بوده و از ساخته ‏هاى خود من است نه دین خدا.

آنها گفتند: دروغ مى‏ گویى و حق همان است و تو در دینت شك و تردید كرده و از آن برگشته‏ اى.

وقتى آن مرد چنین دید زنجیرى تهیه نمود و میخى به آن نصب كرد و زنجیر را به گردنش انداخته و میخ را به زمین كوبید و گفت: زنجیر را از گردنم نمى‏ گشایم تا حق تعالى توبه مرا بپذیرد.

حقتعالى به پیامبرى از پیامبران آن عصر وحى فرمود كه به فلانى بگو :

سوگند به عزّت و بزرگى خود اگر آنقدر مرا بخوانى كه مفاصل استخوانهایت از هم جدا شوند جوابت را نداده مگر تمام آنان كه به دین تو از دنیا رفته ‏اند را زنده كنى و از دین باطل و اختراعى خود آنان را برگردانى.





نوع مطلب : 01-06، 79-84، 109-114، 115-120، 199-204، 361-366، 463-468، 559-564، 589-594، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، 85-سوره بروج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟»، «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»،
          
جمعه 25 آبان 1397



بررسی توبه در شخص بداخلاق


تکرار واژه توبه در قرآن کریم=33 مرتبه

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿نساء/17﴾ 80

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه میکنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.



فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده39﴾ 114

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را میپذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده 

و مهربان است.

 

أَفَلَا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿مائده74﴾ 120

آیا به سوی خدا بازنمی  گردند، و از او درخواست آمرزش نمی  کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

 

أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ 

وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿توبه/104﴾ 203

آیا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می  پذیرد و صدقات را دریافت می  کند؟ و یقیناً خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.

  

وَمَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿فرقان/71﴾ 366

و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده 

و نیکو به سوی خدا باز می  گردد.

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿شوری/25﴾ 486

و اوست که توبه را از بندگانش می  پذیرد و از گناهان درمی  گذرد 

و آنچه را انجام می دهید، میداند. 

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿تحریم/8﴾ 561

ای مؤمنان به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص که شما را از بازگشت به گناه بازدارد؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی  کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می  کند، می  گویند: پروردگارا نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.


إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ 

وَ لَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ ﴿بروج/10﴾ 590

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.


نکته : تفاوت دو جمله «یتوب الیه» و «فتاب علیه»

توضیح : هر دو واژه «یتوب» و «تاب» که فعل می باشند، به معنی توبه بوده که «توبه» هم معنای فارسی آن «برگشتن» میشود و حرف «ف» در ابتدای واژه «تاب» متعلق آن کلمه نبوده و جزو حروف اضافه و به معنی «پس-سپس»  می باشد.

در جمله اوّل «یتوب الیه» یعنی توبه و برگشت  انسان بسوی خدا که همان درخواست توبه از محضر خداوند متعال است و در جمله دوّم «فتاب علیه» توبه و برگشت خدا بسوی انسان است که دو مرحله دارد و به عبارتی خداوند با هر توبه ما دو  توبه انجام میدهد و در اصل معنی واژه «توبه» به معنی برگشت است

توبه اوّل، «یتوب الیه» توجه اوّلیه خداوند به دل انسان که باعث متنبّه شدن او شده و دلش نرم می گردد و آماده توبه می شود،اصطلاحاً «توبه توجه» نامیده میشود.

توبه دوّم، «فتاب علیه» هنگامی که انسان برای توبه به درگاه خدا روی می آورد و همینکه خداوند توبه آن فرد را قبول میکند، این مرحله دوّم توبه خداوند است که اصطلاحاً «توبه مغفرت» نامیده میشود.

و در آیه شریفه اشاره به همین موضوع دارد :

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏ السلام كه ما یه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏ اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر 

و مهربان است.

 جمله «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ» توبه اوّل خداوند به عنوان توجه در دل حضرت آدم بوسیله کلمات نورانی و جمله دوّم هم پذیرش توبه ایشان است.



****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه قابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.


****************


چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب دویست و چهل و دوّم-مطلب شماره 467


پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن احمد بن محمّد، از پدرش، از یونس بن عبدالرحمن از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى امتناع دارد از این كه توبه شخص بدخُلق را بپذیرد.


محضر مباركش عرض شد: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا این شخص از گناهى بیرون نمى ‏آید مگر آنكه در آنچه بزرگتر از آن است واقع مى‏ شود.


****************


ذکر صلوات بجای عدم توفیق توبـه 


در كتاب زینة الاعیاد از شیخ احمد بن شیخ زین الدین نقل شده كه :

 امام زین العابدین ، حضرت سجّاد علیه السلام را در خواب دیدم به آن حضرت از نداشتن توشه آخرت و عدم توفیق توبه خالص و اعمال صالح شكایت نمودم.

 آن حضرت علیه السلام فرمودند:
بر تو باد فرستادن صلوات زیاد بر محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام)! 

ما نیز زیاد صلوات مى فرستیم و این صلوات خود را عوض صلوات شما قرار میدهیم.

 

كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


******


وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574






نوع مطلب : 01-06، 79-84، 109-114، 115-120، 199-204، 361-366، 481-486، 559-564، 589-594، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، 85-سوره بروج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»، «چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟»،
          
جمعه 25 آبان 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


عقل و جهل و ایادى (دستیاران) این دو را بشناسید تا هدایت شوید



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 452



حدیث (10)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیه مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن ابى عبد اللَّه برقى، از علىّ بن حدید از سماعة بن مهران نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام بودم و نزد آن حضرت تعدادى از دوستانش حضور داشتند، ذكرى از عقل و جهل به میان آمد، امام علیه السّلام فرمودند:

عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید.

سماعه عرضه داشت: فدایت شوم: چیزى را نمى‏ دانیم مگر شما به ما تعلیم فرمایید.

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى اوّلین آفریده ‏اش از روحانیین را كه عقل باشد از نور خود ایجاد و در سمت راست عرش جا داد، بعد به آن فرمود: رو بگردان، عقل رو گرداند، سپس فرمود، رو بیاور، عقل رو آورد، حقّ جلّ و علا به آن فرمود: تو را مخلوقى بزرگ و عظیم آفریده و بر تمام مخلوقاتم برترى دادم.

سپس حقّ تعالى از دریاى شور و تلخ  و تاریك جهل را آفرید و به آن فرمود: رو برگردان، جهل رو گردانید، بعد به آن فرمود: رو بیاور، جهل رو نیاورد، حقّ عزّوجلّ خطاب به آن كرد و فرمود: چون تكبّر نمودى ملعون واقع شدى.

سپس براى عقل هفتاد و پنج یار و یاور قرار داد، جهل چون اكرام حقّ تعالى نسبت به عقل و آنچه را كه حضرتش به آن اعطاء فرمود را دید عداوت و كینه عقل را به دل گرفت، پس به درگاه الهى عرض كرد:

پروردگارا، این مخلوق مانند من بوده، او را آفریدى و اكرامش كرده و تقویتش نمودى من ضدّ او بوده و هیچ قوّه و نیرویى ندارم، پس مثل او به من نیز یار و یاورى بده.

حقّ تعالى فرمود: آرى به تو نیز یار و یاور خواهم داد ولى پس از آن اگر عصیان و نافرمانى مرا نمایى تو و یاورانت را از رحمت خود به دور خواهم نمود.

جهل عرضه داشت: از آنچه فرمودى خشنودم.

حقّ تعالى هفتاد و پنج یار و یاور نیز به او عطاء فرمود:


یاوران عقل و جهل‏

هفتاد و پنج یاور كه حقّ تعالى به عقل و جهل عنایت فرمود

 عبارتند از:

«خیر» وزیر عقل بوده و ضدّ آن «شرّ» است كه وزیر جهل مى ‏باشد و سایر یاوران این دو به شرح زیر مى ‏باشند:

1-ایمان، ضدّش كفر است، 2-تصدیق، ضدّش انكار است، 3-رجاء و امیدوارى ضدّش ناامیدى است، 4-عدل و داد، ضدّش جور و ستم است، 5-خشنودى، ضدّش سخط و ناخرسندى است، 6-شكر، ضدّش كفران است،7-طمع، ضدّش یأس مى ‏باشد، 8-توكّل، ضدّش حرص و آز است، 9-علم، ضدّش جهل است، 10-فهم، ضدّش حماقت است، 11-عفّت، ضدّش پرده درى میباشد، 12-زهد، ضدّش رغبت و میل است، 13-مدارا و رفاقت،ضدّش خرق و جدایى است، 14-ترس، ضدّش جرأت است، 15-كوچكى كردن، ضدّش تكبّر و فخر فروشى است، 16-درنگ كردن و آهسته پیش رفتن، ضدّش سرعت كردن است، 17-حلم و بردبارى، ضدّش سفاهت و نادانى است، 18-سكوت و ترك بى‏ جا سخن گفتن، ضدّش هذر و یاوه سرایى است، 19-تسلیم بودن و خود نشان ندادن، ضدّش استكبار و نخوت ارائه دادن است، 20-گردن نهادن، ضدّش گردن فرازى است،21-عفو و درگذشتن، ضدّش كینه مى ‏باشد، 22-رحم دلى، ضدّش سخت دلى است، 23-یقین، ضدّش شك است، 24-شكیبایى، ضدّش بیتابى است، 25-معاف كردن و نادیده گرفتن، ضدّش انتقام است، 26-بى ‏نیازى، ضدّش احتیاج و نیاز است، 27-بیاد آوردن، ضدّش سهو و بیاد نیاوردن است، 28-حفظ و بیاد داشتن، ضدّش نسیان و فراموشى است، 29-تعطّف و مهربانى، ضدّش بى‏ مهرى است، 30-قنوع و خرسند بودن به آنچه دارد، ضدّش حرص و آز است، 31-مواسات و برابرى یعنى حقوق دیگران را با خود مساوى دیدن و پرداختن، ضدّش خوددارى از حقوق دیگران مى‏ باشد، 32-مودّت و دوستى، ضدّش دشمنى است، 33-وفاء یعنى دوستى را حفظ كردن، ضدّش غدر یعنى حیله و با خیانت رشته دوستى را گسستن میباشد، 34-طاعت و فرمانبردارى، ضدّش معصیت و سر تافتن مى ‏باشد.

35-فروتنى، ضدّ آن گردنكشى است، 36-سلامت، ضدّ آن بلاء و گرفتارى است، 37-حبّ و دوستى، ضدّ آن بغض و دشمنى است، 38-راستى، ضدّ آن دروغ مى ‏باشد، 39-حقّ، ضدّ آن باطل مى‏ باشد،40-امانت، ضدّ آن خیانت است، 41-اخلاص، ضدّ آن شرك است، 42-شهامت و تیز خاطرى، ضدّ آن كند ذهنى و كودنى مى ‏باشد، 43-زیركى، ضدّ آن حماقت است، معرفت، ضدّ آن انكار است، 44-مدارات، ضدّ آن مكاشفه است، 45-در نهان و خفاء سالم بودن و حیله نداشتن، ضدّ آن فریفتن و حیله نمودن مى‏ باشد، 46-كتمان و پنهان داشتن، ضدّ آن افشاء و اظهار كردن است، 47-صلاة و بپا داشتن دعاء، ضدّ آن اضاعه و تباه كردن مى ‏باشد،48-صوم و امساك كردن، ضدّ آن افطار و به هم زدن است، 49-جهاد و كارزار كردن در راه خدا، ضدّ آن نكول كردن و به میدان نبرد نرفتن است، 50-حجّ و به عهد و میثاق عمل كردن، ضدّ آن شكستن عهد و میثاق مى‏ باشد، 51-صون و حفظ كردن خبر و به سمع دیگران نرساندن، ضدّ آن نمیمه و رساندن خبر به گوش دیگران مى ‏باشد، 52-برّ الوالدین و به پدر و مادر احسان كردن، ضدّ آن عاق والدین شدن مى ‏باشد، 53-حقیقت و عملى را مطابق با واقع انجام دادن، ضدّ آن ریاء و عملى را صورى به جاى آوردن است، 54-معروف و پسندیده، ضدّ آن منكر و قبیح مى ‏باشد، 55-پوشاندن و مخفى كردن، ضدّ آن تبرّج و اظهار كردن است، 56-تقیه و پنهان نمودن، ضدّ آن آشكار كردن است، 57-انصاف و به عدالت رفتار كردن، ضدّ آن حمیّت و ترك عدالت نمودن است، 58-پاكیزگى، ضدّ آن قذارت و آلودگى است، 59-حیاء و شرم داشتن، ضدّ آن خلع و پرده درى مى ‏باشد، 60-قصد و تعدّى نكردن، ضدّ آن تعدّى و تجاوز به حقوق دیگران مى‏ باشد، 61-راحتى و آرامش، ضدّ آن تعب و رنج مى ‏باشد.

62-سهولت و سادگى، ضدّ آن صعوبت و سختى است، 63-بركت، ضدّ آن محق یعنى زوال بركت مى ‏باشد،64-عافیت، ضدّ آن بلاء مى‏ باشد، 65-قوام و آنچه شى‏ء به آن وجود پیدا كند، ضدّ آن مكاثره و بسیار شدن را گویند، 66-حكمت، ضدّ آن هوى و سخن گفتن از روى خواهش نفس مى ‏باشد، 67-وقار و سنگینى، ضدّ آن خفّت و سبكى است، 68-سعادت، ضدّ آن شقاوت است، 69-توبه و بازگشت از گناه، ضدّ آن اصرار بر گناه مى‏ باشد، 70-استغفار و طلب آمرزش، ضدّ آن اغترار و مغرور واقع شدن است، 71-محافظت و سعى نمودن در نگهدارى، ضدّ آن تهاون و سستى كردن است، 72-دعاء و طلب، ضدّ آن استنكاف و خوددارى مى‏ باشد،73-نشاط، ضدّ آن كسالت و پكر بودن است، 74-فرح و شادى، ضدّ آن حزن مى ‏باشد، 75-الفت و انس، ضدّ آن جدایى است.

 

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

تمام این خصال و صفات كه جنود و یاوران عقل بوده در كسى جمع نمى‏ شوند مگر در نبىّ یا وصىّ و جانشین نبىّ یا مؤمنى كه حقّ تعالى قلبش را براى ایمان امتحان و آزموده باشد و امّا سایرین و بقیه دوستان ما برخى از این اوصاف جهل بپرهیزند چه آن كه در این صورت در درجه علیاء با انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام مقرون مى‏ گردند و باید توجّه داشت كه با معرفت پیدا كردن به عقل و جنود آن و دورى جستن از جهل و یاوران آن مى‏ توان به حقّ راه یافت و آن را درك كرد، خدا ما و شما را براى طاعت و انجام افعالى كه مورد رضایتش هست نگاه دارد.





نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 67-سوره ملک، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُـلک/10

و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا «تعقل» كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.


درقرآن کریم 49 بار به واژه «عقل» و مشتقات آن اشاره نموده است.







****************




چرا هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 451



حدیث (11)

 محمّد بن الحسین بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن صفّار از ابراهیم بن هاشم از ابى اسحاق ابراهیم بن هیثم خفّاف، از مردى از اصحاب از عبد الملك بن هشام، از على اشعرى به طور مرفوع حدیث را آورده و مى ‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده، و عقل هیچ شخصى كامل نمى‏ گردد مگر آن كه در آن ده خصلت باشد:

الف: به خیر او امید باشد.

ب: دیگران از شرّش در امان باشند.

ج: خیر زیاد خود را كم شمرد.

د: خیر اندك دیگران را زیاد بداند.

هـ: از رجوع حاجت‏مندان به او دلتنگ و ملول نشود.

و: در طول عمرش از تحصیل دانش كسل و بد حال نشود.

ز: نزد او احتیاج و نداشتن بهتر باشد از ثروت و دارایى.

ح: فروتنى پیش از او سر بلندى محبوب‏تر باشد.

ط: بهره او از دنیا همان خوراك او است.

ى: دهمین خصلت و آن چه خصلتى باشد؟ آن است كه: كسى را نبیند مگر آن كه پیش خود بگوید: او از من بهتر و پارساتر مى‏ باشد.


مردم دو قسمند: قسمى واقعا از او (طرف مقابل) بهتر و پرهیزگارتر هستند، قسم دیگر از او (طرف مقابل) بدتر و پست ‏تر مى‏ باشند، چون به قسمى برخورد كه از او بهتر و پارساتر هستند در مقابل آنها تواضع و فروتنى كند تا خود را به آنها برساند و هرگاه با كسى مواجه شد كه از او بدتر و پست‏ تر است به خود بگوید: 

شاید خوبى او پنهان و بدیش ظاهر باشد و شاید عاقبتش به خیر انجامد، چون چنین كند بزرگ شده و آقا و سرور اهل زمانش گردد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562




ستون بدن انسان عقل او است


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى ‏شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى‏ شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.



برگرفته از: کتاب ارزشمند علل الشرایع شیخ صدوق-جلد اوّل-باب نود و یکم




نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مهر 1397



فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر و مهربان است.

 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿قلم/1﴾ 564

ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند.


 قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿حجر/37-36﴾ 264

[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی * تا روز [آن] وقت معین.


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


****************




اسرار واجب بودن حج و طواف نمودن بیت و انجام مناسك‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 142-مطلب شماره 346


حدیث (1) 

پدرم رضى اللَّه عنه فرمود: على بن سلیمان رازى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمر از عبد الحمید بن ابى دیلم نقل كرده كه گفت: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست توبه جناب آدم علیه السّلام را بپذیرد جبرئیل را نزد او فرستاد، جبرئیل عرضه داشت: سلام بر تو اى آدم، اى كسى كه بر بلیّه وارده صبر و شكیبایى نمودى و از لغزشى كه صادر شد توبه نمودى، خداوند تبارك و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسكى كه به واسطه انجام آنها توبه ‏ات پذیرفته مى ‏شود را به تو بیاموزم، سپس جبرئیل دست آدم علیه السّلام را گرفت و با او حركت كرد تا به بیت اللَّه رسیدند در آن جا ابرى بر سر آدم علیه السّلام سایه افكند، جبرئیل عرض كرد: هر كجا كه این ابر سایه افكند با پا خط بكش، بارى با هم به همین ترتیب قدم زدند تا به منى رسیدند، جبرئیل جاى «مسجد منا» را به آدم نشان داد، آدم آن جا را خط كشید و نیز جاى «مسجد الحرام» را بعد از خط كشیدن به جاى بیت با رسم خط نشان نمود پس از آن به ‏عرفات رفتند، جبرئیل آدم را بر زمین برآمده و نمایانى ایستادند و به او عرض كرد: مترصّد(چشم براه و بیدار) باش هر گاه آفتاب غروب نمود هفت بار به لغزش خود اعتراف نما، جناب آدم این عمل را بجا آورد و به همین خاطر آن جا به عرفه نامیده شد چه آنكه آدم علیه السّلام به لغزش خویش اعتراف كرد، پس این معنا سنّتى شد در بین فرزندان آدم كه به گناهان خویش اقرار و اعتراف نمایند همانطورى كه پدرشان به لغزش خود اعتراف كرد و از خدا درخواست توبه و آمرزش گناهان خود كنند چنانچه پدرشان از خدا این خواهش را نمود، پس از آن جبرئیل علیه السّلام به او گفت كه از عرفات كوچ كرده و خارج شود پس جناب آدم علیه السّلام از عرفات بیرون آمد و عبورش بر هفت كوه افتاد، و به دستور جبرئیل بر سر هر كوهى چهار تكبیر گفت سپس ثلثى از شب رفته بود كه به وادى جمع رسید، در آن جا بین نماز مغرب و عشاء را جمع نمود و به همین خاطر آن جا را وادى جمع نامیدند چه آنكه جناب آدم در آن جا بین نماز مغرب و عشاء جمع نمود.

پس وقت نماز عشاء در این شب و در این وادى زمانى است كه ثلثى از شب بگذرد بارى پس از خواندن نماز مغرب و عشاء جبرئیل علیه السّلام امر نمود كه حضرتش در بطحاء وادى جمع یعنى زمین مشعر تا صبح طاق واز بخوابد، پس آدم در آن جا خوابید تا صبح طالع شد پس از آن به فرمان جبرئیل بالاى كوه وادى جمع رفت و وقتى آفتاب طلوع نمود به لغزش خویش هفت مرتبه اعتراف كرده از خداى منّان باز هفت بار طلب آمرزش و قبول توبه ‏اش را نمود.

و جهت این كه دو بار جناب آدم علیه السّلام موظّف شد به اعتراف كردن به لغزش خویش آن است كه این عمل سنّت باشد در فرزندان آن حضرت، بنا بر این كسى كه عرفات را درك نكند و به وقوف در آن نرسد و تنها وادى جمع (مشعر) را درك كند به حجّش وفاء كرده و مناسكش صحیح است، به هر صورت جناب آدم علیه السّلام از وادى جمع به طرف «منا» خارج شد و ظهر به آن جا رسید سپس به دستور جبرئیل دو ركعت نماز در «مسجد منا» بجا آورد بعد از آن جبرئیل فرمان داد كه آن حضرت قربانى كند تا:

اوّلا: تقرّب به حق تعالى پیدا كرده و قربانى وى قبول درگاه اقدسش واقع شود.

ثانیا: بدین وسیله توبه ‏اش پذیرفته گردد و ثالثا: این عمل (قربانى) در بین فرزندانش سنّت گردد.

بارى جناب آدم علیه السّلام به فرمان جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق عزّ و جل‏ قربانى را از او پذیرفت به این نحو كه آتشى از آسمان فرستاد و آتش قربانى آدم را گرفت، جبرئیل عرضه داشت خداوند تبارك و تعالى به تو احسان نمود زیرا مناسكى كه به واسطه آنها توبه ‏ات مقبول واقع شد را به تو تعلیم كرد و قربانى تو را نیز پذیرفت، پس در قبال آن تواضع نما و سر خود را بتراش.

پس آدم علیه السّلام به منظور تواضع و فروتنى در مقابل حقّ تبارك و تعالى سرش را تراشید، سپس جبرئیل دست آدم را گرفت و او را به طرف بیت برد در اثناء راه جنب جمره عقبه به ابلیس بر خورد كردند، ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو، آدم طبق آنچه جبرئیل امر كرده بود انجام داد و بدین ترتیب ابلیس از آنها دور شد بعد جبرئیل در روز دوّم دست آدم را گرفت و به طرف جمره اولى برد، باز در اثناء به ابلیس برخورد كردند. جبرئیل علیه السّلام گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس از آنها دور شد و باز نزدیك جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس را از خود دور نمود، سپس، نزدیك جمره سوّم خود را به ایشان نشان داد و گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یك تكبیر بگو.

آدم چنین نمود و ابلیس را از خود دور كرد و سپس در روز سوّم و چهارم نیز آدم به زدن ابلیس مبادرت كرد و وى را از خود دور نمود.

جبرئیل به آدم عرض كرد: دیگر هرگز او را نخواهى دید سپس آدم را به بیت برد و امر نمود كه هفت بار خانه خدا را طواف كند، آدم چنین نمود.

پس جبرئیل گفت: خداوند متعال تو را آمرزید و توبه‏ ات را پذیرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.

 

حدیث (2)

 على بن حبشى بن قونى رحمة اللَّه علیه در مكتوبى كه به من نوشت مرقوم داشت:

جمیل بن زیاد از قاسم بن اسماعیل از محمّد بن سلمه، از یحیى بن ابى العلا رازى نقل كرده مردى بر حضرت امام صادق علیه السّلام وارد شد و عرض كرد: فدایت شوم خبر دهید مرا از معناى فرموده حق تعالى: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ‏ و نیز از فرموده جنابش به ابلیس: فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏ و همچنین از این بیت (كعبه) كه چگونه بر خلائق واجب شد به زیارتش بیایند؟

راوى گفت: امام علیه السّلام به او توجّه نمود و فرمود:

پیش از تو احدى از آنچه تو سؤال كردى از من سؤال نكرده، بدان حق عزّوجل وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه ‏اى قرار دادم تمام آنها از این كلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا، اگر میخواهى براى خود خلیفه ‏اى در زمین قرار دهى او را از ما انتخاب كن كه طاعت و فرمانت را مى ‏بریم.

خداوند علیم در جوابشان فرمود: من مى ‏دانم آنچه را كه شما نمى‏ دانید.

فرشتگان پنداشتند این كلام بارى تعالى ناشى از غضب او است بر ایشان پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق جلّت عظمته امر فرمود به ایشان خانه ‏اى را كه از مرمر بوده و سقفش از یاقوت سرخ و ستون ‏هایش از زبرجد بنا شده طواف كنند، بیتى كه هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى‏ شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.

سپس امام فرمودند: و یوم وقت معلوم روزى است كه در صور یك بار دمیده شود و بین دمیدن اوّل و دوّم ابلیس هلاك مى‏ شود.

و امّا نون: عبارت است از نهرى در بهشت كه آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین ‏تر است حق تعالى به این آب مى‏ فرماید: مركّب شو، پس بلافاصله مركّب مى‏ گردد، سپس درختى را با دستش مى‏ كارد (امام علیه السّلام براى رفع شبه ه‏اى كه براى گروه مشبّهه پیش آمده بلافاصله فرمودند: مقصود از «ید» قوّه و قدرت است نه آن معنایى كه در توهّم گروه مشبّهه مى‏ باشد) پس از آن به درخت مى‏ فرماید: قلم شو و به دنبال آن به قلم امر مى‏ فرماید: بنویس.

درختى كه قلم شده عرض مى‏كند چه بنویسم؟

حق جلّت عظمته مى ‏فرماید: آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد را بنویس.

پس قلم به فرمان خدا تمام وقایع را مى ‏نگارد و آن را به نفخ صور و هلاكت ابلیس ختم مى ‏كند و بعد خداوند متعال به آن مى ‏فرماید: تا وقت معلوم البتّه سخن مگو و تكلّم مكن.

 

حدیث (3) 

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید، از ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده‏اند كه از آن جناب راجع به ابتداء طواف سؤال شد؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست آدم علیه السّلام را بیافریند به فرشتگان فرمود: در زمین براى خود خلیفه و جانشینى قرار خواهم داد.

دو فرشته از فرشتگان عرضه داشتند: آیا كسى را خلیفه خود قرار مى‏ دهى كه در زمین فساد كرده و خونها مى ‏ریزد؟

پس بین آن دو فرشته و حق عزّ و جلّ حجاب ها زده شد در حالى كه نور حق جلّت عظمة براى فرشتگان ظاهر و روشن بود، بعد از واقع شدن حجاب آن دو فرشته دانستند خداوند از كلامشان به سخط و غضب آمده لذا به دیگر فرشتگان گفتند:

چاره ما چیست و چگونه توبه نماییم؟

فرشتگان گفتند: ما نمى ‏دانیم كه توبه شما چیست مگر این كه به عرش پناه ببرید.

امام علیه السّلام فرمودند: پس آن دو فرشته به عرش پناه برده تا این كه حق تعالى توبه آنها را قبول نمود و حجابها را از بین برداشت و چون دوست دارد كه با چنین عبادتى، عبادت شود از این رو بیت را در زمین آفرید و بر بندگان طواف در اطراف آن را واجب فرمود و بیت المأمور را در آسمان آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش شده و تا روز قیامت از آن بیرون نمى ‏آیند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 68-سوره قلم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 559-564، 259-264، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397



25/131/249/401/406

444/489/539/562


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُلک/10﴾ 562


و می گویند: اگر ما [دعوت سعادت بخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقّل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم. (



****************


 

اسرار تیز و کُند بودن عقل و فهم و ادراک

 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-باب 91-مطلب شماره 86

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم، از على بن معبد، از حسین بن خالد از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

 

با شخصى مقدارى سخن مى‏ گویم، پس وى تمام را درك نموده و مى ‏فهمد و با بعضى دیگر تكلّم نموده و شطرى(قسمتی)از كلام را ایراد مى‏ نمایم، وى كاملا سخنانم را ضبط نموده و عیناٌ آنها را به خودم برمیگرداند و با بعضى دیگر وقتى صحبت مى‏ كنم مى ‏گوید: دوباره سخنت را تكرار كن.

حضرت فرمودند: اى اسحاق علّت آن را مى ‏دانى؟

عرض كردم: خیر.

حضرت فرمودند : كسى كه با او سخن گفتى و سخنانت را فهمید ولى نتوانست آنها را برایت عیناٌ بازگو كند، او كسى است كه نطفه‏ اش با عقلش عجین و ممزوج شده و شخصى كه سخنانت را با بار اوّل فهمیده و عیناً آنها را به خودت برمى‏ گرداند، وى كسى است كه عقلش در شكم مادر با او تركیب گشته و امّا كسى كه با بار اوّل سخنانت را درك نكرده و گفته است دوباره تكرار نما او كسى است كه پس از بزرگ شدن عقلش با او تركیب یافته است.


حدیث (2)

محمّد بن الحسن مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد، از حسن بن محبوب، از برخى اصحابش از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى‏ شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى ‏شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 خرداد 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات