وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ 

﴿جمعه/2 553

اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.


قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى ﴿اعلی/14 591

بی تردید کسی که خود را [از زشتی های باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا ﴿٢ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا ﴿٣ وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿٤﴾ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿٥ وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿٦ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨ 

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9

 ﴿شمس/9-1﴾ 595


به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش (1) و به ماه هنگامی که از پی آن برآید (2)  و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند (3) و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد  (4)و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد (5) و به زمین و آنکه آن را گستراند  (6) و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، (7) پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او 

الهام کرد(8)

بی تردید کسی که نفس را از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد(9)


****************



راههای تزکیه نفس و خود سازی

از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد.

 در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است.

تزکیه در اصل از ماده “زکو” و به معنای تطهیر نفس و مال، صلاح، تقوا، زمین پاک، مدح و ستایش و تنزیه خویش میباشد. [1] 

در اصطلاح اخلاق و عرفان، عبارت است از تطهیر و پاک سازی نفس از اخلاق ناپسند و آلودگی های اخلاقی، به منظور گام برداشتن درجهت فضائل اخلاقی که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی در دنیا و آخرت می شود. [2] 

تزکیه در قرآن :

از جمله مباحث مهمی که بسیار مورد تأکید قرآن قرار گرفته است، تزکیه و تهذیب نفس میباشد. از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیّت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد. در اهمیت تزکیه نفس، همین بس که قرآن پس از یازده مرتبه قسم در سوره شمس، تزکیه نفس را تنها عامل رستگاری و وصول به سعادت فردی معرفی   می نماید و فساد اخلاقی را منشأ بدبختی و مایه زیان می شناسد.[3] 

و از همین جهت است که خداوند بواسطه رحمتش، انبیاء(ع) را مبعوث فرموده تا مردم را از اعمال بد و عواقب سوء آن آگاه کنند.[4]

تزکیه در روایات :

در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است. [5] امام سجاد(ع) در حدیثی فرمودند: «حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: آن ها که در قیامت در سایه عرش تو به سر می برند چه کسانی اند؟

فرمود : پاکدلان در سایه عرش من به سر میبرند. آنان که غیر حق را نمی نگرند و نمی خواهند و از هیچ اطاعتی دریغ نمی ورزند.[6]

آثار تزکیه نفس :

از جمله آثار و فوایدی که بر تزکیه نفس مترتب است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) آثار فردی :

 .1فلاح و رستگاری :   

 از نتایج تهذیب نفس، رسیدن به خیر و سعادت ابدی است و باید دانست سعادت مطلق برای انسان ها حاصل نمی شود مگر اینکه نفس خود را از تمام صفات رذیله مبرّا کند و به تمام اوصاف و اعمال نیکو مزیّن نماید[7]

.2 اصلاح دنیا و آخرت :    

حضرت علی(ع) ضمن حدیثی بیان فرمودند: کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد و کسی که امور آخرت را اصلاح نماید، خداوند امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.[8]

.3نیکو شدن ظاهر و باطن :

یکی از ثمرات دیگر تزکیه، آشکار کردن ظاهر و باطن است. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند و کسی که برای دین خدا کار کند، خدا دنیای او را کفایت می کند.[9]

 .4رسیدن به قرب الهی :

یکی دیگر از فواید تزکیه نفس، تقرب و نزدیک شدن به خداوند می باشد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «از جمله نجواهای خداوند با موسی این بود که :

ای موسی! تقرب جویان به من، به چیزی مانند پرهیز از حرام های من به من نزدیک نشوند. من بهشت های ماندگار خود را به آنان می بخشم و هیچ کس را شریکشان قرار نمی دهم.[10]

ب) آثار اجتماعی :

نقش و کارکرد تزکیه را نمی توان در حوزه فردی خلاصه کرد، بلکه آثار اجتماعی تزکیه که به اشکال مختلف و متنوع بروز و ظهور می کند نشان می دهد که تزکیه دارای چه اهمیت و ارزشی در حوزه مسایل اجتماعی جوامع بشری دارد. در آیه ۱۵۱ سوره بقره و نیز آیه ۱۶۴ سوره آل عمران به جایگاه رفیع و ارزشمند تزکیه در مسایل اجتماعی جامعه توجه داده شده است و بیان می شود که چگونه خداوند بر امت اسلام منت نهاده و آنان را به کمک پیامبر اسلام(ص) تزکیه نموده و از ناپاکی ها، رهایی بخشیده و امتی سالم و مسلم ایجاد کرده است، به بیانی دیگر، از آن جایی که بعثت و هدف های آن (تعلیم و تزکیه) از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلمان است می توان گفت که مایه رسیدن امت ها به مقام تسلیم در برابر خداوند، تزکیه و تطهیر از آلودگی هاست.[11]

موانع تزکیه نفس :

پیمودن راه کمال و رسیدن به مقامات عالی، کار آسانی نیست، بلکه به علت وجود موانع در این راه، کار دشوار شده و بر انسان مؤمن لازم است که برای برطرف ساختن آن ها به تزکیه و جهاد با نفس خویش بپردازد. موارد ذیل را می توان به عنوان مانع برشمرد:

.1عدم پذیرش نفس : [12] 

بزرگترین مانع سیر و سلوک، عدم آمادگی نفس مؤمن است.

دلی که در اثر گناه، آلوده و تاریک شده است، دیگر نمی تواند مرکز تابش انوار الهی گردد.

زیرا که چنین قلبی جایگاه شیطانی می باشد که قرآن آن را به عنوان دشمن سعادت انسان مطرح کرده است. [13] 

امام باقر(ع) در حدیثی می فرمایند: «وقتی انسان مرتکب گناه شد، یک نقطه سیاه در قلبش پیدا می شود، اگر از گناه توبه کرد، این نقطه محو می شود و اگر همچنان به معصیت ادامه داد، نقطه سیاه تدریجا بزرگ تر می شود تا اینکه بر مجموع قلب غلبه نماید و در این صورت هرگز به رستگاری نمیرسد [14] 

بنابراین بر انسان واجب است در آغاز تزکیه، از گناهان دوری کند.

2. تعلقات دنیوی :

هر چه که ما را از خدا دور و به غیر حق مشغول کند، دنیاست.[15] 

علاقه افراطی و خارج از چارچوب به مال و ثروت و جاه و مقام و ریاست، انسان را از حرکت و سلوک به سوی سعادت حقیقی که همان قرب حق است باز می دارد[16].

زیرا قلبی که به این امور فانی انس گرفته، چگونه می تواند به سمت سعادت رود؟

.3پیروی از هوای نفس :

تمایلات نفسانی قلب را تیره و تار ساخته و آن را به این طرف و آن طرف می کشاند و فرصت خلوت با خدا و انس با او را به قلب نمی دهند، بدین جهت چنین دلی لایق تابش انوار پاک معنوی نمی باشد.[17]

.4 ضعف اراده :

سستی اراده و عدم قدرت بر تصمیم گیری از موانعی است که انسان را از شروع در عمل باز می دارد. زیرا که شیطان همواره در قلب انسان نفوذ کرده و گاهی آنچنان موضوع را سخت جلوه می دهد که سبب پیدایش یأس در انسان میگردد.

بنابراین انسان باید جلوی وسوسه های شیطانی را گرفته و با مراجعه به آیات و احادیث و کتب اخلاق، به ارزش و ضرورت سیر و سلوک واقف گردد و زمانی که سعادت ابدی خود را در این سیر و سلوک ببیند، به طور جدی وارد عمل شده و ناامیدی را از خود دور می کند.[18]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 547-552، 589-594، 595-600، 62-سوره جمعة، 87-سوره اعلی، 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399

 

اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33﴾ 180

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32﴾ 180

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 568

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

*** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است 

حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمانگونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

...وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ﴿هود/117  235

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند 

آنان را هلاک نمیکند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ 

وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7﴾ 467

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5) 483

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

******

اهمیّت استغفار

قال الإمام المهدی (علیه السلام)  :

یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، 

إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقْوالُهُمْ افْعالَهُمْ

امام زمان علیه السلام می فرمایند : اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است. 

مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.


...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10) 547

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و 

در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا 

یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41) 260

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم 

و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147) 68

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش 

و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ 

وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/28) 571

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید 

و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35) 455

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از 

من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151) 169

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت 

درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118) 349

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 67-72، 169-174، 175-180، 235-240، 259-264، 349-354، 451-456، 463-468، 547-552، 565-570، 571-576، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 481-486، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399



مراحل شكل گیری 9 گانه حیات انسان


قرآن مجید حیات جنینی انسان را به اطوار و مراحل مختلفی تقسیم كرده، می فرماید :

 وَقَدْ خَلَقَكُم أَطْوَاراً ﴿نوح/14﴾ 571

خدا شما را در مراحل مختلفی آفرید.

 

مرحله اول : خاك


 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طین ﴿مؤمنون/12﴾ 342

ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاك آفریدیم.

نطفه انسان مولود غذاهای گوناگونی است كه از نباتات و گوشت و لبنیات سرچشمه میگیرد.

حیوانات هم از نباتات تغذیه می كنند و نباتات هم از خاك مایه می گیرند .

بنابراین نطفه ی انسان كه بعداً به صورت انسانی درمی آید مولود خاك است .

اكتشافات جدید هم نشان می دهد عناصری كه زمین در بردارد از قبیل : آهن ، مس ، كلسیم ، ید و... عصاره ی آنها در انسان وجود دارد و انسان دائم به وسیله ی نباتات و حیوانات از عصاره های مواد خاكی تغذیه می كند و به تولید مثل برمی خیزد .

 

مرحله دوم : آب


هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ المآءِ بَشَراً... ﴿فرقان/54﴾ 364

اوست كه بشر را از آب آفرید.

از نظر زیست شناسان انسان به اسفنجی می ماند كه او را آب فرا گرفته است .

جسم یك فرد هفتاد كیلویی از پنجاه لیتر آب تشكیل شده است و این نسبت ثابت است .

اگر شخصی بیست درصد آب بدنش را از دست بدهد ، دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب یاخته های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم می باشد و عملا فاقد نمك است ، ولی آب خارج از یاخته ها عملًا پتاسیم ندارد ، بلكه دارای مقدار زیادی نمك است و این تركیب آب خارج از یاخته ها جزء به جزء به آب دریایی شباهت دارد كه میلیون ها سال قبل اولین اشكال حیات در آن شكل می گرفت و بعداً زمانی كه موجودات آبی به خشكی روی آوردند دریای درون را نیز با خود آوردند ، چون بدون آن زندگی برای آنها در خشكی ممكن نبود .

آری، این است معجزه ی شگفت انگیز قرآن ، كه در صحرایی خشك و سوزان و بدون ابزار علمی و در جامعه ای بی سواد اعلام كرد : اوست كه بشر را از آب آفرید .

 

مرحله سوم : علق


 خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق ﴿علق/2﴾ 597

 

پروردگار انسان را از علق « كرمكی شبیه زالو» آفرید

«علق» در لغت كرمكی است كه به دیواره ی رحم زن میچسبد، و به معنای زالو و حیوان شناور خون خوار نیز آمده است .

امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میكروسكوپ می گذارند ، انبوه كثیری از كرمك های زنده ی شناوری را مشاهده می كنند كه این كرمك ها وقتی وارد رحم می شوند مانند زالو به دیواره ی رحم می چسبند .

اسپرماتوزئید در حدود چهار سانتیمتر مكعب است ، كه در هر یك سانتیمتر آن صد تا دویست میلیون حیوان زنده ی شناور یافت می شود . این حیوانات حیرت انگیز دسته جمعی به قصد رسیدن به «اوول»، سلول ماده، حركت میكنند. تخمدان یك زن جوان تقریباً شامل سیصد هزار هزار تخمك نارس است ، ولی از همه اینها در حدود چهارصد عددشان رسیده و بالغ می شوند .

هنگام قاعدگی ، تخمك ، پس از ترك خوردن كیسه ای كه محتوی آن است ، به روی دنباله های لوله كوتاهی كه از تخمدان تا زهدان كشیده شده می افتد و با حركت مژه های لرزان این لوله ، خود را به زهدان می رساند و به این ترتیب تخمدان خود را برای پذیرش اسپرم نر آماده می كند!


 


مرحله چهارم : ایجاد از آب بی ارزش


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَة مِن ماء مَهین ﴿سجده/8﴾ 415

آنگاه خدا نسل بشر را از چكیده و خلاصه ی آب بی مقدار پدید آورد.

اسپرها یعنی همان كرمك ها و به تعبیر قرآن مجید علق ها و یاخته های جنسی نر با ماده ی لزجی ، همراه نطفه ی مرد خود را به دهانه ی رحم می رسانند و پس از رسیدن به داخل رحم ناگهان نبرد شگفتی میان آنان به وقوع میپیوندد .

در این نبرد عجیب دویست میلیون اسپر شركت دارند كه با سرعت 15 كیلومتر در ساعت برای تصرف تخمك زن به سوی آن حركت می كنند و طولی نمی كشد كه اولین صفوف اسپرها به جدار تخمك می رسند .

ناگهان هزاران كرمك ، تخمك را در بر می گیرند . كرمكها كه دم هایشان به سرعت می جنبد در زیر ذره بین به چمن زاری می مانند كه با وزش نسیم ، موج می زنند و تا زمانی كه یكی از كرمك ها نتواند خود را در آغوش تخمك فرو برد این عمل ادامه دارد .

هر اسپری كوشش می كند اولین نفری باشد كه به درون تخمك وارد می گردد ، تا این كه اولین اسپر پوسته را می شكافد و وارد تخمك می شود و به محض ورود، دُم كرمك قطع شده محل ورود متورم می شود .

در این هنگام پروتوپلاسمای تخمك نیز منقبض گشته ، مایعی از خود خارج می كند تا كرمك های دیگر نتوانند وارد آن شوند .

بنابراین از دویست میلیون اسپر تنها یك اسپر با تخمك می آمیزد و انسان تولید می شود ، و چنانچه اراده ی حق و رحمت واسعه اش تعلق بگیرد دو یا سه اسپر وارد می شود در این صورت در رحم زن دوقلو یا سه قلو پرورش می یابد .

 

مرحله پنجم : امشاج «سلول تخم»


 إِنّا خَلَقْنَا الإنْسانَ مِن نُطْفَة أَمْشاج... ﴿انسان/2﴾ 578

ما انسان را از نطفه ی مخلوط پدید آوردیم.

برای اینكه انسانی به وجود آید ، ابتدا باید تخمك، یعنی یاخته ی جنسی ماده كه یكی از كرمك ها را در بر گرفته ، وارد رحم شود . تخمك ، دانه ی سپیدی است كه 250 هزار بار از یاخته ی جنسی نر یعنی اسپر بزرگتر است ; به این خاطر وقتی تخمك با سیل اسپر برخورد می كند ، یكی از آنها را در خود فرو می برد و با كرموزوم های سلول نر كه تعدادشان به نصف تقلیل یافته با كروموزوم های سلول تخمك می آمیزد و در نتیجه موجود تازه ای بنام سلول تخم پدید می آید كه در اصطلاح قرآن « امشاج » نامیده شده .

اگر بهترین وضع زندگی برای سلول نر و سلول ماده فراهم باشد ، قادر به ادامه ی زندگی نیستند و به زودی می میرند، مگر آنكه با یكدیگر تركیب شوند و سلول تخم ، یا به تعبیر قرآن « امشاج » را به وجود آورند .

پس از عمل لقاح ، سلول تخم شروع به تقسیم می نماید ، ابتدا به دو سپس به چهار و هشت و . . . تقسیم می شود و به همین صورت بر اثر تقسیمات متوالی ، توده ای سلولی بوجود می آید.



مرحله ششم : صورت بندی جنین


 هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنَی ﴿حشر/24﴾ 548

او خدای به وجود آورنده ی «انبوه سلول ها» و اندازه قراردهنده و جدا كننده ی «سلول ها» و پیكرساز و شكل دهنده است.

پس از تكمیل شدن سلول ها ، یعنی مصالح ساختمان جنین ، انبوه كثیری از سلولها برای بنای پیكره ی انسان تحویل رحم داده می شود و در رحم ، ساختمان جنین آغاز می گردد .

ابتدا این سلول های بی شمار به قدرت پروردگار و در سایه ی رحمت واسعه و مهربانیش از یكدیگر مجزّا شده هر كدام به جایگاه مخصوص خود روانه می شوند ، سلول های مغز ، سلول های چشم ، سلول های گوش و . . . همین طور هر یك ذرات هم عضو خود را پیدا كرده تشكیل عضوی می دهند و به این ترتیب پیكر جنین به وسیله سلول ها ساخته و پرداخته و صورت بندی می شود .

گلوله ی كوچكی كه در طرف چپ جنین قرار دارد، منبع تغذیه ی جنین است . این گلوله كه در خون شناور است عصاره ی غذا و آب و تنفس را كه توسط دستگاه های گوارش و اكسیژن تهیه و وارد خون شده است گرفته و از راه ناف به بدن طفل منتقل می كند!

این است رحمت واسعه ی الهیه كه همه چیز را فرا گرفته و آثارش در ذرّه ذرّه ی بنای خلقت از خورشید روشن تر است .

 



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 271-276، 337-342، 361-366، 415-420، 457-462، 547-552، 571-576، 577-582، 595-600، 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، 32-سوره سـجـده، 39-سوره زمـر، 59-سوره حـشر، 71-سوره نوح، 76-سوره انسان، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



229/230/231/399/451/522/530/557


سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 


 اوّلین كسى كه عمل قوم لوط را انجام داد چه كسى بود؟


حضرت فرمودند: ابلیس بود كه خود را در اختیار دیگرى قرار داد.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44(نـوادر)/23-مطلب شماره 558




نوع مطلب : 229-234، 397-402، 451-456، 529-534، 547-552، 553-558، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، اصحاب و اقوام در قـــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 آذر 1397

وَإِن فَاتَكُمْ شَیْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا  وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿ممتحنه/11﴾ 550

 اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را به خاطر پیوستن به کفار از دست داده اند، معادل مهریه ای که داده اند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید. 


****************



اسرار احكام مهریه و برخی مسائل ازدواج


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 289--مطلب شماره 484


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از حسین بن زراره، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابى جعفر علیه السّلام پرسیدم: اگر مردى با زنى ازدواج كند و تعیین مقدار مهر را موكول به حكم زن نماید چه صورت دارد؟


حضرت فرمودند: به حكم زن از مهریه های آل محمّد تجاوز نكند، مهریه های ایشان دوازده اوقیه و نیم كه معادل پانصد درهم نقره است مى‏ باشد.

عرض كردم: چه مى‏ فرمایید اگر زن با مرد ازدواج نمود و راضى شد هر چه مرد حكم نماید همان ممضى(فوت شده) باشد.


حضرت فرمودند: آنچه مرد حكم كند بر زن نافذ بوده كم باشد یا زیاد.


عرض كردم: چرا حكم زن را بر مرد نافذ قرار ندادید ولى حكم مرد را بر زن ممضى(فوت شده) دانستید؟

حضرت فرمودند: زیرا زن حق ندارد از آنچه رسول خدا سنّت قرار داده و زنان و همسرانش را با آن عقد فرموده تجاوز كند لذا در صورت تجاوز از آن به مهر السنّه برگردانده مى‏شود ولى حكم مرد از این جهت نافذ است كه خود زن امر مهر را به او واگذار كرده و به حكمش راضى گشته لا جرم به آنچه وى حكم كند زن باید قبول كند كم بوده یا زیاد باشد.


حدیث (2)

در خبر دیگر نقل شده كه امام صادق علیه السّلام فرمودند: سرّ این كه مهر بر عهده مرد است نه زن با این كه فعل هر دو یكى مى‏ باشد آن است كه: مرد وقتى نیازش از زن بر طرف شد (مقصود اشباع شدن مرد از زن است در وقتى عمل نزدیكى) از او جدا شده و منتظر بر طرف حاجت زن نمى ‏گردد از این رو مهر بر عهده او است نه بر ذمّه زن.


حدیث (3) 

محمّد بن على (شبامى) ابو الحسین فقیه در مروروذ از ابو حامد احمد بن محمّد بن احمد بن الحسین، از ابو الحسن احمد بن خالد خالدى از محمّد بن احمد بن صالح تمیمى از ابو احمد صالح تمیمى از محمّد بن حاتم عطّار، از حمّاد بن عمرو، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از جدّش، از حضرت على بن ابى طالب علیهم السّلام:


حضرت در حدیث طولانى وصیّت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را ذكر نموده و مى‏ فرماید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اظهار كراهت كردند از این كه مرد با زن در حال حیض هم بستر شود و اگر چنین كرد و فرزندى مبتلا به جذام یا برص متولّد شد كسى غیر از خود را ملامت نكند و نیز ناپسند دانستند كه مرد در حالى كه محتلم شده و غسل نكرده با همسرش نزدیكى كند و اگر مرتكب این عمل شده و فرزندى متولّد گشت كه دیوانه بود غیر از خود كسى دیگرى را سرزنش نكند.


حدیث (4) 

محمّد بن احمد سنانى رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از سهیل بن زیاد آدمى، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت على بن محمّد العسكرى، از پدر بزرگوارش حضرت محمّد بن على، از پدر گرامش حضرت رضا (على بن موسى) از پدرش موسى، از پدرش جعفر از پدرش علیهم السّلام، حضرت فرمودند:


مكروه است كه مرد در شب اوّل و وسط و آخر ماه با همسرش نزدیكى كند و اگر چنین نمود فرزند دیوانه متولّد مى‏ شود، مگر نمى‏ بینى اكثر اوقاتى كه صرع بر مجانین عارض مى ‏شود اوّل و وسط و آخر ماه مى ‏باشد.


و نیز فرمودند: كسى كه ازدواج كرده و قمر در عقرب باشد خوبى نخواهد دید و همچنین فرمودند: كسى كه در آخر ماه و وقت محاق( سه شب آخر ماه قمری که در آن ماه از چشم ناظر زمینی دیده نمی شود) ازدواج كند باید تسلیم سقط شدن فرزند باشد.


حدیث (5) 

محمّد بن ابراهیم ابو العبّاس الطالقانى رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید: از ابو سعید الحسن بن على العدوى از یوسف بن یحیى اصفهانى از ابو یعقوب، از ابو على اسماعیل بن حاتم نقل كرده كه وى گفت:


ابو جعفر احمد بن صالح بن سعید مكّى از عمر بن حفص، از اسحاق بن نجیح، از حصین از مجاهد، از ابو سعید خدرى نقل كرده كه وى گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على بن ابى طالب علیه السّلام وصیّت نموده و فرمودند:


اى على، وقتى عروس داخل اطاقت شد وقتى كه مى‏ نشینند كفش هایش را در بیاور و پاهایش را بشوى و آب جمع شده را از درب خانه ‏ات تا دورترین موضع خانه‏ات كه حدّ آن است بریز و وقتى چنین نمودى خداوند هفتاد نوع فقر را از خانه‏ات دور و هفتاد نوع بركت به جاى آن داخل منزلت نموده و هفتاد رحمت بر تو نازل كرده كه بالاى سر عروس قرار مى ‏گیرند و از آن جا به هر گوشه ‏اى از خانه‏ات توزیع شده و تا مادامى كه این رحمت‏ ها و بركاتشان در این خانه مى‏ باشند عروس از جنون و جذام و برص در امان است.

سپس پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: اى على در هفته اوّل ازدواج عروس را از تناول شیرها و سركه و خربزه و سیب ترش بازدار.


على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه براى چه او را از تناول این چهار تا بازدارم؟


حضرت فرمودند: در اثر تناول این چهار تا رحم عقیم شده و از پرورش و نشو و نما نمودن فرزند در آن سرد مى‏ شود و یك حصیر و بوریا كه در گوشه ‏اى از خانه افتاده باشد بهتر است از زنى كه عقیم بوده و نازا است.

على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه، چطور سركه را از او منع نمایم؟


حضرت فرمودند: زیرا زنى كه سركه خورده اگر حیض شود هرگز بطور كلّى پاك نمى‏ شود و خربزه نیز خون حیض را در شكم زن زیاد نموده و كار ولادت را دشوار مى‏ سازد چنانچه سیب ترش حیض را بند آورده و مورث مرض و بیمارى مى ‏شود.


نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: یا على در اوّل و وسط و آخر ماه با همسرت نزدیكى مكن چه آنكه به واسطه هم بستر شدن در این اوقات جنون و جذام و بیمارى فلجى به زن و فرزندش متوجّه مى‏ گردد.


یا على، بعد از ظهر با همسرت نزدیكى مكن زیرا اگر فرزندى بین شما مقدّر شده باشد دو بین مى‏گردد و شیطان از بیمار مزبور در انسان مسرور و خوشحال مى‏ گردد.


یا على، هنگام نزدیكى زیاد سخن مگو زیرا اگر فرزندى متولّد شود از مرض لالى در امان نیست و هنگام نزدیكى به فرج و آلت همسرت نگاه مكن و دیدگانت را بپوشان زیرا نظر به عورت موجب كورى مى‏باشد (یعنى كورى فرزند) یا على با تمایل و شهوت به زن دیگرى با همسرت نزدیكى مكن زیرا بیم آن دارم كه فرزندت مخنّث(1) و زن صفت و بخیل گردد.


یا على، هر گاه در بستر با همسرت بودى و جنب گردیدى قرآن مخوان زیرا خوف دارم كه آتش از آسمان بر شما ببارد و بسوزاند شما را.


یا على، با همسرت نزدیكى مكن مگر آنكه با تو و در بدنت جبّه‏ اى(لباس) و در تن همسرت نیز لباسى باشد و با یك خرقه و پارچه هر دو خود را پاك نكرده و استفاده نكنید چه آنكه شهوت بر شهوت واقع شده و به دنبال آن بین شما عداوت حاكم مى‏گردد و این منجر به جدایى و طلاق خواهد شد.


یا على، در حال ایستاده مجامعت مكن زیرا این فعل درازگوش بوده و اگر فرزندى از شما متولّد گردد در بسترش ادرار كرده همچون درازگوش كه در هر مكانى بول مى‏ كند.


یا على، در شب عید فطر مجامعت مكن زیرا اگر خداوند فرزندى نصیب شما كرده باشد این فرزند بزرگى كه شد خداوند به او فرزندى نمى‏دهد مگر در كبر سن یا على در شب عید قربان با همسرت نزدیك مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود شش یا چهار انگشتى مى ‏باشد.


یا على، زیر درخت میوه‏ دار با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى به دنیا باید جلّاد و قاتل و كاهن مى‏ گردد.


یا على، مقابل قرص خورشید و شعاع آن مجامعت مكن مگر بین شما و آفتاب ساتر و پرده‏اى باشد زیرا اگر چنین نمودى و فرزندى متولّد شد پیوسته در فقر و فاقه‏ خواهد بود تا از دنیا برود.


یا على، بین اذان و اقامه با همسرت نزدیكى مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شد بر ریختن خون مردم حریص مى‏ باشد.


یا على، هر گاه همسرت حامله و باردار بود بدون وضوء با او جماع مكن زیرا اگر فرزند متولّد شود كورباطن و بخیل و ممسك مى ‏گردد.


یا على، در نیمه شعبان با همسرت وقاع مكن زیرا اگر فرزند متولّد شود زشت و بد مو و بد صورت خواهد بود.


یا على، در آخر درجه و آخرین اوقات ماه شعبان (یعنى هنگامى كه دو روز از آن باقى مانده) با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولد شود احمق و كم فهم مى‏گردد.


یا على، با همسرت به عشق خواهرش مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود عشّار (گمركچى) یا مددكار ظالم شده و گروهى از مردم به دستش هلاك مى‏ گردند.


یا على، روى سقف ساختمان با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود منافق و مخاصم و مبدع مى‏ گردد.

یا على، وقتى به سفر رفتى در آن شب با همسرت هم بستر مشو زیرا اگر فرزندى متولّد شود مالش را در راه باطل و غیر حق صرف مى‏كند و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این آیه را قرائت فرمود:

إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ‏ (تبذیركنندگان هم بستگان و یاوران شیاطین هستند)!! 


یا على، هر گاه به سفرى كه سه شبانه روز مى ‏باشد رفتى با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود مددكار ظالمى كه به تو ستم مى‏ كند مى‏ گردد.


یا على، بر تو باد كه شب دوشنبه مبادرت به جماع نمایى زیرا فرزندى كه متولّد مى‏شود حافظ قرآن بوده و به آنچه حق عزّ و جل تقسیم كرده خشنود و راضى مى ‏باشد.


یا على، اگر با اهل خود در شب سه شنبه هم بستر شوى و فرزندى متولّد شود به وحدانیت حق تعالى و رسالت محمّد مصطفى شهادت داده و به فیض شهادت نائل خواهد گشت، حق عزّوجل او را در آخرت با مشركین عذاب نمى‏ كند دهانش خوشبو و قلبش مهربان و سخاوتمند و زبانش از غیبت و دروغ و بهتان منزّه مى‏ باشد.


یا على، اگر در شب پنجشنبه با همسرت نزدیكى نمودى و خدا فرزندى به شما عنایت فرمود فرمانروایى از فرمانروایان یا عالمى از علماء خواهد شد و اگر در روز پنجشنبه هنگام زوال آفتاب مواقعه نمودى و فرزندى متولّد شد تا زمانى كه این فرزند پیر شود شیطان نزدیكش نرفته و شخصى بافهم بوده و سلامت در دین و دنیا را خداوند نصیبش مى‏ فرماید و اگر شب جمعه مجامعت نمودى و فرزندى متولّد شد خطیب و سخنور مى‏ گردد و اگر روز جمعه بعد از عصر مواقعه نمودى و فرزندى متولّد گردید معروف و مشهور مى ‏شود. و اگر در شب جمعه بعد از عشاء مجامعت نمودى امید مى‏رود كه فرزند بدلى از ابدال گردد.


یا على، در اوّل ساعت از شب با اهل خود مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى به دنیا بیاید ساحر گشته و دنیا را بر آخرت بر مى‏ گزیند.


یا على، این وصایا و سفارشات را از من حفظ نما همان طورى كه من از جبرئیل علیه السّلام حفظ نمودم.


حدیث (6)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از صالح بن سعید(2) و غیرش از اصحاب یونس، از یونس، از اصحابش از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه علیهما السّلام، راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم مردى همسرش به كفّار ملحق شده و حق تعالى در كتابش مى ‏فرماید:


وَإِن فَاتَكُمْ شَیْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا  وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿ممتحنه/11

 اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را به خاطر پیوستن به کفار از دست داده اند، معادل مهریه ای که داده اند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید. 



معناى عقوبت در اینجا چیست؟


حضرت فرمودند: مردى كه همسرش رفته و به كفّار ملحق شده او را عقوبت كند یعنى همسرى دیگر اختیار كند و وقتى ازدواج نمود بر امام واجب است كه مهریه زنى را كه رفته است به مرد بپردازد.

پرسیدم: پس چگونه است كه مؤمنین مهر را به همسر آن زن ردّ نموده با این كه ایشان هیچ عملى كه موجب رفتن آن زن به بلاد اهل كفر باشد مرتكب نشده ‏اند و نیز چگونه است كه مؤمنین از غنائمى كه به دستشان رسیده نفقه ‏اى را كه شوهر بر آن زن خرج كرده به وى مى‏ دهند؟


حضرت فرمودند: امام مسلمین بر شوهر زن مزبور مهریّه و نفقات خرج شده را ردّ مى‏ كند اعم از آنكه مسلمانان غنیمتى از كفّار به دست آورده یا به دست نیاورده باشند زیرا بر امام واجب است كه از آنچه در دست دارد حاجت این مرد را ترمیم و جبران كند و هنگامى كه غنائم را تقسیم مى‏ كنند امام علیه السّلام به كسانى كه پیش از قسمت از طرفش نائب بودند از غنیمت داده و رفع نیازشان را مى ‏نمایند و اگر بعد از آن چیزى از غنائم باقى ماند بین مؤمنین تقسیم نموده و در صورتى كه باقى نماند دیگر آنها نصیبى ندارند(3)


حدیث (7)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از جمیل، از ابى عبیده، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

مردى با دخترى باكره یا زنى ثیّب ازدواج مى‏ كند سپس بر آن مرد و زن و بین شان ستر و حاجبى فاصله شده یا درب به روى آنها بسته مى‏شود (مقصود آن است كه بینشان بغض و كینه واقع شده و از هم منزجر مى‏ گردند) در نتیجه مرد زن را طلاق مى‏دهد، زن مى‏ گوید مرد با من تماس پیدا نكرده و مرد نیز مدّعى است كه با زن نزدیكى نكرده حكم چیست؟


حضرت فرمودند: آن دو را نباید تصدیق كرد زیرا زن مدّعى است كه مدخول بها نیست تا تكلیف نگه داشتن عدّه در عهده ‏اش نیاید و مرد نیز مدّعى است با او نزدیكى نكرده تا تمام مهر در ذمّه ‏اش نیاید.


حدیث (8) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن هاشم، از حسین بن الحسن القزوینى، از سلیمان بن جعفر بصرى، از عبد اللَّه بن الحسین بن زید بن على بن ابى طالب از پدرش، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از آباء گرامش علیهم السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


هر گاه مرد و زن مجامعت مى ‏نمایند همچون دو درازگوش عریان نشوند زیرا در اینصورت فرشتگان از بین ایشان مى ‏روند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- مقصود از« مخنّث» مردى است كه تمایل به مفعول واقع شدن دارد همچون زنان لذا كلمه« مونّثا» در متن روایت عطف تفسیر است براى آن.

(2)- صالح بن سعید، از ابو سعید قماط، مرحوم ممقانى در رجال فرموده كه وى حسن است.

(3)- از احكام زنان مهاجر آن است كه: اگر زنى از كفّار به مسلمین ملحق شد ابتداء او را امتحان نموده و سوگندش مى‏دهند كه بغض شوهر او را به هجرت وادار نكرده چنانچه عشق و علاقه به مرد مسلمانى او را به دار الاسلام نكشانده بلكه صرفا به خاطر اسلام پناهنده به مسلمین شده است و پس از خوردن چنین سوگندى امام مسلمین مهریّه‏اش را به شوهرش كه در دار الكفر مانده مى‏پردازد، حال اگر زنى از مسلمین به كفّار ملحق شد حكم آن است كه بر امام علیه السّلام واجب است مهریّه و هزینه‏هایى را كه شوهرش متحمّل شده را به شوهر بپردازد اعم از آنكه غنائمى از كفّار به دست آمده یا به دست نیامده است و مدرك این حكم آیه شریفه‏\i« وَ إِنْ فاتَكُمْ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ ...»\E است و سبب نزول آن این بود كه عمر بن خطاب شوهر قاطبه دختر ابى امیّه بود و وقتى عمر از بلاد شرك هجرت نمود و به دار الاسلام ملحق شد همسرش از مهاجرت با او كراهت داشت و نیامده و معاویه با او ازدواج كرد، حق تعالى رسولش را امر فرموده كه مهریّه او را به عمر بدهند.





نوع مطلب : 60-سوره ممتحنه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 547-552، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، خـــــــــانواده قــــــــــرآنی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic