وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم!!!


وَ لَوْلا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ

 لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ ﴿زخرف/33﴾ 491


و اگر نبود كه مردم یكسره و یك دست (كافر) مى‏ شدند، براى خانه ‏هاى كسانى كه به خداى رحمن كفر مى‏ ورزند، سقف ‏هایى از نقره قرار مى‏ دادیم و نیز نردبان‏ هایى كه بر آنها بالا روند. 


نكته‏ ها:

زرق و برق دنیا به قدرى بى‏ ارزش است كه خداوند در این آیه مى‏ فرماید: ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم ولى چون عقل مردم در چشم آنهاست، اگر به كفّار بدهیم همه به سوى كفر گرایش پیدا مى‏ كنند.

نه فقط همسان بودن همه‏ انسان‏ها در مسائل اقتصادى و معیشتى مورد اراده‏ خداوند نیست، بلكه در مسائل اعتقادى هم نباید امور به سمتى برود كه حقّ انتخاب از افراد گرفته و گمان كنیم اگر همه‏ مردم جهان یك فكر و یك عقیده شوند، به مطلوب رسیده ‏ایم.


پیام‏ ها:

1- در دادن و پس گرفتن نعمت‏ ها باید ظرفیّت جامعه مراعات بشود. لَوْلا ...

لَجَعَلْنا ...

2- امّت واحده‏اى ارزش دارد كه بر اساس ایمان باشد نه كفر. «لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً»

3- ثروت، نشانه‏ عزّت در نزد خداوند نیست. «لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ»

وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّكِؤُنَ «34»

و براى خانه ‏هایشان درب‏ هاى متعدّد و تخت‏ هایى كه بر آنها تكیه زنند (قرار مى ‏دادیم).

وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ «35»

و هر گونه زینتى (براى آنان فراهم مى‏ كردیم) ولى اینها همه جز وسیله كامیابى زندگى دنیا نیست، در حالى كه آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.


پیام‏ ها:

1- در دید كفّار ارزش به زینت و زیور و در دید متّقین، ارزش به سعادت اخروى است. وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً ... وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ‏

2- متّقین به جاى آنكه در فكر زینت و زیور خانه‏ هاى خود در دنیا باشند، در فكر آخرتند كه همه اینها را خداوند خود فراهم كرده است. لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ... وَ زُخْرُفاً ... وَ الْآخِرَةُ ... لِلْمُتَّقِینَ‏

3- جوار پروردگار و فیض حضور با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. «عِنْدَ رَبِّكَ»

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «36»

و هر كه از یاد خداى رحمن روى گردان شود شیطانى بر او مى‏ گماریم كه همراه و دمساز وى گردد.

وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ «37»

و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حقّ) باز مى‏دارند ولى گمان مى ‏كنند كه هدایت یافته ‏اند.


نكته‏ ها:

آیات قبل، سخن از كفّار و غرق شدن در مادیات بود، این آیه یكى از آثار غوط ه‏ور شدن در زر و زیور را بیان مى ‏كند.

«یَعْشُ» از «عشو» به معناى آفتى در چشم است كه سبب ضعف دید مى‏گردد. این كلمه هرگاه با حرف «عن» همراه باشد به معناى اعراض كردن است.

سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[1]*

مرحله اول: القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[2]

در مرحله دوم: تماس مى‏ گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[3]

مرحله سوم: در قلب فرو مى ‏رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[4]

مرحله چهارم: در روح مى ‏ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[5]

مرحله پنجم: انسان را عضو حزب خود قرار مى‏ دهد. «حِزْبُ الشَّیْطانِ»[6]*

مرحله ششم: سرپرست انسان مى ‏شود. «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا»[7]

مرحله هفتم: انسان خود یك شیطان مى ‏شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ ...[8]

امام على علیه السلام در نهج البلاغه مى‏ فرماید: شیطان در روح انسان تخم گذارى مى ‏كند. «فباض و فرخ فى صدورهم»[9]


آثار اعراض از یاد خدا

1. باز ماندن از راه خیر. «لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ»

2. انحراف فكرى كه خیال مى‏ كند هدایت یافته است. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»

3. دیگر موعظه‏ پذیر نیست. «وَ إِذا ذُكِّرُوا لا یَذْكُرُونَ»[10]

4. توبه نمى ‏كند چون خود را كج نمى ‏داند.

5. زندگى نكبت بار دارد. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً»[11]

6. كسى كه در دنیا از دیدن حقّ كور است، «یَعْشُ» در آخرت نیز كور محشور مى‏ شود. «مَنْ كانَ فِی هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏»[12]

______________________________
(1). بقره، 168.

(2). طه، 120.

(3). اعراف، 201.

(4). ناس، 5.

(5). زخرف، 36.

(6). مجادله، 19.

(7). نساء، 119.

(8). انعام، 112.

(9). نهج‏البلاغه، خطبه 7.

(10). صافّات، 13.

(11). طه، 124.

(12). اسراء، 72.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 487-492، 43-سوره زخـرف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397


جزر و مدّ

معنی لغوی جزر و مد 
در روز با تابش افتاب به ساحل، هوای ساحل داغ تر از هوای درارتباط با اب دریا شده لذا هوای گرم کنار دریا بالا رفته و هوای سرد مچاور ابهای دریا به طرف ساحل حرکت میکند ،تا جای ان را بگیرد در این جاست که ابها هم با امدن هوای مجاورش بطرف دریا درحرکت میشود وباعث مدّ آب به ساحل میشود ولی در شب که هوای ساحل سردتر از هوای اب مجاورِ در تماس با اب است میشود هوای مجاورِ ساحل به طرف دریا میرود و باعث جزر و جمع شدن اب و فشار ان به داخل 

میشود.

وقتی ماه در نیمه میرسد گرانش بیشتری با رخ نشان دادن ۱۸درصدی خود به اب دریا وارد میکند این باعث زیادتر شدن جزر و مد میشود
و همچنین وقتی اول ماه است و ماه با خورشید در یک راستا میشود نیروی بیشتری به اب دریا وارد میکند
حدود هفت درصد جزر و مدبه خورشید و بقیه به ماه برمیگردد
از فواید جزر و مد، عدم تعفن ابها است محیط و حیات را مطبوع میکند
شاید علت کراهت داشتن همبستری برای بچه دار شدن در اول و اخر و وسط ماه و ایام محاق همین باشد یعنی نیروی گرانشی ماه بیشتر به زمین و ابها حتی اب نطفه داخل رحم شده و همانطور که در روایت امده باعث سقط و عدم تشکیل نطفه میشود. 

بیان علّت جزر و مد دریا در روایت زیبای امیرالمومنین علیه السلام 

یغدو علیکم و یروح
امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمودند: 

سَخَّرَلَکُمُ الماءَ یُغْدُو عَلَیْکُمْ وَ یَرُوحُ صَلاحآ لِمَعاشِکُمْ 
وَالَبحْرَ سَبَبآ لِکَثْرةِ اَمْوالِکُم ﴿بحارالانوار باب الماء و انواعه

خداوند اب دریا را برای شما مسخّر کرد که روز بر شما می وزد (از دریا به ساحل، چون با علیکم امده) و شامگاه این باد به دریا میوزد.

و دریا را سبب ازدیاد مال شما قرار داد.این را سبب صلاح معیشت شما قرار داد 

توضیح : 

یروح، باد عصر گاه به بعد است و چون علیکم ندارد یعنی از پیش شما میرود بطرف دریا

به راستی هر کشوری و هرشهری که در ساحل دریا ست از ماهی ها و خوراکی ها و غواصی ها و غیره در داخل دریا در معرض ثروت های نهفته است و انچنان باعث دریانوردی و و تجارت با دریاست قرار میگیرد که اگر درست این توریست و تجارت و اقتصاد مدیریت شود پول است که از دریا پارو میتوان کرد ولاحول ولاقوه الابالله


****************


اسرار وقوع جزر و مدّ


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 342-مطلب شماره 504


حدیث (1)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش، از حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام از پدرش از آباء گرامش از حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام، از آن حضرت راجع به مدّ و جزر سؤال شد كه این دو چه مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: فرشته ‏اى موكّل دریاها است به نام «رومان» هنگامى كه گام در دریا مى ‏نهد آب بالا مى ‏آید و مدّ ایجاد مى ‏شود و زمانى كه آن را از دریا بیرون مى‏آورد آب پایین مى ‏رود و جزر به وقوع مى‏ پیوندد.

 

حدیث (2)

محمّد بن على بن ماجیلویه رحمة اللَّه علیه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از خلف بن حمّاد اسدى، از ابى الحسن العبدى، از سلیمان بن مهزیار، از عبایة بن ربعى، وى گفت: از عبد اللَّه بن عبّاس راجع به مدّ و جزر سؤال شد؟

وى گفت: خداوند متعال فرشته ‏اى را موكّل وسط دریاها قرار داده، این فرشته هر گاه پا در دریا نهد آب آن بالا آمده و مدّ پیدا مى‏ شود و هنگامى كه پا از آن بردارد، آب پایین رفته و جزر واقع مى‏ گردد.


****************


آیات قرآن کریم در مورد منافع دریا برای مردم


إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿بقره/164﴾ 25

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏ هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

 

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿نحل/14﴾ 268

و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی ها را می بینی که آب را می شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.

 

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ 

إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿اسراء/66 288

پروردگارتان کسی است که کشتی ها را در دریا برای شما روان می کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهربان است.

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیَاتِهِ 

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿لقمان/31﴾ 414

آیا ندانسته ای که کشتی ها به سبب نعمت های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.

 

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿فاطر/12﴾ 436

دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می خورید و زینتی که آن را می پوشید، استخراج می کنید. و کشتی ها را در آن می بینی که آب را می شکافند و می روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاسگزاری کنید.


وَآیَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿یس/41﴾ 443

و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم. 

 

إِنْ یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ 

لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿شوری/33﴾ 487

اگر بخواهد باد را فرومى‏ نشاند ، در نتیجه كشتى ‏ها به روى آب ساكن و بى‏ حركت مى ‏مانند ؛ یقیناً در این واقعیت براى هر شكیباى سپاس گزارى نشانه ‏هایى [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست .

 

وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ 

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿جاثیه/12﴾ 499

خداست که دریا را برای شما مسخّر و رام کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید. 





نوع مطلب : 25-30، 265-270، 283-288، 409-414، 433-438، 439-444، 487-492، 499-504، 02-سوره بـقـرة، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 31-سوره لقـمان، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 42-سوره شـوری، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 302-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


...یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ ﴿شوری/49﴾ 488

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته 

باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ... ﴿احزاب/5﴾ 418

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا 

به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.





نوع مطلب : 415-420، 487-492، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


عقل و جهل و ایادى (دستیاران) این دو را بشناسید تا هدایت شوید



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 452



حدیث (10)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه علیه مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن ابى عبد اللَّه برقى، از علىّ بن حدید از سماعة بن مهران نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام بودم و نزد آن حضرت تعدادى از دوستانش حضور داشتند، ذكرى از عقل و جهل به میان آمد، امام علیه السّلام فرمودند:

عقل و جهل و ایادى این دو را بشناسید تا هدایت شوید.

سماعه عرضه داشت: فدایت شوم: چیزى را نمى‏ دانیم مگر شما به ما تعلیم فرمایید.

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى اوّلین آفریده ‏اش از روحانیین را كه عقل باشد از نور خود ایجاد و در سمت راست عرش جا داد، بعد به آن فرمود: رو بگردان، عقل رو گرداند، سپس فرمود، رو بیاور، عقل رو آورد، حقّ جلّ و علا به آن فرمود: تو را مخلوقى بزرگ و عظیم آفریده و بر تمام مخلوقاتم برترى دادم.

سپس حقّ تعالى از دریاى شور و تلخ  و تاریك جهل را آفرید و به آن فرمود: رو برگردان، جهل رو گردانید، بعد به آن فرمود: رو بیاور، جهل رو نیاورد، حقّ عزّوجلّ خطاب به آن كرد و فرمود: چون تكبّر نمودى ملعون واقع شدى.

سپس براى عقل هفتاد و پنج یار و یاور قرار داد، جهل چون اكرام حقّ تعالى نسبت به عقل و آنچه را كه حضرتش به آن اعطاء فرمود را دید عداوت و كینه عقل را به دل گرفت، پس به درگاه الهى عرض كرد:

پروردگارا، این مخلوق مانند من بوده، او را آفریدى و اكرامش كرده و تقویتش نمودى من ضدّ او بوده و هیچ قوّه و نیرویى ندارم، پس مثل او به من نیز یار و یاورى بده.

حقّ تعالى فرمود: آرى به تو نیز یار و یاور خواهم داد ولى پس از آن اگر عصیان و نافرمانى مرا نمایى تو و یاورانت را از رحمت خود به دور خواهم نمود.

جهل عرضه داشت: از آنچه فرمودى خشنودم.

حقّ تعالى هفتاد و پنج یار و یاور نیز به او عطاء فرمود:


یاوران عقل و جهل‏

هفتاد و پنج یاور كه حقّ تعالى به عقل و جهل عنایت فرمود

 عبارتند از:

«خیر» وزیر عقل بوده و ضدّ آن «شرّ» است كه وزیر جهل مى ‏باشد و سایر یاوران این دو به شرح زیر مى ‏باشند:

1-ایمان، ضدّش كفر است، 2-تصدیق، ضدّش انكار است، 3-رجاء و امیدوارى ضدّش ناامیدى است، 4-عدل و داد، ضدّش جور و ستم است، 5-خشنودى، ضدّش سخط و ناخرسندى است، 6-شكر، ضدّش كفران است،7-طمع، ضدّش یأس مى ‏باشد، 8-توكّل، ضدّش حرص و آز است، 9-علم، ضدّش جهل است، 10-فهم، ضدّش حماقت است، 11-عفّت، ضدّش پرده درى میباشد، 12-زهد، ضدّش رغبت و میل است، 13-مدارا و رفاقت،ضدّش خرق و جدایى است، 14-ترس، ضدّش جرأت است، 15-كوچكى كردن، ضدّش تكبّر و فخر فروشى است، 16-درنگ كردن و آهسته پیش رفتن، ضدّش سرعت كردن است، 17-حلم و بردبارى، ضدّش سفاهت و نادانى است، 18-سكوت و ترك بى‏ جا سخن گفتن، ضدّش هذر و یاوه سرایى است، 19-تسلیم بودن و خود نشان ندادن، ضدّش استكبار و نخوت ارائه دادن است، 20-گردن نهادن، ضدّش گردن فرازى است،21-عفو و درگذشتن، ضدّش كینه مى ‏باشد، 22-رحم دلى، ضدّش سخت دلى است، 23-یقین، ضدّش شك است، 24-شكیبایى، ضدّش بیتابى است، 25-معاف كردن و نادیده گرفتن، ضدّش انتقام است، 26-بى ‏نیازى، ضدّش احتیاج و نیاز است، 27-بیاد آوردن، ضدّش سهو و بیاد نیاوردن است، 28-حفظ و بیاد داشتن، ضدّش نسیان و فراموشى است، 29-تعطّف و مهربانى، ضدّش بى‏ مهرى است، 30-قنوع و خرسند بودن به آنچه دارد، ضدّش حرص و آز است، 31-مواسات و برابرى یعنى حقوق دیگران را با خود مساوى دیدن و پرداختن، ضدّش خوددارى از حقوق دیگران مى‏ باشد، 32-مودّت و دوستى، ضدّش دشمنى است، 33-وفاء یعنى دوستى را حفظ كردن، ضدّش غدر یعنى حیله و با خیانت رشته دوستى را گسستن میباشد، 34-طاعت و فرمانبردارى، ضدّش معصیت و سر تافتن مى ‏باشد.

35-فروتنى، ضدّ آن گردنكشى است، 36-سلامت، ضدّ آن بلاء و گرفتارى است، 37-حبّ و دوستى، ضدّ آن بغض و دشمنى است، 38-راستى، ضدّ آن دروغ مى ‏باشد، 39-حقّ، ضدّ آن باطل مى‏ باشد،40-امانت، ضدّ آن خیانت است، 41-اخلاص، ضدّ آن شرك است، 42-شهامت و تیز خاطرى، ضدّ آن كند ذهنى و كودنى مى ‏باشد، 43-زیركى، ضدّ آن حماقت است، معرفت، ضدّ آن انكار است، 44-مدارات، ضدّ آن مكاشفه است، 45-در نهان و خفاء سالم بودن و حیله نداشتن، ضدّ آن فریفتن و حیله نمودن مى‏ باشد، 46-كتمان و پنهان داشتن، ضدّ آن افشاء و اظهار كردن است، 47-صلاة و بپا داشتن دعاء، ضدّ آن اضاعه و تباه كردن مى ‏باشد،48-صوم و امساك كردن، ضدّ آن افطار و به هم زدن است، 49-جهاد و كارزار كردن در راه خدا، ضدّ آن نكول كردن و به میدان نبرد نرفتن است، 50-حجّ و به عهد و میثاق عمل كردن، ضدّ آن شكستن عهد و میثاق مى‏ باشد، 51-صون و حفظ كردن خبر و به سمع دیگران نرساندن، ضدّ آن نمیمه و رساندن خبر به گوش دیگران مى ‏باشد، 52-برّ الوالدین و به پدر و مادر احسان كردن، ضدّ آن عاق والدین شدن مى ‏باشد، 53-حقیقت و عملى را مطابق با واقع انجام دادن، ضدّ آن ریاء و عملى را صورى به جاى آوردن است، 54-معروف و پسندیده، ضدّ آن منكر و قبیح مى ‏باشد، 55-پوشاندن و مخفى كردن، ضدّ آن تبرّج و اظهار كردن است، 56-تقیه و پنهان نمودن، ضدّ آن آشكار كردن است، 57-انصاف و به عدالت رفتار كردن، ضدّ آن حمیّت و ترك عدالت نمودن است، 58-پاكیزگى، ضدّ آن قذارت و آلودگى است، 59-حیاء و شرم داشتن، ضدّ آن خلع و پرده درى مى ‏باشد، 60-قصد و تعدّى نكردن، ضدّ آن تعدّى و تجاوز به حقوق دیگران مى‏ باشد، 61-راحتى و آرامش، ضدّ آن تعب و رنج مى ‏باشد.

62-سهولت و سادگى، ضدّ آن صعوبت و سختى است، 63-بركت، ضدّ آن محق یعنى زوال بركت مى ‏باشد،64-عافیت، ضدّ آن بلاء مى‏ باشد، 65-قوام و آنچه شى‏ء به آن وجود پیدا كند، ضدّ آن مكاثره و بسیار شدن را گویند، 66-حكمت، ضدّ آن هوى و سخن گفتن از روى خواهش نفس مى ‏باشد، 67-وقار و سنگینى، ضدّ آن خفّت و سبكى است، 68-سعادت، ضدّ آن شقاوت است، 69-توبه و بازگشت از گناه، ضدّ آن اصرار بر گناه مى‏ باشد، 70-استغفار و طلب آمرزش، ضدّ آن اغترار و مغرور واقع شدن است، 71-محافظت و سعى نمودن در نگهدارى، ضدّ آن تهاون و سستى كردن است، 72-دعاء و طلب، ضدّ آن استنكاف و خوددارى مى‏ باشد،73-نشاط، ضدّ آن كسالت و پكر بودن است، 74-فرح و شادى، ضدّ آن حزن مى ‏باشد، 75-الفت و انس، ضدّ آن جدایى است.

 

سپس امام علیه السّلام فرمودند:

تمام این خصال و صفات كه جنود و یاوران عقل بوده در كسى جمع نمى‏ شوند مگر در نبىّ یا وصىّ و جانشین نبىّ یا مؤمنى كه حقّ تعالى قلبش را براى ایمان امتحان و آزموده باشد و امّا سایرین و بقیه دوستان ما برخى از این اوصاف جهل بپرهیزند چه آن كه در این صورت در درجه علیاء با انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام مقرون مى‏ گردند و باید توجّه داشت كه با معرفت پیدا كردن به عقل و جنود آن و دورى جستن از جهل و یاوران آن مى‏ توان به حقّ راه یافت و آن را درك كرد، خدا ما و شما را براى طاعت و انجام افعالى كه مورد رضایتش هست نگاه دارد.





نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 67-سوره ملک، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُـلک/10

و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا «تعقل» كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.


درقرآن کریم 49 بار به واژه «عقل» و مشتقات آن اشاره نموده است.







****************




چرا هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 96-مطلب شماره 451



حدیث (11)

 محمّد بن الحسین بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن صفّار از ابراهیم بن هاشم از ابى اسحاق ابراهیم بن هیثم خفّاف، از مردى از اصحاب از عبد الملك بن هشام، از على اشعرى به طور مرفوع حدیث را آورده و مى ‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده، و عقل هیچ شخصى كامل نمى‏ گردد مگر آن كه در آن ده خصلت باشد:

الف: به خیر او امید باشد.

ب: دیگران از شرّش در امان باشند.

ج: خیر زیاد خود را كم شمرد.

د: خیر اندك دیگران را زیاد بداند.

هـ: از رجوع حاجت‏مندان به او دلتنگ و ملول نشود.

و: در طول عمرش از تحصیل دانش كسل و بد حال نشود.

ز: نزد او احتیاج و نداشتن بهتر باشد از ثروت و دارایى.

ح: فروتنى پیش از او سر بلندى محبوب‏تر باشد.

ط: بهره او از دنیا همان خوراك او است.

ى: دهمین خصلت و آن چه خصلتى باشد؟ آن است كه: كسى را نبیند مگر آن كه پیش خود بگوید: او از من بهتر و پارساتر مى‏ باشد.


مردم دو قسمند: قسمى واقعا از او (طرف مقابل) بهتر و پرهیزگارتر هستند، قسم دیگر از او (طرف مقابل) بدتر و پست ‏تر مى‏ باشند، چون به قسمى برخورد كه از او بهتر و پارساتر هستند در مقابل آنها تواضع و فروتنى كند تا خود را به آنها برساند و هرگاه با كسى مواجه شد كه از او بدتر و پست‏ تر است به خود بگوید: 

شاید خوبى او پنهان و بدیش ظاهر باشد و شاید عاقبتش به خیر انجامد، چون چنین كند بزرگ شده و آقا و سرور اهل زمانش گردد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397



025/131/249/401

406/444/489/539/562




ستون بدن انسان عقل او است


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى ‏شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى‏ شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.



برگرفته از: کتاب ارزشمند علل الشرایع شیخ صدوق-جلد اوّل-باب نود و یکم




نوع مطلب : 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مهر 1397



25/131/249/401/406

444/489/539/562


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُلک/10﴾ 562


و می گویند: اگر ما [دعوت سعادت بخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقّل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم. (



****************


 

اسرار تیز و کُند بودن عقل و فهم و ادراک

 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-باب 91-مطلب شماره 86

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم، از على بن معبد، از حسین بن خالد از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

 

با شخصى مقدارى سخن مى‏ گویم، پس وى تمام را درك نموده و مى ‏فهمد و با بعضى دیگر تكلّم نموده و شطرى(قسمتی)از كلام را ایراد مى‏ نمایم، وى كاملا سخنانم را ضبط نموده و عیناٌ آنها را به خودم برمیگرداند و با بعضى دیگر وقتى صحبت مى‏ كنم مى ‏گوید: دوباره سخنت را تكرار كن.

حضرت فرمودند: اى اسحاق علّت آن را مى ‏دانى؟

عرض كردم: خیر.

حضرت فرمودند : كسى كه با او سخن گفتى و سخنانت را فهمید ولى نتوانست آنها را برایت عیناٌ بازگو كند، او كسى است كه نطفه‏ اش با عقلش عجین و ممزوج شده و شخصى كه سخنانت را با بار اوّل فهمیده و عیناً آنها را به خودت برمى‏ گرداند، وى كسى است كه عقلش در شكم مادر با او تركیب گشته و امّا كسى كه با بار اوّل سخنانت را درك نكرده و گفته است دوباره تكرار نما او كسى است كه پس از بزرگ شدن عقلش با او تركیب یافته است.


حدیث (2)

محمّد بن الحسن مى ‏گوید: محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد، از حسن بن محبوب، از برخى اصحابش از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى‏ شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى ‏شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 127-132، 247-252، 397-402، 403-408، 439-444، 487-492، 535-540، 559-564، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 خرداد 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic