وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

 

اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33﴾ 180

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32﴾ 180

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 568

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

*** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است 

حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمانگونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

...وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ﴿هود/117  235

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند 

آنان را هلاک نمیکند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ 

وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7﴾ 467

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5) 483

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

******

اهمیّت استغفار

قال الإمام المهدی (علیه السلام)  :

یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، 

إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقْوالُهُمْ افْعالَهُمْ

امام زمان علیه السلام می فرمایند : اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است. 

مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.


...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10) 547

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و 

در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا 

یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41) 260

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم 

و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147) 68

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش 

و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ 

وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/28) 571

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید 

و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35) 455

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از 

من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151) 169

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت 

درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118) 349

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 67-72، 169-174، 175-180، 235-240، 259-264، 349-354، 451-456، 463-468، 547-552، 565-570، 571-576، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 481-486، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


397/403/405/409/411/416

428/435/454/455/473


وَالَّذِینَ آمَنُوا «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...

سوره بقره آیه 82



تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

باب سیصد و یكم

چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 397-402، 403-408، 409-414، 415-420، 427-432، 433-438، 451-456، 469-474، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 31-سوره لقـمان، 32-سوره سـجـده، 34-سوره سـباء، 35-سوره فـاطـر، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ * إِذْ نَجَّیناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ * إِلاّ عَجُوزاً فِی اَلْغابِرِینَ * ثُمَّ دَمَّرْنَا اَلْآخَرِینَ *وَ إِنَّکمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیهِمْ مُصْبِحِینَ * وَ بِاللَّیلِ أَفَلا تَعْقِلُونَ ﴿صافات/138-133﴾ 451

و لوط از رسولان(ما) است! * و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، * مگر پیر زنی که از بازماندگان بود(و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! * سپس بقیه را نابود کردیم! * و شما پیوسته صبحگاهان از کنار(ویرانه های شهرهای) آنها می گذرید... * و(همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی اندیشید؟! *


کذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ * إِنّا أَرْسَلْنا عَلَیهِمْ حاصِباً إِلاّ آلَ لُوطٍ نَجَّیناهُمْ بِسَحَرٍ * نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا کذلِک نَجْزِی مَنْ شَکرَ *وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ * وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیفِهِ فَطَمَسْنا أَعْینَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ * فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ یسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ ﴿قمر/40-33 530

قوم لوط انذارها(ی پی در پی پیامبرشان) را تکذیب کردند؛ * ما بر آنها تندبادی که ریگها را به حرکت درمی آورد فرستادیم(و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم! * این نعمتی بود از ناحیۀ ما؛ این گونه هر کسی را که شکر کند پاداش می دهیم! * او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شکّ داشتند! *آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد؛ ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم(و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا! * سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابی پایدار و ثابت به سراغشان آمد! * (و گفتیم:) پس بچشید عذاب و انذارهای مرا!*ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! 




***********



اسرار حرام بودن لواط و مساحقه‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و چهلم


حدیث (1)

 امام رضا علیه السّلام در جواب سؤالات مكتوبى که از ایشان شده بود، مرقوم فرمودند:

علّت حرام بودن جنس ذكور براى ذكور و اناث برای اناث آن است كه، نسل قطع شده و چاره جویى باطل بوده و دنیا خراب میگردد.

 

حدیث (2) 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند : خداوند متعال وقتى امر فرمود كه جناب آدم به زمین هبوط كند حضرت آدم با همسرش به زمین فرود آمد، ابلیس نیز بدون داشتن همسر به زمین فرود آمد و مار نیز بدون داشتن جفت به زمین نزول كرد و اوّلین كسى كه در زمین با خود لواط كرد ابلیس بود لذا فرزندانش از خود او هستند و همچنین است مار ولى فرزندان آدم از همسرش مى ‏باشند، پس حق تعالى به آدم و همسرش خبر داد كه ابلیس و مار دشمنان آنها هستند.


حدیث (3)

از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام در ذیل سخن لوط كه فرموده:


 إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ ﴿عنکبوت/28﴾ 399

آیا عمل زشتى كه پیش از شما هیچ كس بدان مبادرت نكرده 

بجا مى ‏آورید.

امام فرمودند:

ابلیس با هیئتى زیبا در حالى كه لباس‏هاى نیكو به تن داشت و حالت انوثیّت(زن بودن-ماده بودن) به‏ خود گرفته بود نزد قوم لوط آمد و خود را به جوانان آنها رسانید و از آنها خواست كه با او لواط كنند و اگر از ایشان مى‏ خواست كه مفعول او واقع شوند البته نمى ‏پذیرفتند لذا درخواست كرد كه با او این عمل منكر را انجام دهند و وقتى آن‏ها به این كار مبادرت ورزیدند لذّت بردند پس از آن ابلیس از پیش آنها رفت و ایشان را ترك نمود و برخى را حواله به بعضى داد كه با هم این عمل شنیع را انجام دهند.

 

حدیث (4)

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد : 

آیا رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از بخل به خدا پناه مى‏ بردند؟

حضرت فرمودند: بلى اى ابا محمّد، در هر صبح و شام و ما نیز به خدا از آن پناه مى‏ بریم، خداوند در قرآن مى‏ فرماید:


 وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿تغابن/16﴾ 557

و هر كسى خود را از خوى بخل و حرص دنیا نگهدارد آنان به حقیقت رستگاران عالمند.


و به زودى تو را از عاقبت بخل با خبر خواهم نمود، قوم لوط اهل قریه ‏اى بودند كه بر طعام بخل و حرص مى‏ ورزیدند و این خوى ایشان را مبتلا نمود به بیمارى در فروجشان كه دوایى نداشت.

عرض كردم: بیمارى كه به دنبال حرص و بخل ایشان پیدا شد چه بود؟

حضرت فرمودند: قریه ‏اى كه قوم لوط در آن بودند سر راه عابرین به شام و مصر بود لذا مسافران بر این قوم وارد مى ‏شدند و ایشان هم آنها را ضیافت و پذیرایى مى ‏كردند و وقتى نفرات واردین و میهمانان زیاد گردید اهالى این قریه یعنى قوم لوط دلتنگى و بخل و فرومایگى كه داشتند ایشان را در مضیقه قرار داد لذا بخل آنها را وادار كرد به این كه وقتى میهمانان بر ایشان نازل مى‏ شدند با آنها عمل شنیع نموده و رسوایشان كرده بدون این كه هیچ شهوتى به ایشان داشته باشند و مقصود آنها از این فعل قبیح آن بود كه واردین از ایشان بیمناك گشته و نزدشان نیایند بارى افعال و اعمال زشت آنها منتشر شد و بدین ترتیب مسافرین و عابرین را بازداشت از این كه بر آنها وارد شوند و این بخل آنها بود كه به بلایى مبتلایشان نمود كه قادر بر دفع آن از خود نبوده بدون این كه شهوتى به این كار داشته باشند و رفته رفته كارشان به جایى‏ رسید كه در شهرها و قراء مى‏ گردیدند و از مردان مى‏خواستند كه به این فعل زشت مبادرت ورزند و در قبال آن به آنها عوض مى‏ پرداختند.

سپس امام علیه السّلام مى ‏فرمایند: پس چه دردى دردناك‏تر از بخل و بدعاقبت ‏تر و زشت‏ تر از آن نزد خدا مى ‏تواند باشد.

ابو بصیر مى‏ گوید: محضر مبارك آن حضرت عرضه داشتم: فدایت شوم تمام اهل قریه لوط چنین مى‏ كردند و به این عمل ناپسند مبتلا بودند؟

حضرت فرمودند: آرى مگر یك خانواده از ایشان كه خدا پرست و مؤمن بودند، مگر نشنیده ‏اى فرموده حق تعالى در قرآن را كه مى‏ فرماید:


فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * فَما وَجَدْنا 

فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿ذاریات/36-35﴾ 522

و از اهل ایمان هر كه بود از آن دیار خارج كردیم * و لكن در همه آن دیار جز یك خانه لوط، دیگر مسلمان خدا پرست نیافتیم.


پس از آن امام علیه السّلام فرمودند:

لوط در میان قومش سى سال زیست و آنها را به خدا دعوت نمود و از عذابش بیم داد، قوم او كسانى بودند كه وقتى از تخلّى فارغ مى ‏شدند مخرج غایط را تنظیف نمى ‏نموده و پس از جنب شدن غسل نمى‏ كردند.

جناب لوط علیه السّلام پسر خاله حضرت ابراهیم علیه السّلام و همسر ابراهیم علیه السّلام ساره خواهر لوط بود و این دو بزرگوار هر دو نبى و مرسل و منذر بودند.

حضرت لوط مردى با سخاوت و كریم و پذیراى میهمانانى بود كه بر آن جناب وارد مى ‏شدند و همواره آنها را از قومش بر حذر مى ‏داشت.

امام علیه السّلام فرمودند: وقتى قوم او چنین دیدند به لوط گفتند: ما تو را از حمایت این مردم باز مى‏ داریم و گوشزد مى‏ كنیم هیچ میهمانى را به خود راه مده و از آنها پذیرایى مكن و اگر سخنان ما را نشنوى و آنها را راه دهى هم میهمانان تو را رسوا كرده و هم تو را منكوب مى‏ نماییم لذا هر میهمانى كه بر جناب لوط وارد مى‏ شد آن حضرت به خاطر خوفى كه از قوم خود نسبت به آن میهمان داشت ورود او را پنهان مى‏كرد و حتّى الامكان سعى مى ‏نمود آنها از آن مطّلع نشوند و چون آن حضرت قوم و خویش و عشیره ‏اى نداشت كه كمكش كنند به ناچار بسیار به او سخت مى‏ گذشت.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: جناب لوط و ابراهیم علیهما السّلام پیوسته منتظر نزول عذاب الهى بر قومشان بودند و آن قدر آن دو بزرگوار نزد بارى تعالى منزلت داشتند كه هر گاه حق تعالى مى‏ خواست قوم لوط را عذاب كند مودّت و دوستى ابراهیم و محبّت‏ لوط علیهما السّلام باعث مى‏ شد آن دو را منظور داشته و مراقبت نموده و عذاب را تأخیر بیاندازد.

بعد حضرت فرمودند:

و وقتى در اثر كثرت فعل گناه غضب حق تعالى بر قوم لوط شدید شد و بر آنها عذاب مقدّر فرمود و جناب ابراهیم وقتى از حكم الهى به عذاب قوم لوط مطّلع شد سخت محزون و اندوهگین گردید و پروردگار مهربان به منظور تسلّى خاطر پیامبرش و این كه آن حضرت را از غم و اندوه بیرون آورد فرشتگانى را به رسالت نزد آن حضرت فرستاد كه به او بشارت دهند به زودى فرزندى دانا به وى عنایت خواهد شد و حضرت اسماعیل را به او خواهد داد، فرشتگان بر جناب ابراهیم علیه السّلام شب داخل شدند، آن حضرت ترسید و پنداشت كه دزدان به خانه‏ اش آمده ‏اند رسولان وقتى فزع و وحشت آن حضرت را دیدند گفتند: سلام بر تو.

ابراهیم جواب سلام آنها را داده و گفت: از این كه بى‏ موقع بر من داخل شدید بیمناك هستم.

آنها گفتند: مترس ما رسولان پروردگارت بوده و آمده‏ ایم تو را به فرزندى دانا بشارت دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند : مقصود از «غلام علیم» حضرت اسماعیل بن هاجر مى ‏باشد.

حضرت ابراهیم علیه السّلام به رسولان فرمود: مرا در این سنّ پیرى مژده فرزند مى‏ دهید، نشانه این مژده چیست؟

گفتند: ما تو را به حقّ بشارت دادیم و تو هرگز از لطف خدا ناامید مباش.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: بعد از بشارت بگویید براى چه كار دیگر مبعوث شده‏ اید؟

رسولان پاسخ دادند: ما را براى هلاك قومى زشت كار فرستاده‏ اند، ایشان، قوم لوط بوده كه مردمى فاسق هستند ما آمده ایم تا آنها را از عذاب پروردگار عالمیان بیم دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: ابراهیم علیه السّلام به فرشتگان فرمود: در میان این قوم جناب لوط علیه السّلام مى ‏باشد!! فرشتگان گفتند: ما به كسى كه در میان ایشان هست واقف و آگاهیم، ما او و تمام اهلش غیر از همسرى كه داشته و مقدّر كرده ‏ایم كه با زشتكاران هلاك شود را از بلا نجات خواهیم داد.

حضرت فرمودند: وقتى فرشتگان كه فرستاده حق تبارك و تعالى بودند بر لوط و خانواده ‏اش وارد شدند لوط به آنها فرمود: شما اشخاص ناآشنایید و من هیچ شما را نمى ‏شناسم.

فرشتگان پاسخ دادند: ما بر انجام وعده عذاب كه قوم تو در آن شك و انكار داشتند فرستاده ‏شده ایم و به حق و راستى به سوى تو آمده و به تو گوشزد مى‏ كنیم قوم خود را از عذاب الهى بیم بده و آنچه مى‏ گوییم راست و صدق محض است، مأموریم به تو بگوییم: پس از هفت شبانه روز دیگر تو و جمیع خانواده‏ات مگر همسرى كه دارى شبانه از این دیار بیرون روید و احدى از شما برنگردد و در همان شب بدان سو كه مأمورید به سرعت روان شوید.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: فرشتگان این فرمان را به لوط اعلام كردند كه این قوم تا آخرین نفر صبحگاه هلاك خواهند شد، بعد امام علیه السّلام اضافه فرمودند:

بامداد روز هشتم خداوند متعال فرشتگانى را به سوى حضرت ابراهیم فرستاد و او را به اسحاق بشارت داده و بدین ترتیب او را به واسطه هلاكت قوم لوط تسلّى دادند و آن فرموده حق تعالى است در قرآن كه مى‏ فرماید:


مقصود از «عجل حنیذ» گوساله ‏اى است كه سربریده و بریان و پخته باشند.

بارى وقتى جناب ابراهیم علیه السّلام دید كه آنان به طعام دست دراز نمى‏ كنند بیمناك شد، آنان حس كرده و گفتند: مترس كه ما فرستاده خدا به قوم لوط مى‏باشیم، 


در آن حال همسر ابراهیم (ساره) ایستاده بود كه متبسّم گردید، پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس به یعقوب بشارت دادیم.


آن زن خندید یعنى از كلام ایشان تعجّب كرد سپس گفت: آیا مى ‏شود از من با آنكه پیر سالخورده ‏ام و شوهرم نیز مردى پیر و فرتوت است فرزندى پدید آید، این چیزى شگفت انگیز است!!؟


فرشتگان به او گفتند: آیا از كار خدا تعجّب مى‏ كنى، رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بیت رسالت است، او خدایى ستوده و بزرگوار مى ‏باشد.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: وقتى فرشتگان به ابراهیم بشارت اسحاق را داده و وحشت و هراس را از او بردند به مناجات با پروردگار پرداخت و از درگاه ربوبى تقاضا نمود كه بلا و عذاب را از قوم لوط بر دارد.

خداوند متعال فرمود: اى ابراهیم از این درخواست بگذر، امر حتمى پروردگارت صادر شده و پس از طلوع آفتاب در آن روز معلوم عذاب حتمى من خواهد آمد و در این تقدیر برگشتى نخواهد بود.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 229-234، 397-402، 451-456، 517-522، 529-534، 553-558، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟،
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399



اهمیّت حفظ اوقات نماز و موضوع تأخیر در نماز عصر حضرت سلیمان

إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً ﴿نساء/103﴾ 95

همانا نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین 

مقرر شده است.

 

وَ وَهَبْنَا لِدَاوُدَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿30﴾ إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ ﴿31﴾ فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿32﴾ رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأعْنَاقِ ﴿33﴾ وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمَانَ وَأَلْقَیْنَا عَلَى کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿34﴾ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لا یَنْبَغِی لأحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

﴿ص/35-30 455

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود(30 )

[یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند. ( 31 )

پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر می کرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. ( 32 )

[اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت؛ (33)

و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بی جان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آن گاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت] ( 34 )

گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای(35)

**************** 

امام صادق علیه السّلام در ذیل آیه فرموده اند:

فرمودند: كِتاباً مَوْقُوتاً یعنى فریضه ‏اى واجب و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آنطور كه مخالفین مى‏ گویند باشد باید سلیمان بن داود هلاك شده باشد، چه آنكه وى نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب كوهها پنهان و مخفى شد و اگر قبل از غایب‏ شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء كرده بود و هیچ نمازى از نظر وقت طولانى‏ تر از نماز عصر نمى ‏باشد[1]



( 1)- مرحوم مصنّف در كتاب من لا یحضره الفقیه ح(1) ص(129) در توضیح این حدیث مى‏ فرماید:

جهّال از اهل خلاف اینطور پنداشته ‏اند كه حضرت سلیمان علیه السّلام روزى اسب ها را سان مى‏ دید و آنها را از نظر مى‏ گذرانید، حضرت مشغول و سرگرم آنها بود كه خورشید غروب كرد و وقت نماز منقضى شد و وقتى متوجه شد بسیار متأثر و ناراحت گردید و از شدّت غضب فرمان داد اسب ها را برگردانند و سپس امر نمود ساق پاها و گردنهاى آنها را زده و بدین ترتیب این حیوانات را كشتند و فرمود: این حیوانات مرا از ذكر پروردگارم باز داشتند.

این گفتار صحیح نیست و واقع امر طبق گفته اهل خلاف نمى‏ باشد چه آنكه شأن نبى و پیامبر خدا اجلّ است از مثل چنین كردارى زیرا اسبها گناهى نداشته تا مستوجب چنین فعل قبیحى باشند و اساساٌ آنها خود را بر وى عرضه نكرده و او را آنها مشغول ننموده بودند و از این كه بگذاریم اسبها مكلّف نبودند تا مرتكب گناه باشند در نتیجه عقاب و مؤاخذه شوند و صحیح آن است كه سلیمان علیه السّلام عصرى بود كه بهایم و اسب ها را از نظر مى‏ گذراند و به واسطه سرگرم شدن به آنها نمازش تأخیر افتاد تا خورشید غروب كرد وقتى متوجه شد به فرشتگان گفت: آفتاب را برگردانید تا من نمازم را بخوانم، آنها آفتاب را باز گردانیدند، وى ایستاد ساق پا و گردن خود را مسح نمود( وضوء آنها را در آن شریعت چنین بود) و سپس به اصحابش كه نمازهای شان قضاء شده بود فرمان داد با او نمازهای شان را خواندند و پس از فراغت از نماز خورشید غروب كرد و ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 79-مطلب شماره 578 


**************** 


حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود(ع)، سومین پیامبر بزرگ بنی‌اسرائیل است که خداوند از مواهب هستی، فضل بی‌شماری بدو عطا کرده از جمله خلافت بر پهنه وسیعی از مناطق جغرافیایی، تسخیر لشکریانی از جن، انس و حیوانات و نیز علم تکلم به زبان حیوانات. با این همه برخی از اهل تفسیر به نقل از سیر و تواریخ اسلامی، داستانی را آورده‌اند که با نگاهی علمای شیعی در مساله عصمت پیامبران، منافات دارد.

بزرگان شیعی از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، ساحت مقدس این پیامبر عظیم الشان را مبرای از هر گونه خطا و سهو دانسته و در تنزیه چهره حضرتش از این گونه نسبت‌ها کوشیده‌اند. این نگاه بعدتر توسط اجلّه مفسران شیعه همچون فیض کاشانی و علامه طباطبایی تقویت شد. با این تفاوت که صاحب تفسیر المیزان، بر این باور است که انبیاء در حوزه امور فردی که دخلی به احکام و دیانت مردم ندارد، معصوم از خطا و رخنه شیطان نیستند. دیدگاه علامه سپس توسط برخی شاگردان وی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله سبحانی به نقد کشیده شد.

بنابر نقل برخی از مفسران، سلیمان نبی، به خیول و اسب‌های تیزپا و چالاک بسیار علاقمند بود تا بدانجا که گاهی آنچنان در تماشای آنها غرقه می‌شد که خدا را نیز از یاد می‌برد!

مورد استناد آنها، آیاتی است از سوره مبارکه «ص» که می‌فرماید:

 وَ وَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ * قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لا یَنْبَغِی لأحَدٍ مِنْ بَعْدِی

إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ﴿ص/35-30 455 (ص/۳۳-۳۰)

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود * [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند * پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. * [اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت. * گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای. 



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 91-96، 451-456، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397



229/230/231/399/451/522/530/557


سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 


 اوّلین كسى كه عمل قوم لوط را انجام داد چه كسى بود؟


حضرت فرمودند: ابلیس بود كه خود را در اختیار دیگرى قرار داد.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44(نـوادر)/23-مطلب شماره 558




نوع مطلب : 229-234، 397-402، 451-456، 529-534، 547-552، 553-558، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، اصحاب و اقوام در قـــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 آذر 1397



229/230/231/399/451/522/530/557


اسرار مكروه بودن سوت زدن‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 306-مطلب شماره 514


از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه محضر مباركش عرض شد:

چگونه و چطور قوم لوط دانستند رجالى نزد حضرت لوط آمده‏ اند؟

حضرت فرمودند: همسر لوط از خانه خارج شد و سوت زد و بانگ نمود و وقتى قوم لوط صداى سوت او را شنیدند به خانه لوط آمدند فلذا سوت زدن از آن تاریخ به بعد مكروه اعلام شد.






نوع مطلب : 229-234، 397-402، 451-456، 517-522، 529-534، 553-558، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّکَ لَشَدِیدُ الْعِقَابِ 

﴿رعد/6 250

و از تو [بر پایه تمسخر، استهزا، جهل و نادانی] پیش از [درخواست] خیر و خوشی تقاضای شتاب در [فرود آمدن] عذاب می کنند، [اینان گمان می کنند که عذاب ها و مجازات های الهی دروغ است] با اینکه پیش از آنان عذاب ها و عقوبت های عبرت آموز [بر کافران و منکران] گذشته است و قطعاً پروردگارت نسبت به مردم با ظلم و ستمی که می کنند صاحب آمرزش است، و مسلماً پروردگارت سخت کیفر است.

 

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یَوْمًا عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿حج/47 338

و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می کنند، در حالی که خدا هرگز از وعده اش تخلف نمی کند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمارید [برای او زمان نزدیک، زمان دور، امروز، دیروز، گذشته و آینده مفهومی ندارد؛ بنابراین فاصله زمانی شما با عذاب الهی شما را دچار این پندار نکند که تهدید به عذاب، تهدیدی طولانی و دروغ است

 

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿شعراء/204 375

آیا به آمدن عذاب ما شتاب می کنند؟

 

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَ لَوْلا أَجَلٌ مُسَمًّى لَجَاءَهُمُ الْعَذَابُ وَ لَیَأْتِیَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ * یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکَافِرِینَ ﴿عنکبوت/54-53 403

آنان شتاب در آوردن عذاب را از تو می خواهند، اگر مدتی معین [برای آنان] مقرّر نبود، قطعاً آن عذاب را [که خواهانش هستند] بر آنان می آمد و حتماً ناگاه در حالی که بی خبرند، به سراغشان خواهد آمد *

[آنان] شتاب در آوردن عذاب را از تو می خواهند، بدون تردید هم اکنون دوزخ بر کافران حاطه دارد.

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿شعراء/204 452

آیا به آمدن عذاب ما شتاب می کنند؟

 

فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلا یَسْتَعْجِلُونِ 

﴿ذاریات/59 523

پس برای کسانی [از قوم تو] که ستم ورزیدند، سهمی از عذاب است مانند سهم هم مسلکانشان [از امت های پیشین]، بنابراین شتاب در آمدن آن را نخواهند.



****************


 اسرار اینكه چرا خداوند متعال عقوبت بندگان 

را تأخیر مى‏ اندازد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 298-مطلب شماره 485



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار از عمركى، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت على علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند متعال هنگامى كه بخواهد اهل زمین را به عذابى مبتلا نماید میفرماید:

اگر نبودند آنان كه مشتاق جلال من بوده و مساجد مرا آباد كرده و در بامدادان استغفار مى ‏كنند البته عذابم را فرو مى‏ فرستادم.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه البرقى، از على بن الحكم، از سیف بن عمیره، از سعد بن طریف‏[1]، از اصبغ بن نباته نقل كرده كه وى گفت:


امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

حق تبارك و تعالى وقتى مى‏بیند اهل زمین مرتكب معاصى شده و به قبائح مبادرت مى‏ورزند قصد مى‏ كند تمام ایشان را عذاب كند حتّى یك نفر را هم باقى نگذارد ولى چون نظرش به پیران مى‏ افتد كه به طرف نماز گام بر مى‏ دارند و اطفال كه قرآن مى ‏آموزند به ایشان ترحّم نموده و عذابشان را تأخیر مى ‏اندازد.


حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از سعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام، حضرت فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله 

و سلّم فرمودند:

خداوند جلّ جلاله هنگامى كه ببیند اهل قریه ‏اى در معاصى اسراف و زیاده روى مى‏ كنند و حال آنكه در بین ایشان سه نفر از اهل ایمان مى‏ باشند آنان را خوانده و مى ‏فرماید: اى اهل عصیان اگر میان شما مؤمنینى كه مشتاق جلال من هستند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد نموده و در سحرها از خوف من استغفار و طلب آمرزش مى‏ كنند نبودند عذابم را بر شما فرو مى‏ فرستادم و باكى هم نداشتم.


حدیث (4)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على همدانى، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: اگر مردم زیارت این بیت (بیت اللَّه) را ترك مى‏ كردند قطعا حق تعالى عذاب بر ایشان نازل مى‏ فرمود و مهلت شان هم نمى‏ داد.


حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از ابن عبّاس، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردمى مرتكب گناهانى شدند و از این بابت در هراس و وحشت افتادند پس مردمى دیگر نزدشان آمده و به آنها گفتند: شما را چه مى ‏شود؟

آنها گفتند: گناهانى مرتكب شده و از این جهت بیمناك هستیم.

ایشان گفتند: ما گناهان شما را به عهده مى‏ گیریم.

حق تبارك و تعالى فرمود: آنها خوف داشته و ایشان جرات، و هراسى از عذاب من ندارند!! در ساعت عذابش را بر آنها نازل فرمود.


حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

اى مردم، خداوند متعال عموم را به واسطه گناه خصوصى از مردم عذاب نمى‏ كند مشروط به این كه گناه كنندگان پنهانى و بدون اطّلاع عموم مبادرت به عصیان نمایند ولى اگر علنى و در حضور عموم مرتكب نافرمانى خدا شوند و عامّه مردم نیز از اعمال ایشان متأثّر نشده و آنها را از گناه باز ندارند البتّه هر دو گروه مستحقّ عقوبت خداوند متعال مى ‏شوند.


حدیث (7)

 على بن حاتم، از احمد بن محمّد عاصمى و على بن محمّد بن یعقوب عجلى، این دو از على بن الحسین، از عباس بن على غلام حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام نقل كرده ‏اند كه وى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمود: هر گاه بندگان مرتكب گناهان شناخته نشده ‏اى شوند حق تعالى آنها را به بلاهاى غیر شناخته‏ شده ‏اى مبتلا مى‏ كند.

 



(1)- سعد بن طرف الحنظلی معروف به سعد الخفّاف، وى صحیح الحدیث مى‏باشد.






نوع مطلب : 247-252، 337-342، 373-378، 403-408، 451-456، 523-528، 13-سوره رعـــــد، 22-سوره حـج، 26-سوره شـعـراء، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397
 



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟



در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.



إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ ﴿یس/55﴾ 444

 همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوش اند.


لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُمْ مَا یَدَّعُونَ ﴿یس/57﴾ 444

برای آنان در آنجا میوه ها [ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.

 

مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَشَرَابٍ ﴿ص/51﴾ 456

در حالی که در آنجا بر تخت ها تکیه می زنند و میوه های فراوان و نوشیدنی مورد دلخواهشان را در آنجا می طلبند.

 

لَکُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْهَا تَأْکُلُونَ ﴿زخرف/73﴾ 494

 شما را در آنجا میوه هایی فراوان است که از آنها می خورید.

  

وَنَعْمَةٍ کَانُوا فِیهَا فَاکِهِینَ ﴿دخان/27

و نعمت هایی که با آسایش و خوشی از آن برخوردار بودند.

 

یَدْعُونَ فِیهَا بِکُلِّ فَاکِهَةٍ آمِنِینَ ﴿دخان/55﴾ 497

 در آنجا هر گونه میوه ای را که بخواهند می طلبند و می خورند، در حالی که [از هر جهت] ایمن و آسوده خاطرند.

 

فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿طور/18﴾ 524

 به آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده و [برای آنکه] پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ مصون داشته، شادمان و مسرورند.

 

وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاکِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿طور/22﴾ 524

و [همواره] به آنان انواع میوه ها و گوشتهایی که دلخواه آنان است، می رسانیم. (

  

فِیهَا فَاکِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأکْمَامِ ﴿الرّحمن/11﴾ 531

در آن میوه ها و نخل ها با خوشه های غلاف دار است.

 

فِیهِمَا مِنْ کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿الرّحمن/52﴾ 533

در آن دو بهشت از هر میوه ای دو نوع فراهم است.

 

فِیهِمَا فَاکِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿الرّحمن/68﴾ 534

در آنها میوه های فراوان و درخت خرما و انار است.

 

وَ فَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿واقعة/20﴾ 535

و میوه از هر چه اختیار كنند.

 

وَ فَاکِهَةً وَأَبًّا ﴿عبس/31﴾ 585

و میوه و چراگاه.

 

************




اسرار و علّت اینکه چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی 

شیرین هستند؟ 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 404



حمزة بن محمّد علوى از احمد بن محمّد همدانى از منذر بن محمّد از حسین بن محمّد، از سلیمان بن جعفر، از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

پدرم از پدرش از جدّش نقل كردند كه امیر المؤمنین على علیه السّلام خربزه‏ اى را گرفتند تا تناول فرمایند و وقتى آن را شكسته تا بخورند تلخ بود، حضرت آن را به زمین انداخته و فرمودند: بعدا و سحقا (از چشم دور شوى و نابود گردى) محضر مباركش عرض شد: یا امیر المؤمنین این خربزه چه نقصى دارد؟

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

 خداوند تبارك و تعالى مودّت و دوستى ما را به هر حیوان و نباتى عرضه كرد آنچه از آنها پذیرفتند شیرین و پاكیزه گشته و آنچه نپذیرفتند شور و تلخ گردیدند.





نوع مطلب : 439-444، 451-456، 493-498، 523-528، 529-534، 535-540، 583-588، 36-سوره یس، 38-سوره ص، 43-سوره زخـرف، 44-سوره دخـان، 52-سوره طــور، 56-سوره واقـعـة، 80-سوره عبس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه ثمرات»،
          
شنبه 24 شهریور 1397


اسرار اینكه نماز دو ركعت چرا با چهار سجده مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 32-مطلب شماره 259


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على كوفى، از صباح حذاء، از اسحاق بن عمّار، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم:

چگونه نماز یك ركعت با دو سجده گردیده است و چگونه با دو سجده دو ركعت خوانده نمى‏ شود؟

حضرت فرمودند : 

حال كه از مطلبى جویا شدى دل را از اوهام و خیالات خالى كن تا آنچه برایت مى‏ گویم را بفهمى، اوّلین نمازى را كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم خواند در آسمان مقابل حق تبارك و تعالى و در جلو عرش الهى بجا آوردند و شرح آن این است كه : 

وقتى آن سرور را سیر داده و به آسمان بردند (سفر معراج) و حضرتش به عرش بارى تعالى رسید، حق تعالى تجلّى نمود و رسول گرامى با دیدگان خود جلوه حق جلّت عظمته را دید، حق تعالى فرمود: اى محمّد نزدیك صاد[1] شو و مساجد (مواضعى كه در سجود روى زمین قرار میگیرد) خود را بشوى و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به مكانى كه خدا امر به او فرموده بود نزدیك شد و از آن وضوء شادابى گرفت سپس رو به جبّار تبارك و تعالى ایستاد، حق تعالى امر فرمود كه تكبیر افتتاح نماز را بگوید، حضرت گفت، حق تعالى فرمود: اى محمّد بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * مَالِكِ

 یَوْمِ الدِّینِ * إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

﴿حمد/7-1﴾ 1

حضرت سوره را تا آخر خواندند بعد حق تعالى امر نمود كه اوصاف او را قرائت نماید به این نحو :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/1﴾ 604

به اینجا كه رسید حق كلام را قطع نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/2-1﴾ 604

سپس حق تعالى فرمود: بگو : 

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ﴿اخلاص/4-3﴾ 604

و سخن را قطع نمود، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه گفت: كذلك اللَّه ربى.


و وقتى حضرت این جمله را تمام كرد حق تعالى فرمود: اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه گفت: سبحان ربّى العظیم و بحمده، سپس پروردگار فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّوجل ایستاد، پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن، پس رسول خدا به سجده رفت، حق فرمود: بگو : سبحان ربّى الاعلى و بحمده، حضرت این ذكر را سه مرتبه گفت، پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشین، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاریش گردید پس بدون اینكه حق تعالى او را امر نماید به سجده دیگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت، پس خطاب آمد كه بایست، پس ایستاد و آن عظمتى را كه دیده بود دیگر ندید، بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت دیگر بجا آورد و سپس یك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گردید، پس بدون این كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبیح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد.

و این عبارت را بگو:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آله محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّیت و باركت و ترحّمت و مننت على ابراهیم و آل ابراهیم إنّك حمید مجید، اللّهمّ تقبّل شفاعته فی امّته و ارفع درجته.

حضرت این عبارات را اداء نمود، سپس حق تعالى فرمود: یا محمّد رو به قبله نما و به طرف قبله سلام بده پس حضرت به طرف قبله به پروردگار تبارك و تعالى سلام داد و گفت:

 السّلام علیك، جبّار جلّ جلاله در جواب فرمود: و علیك السلام یا محمّد، بنعمتى قوّیتك على طاعتى و بعصمتى ایّاك اتّخذتك نبیّا و حبیبا.

سپس حضرت ابى الحسن علیه السّلام فرمود: نمازى كه پیامبر مأمور به خواندنش شدند دو ركعت با دو سجده بود منتهى آن سرور در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت متذكّر عظمت پروردگارش گردید دوباره‏ سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.

عمّار مى‏ گوید: عرض كردم فدایت شوم: «صاد» ى كه حق تعالى امر فرمود رسولش مواضع وضوء را از آن بشوید چیست؟

حضرت فرمودند: چشمه ‏اى است كه از شكافتن ركنى از اركان عرش جارى گشته بود و به آن آب حیات گفته مى‏شود و این همان است كه حق تعالى در قرآن یاد كرده و فرموده:


ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّكْرِ ﴿ص/1﴾ 453


خدا پیامبرش را مأمور ساخت از چشمه صاد وضوء بگیرد و سپس قرائت حمد نموده و نماز بخواند.

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: اللّهمّ انّك منها خلقتنى (بار خدا تو مرا از زمین آفریدى) و سر خود را كه از سجده برمى ‏دارى یعنى و منها اخرجتنا (و از زمین ما را بیرون راندى).

و به سجده دوّم كه مى‏ روى معنایش این است كه: و الیها تعیدنا (یعنى ما را بسوى زمین عود خواهى داد) و سر كه از سجده دوّم بر مى‏ دارى یعنى: و منها تخرجنا تارة اخرى (و بار دیگر ما را از آن اخراج مى‏ نمایى) آن مرد عرض كرد:

 اینكه در تشهد پاى راست را بلند كرده و روی پای چپ مى‏ اندازیم، معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش این است كه: 

اللّهم امت الباطل و اقم الحق 

بار خدایا باطل را نابود و حق را سر پا بدار.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: صاد چیست؟ حضرت فرمودند: چشمه‏ اى است زیر ركنى از اركان عرش كه خداوند متعال آن را براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آماده كرده بود.





نوع مطلب : 01-06، 451-456، 601-604، 01-سوره حــمــد، 38-سوره ص، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic