وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ... ﴿احزاب/4﴾ 418

خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش نیافریده.


تفسیر :

ادعاهاى بیهوده

در تعقیب آیات گذشته كه به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) دستور مى داد تنها از وحى الهى تبعیت كند نه از كافران و منافقان ، در آیات مورد بحث نتیجه تبعیت از آنها را منعكس مى كند كه پیروى از آنان انسان را به یك مشت خرافات و اباطیل و انحرافات دعوت مى نماید كه سه مورد آن در نخستین آیه مورد بحث بیان شده است :

نخست مى فرماید: (خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش قرار نداده است)! (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه).

جمعى از مفسران در شان نزول این قسمت از آیه نوشته اند، كه در زمان جاهلیت مردى بود بنام (جمیل بن معمر) داراى حافظه بسیار قوى ، او ادعا مى كرد كه در درون وجود من (دو قلب)! است كه با هر كدام از آنها بهتر از محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى فهمد! لذا مشركان قریش او را (ذو القلبین)! (صاحب دو قلب) مى نامیدند.

در روز جنگ بدر كه مشركان فرار كردند، جمیل بن معمر نیز در میان آنها بود، ابو سفیان او را در حالى دید كه یك لنگه كفشش در پایش بود و لنگه دیگر را به دست گرفته بود و فرار مى كرد، ابو سفیان به او گفت : چه خبر؟! گفت : لشكر فرار كرد، گفت : پس چرا لنگه كفشى را در دست دارى و دیگرى را در پا؟! جمیل بن معمر گفت : به راستى متوجه نبودم ، گمان مى كردم هر دو لنگه در پاى من است (معلوم شد با آنهمه ادعا چنان دست و پاى خود را گم كرده كه به اندازه یك قلب هم چیزى نمى فهمد - البته منظور از قلب در این موارد عقل است).

به هر حال پیروى از كفار و منافقان و ترك تبعیت از وحى الهى ، انسان را به این گونه مطالب خرافى دعوت مى كند.

ولى گذشته از اینها، این جمله معنى عمیقترى نیز دارد و آن اینكه انسان یك قلب بیشتر ندارد و این قلب جز عشق یك معبود نمى گنجد، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مى كنند، باید قلبهاى متعددى داشته باشند تا هر یك را كانون عشق معبودى سازند!

اصولا شخصیت انسان ، یك انسان سالم شخصیت واحد، و خط فكرى او خط واحدى است ، در تنهائى و اجتماع ، در ظاهر و باطن ، در درون و برون ، در فكر و عمل ، همه باید یكى باشد، هر گونه نفاق و دوگانگى در وجود انسان امرى است تحمیلى و بر خلاف اقتضاى طبیعت او.

انسان به حكم اینكه یك قلب بیشتر ندارد باید داراى یك كانون عاطفى و تسلیم در برابر یك قانون باشد.

مهر یك معشوق در دل بگیرد و یك مسیر معین را در زندگى تعقیب كند.

با یك گروه و یك جمعیت هماهنگ گردد، و گر نه تشتت و تعدد و راههاى مختلف و اهداف پراكنده او را به بیهودگى و انحراف از مسیر توحیدى فطرى مى كشاند.

لذا در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم : كه فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فى جوف انسان ، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فى جوفه ، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا كما یخلص الذهب بالنار لا كدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارك فى حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه : (دوستى ما و دوستى دشمن ما در یك قلب نمى گنجد چرا كه خدا براى یك انسان دو قلب قرار نداده است كه با یكى دوست بدارد و با دیگرى دشمن ، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مى شود هر كس مى خواهد این حقیقت را بداند، قلب خود را آزمایش كند اگر چیزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم ).

بنابر این قلب واحد كانون اعتقاد واحدى است و آنهم برنامه عملى واحدى را اجراء مى كند چرا كه انسان نمى تواند حقیقتا معتقد به چیزى باشد اما در عمل از آن جدا شود و اینكه بعضى در عصر ما براى خود شخصیت هاى متعددى قائل هستند و مى گویند فلان عمل را از جنبه سیاسى انجام دادم و فلان كار را از جنبه دینى و كار دیگر را از نظر جنبه اجتماعى و به این ترتیب اعمال متضاد خود را

توجیه مى كنند منافقان زشت سیرتى هستند كه مى خواهند قانون آفرینش را با این سخن زیرا پا بگذارند.

درست است كه جنبه هاى زندگى انسان مختلف است ولى باید خط واحدى بر همه آنها حاكم باشد.

تفسیر نمونه





نوع مطلب : 33-سوره احــزاب، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 415-420، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



مراحل شكل گیری 9 گانه حیات انسان


قرآن مجید حیات جنینی انسان را به اطوار و مراحل مختلفی تقسیم كرده، می فرماید :

 وَقَدْ خَلَقَكُم أَطْوَاراً ﴿نوح/14﴾ 571

خدا شما را در مراحل مختلفی آفرید.

 

مرحله اول : خاك


 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طین ﴿مؤمنون/12﴾ 342

ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاك آفریدیم.

نطفه انسان مولود غذاهای گوناگونی است كه از نباتات و گوشت و لبنیات سرچشمه میگیرد.

حیوانات هم از نباتات تغذیه می كنند و نباتات هم از خاك مایه می گیرند .

بنابراین نطفه ی انسان كه بعداً به صورت انسانی درمی آید مولود خاك است .

اكتشافات جدید هم نشان می دهد عناصری كه زمین در بردارد از قبیل : آهن ، مس ، كلسیم ، ید و... عصاره ی آنها در انسان وجود دارد و انسان دائم به وسیله ی نباتات و حیوانات از عصاره های مواد خاكی تغذیه می كند و به تولید مثل برمی خیزد .

 

مرحله دوم : آب


هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ المآءِ بَشَراً... ﴿فرقان/54﴾ 364

اوست كه بشر را از آب آفرید.

از نظر زیست شناسان انسان به اسفنجی می ماند كه او را آب فرا گرفته است .

جسم یك فرد هفتاد كیلویی از پنجاه لیتر آب تشكیل شده است و این نسبت ثابت است .

اگر شخصی بیست درصد آب بدنش را از دست بدهد ، دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب یاخته های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم می باشد و عملا فاقد نمك است ، ولی آب خارج از یاخته ها عملًا پتاسیم ندارد ، بلكه دارای مقدار زیادی نمك است و این تركیب آب خارج از یاخته ها جزء به جزء به آب دریایی شباهت دارد كه میلیون ها سال قبل اولین اشكال حیات در آن شكل می گرفت و بعداً زمانی كه موجودات آبی به خشكی روی آوردند دریای درون را نیز با خود آوردند ، چون بدون آن زندگی برای آنها در خشكی ممكن نبود .

آری، این است معجزه ی شگفت انگیز قرآن ، كه در صحرایی خشك و سوزان و بدون ابزار علمی و در جامعه ای بی سواد اعلام كرد : اوست كه بشر را از آب آفرید .

 

مرحله سوم : علق


 خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق ﴿علق/2﴾ 597

 

پروردگار انسان را از علق « كرمكی شبیه زالو» آفرید

«علق» در لغت كرمكی است كه به دیواره ی رحم زن میچسبد، و به معنای زالو و حیوان شناور خون خوار نیز آمده است .

امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میكروسكوپ می گذارند ، انبوه كثیری از كرمك های زنده ی شناوری را مشاهده می كنند كه این كرمك ها وقتی وارد رحم می شوند مانند زالو به دیواره ی رحم می چسبند .

اسپرماتوزئید در حدود چهار سانتیمتر مكعب است ، كه در هر یك سانتیمتر آن صد تا دویست میلیون حیوان زنده ی شناور یافت می شود . این حیوانات حیرت انگیز دسته جمعی به قصد رسیدن به «اوول»، سلول ماده، حركت میكنند. تخمدان یك زن جوان تقریباً شامل سیصد هزار هزار تخمك نارس است ، ولی از همه اینها در حدود چهارصد عددشان رسیده و بالغ می شوند .

هنگام قاعدگی ، تخمك ، پس از ترك خوردن كیسه ای كه محتوی آن است ، به روی دنباله های لوله كوتاهی كه از تخمدان تا زهدان كشیده شده می افتد و با حركت مژه های لرزان این لوله ، خود را به زهدان می رساند و به این ترتیب تخمدان خود را برای پذیرش اسپرم نر آماده می كند!


 


مرحله چهارم : ایجاد از آب بی ارزش


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَة مِن ماء مَهین ﴿سجده/8﴾ 415

آنگاه خدا نسل بشر را از چكیده و خلاصه ی آب بی مقدار پدید آورد.

اسپرها یعنی همان كرمك ها و به تعبیر قرآن مجید علق ها و یاخته های جنسی نر با ماده ی لزجی ، همراه نطفه ی مرد خود را به دهانه ی رحم می رسانند و پس از رسیدن به داخل رحم ناگهان نبرد شگفتی میان آنان به وقوع میپیوندد .

در این نبرد عجیب دویست میلیون اسپر شركت دارند كه با سرعت 15 كیلومتر در ساعت برای تصرف تخمك زن به سوی آن حركت می كنند و طولی نمی كشد كه اولین صفوف اسپرها به جدار تخمك می رسند .

ناگهان هزاران كرمك ، تخمك را در بر می گیرند . كرمكها كه دم هایشان به سرعت می جنبد در زیر ذره بین به چمن زاری می مانند كه با وزش نسیم ، موج می زنند و تا زمانی كه یكی از كرمك ها نتواند خود را در آغوش تخمك فرو برد این عمل ادامه دارد .

هر اسپری كوشش می كند اولین نفری باشد كه به درون تخمك وارد می گردد ، تا این كه اولین اسپر پوسته را می شكافد و وارد تخمك می شود و به محض ورود، دُم كرمك قطع شده محل ورود متورم می شود .

در این هنگام پروتوپلاسمای تخمك نیز منقبض گشته ، مایعی از خود خارج می كند تا كرمك های دیگر نتوانند وارد آن شوند .

بنابراین از دویست میلیون اسپر تنها یك اسپر با تخمك می آمیزد و انسان تولید می شود ، و چنانچه اراده ی حق و رحمت واسعه اش تعلق بگیرد دو یا سه اسپر وارد می شود در این صورت در رحم زن دوقلو یا سه قلو پرورش می یابد .

 

مرحله پنجم : امشاج «سلول تخم»


 إِنّا خَلَقْنَا الإنْسانَ مِن نُطْفَة أَمْشاج... ﴿انسان/2﴾ 578

ما انسان را از نطفه ی مخلوط پدید آوردیم.

برای اینكه انسانی به وجود آید ، ابتدا باید تخمك، یعنی یاخته ی جنسی ماده كه یكی از كرمك ها را در بر گرفته ، وارد رحم شود . تخمك ، دانه ی سپیدی است كه 250 هزار بار از یاخته ی جنسی نر یعنی اسپر بزرگتر است ; به این خاطر وقتی تخمك با سیل اسپر برخورد می كند ، یكی از آنها را در خود فرو می برد و با كرموزوم های سلول نر كه تعدادشان به نصف تقلیل یافته با كروموزوم های سلول تخمك می آمیزد و در نتیجه موجود تازه ای بنام سلول تخم پدید می آید كه در اصطلاح قرآن « امشاج » نامیده شده .

اگر بهترین وضع زندگی برای سلول نر و سلول ماده فراهم باشد ، قادر به ادامه ی زندگی نیستند و به زودی می میرند، مگر آنكه با یكدیگر تركیب شوند و سلول تخم ، یا به تعبیر قرآن « امشاج » را به وجود آورند .

پس از عمل لقاح ، سلول تخم شروع به تقسیم می نماید ، ابتدا به دو سپس به چهار و هشت و . . . تقسیم می شود و به همین صورت بر اثر تقسیمات متوالی ، توده ای سلولی بوجود می آید.



مرحله ششم : صورت بندی جنین


 هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنَی ﴿حشر/24﴾ 548

او خدای به وجود آورنده ی «انبوه سلول ها» و اندازه قراردهنده و جدا كننده ی «سلول ها» و پیكرساز و شكل دهنده است.

پس از تكمیل شدن سلول ها ، یعنی مصالح ساختمان جنین ، انبوه كثیری از سلولها برای بنای پیكره ی انسان تحویل رحم داده می شود و در رحم ، ساختمان جنین آغاز می گردد .

ابتدا این سلول های بی شمار به قدرت پروردگار و در سایه ی رحمت واسعه و مهربانیش از یكدیگر مجزّا شده هر كدام به جایگاه مخصوص خود روانه می شوند ، سلول های مغز ، سلول های چشم ، سلول های گوش و . . . همین طور هر یك ذرات هم عضو خود را پیدا كرده تشكیل عضوی می دهند و به این ترتیب پیكر جنین به وسیله سلول ها ساخته و پرداخته و صورت بندی می شود .

گلوله ی كوچكی كه در طرف چپ جنین قرار دارد، منبع تغذیه ی جنین است . این گلوله كه در خون شناور است عصاره ی غذا و آب و تنفس را كه توسط دستگاه های گوارش و اكسیژن تهیه و وارد خون شده است گرفته و از راه ناف به بدن طفل منتقل می كند!

این است رحمت واسعه ی الهیه كه همه چیز را فرا گرفته و آثارش در ذرّه ذرّه ی بنای خلقت از خورشید روشن تر است .

 



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 271-276، 337-342، 361-366، 415-420، 457-462، 547-552، 571-576، 577-582، 595-600، 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، 32-سوره سـجـده، 39-سوره زمـر، 59-سوره حـشر، 71-سوره نوح، 76-سوره انسان، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


نیکوکاران واقعی از نظر قرآن 

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ 

﴿بقره/177 26

 

نیكى این نیست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنید ، بلكه نیكى [واقعى و كامل ، كه شایسته است در همه امور شما ملاك قرار گیرد ، منش و رفتار] كسانى است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده‏ اند ، و ثروتشان را با آنكه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و نیازمندان و [در راه آزادى] بردگان می ‏دهند ، و نماز را [با همه شرایطش] برپاى می ‏دارند ، و زكات می ‏پردازند ، و چون پیمان بندند به پیمان خویش وفادارند ، و در تنگدستى و تهیدستى و رنج و بیمارى و هنگام جنگ شكیبایند ؛ اینانند كه [در دین‏دارى و پیروى از حق] راست گفتند ، و اینانند كه پرهیزكارند .

 

ابْـرار و نیکوکاران در قرآن

خداوند (عزّوجل) در قرآن کریم در مورد ابْـرار و نیکوکاران پانزده صفت بکار برده است که به آن اشاره می‌نماییم :
-1 ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها
اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم، آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در می‌یابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، بطور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمی‌تواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسان‌ها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت می‌نماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمی‌تواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب به بررسی آیه مورد نظر می‌پرداریم

نکته ها :

* کلمه«برّ»به معنای نیکی است،ولی به هرکس که خیلی نیکوکار باشد،می گویند او«برّ» است.یعنی وجودش یکپارچه نیکی است.

* «بأساء»از«بؤس»به معنای فقر و سختی است که از خارج به انسان تحمیل می شود.

«ضرّاء»،درد وبیماری است که از درون به انسان فشار می آورد.و« حِینَ الْبَأْسِ »زمان جنگ و جهاد است.

* بعد از ماجرای تغییر قبله که در آیه ی 144 خواندیم،سخنِ روز،پیرامون قبله و تغییر آن بود که این آیه می فرماید:

چرا به جای محتوای دین که ایمان به خدا و قیامت وانجام کارهای نیک است،به سراغ بحث های جدلی رفته اید.

این آیه جامع ترین آیه قرآن است.زیرا اصول مهم اعتقادی،عملی و اخلاقی در آن مطرح گردیده است.

در تفسیر المیزان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

* این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است.

در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیاء،قیامت و کتب آسمانی اشاره شده. 

در بخش عمل، به مسائل عبادی مانند نماز و اقتصادی مانند زکات و اجتماعی مانند آزاد نمودن بردگان و نظامی مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحی وروانی مثل صبر در برابر مشکلات، اشاره گردیده است.

و در بخش اخلاقی، به وفای به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

* ایمان به خدا، سبب خضوع انسان در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت هاست. 

ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندی همّت می گردد.ایمان به وجود ملائکه،نشانه ایمان به تشکیلات ماورای طبیعت است.

ایمان به انبیا،ایمان به وحی و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بی برنامه نبوده است.

انفاق،بیانگر روح تعاون و نوع دوستی،و نماز،پیوند مستقیم با خدا،و زکات برنامه ریزی و اقدام برای حل مشکل محرومان،و وفای به عهد،موجب تحکیم ارتباطات،و صبر،عامل آبدیده 

شدن انسان هاست.[67]

* جمله «آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ» را سه نوع معنا نموده اند:

الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه ای که به آن هست.

ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.

ج: پرداخت مال بر اساس علاقه ای که به فقیر است.

* صبر، مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر میداند؛ 

«أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِما صَبَرُوا»﴿فرقان/75﴾ 362

به آنان جایگاه بلند داده میشود،به پاس بردباری که کردند.

چنانکه فرشتگان به بهشتیان می گویند: 

«سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ» ﴿رعد/24﴾ 252

درود بر شما که پایداری کردید.

همچنین درباره رهبران الهی می فرماید: 

«جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا» ﴿سجده/9﴾ 417

آنان را بخاطر صبرشان،پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت مینمودند.

* مشابه این آیه،در روایات نیز برای معرفی معارف دینی چنین آمده است:

* «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لکن العاقل من یعرف خیر الشّرین» [71]عاقل آن نیست که خیر را از شرّ بشناسد،عاقل آن است که میان دو شرّ،خیرش را برگزیند.

* «لیس العلم بکثره التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فی قلب من یرید» [72]دانش،به آموختن بسیار حاصل نمی شود.دانش واقعی،نوری الهی است که به دلها می تابد.

* «لیس البرّ فی حُسن الزّی و لکن فی السکینه و الوقار» [73]بزرگی،در ظاهرِ آراسته نیست، بلکه در آرامش و وقار است.


* «لیس السخی...الذی ینفق ماله فی غیر حقّه و لکنه الّذی یؤدّی الی اللّه ما فرض علیه» [74]

سخاوتمند کسی نیست که در هرجا و لو بی جا انفاق کند،بلکه کسی است که در هرجا خشنودی خداست،انفاق کند.


* «لیس العباده کثره الصیام و الصلاه و انّما العباده کثره التفکّر فی امر اللّه» [75]

عبادت به نماز و روزه بسیار نیست،به تفکّر درباره خدا و آثار اوست.


* «اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» [76]

آنکه از سرپرستی پیشوای حقّ محروم گشته، یتیم تر از کسی است که پدر و مادرش را از دست داده است.


* برای رسیدن به کمالِ تقوا،انفاقِ واجب و غیر واجب،هر دو لازم است.

بعضی از مردم به مستمندان کمک می کنند،ولی حقوق واجب خود را نمی پردازند و برخی دیگر به پرداخت خمس و زکات اکتفا می کنند و نسبت به فقرا و محرومان در بخشش های مستحبّی بی تفاوت می شوند.این آیه،مؤمن واقعی را کسی می داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات می خوانیم :

در اموال ثروتمندان،غیر از زکات نیز حقّی برای محرومان است.[77] 

و کسی که سیر بخوابد در حالی که همسایه او گرسنه باشد،ایمان کامل به خدا و قیامت ندارد. [78]



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 25-30، 247-252، 361-366، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 415-420، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399


397/403/405/409/411/416

428/435/454/455/473


وَالَّذِینَ آمَنُوا «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...

سوره بقره آیه 82



تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

باب سیصد و یكم

چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.





نوع مطلب : 397-402، 403-408، 409-414، 415-420، 427-432، 433-438، 451-456، 469-474، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 31-سوره لقـمان، 32-سوره سـجـده، 34-سوره سـباء، 35-سوره فـاطـر، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399



إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿اعراف/54﴾ 157

به یقین پروردگار شما خداست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را می جوید بر روز می پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.

 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَکَّرُونَ ﴿یونس/3﴾ 208

یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می کند. [کار] هیچ واسطه ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر  [حقایق] نمی شوید؟

 

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿هود/7﴾ 222

و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.

 

الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿فرقان/59﴾ 365

همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا شَفِیعٍ أَفَلا تَتَذَکَّرُونَ ﴿سجده/4﴾ 415

خداست که آسمان ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمی شوید؟

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿حدید/4﴾ 538

اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.



****************



چرا شش تا از ماههای قمری بیست و نه روزه است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 347-مطلب شماره 508


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از صباح بن سیابه از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال ماه‏ها را دوازده‏ تا آفریده و مجموعا سیصد و شصت روز مى‏ باشند، پس شش روز از آن كسر نمود و در آن آسمان‏ها و زمین را آفرید فلذا در ماه‏ها نقص و قصور پیدا شده است.


اشاره مدیر وبلاگ :


جالب است که به فرموده خداوند و طبق آیات فوق جهان در شش روز یا شش مرحله به حُکمش پدید آمده است و تعداد این آیات هم در قرآن کریم شش تاست.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 25-سوره فــرقــان، 32-سوره سـجـده، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 157-162، 205-210، 217-222، 361-366، 415-420، 535-540، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 302-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


...یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ ﴿شوری/49﴾ 488

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته 

باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ... ﴿احزاب/5﴾ 418

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا 

به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.





نوع مطلب : 415-420، 487-492، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات