وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

 

اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33﴾ 180

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32﴾ 180

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 568

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

*** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است 

حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمانگونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

...وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ﴿هود/117  235

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند 

آنان را هلاک نمیکند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ 

وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7﴾ 467

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5) 483

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

******

اهمیّت استغفار

قال الإمام المهدی (علیه السلام)  :

یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، 

إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقْوالُهُمْ افْعالَهُمْ

امام زمان علیه السلام می فرمایند : اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان یکی است. 

مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.


...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10) 547

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و 

در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا 

یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41) 260

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم 

و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147) 68

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش 

و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ 

وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/28) 571

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید 

و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35) 455

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از 

من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151) 169

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت 

درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118) 349

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین





نوع مطلب : 67-72، 169-174، 175-180، 235-240، 259-264، 349-354، 451-456، 463-468، 547-552، 565-570، 571-576، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 481-486، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار ﴿انفال/15 178

اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید.

 

وَ مَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿انفال/16﴾ 178

و هركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد.


***


فرار از جبهه جنگ از دیدگاه قرآن و ائمه

بى شك یكى از گناهان بسیار بزرگ فرار از میدان جنگ در وقت نبرد و رویاروئى با دشمن اسلام و مسلمانان است.

و در این مورد روایات بسیار زیادى از شیعه و سنّى نقل گردیده است، ریشه فرار از جهاد، عدم برخوردارى آدمى از ایمان و اعتقادى كامل، و پندارى غلط است كه گاه در او پدید مى آید، بنابراین یك زمنده باید قبل از هر چیز موضع خود را ارزیابى كند، كه در كدامین صف است؟

با یك ملاحظه اجمالى، به خوبى مى تواند، جبهه حق را از باطل تمیز دهد، با ارزیابى بافت نیروها و یا مقایسه سخن فرماندهانشان و با در نظرگیرى هدفها و آمالهاى طرفین مى تواند به نتیجه مطلوب برسد.

نیروهاى صف حق، با ایمان مى جنگند، در گفتار فرماندهانشان سخن از انجام وظیفه الهى است و هدف كسب عزت و نابودى متجاوز و نجات مستضعفین و رفع فتنه است، اما نیروهاى باطل، با زور مى جنگند ایمان ندارند، در گفتار فرماندهانشان صحبت از مقاصد شیطانى و رسیدن به هواهاى نفسانى است و هدف آنان ذلّت مردم و در بند كشیدن ایشان و سپردن آنان به بیگانه است.

و پس از این، باید انتخاب صف كرد، كه در تاریخ همیشه این دو صف در برابر هم ایستاده اند و خواهند ایستاد:

 

صف هابیل در برابر قابیل.

صف ابراهیم در برابر نمرود.

صف موسى در برابر فرعون.

صف محمد(ص) در برابر مشركین.

و سرانجام امروز انقلاب اسلامى ایران در برابر استكبار جهانى.

و فردا...

و پس از آن دیگر معنایى براى فرار وجود نخواهد داشت.

راستى فرار براى چى؟

راستى فرار براى كى؟

راستى فرار به كجا؟

مگر مى توان با فرار از صحنه نبرد قضاى الهى را تغییر داد؟ و آیا مى توان با چنین عملى، مشیّت او را عوض نمود؟ و آیا مى توان از سلطه خداوند گریخت؟ كجاست كه او نباشد؟! و آن كدامین مكان است كه تحت حاكمیّت او نباشد؟!!

بلى جابجائى تاكتیكى و ملحق شدن به نیروهاى خودى براى مقابله با دشمن، غیر از فرار اصطلاحى است.

در این آیات شریفه دقت كنید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار ﴿انفال/15 

«اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید».

 

وَ مَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿انفال/16

«و هركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد».

 

بطور اجمال، اثرات فرار از صحنه نبرد چنین است:

غضب خدا.

عار و ننگ همیشگى.

ذلّت همیشگى.

جسور شدن دشمن.

و سرانجام، مستحقّ آتش جهنّم شدن.

 

1- عن امیرالمؤمنین(ع): «الفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْكَبائِرِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 255.)

حضرت على(ع) فرمود: «فرار از جهاد، از گناهان كبیره است».

2- قال امیرالمؤمنین(ع): «... و فیهِ استیجابُ النّارِ بِالْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ عِنْدَ حَضْرَةِ القِتالِ...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 71 - فروع، ج 5, ص 38.)

حضرت على(ع) فرمود: «... و در آن سزاوارى و استحقاق آتش (جهنّم) است به خاطر فرار از جهاد در وقت نبرد...».

3- حضرت امیر(ع) در جنگ صفین خطاب به لشكریانش فرمود: «... واستَحیُوا الْفَرَّ فَاِنَّهُ عارٌ باقِ فِى الأعْقابِ وَ نارْ یَوُمَ الْحِسابِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 ).

«... و شرم كنید از اینكه از میدان جنگ فرار كنید، پس به درستى كه فرار موجب ننگى باقى در فرزندان آینده و آتش روز قیامت خواهد شد».

4- ... و قال امیرالمؤمنین(ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سَیْفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سَیْفِ الاخِرَةِ». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 - نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 382 .)

... و حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا، اگر شما از شمشیر دنیا فرار كنید (و از جبهه نبرد بگریزید) از شمشیر آخرت (و عذاب الهى) سالم نمى مانید».

5- قال على (ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سُیوُفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سُیُوفِ الاجِلَةِ» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 72 ).

حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا اگر از شمشیرهاى دنیا فرار كنید از شمشیرهاى آینده (قیامت) سالم نمى مانید».

6- عن عمران بن حصین قال: «لَمّا تَفَرَّقَ النّاسُ عَن رسولِ اللّه(ص) فى یَوُمِ الاُْحُدِ جاءَ عَلى(ع) مُتَقَلِّداً سَیْفَهُ حتّى قامَ بَینَ یَدیْهِ، فَرَفَعَ رَسولُ اللّه(ص) رأسَهُ فَقالَ لَهُ: ما بَالُكَ لَمْ تَفَرَّ مَعَ النّاسِ؟! فَقالَ: یا رَسُولِ اللّه أرجِعُ كافِراً بَعْدَ إسلامِى». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 256).

عمران بن حصین مى گوید: «وقتى كه مردم در روز جنگ احد (بر اثر شكست ابتدایى مسلمین از مشركین) از اطراف پیامبر اكرم(ص) متفرق شدند، على(ع) درحالى كه شمشیرش را حمائل كرده بود، آمد تا در مقابل پیامبر ایستاد (و به دفاع از پیامبر(ص) پرداخت)، پس پیامبر خدا سرش را بلند كرد و فرمود: چگونه است كه تو با مردم فرار نمى كنى؟ حضرت على(ع) عرض كرد: اى رسول خدا آیا من به حالت كفر بازگردم، پس از آنكه اسلام آوردم...».

7- قال امیرالمؤمنین(ع): «ولیعلم المنهزم بأنّه مُسخِطٌ ربّه: وموبق نفسه، و أنّ فى الفرار موجدة اللّه، و الذّلّ اللازم و العار الباقى و أن الفارّ لغیر مزید فى عمره، ولا محجوز بینه و بین قومه و لا یرضى ربه ولموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 65 - فروع، ج 5, ص 41 با اندكى فرق).

حضرت على(ع) فرمود: «و كسى كه (از میدان رزم و جنگ) فرار مى كند باید بداند كه خدا را به غضب آورده است، و خود را هلاك گردانیده است و همانا در فرار، خشم خدا و ذلت همیشگى و ننگ باقى خواهد بود و به درستى كه بر عمر او چیزى افزوده نمى شود و نمى تواند بین خود و مرگش فاصله اندازد، و خدایش را خشنود نمى گرداند و همانا مرگ و نیستى قبل از یافتن این خصلت (فرار از جنگ) بهتر است از راضى شدن به فرار، و اقرار بر آن...».

8- كتاب صفین (كتاب وقعة صفین، ص 256, چاپ مصر) للنصر بن مزاحم... عن زید بن وهب أن علیّاً... قال: ««ولیعلم المنهزم أنّه مُسخِطٌ لربّه: وموبق نفسه، و فى الفرار موجدة اللّه علیه، و الذّلّ اللازم و فساد العیش علیه، و أن الفارّ منه لایزید فى عمره، ولا یرضى ربه فموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (بحارالانوار، ج 100, ص 28 .)

در كتاب صفین نصر بن مزاحم... از زید بن وهب نقل مى كند، كه حضرت على(ع) (به یاران خود در جنگ صفین) فرمود: «و باید فرار كننده (از جبهه جنگ) بداند كه او خدایش را به غضب آورده است و خود را به هلاك انداخته است و در فرار خشم خدا و ذلت همیشگى و فساد زندگى بر او خواهد بود. و به درستى كه فرار كننده (از جنگ) چیزى بر عمرش افزوده نمى گردد، و خدایش را راضى نمى كند، پس اگر مرد در حالت باطل بمیرد قبل از آنكه این خصلت (ننگ فرار) را بیابد (براى او) از رضایت به فرار كردن و اقرار بر آن بهتر است.»

9- قال امیرالمؤمنین(ع): «وَ إنَّ الفَارَّ لَغَیْرُ مَزِید فى عُمرِهِ وَ لا مَحْجُوز بَیْنَهُ وَ بَیْنَ یَوُمِهِ» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 383).

حضرت على(ع) فرمود: و به درستى كه به عمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود و فرار مانع از مرگش نمى گردد».

10- قال امیرالمؤمنین(ع): «... واعلموا أنكم بعین اللّه، و مع ابن عم رسول اللّه(ص) فعاودوا الكَر، و استَحیوا من الفَرّ، فإنّه عار فِى الأعقاب، و نارٌ یَومُ الحِساب». (نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 65, ص 158).

حضرت على(ع) (به اصحاب خود در صفین) فرمود: «و بدانید كه شما مدّ نظر خدا هستید و همراه با پسرعموى رسول خدا(ص) پس پى در پى (به دشمن حمله كنید) و از گریختن شرم نمائید، زیرا فرار ننگى براى اعقاب است (بعد از شما فرزندانتان را سرزنش خواهند كرد) و موجب آتش روز حساب و رستاخیز است (در قیامت به عذاب الهى گرفتار خواهید شد)».



****************


 اسرار حرام بودن فرار از جبهه جنگ و تعرّب بعد از هجرت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 233-مطلب شماره 443


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خداوند تبارك و تعالى گریختن از جبهه جنگ را حرام كرده و علّتش چند چیز است.

الف: گریختن موجب سستى و شكست در دین مى ‏باشد.

ب: گریز از جنگ باعث سبك شمردن رسل و پیشوایان عادل دین خواهد بود.

ج: فرار از جهاد معنایش ترك نصرت و یارى نمودن ائمّه علیهم السّلام است بر علیه دشمنان و رها كردن آن حضرات و همراهى نكردنشان در عقوبت و تنبیه كردن دشمنان در مقابل انكار آنها آنچه را كه به آن از سوى رؤساى دین دعوت به آن شده ‏اند یعنى اقرار به ربوبیّت و اظهار عدل و ترك جور و ستم و از بین بردن فساد مى ‏باشد.

د: گریختن از میدان نبرد سبب مى‏شود كه دشمنان بر مسلمین جرات پیدا كرده و دست به اسارت و كشتار مسلمانان دراز كرده و دین خدا را تباره و باطل نمایند.

سپس حضرت فرمودند:

تعرّب بعد از هجرت (یعنى بعد از مستبصر شدن در دین و هجرت از كفر به اسلام، دوباره به بلاد كفرنشین رفتن و با آنها حشر و نشر داشتن) نیز حرام است و جهتش چند چیز است:

1- تعرّب بعد از هجرت(1) معنایش رجوع از دین و ترك یارى كردن انبیاء و حجج علیهم السلام است.

2- در آن فساد و ابطال حق هر صاحب حقّى است.

علت و سبب حرمت همان است كه گفته شد نه صرف سكنا نمودن در بلاد اهل جهل و كفر فلذا اگر شخصى كاملا به دین عارف و عالم باشد باز جایز نیست كه با اهل جهل و كفر هم مسكن گردد و در بلاد مشركین متمركز شود زیرا بیم آن هست كه وى به مرور از اعتقادات مذهبى دست كشیده و علم را رها نموده و با اهل كفر و جهل هم مرام شود و سپس به عقیده باطل مستمر بماند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)-به سکنی گزیدن در سرزمینى که موجب نقص در دین فرد مى‌گردد تعرب بعد از هجرت گفته می شود. عنوان یاد شده در روایات متعدّد آمده و از آن نهی شده است.

براساس آنچه از روایات و کلمات فقها استفاده مى‌شود- آن است که فرد پس از معرفت و اعتقاد به آیین اسلام و فراگیرى احکام و معارفآن، جایى را براى سکونت خود برگزیند که موجب وهن و نقصان دین وى مى‌گردد، مانند سرزمین کفر






نوع مطلب : 08-سوره انـفـال، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 175-180، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


وَإِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿بقره/53﴾ 8

 و [یاد كنید] هنگامی  كه به موسى ، كتاب و میزان جداكننده [حق 

از باطل] عطا كردیم تا هدایت یابید.

 

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ... ﴿بقره/185﴾ 28

[این است] ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده ، قرآنى كه سراسرش هدایتگر مردم است و داراى دلایلى روشن از هدایت می ‏باشد ، و مایه جدایى [حق از باطل] است...

 

مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿آل عمران/4﴾ 50

پیش از این برای هدایت مردم فرستاد، و فرقان را [که مایه جدایی حق از باطل است] نازل کرد. مسلماً کسانی که به آیات خدا کافر شدند، برای آنان [به کیفرِ کفرشان] عذابی سخت است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿انفال/29﴾ 180

ای اهل ایمان! اگر [در همه امورتان] از خدا پروا کنید، برای شما [بینایی و بصیرتی ویژه] برای تشخیص حق از باطل قرار می دهد، و گناهانتان را محو می کند، و شما را می آمرزد؛ و خدا دارای فضل بزرگ است.

 

 ...إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿انفال/41﴾ 182

...اگر به خدا و آنچه بر بنده اش روز جدا کننده حق از باطل، روز رویارویی دو گروه [مؤمن وکافر در جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده اید [پس آن را به عنوان حقّی واجب به خدا و رسول و دیگر نامبردگان بپردازید]؛ و خدا بر هرکاری تواناست.

 

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِیَاءً وَذِکْرًا لِلْمُتَّقِینَ ﴿انبیاء/48﴾ 326

یقیناً به موسی و هارون [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایه یادآوری برای پرهیزکاران [است] عطا کردیم.

 

تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا ﴿فرقان/1﴾ 359

همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بنده اش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.




****************





براى چه به قرآن فرقان مى ‏گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 422



حسین بن یحیى بن ضریس بجلى از ابو جعفر عمارة سكونى سریانى از ابراهیم بن عاصم در قزوین، از عبد اللَّه بن هارون كرخى از ابو جعفر احمد بن عبد اللَّه بن یزید بن سلام بن عبد اللَّه آزاد كرده رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از ابى عبد اللَّه بن یزید از یزید بن سلام نقل كرده كه وى از رسول خدا سؤال كرد و محضر مباركش عرض نمود:


براى چه به قرآن فرقان مى ‏گویند؟

حضرت فرمودند: زیرا آیات و سوره‏ هایش متفرّق و پراكنده بوده و وقتى نازل شد جملگى در الواح یك جا نبودند ولى غیر قرآن یعنى صحف و تورات و انجیل و زبور كه كتابهاى آسمانى هستند تمامشان یك جا در الواح و اوراق نازل شده ‏اند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 08-سوره انـفـال، 21-سوره انبـیاء، 25-سوره فــرقــان، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 07-12، 25-30، 49-54، 175-180، 181-186، 325-330، 355-360، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، احادیث فضائل تلاوت قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic