وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 565-570، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 84-سوره انشقاق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 31 مرداد 1399

لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ 

فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ ﴿آل عمران/92﴾ 62

هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.




****************



چگونگی رسیدن به مقام نیکان و ابرار


 کلیپ بیان کوتاه و شیرین حجّت الاسلام فیض آبادی 

 

درباره آیه فوق






[http://www.aparat.com/v/WzkAo]


[http://www.aparat.com/v/WzkAo]




نوع مطلب : 61-66، 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، کلیپ های مذهبی با بیان کوتاه و شیرین حجت الاسلام فیض آبادی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 مرداد 1399

تکرار واژه «الرِّیَاحَ» درقرآن کریم = 10 مرتبه

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿بقره/16425

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿اعراف/157﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ بارانِ رحمتش به عنوان مژده دهنده می  فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می  رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می  کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه از زمین بیرون می  آوریم و مردگان را نیز در روز قیامت این گونه از لابلای گورها بیرون می  آوریم، باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم تا متذکّر و یادآور اراده و قدرت بی نهایت خدا شوید.


وَأَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ﴿حجر/22 263

و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا﴿کهف/45 298

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [بطور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.


وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا ﴿فرقان/48364

و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.

 

أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ﴿نمل/63382

[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه ها] راهنمایی می کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند.

 

وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ﴿فاطر/9435

خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم اینگونه است.

 

وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ﴿جاثیه/5499

و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقّل می کنند، نشانه هایی است.



****************



چرا باد را شمال میگویند؟



 اسرار نامیده شدن باد به «شمال»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق--جلد دوم-باب 382

 


از محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد: 


چرا باد را شمال مى‏ گویند؟

 

حضرت فرمودند: زیرا باد از قسمت شمالى عرش مى ‏وزد.

 


****************


«واژه باد را معادل واژه «ریح» در زبان عربی دانسته‌اند. واژه «ریح» از ریشه «ر‌و‌ح» است.»


برخی از فواید باد عبارت اند:

1- بادها نه تنها بر دریاها می وزند و كشتی ها را حركت می دهند بلكه در سطح خشكی ها كوه ها دره ها و جلگه را جولانگاه خود قرار داده اند و گاهی گرده های نر را بر قسمت های ماده گیاه می افشاند و به تلمیغ و باروری آنها كمك می كند و میوه های شیرین و گوارا را به ما هدیه می كنند و بذرهای گوناگون را می گسترانند.

2-و زمانی با حركت دادن امواج اقیانوس ها آنها را به طور مدام به هم می آفریند تا محیط آماده ای برای زیست موجودات زنده دریا فراهم گردد.

3-گاهی هم با انتقال دادن گرمای مناطق گرمسیر به مناطق سردسیر و بالعكس با كمك به تعدیل هوای كره زمین می كنند.

4-و زمانی به جابه جا كردن هوای مسموم و فاقد اكسیژن شهرها یا بیابان ها و جنگل ها وسایل تصفیه و تهویه را برای بشر فراهم می سازد. آری وزش بادها با این همه فوائد و بركات نشانه گیری از حكمت و لطف بی پایان حضرت باری تعالی است.


****************


امام صادق - علیه‏ السلام - به زندیق (و ملحدی) که از ایشان سؤالاتی نمود فرمودند :

اگر باد چند روزی حبس شود، و به حرکت در نیاید اشیاء همگی فاسد می‏شود و تغییر پیدا می‏کند.
(آن ملحد) از حقیقت و جوهر (ریح) سؤال کرد.
حضرت فرمود: باد هوا است که هنگامی که حرکت می‏کند، «ریح» نامیده می‏شود، پس هرگاه ساکن شود به او «هوا» گفته می‏شود، و قوام دنیا به او است. (1)
و اگر بادها سه روز از حرکت بایستند همه چیز روی زمین فاسد و گندیده می‏شود، برای اینکه هوا و باد به منزله‏ باد بزن است که دفع می‏کند فساد را از هر چیز، و او را پاکیزه می‏کند، پس هوا به منزله‏ روح است که هرگاه از بدن خارج شود، بدن می ‏گندد و تغییر می‏کند، تبارک الله أحسن الخالقین. (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] الاحتجاج: 107.
[2]
الاحتجاج: 192، بحارالأنوار: ج 57 ص 15 ح 19.





نوع مطلب : 25-30، 61-66، 157-162، 265-270، 295-300، 361-366، 379-384، 409-414، 433-438، 499-504، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 27-سوره نـمـل، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397

...فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ 

﴿آل عمران/95﴾ 62

بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.

 

ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿نحل/123﴾ 281

آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.



****************

فلسفه ختنه

ختنه در اسلام

ختنه کردن از نظر اسلام واجب است و اگر این کار انجام نشد بعد از بلوغ بر خود فرزند واجب است این کار را انجام دهد و اگر غیر مسلمانی که ختنه نشده است اسلام آورد، بر او واجب است این کار را انجام دهد. (تحریر الوسیله، ج۳، ص۵۵۲ م۴و۵)

ختنه در صحّت برخی عبادات مانند طواف حج یا عمره شرط است و اگر انجام ندهد عبادتش باطل خواهد بود.

درباره سؤال شما براساس پرس و جو و تحقیق از برخی منابع، گفته شده است که وجود این پوست زاید که بعد از تولد به دلیل های پزشکی زاید بلکه زیان بار است، لذا در کشورهای غربی نیز خیلی از افراد نه به دلیل مذهبی بلکه به دلیل پزشکی، ختنه می کنند، قبل از تولد و در رحم مادر محل تجمع میکروب هایی است که اگر این پوست نباشد، آلت تناسلی که از جهت آسیب پذیری بسیار حساس است در رحم مادر آسیب می بیند، به عبارت دیگر، وجود این پوست قبل از تولد به عنوان سپر دفاعی است.
 
یکى از سنت هاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد تأیید اسلام بلکه مورد تأیید تمام پیامبران بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) واقع شده است سنّت خِتان یا ختنه است.

در روایات از طریق شیعه واهل سنت بر این سنت تأکید شده است.

عن جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن على (علیه السلام) قال : قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

إنّ الله عزّوجل بعث خلیله بالحنیفیة وأمره بأخذ الشارب وقص الاظفار ونتف الابط و حلق العانة والختان 

(وسائل الشیعه : ۱۵ / ۱۶۳ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد)

على (علیه السلام)از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل مى فرماید: که خداوند عزوجل حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به روش پسندیده مبعوث کرد وبه کوتاه کردن سبیل وناخن وازاله موهاى زیر بغل وتراشیدن موهاى بالاى عورت وختنه کردن سفارش کرد. هنگامى که شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید : آیا جائز است که به کارهاى خدایى ودر خلقت او دست ببریم؟

حضرت فرمودند : نه،

او گفت : پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده جدا مى کنید؟

آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟

امام صادق (علیه السلام)فرمود : خلقت آن پوست بر اساس حکمت است و ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتراست همانطورى که وقتى بچه به دنیا مى آید ، ناف او به مادرش وصل است این هم مخلوق خدااست وخدا اینطور قرار داده ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم ، همینطور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است و خدا می توانست از اول ناخن ها را طورى بیآفریند که همیشه به اندازه خاصى باشد ولى با این حال چون بزرگ مى شود به ما دستور داده آن ها را کوتاه کنیم و همینطور در مورد موهاى بدن .
 
اینگونه دخالت ها در خلقت ، منافاتى با حکمت الهى ندارد و بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد. (همان : ۱۶۲ )

در کنز العمال که از منابع اهل سنت است ازعلى (علیه السلام) نقل مى کند : اختنوا اولادکم یوم السابع فانه اطهر واسرع نباتاً للحم واروح للقلب (کنز العمال : ۱۶ / ۴۳۶ )

فرزندان خود را در روز هفتم تولد شان ختنه کنید زیرا باعث پاکیزگى بیشتر و باعث سرعت در رویش گوشت بر بدن و موجب شادمانى قلب مى شود.

باز در حدیث دیگر آمده : ختنه کردن باعث نضارت و خوش رنگى صورت و باعث لذت بیشتر در جماع مى شود. (همان : ۴۳۵ )

ختنه کردن در مردان باعث پاکیزگى آلت تناسلى مى شود چون وجود پوسته رویى باعث جمع شدن کثافات و ماندن بول زیر پوست شده و باعث بیمارى و بوى بد می شود. (وسائل الشیعه : ۱۵ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد ص ۱۶۱)


فوائد بهداشتى و پزشکى ختنه:

 ۱ ـ آمار نشان مى دهد در بین مسلمانان و یهودیان که ختنه مى کنند حتى یک مورد سرطان آلت دیده نشده است از نظر پزشکى امروزه ختنه به عنوان نوعى واکسن و پیشگیرى از سرطان سر آلت محسوب مى شود ولى در جاهایى که ختنه نمى کنند مانند آمریکا 8/1 تلفات ناشى از سرطان ها مربوط به سرطان اندام هاى تناسلى است .
 
۲ ـ سرطان گردنِ رَحم (محل تماس آلت بارحم یا مهبل) در کسانى که شوهرانشان مختون نبوده اند ، هنگام نزدیکى مخصوصاً در زمانى که زن به خاطر زایمان یا قاعدگى دچار التهاب دیواره مهبل بوده اند ، بیشتر اتفاق افتاده است.
 
۳ ـ سرطان پروستات نزد آنان که ختنه مى کنند، کمتر است.
 
۴ـ پیلونفریت (عفونت كلیه در اثر هجوم باكتری به كلیه) و آلودگى هاى چرکى مجارى ادرارى از مثانه و کلیه در ختنه شدگان کمتراست چون قطع پوست سبب مى شود دفع ترشحات به آسانى صورت گیرد ولى اگر ختنه نشده باشد چون آلت تناسلى در حالت نعوظ وسفت شدن در فشار آن پوسته قرار مى گیرد وسطح داخلى پوسته رشته هاى عصبى فراوانى فراگرفته و لذا آن را فوق العاده حساس ساخته و در آن قسمت که به تنه آلت مى چسبد ، غدد مترشحه فراوانى موجوداست که ترشحات شیرى رنگ و غلیظ ( smegma ) را بر روى حشفه (دور ختنه گاه) پخش مى کند و همین ترشحات است که توانسته اند واکنش هاى سرطانى ایجاد نماید. در اغلب موارد این پوست بر حشفه وآلت فشار وارد مى آورد واز خارج شدن ادرار بطور کامل جلوگیرى نموده باعث حبس بول مى شود وقطره قطره بول خارج میشود و سبب التهاب و تورم شده ، تجمع ترشحات غددى و التهاب و گرد و غبار و باتوجه به تاریکى و رطوبت آن جا محل بسیارى مناسبى براى ایجاد عفونت مى شود و به تدریج عفونت را به داخل مجارى ادرار وکلیه ها مى رساند.
 
۵ ـ آمیزش براى ختنه شدگان لذت بخش تر است وبراى زن نیز لذت بخش تر است. ۶ـ وجود شبکه عصبى والتهاب وخارش در ختنه نشدگان سبب مى شود که همواره دستشان را براى خاراندن به آن جا بمالند و باعث آلودگى شود. (دکتر سید رضا پاک نژاد ، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر : ۱۶ / ۱۴۹ به بعد باتلخیص)

در باره تاریخچه ختنه در بین اقوام گذشته آمده است ،درمیان مصریان و اقوام قدیم جنوب آفریقا ختنه رواج داشته در بین یهودیان و برخى از مسیحیان از جمله مقررات مذهبى محسوب مى شود در بین یهود ختان واجب است و غالباً پسران خود را در هشت روزگى ختنه مى کنند ، به موجب روایات ما رسم ختنه از قدیم بین اعراب وجود داشته است ، شیعیان وشافعى آن را واجب شمرده و مالکى آن را سنت شمرده و نزد عامه مسلمانان مهمترین نشانه مسلمانى شناخته مى شود. (دائره المعارف بزرگ فارسى ( مصاحب) : ۱ / ۸۸۴)

آیت الله خویى فرموده اند : یستحب فى الیوم السابع ختانه ویجب الختان بعد البلوغ لو لم یختن قبله (منهاج الصالحین ج ۲ / ۲۸۴ ، مسئله ۱۳۸۲)

مستحب است پسر را در روز هفتم از ولادت ختنه کنند و اگر او را ختنه نکرده باشید بعد از بلوغ برخودِ او واجب است . آیت الله سیستانى (مد ظله ) نیز فرموده است : شرط صحت طواف در مردان ختنه کردن است. (مناسک محشى : ص ۲۱۲)

اما در قرآن در مورد ختنه آیه اى نداریم ولى به صورت کلى خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در مواردى مى فرماید : از دین ابراهیم پیروى کن. در سوره نحل آیه ۱۲۳ مى فرماید (اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفاً) به تو وحى کردیم که از آئین ابراهیم پیروى کن. ودر سوره آل عمران آیه ۹۸ آمده است : (فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفاً) از کیش ابراهیم که همان آئین پاک وبى آلایش بوده پیروى کنید. از سنت هاى ابراهیمى (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) یکى همین ختنه بوده که در روایات بدان اشاره شده است.

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/111882



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 61-66، 277-282، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿بقره/212  33

 زندگى [زودگذرِ] دنیا براى كافران زیبا جلوه داده شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می ‏كنند ، در حالى كه پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند ، و خدا هر كه را بخواهد ، بی ‏حساب روزى می ‏دهد .

مَثَلُ مَا یُنْفِقُونَ فِی هَذِهِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ 

﴿آل عمران/117﴾ 65

داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می کنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم می ورزند.

 

...قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلا تُظْلَمُونَ فَتِیلا ﴿نساء/77 90

...بگو : متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیده اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.

 

وَقَالُوا إِنْ هِیَ إِلا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ ﴿انعام/29 131

و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.

 

وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ ﴿انعام/32﴾ 131

و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقیناً سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری می کنند، بهتر است. آیا نمی اندیشید؟

 

الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنْسَاهُمْ کَمَا نَسُوا لِقَاءَ یَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ ﴿اعراف/51 156

آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می بریمشان، همانگونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می کردند.

 

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿یونس/7209

مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده اند و به آن آرام یافته اند و آنانکه از آیات ما بی خبرند.

 

إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالأنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿یونس/24﴾ 211

در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنی های زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن می خورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنی های رنگارنگ هم چون عروسبر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری] از آن [چهره زیبا و آراسته را] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقه ای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. اینگونه نشانه ها [ی قدرت خود] را برای گروهی که می اندیشند، بیان می کنیم.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لا یُبْخَسُونَ *أُولَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ إِلا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿هود/16-15 223

کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را بطور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد * اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر می شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، 

باطل است.

 

الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ ﴿ابراهیم/3﴾  255

همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و [مردم را] از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.

 

ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ ﴿نحل/107 279

این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [یِ زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلماً خدا مردم کفر پیشه را 

هدایت نمیکند.

 

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا * الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلا ﴿کهف/46-45 299-298

و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آنگاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست * مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به 

آنها نیکوتر است.

 

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿عنکبوت/64 404

و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.

 

مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ  ﴿شوری/20 485

 كسى كه زراعت آخرت را بخواهد ، بر زراعتش مى‏افزاییم و كسى كه زراعت دنیا را بخواهد ، اندكى از آن را به او مى‏دهیم ، ولى او را در آخرت هیچ بهره و نصیبى نیست.

 

إِنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ ﴿محمّد/36 510

زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می دهد و از شما نمی خواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید]

 

 اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَالأوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿حدید/20﴾ 540

بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره اشکشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 29-سوره عـنکبوت، 42-سوره شـوری، 47-سوره مـحـمّـد، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 31-36، 61-66، 85-90، 127-132، 151-156، 205-210، 211-216، 223-228، 253-258، 277-282، 295-300، 403-408، 481-486، 505-510، 535-540، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « اى فرزند آدم به هوش باش»،
          
شنبه 24 شهریور 1397

...وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ 

فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/97﴾ 62

و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.





****************




واجب بودن حج یک بار است، یا بیشتر؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 210-مطلب شماره 394


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد، از حسین بن سعید، از حمّاد، از ربعى، از عبد الرّحمن بن ابى عبد اللَّه، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم، گروهى از این معركه ‏گیرها مى‏ گویند: وقتى شخص یك بار حج بجا آورد و دیگر به حج نرود و به جاى آن پولش را صدقه داده و صله رحم كند از حج برایش بهتر است.

حضرت فرمودند: اگر مردم این كار را بكنند، این بیت تعطیل مى‏ شود در حالى كه خداوند متعال آن را براى قیام مردم، از آن جا قرار فرموده است.


حدیث (2)

و با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن ابى عمیر، از عمر بن اذینه نقل كرده، وى گفت از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام راجع به معناى آیه شریفه ‏:

 وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا

پرسیده و عرضه داشتم؟

مقصود فقط حجّ است نه عمره؟

حضرت فرمودند: خیر هر دو مراد مى ‏باشند یعنى هر كس استطاعت براى هر كدام را كه پیدا نمود باید آن را بجا آورد زیرا هر دو فرض و واجب مى ‏باشند.


حدیث (3)

محمّد بن موسى بن متوكّل رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از احمد بن محمّد، از حسن بن محبوب از خالد بن جریر[1]، از ابى الرّبیع الشّامى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت امام صادق علیه السّلام راجع به فرموده حق عزّوجل:

وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا

سؤال شد؟

حضرت فرمودند: مردم در تفسیرش چه مى‏ گویند؟

محضر مباركش عرض شد: مى‏ گویند مقصود از «سبیل» و استطاعت داشتن توشه و مركب است.

حضرت فرمودند:

اگر كسى توشه و مركب داشته باشد به قدر قوت عیالش به حدّى كه از مردم بى‏ نیاز باشد و بگوییم بر وى حج واجب است و باید آن را صرف رفتن به حج بكند و این مقدار از زاد و راحله از عیال سلب كرده و در این راه صرف كند لازمه این حكم آن است كه مردم هلاك مى‏شوند زیرا طول این مدّت كه وى مى‏رود و بر مى‏ گردد عیالش از چه گذران كنند!! محضرش عرض شد: 

پس مقصود از سبیل و استطاعت چیست؟

حضرت فرمودند: توسعه در مال به قدرى كه با مقدارى از آن حج رفته و مقدارى دیگر از آن را براى قوت عیالش بگذارد چنانچه در مورد زكات حق تعالى آن را بر كسى واجب كرده كه مالك دویست درهم باشد كه پنج درهم آن را به عنوان زكات داده‏ و باقى تعلّق به خودش دارد، امّا كسى كه فقط پنج درهم دارد پس بر وى لازم نیست آن را به عنوان زكات بدهد و خودش بى‏ مال باقى بماند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- مرحوم ممقانى در رجال فرموده: وى حسن است زیرا نه در مورد مدح قرار گرفته و نه ذمّ.





نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397

وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا ﴿آل عمران/97﴾ 62

و هر که وارد آن شود در امان است


****************


چرا جائز نیست پرنده اهلى را وقتى داخل 

بیت الله الحرام شد آنرا صید كرد؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 206-مطلب شماره 392

 

حدیث (1)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید از امام علیه السّلام سؤال شد: پرنده اهلى هر گاه داخل حرم شد حكمش چیست؟

حضرت فرمودند : نباید آن را بگیرد زیرا خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید:


وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً

هر موجودى كه داخل حرم شود در امان است.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397



فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ  ﴿بقره/196﴾ 30

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است 


الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .




وَإِذْ بَوَّأْنَا لإبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئًا وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ ﴿حج/26﴾ 335

و [یاد کن] هنگامی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده کردیم [و از او پیمان گرفتیم] که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان [از پلیدی های ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه گردان.

 

 وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.


****************



اسراری در تخریب بیت الله الحرام بدست حجاج 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 201-مطلب شماره 390


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از ابن ابى عمیر، از ابى على صاحب انماط (صاحب فرش هاى گستردنى) از ابان بن تغلب، وى مى ‏گوید:

پس از آنكه حجّاج كعبه را خراب نمود مردم خاك‏ هاى آن را بین خود تقسیم و توزیع نموده و آن مكان را با زمین یكسان نمودند، بعداٌ كه خواستند آن را از نو بنا كنند مارى از زمین بیرون آمد و از ساختن آنها جلوگیرى كرد بطورى كه مردم از وحشت فرار نموده و نزد حجّاج رفته و واقعه را براى او بازگو نمودند وى ترسید كه از بناء و ساختن كعبه ممنوع گردد لا جرم بالاى منبر رفت و مردم را فراخواند و گفت:

خدا رحمت كند بنده ‏اى را كه بداند چاره آنچه ما به آن مبتلاشده‏ ایم چیست و ما را از آن خبر كند.

ابان مى ‏گوید: پیر مردى از جا برخاست و گفت: اگر چاره این كار نزد كسى باشد او همان كسى است كه دیدم به طرف كعبه آمد و اندازه آن را گرفت و رفت.

حجّاج گفت او كیست؟

پیر مرد: اظهار نمود كه وى حضرت على بن الحسین علیه السّلام است.

حجّاج گفت: او معدن و مركز اصل این معنا است پس كسى را محضر مباركش فرستاد و از آن حضرت خواست كه در مجلس وى حاضر شوند، حضرت به مجلس حجّاج تشریف آورده و نشستند، حجّاج واقعه را براى آن جناب بیان كرد و اظهار نمود حق تعالى وى را از ساختن كعبه منع نموده است.

حضرت على بن الحسین علیهما السّلام فرمودند: اى حجّاج تو بنایى را كه جناب ابراهیم علیه السّلام و اسماعیل ساخته بودند منهدم نمودى و خاك هایش را در جاده ریخته و سپس آنها را غارت كردى گویا پنداشتى آنها میراث تو هستند، وظیفه آن است كه به منبر رفته و به مردم بگویى احدى از آنها چیزى از خاك‏ هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند.

راوى مى‏ گوید: حجّاج فرمان امام علیه السّلام را انجام داد و مردم را قسم داد كه هیچ كدام چیزى از خاك ‏هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند، مردم چنین كردند، حجّاج وقتى دید تمام خاك‏ها را آوردند و یك جا جمع گردید محضر حضرت على بن الحسین علیهما السّلام رفت، حضرت اساس و پایه بیت را وضع نموده و سپس امر فرمود آن را حفر نمایند راوى مى‏ گوید: مار از ایشان گریخت و غائب شد و آنان پایه بیت را گود كرده تا به جایگاه ستون‏هاى رسیدند، حضرت على بن الحسین علیه السّلام به آنان امر فرمود:

دور شوید، آنان دور شدند و حضرت نزدیك آمده و با جامه مباركشان روى جایگاه ستونها را پوشانده و سپس گریستند آنگاه با دست خود خاك روى آنها ریخته و بدین وسیله آنها را پوشاندند، بعد كارگران را خوانده و فرمودند:

ساختمان را بنا كنید، آنها بناء را ساخته و وقتى دیوارها بالا آمد امر فرمودند كه خاك‏ ها را در جوف و داخل بنا بریزند از این رو بیت مرتفع و بلند گردید بطورى كه به واسطه پلكان باید به آن رسید.





نوع مطلب : 25-30، 31-36، 61-66، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/97﴾ 62  

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************





علّت بوسیدن حجر الاسود و سبب اخراج آن از بهشت چه 

بوده و اینکه وجه  میثاق بندگان است چیست؟


 ‏چرا حجر الاسود در این رکن قرار داده شده، 

نه در ارکان دیگر؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 164-مطلب شماره 360


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد از موسى، از عمر، از ابن سنان از ابو سعید قمّاط، از بكیر بن اعین، وى مى‏ گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: براى چه خداوند متعال را در ركنى كه فعلا در آن است قرار داد نه در اركان دیگر؟

و براى چه بوسیده مى‏ شود؟

و براى چه از بهشت اخراج شد؟

و براى چه میثاق و عهد بندگان در آن قرار داده شده نه در سایر اركان فدایت شوم از این علل مرا با خبر كنید كه سرگردان و متحیّر مى‏ باشم؟

بكیر(1) مى‏ گوید: امام علیه السّلام فرمودند:

از مسأله بسیار مشكل و سختى پرسیده و پى‏گیرى نمودى، پس بدان و دلت را فارغ بدار و گوش فرا بده ان شاء اللَّه به تو خبر مى‏ دهم، خداوند تبارك و تعالى حجر الاسود را كه سنگ گرانبهایى بود از بهشت بیرون آورد و نزد حضرت آدم قرار داد و در آن ركن را وضع كرد زیرا میثاق و پیمان خلائق در آن بود و توضیح آن این است كه:

زمانى كه ذریّه بنى آدم از پشت آنها خارج شده و حق تعالى در همان مكان از آنها اخذ میثاق نمود و ایشان را رؤیت كرد و نیز از همان مكان طیر و پرنده بر حضرت قائم علیه السّلام هبوط نمود، اوّلین كسى كه با قائم آل محمّد علیهم السّلام بیعت نمود همان طیر است كه به خدا سوگند جبرئیل علیه السّلام بود و به همان مقام حضرتش تكیه خواهد داد و آن تكیه‏ گاه حجّت و برهان است بر حضرت قائم علیه السّلام چنانچه شاهد است براى هر كسى كه با آن جناب در آن مكان وفاء به عهد كرده و نیز شهادت مى ‏دهد براى كسیکه میثاق و عهدى را كه خداوند از بندگان اخذ كرده است به آن حضرت اداء كند.


امّا علّت اینكه آن را بوسیده و استلامش مى كنند :

 علّتش آن است كه با این وسیله مردم تجدید عهد و میثاق نموده و بیعت خود را یك بار دیگر تجدید مى ‏نمایند و عهدى را كه از آنها در عالم میثاق گرفته شده به آن اداء مى‏ كنند، لذا در هر سال نزد حجر آمده و آن پیمان و میثاق را با آن تجدید مى‏ كنند مگر توجه نمى ‏كنى كه وقتى به حجر رسیدى مى ‏گوئى: امانتم را اداء كرده و میثاقم را تجدید نموده تا برایم شهادت دهى كه به عهدم وفاء نمودم.

به خدا سوگند غیر از شیعیان ما احدى آن عهد را وفاء نمى‏ كند و اساسا غیر از ایشان هیچ كس آن عهد و میثاق را نگه نداشته است.

و شیعیان هر گاه نزدش مى ‏آیند ایشان را شناخته و تصدیق شان مى‏ كند و دیگران كه به حضورش می‏رسند انكارشان كرده و در آنچه مى‏ گویند تكذیبشان مى‏ نماید و جهتش آن است كه غیر از شما شیعیان كسى آن امانت و عهد را حفظ و نگهدارى نكرده در نتیجه به نفع شما و بر علیه و ضرر دیگران شهادت مى ‏دهد یعنى شهادت مى‏ دهد كه شما به عهد وفا كردید و غیر شما آن را نقض و انكار كرده و به آن كفر ورزیده ‏اند و شهادت حجر در روز قیامت حجّت بالغه خداوند متعال بر علیه آنان است در روز قیامت حجر مى‏آید در حالى كه زبانى گویا و دو چشم دارد و این هیأت حجر همان صورت اوّلى او است كه تمام خلائق او را با آن صورت شناخته و انكارش نمى‏ كنند، بارى هر كسى با آن در دنیا به عهدش وفاء نمود و پیمان و میثاق را با استلامش تجدید كرد و بدین وسیله نشان داد آن را حفظ كرده و نگاه داشته و امانت را به آن تحویل داده البته حجر بر نفعش شهادت مى‏ دهد و هر كسى آن را انكار نموده و میثاق را فراموش نموده قطعا در حقّش شهادت به كفر و انكار مى ‏دهد.


و امّا علّت اخراجش از بهشت :

آیا مى ‏دانى اصل حجر الاسود چیست؟

بكیر مى‏ گوید: عرضه داشتم: خیر.

حضرت فرمودند: حجر فرشته‏ اى عظیم الشأن و از بزرگان ملائكه بوده و وقتى حق عزّ و جلّ از فرشتگان اخذ میثاق كرد او اوّلین نفرى از فرشتگان بود كه اقرار نمود و ایمان آورد لا جرم بارى تعالى بر جمیع مخلوقات امینش قرار داد و میثاق خلائق را در او به رسم امانت قرار داد و از تمام مخلوقات اقرار گرفت كه نزد او در هر سال اقرار به میثاق و عهدى كه خداوند از آنها گرفته است را تجدید نمایند.

سپس حق تعالى او را با آدم در بهشت قرین قرار داد تا وى را متذكّر میثاق مزبور نموده و نیز هر سال جناب آدم نزد او به عهد و پیمان گرفته شده اقرار كند و آن را بدین وسیله تجدید نماید، و وقتى آدم عصیان نمود و از بهشت بیرون شد خداوند متعال عهدى را كه از آدم و فرزندانش براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و وصیّش صلوات اللَّه علیه اخذ كرده بود از یاد آدم برد و وى را به نیسان انداخت[2] و او را متحیّر و مبهوت قرار داد و هنگامى كه حق جلّ و على توبه آدم را پذیرفت آن فرشته را (حجر) به صورت درّه‏اى سفید نمود و سپس از بهشت به طرف آدم پرتابش كرد، آدم در آن وقت در سرزمین هند بود و وقتى آن درّه را دید با آن انس گرفت ولى بیش از این كه آن جوهر و سنگ قیمتى است شناختى نسبت به آن نداشت، خداوند عزّ و جل آن سنگ را به نطق آورد و گفت: اى آدم آیا مرا مى‏ شناسى؟

آدم علیه السّلام گفت: خیر.

سنگ گفت: بلى مرا مى‏ شناسى منتهى شیطان بر تو غالب شد و پروردگارت را از یادت برد سپس به همان صورتى كه در بهشت با آدم بود در آمد و گفت: كجا رفت آن عهد و میثاق كه حق تعالى از تو گرفت؟

آدم پرید به سوى او و میثاق به یادش آمد و گریست و براى سنگ خضوع و خشوع نمود و آن را بوسید و اقرار به عهد و میثاق را نزد او تجدید كرد.

سپس خداوند متعال آن فرشته را به سنگ درّى سفید و شفاف و نورانى درخشنده تبدیل كرد، آدم علیه السّلام در مقام تجلیل و تعظیم بر آمده و آن را به دوش گرفت و هر گاه خسته مى ‏شد جبرئیل علیه السّلام آن را از آدم مى‏گرفت و با خود نقل مى ‏كرد و به همین منوال مى ‏رفتند تا به مكّه رسیدند، بارى پیوسته آدم علیه السّلام با آن مأنوس بود و در كنارش در مكّه به سر مى‏ برد و در هر روز و شب اقرار به میثاق و عهد میكرد و آن را تجدید مى‏ نمود.

سپس حق تعالى وقتى جبرئیل را به زمین فرستاد و كعبه را بنا نمود، جبرئیل به آن مكان كه بین ركن و باب بیت باشد فرود آمد و در آن مكان آدم را دید و این همان مكانى بود كه حق تعالى اخذ میثاق نمود و فرشته عهد و میثاق را در همان جا در خود فرو برد و به خاطر همین علّت حق تعالى حجر را در آن ركن قرار داد نه در ركن‏ هاى‏ دیگر، سپس حق تعالى آدم را از جاى بیت به طرف صفا و حوّا، را به جانب مروة راند بعد حجر را گرفت و با قدرتش در همان ركن قرار داد و وقتى آدم از صفا چشمش به حجر افتاد كه در ركن نصب شده اللَّه اكبر و لا اله الّا اللَّه گفت و خدا را تمجید و تعظیم نمود فلذا سنّت است كه در هنگام روبرو شدن با ركنى كه حجر در آن است از صفا تكبیر بگویند و خداوند عهد و میثاق را در آن حجر به ودیعه نهاد و در بین فرشتگان تنها او بود كه آن میثاق را در خود فرو برد زیرا خداوند وقتى از فرشتگان راجع به ربوبیّت خود و نبوّت حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و وصى بودن حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام اقرار خواست پشت ملائكه لرزید و اوّلین كسى كه سرعت نمود و به آن اقرار كرد همان فرشته (حجر) بود و از او محبّ ‏تر نسبت به محمّد و آل محمّد هیچ فرشته ‏اى نبود از این رو خداوند او را از بین آنها اختیار كرد و میثاق را در او نهاد و او روز قیامت خواهد آمد در حالى كه زبان گویا و چشم بینا داشته و براى تمام آنان كه با او در آن مكان تجدید عهد كرده و امانت را حفظ نموده‏اند شهادت خواهد داد.

محمّد بن على مؤلف این كتاب مى ‏گوید:

خبر مذكور با همین الفاظ و عباراتى كه نقل گردید حكایت شده و معناى:

 «انّ اللَّه أهبط الى ارضه و بنى الكعبة»

 آن است كه خداوند متعال وقتى آنها را به زمین فرو فرستاد یعنى آن فرشته و آدم و حوّا و جبرئیل را.

و مراد از «ارضه» بین ركن و مقام مى ‏باشد.

و این مكان ثواب و اجر بسیارى براى آدم داشت لذا در همان مكان حق تعالى اخذ میثاق نمود.

و امّا معناى «اخذ اللَّه الحجر بیده» مقصود از «ید» قدرت مى ‏باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)-ابوجَهم بکیر بن اعین بن سُنْسُن شیبانی کوفی، از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. خاندان او، آل اعین، از نخستین خانواده‌های شیعه در کوفه بودند. شماری از فرزندان بکیر نیز، تا زمان غیبت کبری امام عصر(عج) (قرن چهارم) در فقه و حدیث سرآمد بودند که نامدارترین آنها عبدالله بن بکیر و ابوغالب احمدبن محمد زُراری هستند.

(2)- مرحوم علیّین و ساده مجلسى عطّر اللَّه مرقده در مرآت العقول مى ‏فرماید:

كسانى كه انساء بر انبیاء را جایز ندانسته و مى‏ گویند: صحیح نیست خداوند متعال نسیان را بر انبیاء غالب كند مى ‏فرمایند مقصود از نسیان در اینجا ترك مى ‏باشد.





نوع مطلب : 01-06، 61-66، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 شهریور 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************







اسرار اینكه مقام ابراهیم علیه السّلام چرا بر چپ 

عرش مى ‏باشد؟

و

چرا مردم حجر و ركن یمانى را استلام كرده و دو ركن 

دیگر را استلام نمى‏ كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 163-مطلب شماره 359


حدیث (1)

 على بن حاتم، از على بن الحسین النحوى، از ابن فضّال، از ثعلبة بن میمون و غیرش از برید بن معاویه عجلى، وى مى ‏گوید: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم چرا مردم حجر و ركن یمانى را استلام كرده ولى دو ركن دیگر را استلام نمى‏ كنند؟

حضرت فرمودند:

عباد بن صهیب بصرى نیز از من همین سؤال را كرد و من به او گفتم:

به خاطر آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این دو را فقط استلام نمودند و آن دو ركن دیگر را مسّ نكردند و بر مردم لازم است آنچه را كه رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم انجام دادند، انجام دهند و به زودى به تو خبر خواهم داد غیر آنچه را كه به عباد خبر دادم و آن این است كه:

حجر الاسود و ركن یمانى در طرف راست عرش هستند و حق تبارك و تعالى امر فرموده آنچه در طرف راست عرش هست را استلام كنیم.

برید مى‏ گوید: عرضه داشتم: چطور مقام ابراهیم در سمت چپ عرش قرار گرفته؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه حضرت ابراهیم علیه السّلام در قیامت مقامى داشته و حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیز در قیامت مقامى دارند، مقام پیامبر اكرم در طرف راست عرش و مقام ابراهیم در جانب چپ عرش مى‏باشد از این رو مقام ابراهیم در قیامت در جاى خودش كه چپ عرش باشد قرار دارد و عرش پروردگار رویش به طرف ما است نه پشت آن[1].


حدیث (2)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة ابن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

در طواف بودم كه شخصى پرسید: چرا این دو ركن یعنى حجر و ركن یمانى را مردم مسح كرده ولى آن دو ركن دیگر را مسح نمى ‏كنند؟

در جواب گفتم: زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این دو را مسح نموده و آن دو ركن دیگر را مسح نفرمودند، و ما نباید متعرّض كارى شویم كه رسول گرامى صلّى اللَّه علیه و آله متعرّضش نشده‏ اند.


حدیث (3)

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عبد الجبّار از جعفر بن محمّد كوفى، از شخصى كه از اصحاب ما است مرفوعاٌ از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در طواف به ركن غربى رسیدند، ركن به آن سرور عرض كرد:

اى رسول خدا آیا من ركنى از اركان بیت پروردگارت نیستم؟ پس چرا مرا استلام‏ و مسّ نمى ‏كنند؟

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزدیكش رفته و به آن فرمودند: آرام بگیر، سلام بر تو باد، مهجور و كنار گذارده نشدى. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- در ذیل این عبارت مرحوم مجلسى اوّل شرحى ایراد نموده ‏اند كه در ذیل آن را مى ‏آوریم. مرحوم مجلسى اوّل فرموده: اگر بیت را در دنیا و قیامت محاذى عرش قرار داده و چنین تصور كنیم كه بیت به منزله مردى است كه صورتش به طرف مردم و به طرف باب مى‏باشد قهرا اگر ما به طرف بیت توجّه كنیم مقام ابراهیم طرف راست ما و حجر الاسود جانب چپ ما قرار گرفته و نسبت به بیت عكس است یعنى حجر الاسود جانب راست بیت و مقام طرف چپ آن واقع مى ‏باشد و همچنین است عرش نسبت به الآن و قیامت و حجر الاسود به منزله مقام پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده و ركن یمانى به مثابه مقام ائمه ما صلوات اللَّه علیهم اجمعین مى ‏باشد، و همان طورى كه مقام نبى و ائمه صلوات اللَّه علیهم در دنیا طرف راست بیت و به ازاء راست عرش مى‏باشد در آخرت نیز چنین مى ‏باشد زیرا عرش صورتش به طرف ما است نه پشتش زیرا اگر پشتش به طرف ما مى ‏بود لازم مى ‏آمد كه یمین و جانب راست تعلّق به ابراهیم داشته و طرف چپ متعلّق به نبى اكرم و ائمه طاهرین صلوات اللَّه علیهم اجمعین باشد در حالى كه گفتیم چنین نیست سپس مرحوم مجلسى فرموده: آنچه گفتیم تفسیر خبر به حسب ظاهر بود ولى ممكن است بگوییم تعبیر در روایت اشاره است به علوّ رتبه پیامبر ما صلّى اللَّه علیه و آله و افضلیّت آن سرور بر رتبه حضرت ابراهیم علیه السّلام كه افضل انبیاء بعد از پیامبر اكرم و ائمّه علیهم السلام مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 61-66، 511-516، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 

 

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.


****************



 

اسرار استلام و مسّ نمودن حجر الاسود و ركن یمانى

 و ركن مستجار


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 161-مطلب شماره 358


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان، از عبید اللَّه بن على حلبى[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حلبى مى ‏گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: براى چه حجر الاسود را مسّ مى ‏كنند؟

حضرت فرمودند: زیرا تجدید عهد نمودن خلائق با خدا در همین مسّ مى‏ باشد.

و در حدیث دیگر آمده كه امام علیه السّلام در جواب سؤال مذكور فرمودند: به خاطر اینكه‏ وقتى حق تعالى از بندگان اخذ میثاق گرفت به حجر امر فرمود، پس حجر مواثیق بندگان را در خود فرو برد، پس هر كس كه پیمان دوستى را حفظ نمود حجر برایش شهادت مى‏ دهد كه او پیمان و عهدش را نشكسته و به آن وفادار می‏باشد.

حدیث (2)

 علىّ بن محمّد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام در جواب سؤالات و مسائل من مرقوم فرمودند:

سرّ استلام و مس نمودن حجر الاسود این است كه حق تعالى وقتى پیمان و عهد از بنى آدم گرفت حجر آن میثاق را در خود فرو برد و به همین خاطر است كه مردم مكلّف شده‏اند آن میثاق را با استلام حجر نمودن تجدید كنند، فلذا در مقابل حجر الاسود كه مى‏رسند به آن خطاب كرده و مى‏ گویند: امانت من را بده و میثاق و عهد خود را با تو تجدید مى‏ كنم تا شهادت دهى كه به آن وفاء كرده ‏ام و اشاره به همین معنا دارد كلام سلمان فارسى علیه الرحمة كه فرموده: روز قیامت البتّه حجر الاسود مى ‏آید همچون كوه ابو قبیس یك زبان و دو لب دارد و براى كسانى كه با او تجدید عهد كرده ‏اند شهادت مى‏ دهد كه ایشان به عهدشان وفاء نموده ‏اند.

حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از احمد بن ادریس، از محمّد بن حسّان از ولید بن ابان از على بن جعفر، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرموده:

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: دور بیت اللَّه طواف كنید و ركن را استلام و مسّ نمایید زیرا ركن (حجر الاسود) بركت خدا است در زمین، خلق خدا با آن مصافحه مى‏كنند همچون مصافحه بنده یا مرد و در عرض ركن (حجر الاسود) در باره هر كسى كه او را مسّ نموده شهادت مى‏ دهد كه وى به عهدش وفاء نموده است.

مصنّف این كتاب (مرحوم صدوق) مى ‏فرماید:

معناى «یمین اللَّه» در این روایت عبارت است از طریق خدا كه مؤمنین از آن راه به بهشت مى ‏روند و لهذا امام صادق علیه السّلام فرمودند:

حجر الاسود باب ما است، باب و دربى كه ما از آن داخل بهشت مى‏شویم و بر اساس همین معنا آن حضرت فرمودند: در بیت اللَّه دربى از دربهاى بهشت بوده و از آن روز كه باز گردیده بسته نشده است و در آن نهرى از بهشت جارى است كه اعمال و كردار بندگان در آن ریخته مى ‏شوند و آن ركن یمانى است نه ركن حجر الاسود.

حدیث (4)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از حسین بن حسن بن ابان، از حسین بن سعید، از ابن فضّال از یونس از كسى كه ذكرش كرده از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید:

از آن حضرت پرسیدم: كسى كه ملتزم به حجر و متوسّل به آن شده براى چه چیزى ملتزم شود و چه چیزى را در التزامش ذكر نماید؟

حضرت فرمودند: در جنب حجر نهرى از بهشت جارى است كه در هر پنجشنبه اعمال بندگان را

 در آن مى‏ اندازند.

حدیث (5)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رحمة اللَّه على، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از حمّاد بن عیسى از حریز، از ابى بصیر و زراره و محمّد بن مسلم جمیعا از ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى حجر الاسود را آفرید سپس از بندگان پیمان و میثاق گرفت بعد به حجر الاسود فرمود این میثاق و پیمان را فرو ببر و اهل ایمان میثاق و عهدشان را نزد حجر الاسود تجدید مى ‏كنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 61-66، 511-516، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/96﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

تفسـیر :

امام صادق علیه السلام درباره آیات بیّنات فرمودند:

مقصود مقام ابراهیم، حجرالاسود و حجر اسماعیل است و از آن حضرت پرسیدند مراد از مَن دخله کعبه است یا حرم؟

حضرت فرمودند: حرم 

  شخصی از امام صادق علیه السلام درباره مَن دخله کان آمنا سؤال کرد: حضرت فرمودند: کسی که این خانه را قصد کند و بداند که این همان خانه ای است که خداوند رفتن به آنرا فرمان داده، و اهلبیت علیهم السلام را نیز آنگونه که باید بشناسد، او در دنیا و آخرت درامان خواهد بود. 

***

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ﴿حجرات/2﴾ 515

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آنگونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.

تفسـیر :

در اسلام، بعضی زمانها مثل شب قدر، بعضی مکانها مثل مسجد، بعضی سنگها مثل حجرالاسود، بعضی آبها مثل زَمزم، بعضی خاک ها مثل تربت امام حسین علیه السلام، بعضی لباسها مثل لباس احرام، مقدّس شمرده شده است و باید برای آنها احترام خاصّی قائل شد.

در قرآن میخوانیم: حضرت موسی به احترام وادی مقدّس، هنگام ورود به آنجا کفش خود را بیرون آورد. فَاخلَع نَعلَیک انّک بِالوادِ المقدّس طُوی(طه 12)

مسجدالحرام مکان مقدّسی است که مشرک، حقّ ورود به آنجا را ندارد. انّما المشرکون نجس فلایَقربوا المسجد الحرام(توبه 28)

محلّ عبادت و مساجد مقدّس است و هنگامی که به مسجد میروید، زیبا و پاکیزه بروید. خُذوا زینَتکم عند کلّ مسجد(اعراف 31) و فرد جُنُب و ناپاک، حقّ توقّف در مسجد را ندارد. و لاجُنباً الاّ عابری سبیل(نساء 43)

مسجد به قدری عزیز است که افرادی مثل حضرت ابراهیم، اسماعیل، زکریّا و مریمعلیهم السلام مسئول تطهیر آن بوده اند. طَهّرا بَیتی(بقره 125) حتّی مادر مریم که خیال میکرد فرزندش پسر است، نذر کرد او را خادم مسجدالاقصی قرار دهد انّی نَذَرتُ لَک ما فی بَطنی مُحرّراً (آل عمران 35) 


فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿بقره/24﴾ 4

و اگر این كار را انجام ندادید ـ كه هرگز نمی  ‏توانید انجام دهید ـ نهایتاً از آتشى كه هیزمش مردم و سنگ‏ هایند بپرهیزید ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است.

تفسـیر :

چنانکه در طول تاریخ و در میان آن همه سنگ و چوبی که بناحق در جایگاه پرستش واقع شده، هرگز حجر الاسود مورد پرستش واقع نشده و نقش بُت را نداشته و حجرالاسود هرگز آتشگیرانه دوزخ نخواهد شد. آری حجرالاسود دست خدا در زمین و حافظ اسرار و گواه بر اقرار فطرتهای بشری است.



****************






 

اسرار و چگونگی افتادن نقش دو پای حضرت ابراهیم (ع) 

در مقام و سبب انتقال دادن مقام از مكانش به موضع فعلی


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 160-مطلب شماره 357


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد و على دو فرزند حسن بن على بن فضّال، از عمرو بن سعید مدائنى، از موسى بن قیس فرزند برادر عمّار بن موسى ساباطى، از مصدّق بن صدقه از عمّار بن موسى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام. یا از عمّار، از سلیمان بن خالد، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

وقتى خداوند تعالى به ابراهیم علیه السّلام وحى فرمود كه به مردم اعلام حج نمایند، آن حضرت سنگى را كه در آن اثر دو قدمش بود یعنى مقام را برداشت و آن را محاذى بیت و چسبیده به آن در مقابل آن مكانى كه فعلا در آن هست قرار داد و سپس روى‏ آن ایستاد و با صداى بلند امر خداوند را به مردم ابلاغ كرد و ایشان را به حج دعوت فرمود و وقتى شروع به سخن گفتن نمود سنگ تحمّل نیاورد و پاهاى آن حضرت در سنگ فرو رفت، ابراهیم علیه السّلام دو پاى خود را از سنگ بیرون كشید و وقتى مردم نفراتشان انبوه شد و آماده شدند براى انجام اعمال مشقّت بار و رنج آور حج اطراف سنگ ازدحام و اجتماع كردند، آنها رأیشان بر این قرار گرفت كه سنگ را در همین جایى كه امروزه در آن هست قرار دهند تا بدین ترتیب مطاف و محل طواف براى كسانى كه اطراف بیت دور مى‏ زنند خالى از مانع باشد بارى پس از آنكه حق تعالى حضرت پیامبر خاتم صلى اللَّه علیه و آله را مبعوث فرمود و نیز در زمان ابو بكر و ابتداء حكومت عمر سنگ همچنان در مطاف بود ولى بعدا عمر گفت:

مردم بر این مقام اجتماع كرده ‏اند اینك از شما مى ‏پرسم كه كدامیك از شما جایگاه این سنگ را در زمان جاهلیّت مى‏ دانید؟

مردى گفت: من قدر و اندازه جاى آن را دقیق مى‏ دانم.

عمر گفت: آیا مقدار جاى این سنگ و اندازه ‏اش را تو مى‏ دانى؟

آن مرد گفت: آرى.

عمر گفت: موضع آن را نشان بده.

آن مرد موضع آن در عصر جاهلیّت را نشان داد، پس از آن سنگ را حمل نمود و به جایى كه امروزه در آن هست برگرداند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 49-حـجـرات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 61-66، 511-516، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 شهریور 1397
 

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

 بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا]در برابر عمل او ]پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.

 

 

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

 

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است.

 

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

 

 ****************




اسرار اینكه چرا بعضى یك حج و برخى دو حجّ یا بیشتر 

بجا آورده و پاره ‏اى اصلا حج بجا نمى ‏آورند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 158-مطلب شماره 355


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن على بن فضّال، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

وقتى حقّ عزّ و جل به ابراهیم و اسماعیل علیهما السّلام فرمان داد بیت اللَّه را بسازند و آنها خانه را ساخته و تمامش كردند به ایشان امر فرمود ركنى را بالا ببرند و پس از آن در بین مردم نداء كنند:

آگاه باشید و توجّه نمایید، بیا حجّ، بیا حجّ.

لازم به تذكر است اگر نداء مى‏داد: بیایید بسوى حجّ، تنها كسانى اجابت مى د‏كردند كه در آن روز انسانى مخلوق بودند ولى وقتى نداء داد: بیا حجّ تمام مردم چه انسانهاى مخلوق و چه آنهایى كه در اصلاب و پشت مردان بودند لبیك گفته و دعوت حق را اجابت نمودند پس آنان كه ده بار لبیك گفتند ده بار حج انجام داده و كسانى كه پنج بار لبیك گفتند پنج مرتبه حج بجا آورده و آنكه بیشتر لبیك گفت به عدد لبیكى كه گفت حج انجام داد و كسانى هم كه یك بار لبیك گفتند یك حج انجام دادند و آنان كه اصلًا لبیك نگفتند به آمدن حج توفیق نیافتند.


حدیث (2)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و على فرزندان حسن بن فضّال از پدرشان، از غالب بن عثمان، از مردى از اصحاب، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند جلّ جلاله وقتى به ابراهیم علیه السّلام امر فرمود كه در بین مردم نداء كند و ایشان را به حجّ دعوت نماید، وى روى مقام ایستاد و بقدرى بالا قرار گرفته بود كه محاذى كوه ابو قیس واقع شد، پس با صداى بلند مردم را به حج خواند، وى با این نداء صدایش را به تمام كسانى كه در اصلاب و پشت مردان و رحم زنان بوده و تا روز قیامت خواهند آمد شنواند.


حدیث (3)

على بن احمد بن محمّد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از موسى بن عمران نخعى، از عمویش حسن بن یزید نوفلى، از على بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام‏ نقل كرده كه آن جناب فرمودند: كسى در آن شب یعنى شبى كه تمام امور خلائق مقدّر مى ‏شود و آن شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان است برایش حجّ نوشته نشود در آن سال به حجّ نخواهد رفت چه آنكه در شب مزبور سفر تمام حاجیان در آن سال نوشته مى‏ شود و همچنین ارزاق و عمرها و آنچه از وقایع و اتّفاقات در سال پیش مى‏ آید مقدّر مى‏ گردد.

راوى مى‏ گوید: محضر مباركش عرض كردم: پس كسى كه در شب قدر نامش در صف حاجیان نوشته نشده استطاعت رفتن به حجّ را ندارد؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چطور چنین مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: من با شما خصومت و مجادله نمى‏ كنم، واقع امر اینطور است.





نوع مطلب : 19-24، 25-30، 61-66، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397



فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر و مهربان است.

 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿قلم/1﴾ 564

ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند.


 قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿حجر/37-36﴾ 264

[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی * تا روز [آن] وقت معین.


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


****************




اسرار واجب بودن حج و طواف نمودن بیت و انجام مناسك‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 142-مطلب شماره 346


حدیث (1) 

پدرم رضى اللَّه عنه فرمود: على بن سلیمان رازى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمر از عبد الحمید بن ابى دیلم نقل كرده كه گفت: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست توبه جناب آدم علیه السّلام را بپذیرد جبرئیل را نزد او فرستاد، جبرئیل عرضه داشت: سلام بر تو اى آدم، اى كسى كه بر بلیّه وارده صبر و شكیبایى نمودى و از لغزشى كه صادر شد توبه نمودى، خداوند تبارك و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسكى كه به واسطه انجام آنها توبه ‏ات پذیرفته مى ‏شود را به تو بیاموزم، سپس جبرئیل دست آدم علیه السّلام را گرفت و با او حركت كرد تا به بیت اللَّه رسیدند در آن جا ابرى بر سر آدم علیه السّلام سایه افكند، جبرئیل عرض كرد: هر كجا كه این ابر سایه افكند با پا خط بكش، بارى با هم به همین ترتیب قدم زدند تا به منى رسیدند، جبرئیل جاى «مسجد منا» را به آدم نشان داد، آدم آن جا را خط كشید و نیز جاى «مسجد الحرام» را بعد از خط كشیدن به جاى بیت با رسم خط نشان نمود پس از آن به ‏عرفات رفتند، جبرئیل آدم را بر زمین برآمده و نمایانى ایستادند و به او عرض كرد: مترصّد(چشم براه و بیدار) باش هر گاه آفتاب غروب نمود هفت بار به لغزش خود اعتراف نما، جناب آدم این عمل را بجا آورد و به همین خاطر آن جا به عرفه نامیده شد چه آنكه آدم علیه السّلام به لغزش خویش اعتراف كرد، پس این معنا سنّتى شد در بین فرزندان آدم كه به گناهان خویش اقرار و اعتراف نمایند همانطورى كه پدرشان به لغزش خود اعتراف كرد و از خدا درخواست توبه و آمرزش گناهان خود كنند چنانچه پدرشان از خدا این خواهش را نمود، پس از آن جبرئیل علیه السّلام به او گفت كه از عرفات كوچ كرده و خارج شود پس جناب آدم علیه السّلام از عرفات بیرون آمد و عبورش بر هفت كوه افتاد، و به دستور جبرئیل بر سر هر كوهى چهار تكبیر گفت سپس ثلثى از شب رفته بود كه به وادى جمع رسید، در آن جا بین نماز مغرب و عشاء را جمع نمود و به همین خاطر آن جا را وادى جمع نامیدند چه آنكه جناب آدم در آن جا بین نماز مغرب و عشاء جمع نمود.

پس وقت نماز عشاء در این شب و در این وادى زمانى است كه ثلثى از شب بگذرد بارى پس از خواندن نماز مغرب و عشاء جبرئیل علیه السّلام امر نمود كه حضرتش در بطحاء وادى جمع یعنى زمین مشعر تا صبح طاق واز بخوابد، پس آدم در آن جا خوابید تا صبح طالع شد پس از آن به فرمان جبرئیل بالاى كوه وادى جمع رفت و وقتى آفتاب طلوع نمود به لغزش خویش هفت مرتبه اعتراف كرده از خداى منّان باز هفت بار طلب آمرزش و قبول توبه ‏اش را نمود.

و جهت این كه دو بار جناب آدم علیه السّلام موظّف شد به اعتراف كردن به لغزش خویش آن است كه این عمل سنّت باشد در فرزندان آن حضرت، بنا بر این كسى كه عرفات را درك نكند و به وقوف در آن نرسد و تنها وادى جمع (مشعر) را درك كند به حجّش وفاء كرده و مناسكش صحیح است، به هر صورت جناب آدم علیه السّلام از وادى جمع به طرف «منا» خارج شد و ظهر به آن جا رسید سپس به دستور جبرئیل دو ركعت نماز در «مسجد منا» بجا آورد بعد از آن جبرئیل فرمان داد كه آن حضرت قربانى كند تا:

اوّلا: تقرّب به حق تعالى پیدا كرده و قربانى وى قبول درگاه اقدسش واقع شود.

ثانیا: بدین وسیله توبه ‏اش پذیرفته گردد و ثالثا: این عمل (قربانى) در بین فرزندانش سنّت گردد.

بارى جناب آدم علیه السّلام به فرمان جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق عزّ و جل‏ قربانى را از او پذیرفت به این نحو كه آتشى از آسمان فرستاد و آتش قربانى آدم را گرفت، جبرئیل عرضه داشت خداوند تبارك و تعالى به تو احسان نمود زیرا مناسكى كه به واسطه آنها توبه ‏ات مقبول واقع شد را به تو تعلیم كرد و قربانى تو را نیز پذیرفت، پس در قبال آن تواضع نما و سر خود را بتراش.

پس آدم علیه السّلام به منظور تواضع و فروتنى در مقابل حقّ تبارك و تعالى سرش را تراشید، سپس جبرئیل دست آدم را گرفت و او را به طرف بیت برد در اثناء راه جنب جمره عقبه به ابلیس بر خورد كردند، ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو، آدم طبق آنچه جبرئیل امر كرده بود انجام داد و بدین ترتیب ابلیس از آنها دور شد بعد جبرئیل در روز دوّم دست آدم را گرفت و به طرف جمره اولى برد، باز در اثناء به ابلیس برخورد كردند. جبرئیل علیه السّلام گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس از آنها دور شد و باز نزدیك جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس را از خود دور نمود، سپس، نزدیك جمره سوّم خود را به ایشان نشان داد و گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یك تكبیر بگو.

آدم چنین نمود و ابلیس را از خود دور كرد و سپس در روز سوّم و چهارم نیز آدم به زدن ابلیس مبادرت كرد و وى را از خود دور نمود.

جبرئیل به آدم عرض كرد: دیگر هرگز او را نخواهى دید سپس آدم را به بیت برد و امر نمود كه هفت بار خانه خدا را طواف كند، آدم چنین نمود.

پس جبرئیل گفت: خداوند متعال تو را آمرزید و توبه‏ ات را پذیرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.

 

حدیث (2)

 على بن حبشى بن قونى رحمة اللَّه علیه در مكتوبى كه به من نوشت مرقوم داشت:

جمیل بن زیاد از قاسم بن اسماعیل از محمّد بن سلمه، از یحیى بن ابى العلا رازى نقل كرده مردى بر حضرت امام صادق علیه السّلام وارد شد و عرض كرد: فدایت شوم خبر دهید مرا از معناى فرموده حق تعالى: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ‏ و نیز از فرموده جنابش به ابلیس: فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏ و همچنین از این بیت (كعبه) كه چگونه بر خلائق واجب شد به زیارتش بیایند؟

راوى گفت: امام علیه السّلام به او توجّه نمود و فرمود:

پیش از تو احدى از آنچه تو سؤال كردى از من سؤال نكرده، بدان حق عزّوجل وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه ‏اى قرار دادم تمام آنها از این كلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا، اگر میخواهى براى خود خلیفه ‏اى در زمین قرار دهى او را از ما انتخاب كن كه طاعت و فرمانت را مى ‏بریم.

خداوند علیم در جوابشان فرمود: من مى ‏دانم آنچه را كه شما نمى‏ دانید.

فرشتگان پنداشتند این كلام بارى تعالى ناشى از غضب او است بر ایشان پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق جلّت عظمته امر فرمود به ایشان خانه ‏اى را كه از مرمر بوده و سقفش از یاقوت سرخ و ستون ‏هایش از زبرجد بنا شده طواف كنند، بیتى كه هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى‏ شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.

سپس امام فرمودند: و یوم وقت معلوم روزى است كه در صور یك بار دمیده شود و بین دمیدن اوّل و دوّم ابلیس هلاك مى‏ شود.

و امّا نون: عبارت است از نهرى در بهشت كه آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین ‏تر است حق تعالى به این آب مى‏ فرماید: مركّب شو، پس بلافاصله مركّب مى‏ گردد، سپس درختى را با دستش مى‏ كارد (امام علیه السّلام براى رفع شبه ه‏اى كه براى گروه مشبّهه پیش آمده بلافاصله فرمودند: مقصود از «ید» قوّه و قدرت است نه آن معنایى كه در توهّم گروه مشبّهه مى‏ باشد) پس از آن به درخت مى‏ فرماید: قلم شو و به دنبال آن به قلم امر مى‏ فرماید: بنویس.

درختى كه قلم شده عرض مى‏كند چه بنویسم؟

حق جلّت عظمته مى ‏فرماید: آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد را بنویس.

پس قلم به فرمان خدا تمام وقایع را مى ‏نگارد و آن را به نفخ صور و هلاكت ابلیس ختم مى ‏كند و بعد خداوند متعال به آن مى ‏فرماید: تا وقت معلوم البتّه سخن مگو و تكلّم مكن.

 

حدیث (3) 

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید، از ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده‏اند كه از آن جناب راجع به ابتداء طواف سؤال شد؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست آدم علیه السّلام را بیافریند به فرشتگان فرمود: در زمین براى خود خلیفه و جانشینى قرار خواهم داد.

دو فرشته از فرشتگان عرضه داشتند: آیا كسى را خلیفه خود قرار مى‏ دهى كه در زمین فساد كرده و خونها مى ‏ریزد؟

پس بین آن دو فرشته و حق عزّ و جلّ حجاب ها زده شد در حالى كه نور حق جلّت عظمة براى فرشتگان ظاهر و روشن بود، بعد از واقع شدن حجاب آن دو فرشته دانستند خداوند از كلامشان به سخط و غضب آمده لذا به دیگر فرشتگان گفتند:

چاره ما چیست و چگونه توبه نماییم؟

فرشتگان گفتند: ما نمى ‏دانیم كه توبه شما چیست مگر این كه به عرش پناه ببرید.

امام علیه السّلام فرمودند: پس آن دو فرشته به عرش پناه برده تا این كه حق تعالى توبه آنها را قبول نمود و حجابها را از بین برداشت و چون دوست دارد كه با چنین عبادتى، عبادت شود از این رو بیت را در زمین آفرید و بر بندگان طواف در اطراف آن را واجب فرمود و بیت المأمور را در آسمان آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش شده و تا روز قیامت از آن بیرون نمى ‏آیند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 68-سوره قلم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 559-564، 259-264، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic