وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

وَ إِذِ ابْتَلی إِبراهیمَ ربّه بِکلماتٍ فأتمهنّ، قالَ إِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی، قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ ﴿بقره/19﴾ 124

و [یاد كنید] هنگامی  كه ابراهیم را پروردگارش به تكالیفى [بسیار مهمآزمایش كرد ، پس او همه را بطور كامل به انجام رسانید ، پروردگارش [به خاطر شایستگى او] فرمود : من تو را براى همه مردم پیشوا قرار دادم ابراهیم گفت : و از دودمانم [نیز پیشوایانى برگزین]. 

[پروردگار] فرمود :پیمان من [كه امامت و پیشوایى است] به ستمكاران نمی  ‏رسد.


****************


عید قربان، عیدِ نفیِ آقازادگی!!

عید قربان، بر خلاف آنچه بعضی پنداشته‌اند، اتفاقاً یکی از سیاسی‌ترین اعیاد اسلام است و یکی از مهم‌ترین شاخص‌های جامعه دینی را به رخ می‌کشد.

شاخصه‌ای که اتفاقاً در جامعه امروز ایران هم محل بحث است.

 

حضرت ابراهیم علیه السلام پس از آن که از فرزندش می‌گذرد و عملًا ثابت می‌کند دستور خدا را بر رابطه پدر و فرزندی ترجیح می‌دهد، به مقام امامت می‌رسد،

«وَ إِذِ ابْتَلی إِبراهیمَ ربّه بِکلماتٍ فأتمهنّ قالَ إِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ إِماماً»

جالب اینجاست که ابراهیم می‌پرسد حالا که به این مقام رسیدم این اعتبار و جایگاه از طریق ژن به خانواده و بازماندگانم هم می‌رسد؟

«قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی»؟

و پاسخ می‌رسد که :

«قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»

 

یعنی: خیر، با آقازادگی نمی‌شود ادعای سروری کرد و اگر فرزند ابراهیم هم باشی و از موازین عدالت فاصله بگیری، حق نداری از اعتبار خانوادگی خرج کنی و در جایگاه تمشیت امور جامعه قرار بگیری. عید قربان، عید نفی آقازادگی و تاکید بر مناسبات عادلانه در سازماندهی جامعه دینی است.

 

با این تفصیل، اتفاقاً نسبت عید غدیر و قربان هم آشکار می‌شود و نام گذاری «دهه ولایت» معنا و ‌منطق روشن‌تری پیدا می‌کند.

حکومت و جایگاه سرپرستی و رهبری جامعه، مبتنی بر عهدی ملکوتی است و به علی علیه السلام که عادل‌ترین شخصیت امّت است، «اختصاص» دارد که او هم ابراهیم دیگری است چرا که ده فرزندش یکی پس از دیگری به قربانگاه می‌روند و عملاً اثبات می‌کنند که در انجام رسالت الهی از مسموم و‌ مقتول شدن ابایی ندارند.

 

فرزندان رسول خدا از حضرت زهرا سلام الله علیها تا امام حسن عسکری علیه السلام به شهادت رسیدند تا خدا به فرشتگانش فخر کند که ببینید عهد مرا چه ظلم ستیزان فداکاری به دوش گرفتند.

عید قربان عید امامت است و عید غدیر عید قربانی شدن و فداکاری برای اهداف مکتب است.





نوع مطلب : 19-24، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 مرداد 1399



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22 4

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25 5

 و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت ‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه ‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126 19

 و [یاد كنید] آنگاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155﴾ 24

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266﴾ 45

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99﴾ 140

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته (آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.


وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] اینگونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130﴾ 166

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3 249

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32﴾ 259

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37﴾ 260

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 13-18، 19-24، 43-48، 139-144، 145-150، 157-162، 163-168، 235-240، 247-252، 259-264، 265-270، 271-276، 289-294، 391-396، 439-444، 481-486، 505-510، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399



17/23/49/53/71/75

275/333/356/562


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 13-18، 19-24، 43-48، 49-54، 67-72، 73-78، 271-276، 331-336، 355-360، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


فرمول دهگانه گفتگو از نظر قرآن کریم


1-وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا ﴿بقره/83﴾ 12

و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید.

قول حسن، خوش زبانی با مردم است.

 

2-وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ ﴿فصلت/33﴾ 480

و چه كسی است‏ خوشگفتارتر از آنكس كه بسوى خدا دعوت نماید.

قول احسن، دعوت مردم به سوی خداست.

 

3- وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا ﴿انعام/152﴾ 149

و چون [به داورى یا شهادت] سخن گویید دادگرى كنید هر چند 

[درباره] خویشاوند [شما] باشد.

قول عدل، شهادت و گواهی در دادگاه است.

 

4- وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ ﴿شعراء/84﴾ 371

و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیكو گذار.

قول صدق، سخن راست و ذكر خیر گذشتگان مؤمن در جامعه موجود است.

 

5-فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا کَرِیمًا ﴿اسراء/23﴾ 284

به آنها [پدر و مادر حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

قول كریم، سخن گفتن با پدر و مادر است.

 

6-اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَاتَنِیَا فِی ذِکْرِی*اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى*فَقُولا لَهُ قَوْلا لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى﴿طــه/44-42﴾ 314

تو و برادرت هر دو به سوی فرعون بروید*زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است*پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد]. (

قول لین، سخن به وقت امر بمعروف و نهی از منكر است.

 

7-قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا ﴿بقره/136﴾ 21

]شما مردم مؤمن از روى حقیقت اقرار كنید و] بگویید : ما به خدا و آنچه به سوى ما نازل شده، ایمان آوردیم.

قول ایمان، اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر است.

 

8-وَلْیَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا ﴿نساء/9﴾ 78

و ]درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.

قول سدید، سخن به صواب گفتن در هر جوّ و شرایطی است.

 

9-وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا ﴿نساء/5﴾ 77

و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.

قول معروف، سخن گفتن با ایتام و خانواده است.

 

10-وَقُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِیغًا ﴿نساء/63﴾ 88

و به آنان سخنی «رسا» که در دلشان اثر کند بگوی

قول بلیغ، سخن رسا و مؤثر و آمیخته به موعظه و حكمت و برهان است.



«انسان می تواند با این ده نوع گفتار به تجارتی وارد شود

 كه سودش را جز خدا كسی نمیداند.» 






نوع مطلب : 20-سوره طــــــــه، 26-سوره شـعـراء، 41-سوره فـصّـلت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 07-12، 19-24، 73-78، 85-90، 145-150، 283-288، 313-318، 367-372، 475-480، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 فروردین 1399



وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا

 إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿بقره/127﴾ 20

و [یاد كنید] زمانى كه ابراهیم و اسماعیل پایه‏ هاى خانه كعبه را بالا می ‏بردند [و به پیشگاه حق می ‏گفتند :] اى پروردگار ما ! [این عمل را] از ما بپذیر كه تو شنوا و دانایى.


****************


حج حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهماالسّلام

و ساختن کعبه 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-مطلب شماره 546


حدیث (32)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار، از حسن بن سعید، از على بن منصور، از كلثوم بن عبد المؤمن حرانى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه السّلام امر فرمود كه حج كند و جناب اسماعیل را با خود به حج ببرد و وى را در حرم اسكان دهد، هر دو بر شترى سرخ نشسته و به حج رفتند و احدى با آنها نبود مگر جبرئیل علیه السّلام و وقتى به حرم رسیدند، جبرئیل گفت: اى ابراهیم از شتر فرود آیید و قبل از این كه داخل حرم شوید غسل كنید.

ابراهیم و اسماعیل از شتر پایین آمده و غسل كردند بعد جبرئیل به ایشان نشان داد كه چگونه براى احرام آماده شوند، ایشان این مراسم را انجام دادند سپس جبرئیل به آنها امر فرمود كه محرم به احرام حج شده و تلبیات چهارگانه‏اى را كه مرسلون(رسولان)گفته بودند بگویند، بعد آنها را به باب صفا برده و از شتر پیاده‏ شان كرد و بین آن دو ایستاد، بعد رو به بیت نمود و تكبیر گفت، آنها نیز تكبیر گفتند، بعد حمد الهى بجا آورد و آن دو نیز حمد نمودند، سپس خدا را تمجید كرد و آن دو نیز تمجید كردند آنگاه بر خدا ثناء گفت و آن دو نیز مثل او انجام دادند و به دنبال آن جبرئیل جلو رفت و آن دو نیز جلو رفتند و هر سه ثناء بر خدا مى‏ گفتند و او را تمجید مى‏ كردند تا رسیدند به جاى حجر، جبرئیل استلام نمود و آن دو را امر كرد كه استلام كنند بعد هفت شوط طوافشان داد بعد آنها را در مقام ابراهیم ایستادند و دو ركعت نماز خواند و آن دو نیز خوانده و سپس مناسك را به آنها نشان داد.

و وقتى نسك و اعمال را بجا آوردند حق تعالى به ابراهیم امر نمود كه مراجعت كند و اسماعیل بماند، پس اسماعیل در آن جا ماند و احدى غیر از مادرش با او نبود، و پس از آنكه سال آینده فرا رسید خداوند تعالى به ابراهیم اذن داد حج بجا آورده و كعبه را بنا كند، اعراب به قصد زیارت خانه خدا حجّ مى ‏رفتند ولى بیت دیوارهایش فرو ریخته بود تنها پایه ‏هایش سر پا بود و دیده مى ‏شد و هنگامى كه مردم از حرم خارج شدند اسماعیل سنگ ها را جمع نمود و آنها را در داخل كعبه ریخت و وقتى حق تبارك و تعالى اذن ساختمان بیت را صادر فرمود، ابراهیم به آن جا آمد و فرمود:

پسرم، خداوند متعال ما را مأمور به ساختن كعبه نموده، پس آن دو سنگ را كنار ریخته و در زیر آنها یك سنگ سرخ نمایان شد، حق تعالى امر نمود كه بیت را روى این سنگ بنا كنید، ایشان سنگها را روى آن نهادند و فرشتگان هم ایشان را كمك و یارى كردند تا دوازده ذراع ارتفاع دیوار بالا آمد، دو درب براى بیت تعبیه كرده كه از یك درب داخل مى ‏شده و از درب دیگر خارج مى ‏گشتند و براى هر كدام از این دو درب آستانه و دستگیره از آهن قرار داد و كعبه برهنه و عریان بود، پس ابراهیم بیرون آمد در حالى كه بیت به اتمام رسیده بود ولى اسماعیل در آن جا ماند.

 وقتى مردم بر جناب اسماعیل وارد شدند چشم آن حضرت به زنى زیبا افتاد كه از جمالش بسیار متعجّب و خوشوقت گردید از خدا خواست كه او را به ازدواج وى در آورد در حالى كه آن زن شوهردار بود و اسماعیل از آن خبر نداشت، حق تعالى مرگ شوهرش را رسانید آن زن در مكّه با حالى حزین بماند، حق تعالى غم و اندوه زن را بر طرف كرد و وى را به تزویج اسماعیل در آورد، بعد كه ابراهیم براى حج به مكّه آمد آن زن، زنى موفّقه و با داشتن سنّى كم واجد كمالات بود، و جناب اسماعیل براى تهیه و جلب طعام جهت اهل بیتش به طائف رفت، پس آن زن پیر مردى ژولیده را دید، پیر مرد از احوال ایشان جویا شد، آن زن گفت: حال ما نیك است.

بعد از حال خودش بخصوصه سؤال كرد، زن جواب داد كه حالش نیك است.

سپس پیر مرد گفت: تو كیستى؟

زن گفت: زنى هستم از قبیله حمیر.

بارى ابراهیم اسماعیل را ندید و با وى ملاقات نكرد از این رو نام ه‏اى نوشت و به زن سپرد و به او فرمود: وقتى شوهرت آمد این نامه را به او بده، اسماعیل به نزد همسرش بازگشت و او نامه را به وى تسلیم كرد، اسماعیل آن را قرائت كرد، سپس به همسرش فرمود: آیا دانستى آن پیر مرد چه كسى بود؟

زن عرضه داشت: او را بسیار نیك منظر دیدم، در او مشابهتى به تو بود.

اسماعیل علیه السّلام فرمود: او پدر من بود! زن عرض كرد: واى بر من، بد شد.

اسماعیل علیه السّلام فرمود: به محاسن تو ننگریست؟

زن عرضه داشت: خیر ولى بیم دارم كه در حقّش تقصیر كرده باشم، سپس زن در حالى كه بانویى عاقله بود به اسماعیل عرض كرد: بر این دو درب ساترى آویزان نمى‏ كنى ساترى از اینجا و ساترى از اینجا؟

اسماعیل فرمود: چرا، پس هر دو دو ساتر براى آن دو درب تهیه كردند كه طول آنها دوازده ذراع بود، بعد آنها را بر آن دو درب آویختند و هر دو از آنكه دو درب را با پرده پوشانده ‏اند خوشحال بودند و بسیار خوششان آمد، سپس زن عرضه‏ داشت: چرا جامه ‏اى نبافم و با آن كعبه را نپوشانم چه آنكه این سنگها كه با آنها دیوار كعبه ساخته شده خشن و زبر هستند.

اسماعیل علیه السّلام به او فرمود: آرى در انجام این كار سرعت و شتاب باید نمود، زن نزد قوم خود پشم زیادى فرستاد و از آنها خواست كه پشم ها را بریسند.

امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: این فعل سبب شد كه از آن تاریخ به بعد بین زنان رسم شد كه بعضى از برخى تقاضا نمودند كه برایشان پشم بریسند.

حضرت فرمودند:

آن بانو در انجام این كار شتاب نمود و از دیگران یارى خواست و هر گاه از عمل یك قسمت فارغ مى‏ شد و آن قطعه را آماده مى‏ كرد همان را بر بیت مى‏آویخت، موسم انجام حج فرا رسید مقدارى از رخ كعبه باقى مانده بود كه زیر پوشش قرار گیرد، آن بانو به اسماعیل عرض كرد: 

با این كه مقدار از رخ كعبه كه پوشیده نشده چه كنیم؟ پس آن را با لیف خرما پوشاندند، عربها به همان حال سابق به زیارت بیت آمدند با صحنه عجیبى مواجه شدند!!! گفتند: سزاوار و شایسته است كه براى آبادكننده این بیت هدیه و تحفه آورده شود پس از آن تاریخ به بعد آوردن هدیه و پیشكش مرسوم شد، لذا هر طائفه ‏اى از عرب هدیه‏ اى از جنس برگ و غیر آن با خود به آن جا آورده تا اشیاء بسیارى جمع و انباشته شد پس لیف ‏هاى خرما را از بیت كنده و آن مقدار باقى مانده را با اجناس آورده شده پوشانده و بدین ترتیب پوشش بیت كامل گردید و بر پرده‏اى كه پوشش بیت بود دو باب آویختند.

كعبه تا آن وقت سقف نداشت، لذا جناب اسماعیل علیه السّلام ستون هایى مثل ستون هایى كه اكنون مى‏ بینید از چوب براى آن تعبیه نمود و با شاخه‏ هاى چوبى براى بیت سقف درست نمود و سپس روى آن را با گل تسویه نمود، عربها آمدند و داخل كعبه شده و عمارت و ساختمان آن را دیدند، گفتند: عامر و آبادكننده این بیت باید به آن بیفزاید لذا سال آینده هدیه‏ ها و تحفه ‏ها آوردند این هدیه‏ ها دواب و چهار پایان بود اسماعیل ندانست با آنها چه بكند، خداوند وحى فرمود كه این حیوانات را قربانى كن و به حاجى ‏ها اطعام نما.

امام علیه السّلام فرمودند:

اسماعیل از كمى آب به ابراهیم شكایت نمود، خداوند به جناب ابراهیم وحى‏ فرمود كه چاهى حفر كن تا حاجى‏ ها از آب آن چاه بیاشامند.

جبرئیل علیه السّلام فرمود آمد و چاه ایشان یعنى زمزم را حفر كرد تا آب آن ظاهر و نمودار شد.

سپس جبرئیل گفت: اى ابراهیم در چاه فروشو، و بعد جبرئیل در چاه پایین رفت و گفت: اى ابراهیم در چهار زاویه چاه بزن و بگو: بسم اللَّه.

ابراهیم در زاویه ‏اى كه پهلوى بیت بود زد و گفت: بسم اللَّه، بلافاصله چشمه ‏اى جوشید، سپس بار دیگر زد و گفت: بسم اللَّه، بدون درنگ چشمه ‏اى جوشید، پس از آن در زاویه دیگر زد و گفت: بسم اللَّه، فورا چشمه ‏اى جوشید و بالاخره در مرتبه چهارم به زاویه چهارم زد: و گفت: بسم اللَّه، چشمه‏ اى جوشید.

جبرئیل گفت: اى ابراهیم از آب چشمه بنوش و براى فرزندت از خدا بركت بخواه. بارى جبرئیل و ابراهیم هر دو از چاه خارج شدند، آنگاه جبرئیل به ابراهیم علیه السّلام گفت: از این آب بر خود بریز و دور بیت طواف كن این آبى است كه خدا به فرزندت اسماعیل عنایت فرموده، بارى ابراهیم حركت كرد و جناب اسماعیل پدر را مشایعت نمود تا حضرتش از حرم خارج گردید، ابراهیم رفت و اسماعیل مراجعت به حرم نمود، خداوند متعال از آن بانوى حمیریّه فرزندى به او كرامت كرد كه عقب و اولاد نداشت و سپس اسماعیل بعد از آن بانو با چهار زن دیگر ازدواج كرد و از هر كدام خداوند به او پسر بچه‏ اى عنایت كرد، بعد خداوند متعال مرگ ابراهیم را رساند و آن حضرت بدون این كه اسماعیل را ببیند از دنیا رفت و اسماعیل نیز از مرگ پدر اطّلاع نیافت تا ایّام موسم حج رسید، اسماعیل خود را مهیّا نمود با پدر ملاقات كند، جبرئیل بر او نازل شد و مرگ پدر را به او تسلیت گفت و اظهار داشت: اى اسماعیل در مرگ پدر لفظ و كلامى نگویى كه موجب سخط و غضب خدا باشد.

امام علیه السّلام فرمودند: اسماعیل عبد و بنده خدا بود، خدا را خواند و حق تعالى نیز جوابش را داد و به او خبر داد كه به پدرش ملحق مى‏ شود.

امام علیه السّلام فرمودند: براى اسماعیل فرزند صغیرى بود كه بسیار دوستش مى‏ داشت و عشق به او مى ‏ورزید حق تعالى او را این معنا منع و زجر كرد و فرمود:

اى اسماعیل وصىّ تو فلان فرزندت هست نه این، و زمانى كه مرگ اسماعیل فرا رسید وصىّ خود را خواند و به او گفت: اى فرزند زمانى كه مرگ تو رسید همان كارى كه من كردم تو نیز بكن یعنى وصىّ خود را بخواه و وصایاى خود را به او بكن فلذا از آن تاریخ به بعد هیچ امام و رهبرى از دنیا نرفت مگر آنكه خداوند به او خبر داد كه براى خود وصىّ معیّن نماید.





نوع مطلب : 19-24، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

023/024/027/052/041/068


076/183/185/281/301/336



إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ 


﴿بقره/153



****************


 علامات صبر و شكیبایى‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 253-مطلب شماره 470


حدیث (1) 

احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت:

عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش، از عمر بن على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه فرمود: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


علامت شخص صابر و شكیبا سه چیز است :


اوّل: آنكه سست و بى‏حال نیست.

دوّم: آنكه ملول و محزون نمى ‏باشد.

سوّم: آنكه از پروردگار متعال شكایت نمى‏ كند.

زیرا شخص وقتى كسل و سست شد حقوق دیگران را ضایع نموده و وقتى ملول و محزون گردید اداء شكر نمى‏ كند و هر گاه از پروردگار شاكى شد عصیانش را مى‏ نماید.





نوع مطلب : 19-24، 25-30، 37-42، 49-54، 67-72، 73-78، 181-186، 277-282، 301-306، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 08-سوره انـفـال، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.



****************








 اسرار اینكه چرا مسعى (بین صفا و مروه) محبوب‏ترین 

مكان ها نزد خدا است؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 168-مطلب شماره 364


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از ابن ابى عمیر، از معاویة بن عمّار، وى مى‏ گوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند: هیچ مكان و بقعه ‏اى نزد خدا محبوب‏تر از مكان سعى نیست و جهتش آن است كه اینجا هر جبّار و ستمگر منحرفى ذلیل و خوار مى‏ گردد.


حدیث (2)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید، از محمّد بن یحیى عطّار و احمد بن ادریس جملگى از محمّد بن احمد بن یحیى بن عمران اشعرى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسلم‏[1]، از یونس از ابو بصیر، وى مى‏گوید: از حضرت امام صادق علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند: هیچ مكان و بقعه ‏اى نزد خداى عزّوجل محبوب‏ تر از محلّ سعى نیست زیرا در آن جا هر ستمگرى خوار و ذلیل مى‏ گردد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- محمّد بن اسلم الطّبرى، اصلش كوفى است، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده وى غالى و فاسد المذهب است.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 شهریور 1397

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.



****************






 اسرار تشریع هروله بین صفا و مروة‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 167-مطلب شماره 363


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

سعى بین صفا و مروه به خاطر این تشریع شد كه ابلیس بر حضرت ابراهیم علیه السّلام ظاهر شد پس جبرئیل به حضرت فرمان داد بر او سخت بگیرد و از خود براندش ابراهیم علیه السّلام چنین كرد، یعنى به صورت هروله سر در عقب ابلیس گذارد، ابلیس فرار كرد لذا هروله در بین این دو كوه سنت گردید.


حدیث (2) 

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد، از حلبى، وى مى‏گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

چرا سعى بین صفا و مروه تشریع شده است؟

حضرت فرمودند: 

زیرا شیطان در این وادى به نظر حضرت ابراهیم آمد پس ابراهیم سعى كرد و به دنبالش دوید و او را از خود دور نمود، جناب ابراهیم علیه السّلام محارب و مخاصم شیطان مى‏ باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 شهریور 1397


إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.



****************





 اسرار تشریع شدن سعى بین دو كوه صفا و مروة‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 166-مطلب شماره 362


حدیث (1)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن ابى عمیر از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن جناب فرمودند:

حضرت ابراهیم علیه السّلام وقتى اسماعیل را كه شیرخواره ‏اى بود در مكّه گذارد وى تشنه بود و بین كوه صفا و مروه درختى بود، مادر اسماعیل از منزلش بیرون شد تا به كوه صفا رسید، كسى را در آن جا ندید پس گفت: آیا در این وادى انیس نمى‏ باشد؟

كسى جوابش را نداد، پس از آن جا گذشت تا به مروه رسید در آن جا نیز احدى را مشاهده نكرد باز گفت: آیا در اینجا انیسى نمى ‏باشد؟

هیچ جوابى نشنید، پس به صفا برگشت دوباره كلامش را تكرار كرد و جوابى نیامد سپس به مروة برگشت و این عمل هفت بار تكرار شد، پس حق تعالى آن را سنّت قرار داد كه حاجى‏ ها از صفا به مروه و از مروة به صفا تا هفت مرتبه بروند بارى جبرئیل بر آن مخدّره نازل شد و به او فرمود: تو كیستى؟

آن مخدّره گفت: من مادر فرزند ابراهیم هستم.

جبرئیل گفت: ابراهیم شما را به چه كسى سپرده و رفته؟

آن مخدّره گفت: همین جمله را وقتى ابراهیم مى‏ خواست برود به او گفتم و او در جواب گفت: به خداى تعالى شما را مى‏ سپارم.

جبرئیل گفت: او شما را به كسى سپرده كه كفایت‏ كننده است.

بعد حضرت فرمود: مردم به خاطر نبودن آب در راه مكّه از رفت و آمد در آن راه اجتناب مى‏ كردند.

بارى طفل شیر خوار از شدّت عطش پا بر زمین سایید و در اثر آن چشمه زمزم از زمین جوشید، مادر وقتى از مروة برگشت و به نزد طفل رسید چشمه را كه دید جلو آمد اطراف آن را خاك ریخت تا آب جارى نشود و اگر این كار را نمى‏ كرد البته آب چشمه روان مى‏ شد.

حضرت فرمودند: وقتى آب در داخل توده خاك جمع شد به صورت حوض در آمد، طیور و پرندگان كه آن را دیدند اطرافش حلقه زدند در همین هنگام قافله‏ اى از یمین عبور مى‏كرد وقتى پرندگان را دیدند كه دور توده‏اى از خاك حلقه زده‏اند گفتند پرندگان جایى حلقه نمى ‏زنند مگر آنكه آب در آن جا باشد پس خود را به آن جا رساندند تا آب بیاشامند و وقتى رسیدند و آب را دیدند از آن آشامیده و طعامشان را هم همان جا تناول كردند و خداوند تبارك و تعالى از آن آب روزى آنها كرد و با خود بردند، قافله به مكّه كه عبور كردند از طعامشان به اهل مكه اطعام كرده و از آبى هم كه با خود برداشته بودند به آنها نوشانیدند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 شهریور 1397

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.



****************





 اسرار نامیدن صفا به نام «صفا» و مروه به اسم «مروة»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 165-مطلب شماره 361


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن خالد، از پدرش از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمرو از عبد الحمید بن ابى الدّیلم از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

«صفا» را به این خاطر صفا خوانده ‏اند كه : مصطفى و برگزیده شده آدم بود كه بر كوه صفا هبوط كرد لذا از اسم آدم (یعنى از كلمه مصطفى) نامى و اسمى براى كوه اتخاذ شد و دلیل بر این كه آدم مصطفى است آیه شریفه :

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ‏

خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید.

 مى‏ باشد و چون حوّا بر كوه مروه فرود آمد این كوه را به این نام خواندند چه آنكه مرأه یعنى (زن) كه حوّا باشد بر آن نازل گردید پس براى كوه نامى از اسم مرأة اتخاذ گردید.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، احادیث فضائل تلاوت قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 شهریور 1397

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُمَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ ﴿بقره/144﴾ 22

ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون كسى كه به انتظار مطلبی  باشد] می ‏بینیم ؛ یقیناً تو را به سوى قبله‏اى كه آن را بپسندى برمی  گردانیم ؛ پس رویت را به سوى مسجد الحرام گردان ؛ و [شما اى مسلمانان !] هر جا كه باشید ، روى خود را به سوى آن برگردانید . و مسلماً اهل كتاب می ‏دانند كه این تغییر قبله [از بیت المقدس به كعبه] از سوى پروردگارشان [كارى] بر اساس حق است ؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‏اند كه پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام می ‏دهند ، بی ‏خبر نیست .

***

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ﴿اسراء/1﴾ 282

منزّه و پاک است آن [خدایی] که شبی بنده اش] محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت] داد، تا [بخشی] از نشانه هایِ [عظمت و قدرت [خود را به او نشان دهیم؛ یقیناً او شنوا و داناست.


****************



 

 اسرار اینكه آیا مسجدالحرام به این مقدار فعلى

 قرار داده شده است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 159-مطلب شماره 356


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه، از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام راجع به حرم و نشانه‏ هایش سؤال كرده و عرضه داشتم چرا برخى از آنها نزدیكتر از بعضى بوده و بعضى از برخى دورتر مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: حق تبارك و تعالى وقتى آدم علیه السّلام را از بهشت فرو فرستاد روى كوه ابو قبیس قرارش داد، وى از وحشتى كه در او پیدا شده بود به حق عزّوجل شكایت كرده و عرضه داشت آنچه را كه در بهشت مى‏ شنیدم اینجا نمى‏ شنوم، خداوند متعال یاقوت سرخى را از بهشت فرو فرستاد و آن را در مكانى كه امروز بیت هست قرار داد، جناب آدم علیه السّلام دور آن طواف مى ‏نمود و نور آن به نشانه‏ هایى كه امروز به عنوان حدود حرم نصب شده مى‏ رسید پس اعلام و نشانه ‏هاى امروزى منتهى الیه شعاع نورهاى آن یاقوت بوده كه حق تعالى آنها را حدّ حرم قرار داده است.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب از محمّد بن اسحاق، از حضرت ابى جعفر از آباء گرامش علیهم السلام نقل كرده كه فرمودند:

خداوند متعال به جبرئیل وحى نمود: من خداوند بخشنده و مهربانم، به آدم و حوّاء ترحّم نمودم زیرا بسیار شكوه و شكایت كردند لذا خیمه و چادرى از چادرهاى بهشتى برایشان فرو فرستادم به خاطر گریه و وحشت و تنهایى آنها مورد رحم و مهربانى خویش قرارشان دادم، پس خیمه را بر ترعه كه بین كوههاى مكّه هست بر سر پا نمودم.

«ترعه» جایگاه بیت و ستون ‏هاى آن كه فرشتگان پیش از آدم آن را بالا برده ‏اند مى ‏باشد، بارى جبرئیل خیمه را كه به مقدار حجم بیت بود جاى آن نصب كرد و آدم را از صفا و حوّاء را از مروة آورد و هر دو را در خیمه جمع فرمود.

حضرت فرمودند: ستون خیمه شاخ ه‏اى از یاقوت سرخ بود كه نور و شعاعش كوههاى مكه و اطراف آن را روشن كرده بود، این نور امتداد داشت و نهایت برد و تابش آن حدود حرم امروزى است لذا حق تبارك و تعالى منتهى الیه این نور را از اطراف حرم براى خیمه عمود منظور فرمود و سرّ حرم قرار دادن براى خیمه و عمود آن بود كه این دو از بهشت محسوب شده لا جرم احترامشان لازم بود از این رو حق تعالى اجر و ثواب حسنات را مضاعف و مؤاخذه و عقوبت سیئات را نیز دو چندان قرار داده است.

سپس حضرت فرمودند: و طناب و ریسمان‏ هاى خیمه از اطراف كشیده شد و منتهاى آنها كه میخ ‏هاى چادر را آن جا مى ‏كوبند اطراف و حریم مسجد الحرام به حساب آمد.

امام علیه السّلام فرمودند: میخ‏هاى خیمه، سنگ ‏هایى از طلاى ناب بهشتى و طناب‏هاى آن از موهاى بافته شده سرخ رنگ بود.

حضرت فرمودند: خداى متعال به جبرئیل علیه السّلام وحى فرمود: هفتاد هزار فرشته بر زمین فرود آورد تا خیمه را از دستیاران ابلیس محافظت كرده و در ضمن با آدم مأنوس بوده به منظور تعظیم بیت و خیمه دور آن طواف كنند.

حضرت فرمودند: جبرئیل فرشتگان را پایین آورد و آنها در آستانه خیمه به‏ حفاظت و جلوگیرى از گزند دستیاران شیاطین پرداخته اطراف ستون‏ هاى بیت و خیمه هر روز و شب طواف مى‏ كردند همان طورى كه در آسمان دور بیت المعمور مى‏ گردیدند.

امام فرمودند: اركان و ستون‏هاى بیت الحرام در زمین به موازى و محاذى بیت المعمور بوده كه در آسمان می‏ باشد.

 بارى حق تعالى به جبرئیل علیه السّلام وحى فرمود كه به زمین نزد آدم و حوّا برو و آنها را از جاى ستون هایى كه بعدا براى بیت من نصب مى‏ شود دور كن و ستون هاى خانه ‏ام را براى فرشتگان و آفریدگانم از فرزندان آدم بالا ببر.

جبرئیل به نزد آدم و حوّا آمد و آنها را از خیمه بیرون كرد و از ترعه و پایه‏ هاى بیت كنار بر دو خیمه را از جاى پایه‏ هاى دورتر سر پا كرد و سپس آدم را بر كوه صفا و حوّا را بر مروة نهاد.

آدم علیه السّلام فرمود: اى جبرئیل: آیا به واسطه غضب پروردگار جلّ ذكره ما را منتقل كرده و بین ما دو نفر جدایى انداختى یا تقدیر الهى بر ما چنین اقتضایى نمود؟

جبرئیل گفت: غضب پروردگار متوجّه شما نشد ولى در عین حال از فعل خدا نباید سؤال نمود، اى آدم هفتاد هزار فرشته ‏اى را كه حق تعالى به زمین فرستاده تا با تو انس گرفته و اطراف اركان و عمودهاى خیمه طواف كنند از خداى عزّ و جل در خواست كرده ‏اند كه حضرتش براى ایشان به جاى خیمه دور مكان آن بیتى مبارك و میمون به محاذات بیت المعمور بناء كند تا ایشان دور آن طواف نموده همانطورى كه در آسمان اطراف بیت المعمور طواف مى‏ نمایند، پس حق تعالى به من وحى فرمود تا تو را دور كرده و خیمه را بالا برم.

آدم علیه السّلام پس از استماع این كلام گفت: ما به تقدیر خداوند متعال راضى بوده و به امرش كه در باره ما نافذ و مؤثّر است خشنود هستیم.

پس جبرئیل عمودهاى بیت را با سنگى از صفا و سنگى از مروه و سنگى از طور سینا و سنگى از كوه «السّلام» كه پشت كوفه است ساخت و بالا برد، بعد حق تعالى به جبرئیل علیه السّلام وحى فرمود بیت را بساز و تمام كن، جبرئیل به فرمان خدا چهار سنگ را از مواضع اربعه با بالش كند و در همان جاهایى كه حق تعالى به او امر فرموده بود در اركان بیت روى پایه‏ هایى كه حضرت جبّار جل جلاله تقدیر و معین فرموده بود قرار داد و نشانه‏ هاى آنها را نیز نصب فرمود سپس به جبرئیل وحى نمود بیت را از سنگ كوه ابو قبیس ساخته و براى آن دو درب تعبیه كند، دربى در مشرق و دربى در مغرب.

امام علیه السّلام فرمودند: بدین ترتیب جبرئیل علیه السّلام خانه را ساخت و تمام كرد و وقتى از بناء آن فارغ شد فرشتگان اطرافش به طواف پرداختند و چون آدم و حوّا طواف فرشتگان را دیدند آنها نیز حركت كرده و به دور بیت هفت شوط طواف نموده سپس از طواف بیرون آمدند و به دنبال طعامى رفتند كه تناول كنند.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف از صفوان بن یحیى، وى مى‏ گوید: از حضرت امام حسن علیه السّلام راجع به حرم و نشانه‏ هاى آن سؤال شد؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه جناب آدم از بهشت فرو فرستاده شد روى كوه ابو قبیس قرار گرفت ولى مردم معتقدند كه آن حضرت در هند نازل شد، بارى آن جناب از وحشت به درگاه الهى شكایت كرد و اظهار نمود كه آنچه در بهشت مى ‏شنید اكنون نمى‏ شنود، پس حق تعالى یاقوتى سرخ به زمین فرستاد كه جاى بیت نصب گردید و آدم آن را طواف كند و نور این یاقوت به مكانى كه نشانه‏ ها را نصب كرده‏اند مى‏ رسید پس نشانه‏ ها و حدود حرم را در منتهى الیه شعاع نور آن یاقوت قرار دادند و حق تعالى این محوطه را حرم اعلام فرمود.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 277-282، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 شهریور 1397
 

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

 بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا]در برابر عمل او ]پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.

 

 

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

 

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است.

 

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.

 

 ****************




اسرار اینكه چرا بعضى یك حج و برخى دو حجّ یا بیشتر 

بجا آورده و پاره ‏اى اصلا حج بجا نمى ‏آورند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 158-مطلب شماره 355


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن على بن فضّال، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

وقتى حقّ عزّ و جل به ابراهیم و اسماعیل علیهما السّلام فرمان داد بیت اللَّه را بسازند و آنها خانه را ساخته و تمامش كردند به ایشان امر فرمود ركنى را بالا ببرند و پس از آن در بین مردم نداء كنند:

آگاه باشید و توجّه نمایید، بیا حجّ، بیا حجّ.

لازم به تذكر است اگر نداء مى‏داد: بیایید بسوى حجّ، تنها كسانى اجابت مى د‏كردند كه در آن روز انسانى مخلوق بودند ولى وقتى نداء داد: بیا حجّ تمام مردم چه انسانهاى مخلوق و چه آنهایى كه در اصلاب و پشت مردان بودند لبیك گفته و دعوت حق را اجابت نمودند پس آنان كه ده بار لبیك گفتند ده بار حج انجام داده و كسانى كه پنج بار لبیك گفتند پنج مرتبه حج بجا آورده و آنكه بیشتر لبیك گفت به عدد لبیكى كه گفت حج انجام داد و كسانى هم كه یك بار لبیك گفتند یك حج انجام دادند و آنان كه اصلًا لبیك نگفتند به آمدن حج توفیق نیافتند.


حدیث (2)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و على فرزندان حسن بن فضّال از پدرشان، از غالب بن عثمان، از مردى از اصحاب، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند جلّ جلاله وقتى به ابراهیم علیه السّلام امر فرمود كه در بین مردم نداء كند و ایشان را به حجّ دعوت نماید، وى روى مقام ایستاد و بقدرى بالا قرار گرفته بود كه محاذى كوه ابو قیس واقع شد، پس با صداى بلند مردم را به حج خواند، وى با این نداء صدایش را به تمام كسانى كه در اصلاب و پشت مردان و رحم زنان بوده و تا روز قیامت خواهند آمد شنواند.


حدیث (3)

على بن احمد بن محمّد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از موسى بن عمران نخعى، از عمویش حسن بن یزید نوفلى، از على بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام‏ نقل كرده كه آن جناب فرمودند: كسى در آن شب یعنى شبى كه تمام امور خلائق مقدّر مى ‏شود و آن شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان است برایش حجّ نوشته نشود در آن سال به حجّ نخواهد رفت چه آنكه در شب مزبور سفر تمام حاجیان در آن سال نوشته مى‏ شود و همچنین ارزاق و عمرها و آنچه از وقایع و اتّفاقات در سال پیش مى‏ آید مقدّر مى‏ گردد.

راوى مى‏ گوید: محضر مباركش عرض كردم: پس كسى كه در شب قدر نامش در صف حاجیان نوشته نشده استطاعت رفتن به حجّ را ندارد؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چطور چنین مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: من با شما خصومت و مجادله نمى‏ كنم، واقع امر اینطور است.





نوع مطلب : 19-24، 25-30، 61-66، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

 بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحب] انجام دهد ، بدون تردید خدا]در برابر عمل او ]پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.



****************



 اسرار به شتاب حركت كردن و قدم هاى

متوسّط برداشتن در دور بیت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 152-مطلب شماره 353


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابن فضّال، از ثعلبة از زراره یا محمّد بن مسلم، وى مى‏گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

 آیا مرد در طواف بیت با برداشتن قدم هاى متوسّط به شتاب حركت بكند؟

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم وقتى به مكّه آمدند و حاكم بین آن جناب و مشركین مكّه كتاب خدا بود، امر فرمودند كه لشكریان جست و خیز نموده و از خود چابكى و زرنگى نشان دهند و نیز به آنها فرمود: بازوهاى خود را بیرون آورید و خود آن جناب دو بازوى خود را بیرون آورده سپس دور بیت با قدم هاى نه بلند و نه كوتاه بلكه متوسّط به شتاب و سرعت حركت كردند تا بدین وسیله به مشركین مكّه نشان دهند كه رنج و تعب و خستگى به آنها نرسیده است و به همین خاطر مردم در وقت طواف دور بیت به صورت رمل یعنى با قدمهاى متوسط و در عین حال با شتاب و سرعت حركت مى ‏كنند، سپس امام علیه السّلام فرمودند:

و من راه مى ‏روم و آهسته حركت مى‏ نمایم همانطورى كه على بن الحسین علیهما السّلام آهسته راه میرفتند.


حدیث (2)

و با همین اسناد مذكور از ثعلبه، از یعقوب احمر نقل شده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند: در جنگ حدیبیّه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم با اهل مكّه براى سه سال صلح نموده و صلح نامه‏اى به امضاء رساندند سپس داخل مكّه شده و نسك و اعمال حج را بجا آوردند در این اثنا به تعدادى از اصحابشان عبور كردند كه آنها در آستانه كعبه نشسته بودند، حضرت فرمودند:

آن گروه كه بر قلّه كوهها هستند قوم شما بوده و شما را نمى‏ بینند، معتقدند كه شما ضعیف و ناتوان هستید، آن جماعت پس از استماع این كلام بپا خاسته و تن‏ پوش‏هاى خود را محكم كرده و دستها را سخت بر كمر گرفته سپس دور كعبه با قدمهاى متوسط و در عین حال با سرعت و شتاب حركت نمودند تا بدین وسیله به آنها نشان دهند كه از پاى نیافتاده و رنج و مشقّت ایشان را ناتوان نكرده است.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397


باب صد و پنجاه و یكم

 اسرار واجب بودن غسل براى ورود به بیت الله الحرام‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 151-مطلب شماره 352


حدیث (1)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از محمّد بن ابى عمیر از حمّاد بن عثمان، از عبید اللَّه بن على الحلبى، وى مى‏ گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

آیا زنان وقتى داخل بیت مى ‏خواهند شوند غسل بكنند؟

حضرت فرمودند: آرى خداوند عزّ و جل مى ‏فرماید:


أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿بقره/125﴾ 19

پس براى بنده شایسته است فقط با طهارت داخل بیت اللَّه شود یعنى ابتداء بدن‏ را با شستن از عرق و پلیدى پاكیزه نماید آنگاه وارد آن شود.


از ابراهیم و فرزندش اسماعیل پیمان گرفتیم كه حرم خدا را از بت پاك نموده و از هر پلیدى پاكیزه داشته تا اهل ایمان به طواف و اعتكاف حرم آمده و در آن نماز و طاعت خدا به جاى آورند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 شهریور 1397

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ ﴿بقره/158﴾ 24

بی ‏تردید صفا و مروه از نشانه‏ هاى خداست ؛ پس كسى كه حج خانه كعبه كند ، یا عمره انجام دهد ، بر او مشقّتى نیست كه فاصله میان آن دو را بپیماید . و كسى كه [به خواست خودش افزون بر واجبات] كار نیكى [چون طواف و سعى مستحبانجام دهد ، بدون تردید خدا]در برابر عمل او ]پاداش دهنده و [به كار وحال او] داناست.

 

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ * قَالُوا سُبْحَانَکَ لا عِلْمَ لَنَا إِلا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ * قَالَ یَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ ﴿بقره/33-30﴾ 6

آن زمان را یاد آر كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به یقین جانشینى در زمین قرار می ‏دهم . گفتند : آیا موجودى را در زمین قرار می ‏دهى كه در آن به فساد و تباهى برخیزد و به ناحق خونریزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می ‏گوییم و تقدیس می ‏كنیم . [پروردگار] فرمود : من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین] اسرارى می ‏دانم كه شما نمیدانید .

و خدا همه نام‏ها [ىِ موجودات] را به آدم آموخت ؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه كرد و گفت : مرا از نام ‏هاى ایشان خبر دهید ، اگر [در ادعاى سزاوار بودنتان به جانشینى] راستگویید .

گفتند : تو از هر عیب و نقصى منزّهى ، ما را دانشى جز آنچه خودت به ما آموخته ‏اى نیست ، یقیناً تویى كه بسیار دانا و حكیمی  .

[خدا] فرمود : اى آدم ! فرشتگان را از نام‏ هاى آنان خبر ده . پس هنگامی  كه نام‏ هایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود : آیا به شما نگفتم كه من یقیناً نهانِ آسمان‏ها و زمین را می ‏دانم ، و به آنچه شما آشكار می ‏كنید و به آنچه پنهان می ‏دارید، دانایم؟


 ****************





اسرار اینكه چرا طواف هفت شوط گردیده؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 143-مطلب شماره 347


حدیث (1) 

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین بن ولید، از ابى بكر، از حنّان بن سدیر، از ابو حمزه ثمالى، از حضرت على بن الحسین علیهما السّلام، وى مى‏ گوید:

محضر امام علیه السّلام عرض كردم: چرا طواف هفت شوط گردید؟

امام علیه السّلام فرمودند: زیرا خداوند تبارك و تعالى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود جانشین و خلیفه قرار مى‏ دهم.

فرشتگان به خدا عرض كردند: آیا كسى را در زمین قرار مى‏ دهى كه در آن فساد كرده و خونها مى‏ ریزد.

خداوند متعال فرمود: من آنچه را كه شما نمى‏ دانید مى‏ دانم.

بارى قبلا خداوند تبارك و تعالى فرشتگان را از نور خود محروم و ممنوع نكرده بود ولى پس از ایراد این سخن آنها را از آن محجوب و ممنوع داشت.

 این منع مدّت هفت هزار سال طول كشید، فرشتگان به عرش پناه برده و به مدّت هفت هزار سال دور عرش طواف كردند، خداوند بر ایشان ترحّم نمود و توبه ایشان را پذیرفت و بیت المعمورى كه در آسمان چهارم هست را براى آنها قرار داد و بیت الحرام را زیر آن براى مردم مأمن و عبادتگاه نمود از این رو طواف به دور آن به مقدار هفت شوط بر بندگان واجب شد به این نحو كه براى هر هزار سال یك شوط منظور گردید.


حدیث (2)

 على بن حاتم، از قاسم بن محمّد از ابو القاسم حمید بن زیاد، از عبد اللَّه بن احمد، از على بن الحسین الطّاطرى از محمّد بن زیاد، از ابى خدیجه، وى مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه می‏فرمودند:

مردى به پدرم در حالى كه طواف مى‏ نمود گذشت و دستش را روى شانه آن حضرت نهاد و سپس گفت: سه سؤال از تو مى ‏پرسم كه غیر از تو و مردى دیگر جواب آنها را كسى نمى ‏داند.

پدرم ساكت مانده و جوابش را ندادند تا از طوافشان فارغ گردیدند سپس داخل حجر اسماعیل گشته و دو ركعت نماز خواندند و من هم همراهشان بودم، پس از فراغت از نماز با صداى بلند فرمودند: این سائل كجا است؟

آن مرد آمد و در مقابل آن حضرت نشست، پدرم به او فرمودند: 

سؤالهاى خود را بپرس، آن مرد ابتداء از آیه: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ»‏ پرسید؟

پدرم جوابش را دادند.

سپس آن مرد پرسید: بیان فرمایید وقتى فرشتگان بر حق تعالى اعتراض كرده و او را به غضب آوردند چگونه حضرتش از ایشان راضى گردید؟

حضرت فرمودند: فرشتگان مدّت هفت هزار سال اطراف عرش طواف كرده و خدا را خوانده و از او طلب آمرزش نموده و از جنابش درخواست مى‏ كردند كه از آنها راضى و خشنود گردد.

پس از سپرى شدن چند سال حق تعالى از آنها راضى گشت.

آن مرد عرضه داشت درست فرمودید، پس از آن عرض كرد: بفرمایید پروردگار چگونه از آدم علیه السّلام راضى شد؟

حضرت فرمودند: وقتى آدم از عالم بالا به پایین فرو فرستاده شد به زمین هند نازل گشت و از پروردگارش جویاى بیت الحرام شد، حق تبارك و تعالى او را فرمان داد كه به بیت رفته و آن را هفت بار طواف كند و پس از آن به منى و عرفات رفته و مناسك و اعمال آنها را انجام دهد، آدم علیه السّلام از هند حركت كرد و جاى دو قدمش همان جایى است كه عمران قدم گذارده بارى بین هر قدم و قدم بعدى آدم صحراهایى كه در آنها چیزى نبود فاصله مى‏ گشت و بدین ترتیب خود را به بیت رساند.

بارى پس از آنكه حضرتش به بیت اللَّه رسید، ابتداء هفت بار اطراف بیت طواف نمود و سپس مناسك و اعمال را آن طورى كه حق تعالى به او فرمان داده بود انجام داد، حق جلّت عظمته به واسطه اتیان مناسك توبه آن حضرت را پذیرفت و وى را آمرزید.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: چون فرشتگان در اطراف عرش هفت سال طواف نمودند، طواف آدم در اطراف بیت نیز هفت شوط قرار داده شد و پس از اتمام هفت شوط و انجام مناسك جبرئیل به آدم علیه السّلام بشارت داد و گفت: گوارا باد تو را اى آدم، حق عزّوجل تو را آمرزید، سه هزار سال پیش از تو من این بیت را طواف كرده‏ ام.

آدم به درگاه الهى عرضه داشت: پروردگارا آیا من و فرزندانم را مى ‏آمرزى؟

حق تعالى فرمود: آرى، هر كدام از ایشان كه به من و رسولانم ایمان آورند البته مى‏ آمرزم.

آن مرد پس از شنیدن این شرح از امام علیه السّلام حضرت را تصدیق كرد و از آن جناب‏ گذشت پس پدرم علیه السّلام فرمودند: این جبرئیل است نزد شما آمده تا معالم و شرایع دین شما را به شما تعلیم نماید.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 25-30، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ 

مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقرة/183﴾ 24

اى اهل ایمان ! روزه بر شما مقرّر شده ، همانگونه كه بر پیشینیان 

شما مقرّر شد، تا پرهیزكار شوید.




****************




 اسرار و فلسفه روزه و فضائل روزه داران


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 109-مطلب شماره 317


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن على بن الحسن البرقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویة بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از پدران گرامش از جدّش حضرت حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

چند نفر یهودى محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مشرف شده و داناترین آنها مسائلى چند از حضرتش پرسید در بین سؤالات عرضه داشت: براى چه خداوند عزّ و جل سى روز، روزه بر امّتت واجب كرده و بر امم سابقه بیشتر از سى روز فرض و لازم قرار داده بود؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: وقتى جناب آدم علیه السّلام از شجره نهی شده تناول نمود آنچه خورده بود مدّت سى روز در شكمش باقى ماند پس حق تعالى بر ذریّه او واجب كرد كه تا سى روز گرسنه و تشنه باشند و آنچه را كه در بین این سى روز مى‏ خورند[1] و در خوردن مجاز هستند تفضّلى است از ناحیه حق تعالى برایشان و همین حكم بر جناب آدم نیز ثابت بود بارى حق عزّ و جل حكم مزبور را بر امّت من واجب گردانید، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند:

كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقرة/183﴾ 24

اى اهل ایمان بر شما نیز روزه داشتن فرض گردید همانطورى كه بر امم گذشته فرض شده و این تكلیف به خاطر آن است كه شما پرهیزكار شوید.

یهودى عرضه داشت: اى محمّد راست گفتى، بفرمایید: پاداش كسى كه این سى روز را روزه دارد چیست؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: مؤمنى نیست كه ماه رمضان را به امید اجر و پاداش روزه بگیرد مگر آنكه خداوند هفت خصلت برایش مقرّر مى‏ فرماید:

اوّل: حرام را از بدنش ذوب مى ‏كند.

دوّم: به رحمت بارى تعالى نزدیك مى‏ گردد.

سوّم: روزه‏اش كفّاره لغزش پدرش حضرت آدم علیه السّلام مى‏ باشد.

چهارم: حق تعالى سختى‏ هاى مرگ را بر او آسان مى ‏فرماید.

پنجم: از گرسنگى و تشنگى روز قیامت در امانش قرار مى‏ دهد.

ششم: برات آزادى از جهنّم را نصیبش مى‏ گرداند.

هفتم: از طیّبات بهشتى بهره ‏مندش مى‏ كند.

یهودى عرضه داشت: اى محمّد راست گفتى.


[1]- مقصود خوردن و آشامیدن در شب ها است.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار روزه، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 19-24، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 شهریور 1397


فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلا تَکْفُرُونِ ﴿بقره/152 23

 

پس مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم و مرا سپاس گزارید و كفران نعمت نكنید.

 

 

أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ﴿بقره/186 28

 

پس زمانى كه مرا بخواند اجابت می ‏كنم.



****************



 اسرار مجوّز گفتن اذان و ذكر خدا براى شخص، حتّی در حال تخلّی


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-باب 202-مطلب شماره 185



حدیث (1) 

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از موسى بن عمران‏ نخعى، از عمویش حسین بن یزید نوفلى از على بن سالم، از پدرش، از ابى بصیر نقل كرده كه وى گفت: 

حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

اگر اذان را شنیدى و در حال تخلّى (تغوّط كردن) بودى پس مثل آنچه را كه مؤذّن مى‏ گوید تو نیز بگو و نیز در این حال ذكر خداى عزّوجلّ را ترك مكن زیرا ذكر خدا در هر حال پسندیده و خوب میباشد.

سپس فرمودند: زمانى كه جناب موسى بن عمران علیه السّلام با حقّ تعالى مناجات و راز و نیاز مى‏ كرد به درگاهش عرضه داشت:

پروردگارا آیا از من دور هستى تا بخوانم تو را یا نزدیك هستى تا راز و نیاز كنم با تو؟

خداوند عزّوجل وحى فرستاد: اى موسى من همنشین هر كسى هستم كه به یاد من بوده و ذكر من بگوید: موسى عرضه داشت: من در حالى هستم (ظاهرا مقصودش حال تخلّى بوده) كه تو را برتر از آن مى ‏دانم كه در آن حال ذكر تو را بگویم.

حقّ تعالى فرمود:

 اى موسى در هر حالى كه هستى به یاد من باش و ذكر من را بگو.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن حسن صفّار، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از حریز بن عبد اللَّه، از محمّد بن مسلم، وى مى‏ گوید: به من فرمود:

اى پسر مسلم ذكر خداوند عزّوجل را در هیچ حال ترك مكن لذا اگر شنیدى كه مؤذن اذان مى‏ گوید و تو در حال تخلّى بودى پس ذكر خداى عزّوجل را بگو و آنچه را كه مؤذن مى‏ گوید حكایت نما.


حدیث (3) 

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید از محمّد بن ابى عمیر، از عمیر بن اذنیه، از زراره، وى مى‏ گوید: محضر مبارك ابى جعفر علیه السّلام عرض كردم: وقتى اذان را مى‏شنوم چه بگویم؟

حضرت فرمودند: با هر ذاكرى ذكر خدا را بگو.


حدیث (4) 

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از حمزة بن قاسم علوى از جعفر بن محمّد بن مالك كوفى از جعفر بن سلیمان مروزى از سلیمان بن مقبل مدائنى، وى مى‏ گوید: 

محضر ابو الحسن موسى بن جعفر علیه السّلام عرض كردم:

 براى چه مستحب است وقتى انسان اذان را شنید هر چه را كه مؤذن مى‏ گوید او نیز بگوید اگر چه در حال ادرار و غائط كردن باشد؟

حضرت فرمودند: این كار روزى را زیاد مى‏ كند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 19-24، 25-30، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 11 تیر 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic