وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟


در قرآن کریم 21 بار کلمه «ثمرات» و 12 بار کلمه «فاکهة» 

و مشتقات آنها آمده که منظور آن اشاره به میوه است.


الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة/22 4

 آن پروردگارى كه زمین را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبی  [چون برف و باران] نازل كرد و به وسیله آن از میوه‏ هاى گوناگون روزى مناسبی ، براى شما پدید آورد ؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى كه می ‏دانید [براى خدا در آفریدن و روزى دادن ، همتایى وجود ندارد].

 

وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/25 5

 و كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كارهاى شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‏اند ، مژده ده كه بهشت‏ هایى ویژه آنان است كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است ؛ هرگاه از آن بهشت ‏ها میوه‏اى آماده به آنان دهند ، گویند : این همان است كه از پیشْ روزىِ ما نمودند ، و از میوه ‏هاى گوناگون كه [در طعم و گوارایى و زیبایى] شبیهِ هم است نزد آنان آورند ؛ در آنجا براى ایشان همسرانى پاكیزه [از هر آلودگى] است ؛ و در آن بهشت ‏ها جاودانه ‏اند.

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿بقرة/126 19

 و [یاد كنید] آنگاه كه ابراهیم گفت : اى پروردگار من این [مكان] را شهرى امن قرار ده و اهلش را آنان كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏اند از هر نوع میوه و محصول روزى بخش . خدا فرمود : [دعایت را درباره مؤمنان اجابت كردم ، ولى] هر كه كفر ورزد بهره اندكى به او خواهم داد ، سپس او را به عذاب آتش می ‏كشانم و آتش عاقبت بدی است.

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿بقرة/155﴾ 24

و بی ‏تردید شما را به چیزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش می ‏كنیم . و صبركنندگان را بشارت ده .

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/266﴾ 45

آیا یكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى از درختان خرما و انگور باشد كه از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است و براى وى در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولى باشد ، در حالى كه پیرى به او رسیده و داراى فرزندان ناتوان [و خردسال] است ، پس گردبادى كه در آن آتش سوزانى است به آن بوستان برسد و یك پارچه بسوزد ؟ [ریا و منت و آزار روحى دادن به مستمند به همین صورت انفاق را نابود می ‏كند] اینگونه خدا آیاتش را براى شما توضیح می ‏دهد تا بیندیشید.


وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿انعام/99﴾ 140

و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه ها و شاخه های سبز درآوردیم، و از آن دانه های متراکم را خارج می کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه های سر فروهشته (آویخته) [به وجود می آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می آوریم]؛ به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان می آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خداست].

 

وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ﴿انعام/141﴾ 146

و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن]بپرهیزید، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.


وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ کَذَلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿اعراف/57﴾ 157

و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] اینگونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿اعراف/130﴾ 166

و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.

 

وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿رعد/3 249

و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ  ﴿ابراهیم/32﴾ 259

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه های گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتی ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.

 

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿ابراهیم/37﴾ 260

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 01-06، 13-18، 19-24، 43-48، 139-144، 145-150، 157-162، 163-168، 235-240، 247-252، 259-264، 265-270، 271-276، 289-294، 391-396، 439-444، 481-486، 505-510، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 07-سوره اعـراف، 13-سوره رعـــــد، 14-سوره ابـراهیـم، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 28-سوره قـصـص، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 41-سوره فـصّـلت، 47-سوره مـحـمّـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی شیرین هستند؟-بر اساس واژه فاکهة»،
          
چهارشنبه 21 خرداد 1399



17/23/49/53/71/75

275/333/356/562


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 13-18، 19-24، 43-48، 49-54، 67-72، 73-78، 271-276، 331-336، 355-360، 559-564، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


انگشتر حضرت سلیمان

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّیَاطِینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ﴿بقره/16﴾ 16
و یهودیان از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان از علم سحر بر مردم می خواندند پیروی کردند. و سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر می آموختند، کافر شدند. 

در تفسیر الدر المنثور ابن جریر از ابن عباس روایت کرده که گفت : حضرت سلیمان هر وقت میخواست دستشویی برود، و یا کار دیگرى انجام دهد، انگشترش را به همسرش جراده مى سپرد.

 روزى شیطان بصورت سلیمان نزد جراده آمد، و گفت انگشترم را بده ، او هم داد، همینکه انگشتر را بدست خود کرد، تمامى شیطان هاى انسى و جنّى نزدش حاضر شدند.

از سوى دیگر سلیمان نزد همسرش آمد، گفت : انگشترم را بیاور، جراده گفت : تو سلیمان نیستى ، و دروغ میگوئى سلیمان فهمید که بلائى متوجهش شده ، در آن ایام شیطان ها آزادانه بکار خود مشغول شدند، و کتابهائى از سحر و کفر بنوشتند، و آنها را در زیر تخت سلیمان دفن کردند، و سپس در موقع مناسب آنرا در آورده بر مردم بخواندند، و چنین وانمود کردند که این کتابها را سلیمان در زیر تخت خود دفن کرده ، و بخاطر همین کتابها که در زیر تخت خود داشته بر تمام مردم مسلط شده است ، مردم از سلیمان بیزار شده ، و یا او را کافر خواندند، این شبهه همچنان در میان مردم شایع بود، تا آنکه خدایتعالى محمد صلى الله علیه و آله و سلم را مبعوث کرد، و آیه : (و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا) نازل گردید.





نوع مطلب : 13-18، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 فروردین 1398



وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (بقره/518

 

و [یاد كنید] زمانى كه [براى نازل كردن تورات] چهل شب با موسى وعده گذاشتیم ، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به سبب این كار بسیار زشت] ستمكار بودید .



وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره/548

و یاد کنید زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و افرادی از خودتان را که گوساله را به پرستش گرفتند بکشید که این عمل برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است پس خدا به دنبال اجرا کردن دستورش توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.




وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ 

وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿ بقره/ 92﴾ 14

و قطعاً موسى براى شما معجزات و دلایلى روشن آورد ، سپس شما پس از [رفتن] او [به كوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به خود و دلایل روشن حق] ستمكار بودید .


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿ بقره/ 93﴾ 14

 

و [یاد كنید] زمانى كه از شما [براى پیروى از موسى] پیمان گرفتیم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتیم [و گفتیم :] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت دریافت كنید [و احكام ما و پیامبرتان را بشنوید ، به ظاهر] گفتند : شنیدیم و [در باطن گفتند :] نافرمانى می ‏كنیم . و به سبب كفرشان دوستى گوساله در دل‏هایشان پایدار شد. بگو : اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه جنایت و فساد فرمان می ‏دهد] پس بد چیزى است آنچه ایمانتان به آن فرمان می ‏دهد .

 

یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِکَ وَآتَیْنَا 

مُوسَى سُلْطَانًا مُبِینًا ﴿ نساء/ 153﴾ 23

اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان] از تو می خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.


وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُکَلِّمُهُمْ وَلا یَهْدِیهِمْ سَبِیلا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ ﴿ اعراف/ 148﴾ 168

و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی گوید و آنان را به راهی هدایت نمی کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.

 

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿ اعراف/152﴾ 169

بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ 

مُوسَى فَنَسِیَ ﴿ طه/ 88﴾ 318

پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آنگاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]




****************


اسرار این كه چرا گاو چشم برهم مى‏ نهد و سرش را به

 آسمان بلند نمى‏ كند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 245-مطلب شماره 470


حدیث (1)

ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبید اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن جبلة الواعظ، از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا علیه السّلام از پدر بزرگوارش، از آباء گرامش، از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردى از اهل شام راجع به مسائلى از من سؤال نمود و در ضمن سؤالاتش پرسید: 

چرا گاو چشم ‏هایش را بر هم مى‏ نهد و سر به آسمان بلند نمى ‏كند؟

حضرت فرمودند: به جهت شرم از خدا زیرا هنگامى كه قوم موسى گوساله پرستیدند

 این حیوان سرش را بزیر افكند.


حدیث (2)

 ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو اسحاق ابراهیم بن حمّاد بن عمر نهاوندى از ابو بكر احمد بن محمّد بن مستثنى بن ابى الخصیب در مصیصه، از موسى بن حسن در مدینه الرسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از ابراهیم بن شریح كندى از ابن وهب، از یحیى بن ایّوب، از جمیل بن انس نقل كرده كه وى گفت:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

گاو را اكرام كنید زیرا بزرگ و سرور چهارپایان است، این حیوان از شرم و حیا نسبت به خداوند متعال از زمانى كه (توسط قوم حضرت موسى) گوساله پرستیده شده سر به آسمان بلند نكرد.






نوع مطلب : 07-12، 13-18، 97-102، 163-168، 169-174، 313-318، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «مطلب مرتبط»،
          
جمعه 25 آبان 1397



داستان هاروت و ماروت


«...وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ...» ﴿بقره/102 16


تنها ارتباط موضوعی داستان هاروت و ماروت با آنچه در روزگار حکومت سلیمان به وسیله شیاطین رخ داده،سبب شده که نام سلیمان در آیه ۱۰۲ سوره بقره یاد شود. اغلب مفسران زمان رخداد واقعه را،عصر ادریس پیامبر می دانند و ربطی به عصر سلیمان نبی نداشته.

خداوند در قرآن میفرماید:

وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشیَطِینُ عَلی مُلْکِ سلَیْمَنَ وَ مَا کفَرَ سلَیْمَنُ وَ لَکِنَّ الشیَطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاس السحْرَ وَ مَا أُنزِلَ عَلی الْمَلَکینِ بِبَابِلَ هَرُوت وَ مَرُوت وَ مَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتی یَقُولا إِنَّمَا نحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مَا هُم بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ مَا یَضرُّهُمْ وَ لا یَنفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشترَاهُ مَا لَهُ فی الاَخِرَةِ مِنْ خَلَقٍ وَ لَبِئْس مَا شرَوْا بِهِ أَنفُسهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ*وَ لَوْ أَنَّهُمْ ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ خَیرٌ لَّوْ کانُوا یَعْلَمُونَ ﴿بقره/103-102﴾ 16

(یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می خواند ند پیروی می کردند، سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و کافر نشد، ولکن شیاطین کفر ورزید و به مردم تعلیم سحر دادند (و نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل (هاروت ) و (ماروت ) نازل شد پیروی کردند، (آنها طریق سحر کردن را برای آشنائی به طرز ابطال آن به مردم یاد می دادند) و به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند مگر اینکه قبلا به او می گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم، کافر نشوید (و از این تعلیمات سوء استفاده نکنید) ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائی بیا فکنند (نه اینکه از آن برای ابطال سحر استفاده کنند) ولی هیچگاه بدون فرمان خدا نمی توانند به انسانی ضرر برسانند، آنها قسمت هایی را فرا می گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت، و مسلما می دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد بهره ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن می فروختند اگر علم و دانشی می داشتند!.

و اگر آنها ایمان می آوردند و پرهیز کاری پیشه می کردند پاداشی که نزد خداوند بود برای آنان بهتر بود، اگر آگاهی داشتند.


سلیمان و ساحران بابل

از احادیث چنین بر می آید که در زمان سلیمان پیامبر (ع) گروهی در کشور او به عمل سحر و جادو گری پرداختند سلیمان دستور داد تمام نوشته ها و اوراق آنها را جمع آوری کرده در محل مخصوصی نگهداری کنند. این نگهداری شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشته.

پس از وفات سلیمان گروهی آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند، بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند سلیمان اصلا پیامبر نبود بلکه به کمک همین سحر و جادو گری ها بر کشورش مسلط شد و امور خارق العاده انجام می داد!

گروهی از بنی اسرائیل هم از آنها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آنجا که دست از تورات نیز برداشتند.

هنگامی که پیامبر اسلام (ص) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود سلیمان از پیامبران خدا بوده است، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند: از محمد تعجب نمی کنید که می گوید سلیمان پیامبر است در صورتی که او ساحر بوده.؟

این گفتار یهود علاوه بر اینکه تهمت و افترای بزرگی نسبت به این پیامبر الهی محسوب می شد لازمه اش تکفیر سلیمان (ع) بود، زیرا طبق گفته آنان سلیمان مرد ساحری بوده که خود را به دروغ پیامبر خوانده و این عمل موجب کفر است.

آیات فوق به آنها پاسخ می گوید. به هر حال نخستین آیه مورد بحث فصل دیگری از زشت کاری های یهود را معرفی می کند که پیامبر بزرگ خدا سلیمان را به سحر و جادوگری متهم ساختند، می گوید: آنها از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می خواندند پیروی کردند.

ضمیر در جمله (و اتبعوا) ممکن است اشاره به یهودیان معاصر پیامبر باشد و یا معاصران سلیمان و یا همه آنان.

منظور از(شیاطین) نیز ممکن است، انسانهای طغیان گر و یا جن و یا اعم از هر دو باشد.

سپس قرآن به دنبال این سخن اضافه می کند سلیمان هرگز کافر نشد. [۲]  او هرگز به سحر توسل نجست، و از جادوگری برای پیشبرد اهداف خود استفاده نکرد،(ولی شیاطین کافر شدند، و به مردم تعلیم سحر دادند). آنها (یهود) همچنین از آنچه بر دو فرشته بابل، هاروت و ماروت نازل گردید پیروی کردند.

آری آنها از دو سو دست به سوی سحر دراز کردند، یکی از سوی تعلیمات شیاطین در عصر سلیمان، و دیگری از سوی تعلیماتی که بوسیله هاروت و ماروت دو فرشته خدا در زمینه ابطال سحر به مردم داده بودند.

در حالی که دو فرشته الهی تنها هدف شان این بود که مردم را به طریق ابطال سحر ساحران آشنا سازند و لذا به هیچکس چیزی یاد نمی دادند، مگر اینکه قبلا به او می گفتند: ما وسیله آزمایش تو هستیم کافر نشو! و از این تعلیمات سوء استفاده مکن.

خلاصه، این دو فرشته زمانی به میان مردم آمد ند که بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران، آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند ولی از آنجا که خنثی کردن یک مطلب (همانند خنثی کردن یک بمب ) فرع بر این است که انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثی کردن آن را یاد بگیرد، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلا شرح دهند.

ولی سوء استفاده کنند گان یهود همین را وسیله قرار دادند برای اشاعه هر چه بیشتر سحر و تا آنجا پیش رفتند که پیامبر بزرگ الهی، سلیمان را نیز متهم ساختند که اگر عوامل طبیعی به فرمان او است یا جن و انس از او فرمان می برند همه مولود سحر است آری این است راه و رسم بدکاران که همیشه برای توجیه مکتب خود، بزرگان را متهم به پیروی از آن می کنند. به هر حال آنها از این آزمایش الهی پیروز بیرون نیآ مد ند از آن دو فرشته مطالبی را می آمو ختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائی بیافکنند.

ولی قدرت خداوند ما فوق همه این قدرتها است، آنها هرگز نمی توانند بدون فرمان خدا به احدی ضرر برسانند.

آنها قسمت هایی را یاد می گرفتند که برای ایشان ضرر داشت و نفع نداشت.

آری آنها این برنامه سازنده الهی را تحریف کردند بجای اینکه از آن به عنوان وسیله اصلاح و مبارزه با سحر استفاده کنند، آن را وسیله فساد قرار دادند با اینکه می دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد بهره ای در آخرت نخواهد داشت.

چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند اگر علم و دانشی میداشتند.

آنها آگاهانه به سعادت و خوشبختی خود و جامعه ای که به آن تعلق داشتند پشت پا زدند و در گرداب کفر و گناه غوطه ور شدند در حالی که اگر ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند پاداشی که نزد خدا بود برای آنان از همه این امور بهتر بود، اگر توجه داشتند.

 

خلاصه داستان

درباره این دو فرشته که به سرزمین بابل آمدند، افسانه ها و اساطیر عجیبی بوسیله داستان پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته اند تا آنجا که به آنها چهره خرافی داده اند، و حتی کار تحقیق و مطالعه پیرامون این حادثه تاریخی را بر دانشمندان مشکل ساخته اند آنچه از میان همه اینها صحیح تر به نظر می رسد و با موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در ذیل می خوانید:

در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذاء مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأ مور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیا موزند، تا بتوا نند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.

ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا که فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری پردازند، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه ای برای مردم شدند.

با اینکه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یک نوع آزمایش الهی برای شما است و حتی گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است، اما آنها به کار هائی پر داختند که موجب ضرر و زیان مردم شد.

 

داستان خرافی هاروت و ماروت

متأ سفانه بعضی از مورخان و نویسند گان دائرة المعارف او حتی بعضی از مفسران در این زمینه تحت تاثیر افسانه های مجعولی قرار گرفته اند و داستانی را که در افواه بعضی از عوام مشهور است درباره این دو فرشته معصوم الهی ذکر کرده اند که:

آنان دو فرشته بودند، خداوند آنها را برای این به زمین فرستاد تا بدانند اگر آنها نیز جای انسانها بودند از گناه مصون نمی ماند ند، و خدا را معصیت می کردند، آنها هم پس از فرود آمدن به زمین مرتکب چندین گناه بزرگ (قتل-زنا-شرب خمر) شدند و به دنبال آن افسانه ای درباره ستاره زهره نیز ساختند، همه اینها بی اساس و جزء خرافات است و قرآن از این امور پاک می باشد و اگر تنها در متن آیات فوق بیا ند یشیم خواهیم دید که بیان قرآن هیچ ارتباطی با این مسائل ندارد.

 

چگونه فرشته معلم انسان می شود؟

در اینجا سؤ الی باقی می ماند و آن اینکه طبق ظاهر آیات فوق و روایات متعدد چنان که گفتیم هاروت و ماروت دو فرشته الهی بودند که برای مبارزه با اذیت و آزار ساحران به تعلیم مردم پرداختند، آیا براستی فرشته می تواند معلم انسان باشد؟

پاسخ این سؤ ال در همان احادیث ذکر شده است و آن اینکه خداوند آنها را به صورت انسان هایی در آورد تا بتوانند این رسالت خود را انجام دهند، این حقیقت را می توان از آیه ۹ سوره انعام نیز دریافت آنجا که می گوید:

و لو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا (اگر او (پیامبر) را فرشته ای قرار می دادیم حتما او را به صورت مردی جلوه گر می ساختیم). [۳]


نتیجه گیری از داستان هاروت و ماروت

هیچکس بدون اذن خدا قادر بر کاری نیست. در آیات فوق خواند یم که ساحران نمی توانستند بدون اذن پروردگار به کسی زیان بر سانند این به آن معنی نیست که جبر و اجباری در کار باشد بلکه اشاره به یکی از اصول اساسی توحید است که همه قدرتها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن و فرمان او نمی باشد، چنان نیست که ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرینش دخالت کند و چنین نیست که خدا را در قلمرو حکومتش محدود نماید بلکه اینها خواص و آثاری است که او در موجودات مختلف قرار داده، بعضی از آن حسن استفاده می کنند و بعضی سوء استفاده، و این آزادی و اختیار که خدا به انسانها داده نیز وسیله ای است برای آزمودن و تکامل آنها. [۴]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برگرفته شده از سایت :

http://wikifeqh.ir/









نوع مطلب : 13-18، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، داستـــان های قــــــــرآنــی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 24 آبان 1397
 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/2




بیوگرافی شیطان



شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد 


و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آن کارها از این قرارند :



«پس متوجه باشیم که این اعمال از ما سر نزند»


ــ اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام 

برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که 

آتش از خاک بالاتر است.

 

َالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ 

وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿ اعراف/12﴾ 152

خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.


ــ اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور 

خالق خود عمل نکرد (المیزان ، ج 8، ص 59)

 

ــ اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا 

با او  مخالفت نمود.


إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿ حجر/31﴾ 263

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

ــ اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون 

درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا 

شریک مى شود.

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ 

أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  ﴿ اعراف/20﴾ 152

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.


ــ اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

 وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿ اعراف/21﴾ 152

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم]


ــ شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه 

و بت را ساخت.(نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)

 

ــ اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال 

طول کشید.(تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.)

 

ــ اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم 

علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306)

 

ــ اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، 

به یاد بهشت و نعمت هاى آن نوحه و گریه کرد.

 

ــ اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(بحار، ج 14، ص 112)

 

ــ اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم 

علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

 

 

ــ اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

 

ــ اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

 

ــ اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن

 تشویق کرد.( کتاب سلیم بن قیس)

 

ــ اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.(کتاب ابلیس ، ص ۱۶۴ و ۱۶۵)

 

ــ اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

 

ــ اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 

ــ اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

 

ــ اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود. 


وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78﴾ 457

خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده ای.

 

ــ اولین کسى که به خدا کفر ورزید.


إِلا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿ ص/74﴾ 457

مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 13-18، 121-126، 151-156، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


008/014/102/168/169/318


وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (بقره/51)

 

و [یاد كنید] زمانى كه [براى نازل كردن تورات] چهل شب با موسى وعده گذاشتیم ، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به سبب این كار بسیار زشت] ستمكار بودید .



وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره/54)

و یاد کنید زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و افرادی از خودتان را که گوساله را به پرستش گرفتند بکشید که این عمل برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است پس خدا به دنبال اجرا کردن دستورش توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.




وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ 

وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿ بقره/ 92

و قطعاً موسى براى شما معجزات و دلایلى روشن آورد ، سپس شما پس از [رفتن] او [به كوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید ، در حالى كه [به خود و دلایل روشن حق] ستمكار بودید .


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿ بقره/ 93

 

و [یاد كنید] زمانى كه از شما [براى پیروى از موسى] پیمان گرفتیم ، و كوه طور را بالاى سرتان برافراشتیم [و گفتیم :] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت دریافت كنید [و احكام ما و پیامبرتان را بشنوید ، به ظاهرگفتند : شنیدیم و [در باطن گفتند :] نافرمانى می ‏كنیم . و به سبب كفرشان دوستى گوساله در دل‏هایشان پایدار شد. بگو : اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه جنایت و فساد فرمان می ‏دهد] پس بد چیزى است آنچه ایمانتان به آن فرمان می ‏دهد .

 

یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَکْبَرَ مِنْ ذَلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِکَ وَآتَیْنَا 

مُوسَى سُلْطَانًا مُبِینًا ﴿ نساء/ 153

اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان] از تو می خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.


وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لا یُکَلِّمُهُمْ وَلا یَهْدِیهِمْ سَبِیلا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ ﴿ اعراف/ 148

و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی گوید و آنان را به راهی هدایت نمی کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.

 

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿ اعراف/152

بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ 

مُوسَى فَنَسِیَ ﴿ طه/ 88

پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آنگاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]





****************




اسرار اینکه چرا قربانی شتر از یك نفر كفایت نموده 

و گاو از پنج نفر كفایت می نماید

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 184-مطلب شماره 378

 

حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم بن هاشم از على بن معبد از حسین بن خالد، از حضرت ابى الحسن علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: 

قربانی شتر از چند نفر کفایت کرده و كافى است؟

حضرت فرمودند: از یك نفر.

عرض نمودم: گاو از چند نفر؟

فرمودند: از پنج نفر مشروط به این كه این افراد كنار یك سفره طعام بخورند.

عرضه داشتم: چطور شتر از یك نفر كفایت نموده ولى گاو از پنج نفر؟

حضرت فرمودند: زیرا علّتى كه در بقره وجود دارد در شتر نیست و آن علّت این است كه:

 آنان كه به قوم موسى امر كردند گوساله را بپرستند پنج نفر بودند كه جملگى بر سر یك سفره طعام میخوردند این پنج نفر عبارت بودند از: اذیبویه، برادرش مذویه، پسر برادر و پسر دخترش و همسرش، ایشان گاوى را كه حق تعالى امر به ذبحش نموده بود را ذبح كردند مصنّف این كتاب (صدوق «ره») مى‏ گوید:

حدیث به همین نحوى كه نقل كردیم آمده لذا من آن را همانطورى كه وارد شده با ذكر علّتى كه در آن بیان گردیده ایراد نمودم ولى آنچه من به آن فتوى داده و اعتماد دارم آن است گاو و شتر هر دو از هفت نفر مجزى بوده اعمّ از آنكه جملگى از یك اهل بیت بوده یا غیر آن باشند مدرك من بر این فتوى دو حدیثى است كه در ذیل نقل مى‏ كنم:

 1- محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید:

محمّد ابن الحسن الصفّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از وهیب بن حفص[1]، از ابى بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

گاو و شتر از هفت نفر كفایت مى‏ كنند چه از یك اهل بیت بوده و چه اینطور نباشد.

2- پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از بنان بن محمّد[2]، از محمّد بن الحسن، از یونس ابن یعقوب، وى مى‏ گوید:

از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام راجع به گاو قربانى پرسیدم؟

حضرت فرمودند: از هفت نفر متفرّق كه از یك اهل بیت نباشند كفایت مى‏ كند.

 



[1]- نجاشى فرموده وى واقفى بوده ولى ثقه محسوب مى‏ شده است.

[2]- مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى حسن مى‏ باشد.






نوع مطلب : 07-12، 13-18، 97-102، 163-168، 169-174، 313-318، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اسرار این كه چرا گاو چشم برهم مى‏ نهد و سرش را به آسمان بلند نمى‏ كند؟،
          
شنبه 17 شهریور 1397


انواع قلب از نظر قرآن کریم


بیست نوع قلب در قرآن کریم ذکر شده است :


1-الَقلب الأغلف : و آن دلی است که پوشیده شده است به طوری که اقوال و فرمایشات رسول اکرم صلى الله علیه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمی کند.

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿بقرة/88﴾ 13

وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ ﴿نساء/155﴾ 103


2-القلب الآثم : و آن دلی است که گواهی حق را کتمان می کند و می پوشاند.

وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ﴿بقرة/283﴾ 49


3-القلب الزائغ : و آن قلبی است که از حق و حقیقت اعراض می کند.

فأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ ﴿آل عمران/7﴾ 50

مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ  ﴿توبة/117﴾ 205


4-القلب الغلیظ : و آن دلی است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده.

وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ ﴿آل عمران/159﴾ 71


5-القلب القاسی : و آن دلی است که به عقیده و ایمان نرم نمی شود و وعظ و ارشاد در آن تأثیری ندارد و از یاد خداوند رویگردان است.

وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً ﴿مائده/13﴾ 109

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِیَةِ ﴿حج/53﴾ 338

فَوَیْلٌ لِلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ ﴿زمر/22﴾ 461


6-القلب المریب : و آن قلبی است که در شک و شکوک متحیر و سرگردان است.

وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ ﴿توبة/45﴾ 194


7-القلب المطمئن : و آن قلبی است که با یاد خدا و توحیدش آرام می گیرد.

تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه ﴿رعد/28﴾  252


8-القلب الغافل : و آن قلبی است که مانع ذکر و یاد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالی ترجیح می دهد.

وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا ﴿کهف/28﴾ 297


9-القلب اللاهی : و آن دلی است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت های دنیاست.

لاهِیَةً قُلُوبُهُمْ ﴿انبیاء/3﴾ 322

 

10-القلب التقی : و آن قلبی است که به احکام خدا احترام می گذارد.

ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿حج/32﴾ 336



11-القلب الأعمى : و آن دل کوری است که حق را نمی بیند و در نتیجه پند و اندرز نمی گیرد

وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ﴿حج/46﴾ 337


12-القلب المخبت : و آن قلبی است فروتن و آرام به ذکر خدا.

فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ ﴿حج/54﴾ 338


13-القلب الوَجِل : و آن قلبی است که از یاد خدا می لرزد که مبادا عمل وی به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نیابد.

 وَالَّذِینَ یُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿مؤمنون/60﴾ 346


14-القلب المریض : و آن قلبی است که دچار بیماری شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت های حرام.

فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ﴿احزاب/32﴾ 422


15-القلب السلیم : و آن قلبی است مخلص برای خدا و خالی از کفر و نفاق و هرگونه پستی.  

إلّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿صافات/84﴾ 449


16-القلب المتکبر : و آن دل مغرور و متکبری است که از توحید و طاعت خداوند رویگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغیان.

قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿غافر/35﴾ 471


17-القلب المختوم: و آن قلبی است که هدایت را نمی شنود و تعقل نمیکند.

وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ ﴿جاثیة/23﴾ 501


18-القلب المنیب : و آن قلبی است که همیشه در حال برگشت و توبه به سوی خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا.

 مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ وَ جَاء بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ﴿ق/33﴾ 519

 

19-القلب الحی : و آن قلب زنده ای است که از شنیدن داستان های امّت های گذشته که با گناه و طغیان هلاک شدند پند و اندرز می گیرد.

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ ﴿ق/37﴾ 520


20-القلب المهدی : و آن قلبی است که تسلیم امر خدا و راضی به قضا و قدر پروردگار است.

 وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ ﴿تغابن/11﴾ 557



الّلهم إجعل قلوبنا من القلوب السّلیمة المطمئنّة البیضاء وثبّتنا على الهدى والایمان


خدایا قلب های مارا  قلب سلیم ومطمئن و درحال توبه و برگشت به خود و بهترین قلبها قراربده و ما را بر هدایت و ایمان ثابت قدم بدار.

 

«الهی آمین»





نوع مطلب : 13-18، 49-54، 67-72، 103-108، 109-114، 193-198، 205-210، 247-252، 295-300، 319-324، 331-336، 337-342، 343-348، 421-426، 445-450، 457-462، 469-474، 499-504، 517-522، 553-558، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 13-سوره رعـــــد، 18-سوره کـهـف، 21-سوره انبـیاء، 22-سوره حـج، 23-سوره مـؤمنـون، 33-سوره احــزاب، 37- سوره صـافّـات، 39-سوره زمـر، 40-سوره غـافـر، 50-سوره ق، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 45-سوره جـاثیـة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «دسته بندی کلی قلب ها از نظر روایات»،
          
یکشنبه 12 آذر 1396





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic