وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

سیمای سوره کوثر

این سوره سه آیه دارد و در مکّه نازل شده و کوچک ترین سوره قرآن کریم است.

نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای خیر کثیر و فراوان می باشد.

بر اساس روایات متعدّد از شیعه و سنّی، عاص بن وائل، پدر عمرو عاص که از بزرگان مشرکان مکّه بود، پس از آنکه پسران پیامبر از دنیا رفتند و آن حضرت دیگر پسری نداشت، از روی طعنه و زخم زبان، پیامبر را اَبـتَـر و بدون دنباله خواند.

خداوند برای تسلّی خاطر پیامبر و پاسخ به این سخن نابجا، سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقای نسل و فکر پیامبر را خبر داد.

در روایات، برای کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت،وعده داده شده است[1]

[1]-تفسیر نورالثقلین.

 

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 108-سوره کوثر، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ«1» لَا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ«2» وَ لَا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«3» 

وَ لَا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ«4» وَ لَا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«5» لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ«6»


بگو : ای کافران!

 من نمی پرستم آنچه شما می پرستید.

و نه شما می پرستید آنچه من می پرستم.

و نه من می پرستم آنچه را شما پرستش کرده اید.

                           و نه شما می پرستید آنچه را من می پرستم.                             

(حال که چنین است) آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم.

 

نکته ها :

*در شأن نزول این سوره آمده است که بعضی از سران قریش به پیامبر گفتند:ای محمّد تو یک سال از آیین ما پیروی کن،ما سال بعد از تو پیروی می کنیم.آنگاه هر کدام بهتر بود آن را ادامه می دهیم،اما پیامبر نپذیرفت.گفتند:لااقل خدایان ما را مسّ کن و تبرّک بجوی تا ما نیز خدای ترا بپرستیم،در این هنگام این سوره نازل شد.

*کلمه «قُلْ» اندکی از کینه کفار نسبت به پیامبر می کاهد، زیرا می فهمند که سرکارشان با خداست و پیامبر تنها مأمور است.

*گاهی باید مخالفان را به حال خود رها کرد و گفت: «لَکُمْ دِینُکُمْ» چنانکه در سوره قصص آیه 55 می خوانیم: «لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ» و این نوعی تحقیر و تهدید است نه اجازه برای هر نوع عمل و عقیده.

*در مواردی از قرآن تکرار برای تأکید است، نظیر:«کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»[1]  و «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ» [2]در این سوره نیز تکرار می تواند برای تأکید باشد تا مشرکان از تسلیم شدن مسلمانان قطع امید کنند و می تواند برای تلقین استقامت به مؤمنان باشد تا در مواضع خود پایدار بمانند.

خبر از ایمان نیاوردن گروهی از کفار،بارها در قرآن مطرح شده است،از جمله آنها آیه ششم سوره بقره و آیه هفتم سوره یس است که با صراحت می فرماید: «فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»

 

پیام ها :

1- پیامبر اکرم امین وحی است و هر چه به او نازل شود بازگو می کند. «قُلْ»

2- مسلمانان باید در برابر پیشنهادات غیر منطقی، صریح و قاطع پاسخ بگویند و دشمنان را از خود مأیوس نمایند. «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

3- به نام وحدت،نباید از اصول و ارزشها سرپیچی کرد. «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

4- دنیای کفر باید از تسلیم شدن مسلمانان مأیوس باشد. لا أَعْبُدُ ... وَ لا أَنا عابِدٌ

5- اعلام برائت از کفار باید مکرّر و مؤکّد و علنی باشد. «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

6- در دین معامله نکنید، با دشمن سازش و مداهنه نکنید و در برابر تکرار پیشنهادهای نابجا، شما نیز موضع خود را قاطعانه تکرار کنید. لا أَعْبُدُ ... لا أَنْتُمْ عابِدُونَ... وَ لا أَنا عابِدٌ...

7- به خاطر جذب دیگران،دست به هر کاری نزنید. لا أَعْبُدُ... وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ

8- قرآن از غیب خبر می دهد.حتی یک نفر از پیشنهاد دهندگان،حاضر به اسلام آوردن نشد. «وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»

9- پایداری و قاطعیّت،شرط رهبری است. وَ لا أَنا عابِدٌ...

10- عبادت و بندگی خدا، ملاک تمایز مؤمن از کافر است. یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ ... لا أَنْتُمْ

عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»

11- انسان در انتخاب دین آزاد است نه مجبور. «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»

12- باید صف ها از هم جدا شود، حق از باطل و کفر از ایمان متمایز شود. «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»

13- معبود هر کس،بیانگر دین و آیین اوست. لا أَنا عابِدٌ ... لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ... لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - .تکاثر،3 و 4.

[2] - مدّثر،19 و 20.





نوع مطلب : 109-سوره کافرون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره کافرون

یکصد و نهمین سوره قرآن «کافرون» در مکه نازل شده است و دارای 6 آیه دارد.

این سوره را «جحد»(1) نیز می گویند.

سوره «کافرون» چنان فضیلتی دارد که قرائت آن در زمان ها و مکان ها و حالت های مختلف سفارش شده است.

معاویة بن عمار می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند :

سوره کافرون را در نمازهای واجب و غیر آن قرائت کن. (2)

همچنین از ایشان نقل کرده اند در دو رکعت نماز پیش از فجر و دو رکعت زوال و دو رکعت بعد از مغرب و دو رکعت اول نماز شب و سوره کافرون را قرائت کن.(3)

اهلبیت علیهم السلام در مازهای روزانه خود سوره کافرون را قرائت می کردند و به قرائت آن در نمازهای روزانه سفارش می کردند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: در دو رکعت نماز صبح، هر سوره ای را که دوست داری بخوان.

ولی من دوست دارم سوره اخلاص و کافرون را بخوانم.(4)

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که ثواب تلاوت این سوره برابر با تلاوت یک چهارم قرآن است.

هر کس سوره کافرون و اخلاص را در نمازهای واجب خود بخواند خداوند او و پدر و مادر و فرزندانش را می آمردزد و اگر از اشقیا باشد نامش در فهرست سعادتمندان قرار می گیرد و خداوند او را خوشبخت زنده می دارد و شهید می میراند و شهید محشور می کند. (5)

و نیز از ایشان روایت شده است: هر کس در هنگام خواب سوره کافرون و اخلاص را بخواند خداوند برای او امان نامه از شرک می نویسد.(6)

فضیلت این سوره به قدری است که بازگشت از این سوره در نماز به سوره ی دیگر روا نیست

از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است : که شخصی به ایشان گفت :

به من چیزی بیاموز که هنگام خواب بگویم. حضرت فرمودند : هر گاه بخواهی بخوابی سوره کافرون را بخوان و بخواب که آن مایه ایمنی از شرک است.(7)


آثار و برکات سوره

 

1) دیدن رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلّم در خواب

از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است:

هر کس این سوره را در شب جمعه صد مرتبه قرائت نماید رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم را در خواب خواهد دید.(8)

 

2) دور شدن شیطان از قاری این سوره

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : هر کس سوره کافرون را تلاوت نماید شیاطین از او دور شده و از سختی های بزرگ روز قیامت در عافیت می باشد.(9)

 

3) استجابت دعا

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: هر کس هنگام طلوع خورشید ده مرتبه این سوره را بخواند وآنگاه دعا کند دعایش مستجاب می شود.(10)

 (1) درمان با قرآن،ص 167

(2) مستدرک الوسائل، ج4، ص191

(3) الکافی، ج3، ص316

(4) تهذیب الاحکام، ج2، ص136

(5) ثواب الاعمال، ص127

(6) الکافی، ج2، ص626

(7) مجمع البیان، ج10، ص550

(8) مستدرک الوسائل، ج6، ص371

(9) مجمع البیان، ج10، ص552

(10) المصباح کفعمی، ص461

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 109-سوره کافرون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ«1» وَ رَأَیْتَ النّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً«2» فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوّاباً«3»

هنگامی که نصرت الهی فرا رسید.مردم را دیدی که دسته دسته در دین خدا وارد می شوند.

پس باید سپاسگزارانه پروردگارت را تنزیه کنی و از او آمرزش بخواه که او توبه پذیر است.


نکته ها :

* عموم مفسرین،این سوره را مربوط به زمان فتح مکه در سال هشتم هجری می دانند که گروهی از مردم به خاطر حقانیّت اسلام، ایمان آوردند و بعضی از ترس به اسلام تظاهر کردند، نظیر ابوسفیان که امام علی علیه السلام درباره آنان فرمودند :

«ما اسلموا و لکن استسلموا و اسرّوا الکفر»[1]

آنان در ظاهر مسلمان شدند ولی در دل کافر ماندند.

در قرآن برای ایمان دو نوع دخول آمده است: یکی دخول مردم در دین که در این سوره میفرماید : «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ» و دیگری دخول ایمان در دل مردم که در سوره حجرات می فرماید: «وَ لَمّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ» [2]هنوز دین داخل قلب های شما نشده است.

* در حدیث می خوانیم : هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان می آورند[3]

* قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است.

واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه های تکبیر و تحمید آمده است.

* در حدیث می خوانیم : هنگام فتح مکه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد.[4]

* نصرت خداوند، منوط به یاری مردم از دین اوست. «إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ»[5]

* کلمه «تَوّابٌ» یازده بار در قرآن آمده است که نه بار همراه با واژه رحمت «تَوّاباً رَحِیماً» ، یکبار همراه با حکمت[6]و یک بار به طور مطلق در این سوره آمده است.

* پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از فتح مکه، عفو عمومی اعلام کردند و همه را بخشیدند و مکه بدون خونریزی فتح شد.

حتی هنگامی که حضرت دید سعد بن عباده شعار انتقام می دهد و می گوید «الیوم یوم الملحمه» یعنی امروز تلافی می کنیم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت علی علیه السلام داد و فرمودند : شعار را عوض کنید و بگویید: «الیوم یوم المرحمه» امروز روز رحمت است نه انتقام.

* فتح و نصرت واقعی از جانب خداست،پس به ابزار و تجهیزات و نیروی انسانی تکیه نکنید که ممکن است همه امکانات باشد ولی باز هم شکست بخورید. «وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ»[7]

* در فتح مکه، امید بت پرستان به یأس و مرکز شرک به پایگاه توحید تبدیل شد.

موانعی که بر سر راه مؤمنان بود،برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و برای صدور به کشورهای دیگر آماده شد.

* فرمان استغفار یا برای نورانیّت بیشتر قلب است یا برای زدودن غرور پیروزی یا برای گناهان امّت و یا به خاطر معرفت بالای حضرت نسبت به خداوند است.


نگاهی گذرا به فتح مکّه

بعد از صلح حدیبیه، چون مشرکان پیمان شکنی کردند، پیامبر نیرویی فراهم و مکه را بدون خونریزی فتح کرد و شرح ماجرا چنین است: مسلمانان در چند کیلومتری مکه اردو زدند و ابوسفیان که شبانه برای سرکشی از مکه خارج شده بود با عباس عموی پیغمبر ملاقاتی داشت. عباس گفت : پیامبر با ده هزار سرباز به سراغ شما آمده است.

ابوسفیان ترسید و به عباس پناهنده شد و پیامبر امان دادن عباس را پذیرفتند.

پیامبر فرمودند : هر کس به مسجد الحرام پناه ببرد یا به خانه ابوسفیان برود یا در خانه خود بماند، در امان است.

پیامبر به عباس فرمودند : ابوسفیان را در تنگه ای که گذرگاه مکه هست ببر تا لشگریان الهی که از آنجا می گذرند، او ببیند.

ابوسفیان با دیدن این مانور وحشت کرد و به عباس گفت : سلطنت فرزند برادرت بسیار عظیم شده است،عباس گفت : سلطنت نیست بلکه نبوت است.

سپس عباس به او گفت : به سراغ مردم مکه برو و آنها را از مقابله با لشگر اسلام بازدار.

ابوسفیان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعیّتی وارد مکه می شود که توان مقابله با او را ندارید، پس به مسجد الحرام یا خانه من یا خانه خود پناهنده شوید و اسلام بیاورید تا سالم بمانید.

به هر حال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد مکّه شد و به یاد روزی که از مکه مخفیانه خارج شد و به شکرانه این پیروزی سجده کرد.

سپس پیامبر با تلاوت سوره فتح وارد مسجد الحرام شد و مسلمانان همراه آن حضرت تکبیر می گفتند.

حضرت نزدیک کعبه آمد و بت ها را می شکست و می فرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً» [8]

از آنجا که دست حضرت به بت های بزرگ بالای کعبه نمی رسید، به حضرت علی علیه السلام دستور دادند تا پا بر دوش پیامبر نهد و بت ها را سرنگون کند.

سپس حلقه کعبه را گرفت و از مردم مکه پرسیدند :

شما امروز چه انتظاری از من دارید؟ گفتند : بخشش.

اشک در چشم حضرت جمع شد و مردم گریه کردند.

حضرت سخن یوسف را که به برادرانش فرمود: «لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ»[9]امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست،به زبان آورد و فرمودند : همه آزادید.

آنگاه جملات لااله الاّ اللّه وحده وحده انجز وعده نصر عبده ...را خواندند و فرمودند : هیچکس از خون های ریخته شده و اموال غارت شده گذشته سخنی نگوید و تمام پرونده های گذشته مختومه و همه مشمول عفو عمومی شدید، پس وارد زندگی نوین شوید.


پیام ها :

1- پیروزی در سایه نصرت الهی است. «إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ»

2- نابودی سران کفر و شرک،زمینه برای ورود مردم به توحید و یکتاپرستی است. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ ... اَلنّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ

3- مسلمانان وظیفه دارند در حدّ توان و امکان خود تلاش کنند تا زمینه ورود دیگران به اسلام فراهم شود. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ ... اَلنّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ

4- اگر موانع برطرف شود،مردم گروه گروه ایمان می آورند. «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً»

5- تا قبل از فتح مکه مردم یکی یکی مسلمان می شدند،ولی بعد از فتح مکه، گروه گروه. «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً»

6- فتح و پیروزی شما را مغرور نسازد که هرچه هست از خداست. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ ... فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ

7- تنزیه خداوند از عیب و نقص و ظلم، باید همراه با سپاس از نعمت ها و ستایش او باشد. «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ»

8- سپاس و ستایش و تسبیح خداوند، مقدمه استغفار و آمرزش طلبی است.«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ»

9- صالحان که به قدرت می رسند به جای غرور و غفلت،جان و روح خود را با یاد خدا معطر میکنند. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ ... فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ

10- خداوند منزّه است از اینکه یاران دینش را تنها بگذارد. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ...فَسَبِّحْ

11- هر کس،حتی پیامبر،هر قدر هم تسبیح و تحمید کند،در پایان آن استغفار کند. «وَاسْتَغْفِرْهُ»

12- توبه پذیری سنت خداوند است. «إِنَّهُ کانَ تَوّاباً»

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - بحارالانوار،ج32،ص325.

[2] حجرات،14.

[3] - تفسیر نورالثقلین

[4] - تفسیر کنزالدقایق.

[5] - محمّد،7.

[6] - .نساء،17.

[7] - آل عمران،126.

[8] - اسراء،81.

[9] - یوسف،92.






نوع مطلب : 110-سوره نصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره نصر

یکصد و دهمین سوره قران کریم است که مکی  و 3 آیه دارد. این سوره را «تودیع» (1) نیز نامیده اند.

سوره نصر را آخرین سوره نازل شده بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم می دانند. عبدالله بن عمر می گوید : این سوره در اواسط ایام تشریق بر رسول خدا نازل شد که سال وداع بود.

وقتی سوره نصر نازل شد پیامبر فرمودند :

من امسال از دنیا می روم و در همان سال نیز از دنیا رفتند.

ایشان در آن سال وقتی معاذ بن جبل را به یمن می فرستاد به او فرمودند : دیگر مرا نخواهی دید.(2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از زمان نزول این سوره تا هنگام وفاتش ذکر «سبحان الله» را زیاد می گفت و بسیار استغفار می کرد.

از امّ سلمه روایت شده رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در اواخر عمر شریفش نمی نشست و بر نمی خاست و هیچ حرکتی نمی کرد مگر اینگه می گفت: «سبحان الله و بحمده و استغفرالله و اتوب الیه» از علّت این کار پرسیدم ایشان فرمودند که من به این کار فرمان داده شده ام و آنگاه سوره نصر را قرائت فرمودند.(3)

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت شده : هر کس سوره نصر را در نمازهای مستحبی یا واجب خود قرائت نماید خداوند او را بر تمام دشمنانش یاری می کند و در روز قیامت در حالی می آید که همراه او کتابی گویا است و خداوند این کتاب را از درون قبرش بیرون می آورد و در آن مایه امان از گرمای آتش جهنم است.

او در روز قیامت بر چیزی عبور نمی کند مگر اینکه بشارتش می دهد و او را به هر خیری خبر می دهد تا اینکه وارد بهشت شود.

برای قاری این سوره در دنیا اسباب خیر فراهم است به حالتی که کسی ندیده و به قلبش خطور نکرده است.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است :

هر کس سوره نصر را قرائت نماید به او اجری مانند کسی که در فتح مکه همراه با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم جنگیده و به شهادت رسیده است داده می شود. وهر کس بعد از سوره حمد قرائت کند نمازش به بهترین وجه قبول است.(5)

همچنین اگر در نماز بعد از سوره «حمد» 7 مرتبه سوره نصر را بخواند نمازش مورد قبول واقع شده و نمازگزاردن در سر وقت آن برایش دوست داشتنی می شود.(6)

هم چنین از ایشان روایت شده است : هر کس در شب سیزدهم رجب ده رکعت نماز بخواند و در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره نصر را بخواند خداوند در بهشت قصری برای او بنا میکند که طول و عرضش هفت برابر بیشتر از دنیاست. (7)

 و نیز در نماز  شب نهم شعبان فرموده است: هر کس در این شب چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت بعد از حمد 10 مرتبه سوره نصر را بخواند خداوند بدنش را بر آتش حرام می کند و به واسطه هر آیه ثواب ده شهید از شهدای بدر و ثواب عالمان دین را به او خواهد داد.(8)

آثار و برکات سوره

1) استجابت دعا

از معصوم روایت شده است: هر کس سوره نصر را در نماز نافله اش یا در هنگام زوال خورشید روز جمعه بخواند و دعا کند خداوند دعایش را مستجاب می کند.(9)

2) یاری کردن خداوند در برابر دشمنان

هر کس سوره نصر را در نمازهای واجب یا مستحب بخواند خداوند او را در مقابل همه دشمنانش یاری می کند.(10) 

(1) درمان با قرآن، ص169

(2) الخرائج و الحرائج، ج1، ص102

(3) مجمع البیان، ج10، ص554

(4) ثواب الاعمال، ص127

(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص783

(6) المصباح کفعمی، ص461

(7) اقبال الاعمال، ج3،ص220

(8) همان، ص308

(9) مستدرک سفینة البحار، ج8، ص479

(10) همان

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 110-سوره نصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره مرسلات

هفتاد و هفتمین سوره قران کریم است که 50 ایه دارد و در مکه نازل شده است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: یا رسول الله چقدر زود پیر شدید؟ فرمودند: سوره های «هود» «واقعه» «مرسلات» و «نبأ» مرا پیر کرده است.(1)

ایشان در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره مرسلات را قرائت نماید نوشته می شود که وی از مشرکان نیست. (2)

امام جعفر صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره مرسلات را بخواند خداوند در روز قیامت بین او و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آشنایی ایجاد می کند.(3)


آثار و برکات سوره


1) امنیت در سفر

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر کسی که می خواهد سفر برود یا مسافری در حال سفر دارد اگر سوره مرسلات را قرائت نماید از شر هر دزدی در امان خواهد ماند.(4)


2) پیروزی بر دشمنان

هر کس در حال دشمنی و خصومت با کسی این سوره را قرائت نماید بر دشمنش غلبه خواهد یافت و اگر کسی که دملی در بدن دارد آن را بنویسد و با خود همراه  داشته باشد برطرف خواهد شد. (5)


3) برای درد شکم

امام صادق علیه السلام فرموده است: اگر سوره مرسلات را بنویسند و با آب پیاز بشویند آنگاه بیماری که درد شکم دارد آن را بنوشد به اذن خداوند درد او برطرف می شود. (6)


پی نوشت :

(1) الأمالی شیخ صدوق، ص304

(2) مجمع البیان، ج10، ص227

(3) ثواب الاعمال، ص121

(4) مستدرک الوسائل، ج8، ص246

(5) المصباح کفعمی، ص459

(6) تفسیرالبرهان، ج5، ص557

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 77-سوره مرسلات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره قیامت

هفتاد و پنجمین سوره قرآن کریم است که در مکه مکرمه نازل شده و دارای 40 آیه می باشد.

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره قیامت را قرائت کند در روز قیامت من و جبرئیل شهادت می دهیم که اوبه قیامت ایمان داشته است و در حالی وارد محشر می شود که چهره اش درخشان تر از دیگر آفریدگان خداست(1)

 امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: هر کس در قرائت سوره قیامه مداومت ورزد و به آیات آن عمل کند خداوند عزیز و جلیل او را به بهترین شکل با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم محشور می کند در حالی که چهره اش شاد و خندان است تا اینکه از پل صراط و میزان بگذرد.(2)

 

آثار و برکات سوره

 

1) جهت محبوب شدن

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت است: ... مداومت در خواندن این سوره باعث افزایش روزی و امنیت و محبوبیت در بین مردم می شود. (3)

 

2) تقویت کننده عفاف و پاکدامنی

امام جعفر صادق علیه السلام فرموده اند: قرائت سوره قیامت موجب خشوع می شود و تقویت کنده عفاف و پاکدامنی و حفظ و صیانت خواهد بود.و هر کس آنرا بخواند از حاکمی نترسد و به اذن خدا در شب و روز محفوظ خواهد بود.(4)

 

3) رفع ضعف و ناتوانی

اگر این سوره را بنویسند و آب شسته شده ان را بنوشند ضعف و ناتوانی را از بین می برد.(5)

 

پی نوشت :

 

(1).مجمع البیان، ج10، ص190

(2) ثواب الاعمال، ص121

 (3) تفسیرالبرهان، ج5، ص533

(4) همان

(5) المصباح کفعمی، ص459

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 75-سوره قـیامت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره جن

هفتاد و دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 28 آیه دارد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره جن را قرائت کند خداوند به تعداد همه جنیان و شیطان هایی که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم را تصدیق یا تکذیب کردند ثواب آزادی بنده به او خواهد داد.(1)

امام صادق علیه السلام در روایتی آورده اند: هر کس سوره جن را زیاد قرائت کند در دنیا آزاری از جنیان به ائ نمی رسد و نه چشم زخمی و نه سحر و نه مکری و نیز، همراه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود و می گوید : پروردگارا چیزی در عوض آن نمی خواهم و آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم و نمی خواهم تغییری در آن ایجاد شود.(2)

 

آثار و برکات سوره


1) ملاقات کردن پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله وسلم در خواب

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر کس بر تلاوت سوره جن مداومت ورزد پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم را در خواب می بیند و هر چه بخواهد به او داده می شود. (3)


2) افزایش فهم و درک

هر که این سوره را بخواند و بشوید و بنوشد هر چه بشنود یاد بگیرد و با هر کس مناظره کند غالب گردد...(4)


3) ادای قرض

...اگر صاحب حزن و اندوه این سوره را بخواند اندوهش به شادی مبدل می گردد و اگر قرض دار این سوره را به نیت ادای قرض بخواند ادا می گردد...(5)

4) آزاد شدن محبوس

...اگر این سوره برای اسیری خوانده شود آزاد می شود...(6)


5) برای دور شدن جن و...

امام صادق علیه السلام فرمودند: قرائت سوره جن موجب فرار شییطان از آن جایگاه می شود و کسی که می خواهد به سراغ سلطان و حاکم ستمگری برود با خواندن این سوره امنیت می یابد. و نیز کسی که سرگردان است با قرائت این سوره خداوند راه برون شدنش را آیان می کند همچنین هر کس بر قرائت این سوره مداومت ورزد در حالی که در تنگی و سختی باشد خداوند در گشایش را بر روی او باز می کند. (7)


پی نوشت :

(1) مجمع البیان، ج1، ص140

(2) ثواب الاعمال، ص120

(3) بحارالانوار،ج53، ص33

(4) المصباح کفعمی، ص459

(5) همان

(6) همان

 (7) تفسیرالبرهان، ج5، ص505

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 72-سوره جـنّ، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره منافقون

این سوره در مدینه نازل شده و شصت و سومین سوره قرآن کریم است و 11 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم روایت شده است: هر کس این سوره را قرائت نماید از نفاق مبرا می شود.(1)

امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: برای هر مؤمنی لازم و شایسته است که اگر شیعه ما است سوره جمعه و اعلی را در شب جمعه بخواند و در نماز ظهر روز جمعه سوره جمعه و منافقون را قرائت نماید که اگر چنین کند مانند ان است که معادل عمل پیامبر خدا را انجام داده است و پاداش کارهای او و ثوابهای او فقط بهشت است. (2)

آثار و برکات سوره

1) درمان دمل ها

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر کس سوره منافقون را قرائت کند از شک و نفاق در دین دور خواهد بود و اگر برای دمل ها خوانده شود از بین می رود و اگر برای درمان دردهای باطنی و درون بدن خوانده شود آرام می گیرد. (3)

2) برای درد چشم

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: اگر برای بیمار و علیل و درمندی خواند شود شفا یابد. و امام صادق علیه السلام فرمودند: این سوره را برای درد چشم بخواند دردش آرام گرفته و از بین می رود... (4)

3) برای دفع شر دشمنان و اذیت و آزار آنها

آیه 4 سوره منافقون را بر روی یک مقدار خاکی که پاک است و خورشید بر آن نتابیده است(یعنی از باطن زمین برداشته شود) بخوانند و مخفیانه و بدون اینکه دشمن آن را ببیند به رویش بپاشند از شر دشمن در امان خواهد ماند. (5)

پی نوشت :

(1) مجمع البیان، ج10، ص15

(2) ثواب الاعمال، ص118

(3) تفسیرالبرهان، ج5، ص371

(4) همان

(5) خواص القران و فوائده، ص134

منبع:«قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»






نوع مطلب : 63-سوره منافقون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره واقعه

پنجاه و ششمین سوره قرآن واقعه نام دارد که مکی  و 96 آیه دارد.

یکی از نام های قیامت، واقعه است که در آیه اول این سوره از وقوع حتمی آن خبر داده شده و لذا این سوره «واقعه» نام گرفته است.

اکثر آیات این سوره درباره قیامت و شرایط و حوادث آن و تقسیم مردم به دوزخی و بهشتی در آن روز بحث می کند.

لذا تلاوت این سوره انسان را از غفلت بیرون می آورد.

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده :

هر کس این سوره را قرائت نماید نوشته میشود که او از گروه غافلان نیست.(1)

این سوره از سوره هایی است که اخبار قیامت و احوال آن در آن آمده است و از اسباب پیر شدن رسول الله صلی الله علیه و آّله است.

ابن عباس می گوید: مردی از رسول خدا پرسید: چرا اینقدر زود پیر شدید؟

در جواب فرمودند : سوره های هود، واقعه، مرسلات، نباء مرا پیر کرده است.(2)

از امام باقر علیه السلام روایت شده : هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد.(3)

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است سوره واقعه را قرائت کند.(4)

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند وی را دوست بدارد و نیز دوستی او را در دل همه مردم اندازد و در طول عمرش در این دنیا بدبختی و تنگ دستی نبیند و آسیبی از آسیب های دنیا به او نرسد و از همدمان امیرالمؤمنین علیه السلام باشد و این سوره خصوصیتی نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که دیگران با وی در آن شریک نیستند.

آثار و برکات سوره

1) رفع فقر و تنگدستی

هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هیچ تنگدستی و گرفتاری به او نمی رسد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله  و سلم فرموده اند :

سوره واقعه را به زنانتان یاد دهید زیرا آن سوره بی نیاز کننده 

است.(5)

در داستان جالبی درباره عبدالله بن مسعود آمده است: عبدالله بن مسعود صحابی بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد. خلیفه وقت ، عثمان بن عفان، به دیدار او رفت و ناراحت و نگرانی در چهره او دید از او پرسید :

چرا ناراحتی و آه و ناله می کنی؟

گفت: گناهکارم.

پرسید: چه می خواهی؟

گفت: رحمت خداوند را،

پرسید : آیا نیاز به پزشک داری؟

گفت: طبیب حقیقی مرا بیمار کرده است.

پرسید: آیا می خواهی کمک مالی به تو بکنم؟

گفت : نه، آن روز که نیاز داشتم محرومم کردی، الآن که از دنیا می روم چه نیازی دارم.

عثمان گفت :

پس اجازه بده چیزی به تو عطا کنم تا برای دخترانت به ارث بماند.

او گفت : آنها هم نیازی ندارند.

زیرا به دخترانم چیزی آموخته ام که هرگز نیازمند نمی شوند.

به آنان سفارش کرده ام سوره «واقعه» را هر شب بخوانند که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم شنیدم هر کس هر شب آن سوره را تلاوت کند، فقر و بدبختی به او نمی رسد و هیچ گاه نیازمند نخواهد شد. (6)

2) ایجاد برکت

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند موجب افزایش خیر و برکت می شود و هر کس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد. (7)

3) محبوبیّت

 امام صادق علیه السلام فرموده است :

هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را قرائت کند، خداوند او را دوست دارد و او را محبوب همه مردم می گرداند و هرگز در دنیا ناراحتی، فقر و تنگدستی و آفتی از آفات دنیا به او نخواهد رسید و از همراهان و رفیقان امیرالمؤمنین علیه السلام خواهد بود.و این سوره ویژه امیرالمومنین علی علیه السلام است و هیچ کس در آن شرکت ندارد.(8)

4) آسانی مرگ و بخشش اموات

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است که قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است که اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می امرزد و اگر برای کسی که در حال احتضار و مرگ است بخواند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود.(9)

5) آسانی زایمان

به همراه داشتن نوشته سوره واقعه موجب آسانی زایمان می شود. (10)

 

ختومات مجرب

1) جهت برآورده شدن حاجات شرعی و ادای دین

چهل شب، هر شب یک بار سوره «واقعه، مزمل، لیل، انشراح» را بخواند و بعد از تلاوت این سوره ها دعای زیر را بخواند. که بسیار مجرب است:

«یا رازق السائلین، یا راحم المساکین، یا ولی المؤمنین، یا غیاث المستغیثین، یا ارحم الراحمین، صل علی محمد و آل محمد واکفنی حلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلک عمّن سواک، یا اله العالمین و صلی الله محمد و آله اجمعین»(11)

2) جهت زیاد شدن رزق و روزی و وسعت معیشت

از شب شنبه شروع کند و هر شب 3 بار بخواند و استثنائاً در شب جمعه 8 بار بخواند و این عمل را 5 هفته اجرا کند و قبل از تلاوت هر بار این سوره این دعا را بخواند:

«اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیّباً من غیرک استجب دعوتنا من غیر رد و اعوذ من الفضیحتین الفقر و الدّین و ادفع عنّی هذین بحق الامامین الحسن و الحسین علیهما السلام برحمتک 

یا ارحم الراحمین» (12)

 (1) مجمع البیان، ج9، ص355

(2)الأمالی شیخ صدوق، ص304

(3) ثواب الاعمال، ص117

(4)همان

(5)کنزالعمال، ج1، ص264

(6)مجمع البیان، ج9، ص355

 (7) تفسیرالبرهان، ج5، ص249

(8)ثواب الاعمال، ص117

(9)تفسیرالبرهان، ج5، ص250

(10)المصباح کفعمی، ص458

(11)درمان با قرآن، ص111

 (12)همان

منابع:«قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی ، درمان با قرآن، محمدرضا کریمی»





نوع مطلب : 56-سوره واقـعـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره معارج

هفتادمین سوره قرآن کریم است که مکی  و دارای 44 آیه است.  این سوره به «سأل سائل» نیز شهرت دارد. (1)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در فضیلت این سوره فرموده اند: هر کس سوره معارج را قرائت کند خداوند ثواب کسانی که رعایت امانت و عهدهای خود را می کنند و کسانی که بر نمازهای خود مواظبت می کنند را به او عطا می کند.(2)

در سخنی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: هر کس سوره معارج را زیاد بخواند خداوند از گناهان او پرسش نخواهد کرد و در روز قیامت او را نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام ساکن خواهد کرد.(3)

آثار و برکات سوره

1) گره گشایی برای اسیران و زندانیان

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: کسی که در اسارت است یا در زندان و در بند است اگر سوره معارج را بخواند برای او گره گشایی می شودو این سوره او را حفظ می کند تا نزد خانواده اش بازگردد.(4)

2) برای محتلم نشدن

امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که در شب سوره معارج را قرائت نماید از احتلام و جنب شدن در خواب در امان می ماند و تمام شب را در امنیت الهی خواهد بود تا صبح.(5)

3) روا شدن حاجات

روایت است که هر کس بر خواندن این سوره در شب و روز مداومت کند هر حاجتی  که دارد روا می گردد.(6)

پی نوشت :

(1) درمان با قرآن، ص126

(2) مجمع البیان، ج10، ص116

(3) ثواب الاعمال، ص119

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص481

(5) همان

(6) درمان با قرآن، ص127

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 70-سوره معارچ، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره طور

پنجاه و دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 49 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: کسی که سوره طور را قرائت نماید خداوند او را از عذاب ایمن داشته و به بهشت وارد می کند(1)

در سخنی از امام صادق و امام باقر علیهما السلام نقل شده: هر کس سوره طور را قرائت کند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع خواهد کرد(2)

آثار و برکات سوره

1) از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر کس سوره طور را قرائت نماید و بر قرائت آن مداومت ورزد، اگر در زندان و در غل و بند باشد خداوند راه خروج و آزادی او را آسان می کند هر چند جرم های بزرگ داشته باشد(3)

2) امام جعفر صادق علیه السلام در برکات این سوره فرموده اندک هر کس بر قرائت سوره طور مداومت ورزد اگر زندانی باشد خداوند راه خروجش را آسان می کند هر چند بر گردنش حدّ واجب شده باشد و اگر مسافر باشد در طول مسافرتش از امور ناخوشایند و خطرات در امان می ماند و اگر بر موضع عقرب گزیدگی بپاشند به اذن خدا بهبود می یابد.(4)

پی نوشت :

(1) مجمع البیان، ج9،ص270

(2) ثواب الاعمال، ص116

(3) تفسیرالبرهان، ج5، ص175

(4) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»






نوع مطلب : 52-سوره طــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


مورچه ای که قوم خود را از خطر سپاه حضرت سلیمان 

به پناه گرفتن دعوت کرد، نر بود یا ماده؟


قتّاده (1) که یکی از تابعان (2) بود وارد کوفه شد و گروهى از مردم گرداگرد او جمع شدند او سپس رو به آنها کرد و گفت: «سلّوا عمّا شئتم» درباره آنچه نمى‏دانید از من بپرسید.

مى‏گویند در آن موقع «ابوحنیفه» که در سن نوجوانى بود میان جمع حاضر رو به قتاده کرده و از او پرسید : به من خبر ده آیا مورچه‏اى که با سلیمان سخن گفت، نر بود یا ماده؟

قتّاده از پاسخ باز ماند! در این لحظه «ابوحنیفه» به او گفت : یقیناً ماده بود چرا که قرآن نیز آن ‌را با لفظ مؤنّث ذکر کرده است.

 

پاسخ اجمالی

زمانی که حضرت سلیمان(ع) با سپاهیانش در حال عبور از منطقه‌ای بود، مورچه‌ای، دیگر مورچه‌ها را از خطر بیم داد.

قرآن این داستان را در سوره نمل آیه 18 این‌گونه نقل می‌کند:

«حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ»

]پس حرکت کردند] تا به وادى مورچگان درآمدند. مورچه‌اى  گفت : اى مورچگان! به خانه‌هایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.

 

امّا در این‌که این مورچه، مذکر بوده و یا مؤنث، دو قول وجود دارد:
.1  تاء در «نَمْلَةٌ» برای وحدت می‌باشد و اشاره‌ای به مؤنّث بودن ندارد، اما این‌که چرا از فعل مؤنّث «قالَتْ» استفاده شده به این جهت است که لفظ این کلمه، مؤنّث مجازی می‌باشد(3)

.2  در برخی از منابع اهل سنت این‌گونه نقل شده است :

جمله «قالت نملة»، نملة مانند «حمامة» (کبوتر) و «شاة» (گوسفند) به نر و ماده هر دو اطلاق مى‏شود و با قرینه باید تشخیص داد کدام جنس اراده گشته است، یا آنکه باید وصف «ذَکَـر و اُنْثَى» را در انتهاى آن براى تشخیص اضافه کرد؛ مثل «حمامةُ ذَکَـر» و «حمامةُ اُنْثَى»[3]
امّا همانگونه که بیان شد، برای مؤنث مجازی نیز می‌توان فعل مؤنث به کار برد و بر این اساس، هیچ نشان قطعی از نر یا ماده بودن مورچه مورد نظر در قرآن وجود ندارد
.

[1] . ابوالخطاب سدوسی بصری، معروف به قتّادة بن دِعامة (۶۱ - ۱۱۷ق)، از تابعان و از علمای بزرگ، فقیه مرد مبصرة و دانا به علم انساب و اشعار عرب بود.

ابوالخطاب سدوسی بصری، نابینا به دنیا آمد؛ از تابعان و از علمای بزرگ بود؛ فقیه مردم بصره و دانا به علم انساب و اشعار عرب بود

ابوعبیده گفته است: «جامع‌ترین مردم بود؛ همه روزه گروهی بر درگاه خانه‌اش فرود می‌آمدند و درباره حادثه یا نسب یا شعری از او پرسش داشتند».

 مفسران اقوال او در تفسیر آیات قرآن را در تفاسیر خود نقل کرده‌اند، ولی تفسیر او فعلاً وجود ندارد. داودی در«طبقات المفسرین»و ذهبی در «تذکرة الحفاظ»  به شرح حال وی در تفسیر پرداخته‌اند

 حافظه‌ای قوی داشت و آنچه را حفظ کرده و یا حتی یک بار بر او خوانده شده بود فراموش نمی‌کرد.

[2] . تابعین مسلمانانی هستند که با یک یا چند تن از صحابه پیامبر اکرم(ص) ملاقات یا مصاحبت داشته‌اند یا آنها را درک کرده‌اند؛ ولی خود پیامبر(ص) را ندیده‌اند. این واژه برگرفته از آیات و برخی روایات رسول خدا(ص) است.

تعداد دقیقی برای تابعین بیان نشده است.

[3] .آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، عطیة، علی عبدالباری، ج 10، ص 172، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.

[4] .فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 24، ص 548،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.

مبارزات چهار پیامبر بزرگ الهی، (موسی، سلیمان، صالح و لوط علیهم السلام)با اقوام منحرف زمان خود در این سوره آمده است که مفصّل ترین آن،برخورد حضرت سلیمان با ملکه سبأ و چگونگی ایمان آوردن او به خدا می باشد.

سخن گفتن پرندگانی همچون هدهد و حشراتی چون مورچه،حضور افرادی از جنّ در لشگر و دربار سلیمان و بالاخره آوردن تخت بلقیس از یمن به شام در یک چشم بهم زدن، بخشی دیگر از آیات این سوره را به خود اختصاص داده است.





نوع مطلب : 27-سوره نـمـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


سیمای سوره نمل

این سوره نود و سه آیه دارد و نام معروف آن به مناسبت آیه ی 18 آن، که درباره داستان مورچگان و حضرت سلیمان است، «نمل» می باشد، ولی نام«سلیمان» و «طاسین»نیز بر آن نهاده شده است.

تمام این سوره در مکّه-در جریان ها و مناسبت های مختلف-نازل شده و «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» دو بار در آن آمده است؛ یکی در آغاز سوره و دیگری در آیه ی 30 در آغاز نامه حضرت سلیمان به ملکه سبأ.





نوع مطلب : 27-سوره نـمـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


غفلت از روز حساب

اِقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ*

مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ* 

براى مردم [وقت] حسابشان نزدیك شده است و آنان در بى‏ خبرى رویگردانند*

هیچ پند تازه‏ اى از پروردگارشان نیامد مگر اینكه بازى‏ كنان آن را شنیدند*

(انبیاء/2-1)

آیه اول یک موعظه الهی است و موعظه تکان دهنده ای است.

خداوند می فرماید: حسابرسی مردم نزدیک شده است ولی به آن غافلانه پشت میکنند و می روند.

درست است که حسابرسی دقیق و جزء به جزء در روز قیامت است اما ما یک حسابرسی اجمالی بعد از مرگ داریم.

از ابتدای آخرت زمان حسابرسی شروع میشود. در یک لحظه می شود که پرونده ی عمر کسی بسته بشود و وارد آخرت بشود.

و همان لحظه شروع به حساب دادن بکند.

 پس حسابرسی این قدر نزدیک است و انسان در اثر غفلت پشت کرده و کارش خودش را میکند. در آیه بعدی می فرماید که آنچه از موعظه های خدا می آید که می تواند باعث تذکر او بشود همه را به بازی و شوخی می گیرد.

اگر دل زنده و روشنی باشد و این دو آیه را مرور بکند، حتما هدف آیه که تلنگر به دلها است تحقق پیدا می کند. 





نوع مطلب : 21-سوره انبـیاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


سیمای سوره انبیاء


سوره انبیاء، مکّی است و یکصد و دوازده آیه دارد.

در این سوره به داستان شانزده نفر از پیامبران که مورد عنایت پروردگار واقع گردیده اند،اشاره شده است.

همچنین در این سوره، وعید و انذار، بیش از وعده و بشارت بکار رفته است.

برای تلاوت این سوره،برکاتی ذکر کرده اند که از جمله آنها، آسان شدن حساب در قیامت و مصافحه با انبیاء علیهم السلام است، به شرط آنکه این تلاوت،عاشقانه «حباً لها» و مقدّمه ایمان و عمل باشد.[1]

[1] -تفسیر نمونه






نوع مطلب : 21-سوره انبـیاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399

تفسیر سوره توحید

سیماى سوره توحید

برخى از اهل كتاب و مشركان، از پیامبر خواستند كه خدایت را براى ما معرفى كن؛ این سوره كه به منزله شناسنامه خداوند است، نازل شد و خداوند را از داشتن پدر و مادر یا فرزند و همسر و یا شبیه و شریك، پاك و منزه دانست.

این سوره شامل خالص ‏ترین عقاید توحیدى است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.

در فضیلت این سوره، روایات بسیارى وارد شده است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:[1]

در هر شبانه روز، لااقل یكبار این سوره را در نمازهاى خود بخوانید و پس از آن بگویید: «كذلك الله ربى: پروردگار من چنین است.»

به گفته روایات، این سوره در اهمیّت، به منزله یك سوم قرآن است. یك بار تلاوت آن، برابر تلاوت یك سوم قرآن و دوبار تلاوت آن، معادل دو سوم و سه بار تلاوت آن برابر تلاوت كل قرآن است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: سوره توحید مثل على بن ابى‏طالب است كه هر كس او را قلباً دوست دارد یك سوم ایمان را داراست و هر كس با قلب و زبان دوست بدارد دو سوم ایمان را دارد و هر كس با قلب و زبان و اطاعت در عمل، همراه او باشد ایمانش كامل است.

تلاوت این سوره به عنوان یكى از تعقیبات نماز به شمار آمده و در روایات مى‏خوانیم: هركس تلاوت آن را بعد از هر نماز ترك نكند، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او مى‏دهد و او و والدین و فرزندانش را مى‏آمرزد.

امام سجاد علیه السلام فرمود: چون خداوند مى‏دانست كه در دوره آخر الزمان گروهى دقیق و عمیق خواهند آمد، سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید را نازل فرمود.

تلاوت این سوره به شش سمت، سبب حفظ شدن انسان از خطرات و ایمن شدن از حوادث مى‏گردد.[2]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)

بگو: او خداوند یگانه است

 

نكته‏ ها:

كلمه‏ «اللَّهُ» از «وله» به معناى تحیّر است، یعنى آفریده‏ها از درك حقیقت او عاجز و در شناخت ذات او واله و متحیّرند. چنانكه امیر مؤمنان على علیه السلام مى‏فرمایند: معناى اللّه آن است كه او معبودى است كه آفریده‏ها در او حیرانند، زیرا او از درك دیدگان مستور و از دسترس افكار و عقول، محجوب است.[3]

میان كلمه «واحد» و «أَحَدٌ» تفاوت است. «واحد» در جایى به‏كار مى‏رود كه ثانى و ثالث براى آن فرض شود، بر خلاف «احد» كه در مورد یكتا و یگانه استعمال مى‏شود.

چنانكه اگر گفتى: یك نفر حریف او نیست، یعنى چند نفر حریف او مى‏شوند، اما اگر گفتى: احدى حریف او نیست، یعنى هیچ حریفى ندارد.

توحید، مرز میان ایمان و كفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممكن نیست. اولین سخن پیامبر كلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا».

شعار توحیدى «لا اله الا الله» از سه حرف (الف، لام و ها) تركیب شده و ذكرى است كه در گفتنش حتى لب تكان نمى‏خورد ولى عملش تا اطاعت از رهبرى معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.

در سفرى كه امام رضا علیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شدند، در مسیر راه وقتى به نیشابور رسیدند، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از ایشان هدیه و رهنمود خواستند.

امام رضا علیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل كردند كه خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در امان است.» آنگاه امام رضا علیه السلام فرمودند :

البتّه توحید شروطى دارد و من (كه امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنى توحید بى‏ولایت پذیرفته نیست.

در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهاى عادلى كه از هوى و هوس دورند، برویم.

بنابراین توحید كامل، ایمان به یكتایى خداوند، دور كردن فكر و عمل از هر نوع شرك و پیروى از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهاى عادل در زمان غیبت است.

حضرت على علیه السلام در نامه‏اى به فرزندش امام حسن علیه السلام مى‏نویسند : «لو كان لربك شریك لأتتك رسله» اگر پروردگارت شریكى داشت، او نیز پیامبرانى مى‏فرستاد تا مردم او را بشناسند و بندگى‏اش كنند.[4]

دلیل یكتایى او، هماهنگى میان آفریده‏هاست. چنانكه امام صادق علیه السلام «اتصال التدبیر» را نشانه یكتایى آفریدگار مى ‏شمارد.[5] هماهنگى میان خورشید و ماه و زمین و آب و باد و

خاك و كوه و دشت و دریا با یكدیگر و هماهنگى همه آنها با نیاز انسان، نشانه یكپارچگى تدبیر در نظام هستى است.

انسان اكسیژن مى‏گیرد و كربن پس مى‏دهد ولى گیاهان كربن مى‏گیرند و اكسیژن پس مى‏دهند. نیازهاى طفل با محبت والدین و خستگى روز با خواب شب تأمین مى‏شود. چشم كه از پى ساخته شده با آب شور حفظ مى‏شود و دهان كه راه ورودى غذا به معده است، با آب شیرین كه در هضم غذا مؤثر است، مرطوب مى‏شود.

در جنگ جمل، یك عرب صحرانشین درباره معناى توحید از حضرت على علیه السلام سؤال كرد.

دیگر رزمندگان از او ناراحت شدند كه این چه سؤال نابجایى است، امّا آن حضرت فرمود:

جنگ ما براى توحید است و آنگاه معناى صحیح توحید را براى او بیان فرمود.[6]

خداوند، نه فقط در ذات، بلكه در صفات نیز یكتاست. او مثل ما نیست كه صفاتش از ذاتش جدا باشد. ما علم و قدرت داریم ولى در كودكى نداشتیم و در پیرى نیز از دست مى‏دهیم.

خداوند علم و قدرت دارد ولى این صفات براى او پیدا نشده، بلكه همراه ذات او بوده است، چنانكه صفتِ مخلوق بودن، عاجز بودن و فقیر بودن هیچ گاه از ما جدا نبوده و جدا نخواهد شد.

 

پیام ‏ها:

1- پیامبران امین وحى‏اند؛ خدا به پیامبر فرمود : قُلْ‏...او نیز مى‏گوید : قُلْ‏...

2- خداوند، در عین حضور، از دیدگان غایب است و قابل مشاهده نیست. «هُوَ» (اهل توحید عقیده دارند كه‏ «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ»[7] چشم‏ها او را درك نمى‏كند ولى او چشم‏ها را درمى‏یابد.)

3- به سؤالات اعتقادى باید پاسخ داد. قُلْ هُوَ اللَّهُ...

4- عقاید حق را باید به دیگران اعلام كرد. قُلْ هُوَ اللَّهُ‏...

5- خداوند در همه چیز یكتاست. در ذات و صفات، در علم و قدرت و حیات و حكمت، در آفرینش و هستى بخشى. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره های ناس و فلق

سوره فلق یکصد و سیزدهمین سوره و ناس آخرین سوره قران کریم است که هر دو در مکّـه نازل شده اند و ناس 5 ایه و فلق 6 آیه دارد. این دو سوره را «معوذتین»  می نامند.

در علت نامگذار ی این دو سوره به معوذتین گفته اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم همواره حسینین علیهم  السلام را با این دو سوره تعویذ می نمود و با قرائت این دو سوره دو فرزندش را در پناه خداوند قرار می داد.(1)

هم چنین از امام صادق نقل شده است: لبید بن اعصم یهودی رسول خدا صلی الله علیخ وآله وسلم را سحر کرد و ایشات تحت تأثیر سحر بود مثلا وقتی می خواست از در برود در را نمی دید و با دست خود لمس می کرد. خداوند برای دفع سحر این دو سوره را نازل نمود.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس این دو سوره را بخواند مانند این است که همه کتابهای پیامبران الهی را قرائت کرده باشد.(3)


آثار و برکات معوذتین

1) تعویذ کردن و خود را در پناه خدا قرار دادن

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: چرا مردم خود را با این دو سوره تعویذ نمی نمایند برای تعویذ بهتر از این سوره ها یافت نمی شود.(4)

 با سوره های فلق و ناس می توان بهترین امنیت را برای خود و خانواده خود به وجود آورد و شر حسودان و بدخواهان را خنثی نمود.

در روایتی آمده است: هر کس سوره فلق را قرائت نماید برای او مایه شفا و امنیت از سحر و موجب رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است و هر کس سوره ناس را بخواند باعث امنیت او از مکرها و حیله های شیطان و سبب رحمتی برای ثبات بر الهام است. (5)

امنیت در خواب نیز از آثاری که در پناه قرائت معوذتین می توان به آن رسید.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: هر کس در خواب چیزی موجب ناراحتی او می شود وقتی به رختخوابش می رود سوره های فلق و ناس و آیة الکرسی را قرائت نماید.(6)

2) درمان بیماری و دفع سحر

در روایت آمده است: رسول خدا هر گاه یکی  از اعضای بدنش درد می گرفت سوره های توحید و فلق و ناس را بر کف دست راستش می خواند آنگاه بر موضع درد ست می کشید.(7)

از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درد شدیدی داشت و بسیار ناراحت بود جبرئیل و میکائیل به نزد او آمدند. جبرییل نزدیک سر او نشست و میکائیل نزد پای او. جبرئیل او را با سوره فلق و میکائیل او را با سوره ناس تعویذ کرد. (8)

هر کس سوره های «فلق» و «ناس» را هر شب قرائت نماید از شر جن و و وسوسه های شیطانی در امان خواهد بود و هر که آن را نوشته و بر کودکی بیاویزد از شر جن و آزار دهنده ها مصون است.(9)

3) بخشش گناهان

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آمده است: هر که سوره های توحید و ناس و فلق را هر شب 10 مرتبع بخواند مانند این است که تمام قران را قرائت کرده و از گناهانش خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است و اگر در آن روز یا شب بمیرد به مرگ شهادت مرده است.(10)

4) فرزند دار شدن

هر یک از فاتحة الکتاب و آیه الکرسی و اخلاص و ناس و فلق و کافرون را 70 مرتبه بر آب نیسان بخواند به روایتی قدر را هم بخواند بعد از ان اذکار تکبیر و لا اله الا الله و صلوات را هم به همین اندازه بگوید بعد از این کارها به مدت هفت روز پی در پی صبح و شام قدری از آن آب را بیاشامد خداوند او را شفا می دهد و اگر ناتوانی جنسی دارد درمان می شود و و اگر فرزند دختر یا پسری بخواهد خداوند به او عطا می کند...(11)

پی نوشت :

(1) المناقب ابن شهر آشوب،ج3، ص155

(2) طب الائمه، ص114

(3) مجمع البیان، ج10، ص491

(4) الدر المنثور، ج6، ص415

(5) مستدرک الوسائل، ج4، ص370

(6) من لا یحضره الفقیه، ج1، ص469

(7) مستدرک سفینة البحار، ج7، ص476

(8) بحارالانوار، ج18، ص71

(9) المصباح کفعمی، ص461

(10) البلد الامین، ص33

(11) زادالمعاد، ص479

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 114-سوره ناس، 113-سوره فلق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


تفسیر کامل سوره فلق


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ«1» مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ«2» وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ«3» وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ«4» وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ«5»

بگو : پناه می برم به پروردگار سپیده دم.از شرّ آفریده هایش.و از شرّ تاریکی شب،آنگاه که همه جا را فراگیرد.و از شرّ افسون گرانی که در گره ها می دمند.و از شرّ هر حسود آنگاه که حسد ورزد.


نکته ها :

* کلمه«فلق»مثل«فجر»به معنای شکافتن است،شکافتن سیاهی شب یا سپیده صبح :

«فالِقُ الْإِصْباحِ»[1]؛ شکافتن دانه درون خاک. «فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی»[2]

* مراد از «غاسِقٍ» آغاز شب است که تاریکی را به همراه می آورد.

چنانکه در آیه ای دیگر می فرماید: «أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ»[3]

شاید مراد از«غاسق» هر موجود ظلمت آور باشد که تاریکی های معنوی را به همراه خود می آورد و گسترش می دهد.

* از آنجا که افراد شرور،برای حمله و هجوم و یا توطئه چینی از تاریکی شب استفاده می کنند،لذا به خدا پناه می بریم از شروری که در شب واقع می شود.

* «نفاثات» از«نفث» به معنای دمیدن و«عقد» جمع «عقد» به معنای گره است.

* در هر چیزی احتمال بروز شرّ وجود دارد، حتی کمالاتی مثل علم و احسان، شجاعت و عبادت نیز آفاتی دارند.

آفت علم،غرور؛ آفت احسان، منّت گذاردن؛ آفت عبادت، عُجب و آفت شجاعت، ظلم و تهوّر است.

* در آسیب پذیری سه اصل وجود دارد آمادگی هجوم از سوی دشمن فرصت های مناسب برای هجوم نظیر تاریکی ها وجود حفره ها و نقطه ضعف ها آری دشمن به دنبال تاریکی ها و حفره ها و نقاط ضعف است.

* تبلیغات سوء،جوسازی ها،سخن چینی ها، جاسوسی ها و شایعه پراکنی ها، نمونه هایی از «النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ» است،یعنی می دمند تا محکمات را سست کنند.چنانکه کسانی با وسوسه و شک میان همسران فتنه گری میکنند «ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ»[4]

* با اینکه هرچه خدا آفریده،خیر است: «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ»[5]لیکن هر چیزی اگر در مسیر صحیح خود قرار نگیرد،شرّ می شود.

چنانکه آهن خیر است ولی اگر چاقو شد، امکانِ سوء استفاده از آن وجود دارد. «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ»

* «شَرِّ ما خَلَقَ» یعنی شرّ از سوی مخلوقات است، نه از سوی خالق و نه ناشی از خلقت.

* پناه بردن به خدا از خطرات،تنها با گفتن «اعوذ» حاصل نمی شود، بلکه علاوه بر گفتن، عمل نیز لازم است.

چنانکه اهل بیت پیامبر علیهم السلام وقتی مسکین و یتیم و اسیر، اطعام را کردند، گفتند : «إِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً»[6] ما از روز قیامت می ترسیم که اطعام کردیم.

قرآن می فرماید : «فَوَقاهُمُ اللّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ» [7]خداوند نیز آنان را از شرّ آن روز نجات داد.پس گفتن «إِنّا نَخافُ» به تنهایی کارساز نیست، بلکه باید همراه با عمل باشد.

* زشت صورتی نزد رسول خدا از زشتی چهره خود شکایت کرد که جبرئیل نازل شد و سلام خداوند را به آن مرد زشت رساند و گفت که خدا می فرماید :

«اما ترضی ان احشرت علی جمال جبرییل» آیا دوست داری که در قیامت تو به زیبایی جبرئیل باشی؟

مرد شادمان شد و تصمیم گرفت تمام عبادات و مستحبّات را انجام دهد[8]

* شرّ مطلق وجود ندارد و خداوند نیافریده است، بلکه چه بسیار اموری که از یک زاویه، شرّ دیده می شوند و زاویه ای دیگر خیر.

چنانکه مولوی می گوید:

زهر مار، آن مار را باشد حیات

لیک آن، آدمی را شد ممات

 

پس بَد مطلق نباشد در جهان

بَد به نسبت باشد، این را هم بدان

* بعضی از سختی ها و فشارها،شرّ نیست، بلکه رمز تکامل است.

* قرآن سفارش می کند که با همسرانتان خوب رفتار کنید و اگر نسبت به آنان کراهت دارید، چه بسا در کنار آن الطافی نهفته باشد. «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً» [9] چنانکه گاهی زن زیبا نیست، ولی مادر فرزندانی بزرگ و برجسته می شود.

* بسیار از تلخی ها،استعدادهای ما را شکوفا می کند، حالت صبر و مقاومت را در ما رشد می دهد و دل انسان را خاضع و خاشع می سازد. «لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ»[10]

* شب برای مردان خدا، زمان بندگی و عبادت است: «یَتْلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیْلِ»[11] ولی برای نامردمان (دزدان) ، زمان توطئه و تهدید و هجوم است. «مِنْ شَرِّ غاسِقٍ»

* سخن و یا حرکتی که روابط و دوستی های محکم را متزلزل کند، نفّاثات است و باید از آن به خدا پناه برد.

*پناه بردن انسان به خدا،مستلزم پناه دادن خداوند است وگرنه فرمان پناه بردن لغو بود.

*در میان تمام شرور نام سه شرّ در این سوره آمده است:

- شرور پنهان و در تاریکی ها. «مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ»

- شرور زبان های ناپاک. «مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ»

- شرور حسادت ها و رقابت های منفی. «وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ»

برخی زنان به خاطر زیبایی و لطافت در گفتار،می توانند مردان را در تصمیمات خود سست کنند و مصداق نفّاثات باشند.

*یکی از مصادیق نفّاثات، سحر و جادو است و لذا آموزش و عمل آن حرام است.

*با اینکه «شَرِّ ما خَلَقَ» شامل تمام شرور میشود، ولی نام سه شرّ را به خاطر اهمیّتی که دارد، جداگانه آورده است. «غاسِقٍ إِذا وَقَبَ - اَلنَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ - حاسِدٍ إِذا حَسَدَ»

*پناه بردن در هر حال لازم است، خواه آنجا که خطر باشد: «شَرِّ ما خَلَقَ» خواه دریافت کمال باشد:



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 113-سوره فلق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


نیکوکاران واقعی از نظر قرآن 

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿بقره/177

 

نیكى این نیست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنید ، بلكه نیكى [واقعى و كامل ، كه شایسته است در همه امور شما ملاك قرار گیرد ، منش و رفتار] كسانى است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده‏ اند ، و ثروتشان را با آنكه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و نیازمندان و [در راه آزادى] بردگان می ‏دهند ، و نماز را [با همه شرایطش] برپاى می ‏دارند ، و زكات می ‏پردازند ، و چون پیمان بندند به پیمان خویش وفادارند ، و در تنگدستى و تهیدستى و رنج و بیمارى و هنگام جنگ شكیبایند ؛ اینانند كه [در دین‏دارى و پیروى از حق] راست گفتند ، و اینانند كه پرهیزكارند .

 

ابْـرار و نیکوکاران در قرآن

خداوند (عزّوجل) در قرآن کریم در مورد ابْـرار و نیکوکاران پانزده صفت بکار برده است که به آن اشاره می‌نماییم :
-1 ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها
اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم، آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در می‌یابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، بطور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمی‌تواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسان‌ها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت می‌نماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمی‌تواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب به بررسی آیه مورد نظر می‌پرداریم

نکته ها :

* کلمه«برّ»به معنای نیکی است،ولی به هرکس که خیلی نیکوکار باشد،می گویند او«برّ» است.یعنی وجودش یکپارچه نیکی است.

* «بأساء»از«بؤس»به معنای فقر و سختی است که از خارج به انسان تحمیل می شود.

«ضرّاء»،درد وبیماری است که از درون به انسان فشار می آورد.و« حِینَ الْبَأْسِ »زمان جنگ و جهاد است.

* بعد از ماجرای تغییر قبله که در آیه ی 144 خواندیم،سخنِ روز،پیرامون قبله و تغییر آن بود که این آیه می فرماید:

چرا به جای محتوای دین که ایمان به خدا و قیامت وانجام کارهای نیک است،به سراغ بحث های جدلی رفته اید.

این آیه جامع ترین آیه قرآن است.زیرا اصول مهم اعتقادی،عملی و اخلاقی در آن مطرح گردیده است.

در تفسیر المیزان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

* این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است.

در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیاء،قیامت و کتب آسمانی اشاره شده. 

در بخش عمل، به مسائل عبادی مانند نماز و اقتصادی مانند زکات و اجتماعی مانند آزاد نمودن بردگان و نظامی مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحی وروانی مثل صبر در برابر مشکلات، اشاره گردیده است.

و در بخش اخلاقی، به وفای به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

* ایمان به خدا، سبب خضوع انسان در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت هاست. 

ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندی همّت می گردد.ایمان به وجود ملائکه،نشانه ایمان به تشکیلات ماورای طبیعت است.

ایمان به انبیا،ایمان به وحی و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بی برنامه نبوده است.

انفاق،بیانگر روح تعاون و نوع دوستی،و نماز،پیوند مستقیم با خدا،و زکات برنامه ریزی و اقدام برای حل مشکل محرومان،و وفای به عهد،موجب تحکیم ارتباطات،و صبر،عامل آبدیده 

شدن انسان هاست.[67]

* جمله «آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ» را سه نوع معنا نموده اند:

الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه ای که به آن هست.

ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.

ج: پرداخت مال بر اساس علاقه ای که به فقیر است.

* صبر، مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر میداند؛ «أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِما صَبَرُوا» [68]

به آنان جایگاه بلند داده میشود،به پاس بردباری که کردند.

چنانکه فرشتگان به بهشتیان می گویند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ» [69]

درود بر شما که پایداری کردید.

همچنین درباره رهبران الهی می فرماید: «جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا» [70]

آنان را بخاطر صبرشان،پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت مینمودند.

* مشابه این آیه،در روایات نیز برای معرفی معارف دینی چنین آمده است:

* «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لکن العاقل من یعرف خیر الشّرین» [71]عاقل آن نیست که خیر را از شرّ بشناسد،عاقل آن است که میان دو شرّ،خیرش را برگزیند.

* «لیس العلم بکثره التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فی قلب من یرید» [72]دانش،به آموختن بسیار حاصل نمی شود.دانش واقعی،نوری الهی است که به دلها می تابد.

* «لیس البرّ فی حُسن الزّی و لکن فی السکینه و الوقار» [73]بزرگی،در ظاهرِ آراسته نیست، بلکه در آرامش و وقار است.


* «لیس السخی...الذی ینفق ماله فی غیر حقّه و لکنه الّذی یؤدّی الی اللّه ما فرض علیه» [74]

سخاوتمند کسی نیست که در هرجا و لو بی جا انفاق کند،بلکه کسی است که در هرجا خشنودی خداست،انفاق کند.


* «لیس العباده کثره الصیام و الصلاه و انّما العباده کثره التفکّر فی امر اللّه» [75]

عبادت به نماز و روزه بسیار نیست،به تفکّر درباره خدا و آثار اوست.


* «اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» [76]

آنکه از سرپرستی پیشوای حقّ محروم گشته، یتیم تر از کسی است که پدر و مادرش را از دست داده است.


* برای رسیدن به کمالِ تقوا،انفاقِ واجب و غیر واجب،هر دو لازم است.

بعضی از مردم به مستمندان کمک می کنند،ولی حقوق واجب خود را نمی پردازند و برخی دیگر به پرداخت خمس و زکات اکتفا می کنند و نسبت به فقرا و محرومان در بخشش های مستحبّی بی تفاوت می شوند.این آیه،مؤمن واقعی را کسی می داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات می خوانیم :

در اموال ثروتمندان،غیر از زکات نیز حقّی برای محرومان است.[77] 

و کسی که سیر بخوابد در حالی که همسایه او گرسنه باشد،ایمان کامل به خدا و قیامت ندارد. [78]

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ وَ إِذا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿مجادله/11

ای مؤمنان! هنگامی که گویند: در مجالس [برای نشستن دیگر برادرانتان] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا برای شما [در بهشت] جا باز کند.

و چون گویند: برخیزید، بی درنگ برخیزید تا خدا مؤمنان از شما را به درجه ای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش] بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

 

نکته ها:

* «تفسّح»به معنای وسعت دادن،گشایش و جا دادن است و «انْشُزُوا» به معنای بلند شدن از جای برای احترام به دیگران است.

* خداوند در قرآن برای چند گروه،جایگاه و درجات مخصوصی قرار داده است:انبیا، مجاهدان،نمازگزاران،اهل انفاق،مؤمنانی که عمل صالح انجام می دهند و دانشمندان.

* شاید جمله «یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» نشانه آن باشد که فرمان برپا،به خاطر ورود مؤمنان و دانشمندان است،یعنی به احترام آنان قیام کنید. [20]

یک خاطره:

مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج نقل می کند که در زمان امام هادی علیه السلام یکی از فقهای شیعه که در بحث با یک ناصبی منحرف،او را روشن کرده و حقّانیت خود را ثابت کرده بود، وارد مجلسی شد که در آن مجلس،علویّون و بنی هاشم نیز حضور داشتند.امام هادی علیه السلام آن فقیه را در بهترین جای مجلس نشاند.این همه احترام،برای علویّون و بنی هاشم گران آمد،بزرگ آنان زبان به اعتراض گشود که چرا چنین فردی را بر ما برتری دادی؟

امام فرمود : آیا به داوری قرآن راضی هستید؟ گفتند:بله،حضرت این آیه را تلاوت فرمود:

تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ ... وَ إِذا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ارزش این شخص به خاطر بحث علمی و شکستی که به آن ناصبی داد از هر شرف و نسبی بیشتر است[21]

آری،عالم مؤمن بر مؤمن عادی برتری دارد،چنانکه مؤمن بر غیر مؤمن برتری دارد.قرآن در جای دیگر می فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ» [22]

پیام ها:

1- ایمان شرایط و لوازمی دارد که باید رعایت گردد. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ...

2- جا دادن و احترام به تازه واردان،یک ارزش است. فَافْسَحُوا ... فَانْشُزُوا

3- جا دادن به دیگران در هر مجلسی که باشد لازم است. «فِی الْمَجالِسِ»

4- عمل به دستورات خداوند،زمینه برای دریافت پاداش های بیشتر است.

«فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ»

5-گشایش در کار دیگران،سبب گشایش خداوند در امور شماست. «فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ» پاداش الهی با عمل متناسب است.گشایش،گشایش می آورد.

6- رعایت آداب اجتماعی،حتّی در نشست و برخاست،مورد سفارش اسلام است. فَافْسَحُوا ... فَانْشُزُوا

7- گاهی لازم است به احترام ورود بزرگان و دانشمندان به اهل مجلس گفته شود که برخیزید. «انْشُزُوا فَانْشُزُوا»

8-علم،هدیه و تفضّل الهی است. أُوتُوا الْعِلْمَ ...

9- صاحبان علم و دانش،باید در جامعه اسلامی از جایگاه بالا و والایی برخوردار باشند. «وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»

10- عمل دانشمند،پاداش بیشتری دارد. [23]یَرْفَعِ اللّهُ ... اَلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ

11- جا دادن ها و بلند شدن ها،خالصانه و برای خدا باشد نه به انگیزه های دیگر.

«وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»

12- در نشست و برخاست ها،خدا را فراموش نکنیم. «وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»


«تفسـیر نور»



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 [21] - تفسیر فرقان

[22] - تفسیر نمونه.

 

 

 

 

 






نوع مطلب : 58-سوره مجادلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


و ما آسمان ها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازی نیافریدیم

بررسی آیات 58-38 سوره دخان



وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ«38»

و ما آسمان ها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازی نیافریدیم.


ما خَلَقْناهُما إِلاّ بِالْحَقِّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ«39»

ما جز بر اساس حقّ آسمان و زمین را نیافریدیم،ولی اکثر مشرکان نمی دانند.

نکته ها:

* «لعب»به کار بی هدف،بی برنامه وبی نتیجه می گویند،درست مثل بازی های کودکانه.

* این دو آیه به منزله ی مقدّمه ای برای آیات بعد در مورد قیامت است،گویا اشاره به این دارد که اگر قیامت نباشد،آفرینش بی هدف است،زیرا هستی برای بشر آفریده شد و اگر بشر با مرگ پوچ شود،هستی نیز پوچ و بیهوده،لذا می فرماید:ما آسمان ها و زمین را بی هدف نیافریدیم،بلکه هدفی بر حقّ داشتیم.

پیام ها:

1- هستی هدفدار است،پس ما نباید بی هدف باشیم. وَ ما خَلَقْنَا ... لاعِبِینَ

2- هدف هستی جز حقّ نیست،اگر هدف از خلقتِ چیزی را درک نکردیم مشکل در فهم و محدودیّت ماست. «إِلاّ بِالْحَقِّ»

3- فرد حکیم در کار خود منتظر قضاوت و داوری مردم نیست. «إِلاّ بِالْحَقِّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ»

4- علم واقعی،پی بردن به حقانیّت و حکمت کارهای الهی است. إِلاّ بِالْحَقِّ ... لا یَعْلَمُونَ

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقاتُهُمْ أَجْمَعِینَ«40»

همانا روز جدا سازی(حقّ از باطل)وعده گاه همه آنهاست.

یَوْمَ لا یُغْنِی مَوْلًی عَنْ مَوْلًی شَیْئاً وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ«41»

روزی که هیچ دوستی از دوست خود حمایتی نمی کند و آنان(از هیچ سوی دیگر نیز)یاری نمی شوند.

إِلاّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ«42»

جز کسی که خداوند او را مورد رحمت قرار دهد،همانا او عزیز و رحیم است.

نکته ها:

* چون آفرینش هدفی بر حقّ دارد،پس قیامت باید باشد،خدای حکیم که هستی را بر اساس حقّ آفرید،گل سر سبد هستی را با مرگ رها نمی کند.

* کلمه ی «مَوْلًی» به معنای دوست،سرپرست،خدمت گزار و بنده بکار می رود.

پیام ها:

1- قیامت روز فاصله حقّ از باطل و نیکان از بدان است. «یَوْمَ الْفَصْلِ»

2- حضور در قیامت استثنا بردار نیست. «أَجْمَعِینَ»

3- در قیامت همه علاقه ها بی اثرند جز شفاعت. لا یُغْنِی مَوْلًی ... إِلاّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ

4- در قیامت هیچ نوع کمکی در کار نیست. «شَیْئاً»

5-در قیامت نه فرد به فرد کمک می کند «مَوْلًی عَنْ مَوْلًی» نه گروه به گروه. «وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ»

6- در قیامت،با آنکه همه جمعند و انسان در جمع است،امّا تنهاست. أَجْمَعِینَ ... لا هُمْ یُنْصَرُونَ

7- تنها خداست که قدرت او همراه با رحمت است،نسبت به کفّار عزیز و نسبت به مؤمنان رحیم است. «إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

إِنَّ شَجَرَهَ الزَّقُّومِ«43» طَعامُ الْأَثِیمِ«44» کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ«45» کَغَلْیِ الْحَمِیمِ«46»

(میوه)همانا درخت زقّوم،غذای گناهکاران است.همچون مس آب کرده در شکم آنها می جوشد.همچون جوشش آب داغ.

خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلی سَواءِ الْجَحِیمِ«47» ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِیمِ«48»

(به مأموران دوزخ گفته می شود)گنه کار را بگیرید و او را به وسط آتش شعله ور بکشید.سپس از آب سوزان بر سرش بریزید.

ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ«49» إِنَّ هذا ما کُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ«50»

(به او گفته می شود)بچش که تو همان هستی که به گمان خود عزیز و کریم بودی.این همان است که همواره در آن تردید داشتید.

نکته ها:

* «زقوم»نوعی غذای ناخوشایند در دوزخ است.در سوره ی صافّات آیه 63 نیز این گونه آمده است: شَجَرَهُ الزَّقُّومِ ... إِنَّها شَجَرَهٌ تَخْرُجُ فِی أَصْلِ الْجَحِیمِ درخت یا گیاهی است که از دوزخ می روید،آری همان گونه که انسان مجرم در دوزخ همیشه می ماند،درخت هم به اراده ی خدا باقی می ماند.

* «أَثِیمٍ» به کسی گویند که بر گناه پایدار باشد.

* «مهل»به معنای فلز یا مس ذوب شده یا آلوده است.

* «فَاعْتِلُوهُ» به معنای کشاندن همراه با قهر و خشونت است.

پیام ها:

1- معاد،جسمانی است.(مسئله ی طعام و آب جوش،نشانه ی جسمانی بودن معاد است.) طَعامُ ... فِی الْبُطُونِ

2- گناه سبب عذاب و قهر الهی است. «طَعامُ الْأَثِیمِ»

3- عذاب قیامت هم جسمی است و هم روحی.(عذاب جسمی موادّ جوشان و عذاب روحی،شنیدن تحقیر و تمسخر به اینکه شما بودید که در دنیا تنها برای خود عزّت و کرامت قائل بودید.) «ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ»

4- دوزخیان از درون و بیرون می سوزند. یَغْلِی فِی الْبُطُونِ ... صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِیمِ

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ«51» فِی جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ«52» یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِینَ«53»

به راستی پرهیزگاران در جایگاهی امن هستند.در میان باغ ها و(کنار) چشمه سارها.لباس های ابریشم نازک و ضخیم می پوشند در حالی که در برابر هم(بر تخت ها)جای گرفته اند.

کَذلِکَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ«54»

اینگونه(ما پاداش می دهیم)و آنان را به حورالعین(زنان سیمین تن و فراخ چشم) تزویج می کنیم.

یَدْعُونَ فِیها بِکُلِّ فاکِهَهٍ آمِنِینَ«55»

در آن باغ ها هر میوه را(که بخواهند)با آسودگی می طلبند.

نکته ها:

«سُندُسٍ» پارچه ابریشمی نازک است و «إِسْتَبْرَقٍ» پارچه ابریشمی ضخیم.

«حور»جمع«حوراء»به زنانی گفته می شود که چشمِ مشکی و بدنِ سفید داشته باشند و کلمه ی «عِینٍ» جمع«عیناء»به معنای فراخ چشم است.

بزرگ ترین نعمت،امنیّت است،زیرا «مَقامٍ أَمِینٍ» قبل از سایر نعمت ها مطرح شده است.

البتّه امنیّت در بهشت یک امنیّت جامع است،نه ترس از مرگ،نه رقیب،نه حسود،نه زوال و انقراض.

* آرامش در بهشت،هم نسبت به اصل جایگاه است «مَقامٍ أَمِینٍ» وهم نسبت به خوراکی ها. «بِکُلِّ فاکِهَهٍ آمِنِینَ» در دنیا گاهی بهره گیری از چند میوه،سبب امراض گوناگون می شود.

پیام ها:

1- عامل بهره گیری از نعمت های بهشتی تقواست. إِنَّ الْمُتَّقِینَ ...

2- خوف و تقوای امروز سبب امنیّت فرداست. «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ»

3- در کنار بیم باید امید مطرح باشد. شَجَرَهَ الزَّقُّومِ ... فِی جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ

4- در بهشت،نعمت ها متعدّد و متنوّع است. «جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ»

5-چشم پوشیدن از لباس های فاخر و ابریشمی در چند روز دنیا سبب کامیابی ابدی در روز دیگر است. «یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ»

6- برهنگی،هیچ کجا ارزش نیست،حتّی در بهشت. «یَلْبَسُونَ»

7- تقابل در فضای تقوا،یک ارزش است.آنچه سبب تشدید فتنه هاست تقابل افراد بی تقواست. إِنَّ الْمُتَّقِینَ ... مُتَقابِلِینَ

8-بهشتیان جلسات انس و دوستانه دارند. «مُتَقابِلِینَ»

9- در بهشت اعراض و پشت کردن در کار نیست. «مُتَقابِلِینَ»

10- واسطه ازدواج در بهشت خداست. «زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ»

لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولی وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ«56» فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ«57»

در بهشت جز مرگ نخستین(که پشت سر گذاشته اند)مرگی نخواهند چشید و خداوند آنان را از عذاب سوزان حفظ نموده است.(اینها همه) بخششی است از طرف پروردگارت،این است همان کامیابی بزرگ.

پیام ها:

1- حفاظت در دنیا سبب حفاظت در آخرت است.کسی که در دنیا با تقوا خود را حفظ کرد،در آخرت خداوند او را از دوزخ حفظ می کند. إِنَّ الْمُتَّقِینَ ... وَ وَقاهُمْ ...

2- بهشت جاودانه است و بهشتیان از دغدغه مرگ در امانند. لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ ...

3- هیچ کس از خداوندطلبی ندارد،هر چه هست فضل اوست. «فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ»

4- تمام کامیابی های بهشتیان در سایه لطف خداوند است،اگر رهنمود و سوز و خلوص پیامبر نبود،متّقین در کار نبودند تا به بهشت برسند. «فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ»

5-سعادت واقعی در سایه ی تقوا و نجات از دوزخ است. وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ ...

ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ«58»

جز این نیست که ما قرآن را به زبان تو آسان گرداندیم تا شاید متذکّر شوند.


«تفسیر نور»





نوع مطلب : 44-سوره دخـان، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 08-سوره انـفـال، 09-سوره تــوبــة، 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، 22-سوره حـج، 24-سوره نـــــــــور، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


در تبیین "إنّ اللّه على كلّ شى ء قدیر"


 32  تعداد تکرار در قرآن کریم=



شخصی از امیر المؤ منین سؤ ال كرد: آیا خداوند قدرت دارد كه دنیا را در تخم مرغ قرار دهد، بدون این كه دنیاش كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت فرمودند: به خدا نسبت عجز و ناتوانى داده نمى شود، اما آن چیزى كه تو سؤ ال كردى امكان ندارد؛ یعنى قدرت به امر ممتنع تعلق نمیگیرد. 

 

شخصى خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و همین سؤ ل را كرد؛ حضرت در پاسخ او فرمودند: آرى ! خداوند این كار را در كوچكتر از تخم مرغ انجام داده و آن چشم توست كه تمام زمین و آسمان و مابین آن دو را مى بینى. 



برگرفته از :

کتاب هزار و یك نكته از قرآن كریم(جلد اول)

مؤلف: اكبر دهقان





نوع مطلب : 30-سوره روم، 33-سوره احــزاب، 35-سوره فـاطـر، 41-سوره فـصّـلت، 42-سوره شـوری، 46-سوره احـقـاف، 48-سوره فـتـح، 57-سوره حـدیـد، 59-سوره حـشر، 64-سوره تـغـابن، 66-سوره تحریم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1399


وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ * إِذْ نَجَّیناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ * إِلاّ عَجُوزاً فِی اَلْغابِرِینَ * ثُمَّ دَمَّرْنَا اَلْآخَرِینَ *وَ إِنَّکمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیهِمْ مُصْبِحِینَ * وَ بِاللَّیلِ أَفَلا تَعْقِلُونَ *

و لوط از رسولان(ما) است! * و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، * مگر پیر زنی که از بازماندگان بود(و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! * سپس بقیه را نابود کردیم! * و شما پیوسته صبحگاهان از کنار(ویرانه های شهرهای) آنها می گذرید... * و(همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی اندیشید؟! *

صافّات/138-133


کذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ * إِنّا أَرْسَلْنا عَلَیهِمْ حاصِباً إِلاّ آلَ لُوطٍ نَجَّیناهُمْ بِسَحَرٍ * نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا کذلِک نَجْزِی مَنْ شَکرَ *وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ * وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیفِهِ فَطَمَسْنا أَعْینَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ * فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ یسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ *

قوم لوط انذارها(ی پی در پی پیامبرشان) را تکذیب کردند؛ * ما بر آنها تندبادی که ریگها را به حرکت درمی آورد فرستادیم(و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم! * این نعمتی بود از ناحیۀ ما؛ این گونه هر کسی را که شکر کند پاداش می دهیم! * او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شکّ داشتند! *آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد؛ ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم(و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا! * سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابی پایدار و ثابت به سراغشان آمد! * (و گفتیم:) پس بچشید عذاب و انذارهای مرا!*ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! *

قمر/40-33


***********


اسرار حرام بودن لواط و مساحقه‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و چهلم


حدیث (1)

 امام رضا علیه السّلام در جواب سؤالات مكتوبى که از ایشان شده بود، مرقوم فرمودند:

علّت حرام بودن جنس ذكور براى ذكور و اناث برای اناث آن است كه، نسل قطع شده و چاره جویى باطل بوده و دنیا خراب میگردد.

 

حدیث (2) 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند : خداوند متعال وقتى امر فرمود كه جناب آدم به زمین هبوط كند حضرت آدم با همسرش به زمین فرود آمد، ابلیس نیز بدون داشتن همسر به زمین فرود آمد و مار نیز بدون داشتن جفت به زمین نزول كرد و اوّلین كسى كه در زمین با خود لواط كرد ابلیس بود لذا فرزندانش از خود او هستند و همچنین است مار ولى فرزندان آدم از همسرش مى‏باشند، پس حق تعالى به آدم و همسرش خبر داد كه ابلیس و مار دشمنان آنها هستند.


حدیث (3)

از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام در ذیل سخن لوط كه فرموده:


 إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ(عنکبوت/28)

آیا عمل زشتى كه پیش از شما هیچ كس بدان مبادرت نكرده 

بجا مى ‏آورید.

امام فرمودند:

ابلیس با هیئتى زیبا در حالى كه لباس‏هاى نیكو به تن داشت و حالت انوثیّت(زن بودن-ماده بودن) به‏ خود گرفته بود نزد قوم لوط آمد و خود را به جوانان آنها رسانید و از آنها خواست كه با او لواط كنند و اگر از ایشان مى‏ خواست كه مفعول او واقع شوند البته نمى ‏پذیرفتند لذا درخواست كرد كه با او این عمل منكر را انجام دهند و وقتى آن‏ها به این كار مبادرت ورزیدند لذّت بردند پس از آن ابلیس از پیش آنها رفت و ایشان را ترك نمود و برخى را حواله به بعضى داد كه با هم این عمل شنیع را انجام دهند.

 

حدیث (4)

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد : 

آیا رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از بخل به خدا پناه مى‏ بردند؟

حضرت فرمودند: بلى اى ابا محمّد، در هر صبح و شام و ما نیز به خدا از آن پناه مى‏ بریم، خداوند در قرآن مى‏ فرماید:


 وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏(تغابن/16)

و هر كسى خود را از خوى بخل و حرص دنیا نگهدارد آنان به حقیقت رستگاران عالمند.


و به زودى تو را از عاقبت بخل با خبر خواهم نمود، قوم لوط اهل قریه ‏اى بودند كه بر طعام بخل و حرص مى‏ ورزیدند و این خوى ایشان را مبتلا نمود به بیمارى در فروجشان كه دوایى نداشت.

عرض كردم: بیمارى كه به دنبال حرص و بخل ایشان پیدا شد چه بود؟

حضرت فرمودند: قریه ‏اى كه قوم لوط در آن بودند سر راه عابرین به شام و مصر بود لذا مسافران بر این قوم وارد مى ‏شدند و ایشان هم آنها را ضیافت و پذیرایى مى ‏كردند و وقتى نفرات واردین و میهمانان زیاد گردید اهالى این قریه یعنى قوم لوط دلتنگى و بخل و فرومایگى كه داشتند ایشان را در مضیقه قرار داد لذا بخل آنها را وادار كرد به این كه وقتى میهمانان بر ایشان نازل مى‏ شدند با آنها عمل شنیع نموده و رسوایشان كرده بدون این كه هیچ شهوتى به ایشان داشته باشند و مقصود آنها از این فعل قبیح آن بود كه واردین از ایشان بیمناك گشته و نزدشان نیایند بارى افعال و اعمال زشت آنها منتشر شد و بدین ترتیب مسافرین و عابرین را بازداشت از این كه بر آنها وارد شوند و این بخل آنها بود كه به بلایى مبتلایشان نمود كه قادر بر دفع آن از خود نبوده بدون این كه شهوتى به این كار داشته باشند و رفته رفته كارشان به جایى‏ رسید كه در شهرها و قراء مى‏ گردیدند و از مردان مى‏خواستند كه به این فعل زشت مبادرت ورزند و در قبال آن به آنها عوض مى‏ پرداختند.

سپس امام علیه السّلام مى ‏فرمایند: پس چه دردى دردناك‏تر از بخل و بدعاقبت ‏تر و زشت‏ تر از آن نزد خدا مى ‏تواند باشد.

ابو بصیر مى‏ گوید: محضر مبارك آن حضرت عرضه داشتم: فدایت شوم تمام اهل قریه لوط چنین مى‏ كردند و به این عمل ناپسند مبتلا بودند؟

حضرت فرمودند: آرى مگر یك خانواده از ایشان كه خدا پرست و مؤمن بودند، مگر نشنیده ‏اى فرموده حق تعالى در قرآن را كه مى‏ فرماید:


فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ*فَما وَجَدْنا 

فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏(ذاریات/36-35)

و از اهل ایمان هر كه بود از آن دیار خارج كردیم و لكن در همه آن دیار جز یك خانه لوط، دیگر مسلمان خدا پرست نیافتیم.


پس از آن امام علیه السّلام فرمودند:

لوط در میان قومش سى سال زیست و آنها را به خدا دعوت نمود و از عذابش بیم داد، قوم او كسانى بودند كه وقتى از تخلّى فارغ مى ‏شدند مخرج غایط را تنظیف نمى ‏نموده و پس از جنب شدن غسل نمى‏ كردند.

جناب لوط علیه السّلام پسر خاله حضرت ابراهیم علیه السّلام و همسر ابراهیم علیه السّلام ساره خواهر لوط بود و این دو بزرگوار هر دو نبى و مرسل و منذر بودند.

حضرت لوط مردى با سخاوت و كریم و پذیراى میهمانانى بود كه بر آن جناب وارد مى ‏شدند و همواره آنها را از قومش بر حذر مى ‏داشت.

امام علیه السّلام فرمودند: وقتى قوم او چنین دیدند به لوط گفتند: ما تو را از حمایت این مردم باز مى‏ داریم و گوشزد مى‏ كنیم هیچ میهمانى را به خود راه مده و از آنها پذیرایى مكن و اگر سخنان ما را نشنوى و آنها را راه دهى هم میهمانان تو را رسوا كرده و هم تو را منكوب مى‏ نماییم لذا هر میهمانى كه بر جناب لوط وارد مى‏ شد آن حضرت به خاطر خوفى كه از قوم خود نسبت به آن میهمان داشت ورود او را پنهان مى‏كرد و حتّى الامكان سعى مى ‏نمود آنها از آن مطّلع نشوند و چون آن حضرت قوم و خویش و عشیره ‏اى نداشت كه كمكش كنند به ناچار بسیار به او سخت مى‏ گذشت.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: جناب لوط و ابراهیم علیهما السّلام پیوسته منتظر نزول عذاب الهى بر قومشان بودند و آن قدر آن دو بزرگوار نزد بارى تعالى منزلت داشتند كه هر گاه حق تعالى مى‏ خواست قوم لوط را عذاب كند مودّت و دوستى ابراهیم و محبّت‏ لوط علیهما السّلام باعث مى‏ شد آن دو را منظور داشته و مراقبت نموده و عذاب را تأخیر بیاندازد.

بعد حضرت فرمودند:

و وقتى در اثر كثرت فعل گناه غضب حق تعالى بر قوم لوط شدید شد و بر آنها عذاب مقدّر فرمود و جناب ابراهیم وقتى از حكم الهى به عذاب قوم لوط مطّلع شد سخت محزون و اندوهگین گردید و پروردگار مهربان به منظور تسلّى خاطر پیامبرش و این كه آن حضرت را از غم و اندوه بیرون آورد فرشتگانى را به رسالت نزد آن حضرت فرستاد كه به او بشارت دهند به زودى فرزندى دانا به وى عنایت خواهد شد و حضرت اسماعیل را به او خواهد داد، فرشتگان بر جناب ابراهیم علیه السّلام شب داخل شدند، آن حضرت ترسید و پنداشت كه دزدان به خانه‏ اش آمده ‏اند رسولان وقتى فزع و وحشت آن حضرت را دیدند گفتند: سلام بر تو.

ابراهیم جواب سلام آنها را داده و گفت: از این كه بى‏ موقع بر من داخل شدید بیمناك هستم.

آنها گفتند: مترس ما رسولان پروردگارت بوده و آمده‏ ایم تو را به فرزندى دانا بشارت دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند : مقصود از «غلام علیم» حضرت اسماعیل بن هاجر مى ‏باشد.

حضرت ابراهیم علیه السّلام به رسولان فرمود: مرا در این سنّ پیرى مژده فرزند مى‏ دهید، نشانه این مژده چیست؟

گفتند: ما تو را به حقّ بشارت دادیم و تو هرگز از لطف خدا ناامید مباش.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: بعد از بشارت بگویید براى چه كار دیگر مبعوث شده‏ اید؟

رسولان پاسخ دادند: ما را براى هلاك قومى زشت كار فرستاده‏ اند، ایشان، قوم لوط بوده كه مردمى فاسق هستند ما آمده ایم تا آنها را از عذاب پروردگار عالمیان بیم دهیم.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: ابراهیم علیه السّلام به فرشتگان فرمود: در میان این قوم جناب لوط علیه السّلام مى ‏باشد!! فرشتگان گفتند: ما به كسى كه در میان ایشان هست واقف و آگاهیم، ما او و تمام اهلش غیر از همسرى كه داشته و مقدّر كرده ‏ایم كه با زشتكاران هلاك شود را از بلا نجات خواهیم داد.

حضرت فرمودند: وقتى فرشتگان كه فرستاده حق تبارك و تعالى بودند بر لوط و خانواده ‏اش وارد شدند لوط به آنها فرمود: شما اشخاص ناآشنایید و من هیچ شما را نمى ‏شناسم.

فرشتگان پاسخ دادند: ما بر انجام وعده عذاب كه قوم تو در آن شك و انكار داشتند فرستاده ‏شده ایم و به حق و راستى به سوى تو آمده و به تو گوشزد مى‏ كنیم قوم خود را از عذاب الهى بیم بده و آنچه مى‏ گوییم راست و صدق محض است، مأموریم به تو بگوییم: پس از هفت شبانه روز دیگر تو و جمیع خانواده‏ات مگر همسرى كه دارى شبانه از این دیار بیرون روید و احدى از شما برنگردد و در همان شب بدان سو كه مأمورید به سرعت روان شوید.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: فرشتگان این فرمان را به لوط اعلام كردند كه این قوم تا آخرین نفر صبحگاه هلاك خواهند شد، بعد امام علیه السّلام اضافه فرمودند:

بامداد روز هشتم خداوند متعال فرشتگانى را به سوى حضرت ابراهیم فرستاد و او را به اسحاق بشارت داده و بدین ترتیب او را به واسطه هلاكت قوم لوط تسلّى دادند و آن فرموده حق تعالى است در قرآن كه مى‏ فرماید:


وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُـشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ 

فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِیذٍ(هود/36)

و آنگاه فرستادگان ما بر ابراهیم خلیل به سلامتى بشارت آوردند و او را سلام گفته و از او پاسخ سلام شنیدند، آنگاه ابراهیم براى آنها از گوشت گوساله كبابى مهیّا كرد.


مقصود از «عجل حنیذ» گوساله ‏اى است كه سربریده و بریان و پخته باشند.

بارى وقتى جناب ابراهیم علیه السّلام دید كه آنان به طعام دست دراز نمى‏ كنند بیمناك شد، آنان حس كرده و گفتند: مترس كه ما فرستاده خدا به قوم لوط مى‏باشیم، در آن حال همسر ابراهیم (ساره) ایستاده بود كه متبسّم گردید، پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس به یعقوب بشارت دادیم.

آن زن خندید یعنى از كلام ایشان تعجّب كرد سپس گفت: آیا مى ‏شود از من با آنكه پیر سالخورده ‏ام و شوهرم نیز مردى پیر و فرتوت است فرزندى پدید آید، این چیزى شگفت انگیز است!!؟

فرشتگان به او گفتند: آیا از كار خدا تعجّب مى‏ كنى، رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بیت رسالت است، او خدایى ستوده و بزرگوار مى ‏باشد.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: وقتى فرشتگان به ابراهیم بشارت اسحاق را داده و وحشت و هراس را از او بردند به مناجات با پروردگار پرداخت و از درگاه ربوبى تقاضا نمود كه بلا و عذاب را از قوم لوط بر دارد.

خداوند متعال فرمود: اى ابراهیم از این درخواست بگذر، امر حتمى پروردگارت صادر شده و پس از طلوع آفتاب در آن روز معلوم عذاب حتمى من خواهد آمد و در این تقدیر برگشتى نخواهد بود.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟،
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399




آیاتی که امیر المؤمنین علیه السلام در هنگام وقوع زلزله 

قرائت مى‏ فرمودند 

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را 

قرائت مى‏ فرمودند:

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً (فاطر/41) 

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.


...وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (حج/65)‏ 

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.



علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و چهل و سوّم-حدیث 4






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399


تفسیری بسیار جالب از آیه نور 

﴿آیات 42-35 سوره نـور

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَلا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ 

وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٣٥

خدا نور آسمان ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است، که آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونی پربرکت که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود، [و] روغن آن [از پاکی و صافی] نزدیک است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد، نوری است بر فراز نوری؛ خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت می کند، و خدا برای مردم مثل ها می زند ]تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست[


فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ  ﴿٣6

[این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنهارفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه ها صبح و شام او را تسبیح می گویند.


رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ  ﴿٣7

مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد، [و] پیوسته از روزی که دل ها و دیده ها در آن زیر و رو می شود، می ترسند. 


لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ  ﴿٣8

[اینگونه عمل می کنند] تا خدا آنان را بر [پایه] نیکوترین عملی که انجام داده اند پاداش دهد، و از فضلش برای آنان بیفزاید، خدا به هر که بخواهد بی حساب روزی می دهد. 


 وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ  ﴿٣9


و کافران اعمالشان مانند سرابی در بیابانی مسطّح و صاف است که تشنه، آن را [از دور] آب می پندارد، تا وقتی که به آن رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد اعمالش می یابد که حسابش را کامل و تمام می دهد، و خدا حسابرسی سریع است. 


 أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ  ﴿40 

یا [اعمالشان] مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است، و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ [مبتلای این امواج و تاریکی ها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست. 


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ  ﴿41


آیا ندانسته ای که هرکه در آسمان ها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح می گویند؟ به یقین هریک نماز و تسبیح خود را می داند؛ و خدا به آنچه انجام می دهند داناست. 


وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ  ﴿42

و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره خداست، 


و بازگشت همه به سوی خداست. 



[http://www.aparat.com/v/Vjqyl]

[http://www.aparat.com/v/Vjqyl]



تطبیق آیـه نور با اهل البیت علیهم السّلام

آیه در ساحت مقدّس حجةابن الحسن العسگری است

صاحب مکیال المکارم،  آیت الله موسوی اصفهانی در صفحه 280 روایتی رو نقل میکنند که : جابربن عبدالله انصاری میگوید: 

داخل مسجد کوفه شدم، دیدم آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام مشغول نوشتن چیزی رو با انگشتان شون بز روی خاک ها هستند و تبسّم میفرمایند.

عرض کردم : یا امیرالمؤمنین چه جیزی سبب خنده شما شده؟

فرمودند : تعجب میکنم از کسیکه این آیه را میخواند ولی به منای آن بگونه ای که شایسته است معرفت ندارد.

 عرض کردم : کدام آیه یا علی؟

فرمودند :

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لَا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿نور/35

کَمِشْکَاةٍ = چراغدانی که خداوند در آن تجلّی دارد و آن وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ = مراد از آن چراغ من هستم.

فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ = مراد از آن شیشه بلورین حسن و حسین علیهماالسّلام هستند.

کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ = مراد از آن ستاره درخشنده علی ابن الحسین زین العابدین علیه السّلام است.

یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَکَةٍ = مراد از آن محمّد بن علیٍ الباقر علیه السّلام است.

زَیْتُونَةٍ = مراد از آن جعفربن محمّدٍالصّادق علیه السّلام است.

لَاشَرْقِیَّةٍ = مراد از آن موسی ابن جعفر الکاظم علیه السّلام است.

وَ لَاغَرْبِیَّةٍ = مراد از آن علی ابن موسی الرّضا علیه السّلام است.

یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ = مراد از آن محمّد بن علیٍ الجواد علیه السّلام است.

وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ = مراد از آن علی ابن محمّد الهادی علیه السّلام است.

نُورٌ عَلَى نُورٍ = مراد از آن حسن ابن علیٍ العسگری علیه السّلام است.

یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ =  خدا هدایت میکند بوسیله نورش،  مهدی حجةابن الحسن العسگری (ارواح العالمین له الفداء) هرکه را بخواهد.

آیه نور را آقا امیرالمؤمنین تطبیق دادند با اهل البیت علیهم السّلام.

         

یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ، خدا هدایت میکند بوسیله نورش هرکه را بخواهد.

هادی، وجود اقدس ولی عصر حجةابن الحسن امام زمان است. باب هدایت امروز ایشان هستند.

السّلام علیک یا باب الله الّذی لا یؤتی الّا منه

نکته :

سلام بر باب الله، قابل دقت است، مضاف و مضافٌ الیه، اگر میگفتند : السّلام علیک یا باب الغفور، سلام بر تو ای باب غفوریّت خدا، امام زمان می شد باب غفران، یا میگفتند : السّلام علیک یا باب الکریم، سلام بر تو ای باب جود و بخشش خدا، امام زمان می شد درب جود خدا، درب بخشش خدا، درب کرم خدا.

امّا مضاف و مضافٌ الیه، باب اضافه شده به الله و الله جامع ترین نام خداست یعنی سلام بر تو ای باب هزار صفت جلال و جمال حق، خدا اتیان (بمثل، نظیر و شبیه آوردن چیزی را) نمی شود روی کره زمین «الّا منه»، یعنی اگر بخواهیم کسی را، گمراهی را و یا آلوده ای را بسوی خدای تبارک و تعالی دعوت کنیم، راه منحصر است به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف.

امروز باب الله اوست، باب هدایت اوست، باب رزّاقیّت اوست باب غفّاریّت اوست و بوسیله اوست که خدا مشکلات بشریّت رو حل میکند.






نوع مطلب : 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399


از مجموعه برنامه های "سمت خدا"

توسط حاج آقای عالی

تاریخ پخش 90/5/9





وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الأمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ وَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ ﴿٣٩ 


و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان، در حالی که آنان در بی خبری [شدیدی] هستند و ایمان نمی آورند.(


بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


سوال – لطفا درباره آیه 39 سوره مریم توضیحاتی بفرمایید . 
پاسخ – در این آیه سی و نه خدا از روز حسرت نام می برد ، روزی که کار به پایان رسیده است . یک عده ای در غفلت هستند و به ایمان نمی رسند . آن روز حسرت بالایی است . یکی از اسامی روز قیامت یوم الحسرة است . پیامبر فرمود : به ازای هر روز زندگی انسان بیست و چها رتا مخزن برای انسان در روز قیامت باز می شود . وقتی در یک جعبه را باز می کنند برای شخص مومن آنچنان نور و سروری و هدیه ای است که بقدری خوشحال می شود که اگر این سرور و خوشخالی را در اهل جهنم توزیع بکنند مقداری از عذاب شان کاسته می شود . وقتی یکی از این خزانه ها را باز می کنند بقدری وحشت و ظلمت وغم در آن است و آن ساعتی است که در آن معصیت کرده است که شخص دچار عذاب می شود که اگر این عذاب و ناراحتی را در بین اهل بهشت توزیع بکنند از خوشحالی آنها کم می شود. یک خزانه را برای فرد باز می کنند که خالی است و فرد بقدری حسرت می خورد که این حسرت برای فردی قاب درک نیست . این یعنی ساعتی که فرد در دنیا از دست داده و نتوانسته کار مفیدی انجام بدهد . لذا این ساعت ها را غنیمت بشمارید . 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 اردیبهشت 1399


شگفتی های خلقت زمین

جناب آقای دکتر سید حسین امیدیانی

 

عضوهیأت علمی دانشگاه

عضو پیوسته انجمن فیزیک ایران - عضو پیوسته انجمن علوم ایران

 

این قسمت : زمین




[http://www.aparat.com/v/hEGns]


[http://www.aparat.com/v/hEGns]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، شگفتی های آسمان در قرآن کریم-دکتر امیدیانی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 اردیبهشت 1399


( کل صفحات : 29 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic