وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است، نکشید


کلام نورانی وحی در شأن آقا امام حسین علیه السّلام



وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا 

فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا

 (إسراء/آیة 34)

(کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب کننده خون او قدرتی داده ایم ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.

 

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏ پروردگار در این آیه نهى میكند از ریختن خون بناحق و میفرماید هرگز نفس محترمى را نكشید خداوند قتل را حرام كرده مگر آنكه مستحق كشتن باشد بقصاص یا وجهى دیگر مانند كسانیكه زناى محصنه كرده‏اند یا لواط و یا قطاع الطریق هستند و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط دادیم تا انتقام از خون مقتول بكشد.

وجود نازنین پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند : پرروردگار بمن امر فرمود با مردم كارزار كنم تا بگویند :

«لا اللّه الا اللّه‏»

چون این كلمه را گفتند، خون و مالشان حرام میگردد جز بحق.

صحابه حضورش عرض كردند اى رسول خدا قتل بحق چیست كه خداوند حلال امر نموده؟ 

فرمودند: كافر و مرتد شدن پس از ایمان، زنا كردن بعد از احصان و كشتن نفس میباشد باید او را بعنوان قصاص بقتل رسانید.

در كافى ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده فرمود هرگاه چند نفر شریك شوند در ریختن خون یك نفر اولیاء مقتول اختیار دارند یكى از آنها را بعنوان قصاص بقتل رسانند و بیش از یكنفر نمیتوانند بقتل رسانند چه خداوند میفرماید: فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏ اسراف در قتل نیست در زمان جاهلیت چون كسى را بقتل میرسانیدند اولیاء مقتول قاتل و پدر و برادر و خویشان او را میكشتند خداوند این عمل را نهى كرد و فرمود اسراف در قتل نیست.

در كافى از اسحق بن عمار روایت كرده گفت حضور حضرت موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم خداوند میفرماید وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً مراد از اسراف در قتل كه خداوند نهى فرموده‏ چیست؟

فرمود آنست كه غیر از قاتل را نكشند و قاتل را مثله نكنند مجددا پرسیدم غرض از واژه (منصوراٌ) چه بوده؟ فرمودند كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده كه یكنفر را بقتل برسانند و بكشند و با این كشتن نه در دنیا و نه در آخرت گناهى بگردن آنها نباشد.

و نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده آیه در حق حضرت امام حسین علیه السلام وارد شده و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: كه اگر حضرت قائم ولى خون امام مظلوم تمام روى زمین را بقتل برساند در كشتن اسراف نكرده است چه اسراف در قتل آنست كه غیر قاتل را بكشد.

******** 


توضیح مدیر وبلاگ

باتوجه به سئوال از ساحت مقدّس امام کاظم علیه السلام که : «غرض از واژه «منصوراٌ» چه بوده؟ فرمودند: كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده»


وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم :

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

 پس میخواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده (نصرت داده شده) از خاندان محمّد صلّى اللّه علیه و آله

برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف كدام نصرت بالاتر از اینکه به خونخواهی جدّ بزرگوار خویش قیام بفرماید و آن ملعونین را به سزای اعمالشان برساند. و این به نوعی پیوندی میان عاشورا و مهدویت را نشان می دهد و از این رو میتوان گفت:  زیارت عاشورا به عنوان یکی از زیارات منسوب به امام حسین(ع)، بستر مناسبی برای مهدی پژوهی وجود دارد.


مگر چقدر فضیلت گرفتن این انتقام بالاست که ما در این فراز از زیارت مقدس عاشورا از خداوند میخواهیم که به ما کرامت بفرماید که در این امر مقدس با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف همراه باشیم؟

  






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




شرح تخصصی زیارت عاشورا-قسمت5



در واژه «اباعبداللّه‌» چه‌ اسرار و مقاماتی‌ نهفته‌ است‌؟

 

یكی‌ از اسرار نهفته‌ در كنیه‌ی‌ حضرت‌ اباعبدالله‌)ع( مقام‌عبودیت‌ است‌ و مقام‌ دیگر، مقام‌ مظلومیت‌ است‌ كه‌ در این‌ بحث‌به‌ شرح‌ این‌ دو مقام‌ می‌  پردازیم‌.

1- مقام‌ عبودیت‌: اساسی‌ترین‌ شرط‌ نبوت‌ و رسالت‌،عبودیت‌ است‌ و هر پیامبری‌ كه‌ در عبودیت‌ به‌ درجه‌ی‌ بالاتری‌رسیده‌ باشد، مقام‌ رسالت‌ و نبوت‌ او بالاتر خواهد بود. اینكه‌ درتشهد نماز تلاوت‌ می‌كنیم‌ كه‌ «و أشهد أن‌ محمداً عبده‌ و رسوله‌»اشاره‌ به‌ همین‌ نكته‌ است‌ كه‌ می‌فرماید: حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ محمّدمصطفی‌)ص( پس‌ از كسب‌ مقام‌ عبودیت‌ و نیز با حفظ‌ در مقام‌عبودیت‌ به‌ مقام‌ رسالت‌ حق‌ رسیده‌ است‌، زیرا مقام‌ عبودیت‌ به‌قدری‌ بلند است‌ كه‌ مقام‌ رسالت‌ به‌ منزله‌ی‌ شاخه‌ای‌ از آن‌ است‌.

در قرآن‌ كریم‌، هر كجا كه‌ اولیاء و مقربین‌ را حق‌تعالی‌ معرفی‌می‌فرماید، از مقام‌ عبودیت‌  ایشان‌ پرده‌ برمی‌دارد. مثلاً در مورد انسان‌ مقرّبی‌ كه‌ مقام‌ ملكوتی‌ و تقرب‌ او به‌ حدی‌ بود كه‌ حضرت‌موسی‌ از شاگردی‌  او ناتوان‌ ماند، می‌فرماید:«فَوَجَدَا عَبْداً مِن‌ْعِبَادِنَا ا´تَیْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِندِنَا» یعنی‌ حضرت‌ موسی‌ و همسفرش‌،پس‌ از تحمل‌ مشقات‌، در مراحل‌ مختلف‌ بالاخره‌ یكی‌ از بندگان‌ما كه‌ بندگی‌ او موجب‌ كسب‌ جایگاهی‌ رفیع‌ از تقرب‌ به‌ ساحت‌ ماشده‌ بود را یافتند.

هنگامی‌ كه‌ حضرت‌ عیسی‌)ع( پس‌ از تولد به‌ سخن‌آمده‌ و خود را پیامبر خدا و دارای‌ كتاب‌ آسمانی‌ معرفی‌ می‌نماید،اولین‌ و برجسته‌ترین‌ و اساسی‌ترین‌ دستمایه‌ و وسیله‌ی‌ تقرب‌ ومبنای‌ عنایت‌ حق‌تعالی‌ نسبت‌ به‌ خود و دلیل‌ نبوت‌ خود را بندگی‌و عبودیت‌ خویش‌ می‌داند و می‌فرماید: «اءِنِّی‌ عَبْدُ اللَّه‌ِ ا´تَانِی‌َالْكِتَاب‌َ وَجَعَلَنِی‌ نَبِیّاً» یعنی‌ من‌ بنده‌ی‌ خدا هستم‌ و مقام‌ بندگی‌من‌، مبنای‌ عنایت‌ حق‌تعالی‌ شده‌ و به‌ من‌ كتاب‌ آسمانی‌ عطافرموده‌ و مرا به‌ مقام‌ نبوت‌ مفتخر كرده‌ است‌.

اصولاً تمام‌ قرآن‌ و تمام‌ اسلام‌ و تمام‌ معارف‌ اسلامی‌ و تمام‌ادیان‌، تنها و تنها برای‌ تربیت‌ انسان‌ نازل‌ شده‌ است‌ تا ایشان‌ راهمچون‌ بندگان‌ خالص‌ و عارف‌ و مقرّب‌ حق‌تعالی‌ تربیت‌ نماید.تمام‌ بعثت‌ انبیاء و تمام‌ ارشاد اولیاء همه‌ و همه‌ برای‌ ترویج‌ مقام‌عبودیت‌ حق‌تعالی‌ است‌.

حق‌تعالی‌ در قرآن‌ كریم‌ حتی‌ وقتی‌ كه‌ بین‌ بندگان‌ خاص‌ ومقرب‌ خویش‌ تفاوت‌هایی‌ را اعلام‌ می‌فرماید و درجات‌ ایشان‌ رادر عالم‌ قرب‌ ذكر می‌نماید، آن‌ تفاوت‌ها و آن‌ درجات‌ را براساس‌میزان‌ بندگی‌ و شدت‌ بندگی‌ و معرفت‌ بندگی‌ و مجاهدت‌ دربندگی‌ اعلام‌ می‌نماید. یكی‌ را به‌ عنوان‌ «عبد شكور» و دیگری‌ رابه‌ عنوان‌ «عبد منیب‌» و سومی‌ را به‌ عنوان‌ «عبدی‌ كه‌ به‌ او رحمت‌خاصه‌ی‌ خود را عطا فرموده‌ است‌» و چهارمی‌ را به‌ عنوان‌ «نعم‌العبد» معرفی‌ می‌فرماید و هریك‌ را با مقاماتی‌ كه‌ در عبودیت‌ به‌دست‌ آورده‌اند، از دیگری‌ متفاوت‌ می‌نماید.

عبودیت‌ حق‌، نور خدا در زمین‌ است‌ و دارای‌ انوار مختلف‌ بادرجات‌ و شدت‌ها و قدرت‌ها و جلال‌ و جمال‌های‌ مختلف‌می‌باشد. هر یك‌ از مقامات‌ اولیاء و انبیاء در میزان‌ بندگی‌ و شدت‌بندگی‌ و معرفت‌ بندگی‌، تجلی‌ نوری‌ از آن‌ انوار عبودیت‌ حق‌می‌باشد. همانگونه‌ كه‌ قبلاً ذكر شد، بالاترین‌ مقام‌ در عبودیت‌مقام‌ «عبداللهی‌» می‌باشد كه‌ حضرت‌ عیسی‌)ع( خود را در قرآن‌كریم‌ به‌ داشتن‌ آن‌ امتیاز معرفی‌ می‌فرماید.

امّا امام‌ حسین‌)ع( چون‌ وارث‌ جمیع‌ انبیاء و اولیاءمی‌باشد، همچنان‌كه‌ در زیارت‌ وارث‌ آمده‌ است‌، پس‌ جامع‌جمیع‌ انوار عبودیت‌ می‌باشد. ولذا طبق‌ لسان‌ وحی‌، به‌ پدربندگی‌ و عبودیت‌ معرفی‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ معنی‌ آنست‌ كه‌ نه‌ تنهاحضرت‌ حسین‌ ع در اخلاص‌ و بندگی‌ از همگان‌ گوی‌ سبقت‌ربوده‌ است‌، بلكه‌ به‌ معنی‌ آنست‌ كه‌ توانسته‌ است‌ تمامی‌ انوار وتجلیات‌ بندگی‌ را در بالاترین‌ مراتب‌ آن‌ در وجود و سیره‌ی‌خویش‌ محقق‌ نماید و لذا توانسته‌ است‌ به‌ عنوان‌ اباعبدالله‌ مفتخرگردد كه‌ به‌ معنی‌ كسی‌ است‌ كه‌ بندگی‌ در وجود او به‌ دنیا آمده‌ ودر دامن‌ او پرورش‌ یافته‌ و به‌ اوج‌ كمال‌ خویش‌ رسیده‌ است‌.

امام‌ حسین‌)ع( چون‌ تمام‌ مراحل‌ و تمام‌ اشكال‌ و تمام‌حقایق‌ بندگی‌ را در خود متجلی‌ نمود، پس‌ تمامی‌ مقامات‌ وتمامی‌ امتیازات‌ و تمامی‌ قدرت‌ها و سلطنت‌ها كه‌ در هریك‌ ازانواع‌ و اشكال‌ بندگی‌ وجود دارد، یكجا در خود متجلی‌ نموده‌است‌ ولذا از طرف‌ حق‌تعالی‌ و به‌ وسیله‌ی‌ رسول‌ مكرّم‌ اسلام‌)ص( به‌ عنوان‌ «اباعبدالله‌»مفتخر می‌گردند.

          عنوان‌ «اباعبدالله‌» به‌ عنوان‌ سردار عبودیت‌ و سلطان‌عبودیت‌ و سرسلسله‌ی‌ عباداللّه‌ و پرستار عبودیت‌ و دارای‌بالاترین‌ مقام‌ عبودیت‌ می‌باشد.

بنابراین‌ مقام‌ عبودیت‌ و بندگی‌ امام‌ حسین‌)ع( یكی‌ از بالاترین‌مقامات‌ ایشان‌ است‌. حضرت‌ با عبادت‌ و بندگی‌ مطلق‌ خود،حقیقت‌ بندگی‌ و عبودیت‌ را در این‌ عالم‌ متجلّی‌ نمود. حضرت‌اباعبداللّه‌ تمام‌ وجود خود را در اطاعت‌ خدا محو نمود و آنچنان‌در اطاعت‌ از اوامر خدا ذوب‌ شده‌ بود و آنچنان‌ مطیع‌ و فرمانبردارحق‌تعالی‌ بود كه‌ حتّی‌ در شرایطی‌ كه‌ تمام‌ پیكر مبارك‌شان‌ ازضربات‌ نیزه‌ و شمشیر و سنگ‌ و تیر مجروح‌ شده‌ بود و نیز درشرایطی‌ كه‌ دشمن‌، خیمه‌های‌ اهل‌بیت‌ آن‌ حضرت‌ را آتش‌ زده‌بود و در شرایطی‌ كه‌ بچه‌های‌ كوچك‌ با جگر آخته‌ و عطشناك‌ ازتشنگی‌ و ترس‌، گریه‌ می‌كردند و در شرایطی‌ كه‌ خانواده‌ واهل‌البیت‌ حضرت‌، ناله‌ی‌ بی‌كسی‌ سر داده‌ بودند و نیز درشرایطی‌ كه‌ حضرت‌ بر اثر جراحات‌ شدید، ناتوان‌ شده‌ و بر زمین‌افتاده‌ بودند و در شرایطی‌ كه‌ آن‌ ملعون‌ قصد داشت‌ حضرت‌ رازنده‌ زنده‌ سر ببرد، در چنین‌ شرایطی‌ حضرت‌ می‌فرمودند «الهی‌رضاً برضاك‌ تسلیماً لامرك‌ لامعبود سواك‌» یعنی‌ ای‌ معشوق‌ من‌؛ای‌ معبود من‌؛ ای‌ مولای‌ من‌؛ خیلی‌ ممنونم‌ كه‌ وجود مرا مظهر وتجلّیگاه‌ مرتبه‌ای‌ از ایثار نموده‌ای‌ كه‌ حتّی‌ حضرت‌ ابراهیم‌ عبدین‌ پایه‌ دست‌ نیافت‌. پروردگارا از این‌ بهتر نمی‌شود كه‌ دگر هیچ‌برایم‌ نمانده‌ است‌. جگرم‌ كه‌ برای‌ تشنگی‌ و غم‌ قطعه‌ قطعه‌ شدن‌علی‌ اكبر آب‌ شد، عاطفه‌ام‌ كه‌ برای‌ پاره‌ پاره‌ شدن‌ گلوی‌ كودك‌شیرخوارم‌ علی‌اصغر پاره‌ پاره‌ گشت‌؛ كمرم‌ كه‌ از داغ‌ شهادت‌برادرم‌ عباس‌ شكست‌؛ خانواده‌ و كودكانم‌ كه‌ اسیر دشمن‌ شدند؛پیكرم‌ را كه‌ به‌ تیرها و نیزه‌های‌ دشمن‌ سپرده‌ام‌؛ رگ‌های‌ گردنم‌ رانیز به‌ جرم‌ دفاع‌ از حریم‌ فرهنگ‌ و احكام‌ تو به‌ دست‌ دشمن‌سپرده‌ام‌ تا همه‌ی‌ هستی‌ام‌ را یكجا به‌ تو تحویل‌ داده‌ باشم‌ «الهی‌لامعبود سواك‌». 

كسی‌ كه‌ تا این‌ حد بندگی‌ كند، خدا درباره‌ او می‌فرماید: «عبدی‌اطعنی‌ حتی‌ اجعلك‌ مثلی‌» تو بندگی‌ مرا كن‌ تا من‌ هم‌ تو را به‌ اذن‌خودم‌، به‌ قدرت‌ و جمال‌ و جلال‌ كبریایی‌ خودم‌ متصل‌ كنم‌؛ این‌معارف‌ از حرف‌های‌ بدون‌ سند نیست‌، بلكه‌ آیات‌ قرآن‌ واحادیث‌ قدسی‌ است‌ كه‌ می‌خوانیم‌.

قرآن‌ می‌فرماید: «انی‌ جاعل‌ فی‌ الارض‌ خلیفة‌» یعنی‌ من ‌می‌خواهم‌ انسان‌ را خلیفه‌ و نایب‌ خودم‌ در زمین‌ قرار دهم‌، یعنی‌تو را به‌ اذن‌ خودم‌ در ملك‌ و ملكوت‌ ولی‌ خود كنم‌ تا به‌ اذن‌ من‌تمام‌ هستی‌ مسخر تو گردد، چیزی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌نبینی‌ و همچون‌ چشم‌ من‌ بشوی‌ و عنوان‌ «عین‌اللّه‌» بگیری‌ وچیزی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌ نشنوی‌ و همچون‌ گوش‌ من‌شوی‌ و عنوان‌ «اُذُن‌ اللّه‌» بگیری‌ و به‌ هیچ‌ دستی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌می‌خواهم‌ دست‌ ندهی‌ و هم‌پیمان‌ نشوی‌ و همچون‌ دست‌ من‌بشوی‌ و عنوان‌ «یداللّه‌» بگیری‌ و هیچ‌ شمشیری‌ جز در راهی‌ كه‌من‌ می‌خواهم‌ بكار نگیری‌ و همچون‌ شمشیر من‌ شوی‌ و عنوان‌«سیف‌اللّه‌» بگیری‌ و جز برای‌ من‌ خشم‌ نگیری‌ و عنوان‌ «اسداللّه‌»بگیری‌.

كه‌ این‌ مقام‌، مقام‌ سلطنت‌ ملك‌ و ملكوت‌ است‌ كه‌ با گفتن‌«السلام‌ علیك‌ یا ابا عبداللّه‌»به‌ این‌ مقام‌ حضرت‌ متوسل ‌می‌شویم‌.

2ـ مقام‌ مظلومیت‌ و سلطنت‌ امام‌ حسین‌)ع(در زبان‌ عرب‌ معمولاً پدر را با اسم‌ پسر بزرگتر صدا می‌زنند. مثلاً به‌ حضرت‌علی‌ ع می‌گویند: «اباالحسن‌» چون‌ فرزند بزرگتر حضرت‌ مولی‌علی‌، امام‌ حسن‌ ع است‌. اما رسول‌ خدا  ص چرا امام‌ حسین‌ ع را كه‌ ده‌ها سال‌ بعد، فرزند شیرخواری‌ با نام‌ عبدالله‌ یافت‌،حضرت‌ حسین‌ ع را به‌ علم‌ غیب‌ به‌ نام‌ پسر كوچكترش‌ عبداللّه‌(عبدالله‌ رضیع‌ به‌ معنی‌ شیرخوار) مكنّی‌ فرموده‌ است‌ و حضرت ‌را به‌ نام‌ فرزند كوچكتر خوانده‌ است‌ و حضرت‌ را «أباعبداللّه‌»نامیده‌ است‌. این‌ كنیه‌ نشان‌ از شدت‌ مظلومیت‌ حضرت‌ دارد.

گویا رسول‌ خدا با اعلام‌ چنین‌ كنیه‌ای‌ برای‌ حضرت‌ حسین‌ در آن ‌روزهای‌ نوزادی‌ به‌ تمام‌ امت‌ تا روز قیامت‌، اوج‌ مظلومیت‌ حضرت‌ حسین‌ را در درگیری‌ با دشمنان‌ اهل‌البیت‌: اعلام‌می‌فرماید و به‌ مردم‌ در طول‌ تاریخ‌ می‌فرماید بدانید كه‌ حسین‌من‌، آنچنان‌ مظلوم‌ بود كه‌ دشمنانش‌ حق‌پرستی‌ و دفاع‌ از حقیقت ‌دین‌ را از طرف‌ او تاب‌ نیاوردند و حتی‌ به‌ كودك‌ شیرخوار او رحم ‌نكردند و گلوی‌ او را تشنه‌ دریدند.

و لذا چون‌ حضرت‌ اباعبداللّه‌)ع( تجلیگاه‌ بالاترین‌ درجه‌ی‌حقیقت‌ مظلومیت‌ بود، حق‌تعالی‌ در قرآن‌ كریم‌ می‌فرماید: «و من‌قتل‌ مظلوماً فقد جعلنا لولیه‌ سلطاناً» این‌ آیه‌ بدان‌ معنی‌ است‌ كه‌حق‌تعالی‌ می‌فرماید چون‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ در راه‌ رضای‌ من‌ وبخاطر دفاع‌ از دین‌ و قرآن‌ من‌ و در راه‌ هدایت‌ بندگان‌ من‌ شهیدشده‌ است‌، ولی‌ّ او من‌ هستم‌ و از سلطان‌ و سلطنت‌ خویش‌ به‌ او می‌بخشم‌ تا از دشمنان‌ او انتقام‌ بگیرم‌. ولذا مظلومیت‌ حضرت‌برایش‌ آنچنان‌ سلطنتی‌ آورده‌ است‌ كه‌ خداوند می‌فرماید از تمام‌ قاتلان‌ تو و از پیروان‌ قاتلان‌ تو تا روز قیامت‌، چنان‌ انتقامی‌ خواهم ‌گرفت‌ و مخالفانت‌ را چنان‌ به‌ خاك‌ مذلت‌ خواهم‌ نشاند كه‌ بمحض‌ آنكه‌ اسم‌ و یاد آنها در خاطر انس‌ و جن‌ بیاید بر آنها لعن‌ ونفرین‌ بفرستند.

خداوند می‌فرماید: ای‌ حسین‌ من‌! چنان‌ عاشقانی‌ برایت‌تربیت‌ می‌كنم‌ و چنان‌ سینه‌هایی‌ برایت‌ آماده‌ خواهم‌ كرد كه‌ هر زمان‌ كه‌ ذكر «یاحسین‌» در سینه‌ و یا بر زبان‌شان‌ جاری‌ شود ازشدت‌ حزن‌ وغم‌ مصائب‌ تو و از شدت‌ اندوه‌ فراق‌ و حب‌ به‌وصال‌ تو در خطر جان‌ دادن‌ باشند و فقط‌ خودت‌ باشی‌ كه‌ مانع‌ جان‌ دادن‌ شان‌ شوی‌ و اشاره‌ كنی‌ كه‌ ملائك‌، جان‌شان‌ را حفظ ‌كنند.

خداوند می‌فرماید: حسینم‌، از میان‌ شیعیانت‌، عاشقانی‌ راخواهی‌ یافت‌ كه‌ تنها اگر اشاره‌ كنی‌، برای‌ خاطر تو جان‌ می‌دهند واز شوق‌ وصال‌ تو، جسم‌ خود را رها كرده‌ و به‌ سویت‌ پر می‌كشند و اگر اجازه‌ بدهی‌ تمامی‌ فرزندان‌شان‌ را در آستان‌ مقدست‌ قربانی‌خواهند كرد. اینها و اسرار بسیاری‌ دیگر در عنوان‌ «أباعبداللّه‌»نهفته‌ است‌ كه‌ همه‌ را در یك‌ جمله‌ چنین‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ خداوند می‌فرماید حسین‌ جان‌! سلطنت‌ حقیقی‌ را به‌ تو بخشیده‌ام‌.

گزیده ای از كتاب اسرار نهفته "در كلمه مقدسه اباعبدالله و یابن رسول الله"

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آذر 1396




شرح تخصصی زیارت عاشورا-قسمت4


واژه «امیرُالمومنین» یعنی چه؟


یک معنی امیر که مفهوم رایج است، فرمانده، فرمانروا، حاکم،سرور و...میباشد که ما فعلا آن را در نظر نداریم.به نظر می رسد که امیر میتواند یک معنی فعلی هم داشته باشد چنانکه در قرآن کریم سوره یوسف آیه 65 می فرماید:

"... و نمیرُ اهلنا..."می دانیم که نمیر فعل مضارع و متکلم مع الغیر است و متکلم وحده اش میشود: "امیرُ مثل اذهبُ و نذهبُ"اما "امیرُ" و "نمیرُ"  که از "میر" گرفته شده اند یعنی چه؟
در فرهنگ لغت عربی به تامین کننده آذوقه و مایحتاج فرد یا گروهی، امیر گفته می شود. مثل "امیرُالحاج".مثلا وقتی کسی بگوید "انا امیرکمیا "هو امیرکم" یا "انت امیرهم" یعنی من رفع کننده نیاز های شما هستم یا او تامین کننده آذوقه و مایحتاج شماست.حال برگردیم به اصل بحث وقتی رسول اکرم در غدیر خم فرمودند: علی امیر المومنین است، می توان فهمید که آن حضرت ضمن اینکه بخاطر صلاحیت و شایستگی حضرت علی آنحضرت را به عنوان امام، سرور، حاکم و مولا به مردم معرفی می کنند، ضمنا به مردم فرموده اند که:ای مردم علی (ع) تامین کننده و رفع کننده همه نیاز ها و احتیاجات شماست. هر چه نیازدارید از امور مادی یا معنوی در زندگی فردی یا اجتماعی در حیات طبیعی و ماکول یا طیبه و معقول، در خانه علی را بزنید. سر سفره علی بنشینید.اما نادان ها چه کردند؟ در خانه علی را زدند اما چگونه؟ با آتش همان کاری که با حضرت زهرا(س) کردند آب حیات آب حیات طیبه همان آبی که به تعبیر قرآن ریشه همه موجودات زنده با آب حیات است...پروردگارا عاقبت ما را ختم بخیر بگردان.

****

توضیح :

از نظر مبانی ادبیات، هنگامی که شخصی را با توجه به انتساب به اجدادش مورد خطاب قرار میدهیم این به آن معنی است که هر چه فضایل در وجود پدر ،جد پدری و مادر و جد مادری وجود دارد که این فرزند به آنان انتساب داده شده، عینا همان فضایل  وصفات برجسته دراین فرزند نیز وجود دارد.

و بعبارت دیگر میتوان گفت: فضایل و صفاتی که در وجود نازنین خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم یا امیرالمومنین علیه السلام و یا فاطمه زهراء سلام الله علیها هست در وجود امام حسین علیه السلام نیز هست.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آذر 1396


شرح تخصصی زیارت عاشورا-قسمت3


تفسیر صد لعن و صد سلام


شما وقتی زیارت عاشورا می خوانید، می رسید به صد لعن و صد سلام و این یعنی زیارت عاشورا خلاصه می شود در این لعن و سلام. اول هم باید لعن را بگوییم و بعد سلام را.  صد بار تکرار، نشانه ی تأکید بر اهمیت آن است.

به همان اندازه که تولی(ولایت) در فراز سلام آن مهم است و صد بار باید گفته شود، به همان اندازه صد بار تبری(برائت) در فراز لعن تاکید شده وباید گفته شود. ضمن اینکه تبری مقدم بر تولی شده است.

یعنی برای ولایتمداری اول وجودمان را مالامال از بغض و کینه نسبت به محمد و آل محمد پرکرده و در واقع آنها را نفی کنیم و سپس به استقبال ولایت برویم.

اگر دقت کرده باشیم، در اولین شعار توحیدی ما مسلمانان در جمله(لااله الاالله) که ما ترجمه میکنیم هیچ معبودی نیست غیراز خداوند متعال.

در واقع ترجمه درست و دقیقتر آن این است که حرف ((لا)) در ابتدای جمله ((لای نافیه)) است یعنی درشروع جمله ابتدا همه چیز را باید نفی کنی وسپس به ((الاالله)) برسی.

همانطور که خداوند متعال به پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علی و آله و سلم در غار حرا برای ابلاغ رسالتش فرمود:

((قولوا لااله الاالله تفلحوا))

لااله الاالله بگویید تا رستگار شوید





نوع مطلب :
برچسب ها : شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آذر 1396


شرح تخصصی زیارت عاشورا-قسمت2



تفسیر جمله تنقّبت لقتالک






******





نوع مطلب :
برچسب ها : شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آذر 1396




شرح تخصصی زیارت عاشورا-قسمت1



چگونگی خواندن صد لعن و صد سلام زیارت عاشورا


آیا می‌توان زیارت عاشورا را در زمانی کوتاه اما به کمال خواند؟ 

روایاتی از معصومین (ع) نقل شده است که می توان این زیارت را بصورت 

کوتاه تر و مختصرتری خواند.

 

زیارت عاشورا را می‌توان به سه شیوه قرائت کرد:


اول) شیوه مشهور و کامل

بعد از قرائت زیارت، وقتی به عبارت لعن و سلام رسیدیم، هر یک از آن عبارات را به‌طور کامل ۱۰۰ بار تکرار کنیم. این شیوه، ‌‌‌ همان شیوه مشهور و کامل می‌باشد.

 

دوم) شیوه خلاصه تر

بعد از زیارت، وقتی به عبارت لعن و سلام رسیدیم، 

بعد از خواندن عبارت: «اللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ آخِرَ تابِعٍ عَلَی ذلِکِ، اللّهُمَّ الْعَنْ الْعِصابَهَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ و بایَعَتْ و تابَعَتْ عَلَی قَتْلِهِ، اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً»، ۹۹ بار دیگر می گوییم: «اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً»

و بعد از خواندن عبارت: «السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً مابَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنیّ لِزِیارَتِکُمْ، السَّلامُ عَلَی اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَوْلادِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»، ۹۹ بار دیگر می‌گوییم:«السَّلامُ عَلَی اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَوْلادِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»


سوم) سریعترین شیوه قرائت

 گفتن «تِسْعاً وَ تِسْعینَ مَرَّهً» بعد از لعن و سلام

بعد از قرائت زیارت، وقتی به عبارت لعن و سلام رسیدیم، چنین می‌گوییم:

«اللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ آخِرَ تابِعٍ عَلَی ذلِکِ، اللّهُمَّ الْعَنْ الْعِصابَهَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ و بایَعَتْ و تابَعَتْ عَلَی قَتْلِهِ، اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً؛ اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً- تَقَبَّل مِنّی(مِنّا) تِسْعَ وَ تِسْعینَ مَعَ تَمَرَّهً»

«السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً مابَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنیّ لِزِیارَتِکُمْ، السَّلامُ عَلَی اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَوْلادِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ؛ السَّلامُ عَلَی اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَوْلادِ اﻟْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ تَقَبَّل مِنّی(مِنّا) تِسْعَ وَ تِسْعینَ مَعَ تَمَرَّهً»

 

اما این سه نوع قرائت از کجا آمده است؟

آیت الله سیّد علی موحّد ابطحی در پاورقی کتاب «شفاء الصّدور فی شرح زیارت العاشور» نوشته‌اند آیت الله حاج میرزا ابوالفضل طهرانی (متوفی ۱۳۱۶) روایت شریف زیر را در شیوه خواندن زیارت عاشورا نقل می‌نمایند:

عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهادی علیهِ السِّلامُ اَنَّهُ قالَ:

مَنْ قَرَءَ لَعْنَ زِیارَهِ الْعاشُوراء الْمَشهُورَهِ مَرَّهً واحِدَهً ثُمَّ قالَ:

«اللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً تِسْعاً وَ تِسْعینَ مَرَّهً» کان کَمَنْ قَرَئَهُ مِأهَ مَرَّهً؛

وَ مَنْ قَرَءَ سَلامَها مَرَّهً واحِدَهً ثُمَّ قالَ: «السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، و عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ تِسْعاً وَ تِسْعینَ مَرَّهً» کانَ کَمَنْ قَرَئَهُ مُأهً تامَّهً مِنْ اَوَّلِهِما اِلَی آخِرِهِما.[۱]

سپس آیه الله موحّد ابطحی در توضیح روایت چنین می‌فرمایند:

وَ قَدْ ذُکِرَ لِهذِهِ الرِّوایَهِ اِحْتِمالانِ:

۱ ـ اَنْ یَکوُنَ «تِسْعاً وَ تِسْعینَ مَرَّهً» بَیاناً لِعَدَد.

۲ ـ اَنْ یَکوُنَ تَتِمَّهً لِلَّعْنِ وَ السَّلامِ، وَ عَلَیْهِ یُقْرَءُ هکَذا: «اللّهُمَّ الـعَنْهُمْ جَمیعاً تِسْعاً وَ تِسعینَ مَرَّهً» وَ فِی الَّسلامِ یَقوُلُ: «السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ تِسْعاً وَ تِسْعینَ مَرَّهً» وَ یَکُونُ نَظیرَ التَّهلیلاتِ الْوارِدَهِ فی اَیّامِ ذِی الحَجَّهِ: «لا اِلهَ اِلاّ الله عَدَدَ اللّیالی وَ الدُّهُور»، وَ اللهُ الْعالِمُ.[۲]

 

پاورقی

[1] به نقل از کتاب الصّدف المشحون ص 199، تألیف مولی شریف شیروانی

[2] شفاء الصدور، ج 1، پاورقی ص 110-11





نوع مطلب :
برچسب ها : شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آذر 1396





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic