وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 61


این الخیرة بعد الخیرة

كجا است آن برگزیده بعد از برگزیده دیگر


شـرح :
 
خـیـرة بـر وزن عـنبه به معناى مختار و برگزیده است. 

در دعاى افتتاح است كه و محمد خیرتك من خلقك . و در زیارت مى گوئیم : 

السلام علیك یا خیزة الله و ابن خیرته 

سلام بر تو اى برگزیده خدا و پسر برگزیده خدا.

اگـر كـسـى در آیـاتـى كـه در شـان ایـن بـزرگـواران آمـده اسـت ـ از آیه مباهله 61 سوره آل عـمران ، و آیه تطهیر 33 سوره احزاب ، و آیه مودت 23 سوره شورى كمى دقت نماید خـواهـد دانـست كه آن بزرگواران از اخلاق و صفات رذیله و ناپسند پاك و منزه بودند و از این نظر برگزیده از خلقند.

در مـجـلد 7 بـحـار الانـوار ص 82(283) نـقـل شـده كـه امـام مجتبى علیه السلام فرمود: 

هـر آن آیـه كـه دركـتـاب خـداى عـز و جـل "الابـرار" دارد بـه خـدا قـسـم مـصـداق كـامـل آن مـحـقق نشده مگر به وچود على بن ابى طالب و فاطمه و من و حسین براى اینكه ما هـستیم كه از طرف پدرانمان و مادرانمان از ابرار و نیكو كارانیم (284)، و به واسطه طـاعـت و فـرمـانبرى از حضرت احدیت و دورى از دنیا و علاقه و دوستى او دلهایمان پاك و بـرتـرى یافته و خدا را در تمام تكالیف و فرائضش اطاعت كرده ایم، و به یگانگى او ایمان داریم، و رسالت رسولش را تصدیق نمودیم . و این است معنى برگزیده شده.
......................................................................................................
[283]24 جدید ص 3 نقل از مناقب .
[284]اشاره است بآنچه در زیارت وارث مى گدئى اشهد انك نورا فى الاصلاب الشامخة و الارحام المطهرة .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 62



ابن الشموس الطالعة،این الاقمار المنیرة،
این الانجم الزاهرة


كـجـا رفـتـنـد خـورشـیـدهاى تابان و ماههاى فروزان ، 
و ستارگان درخشان


شـرح : 

بـراى روشـن شـدن ایـن حـقیقت و معلوم بودن این اوصاف در ائمه معصومین و رهبران حقیقت ، محتاج به ذكر یك مقدمه و ناگزیر از بیان آن هستیم.

بـدانـكه یكى از بزرگترین نعمت هاى الهى در این عالم دنیا براى موجودات به خصوص مـوجـودات ذى حـیـات نـور خـورشـیـد و مـاه و سـتـارگـان اسـت كـه فـرمـود هـو الذى جـعـل الشـمـس ضـیـاء و القـمر نورا.(285) و بالحس و الوجدان معلوم و محقق است كه اگـر ایـن نـور و روشـنائى نبود و این زمین در ظلمت و تاركى بود هیچ فردى از افراد ذى حیات وجود نداشت و قادر بر انجام امور زندگانى و حیات خود نبود.

و هـمـچـنـیـن اگـر انـوار مـضـیـئه الهـیـه نـبـود ظـلمـت ضـلالت و تـاریـكـى جـهـل و ناانى عالم را فرا گرفتهت بود، و احدى قدرت بر تامین سعادت زندگى خود در دنـیـا و آخـرت نـداشـت . و هـمـانـطـورى كـه راه نـمـاى راه بـیـابـان جـهـل و ضـلالت بـه وسـیـله انـوار طـیـبـه الهـیـه اسـت كـه در تـفـسـیـر آیـه 16 سـوره نـحل مى فرماید: و علامات و بالنجم هم یهتدون و علامتهائى و به وسیله ستارگان درخشنده هدایت مى شوند، در تفسیر برهان راوى از حضرت رضا علیه السلام از بیان این آیـه مـبـاركـه سـئوال كـرد؟ حـضـرت فرمود: ((مائیم علامت ها و نشانه ها، و ستاره درخشنده رسول خدا است.

در مـجـلد 7 بحار الانوار ص 107(286) از جابر انصارى روایت شده كه روزى پیغمبر خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم پـس از نماز صبح كمه ما با او خواندیم ، روى به ما كـرد و شـروع بـه صـحـبـت نـمـود و گـفـت : اى مـردم كسى كه خورشید را از دست داد و خورشید غروب كرد) باید متمسك به ماه شود (و از نور ماه استفاده كند)، و كسى ماه را هم از دست داد و ماه ناپدید شد) باید از دو ستاره فرقدان (دو ستاره روشن قطبى ) اسـتـفاده كند. جابر گوید من و ابو ایوب انصارى از جا برخاستیم وانس بن مالك هم با ما بود گفتیم : یا رسول الله شمس كیست؟

گـفـت مـن هـسـتـم ، و در تـوضـیـح آن فـرمـود خـداونـد مـتـعـال ما را كه آفرید، همچون ستاره درخشنده آسمان قرار داد كه چون ستاره اى غروب كد ستاره دیگر طلوع نماید.

پس چون من به منزله خورشیدم وقتى كه از میان شما بروم . بایستى شما از ماه بهره مند شوید. گفتیم پس ماه كیست ؟ فرمود: برادرم و وصى و یاور و ادا كننده دینم ، و پدر اولادم ، و جـانـشـین من از میان اهل بیتم على است . گفتیم پس فرقدان كیانند، فرمود: حسن و حسین ، سـپـس گـفـت ایـنـهـا و فـاطـمـه كـه سـتـاره درخـشـنـده زهـرا اسـت عـتـرت واهـل بـیـت مـنـنـد، ایـنـهـا با قرآنند و از هم جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد گردند.
......................................................................................................
[285]اوست كه خورشید را درخشنده و ماه را نورانى نمود. سوره یونس آیه 5.
[286]24 جدید ص 75 نقل از امالى طوسى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 63


این اعلام الدین و قواعد العلم


كـجـایـنـد نـشـانـه هـا و راهـنـمایان دین و اساس 
و اركانهاى علم و دانش


شـرح : 

اعـلام جـمـع عـلم و عـلامـات جـمع علامت به معناى نشانه راه است همانند كوه كه راه بیابان به وسیله آن ظاهر و نمایان شود، از این نظر هم سـالار هـر قـوم ، و رهـبـر و پـیـشـوا را علم خوانند. و منظور از اعلام الدین همان ائمه مـعصومین علیهم السلام هستند كه به بركت وجودشان راههاى هدایت از بیابانهاى ضلالت مـعـلوم و هـویـدا مـى شـود و بـه مـتـابـعـت و پـیـروى از افعال و اقوال آنان راه نجات و سعادت پیموده مى شود.

در مـجـلد 7 بحار الانوار ص 21(287) اما حسن عسكرى علیه السلام به اسحاق بن على نیشابورى نوشت : و بر شما حج و عمره و بر پاداشتن نماز، و دادن زكات ، و روزه ، و ولایـت را واجـب كـرد، و براى شما درى قرار داد تا شما به وسیله آن ، درهاى واجبات و وظـایـف را بروى خود بگشائید. و اگر محمد (خاتم انبیاء) صلى الله علیه و آله و سلم و اوصـیـاى نـسـل او نبودند شما همانند چهار پایان حیران و سرگردان بودید و تكلیفى از تكالیف خود را نمى دانستید.

و البته به بركت وجود ایشان ما را ذلت و خوارى بیرون آورد، و مشقت و گرفتارى را از مـا بـرطرف ساخت ، و از لبه پرتگاه مهلكه نجات داد. همچنانكه در قرآن كریم آمده است و كـنـتـم عـلى شـفـا حـفـرة مـن النـار فـانـقـذ كـم مـنـهـا ـ آل عمران آیه 103 ـ (و شما در كنار گودال آتش بودید كه شما را از آن نجات داد).

كـلمـه قـواعـد جـمـع قـاعده به معناى پایه واساس است ، و در اصـطـلاح اهـل عـلم عـبـارت از یـك امـر كـلى اسـت كـه شـامل تمام افراد و مصادیق آن گردد، مـثـل كـل انـسـان حـیـوان یـا كـل نـاطـق انـسـان كـه شـامـل حـال هـمه افراد انسان مى شود. و جمله قواعد العلم اشاره به این نكته است كه اولیـاى خـدا و ائمـه اطـهـار عـلیـهم السلام پایه هاى علم و دانشند، و در زیارت و روایات تعبیر از آن به خزنه و خزان شده است یعنى گنجینه داران علم .

در زیـارت جامعه درباره اوصیاء و ائمه اطهار مى گوئى .. و عیبة علمه و خزنة علمه (288) آمده (سلام بر آنان كه صندوق و گنجینه دار علم الهى هستند.

سـدیر گوید: به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم : فدایت شوم شما چه مقامى دارید؟ فرمود: ((ما گنجینه داران علم الهى و بیان كننده وحى رساى خدا هستیم بآنچه زیر آسمان و روى زمین است .(289)
در مـجـلد 7 بـحـار ص 316(290) از امـام پـنـجـم عـلیـه السـلام روایـت شـده كـه فـرمـود:عـلى عـالم ایـن امـت اسـت و چـون عـلم هـم قـابـل نـقـل وانـتـقـال است پس هر كدامشان قبل از اینكه از دنیا برود از علم خود به دیگرى تعلم مى دهد.

عـمـا سـاباطى گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم : آیا امام علم غیب هم مى داند؟ فـرمـود: خـیـر، ولى اگـر بـخـواهـد چـیـزى را بـدانـد بـایـد از طـرف خـدا بـه او اعـلام شود.(291)
ثـمـالى گـوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: زمین پابرجا نمى مـانـد مـگـر آنـكـه بـایـد در روى زمـیـن عـالمـى بـاشـد كـه حـق را از بـاطـل بـداند و آنرا تمیز دهد.(292) و اگر كسى بخواهد از مراتب و چگونگى عـلم اوصـیـاء اطـلاع بـیـشـتـرى پـیـدا كـنـد بـایـد بـه كـتـب حـدیـث و روایت و به مجلد هفتم بحارالانوار ص 279 مراجعه كند.(293)
......................................................................................................
[287]23چـاپ جـدیـد ص 99 نـقـل از عـلل الشـرایـع . وایـضـا تـحـف العقول ص 485.
[288]مضمونى از زیارت جامعه كبیر است .
[289]26 بحار جدید ص 105 نقل از بصائر الدرجات . و سدیر بن حكیم صیفرى از اصحاب صادقین علیهما السلام است و مدتى هم در زند

[290]26 جدید ص 169 نقل از بصائر الدرجات . و بدین مضمون روایت دیگرى در هم

[291]26 بحار جدید ص 578 نقل از اختصاص و بصائر

[292]26 بحار جدید ص 178 نقل از مح

[293]26 بحار جدید باواب علومهم .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 64



این بقیة الله التى لا تخلو من العترة الهادیة

كجا است آن باقی مانده خدا كه عالم  از عترت هدایتگر
 
خالى نشود

شرح :


 بدانكه براى حضرت حجت ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ القابى است كـه در كـتـاب نـجم الثاقب ـ حاج میرزا حسین نورى اعلى الله مقامه ـ ذكر شده ، كه از جمله القـاب آنـجـنـاب بـقـیـة الله اسـت . در كـتـاب غـیـبـت فضل بن شاذان از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: موقعى كه حضرت قیام كند تكیه به دیوار كعبه نماید، و حدود سیصد و سیزده نفر در ابتدا گرد او جمع شوند. و اول سخنى كه گوید و بدان تكلم كند این آیه مباركه است بقیة الله خیر لكم ان كنتم مـؤ مـنین ـ هود آیه 85 ـ چیزى كه خدا براى شما باقى مى گذارد بهتر است اگر مؤ من بـاشـیـد. بـعـد مـى فـرماید: منم بقیة الله و حجت خدا و خلیفه او بر شما. ولذا هر كس كه خواهد به او سلام كند مى گوید: السلام علیك یا بقیة الله فى ارضیه.

در كتاب نجم الثاقب از تفسیر فرات بن ابراهیم روایت كرده كه مردى خدمت حضرت صادق علیه السلام رسید و گفت : آیا به حضرت قائم علیه السلام بامرة المومنین سلام كنیم و بـه او بـگـوئیـم السـلام علیك یا امیر المومنین ؟ جواب داد خیر، این نامى است كه خدا امـیـر المـومـنین را به آن نامیده و كسى نه پیش از او و نه پس از او به این نام نامیده نمى شود مگر آنكه (به حقیقت ) كافر باشد. راوى پرسید: پس چگونه سلام كنیم ؟ امام جواب داد بگوئید: السلام علیك یا بقیة الله آنگاه حضرت آن آیه را تلاوت كرد.

فـائده ـ هـر یـك از حـجـج الهى لقب خاصى داشتد، چون آدم صفوة الله و نوح نجى الله و ابراهیم خلیل الله و موسى كلیم الله و عیسى روح الله و محمد حبیب الله.

و ما در شرح زیارت وارث وجه مناسبت هر یك از این القاب را به انبیاء بیان نموده ایم . و هـمـچـنـیـن هـر یـك از امـامـان مـا مـلقـب بـه لقـب خـاصـى مـى بـاشـنـد، ولى لقـب امـیر المـومـنـیـن اخـتصاص به حضرت على بن ابى طالب داردـ چنانكه سابقا گذشت . (294) و لقب بقیة الله هم اختصاص به حضرت ولى عصر دارد.
البـته اطلاق كلمة بقیه بر باقیمانده هر چیزى است مثلا اگر كسى داراى اولاد باشد و از آنان جز یكى باقى نمانده باشد، او را باقیمانده اولاد او گویند. چون خداوند را حجت هاى بـسـیـارى بـوده كـه وسـیـله و رابـطه بین او و مخلوق بودند كه اگر حجت دیگرى باشد اطـلاق كـلمـه بـقـیـه بـر حـجـت قـبـلى نـمـى شـود و از ایـن نـظـر اسـت كه لقب بقیه الله اختصاص به حضرت ولى عصر علیه السلام دارد.

و بـه مـوجـب روایـات بـسـیـارى از فـریـقـیـن عـامـه و خـاصـه حضرت ولى عصر از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و اولاد اوست ، و كتاب الهدى تالیف مـرحـم حـاج سـیـد صـدر الدیـن عـامـلى ـ رحـمة الله علیه ـ كه اواخر عمرشان در قم بودند روایاتى از طریق علماى عامه نقل كرده كه المهدى من العشرة الطاهرة از جمله این روایت ابـن حـجـر در صـواعـق المحرقة صفحه 98 است گوید ابونعیم این حدیث را تخریج كرده(295) كـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم فـرمـود: لیـبـعثن الله رجلا من عـتـرتـى ـ یـمـلا الارض عـدلا خـدا مـردى از اهل بیت مرا برمى انگیزد ـ و زمین را از عدل پر مى كند.

و در كـتـاب یـنـابـیـع المـودة از ام سـلمـه نـقـل شـده كـه گـفـت شـنـیـدم از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم كـه مـى فـرمـود: المـهـدى مـن عترتى من اولاد فاطمة مهدى از عترت من از فرزندان فاطمه است.
در كتاب كفایة الخصام باب 456 حدود یكصد و شصت و پنج حدیث از طریث ق عامه در امامت اثنى عشر نقل مى كند كه حضرت امیر المومنین و یازده نفر از فرزندانش مى باشند و آخر ایشان قائم منتظر مهدى است ، و از روزى كه پدر بزرگوارش وفات یافته تا آنگاه كه خـداى تـعـالى او را ظـاهـر گرداند صاحب این عصر و زمان است كه پس از مدتها غیبت ظاهر شود و در زمین عدل و داد بگسترد همچنانكه از ظلم و جور لبریز شده باشد.

و مـا در ایـنـجـا بـه ذكـر یـك حـدیـث آن اكـتـفـا مـى كنیم : موفق بن احمد خوارزمى معرف به اخـطـب خـوارزم كـه یـكى از بزرگان و دانشمندان علماى جمهور است در كتاب مـنـاقـب خـود از سـلیـم بـن قـیـس هـلالى از سـلمـان فـارسـى روایـت كـرده كـه روزى بـر رسول خدا وارد شدم ، و حسین علیه السلام بر ران حضرتش نشسته بود و آن حضرت میان دو چـشـم او را بـوسه میداد و لبهاى خود را بر لبهاى او مى نهاد و مى فرمود تو سید و پسر سید و پدر ساداتى ، و تو امام و پسر امام و برادر امام ، و پدر امامانى ، و تو حجت و برادر حجت و پدر نه تن حجتى كه از صلب تو مى باشند، و نهمین از آنان قائم ایشان اسـت . صـاحـب كـفـایة الخصام پس از ذكر روایت گوید: روایات از طریق عامه در این باب زیـاد اسـت ، و مـا بـه هـمـیـن قـدر اكـتـفـا كـردیـم زیـرا كـه زیـاده ار ایـن بـاعـث طول كتاب مى شود.

تنبیه ـ جاى بسى تعجب است كه علماى عامه چگونه این اخبار را كه از اخبار صحاح خود مى دانند در اثبات امامت ائمه اثنى عشریة على و یازده فرزندش علیهم السلام روایت مى كنند ولى بـه آنـهـا عـمـل نـمـى كـنـنـد یـعـرفـون نـعـمـت الله ثـم یـنـكـرونـهـا ـ نحل آیه 83 ـ (نعمت خدا را مى شناسند باز آن را منكر مى شوند).

در تـفـسـیـر صافى از تفسیر قمى از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: بـه خـدا سـوگـنـد مـائیـم آن نـعـمتى كه خداوند به بندگانش انعام فرموده ، و به وسیله ما پیروز و كامیاب است كسى كه پیروزى خواهد.

درباره عامه میتوان گفت جهت انكار و عمل نكردن به این احادیث شان چند امر است :

 حـب و شـدت عـلاقـه آنـان بـه دنـیـا و حفظ مال و مقام و ریاست است . كه آنان را به این زنـدگـى مـغـرور ساخته همچنانكه خداوند در آیات متعدد قرآن مجید مى فرماید و عزتهم الحیوة الدنیا كه زندگانى دنیا آنان را مغرور نموده و پیرو خواسته هاى نفسانى خود هـسـتـنـد و از ارشـاد و هـدایـت دیـگـران كـه بـرخـلاف مـیـل نـفـسـانـى آنـان باشد اعراض مى كنند و به دشمنى و ستیزگى بر مى خیزند كلما جـاءهـم رسـول بـمـا لا تـهـوى انـفسهم فریقا كذبوا و فریقا یقتلون ـ مائده آیه 70 ـ هـر وقـت رسـولى حـكـمـى و دستورى كه مخالف با هواى نفسشان بود آورد عده اى را تكذیب كردند و عده اى را به قتل رساندند.

و ایـن مـحبت و شدت علاقه به زندگى دنیا سرآمد انحرافات و گناهان است كه گفته اند پـیـغـمـبـر اكرم فرمود: حب الدنیا راس كل خطیبة (296) و لذا طلحه و زبیر پس از بـیـعـت بـا امـیـر المـومـنـیـن عـلیـه السـلام چـون مـیـل نـفـسـانـى آنـان تـامـیـن نـشـد و بـه آمال و آرزوى نفسانى خود نائل نشدند نقض بیعت كردند و در مقام تكذیب برآمدند و آن جنگ خـونـیـن جـمـل را بـر پـا كـردنـد. و بـا دیـگـران بـراى مال و مقام و ریاست خود مردان حق و خیرخواه را كشتند و حجت هاى الهى را از میان بردند.

 عـلت دیـگـر از عـمـل نكردن به آن روایات خودبینى و تكبر و حسادت نسبت به دیگران اسـت كـه از اطـاعـت و پـیروى از آنان سر باز مى زنند چناكه فرمود: ام یحسدون الناس عـلى مـا آتـا هـم الله مـن فضله ـ نساء آیه 54ـ آیا حسد مى ورزند بر مردم ، كه چون خدا آنان را از فضل خود برخوردار نموده .
تـفـسیر صافى از كتاب كافى و عیاشى و غیر آندو از ائمه معصومین علیهم السلام روایت كرده كه فرمودند:

 مائیم كه به واسطه نعمت امامتى كه خداوند بما عنایت فرمود مورد حسد واقع شده ایم.

 جـهـت دیـگر تقلید كوركورانه از پدران واجداد، به نام سنت نیاكان و پیروى كردن از گـذشـتـگـان اسـت كـه عـمـده همین است و در آیات قرآن كریم از این نوع تقلید سخت مذمت و نـكـوهـش شـده از جـمـله سـوره بـقـره آیـه 170 مـى فـرمـایـد: و اذا قـیـل لهـم اتـبـعـوا مـا انـزل الله قـالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لوكان آباوهم لا یـعـقـلون شـیـئنـا و لا یـهـتـدون (و هـنـگـامـى كـه بـه آنـان گـفـتـه شـود از آنـچـه خـدا نازل فرموده پیروى كنید گویند ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروى مى كنیم ، آیـا اگـر چـه پدرانشان چیزى نفهمند و هدایت نشوند (باز هم از آنان پیروى مى كنند). و آیـه دیـگـر سـوره مـائده 104 مـى فـرمـایـد: و اذا قـیـل لهـم تـعـالوا الى مـا انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آباءنا، او لوكان آباوهم لا یعلمون شیئا و لا یهتدون و چون به آنان گفته شود بیائید به آنـچـه را كـه خـدا بـه پـیـغـمـبـر نـازل كرده (بگروید و متابعت كنید) گویند آنچه را كه پدرانمان را بر آن یافتیم ما را كافى است ، آیا اگر چه پدرانشان چیزى ندانند و هدایت (هم ) نشوند. و آیات دیگر.(297)

حـاصـل آنـكـه انـسـان بـایـد مـتـابـعـت عـقـل و بـرهـان نـمـایـد، و حـسـن ظـن بـه اعـمـال پدران و نیاكان گذشته باعث تقلید كور كورانه او نگردد و سبب بدبختى وى را فراهم نسازد. و در این مقام لازم است كه به این نكته توجه شود.

بـایـد دانـسـت كـه اثـبـات وجـود امـام زمـان حـضـرت ولى عـصـر عـجـل الله تـعـالى فـرجـه الشـریف ـ و ظهورش براى اصلاح امور جامعه بشر و تاسیس مـوجـبـات سـعـادت دنـیا و آخرت آنان پس از اثبات وحدانیت خدا و صفات جلالیه و جمالیه اوسـت و انـسـان بـایـد یـقـیـن پـیـدا كـنـد و مـعـتـقـد بـاشـد كـه خـداونـد مـتـعـال عـالم و قـادر و رؤ وف اسـت و هـر چـه را كـه اراده كـنـد واقع مى شود، و بر خلاف عدل و لطف خود امرى را انجام نمى دهد.

و هـمـچـنـیـن بـعـد از اثـبـات نبوت و خاتمیت رسول اكرم است و اینكه آنچه گوید از طرف خـداونـد است وما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى ـ نجم آیه 4ـ از پیش خود چیزى نمى گوید و آنچه مى گوید جز وحى كه به وى مى شود نمى باشد.

و هـمـچـنـین بعد از اثبات معاد و عقیده بآن است كه معتقد باشد: انسان به مردن فانى نمى شـود و سـرانـجـام بـه نـتـیـجـه اعـمـال خـود مـى رسـد و خـود مسئول اعمال دنیائى خود است ، آن وقت در امامت بحث مى شود كه خداى عالم و قادر و مهربان مـحـال اسـت بشر را به حال خود حیران و سرگردان واگذارد و مرجع و پیشوائى از طرف خـود بـراى آنـان مـعـیـن نـكـنـد و لطـف خـدا مـنـقـطـع گـردد و اگـر كـسـى در طول عمر حضرت ولى عصر تردید داشته باشد باید با او از قدرت و لطف الهى صحبت كـرد و چـون بـدان مـعـتـقـد بـاشـد و اعـتـراف كـنـد لازمـه لطـف خـداونـد جل و عز موجب است كه عمر آن بزرگوار را هم طولانى نماید.
......................................................................................................
[294]در ذیل آن علت اختصاص این لقب بآن بزرگوار را بیان كردیم .
[295]ابـن حـجر صاحب كتاب صواعق المحرقه نامش شهاب الدین احمد بن محمد میثمى مـصـرى مـتـوفـاى 973 ه . ق است . و قاضى نورالدین بن شریق حسنى مرعشى شوشترى معاصر شیخ بهائى كتابى بنام صوارم المهرقة بر رد كتاب او نوشته .
[296]جامع الصغیر سیوطى به نقل از شعب الایم
[297]سـوره 10 آیـه 78، سـوره 21 آیـه 53 و 54، سوره 26 آیه 74، سوره 31 آیه 21، سوره 34


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396


شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 65


این المعدّ لقطع دابر الظلمة

كـجـا اسـت آنـكـسـى كـه بـراى بـركـندن ریشه ظالمان
 و ستمگران مهیا و آماده گردیده


شـرح :

 بـدانـكـه آن جـنـاب را وظـائفـى است كه پس از بعثت و ظهورش انجام مى دهد اول آنـكـه بـه مـوجـب اخـبـار وارده از طـرق عـامـه و خـاصـه ، بـه بـركـت ظـهـور او عـدل و داد در جـهـان گـسـتـرده خـواهـد شـد و كـسـى نـتـوانـد بـه جـان و مال و عرض دیگران تعدى و تجاوز نماید، و این گونه عدالت میان جامعه بشر محقق نشود مـگـر آنـكه عالم از لوث وجود ظالم و ستمكار پاك گردد به خصوص آن قدرتمندان جهان كه از سطوت و قدرت خود سوء استفاده مى كنند.

در كـتـاب ینابیع المودة ص 435 روایتى نقل شده كه قسمتى از آن روایت چنین است و به بركت وجود او خداوند مشارق و مغارب زمین را در اختیار اصحاب و یاران او قرار مى دهد و دین حق را ظاهر و آشكار مى سازد تا آنكه اثرى از ظلم و بدعت دیده نشود.

و گـسترش این عدالت تا بدرجه اى رسد كه شخص از دشمن خود در امان باشد. در كتاب یـنـابـیـع المـودة ص 423 بـه وسـیـله ابـن عـبـاس ‍ نـقـل شـده كـه گوید: صاحب آئین و ملتى باقى نمى ماند مگر اینكه به اسلام روى آورد و مسلمان شود و در آرامش بسر برد) بطورى كه گوسفند از گرگ ، و گاور از شـیـر درنـده ، و انسان از مار گزنده در امان باشد حتى موش هم چرمى را نجود، و این امنیت در زمان قیام حضرت قائم ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ صورت خواهد گرفت . و در ص 448 همان كتاب آمده است كه گوید: و میزان عدالت را میان مردم رواج دهد بطورى كه كسى به كسى ظلم و ستم نكند.

در تـفـسـیـر بـرهـان ذیـل ایـن آیـه مـبـاركـه فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا علیهم ابواب كـل شـى حـتى اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا هم بغتة فاذاهم مبلسون ـ انعام آیه 44 ـ (پس وقـتـى آنـچه را كه به آنها تذكر داده شده بود از عذاب الهى ، از یاد بردند، درهاى همه چـیـز از لذائذ مـادى دنـیـایى را) برویشان گشودیم و چون بدان سرگرم و شادمان شـدنـد بناگاه آنان را به چنگ قدرت اندر گرفتیم، آنگاه بود كه سخت در حزن و اندوه درافـتـادنـد)

 از ابـوحـمـزه نـقـل كـرده كـه گفت : تفسیر این آیه را از امام محمد باقر علیه السـلام پرسیدم فرمود: 

اما قول خداى تعالى كه مى فرماید: فلما نسوا ما ذكروا بـه یـعـنـى وقـتـى كـه ولایـت على علیه السلام را از یاد بردند و فراموش كردند در صـورتـى كـه مـامور بدان بودند فتحنا علیهم یعنى دولت و سلطنت به ایشان داده شد و دستشان در امور دنیا باز گردید. اما قوله : حتى اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا هـم بـغـتـة .. یـعـنـى در زمـان قـیـام قـائم چـنـان مـقـهـور و مـغـلوب شـونـد مـثـل ایـنـكـه هـرگـز بـراى آنـهـا در دنـیـا قـدرت و سـلطـنـتـى نـبـوده و ایـن اسـت قـول خـداونـد كـه فـرمـود: 

بـغـتـة و هـم مـبلسون 

آنگاه در دنباله آن این آیه آمده است:

 فـقـطـع دابـر القـوم الذیـن طـلمـوا 

پـس بـریـده شـد دنـبـاله گروهى كه ظلم كردند.(298)
......................................................................................................
[298]جلد 75 چاپ جدید ص 323 نقل از كافى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 66


این المنتظر لاقامة الامت و العوج

كـجـا اسـت آنـكـس كـه مـنـتـظـریـم اخـتـلاف و عـیـب و كـجى 
اهل عالم را اصلاح و به راستى و درستى باز گرداند


شـرح :

 كـلمـه مـنـتـظـر ـ بـفـتـح ظـاء ـ اسـم مـفعول از باب افتعال بمعناى انتظار كشیده شده است كه دیگران در انتظار او به سر مى بـرنـد. در كتاب نجم الثاقب صفحه 47 از كمال الدین از حضرت امام محمد تقى علیه السلام نقل شده كه فرمود: 

بعد از حضرت امام حسن عسكرى علیه السـلام پـسـر او قـائم بـه حـق اسـت كـه مـنـتـظـر اسـت ، راوى سـئوال مى كند چرا او را منتظر نامیدند؟ فرمود: براى آنكه او را غیبتى است طولانى و مدت زمان آن به طول خواهد كشید و مردم اصلاح طلب خروج و ظهور او را در انتظارند.

شرح : البته در بیان و توضیح این نوع انتظار كه عموم بشر و به خصوص مردم اصلاح طلب بدان دل بسته اند ابتدا باید به این نكته توجه داشت كه اختلاف بین افراد جـامـعـه از حـیـث غـنى و ثروت و فقر و تنگدستى تا حدى از لوازم زندگى اجتماعى بشر اسـت و بـایـد هـم بـاشد، زیرا اگر همه افراد جامعه بشر غنى و بى نیاز باشند هرگز آنـان بـه كـارهـاى مـهـم اجـتـمـاعـى و اقـتـصـادى و سـیـاسـى جـامـعـه مـخـتـل خـواهد شد.

 پس از این نظر لازم است كه در امور معالش زندگى تفاوتى میان افراد بـشر باشد تا چرخ زندگانى اجتماعى بشر به گردش درآید همچنانكه در نوع فكر و استعداد هم مختلفند. خداوند متعال در سوره زخرف آیه 32 میفرماید:

 اهم یقسمون رحمة ربـك نـحـن قـسـمـنـا بـیـنهم معیشتهم فى الحیوة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیـتـخـذ بـعـضـهـم بـعـضا سخریا و رحمة ربك خیر مما یجمعون 

مگر اینان مقسم رحمت پـرودرگار تواند این مانیم كه معیشت آنها را در زندگى دنیا تقسیم مى كنیم و بعضى را درجـاتـى بـالاتر از بعض دیگر قرار مى دهیم تا بعضى بعض دیگر را رام و مسخر خود كـنـنـد و رحـمـت پروردگارت از آنچه جمع مى كنند بهتر است.

 و بر ثروتمندان است كه رعـایـت حـال زیردستان و فقرا و درماندگان را بنمایند كه خدا مى فرماید: والذین فى اموالهم حق معلوم . للسائل و المحروم ـ معارج آیه 24 و 25 ـ آنانكه در اموالشان سـهـمـى را بـراى فقرا معین كنند) و بدان كه دراموال اغنیا و توانگران حقى براى فقرا و بیچارگان مفروض است .

امـا ایـن تـفـاوت بین ثروتمندان و فقرا وبیچارگان كه دسته اى ساكن قصرهاى عالى و بـنـاهـاى مـتـنـوع و مـجـلل و گـروهـى در گـوشـه زاغـه هـا و گـودال هـا منزل كنند، آن عده متنعم به انواع نعمت ها از خوراك و پوشاك و و و، و این جماعت بـا هـزاران زحـمـت و مـشـقـت تـنـا قـرصـه نـانـى آنـهـم آغشته به خون ، و آن دسته بروى فـرشـهـاى ابـریـشـمـى و تـخت هاى زرین آرمیده ، و این جمعیت بروى زمین نمناك و بسترى ژولیـده ، و آن ثـروتمندان براى تفریح و مسافرت از هواپیما و ماشین هاى لوكس آخرین سـیستم بهره مند، و اما این بیچارگان پیاده و پاى برهنه با هزاران رنج و مشقت مسافت را طى مى كنند، آنان آنطور و اینان اینطور روزگار بگذارند.

آیـا این حد از اختلاف در طبقات جامعه رواست . آیا این اختلاف بین اغنیا و فقرا به عدوات و دشـمـنـى مـبـدل نـخواهد شد آیا اغنیا و ثروتمندان میتوانند مقدارى از ثروت و اندوخته خود صـرف نـظـر كنند و آنرا به فقرا بدهند و آنانرا از فقر و تنگدستى نجات دهند، و اغنیا قـوانـیـن و دستورات الهى را در حق تهى دستان اجرا نمایند.

 البته رفع این حد از اختلاف به بركت ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام و اجراى قوانین و دستورات اسلامى خواهد شد. و این یكى از سنت هاى سنیه اوست.

در كـتـاب المـهـدى از مـسـنـد احـمـد بـن حـنـبـل از فـقـهـاى اربـعـه اهل سنت ) از ابوسعید خدرى نقل شده كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: مـن شـمـا را بـوجـود مهدى بشارت مى دهم ـ تا آنكه فرمود ـ ساكنان آسمان و زمین از وجـود او خـشـنـود و راضـى مـى شـونـد، و مـال را بـه صـورت صحیح قسمت مى كند، مردى پـرسـیـد مـعـنـى صـحـیـح چـیـسـت ؟ ـ فـرمـود: 

بـه انـدازه نـیـاز مـیان مردم تقسیم مى كند و دل امـت مـحـمـد صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم را بـى نـیـاز مـى سازد و عدلش را میان آنان توسعه میدهد.

و ایـضـاً در مـسـنـد احـمـد از نـبـى اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم نـقـل شـده كـه فـرمـود: 

سـاعـت موعود محقق نمى شود تا اینكه زمنى از ظلم و جور پر شـود، آنـگـاه از ذریـه و عـتـرت مـن كـسـى خـروج مـى كـنـد و بـیـرون مـى آیـد و زمـین را از عدل و داد پر مى كند.

در فـتـوحـات مكیه در وصف مهدى آل محمد صلوات الله علیهم چنین آمده است :

 یقسم المـال بـالسـویـة ، و یـعـدل فـى الرعـیـة و یـفـصـل فـى القـضـیـة ....الخ 

كـه مـال را بى تفاوت و باندازه تقسیم مى كند و میان ملت و رعیت به عدالت رفتار مى كند، و در دعوى و مرافعه ، به حق داورى مى نماید ـ الخ.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 67


این المرتجى لازالة الجور و العدوان


كجا است آن یگانه كسى كه براى برانداختن اساس ظلم و عدوان 
مورد امید و نظر (خلایق ) است


شـرح : 

بـدانـكه از وظائف مهم آن حضرت برانداختن ظلم و تعدى و تجاوز بشر به حـقـوق یـكـدیـگـر اسـت . كـتـاب یـنـابـیع المودة از ابوسعید خدرى روایت كرده كه گوید: پـیـغـمـبـر خـدا صـلى الله عـلیه و آله و سلم تذكر داد كه بلا و مصیبتى به این امت خـواهـد رسـیـد بـه طورى كه كسى پناهگاهى نمى یابد كه از ظلم و ستم بدان پناه آورد، آنـگـاه خـداونـد مـردى از عـتـرت واهـل بـیـت مـن بـرانـگـیـزد و بـه بـركـت او زمـیـن را از عدل و داد پر مى كند همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

البته سبب و جهت عمده رفع ظلم نسبت بیكدیگر عقیده به قیامت و محاسبه روز جزا است ، كه اگر چنین اعتقادى در قلوب مردم ایجاد شود و شخص بآن ایمان پیدا كند نیت ظلم نمى كند و ظلم از چنین كسى سر نمى زند.

در كتاب بحار الانوار جزء چهارم از مجلد 15 ص 206 آمده است كه امام ششم علیه السـلام فـرمود: 

كسى كه صبح كند و قصد ظلم به كسى را نداشته باشد خدواند گـنـاه آن روز او را مورد مغفرت قرار مى دهد در صورتى كه خونى را (به ناحق) نریزد یا مـال یـتیمى را نخورد.

 البته ذكر این دو معصیت كه یكى بدنى و دیگرى مالى است از باب مثال است و مراد تمام گناهان و حقوق الناس مى باشد خواه بدنى باشد یا مالى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 68


این المدّخر لتجدید الفرائض و السنن

كجا است آن كسى كه براى تجدید و احیاء (زنده كردن ) فرائض 
و سنن آئین اسلام كه محو و فراموش ‍ 
شده ذخیره شده است 


شرح : 

در اثر استیلاى روساى جور و فراهم آوردن شهوات و هواهاى نفسانى واجبات الهـى و سنن دینى در جامعه مسلمین از یاد رفته و دستورات و روش هاى اسلامى متروك و از میان رفته . و چه بسا به واسطه مرور زمان و پیروى هواى نفس متدرجاً آنانكه بوجود امام زمان هم معتقد بودند آنرا از یاد برده باشند.

مـجـلد 13 بـحـار ص 134از عـلى بـن جـعـفـر از برادرش موسى بن جعفر علیهما السـلام روایـت كـرده گـویـد: هـنـگـامـى كـه پـنـجـمـیـن امـام از نسل هفتمین امام غایب شود. براى حفظ دینتان به خدا پناه برید، مبادا كسى شما را از دینتان بـازگـردانـد. اى فرزندم صاحب این امر ناگزیر است از غایب شدن تا آنجا كه آنهائیكه بـه او ایمان داشتند از طولانى شدن زمان غیبت) از عقیدشان برگردند. و این غیبت او امتحانى است از طرف خدا كه خواسته بندگانش را بوسیله آن امتحان كند.

و از مـیـان مـسـلمـانـان آنـانانى را كه ایمانشان ثابت است و به دستورات خدا و پیغمبر او عمل مى كنند میتوان چنین تشبیه كرد كشعرة بیضاء فى بقرء سوداء همانند موى سفیدى كه در بدن گاو سیاهى باشد.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P8.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 69


این المتخیر لاعادة المله و الشریعة

كـجـا است آن كسى كه براى برگرداندن (حقایق) ملت و شریعت دین مقدساسلام انتخاب و برگزیده شده است

شرح :

 مراد از این ملت و شریعتى كه باید به وسیله او احیا شود و بدست با كفایت او انـجـام گـیـرد همان ملت و طریقه حضرت ابراهیم علیه السلام است كه خداوند در قرآن كـریـم بـه پـیـغـمبرش دستور فرموده كه از آن پیروى نما :

 ثم اوحینا الیك ان اتبع ملة ابـراهـیـم حـنـیـفـا (نـحـل:123) 

آنـگـاه مـا بـه تـو وحـى كـردیـم كـه طـریـقه و روش معتدل ابراهیم را كه از مشركان نبود پیروى كن.

 یعنى در دعوت به توحید و نفى شرك و بت پرستى به تمام اقسام آن ، و عمل به سنت و آداب از او پیروى نما.

در تـفـسـیـر صـافـى ایـن روایـت را از تـفـسـیـر عـیـاشـى نـقـل مـى كـند كه امام حسین علیه السلام فرمود:
 
ما احد على ملة ابراهیم الا نحن و شیعتنا و سـائر النـاس مـنـهـا بـرءاء 

كسى جز ما و شیعیان ما بر ملت و روش ابراهیم نیست و سایر مردم از این روش و طریقه دورند.

و در آیـه دیـگـر مـى فـرمـایـد: قـل بـل مـلة ابـراهـیـم حـنـیـفـا(بـقـره:135)

 بگو بلكه آئین پاك ابراهیم را مى پذیرم كه میانه رو بود. و آیات دیگر.

در مجلد 16 بحار باب السنن الحنیفیه روایاتى از آداب و دستورات طهارت و نـظـافـت اسـلامـى كـه نـمـونـه اى از سـنـن دیـن حـنـیـف ابـراهـیـم عـلیـه السـلام اسـت نـقـل شـده از جـمـله در تـفـسـیـر قـمـى آمـده اسـت كـه خـداونـد حـنـیـفـیـت را بـر ابـراهـیـم نـازل كـرد و آن ده چـیز است عبارت از پاكیزگى پنج چیز در سر و پنج چیز در بدن ، اما در سـر عـبـارت اسـت از گـرفـتـن شـارب ، و گذاشتن ریش ‍ به حد معین )، و اصلاح كـردن مـو، و مـسـواك كـردن ، و خـلال نـمـودن . و امـا آن پنج كه در بدن است عبارت است از گـرفـتـن و ازاله مـوى بـدن ، و خـتـنـه كـردن ، و نـاخـن گـرفـتـن ، و غسل جنابت ، و تطهیر كردن با آب .

ایـنـهـا حنیفیت و پاكیزه گى است كه ابراهیم آورده و تاكنون نسخ نشده و تا قیامت هم نسخ نمى شود.
و در سـوره دیـگـر مـى فـرمـاید:

 ان اولى الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبى و الذیـن آمـنـوا و الله 
ولى المـومـنین (آل عمران:68) 

نزدیك ترین مردم بابراهیم كسانى هستند كه از او پیروى كنند، و این پیغمبر و آنانكه ایمان آوردند، و خدا دوستدار مومنان است. 

خلاصه آنكه ابراهیم را به حقانیت یارى كنند.

و قال الله تعالى :

 و من یرغب عن ملة ابراهیم الا ن سفه نفسه و لقد اصطفیناه فى الدنیا و انـه فـى الاخـرة لمـن الصـالحـین (بقره:130)

 از آئین و طریقه ابراهیم كناره گـیـرى نمى كند مگر كسى كه 
سفیه باشد، و البته ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت از صالحان و شایستگان است.

و كـسـى را كـه خـداونـد او را بـرگـزیـه بـاشـد، از اخـلال رذیـله و صـفات ذمیمه منزه است ، پس 
شایسته و سزاوار است كه براى رستگارى و فـوز بـه سعادت دنیا و آخرت از او متابعت شود زیرا كه 
اراض از روش و طریقه او باعث شقاوت وهلاكت خواهد بود.

و از جمله طریقه او توصیه و سفارش به اولاد و فرزندان خود بود كه مراقب و مواظب دین خـود بـاشـنـد 
تـا در وقـت مـردن بـى دیـن از دنـیـا نـرونـد و بـا حـال تـسلیم و سلامت نفس جان دهند چنانچه خدا در 
قرآن میفرماید: 

و وصى بهار ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنى ان الله اصطفى لكم الدین فلا تموتن الا و انتم 
مسلمون (بقره:132)

و ابـراهیم و یعقوب فرزندانشان را به همین موضوع سفارش كردند كه اى 
فـرزنـدان ، خـدا بـراى شـمـا ایـن دیـن را بـرگـزیـد و جـز بـا عقیده به اسلام و تسلیم نمیرید.

فـائدة ـ از آیـه ومـن یـرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه كه ذكر آن سابقاً گذشت مـیـتوان اسفتاده 
نمود كه ملت پیغمبر ما هم همان ملت ابراهیم است با زیادتى از آداب و سنن تكاملى ، و كسى كه در این 
عصر و زمان از طریقه و ملت پیغمبر اسلام صلوات الله علیه كـه خـاتـم پـیـغمبران است اعراض نماید، 
او از طریقه ابراهیم اعراض نموده و این خود یك نوع سفاهت و بى خردى است كه خدا میفرماید:
 
الا انهم هم السفهاء و لكن لا یعلمون (بقره:13)

بدانید كه اینها خودشان ابلهند و لكن نمى دانند.

و مـویـد آن آیـه :

 و ما جعل علیكم فى الدین من حرج ملة ابیكم ابراهیم هو سمكم المسلمین من قـبـل و فـى 
هـذا (حـج:78) 

و در ایـن دیـن بـراى شما دشوارى قرار نداده ، آئین پدرتان ابراهیم است و او شما را از پیش و نیز در این قرآن مسلمان نام داد.

و الشریعة :شریعت به حسب لغت راه روشن و آشكارى است كه آدمى رابه لب آب مى رساند. و آئین دین را هـم كـه شـریـعـت گـویـند بآن تشبیه شده ، چون همان قسم كه آب سبب حیات دنیائى و زنـدگـى مـوجـود زنـده اسـت و بـدان بـسـتـگـى دارد كـه فـرمـود:

 و جـعـلنـا مـن المـاء كل شى حىّ (انبیاء:30) 

و هر چیز زنده را از آب قرار دادیم.

و ایـن هـم سـبـب حیات ابدى و سعادت دنیا و آخرت است ، و این راه روشن را شریعت گویند.

 قـال الله تـعـالى :

 ثـم جـعـلنـاك عـلى شـریـعـة مـن الامـر فـاتـبعها (جاثیه:18) 

سپس ما تو را هم بر شریعتى از امر دین قرار دادیم پس همان 
را پیروى كن.

و شریعتى كه خداوند براى پیغمبر اسلام صلوات الله علیه مقرر ساخته همان امورى است كـه در قـرآن فـرمـوده : 

شـرع لكـم مـن الدین ما وصى به نوحا و الذى اوحینا الیك و ما وصـیـنا به ابراهیم و موسى و عیسى ان اقیموا الذین (شورى:13)

براى شما تـشـریـع كـرد از دیـن ، هـمان را كه نوح را بدان توصیه نمود، و آنچه را كه ما به تو وحـى كـردیـم و بـه ابـراهـیـم و مـوسـى و عـیسى سفارش ‍ نمودیم این بود كه دین را بپا دارید.

و انـبـیـاء عـلیـهم السلام در اصول عقاید و پرستش خدا و احكام و دستورات الهى اختلافى نـدارنـد، امـا در چـگـونـگـى افعال واعمال عبادى و بعضى از فروع و سنن به حسب زمان و مـصـالح اخـتـلاف دارند.
 
لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً (مائده:48)

 براى هر یك آئین و روشى مقرر كردیم.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 70


این المومل لاحیاء الكتاب و حدوده

كجاست آنكه براى احیا و زنده كردن كتاب آسمانى قرآن و حدودش مورد امید و آرزوست

شـرح : 

در مـجـلد 13 بـحار صفحه 8 از امام ابو محمد عسكرى علیه السلام روایت شده موقعى كه حضرت حجت علیه السلام متولد شد فرمود:
 ستمگران و جباران خیال كردند كه آنان مرا مى كشند تا این نسل را قطع كنند، پس چگونه دیدند قدرت خدا را و اینك او را مومل نام نهاد یعنى مورد آرزوى خلایق كه جامعه بشر آرزوى قیام او را دارند.

هـمـچـنـانـكـه در دعـاى افـتـتـاح شـب هـاى مـاه مـبـارك رمـضان است كه میگوئى

 اللهم و صـل عـلى و لی امـرك ، القـائم المـومل و العدل المنتشر 

بار الها تو درود فرست بـر ولى امـرت امـام قـائم كـه مـورد آرزو ى مـردم و عدل منتظر است.

بـدانـكـه ظـلمت و تاریكى مانع از دیدن آیات حق و باعث اشتباه حق از شبهات باطله و عقاید فـاسـده و نـادانـیـهـا و هـواپـرسـتـى هـا مـى شـود. و از بـعـد از رحـلت رسـول خـدا در هـر آن و زمـان ایـن امـر در تـزایـد بـوده و خـواهـد بـود و خـداونـد مـتـعـال به مقتضاى صفت رافت و رحمت وسائل هدایت و روشنائى و نجات ز ظلمت ضلالت را بـراى بـنـدگـان خـود فراهم نموده چنانچه مى فرماید:

ان هذا القرآن یهدى للتى هى اقوم (اسرى:9)

البته این قرآن خلق را به راست ترین و استوارترین طریقه هدایت مـیكـنـد. 

و در آیـه 82 هـمـان سـوره مـیفـرمـایـد:

و نـنـزل مـن القـرآن مـا هـو شـفـاء و رحمة للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا 

و ما آنـچـه از قـرآن فـرو مـى فـرسـتـیـم شـفـا (ى دل) و رحـمـت الهى براى مومنان است و لكن ستمكاران را به جز زیان چیزى نخواهند افزود.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


( کل صفحات : 21 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات